متون معتبر اين تشريفات (پروتكل) در يك نسخه اصلي به زبانهاي عربي، چيني، انگليسي، فرانسوي، روسي و اسپانيايي تنظيم شده است كه هر متن بطور يكسان معتبر مياشد. در تأييد مراتب فوق، امضاء كنندگان زير كه از طرف دولتهاي متبوع خود براي اين منظور به طور مقتضي مجاز ميباشند اين تشريفات (پروتكل) را امضاء نمودهاند. اين تشريفات (پروتكل) در لندن، در تاريخ هفتم نوامبر يكهزار و نهصد و نود و شش ميلادي (1375/8/17) تنظيم شد. پيوست 1 پسماند يا ساير موادي كه ممكن است براي تخليه مورد بررسي قرار گيرند
1
با آگاهي از اهداف و تعهدات كلي اين تشريفات (پروتكل) كه در مواد (2) و (3) بيان شده، پسماند يا ساير مواد مشروح زير، مواردي هستند كه ممكن است براي تخليه در نظر گرفته شوند: (1) مواد حاصل از لايروبي؛ (2) [جزء (2) حذف شده است.]؛ (2) ضايعات ماهي يا مواد حاصل از عمليات فرآوري صنعتي ماهي؛ (3) كشتيها و سكوها يا ساير سازههاي ساخت دست بشر در دريا؛ (4) مواد معدني و بي اثر مرتبط با زمين شناسي؛ (5) مواد آلي داراي منشأ طبيعي؛ و (6) اقلام حجيم اساساً شامل آهن، فولاد، بتن و مواد مشابه بيخطر كه تأثير فيزيكي آنها مورد نظر است، و محدود به شرايطي ميشوند كه پسماند مزبور در آن مكان توليد ميگردد مانند جزاير كوچك با جوامع دورافتاده كه دسترسي عملي به ساير روشهاي دفع به جز تخليه در دريا را ندارند؛ (7) جريانهاي دي اكسيد كربن ناشي از فرآيندهاي جذب دي اكسيد كربن براي تزريق در زير بستر.
2
پسماند يا ساير موادي كه در جزءهاي (4) و (7) بند (1) فهرست شدهاند، ممكن است براي تخليه در نظر گرفته شوند، مشروط به اينكه موادي كه داراي قابليت ايجاد ذرات شناور هستند يا به صورتي ديگر در آلودگي محيط زيست دريا سهيم مي-باشند به ميزان حداكثر زدوده شوند و به شرطي كه ماده تخليه شده هيچ مانع جدي براي ماهيگيري يا دريانوردي ايجاد نكند.
3
با وجود موارد فوق الذكر، مواد فهرست شده در جزءهاي (1) تا (8) بند (1) كه حاوي مقادير راديو اكتيو، بيشتر از غلظتهاي حداقل (حد معافيت) تعيين شده توسط آژانس بينالمللي انرژي اتمي و تصويب شده توسط طرفهاي متعاهد ميباشند، نبايد واجد شرايط تخليه تلقي گردند؛ علاوه براين، مشروط بر اين كه طي بيست و پنج سال از 20 فوريه 1994 (1 /12 /1372) و در فاصله زماني هر بيست و پنج سال پس از آن، طرفهاي متعاهد بايد با توجه به ساير عواملي كه مناسب بدانند، مطالعهاي علمي را در رابطه با همه پسماندهاي پرتوزا و ساير مواد پرتوزا به جز پسماندها يا مواد با سطح خطر بالا، به طور كامل انجام دهند و نيز ممنوعيت تخليه چنين موادي را طبق روشهاي بيان شده در ماده (22)، بازنگري نمايند.
4
جريان دي اكسيدكربن موضوع جزء (8) بند (1) تنها در صورتي براي تخليه در نظر گرفته ميشود كه: (1) دفع در لايه صخرهاي زير بستر دريا انجام گيرد؛ و (2) عمدتاً شامل دي اكسيد كربن باشند. مواد مذكور ممكن است بطور تصادفي همراه موادي باشند كه از ماده اصلي و در طي فرآيندهاي مورد استفاده در جذب و تزريق در لايههاي زير بستر حاصل شده باشند؛ و (3) هيچ پسماند يا ماده ديگري به منظور دفع آن پسماند يا ماده ديگر، به آن افزوده نشده باشد. پيوست 2 ارزيابي پسماند يا ساير موادي كه ممكن است براي تخليه در نظر گرفته شوند كليات
1
پذيرش تخليه تحت شرايط ويژه رافع تعهدات به موجب اين پيوست، براي تلاش بيشتر در كاهش ضرورت تخليه، نميباشد. مميزي پيشگيري پسماند
2
مراحل اوليه در ارزيابي جايگزينهاي تخليه، بايد به نحو مقتضي شامل ارزشيابي موارد زير باشد: (1) انواع، مقادير و خطر نسبي پسماند توليد شده؛ و (2) جزئيات فرآيند توليد و منابع پسماند در آن فرايند؛ و (3) امكان سنجي روشهاي زير به منظور كاهش پسماند يا پيشگيري از آن:
1
فرمول بندي مجدد محصول؛
2
فن آوريهاي توليد پاك؛
3
اصلاح فرآيند؛
4
جايگزيني ماده اوليه؛
5
بازيافت در محل، به صورت چرخه بسته.
3
به طور كلي، اگر طي مميزي الزامي محرز شود كه شرايط براي پيشگيري از توليد پسماند در مبدا وجود دارد، انتظار بر اين است كه متقاضي امر، خط مشيهاي پيشگيري از توليد پسماند را كه شامل اهداف كاهش پسماند ويژه و تدارك مميزيهاي بيشتر پيشگيري از توليد پسماند به منظور تضمين برآورده شدن اين اهداف ميباشد، با همكاري موسسات ملي و محلي تعيين و اجرا نمايد. صدور مجوز يا تصميم به تجديد آن بايد رعايت الزامات هر گونه كاهش توليد پسماند حاصله و پيشگيري آنها را تضمين نمايد.
4
براي مواد لايروبي شده هدف از مديريت پسماند بايد شناسايي و واپايش (كنترل) منابع آلودگي باشد. اين امر بايد از طريق اجراي راهبردهاي پيشگيري از توليد پسماند حاصل گردد و مستلزم همكاري بين مؤسسات محلي و ملي مربوط درگير در واپايش (كنترل) منابع متمركز و غيرمتمركز آلودگي مي باشد. تا برآورده شدن اين هدف، مشكلات ناشي از مواد لايروبي آلوده را مي توان با استفاده از فنون مديريت تخليه در دريا يا خشكي حل نمود. بررسي روشهاي مديريت پسماند
5
كاربردهاي تخليه پسماند يا ساير مواد بايد نشان دهد كه اولويت بندي گزينههاي مديريت پسماند زير كه ترتيبي از تأثير فزاينده زيست محيطي را در بر مي گيرد، مورد بررسي مناسب قرار گرفتهاند: (1) استفاده مجدد؛ (2) بازيافت خارج از محل؛ (3) تخريب اجزاي اصلي خطرناك؛ (4) تصفيه به منظور كاهش يا حذف اجزاي اصلي خطرناك؛ و (5) دفع در خشكي، هوا و آب.
6
چنانچه مقام صلاحيتدار صدور مجوز تشخيص دهد كه گزينههاي مناسبي براي استفاده مجدد، بازيافت يا تصفيه پسماند بدون خطرات بيش از اندازه براي سلامتي انسان يا محيط زيست يا هزينههاي نامتناسب وجود دارند، مجوز تخليه پسماند يا ساير مواد بايد رد شود. قابليت استفاده عملي از ساير روشهاي دفع بايد با توجه به ارزيابي مقايسهاي خطر شامل تخليه و نيز ساير روش هاي جايگزين مد نظر قرار گيرد. ويژگيهاي فيزيكي، شيميايي و بيولوژيك
7
شرح جزئيات و خصوصيات تفصيلي پسماند، پيش شرط ضروري براي بررسي روشهاي جايگزين و مبناي تصميمگيري براي امكان تخليه پسماند ميباشد. اگر خصوصيات پسماند آنقدر مشخص نباشد كه بتوان ارزيابي مناسبي از اثرات بالقوه آن بر سلامتي انسان و محيط زيست به عمل آورد، آن پسماند نبايد تخليه شود.
8
در تعيين خصوصيات پسماند و اجزاي آنها بايد موارد زير مدنظر قرار گيرند: (1) منشأ، كل مقدار، حالت و تركيب نسبي؛ (2) ويژگيها: فيزيكي، شيميايي، بيوشيميايي و بيولوژيك؛ (3) سميت؛ (4) پايداري: فيزيكي، شيميايي و بيولوژيك؛ و (5) تجمع و تغيير ماهيت زيستي در مواد بيولوژيك يا رسوبات. فهرست اقدام
9
هرطرف متعاهد بايد به منظور ايجاد سازوكاري براي غربالگري پسماندهاي معين و اجزاي آنها بر پايه اثرات بالقوه آنها بر سلامتي انسان و محيط زيست دريايي، فهرست اقدام ملي را تدوين نمايد. در انتخاب مواد مورد بررسي در فهرست اقدام، اولويت بايد به مواد سمي، پايدار و داراي خاصيت تجمع زيستي ناشي از منابع انساني (نظير كادميم، جيوه، تركيبات آلي هالوژندار، هيدروكربنهاي نفتي و هر زمان كه مربوط باشد، ارسنيك، سرب، مس، روي، بريليم، كروم، نيكل و واناديم، تركيبات آلي سيليسيم دار، سيانيدها، فلوئوريدها و آفت كشها يا محصولات جانبي آنها به جز تركيبات آلي هالوژندار) داده شود. فهرست اقدام را ميتوان به عنوان سازوكاري پيشبرانه براي بررسيهاي بيشتر پيشگيري از پسماند نيز استفاده نمود.
10
فهرست اقدام بايد سطح بالايي و همچنين ميتواند سطح پاييني را نيز مشخص نمايد. سطح بالايي بايد طوري تعيين شود تا از اثرات حاد يا مزمن روي سلامتي انسان يا موجودات دريايي حساس بهعنوان نماينده زيست بوم دريايي ممانعت به عمل آيد. بكارگيري فهرست اقدام به سه طبقه احتمالي پسماند منجر ميگردد: (1) پسماندهايي كه حاوي موادي خاص هستند، يا آنهايي كه موجب واكنشهاي بيولوژيك ميگردند، در مقادير بيشتر از سطح بالايي مرتبط به آن، نبايد تخليه شوند، مگر با استفاده از فنون يا فرآيندهاي مديريت، براي تخليه قابل قبول گردند؛ (2) پسماندهايي كه حاوي مواد خاص هستند، يا آنهايي كه موجب واكنشهاي بيولوژيك ميگردند، در مقادير كمتر از سطوح پاييني مرتبط به آن، در رابطه با تخليه بايد چنين تلقي شود كه از اهميت كم زيست محيطي برخوردارند؛ و (3) پسماندهايي كه حاوي مواد خاص هستند، يا آنهايي كه موجب واكنشهاي بيولوژيك مي¬گردند، در مقادير كمتر از سطح بالايي اما بيشتر از سطح پاييني مرتبط به آن، قبل از تشخيص مناسب بودن آنها براي تخليه، نياز به ارزيابي دقيق تر دارند. انتخاب محل تخليه
11
اطلاعات لازم براي انتخاب محل تخليه بايد شامل موارد زير باشد: (1) ويژگيهاي فيزيكي،؛ شيميايي، و بيولوژيك ستون آب و بستر دريا؛ (2) موقعيت تفريحگاهها، ارزشها و ساير كاربردهاي دريا در ناحيه مدنظر؛ (3) ارزيابي نوسانات اجزاي تشكيلدهنده مرتبط با تخليه در ارتباط با نوسانات موجود مربوط به مواد در محيط زيست دريايي؛ و (4) امكان سنجي اقتصادي و عملياتي. ارزيابي اثرات بالقوه
12
ارزيابي اثرات بالقوه بايد منجر به گزارش دقيقي از پيامدهاي مورد انتظار روشهاي دفع در دريا يا خشكي، يعني «فرضيه اثر» بشود. اين ارزيابي مبنايي را براي تصميمگيري درخصوص پذيرش يا رد گزينه پيشنهادي دفع و براي تعيين الزامات پايش محيط زيست ارائه ميدهد.
13
ارزيابي براي تخليه بايد اطلاعات مرتبط با خصوصيات پسماند، شرايط در مكان يا مكانهاي تخليه پيشنهادي، نوسانات و فنون دفع پيشنهادي را تلفيق كند و اثرات بالقوه بر سلامتي انسان، منابع زنده، تفريحگاهها و ساير استفادههاي مجاز از دريا را مشخص نمايد. اين ارزيابي بايد ماهيت، ابعاد زماني و فضايي و طول مدت اثرات مورد انتظار بر مبناي فرضيات محافظه كارانه منطقي را تعيين نمايد.
14
تجزيه تحليل هر روش تخليه بايد در پرتو ارزيابي مقايسهاي در مورد موضوعات زير بررسي گردد: خطرات براي سلامتي انسان، هزينههاي زيست محيطي، خطرات (نظير حوادث)، اقتصاد و انحصار استفادههاي آتي. اگر طي اين ارزيابي محرز شود كه اطلاعات كافي براي تعيين اثرات احتمالي گزينه تخليه پيشنهادي وجود ندارد، بنابراين گزينه مذكور نبايد مورد بررسي بيشتر قرار گيرد. علاوه بر اين، اگر تفسير ارزيابي مقايسهاي نشانگر آن باشد كه گزينه تخليه ارجحيت كمتري دارد، نبايد مجوز تخليه داده شود.
15
هر ارزيابي بايد با يك بيانيه كه تصميم مبني بر صدور يا رد يك مجوز تخليه را تأييد نمايد، خاتمه يابد. پايش
16
به منظور تائيد رعايت شرايط مجوزـ پايش پيروي ـ و تائيد اين كه فرضياتي كه در خلال بازنگري مجوز و فرآيند انتخاب مكان به وجود آمدهاند، براي حفاظت از محيط زيست و سلامت انسان ـ پايش ميداني ـ صحيح و كافي بوده است، از پايش استفاده مي-شود. ضروري است كه چنين برنامههاي پايشي حاوي اهداف كاملاً مشخص باشند. مجوز و شرايط مجوز
17
تصـميم به صدور مجوز بايـد تنـها در صورتي اتخاذ گـردد كه همه ارزشيابيهاي اثر، تكميل شدهاند و الزامات پايش تعيين گرديدهاند. مفاد مجوز بايد تا جايي كه عملي باشد تضمين نمايد كه اختلال و زيان زيست محيطي به حداقل برسد و منافع به حداكثر برسند. هر مجوز صادر شده بايد حاوي دادهها و اطلاعاتي باشد كه موارد زير را مشخص نمايد: (1) انواع و منشاء موادي كه بايد تخليه شوند؛ (2) موقعيت مكان يا مكانهاي تخليه؛ (3) روش تخليه؛ و (4) الزامات گزارش دهي و پايش.
18
مجوزها بايد در فواصل زماني منظم با در نظر گرفتن نتايج پايش و اهداف برنامههاي پايش مورد تجديدنظر قرار گيرند. تجديدنظر نتايج پايش نشانگر نياز يا عدم نياز به ادامه، بازبيني يا خاتمه برنامههاي ميداني خواهد بود و به تصميمگيريهاي آگاهانه در مورد تداوم، اصلاح يا فسخ مجوزها كمك خواهد كرد. اين امر ساز و كار بازخوردي مهم را براي حمايت از سلامت انسان و محيط زيست دريايي فراهم مياورد. پيوست ۳ رويه داوري