اصلاح قسمتي از قانون دادرسي و كيفر ارتش و نسخ بعضي از مواد قانون مجازات عمومي مصوب 1354,04,18 با اصلاحات و الحاقات بعدي ماده واحده (منسوخه 17ˏ11ˏ1400) ـ مواد 5 ـ 6 ـ 132 ـ 164 ـ 165 ـ 182 ـ 184 ـ 187 ـ 188 ـ 262 ـ 263 ـ 288 ـ 291 ـ 292 ـ 293 ـ 294 ـ 297 ـ 298ـ 303 ـ 305 ـ 307 ـ 310 ـ 311 ـ 312 ـ 315 ـ 319 ـ 320 ـ 323 ـ الي 334 ـ 336 ـ 337 ـ 338 ـ 340 ـ 344 ـ 345 ـ 346 ـ 347 ـ350 الي 363 ـ 365 ـ 366 ـ 367 ـ 398 ـ 339 و 412 قانون دادرسي و كيفر ارتش به شرح زير اصلاح و مواد 195 ـ 196 ـ 289 ـ 290 ـ 295ـ 302 ـ 304 ـ 306 ـ 348 ـ 349 و عناوين «مبحث سوم فرار به طرف دشمن» و «مبحث چهارم مقررات مشترك بين سه مبحث» و مواد 413 ـ414 ـ 415 ـ 416 ـ 418 ـ 422 قانون مذكور و قانون مجازات مقدمين عليه امنيت و استقلال مملكتي مصوب 22 خرداد ماه 1310 و مواد 69 و 74و 79 و بند 1 ماده 81 قانون مجازات عمومي نسخ ميشود. ماده 5 ـ دادستاني ارتش تشكيل ميشود از دادستان ارتش و يك يا دو معاون و به تعداد مورد نياز داديار و بازپرس و معاون بازپرس و كارمندان دفتري. ماده 6 ـ وظايف بازپرس و دادستان دادگاههاي متشكل در اداره دادرسي نيروهاي مسلح شاهنشاهي مستقر در پايتخت بر عهده دادستاني ارتش ميباشد. ماده 132 ـ ضابطين نظامي براي انجام وظايفي كه برعهده دارند نميتوانند در منازل اشخاص وارد شوند مگر با حضور دادستان نظامي يا نماينده او. ماده 164 ـ هرگاه متهمي بامر بازپرس جلب يا بازداشت شده باشد بازپرس مكلف است در ظرف 24 ساعت از زمان حاضر شدن متهم بازجوئي هاياوليه را از او نموده و قرار تأميني بر حسب مورد (قرارالتزام يا كفيل يا وثيقه و يا در صورت لزوم بازداشت) درباره او صادر نمايد. تبصره ـ در مورد اين ماده نسبت بافسران فقط قرار التزام صادر ميشود مگر اين كه مقتضيات صدور قرار بازداشت افسر متهم را ايجاب نمايد. ماده 165 ـ در مورد اجراي قرارهاي تأمين بشرح زير اقدام ميشود:
1
هرگاه متهمي كه التزام داده پس از احضار در تاريخ مقرر بدون عذرموجه حاضر نگردد بدستور دادستان وجه التزام از او اخذ و در صورت عدم پرداخت بازاء هر پانصد ريال يا كسر آن يك روز بازداشت ميگردد.
2
اگر متهمي كه با معرفي كفيل آزاد بوده پس از احضار در تاريخ مقرر بدون عذر موجه حاضر نشود بكفيل اخطار ميشود كه ظرف پانزده روز مكفول خود را معرفي نمايد و در صورت عدم معرفي بدستور دادستان وجه الكفاله از كفيل اخذ ميگردد و هرگاه از پرداخت وجه الكفاله خودداري نمايد بازاء هر پانصد ريال يا كسر آن يك روز بازداشت ميشود.
3
هرگاه متهمي كه وثيقه داده پس از احضار در تاريخ مقرر بدون عذر موجه حاضر نگردد بدستور دادستان وثيقه بنفع دولت ضبط ميشود و هرگاه وثيقه غيرمنقول باشد دستور دادستان باجراي ثبت براي استيفاء مبلغ وثيقه كافي است و اجراي ثبت مكلف است قرار تأمين وثيقه را مانند اسناد رسمي بموقع اجرا بگذارد. تبصره 1 ـ مدت بازداشت در مورد بندهاي 1 و2 و حداكثر يك سال است. تبصره 2 ـ از روزيكه دستور دادستان جهت پرداخت وجه التزام يا بازداشت متهم يا اخذ وجه الكفاله يا بازداشت كفيل يا ضبط وثيقه ابلاغ ميشود متهم يا كفيل يا وثيقه گذار حق دارند ظرف ده روز به دادگاه نظامي كه صلاحيت رسيدگي باصل اتهام را دارد شكايت نمايند دادگاه مكلف است در جلسه اداري و خارج از نوبت بآن رسيدگي و رأي مقتضي صادر نمايد. رأي دادگاه در اين مورد قطعي است. ماده 182 ـ متهم ميتواند از بين نظاميان واجد شرايط شاغل يا بازنشسته يك يا دو نفر وكيل مدافع براي خود انتخاب نمايد. شرايط و ترتيب وكالت بموجب آئين نامه اي خواهد بود كه بتصويب وزارت جنگ ميرسد. تبصره ـ هرگاه وكلاي نظامي موضوع اين ماده در اجراي امر وكالت متهم بارتكاب جرمي شوند رسيدگي باتهام آنان با دادگاه نظامي است. ماده 184 ـ پس از تعيين وكيل مدافع هرگاه متهم يا وكيل او يا هر دو براي بررسي پرونده درخواست مهلت كنند رئيس دادگاه ميتواند با رعايت كفايت وقت تا يك هفته مهلت دهد كه ظرف اين مدت در دفتر دادگاه پرونده را بررسي كنند و هرگاه متهم يا وكيل مدافع او ايراداتي نسبت به صلاحيت دادگاه يا حصول مرور زمان داشته باشند يا تحقيقات را ناقص بدانند بايد ايرادات مزبور را ظرف همان مهلت بدفتر دادگاه تسليم نمايند. ماده 187 ـ رئيس دادگاه پس از انجام تشريفات مذكور در مواد قبل و انقضاي مهلت مقرر در ماده 184 در اولين وقت آزاد جلسه مقدماتي دادگاه را تشكيل ميدهد در اين جلسه دادگاه پرونده و ايرادات متهم يا وكيل مدافع را (اگر ايرادي شده باشد) مورد بررسي قرار داده و ميتواند دادستان متهم و يا وكيل مدافع را جهت اخذ توضيحات احضار نمايد و در خاتمه جلسه در غياب احضارشدگان بشرح زير قرار مقتضي صادر مينمايد: الف ـ هرگاه رسيدگي در صلاحيت دادگاه تشخيص نشود قرار عدم صلاحيت خود را با تعيين مرجعي كه صالح تشخيص داده صادر مينمايد.
ب
هرگاه موضوع اتهام را مشمول مرور زمان بداند يا بهر علت ديگر ادامه تعقيب را قانوني تشخيص ندهد قرار موقوفي تعقيب صادر مينمايد.
ج
هرگاه نقصي در تحقيقات مشاهده نمايد كه براي رفع آن اقدام بازپرس ضروري باشد قرار تكميل تحقيقات را با تصريح به تحقيقاتي كه بازپرس بايد انجام دهد صادر مي نمايد. خواستن مدارك و سوابق از ادارات و يگانها يا مراجع ديگر با خود دادگاه است. تبصره ـ قرار دادگاه در صورتي كه راجع بعدم صلاحيت يا موقوفي تعقيب باشد به دادستان ابلاغ ميگردد و دادستان ميتواند ظرف 48 ساعت نسبت بآن اعتراض كند. هرگاه دادستان در مهلت مقرر اعتراض ننمايد پرونده براي اظهار نظر دادستان ارتش باداره دادرسي نيروهاي مسلح شاهنشاهي فرستاده ميشود و در صورت اعتراض دادستان ارتش در ظرف پنج روز از تاريخ وصول قرار به دادستان ارتش رسيدگي به يكي از دادگاههاي تجديدنظر آن اداره در مركز ارجاع ميگردد. ماده 188 ـ هرگاه در جلسه مقدماتي به نظر دادگاه مانعي براي تشكيل جلسه دادرسي نباشد يا پرونده پس از تكميل تحقيقات به دادگاه اعاده شده وتكميل باشد صورت جلسه مقدماتي تنظيم و رئيس دادگاه وقت جلسه دادرسي را تعيين و مقرر مي دارد كه بطرفين دعوي ابلاغ گردد. ماده 262 ـ خلاصه رأي غيابي دادگاه هرگاه مبني بر محكوميت باشد بايد يك نوبت در يكي از روزنامه هاي كثيرالانتشار محل انعقاد دادگاه يا پايتخت و روزنامه رسمي كشور شاهنشاهي آگهي گردد. ماده 263 ـ هرگاه محكوم غائب قبل از انقضاء سه ماه از تاريخ انتشار آگهي مؤخر دستگير و يا شخصاً حاضر و خود را بدادگاه مربوط معرفي كند رأي غيابي باو ابلاغ ميشود و حق دارد ظرف دو روز از تاريخ ابلاغ نسبت به آن اعتراض كند تا رسيدگي مجدد در همان دادگاه به عمل آيد و در صورت عدم اعتراض رأي صادر حضوري محسوب مي شود ولي حق محكوم براي درخواست تجديدنظر طبق مقررات اين قانون محفوظ خواهد بود، هرگاه تاريخ معرفي يا دستگيري بعد از انقضاء سه ماه از تاريخ انتشار آگهي مؤخر باشد رأي غيابي باو ابلاغ مي گردد و حق دارد ظرف 2 روز از رأي مذكور درخواست تجديدنظر نمايد و در صورتي كه رأي غيابي از دادگاه تجديدنظر صادر شده باشد حق دارد ظرف دو روز از تاريخ ابلاغ واقعي نسبت به آن اعتراض كند تا مجدداً در همان دادگاه مورد رسيدگي قرار گيرد. تبصره 1 ـ در مورد اين ماده اخذ تأمين از محكوم يا تجديدنظر در تأمين قبلي به تقاضاي دادستان بعهده دادگاه صادركننده رأي غيابي است. تبصره 2 ـ مقررات اين ماده در مورد آراء غيابي كه تاكنون صادر شده نيز جاري است و مدت سه ماه مهلت مقرر از تاريخ لازم الاجراء شدن اين قانون شروع ميشود. ماده 288 ـ كيفرهائي كه در مورد جنايت از طرف دادگاههاي نظامي تعيين ميگردد بشرح زير است:
1
اعدام.
2
حبس دائم.
3
حبس جنائي درجه 1
4
حبس جنائي درجه 2 ماده 291 ـ مدت حبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال است. ماده 292 ـ مدت حبس جنائي درجه 2 از دو تا ده سال است. ماده 293 ـ حبس دائم با كار ـ حبس موقت يا حبس موقت با كار يا حبس با كار ـ حبس مجرد ـ حبس عادي مذكور در اين قانون به ترتيب به حبس دائم ـ حبس جنايي درجه 1 ـ حبس جنائي درجه 2 ـ حبس جنحه اي تبديل و مجازات خلع درجات و علائم نظامي حذف ميگردد. ماده 294 ـ در هر مورد كه در اين قانون حداقل مجازات كمتر از 61 روز حبس باشد مدت آن 61 روز تعيين ميگردد. ماده 297 ـ كيفرهاي جنائي مطلقاً و حبس جنحه اي در صورتي كه زايد بر يكسال باشد مستلزم اخراج از خدمت خواهد بود ماده 298 ـ اخراج از خدمت متضمن عواقب زير است:
1
محروميت از درجه و حق استعمال علائم و كليه نشانها و امتيازات و عناوين نظامي.
2
محروميت از حق استخدام در نيروهاي مسلح شاهنشاهي.
3
محروميت از حقوق بازنشستگي. ماده 303 ـ مدت حبس جنحه اي از 61 روز تا سه سال است. ماده 305 ـ هر كس كه به موجب حكم قطعي دادگاه نظامي به پرداخت جزاي نقدي يا هر پرداخت نقدي ديگر بصندوق دولت محكوم شده باشد و از پرداخت آن امتناع نمايد و باموال او هم دسترسي نباشد بعد از خاتمه كيفر حبس بازاء هر پانصد ريال يا كسر آن يك روز بازداشت ميشود و مدت بازداشت در هر حال بيش از پنج سال نخواهد بود. تبصره ـ در صورتيكه محكوم عليه مذكور در اين ماده پس از تحمل نصف مدت بازداشت دعوي اعسار كند و بموجب حكم دادگاه صادركننده حكم جزائي معسر شناخته شود از زندان آزاد مي شود، حكم دادگاه بر قبول يا رد دعوي اعسار قطعي است. ماده 307 ـ كساني كه سن آنان بيش از 15 سال و كمتر از 18 سال تمام باشد هرگاه متهم به ارتكاب جنحه يا جنايتي گردند كه رسيدگي به آن در صلاحيت دادگاههاي مذكور در اين قانون ميباشد دادگاه حكم خود را بر طبق قانون تشكيل دادگاه اطفال بزهكار صادر مينمايد و اجراي آن به موجب آئين نامه اي خواهد بود كه بتصويب وزارت جنگ و وزارت دادگستري رسيده باشد. ماده 310 ـ [بند (1) و تبصره آن حذف شده است.]
2
هر كس به وسيله نطق يا اوراق چاپي يا خطي يا بهر وسيله ديگر مردم را به اغتشاش بر ضد امنيت داخلي يا خارجي كشور ايران تحريك كند وتحريك او مؤثر واقع شود به حبس دائم و هرگاه منجر به قتل گردد به اعدام محكوم ميشود و هرگاه تحريك مؤثر واقع نشده باشد مجازات محرك حبس جنائي درجه 2 از دو تا ده سال است. مجازات كسانيكه در اين اغتشاش شركت داشته اند حبس جنائي درجه 2 از دو تا ده سال است مگر اينكه شخصاً مرتكب جرمي شده باشند كه جزاي آن شديدتر باشد كه در اينصورت به مجازات اشد محكوم ميشوند.
3
هر كس به نحوي از انحاء براي جدا كردن قسمتي از قلمرو حاكميت ايران يا براي لطمه وارد آوردن به تماميت و يا استقلال كشور ايران اقدام نمايد باعدام محكوم ميشود.
4
هر كس خواه مستقلاً خواه با حمايت خارجي بر ضد حكومت ملي ايران مسلحانه قيام كند باعدام محكوم ميشود.
5
هر يك از اشخاص مذكور در اين ماده قبل از كشف موضوع اطلاعاتي در اختيار مأمورين مربوط دولتي بگذارد كه مؤثر در كشف قضيه و شناسائي و تعقيب سايرين باشد بر حسب مورد با موافقت دادستان از تعقيب يا با نظر دادگاه از مجازات معاف خواهد شد و هرگاه اطلاع بعد از كشف يا تعقيب داده شده باشد و موجب تسهيل كار مأمورين گردد مجازات او بر حسب مورد تا سه درجه تخفيف داده ميشود. ماده 311 ـ نظاميان زير محكوم باعدام ميشوند:
1
هر نظامي كه عده تحت فرماندهي خود يا قلعه و مكاني كه حفاظت آن به مسئوليت او سپرده شده باشد يا ذخيره و تخشائي و آذوقه و مهمات ارتش يا نقشه جات قلاع امكنه و بنادر و يا اسم شناسائي و عبور يا اسرار راجع بعمليات نظامي يا مذاكرات نظامي يا سياسي را بدشمن يا بنفع دشمن يا تسليم يا افشاء نمايد.
2
هر نظامي كه براي انجام مقاصد دشمن با او تباني كند.
3
هر نظامي كه داخل در توطئه شود براي اين كه فرمانده يا مكان محصور را مجبور نمايد كه بنحوي از انحاء تسليم دشمن گردد.
4
هر نظامي كه در مقابل دشمن افراد را تشويق به فرار كرده يا باعث تفرقه آنها شود.
5
هر نظامي اعم از اين كه تبعه ايران بوده يا تبعه خارجه و در خدمت نيروهاي مسلح شاهنشاهي باشد و بر عليه ايران حمل اسلحه نمايد و يا مرتكب يكي از جرائم مذكور در اين ماده شود و در همين حكم است هر اسير جنگي كه پس از مرخصي خلف عهد نموده و مسلحانه دستگير شده باشد. ماده 312 ـ 1 ـ هر كسيكه نظاميان را بالحاق بدشمنان و ياغيان يا به نظاميان متمرد اغوا و تشويق كند و يا عمداً وسايل تسهيل الحاق آنها را فراهم آورد يا براي دولتي كه با ايران داخل جنگ است جمع آوري استعداد نمايد محرك بخيانت شمرده شده و محكوم باعدام است.
2
هر كس عده اي از نظاميان يا غير نظامياني را كه در خدمت نيروهاي مسلح شاهنشاهي هستند و خدمات نظامي به آنان واگذار گرديده است تحريك به عصيان يا عدم اجراي وظايف نظامي كند هرگاه مؤثر واقع شود بحبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال و در صورتيكه مؤثر واقع نشود بحبس جنائي درجه 2 از دو تا ده سال محكوم ميشود. ماده 315 ـ هر نظامي كه اسناد يا مذاكرات يا تصميمات طبقه بندي شده را در اختيار كساني كه صلاحيت اطلاع بر آنرا ندارند قرار دهد يا بهر نحو آنان را از مفاد آن مطلع سازد بترتيب زير محكوم ميشود:
1
هرگاه سند يا مذاكرات يا تصميمات بكلي سري بوده بحبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال.
2
هرگاه سند يا مذاكرات يا تصميمات سري بوده بحبس جنائي درجه 2 از دو تا ده سال.
3
هرگاه سند يا مذاكرات يا تصميمات خيلي محرمانه بوده بحبس جنحه اي از يك تا سه سال.
4
هرگاه سند يا مذاكرات يا تصميمات محرمانه بوده به تنبيه انضباطي از طرف فرمانده يا رئيس مربوط. تبصره 1 ـ هرگاه اعمال فوق بموجب قوانين ديگر مستلزم مجازات شديدتري باشد مرتكب بمجازات اشد محكوم خواهد شد. تبصره 2 ـ هر كس از اسناد يا مذاكرات يا تصميمات بالا مطلع گرديد و يا علم به ممنوعيت افشاء آن، آنرا بهر نحو افشاء نمايد بترتيب مقرر در اين ماده محكوم ميشود. تبصره 3 ـ طبقه بندي و تغيير طبقه بندي اسناد و مذاكرات و تصميمات و طرز نگاهداري اسناد طبقه بندي شده بموجب آئين نامه اي خواهد بود كه به تصويب وزارت جنگ ميرسد. ماده 319 ـ هرگاه اشخاصي مرتكب توطئه شوند كه منظور از آن ارتكاب جنايت مذكور در مواد 316 و 317 اين قانون باشد و براي تهيه مقدمات جنايات امري را انجام يا شروع بانجام كرده باشند محكوم باعدام ميشوند. تبصره ـ توطئه وقتي تحقق پيدا مي كند كه تباني بين دو نفر يا بيشتر شده باشد. ماده 320 ـ هر كس نسبت به اعليحضرت همايون شاهنشاه يا والاحضرت همايون ولايتعهد بنحوي از انحاء اهانت وارد آورد بحبس جنائي درجه 2 از دو تا ده سال محكوم ميشود. ماده 323 ـ هر نگهبان كه محوطه نگهباني خود را بدون اجازه و دستور مقامات مجاز ترك نمايد بترتيب زير محكوم ميشود:
1
هرگاه در مقابل دشمن يا اشرار مسلح باشد باعدام.
2
هرگاه در ناحيه اي باشد كه بحال جنگ يا حكومت نظامياست بحبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال.
3
در ساير موارد به حبس جنحه اي از يك تا سه سال. تبصره ـ نگهبان مأمور مسلحي است كه مراقبت و حفاظت يك محل يا يك منطقه معين باو واگذار شده باشد. ماده 324 ـ هر نگهبان حين نگهباني در حال خواب ديده شود بشرح زير محكوم ميشود:
1
هرگاه در مقابل دشمن يا اشرار مسلح باشد بحبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال.
2
هرگاه در ناحيه اي باشد كه بحال جنگ يا حكومت نظامي است به حبس جنائي درجه 2 از دو تا پنجسال.
3
در ساير موارد بحبس جنحه اي از ششماه تا يك سال. ماده 325 ـ هر نظامي كه در مقابل دشمن يا اشرار مسلح براي مبارزه از بكار بردن سلاح يا مهمات خودداري نمايد يا بطور آشكار مرتكب اعمالي گردد كه حاكي از ترس بوده و موجب تزلزل روحيه افراد ديگر شود يا عمداً از كوشش براي روبرو شدن، جنگيدن، اسير نمودن يا منهدم ساختن نيروها، كشتيها، هواپيماها يا هر گونه وسائل ديگر خصم كه بعهده او بوده يا وظيفه نظامي او ايجاب مينموده خودداري نمايد باعدام محكوم ميشود. ماده 326 ـ هر نظاميكه بايد تنها يا همراه چند نفر يا يك يگان به مأموريت برود و با تأخير عمدي در وقت مقرر بدون عذر موجه حاضر نشود به ترتيب زير محكوم ميشود:
1
هرگاه حركت براي عزيمت به مأموريت جنگي بوده بحبس دائم.
2
هرگاه حركت براي عزيمت بمنطقهاي بوده كه به حال جنگ يا آماده باش رزمي يا حكومت نظامي است به حبس جنائي درجه 1 از سه تا ده سال.
3
در ساير موارد به حبس جنحهاي از ششماه تا دو سال. تبصره 1 ـ هر نظامي كه پس از انتقال در معرفي خود بيگان جديد بيش از مهلتي كه باو داده شده بدون عذر موجه تأخير كند بر حسب مورد مشمول مقررات اين ماده خواهد بود. تبصره 2 ـ هر نظامي كه در منطقه عمليات جنگي موقع اعلام آماده باش در محل معينه بدون عذر موجه حاضر نگردد بحبس جنائي درجه 2 از دو تا ده سال محكوم ميشود. ماده 327 ـ هر نظامي كه براي فرار از كار و انجام وظيفه و يا ارعاب فرمانده يا رئيس و يا هر مافوق ديگر عمداً بخود صدمه وارد آورد يا بطور مكرر بعدم توانائي جسمي يا روحي متعذر شود و بنا بگواهي پزشك نظامي تمارض او ثابت گردد و يا در انجام خدمت بي علاقه باشد و اين بيعلاقگي در موارد متعدد ظاهر شده باشد بترتيب زير محكوم ميشود:
1
هرگاه در مقابل دشمن باشد باعدام.
2
هرگاه در زمان جنگ باشد بحبس جنائي درجه 1 از سه تا دهسال.
3
در ساير موارد بحبس جنحه اي از ششماه تا سه سال. ماده 328ـ نظاميان مشروح زير شورش كننده محسوب و بترتيب زير محكوم ميشوند:
1
نظاميان مسلحي كه عده آنان حداقل هشت نفر بوده و با تباني قبلي، از اطاعت اوامر فرماندهان و رؤساي خود سرپيچي نمايند هر يك باعدام.
2
نظاميان مسلحي كه عده آنان حداقل هشت نفر بوده و با تباني قبلي بجان يا ناموس مردم تعدي و تجاوز نموده يا مرتكب غارت و يا تخريب اموال متعلق بمردم شده باشند هر يك باعدام.
3
هرگاه تعداد مرتكبين كمتر از حد نصاب معين در اين ماده باشد يا آنكه مسلح نباشند هر يك بحبس دائم.
4
هرگاه تعداد مرتكبين كمتر از حد نصاب معين در اين ماده و غير مسلح باشند هر يك بحبس جنائي درجه 1 از سه تا دهسال. ماده 329 ـ هر نظامي كه از امر حركت بطرف دشمن يا اشرار مسلح و يا انجام ساير خدماتي كه در مقابل آنان از طرف فرمانده يا رئيس مربوط باو ارجاع شده امتناع و دستور را لغو كند باعدام و اگر لغو دستور در ناحيه اي باشد كه بحال جنگ يا حكومت نظامي است و دستور لغو شده مربوط بامور جنگي يا مقررات حكومت نظامي باشد بحبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال محكوم ميشود. ماده 330 ـ هر نظامي در غير موارد مذكور در ماده قبل دستوري را لغو نمايد بحبس جنحه اي از 61 روز تا سه سال محكوم ميشود. تبصره ـ هرگاه لغو دستور مربوط باشد بمنع ازدواج با اتباع بيگانه يا اتباع بيگانه اي كه به سبب ازدواج تبعه ايران محسوب ميشوند مرتكب علاوه بر مجازات مقرر در اين ماده محكوم باخراج از خدمت و استرداد كليه هزينه هاي دوره تحصيلي خواهد شد. ماده 331 ـ هر كس نسبت به نگهبان تعرض يا اهانت نمايد به ترتيب زير محكوم ميشود:
1
هرگاه مرتكب با سلاح تعرض نموده و صدمه اي به نگهبان وارد گردد باعدام.
2
هرگاه مرتكب با سلاح تعرض نموده ولي صدمه اي به نگهبان وارد نشود به حبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال.
3
هرگاه مرتكب بدون سلاح تعرض نموده و صدمه اي به نگهبان وارد گردد به حبس جنائي درجه 2 از دو تا دهسال.
4
هرگاه مرتكب بدون سلاح تعرض نموده و صدمه اي به نگهبان وارد نشود به حبس جنحه اي از يك تا سه سال.
5
هرگاه مرتكب بنحوي از انحاء به نگهبان اهانت وارد آورد يا او را تهديد نمايد به حبس جنحه اي از سه ماه تا يكسال. ماده 332 ـ هر نظامي حين انجام وظيفه يا به سبب آن نسبت به مافوق خود مرتكب ايراد ضرب يا جرح شود به حبس جنائي درجه 2 از دو تا ده سال محكوم ميشود. هرگاه ارتكاب بزه نه در حين انجام وظيفه و نه به سبب آن بوده ولي مرتكب از مافوق بودن مجني عليه اطلاع داشته كيفر او حبس جنحه اي از يك تا سه سال است. در موارد مذكور هرگاه ايراد ضرب يا جرح منتهي بقطع يا شكستن يا نقص عضو گردد مرتكب بحداكثر مجازات محكوم ميشود. ماده 333 ـ هر نظامي حين انجام وظيفه يا بسبب آن نسبت بمافوق خود عمداً بوسيله سلاح صدمه بدني وارد آورد يا صدمه وارد حين انجام وظيفه يا بسبب آن نبوده ولي مرتكب از مافوق بودن مجني عليه اطلاع داشته و صدمه وارد موجب قطع يا شكستن يا نقص عضو شده باشد بحبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال محكوم ميشود و هرگاه صدمه وارد حين انجام وظيفه يا بسبب آن نبوده و موجب قطع يا شكستن يا نقص عضو هم نشده باشد كيفر مرتكب حبس جنائي درجه 2 از دو تا دهسال خواهد بود. ماده 334 ـ هر نظامي حين انجام وظيفه يا بسبب آن عمداً بمافوق خود بنحوي از انحاء اهانت وارد آورد بحبس جنحه اي از شش ماه تا سه سال محكوم ميشود هرگاه ارتكاب بزه نه در حين انجام وظيفه و نه بسبب آن بوده ولي مرتكب از مافوق بودن مجني عليه اطلاع داشته كيفر مرتكب حبس جنحه اي از سه ماه تا يكسال است. ماده 336 ـ در مورد ماده قبل هرگاه تمرد با اسلحه بعمل آمده باشد مرتكب به حبس جنائي درجه 2 از دو تا پنجسال محكوم خواهد شد. ماده 337 ـ اگر تمرد توسط عده اي از نظاميان كه بيش از دو نفر و غير مسلح بوده بعمل آمده باشد هر يك از مرتكبين به حبس جنائي درجه 2 از دو تا دهسال و هرگاه مرتكبين با اسلحه باشند هر يك به حبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال محكوم ميشوند. ماده 338 ـ 1 ـ هرگاه تمرد بوسيله عده اي از نظاميان مسلح كه كمتر از هشت نفر نباشند بعمل بيايد هر يك از مرتكبين محكوم به اعدام مي شوند ولي در صورتي كه مرتكبين محرك داشته يا ميان آنها افسري باشد كيفر اعدام فقط درباره محرك و يا افسري كه از حيث درجه بالاتر است مجرا خواهد بود و سايرين هر يك به حبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال محكوم ميشوند.
2
هرگاه مرتكبين بدون استعمال اسلحه تمرد نمايند هر يك به حبس جنائي درجه 2 از دو تا دهسال محكوم ميشوند. ماده 340 ـ هر فرمانده نظامي كه بدون امر يا اجازه يا بدون آنكه باقدام متقابل وادار شده باشد با عده تحت فرماندهي خود در اراضي دولت متحد يا بي طرفي مرتكب عمليات خصمانه شود به حبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال محكوم ميشود. ماده 344 ـ هر نظامي به مناسبت انجام وظيفه گزارشي بر خلاف حقيقت به فرماندهان يا رؤسا تقديم نمايد و يا حقايق را پرده پوشي كرده و گزارش آنرا ندهد و يا گزارشي با تغيير ماهيت يا بطور ناقص بدهد بترتيب زير محكوم ميشود:
1
اگر اقدام يا خودداري از اقدام عمدي بوده و موجب اتلاف نفس شود به حبس دائم و اگر غير عمد باشد به حبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال.
2
اگر اقدام يا خودداري از اقدام عمدي بوده و موجب اتلاف مال شود علاوه بر پرداخت بهاي آن به حبس جنائي درجه 2 از دو تا ده سال و اگر غيرعمد باشد علاوه بر پرداخت بهاي آن به حبس جنحه اي از يك تا سه سال.
3
اگر اقدام يا خودداري از اقدام عمدي بوده و هيچيك از نتايج فوق را باعث نشود به حبس جنحه اي از سه ماه تا يكسال. تبصره ـ در موارد مذكور در بند 2 هرگاه بزه ارتكابي غير عمد بوده و بهاي مال تلف شده بيش از پنجهزار ريال نباشد كيفر مرتكب علاوه بر پرداخت بهاي آن حبس جنحه اي از سه ماه تا يك سال است. ماده 345 ـ هر نظامي با اظهار يا اقدام خود بنحوي از انحاء موجبات بدبيني اشخاص را نسبت به نيروهاي مسلح شاهنشاهي فراهم سازد بحبس جنحه اي از سه ماده تا يكسال محكوم ميگردد. ماده 346 ـ هر كس با ارائه اسناد و اوراق جعلي يا متعلق به غير و يا با حيله و فريب ترتيب استخدام خود را در نيروهاي مسلح شاهنشاهي بدهد و يا موجبات بركناري خود را از خدمت فراهم سازد به حبس جنحه اي از يك تا سه سال محكوم ميشود مگر اينكه عمل بموجب قوانين ديگر مستلزم مجازات شديدتري باشد. تبصره ـ هر نظامي كه با علم و اطلاع براي انجام مقاصد بالا اقدام كرده باشد به كيفر مقرر در اين ماده محكوم ميشود. ماده 347 ـ هر پزشك نظامي كه در امور مربوط بوظيفه خدمتي خود گواهي خلاف واقع داده و بموجب آن مرض بيماري را مكتوم و يا سالمي را بيمار معرفي كند بحبس جنحه اي از سه ماه تا سه سال محكوم ميشود.
فصل ششم ـ فرار
مبحث يكم، فرار در زمان صلح. ماده 350 ـ افسران اعم از ثابت يا وظيفه زير پرچم و افسران احتياط و ذخيره كه احضار شده و مشغول خدمت گرديده اند هرگاه در زمان صلح مدت غيبت آنان در خدمت از هفت روز متوالي تجاوز نموده و براي غيبت خود عذر موجهي نداشته باشند فراري محسوب و به حبس جنحه اي از يك تا سه سال محكوم ميشوند. ماده 351 ـ درجه داران و افرادي كه بطور ثابت در ارتش شاهنشاهي خدمت مينمايند يا درجه داران و افراد وظيفه زير پرچم (غير از سربازان وظيفه) يا درجه داران و افراد احتياط و ذخيره كه احضار شده و مشغول خدمت گرديده اند هرگاه در زمان صلح مدت غيبت آنان در خدمت از هفت روز متوالي تجاوز نموده و براي غيبت خود عذر موجهي نداشته باشند فراري محسوب و به حبس جنحه اي از ششماه تا سه سال محكوم ميشوند. ماده 352 ـ افسران و درجه داران و افرادي كه در مأموريت يا مرخصي يا مشغول گذراندن دوره آموزشي در داخل يا خارج كشور هستند هرگاه پس از خاتمه مأموريت يا مرخصي يا دوره آموزشي يا پس از احضار قبل از خاتمه آن به فاصله هفت روز از تاريخ ابلاغ قانوني خود را به قسمتهاي مربوطه درداخل و يا سفارتخانه ها يا كنسولگريها يا نمايندگان مجاز دولت شاهنشاهي در خارج معرفي ننمايند و عذر موجهي نداشته باشند فراري شناخته شده و حسب مورد مشمول مواد 350 و 351 خواهند بود. ماده 353 ـ افسران و درجه داران و افراد احتياط و ذخيره كه در مواقع احضار تعليماتي در معرفي خود به قسمتهاي مربوط بدون عذر موجه تأخير كنند در خاتمه تعليمات بتشخيص و دستور فرمانده يا رئيس قسمت احضاركننده برابر ايام تأخير بازداشت ميشوند و در صورتي كه تأخير از هفت روز تجاوز كند و عذر موجهي نداشته باشند فراري شناخته شده و حسب مورد مشمول مواد 350 و 351 و 352 خواهند بود. ماده 354 ـ فراريان مشمول چهار ماده قبل در صورتيكه شخصاً حاضر و خود را معرفي نمايند هرگاه در زمان جنگ يا بسيج بوده و يا يگان مربوط در مأموريت آماده باش رزمي باشد از تعقيب و كيفر معاف خواهند بود و در غير حالات بالا بر حسب مورد به حداقل كيفر مقرر محكوم ميشوند.
مبحث دوم: فرار سربازان وظيفه در زمان صلح
ماده 355 ـ سربازان وظيفه كه در زمان صلح مدت غيبت آنان در خدمت از هفت روز متوالي تجاوز نمايد و عذر موجهي نداشته باشند فراري محسوب و پس از دستگيري به ترتيب زير محكوم ميشوند:
1
براي مرتبه اول فرار به حبس جنحه اي از سه ماه تا يكسال.
2
براي مرتبه دوم فرار (بعد از صدور و رأي قطعي محكوميت مرتبه اول) به حبس جنحه اي از يك سال تا دو سال.
3
براي مرتبه سوم فرار (بعد از صدور رأي قطعي محكوميت مرتبه دوم) به حبس جنحه اي از دو تا سه سال و در اين مورد دادگاه نميتواند مرتكب را به كمتر از حداقل محكوم نمايد. تبصره ـ سربازان وظيفه كه در زمان صلح فراري شده اند هرگاه شخصاً خود را به يكانهاي مربوط معرفي نمايند در صورتي كه در زمان جنگ يا بسيج بوده يا يگان مربوط در مأموريت آماده باش رزمي باشد از تعقيب و كيفر معاف خواهند بود و در غير حالات بالا بر حسب مورد بحداقل كيفر مقرر در اين ماده محكوم ميشوند. ماده 356 ـ از آراء محكوميت صادر درباره سربازان وظيفه فراري بموجب بندهاي 1 و 2 ماده قبل فقط مجازات اشد پس از اتمام باقيمانده خدمت زيرپرچم بموقع اجراء گذاشته ميشود و در صورتيكه خدمات اين قبيل محكومين كاملاً رضايتبخش باشد بر طبق پيشنهاد فرمانده مربوط ممكن است اعليحضرت همايون شاهنشاه بزرگ ارتشتاران امر بتأخير اجراي رأي را صادر فرمايند ولي آراء محكوميت صادر بموجب بند 3 پس از قطعيت فوراً بموقع اجراء گذاشته ميشود و محكوم از انجام باقيمانده خدمت زير پرچم محروم ميگردد.
مبحث سوم: فرار در زمان جنگ
ماده 357 ـ افسران اعم از ثابت يا وظيفه زير پرچم و افسران احتياط و ذخيره كه احضار شده و مشغول خدمت گرديده اند هرگاه در زمان جنگ بيش از سه روز متوالي غيبت نموده و عذر موجهي نداشته باشند فراري محسوب و به حبس جنائي درجه 1 از سه تا پانزده سال و اگر فرار از جبهه باشد از زمان غيبت فراري محسوب و در صورتي كه عذر موجه نداشته باشند باعدام محكوم ميشوند. تبصره ـ منظور از جبهه مندرج در اين قانون منطقه اي است كه يگاني درگيري مستقيم و سريع رزمي داشته و يا مأموريت آن را دريافت داشته باشد. ماده 358 ـ درجه داران و افرادي كه بطور ثابت در ارتش خدمت مينمايند يا درجه داران و افراد وظيفه زير پرچم يا درجه داران و افراد احتياط و ذخيره كه احضار شده و مشمول خدمت گرديده اند هرگاه در زمان جنگ بيش از سه روز متوالي غيبت نموده و عذر موجهي نداشته باشند فراري محسوب و به حبس جنائي درجه 1 از سه تا ده سال و اگر فرار از جبهه باشد از زمان غيبت فراري محسوب و در صورتيكه عذر موجه نداشته باشند باعدام محكوم ميشوند. ماده 359 ـ افسران و درجه داران و افراديكه در زمان جنگ در مأموريت يا مرخصي يا مشغول گذراندن دوره آموزشي در داخل يا خارج كشور هستند هرگاه پس از خاتمه مأموريت يا مرخصي يا دوره آموزشي يا پس از احضار قبل از خاتمه آن بفاصله سه روز از تاريخ ابلاغ قانوني خود را بقسمتهاي مربوط در داخل يا سفارتخانه ها يا كنسولگريها يا نمايندگان مجاز دولت شاهنشاهي در خارج معرفي ننموده و عذر موجهي نداشته باشند فراري محسوب و بر حسب مورد مشمول مواد 357 و 358 اين قانون خواهند بود. ماده 360 ـ هر نظامي كه در زمان بسيج يا از يگان مربوط كه در مأموريت آماده باش رزمي است مرتكب فرار شود بر حسب مورد مشمول مقررات مواد 357 و 358 و 359 اين قانون خواهد بود. ماده 361 ـ افسران و درجه داران و افراد احتياط و ذخيره در صورتي كه پس از احضار در زمان جنگ يا بسيج عمومي با انقضاء سه روز از تاريخي كه براي معرفي تعيين گرديده خود را به قسمتهاي مربوط معرفي ننمايند و عذر موجهي نداشته باشند فراري شناخته شده و بر حسب مورد مشمول مواد 357 و 359 و 358 و 360 اين قانون خواهند بود. ماده 362 ـ فراريان مشمول پنج ماده قبل در صورتي كه قبل از خاتمه جنگ شخصاً خود را معرفي نمايند بلافاصله بجبهه اعزام و در خاتمه عمليات جنگي به سه تا شش سال حبس جنائي درجه 1 محكوم ميشوند ولي با توجه به كيفيت انجام وظيفه سربازي آنان در حين عمليات ممكن است به پيشنهاد فرماندهان يا رؤساي مربوط و تصويب اعليحضرت همايون شاهنشاه بزرگ ارتشتاران از تعقيب و كيفر معاف گردند. تبصره ـ هرگاه تاريخ معرفي فراريان مزبور در زماني باشد كه يگان مربوط در مأموريت آماده باش رزمياست مشمول مقررات اين ماده نخواهند بود و برحسب مورد بحداقل كيفر محكوم ميشوند.
مبحث چهارم ـ مقررات مشترك
ماده 363 ـ هر نظامي با سلاح يا وسيله موتوري يا هواپيما يا كشتي يا وسائل ديگر مورد استفاده ارتش فرار نمايد علاوه بر رد عين يا بهاي آن در صورت تلف شدن و پرداخت مبلغي طبق نظر كارشناس در مقابل استفاده غير مجاز به حداكثر كيفر مقرر محكوم ميشود. ماده 365 ـ فراريكه با تباني بين بيش از دو نفر باشد فرار با توطئه محسوب مي گردد، رئيس توطئه كنندگان براي فرار بخارج از كشور باعدام و براي فرار در داخل كشور به حبس جنائي درجه يك از سه تا پانزده سال محكوم ميشود. ماده 366 ـ همرديفان و غير نظامياني كه بطور ثابت در ارتش شاهنشاهي خدمت مينمايند و همچنين محصلين مراكز آموزشي نظامي در صورت غيبت و فرار مشمول مقررات مذكور در اين فصل ميباشند ولي در مورد جرائم جنايي مجازات آنان يك درجه پايينتر خواهد بود و در مورد جرائم جنحه اي مجازات آنان از حداقل مجازات حبس جنحه اي كمتر نخواهد بود. تبصره 1 ـ در جرائمي كه براي نظاميان از جهت طبقه بندي آنان مجازاتهاي مختلفي تعيين گرديده هرگاه مرتكب از كارمندان غير نظامي باشد در صورت دارا بودن مدرك تحصيلي ليسانس و بالاتر مشمول مقررات مربوط به افسران و در غير اينصورت مشمول مقررات مربوط به درجه داران خواهد بود. تبصره 2 ـ محصلين مراكز آموزشي نظامي از لحاظ كيفر جرائم مندرج در اين فصل تابع مقررات مربوط بافراد كادر ثابت ميباشند. تبصره 3 ـ افسران و درجه داران و افرادي كه در مراكز آموزشي نظامي به تحصيل اشتغال دارند در صورت غيبت و فرار مشمول مقررات مربوط بخود خواهند بود. ماده 367 ـ هر كس نظاميان را ترغيب بفرار نمايد و يا فرار آنانرا تسهيل كند و يا با علم به فراري بودن آنان را مخفي نمايد بهمان كيفري كه براي مرتكب فرار مقرر شده است محكوم ميشود. ماده 398 ـ هر نظامي براي انجام يا خودداري از انجام امري كه از وظايف او يا يكي ديگر از خدمتگزاران ارتش است وجه يا مالي را بعنوان هديه يا رشوه بگيرد اگر چه انجام يا خودداري از انجام امر خلاف قانون نباشد مرتشي محسوب و علاوه بر رد عين يا برابر يا بهاي آن چه را كه گرفته است به صندوق دولت بترتيب زير محكوم ميشود:
1
هرگاه مبلغ هديه يا رشوه تا پنجهزار ريال باشد خواه دفعتاً گرفته شده يا بدفعات بحبس جنحه اي از سه ماه تا سه سال.
2
هرگاه مبلغ هديه يا رشوه زائد بر پنجهزار ريال باشد خواه دفعتاً گرفته شده يا بدفعات به حبس جنائي درجه 2 از دو تا پنجسال. تبصره ـ در مورد اين ماده كسيكه وجه يا مالي را داده است راشي محسوب و اگر از نظاميان و يا ساير مستخدمين دولت باشد بهمان كيفر حبس كه براي مرتشي مقرر است محكوم مي گردد و در صورتي كه از مستخدمين دولت نباشد به مجازات مقرر در قانون مجازات عمومي محكوم ميشود. ماده 399 ـ منظور از هديه يا رشوه مذكور در ماده قبل اعم است از وجه نقد يا مال معين و يا هر منفعت نامشروعي كه بنحوي از انحاء راشي بمرتشي رسانيده باشد قبل از آن كه راشي مالي را بلاعوض يا كمتر از قيمت معمولي مستقيماً يا غير مستقيم بمرتشي منتقل يا مالي را گرانتر از قيمت معمولي از مرتشي خريداري نموده باشد. در هيچ مورد وجه يا مال مورد ارتشاء به راشي مسترد نميگردد و به نفع صندوق دولت ضبط خواهد شد. ماده 412 ـ در مورد مقررات عمومي و بزه ها كه در اين قانون تصريح نشده دادگاه نظامي طبق قانون مجازات عمومي و ساير قوانين مربوط اقدام ميكند و در مورد اعمال تخفيف هرگاه موضوع اتهام مربوط به مسائل و تكاليف نظامي باشد دادگاه نميتواند مجازات را بجزاي نقدي تبديل نمايد. اصلاحي فوق مشتمل بر يك ماده باستناد قانون اجازه اصلاح پاره اي از مواد قانون دادرسي و كيفر ارتش و نسخ بعضي از مواد قانون مذكور و عناوين و مواد قانون مجازات عمومي پس از تصويب كميسيون دادگستري مجلس سنا در جلسه روز چهارشنبه 1354/4/4، در جلسه روز چهارشنبه هجدهم تير ماه يكهزار و سيصد و پنجاه و چهار شمسي بتصويب كميسيون دادگستري مجلس شوراي ملي رسيد. رئيس مجلس شوراي ملي ـ عبدالله رياضي