تعاريف از نظر اين كنوانسيون: 1 ـ « منطقه كنوانسيون» يعني منطقه انحصاري اقتصادي يك دولت عضو، كه طبق حقوق بينالملل تعيين شده است يا اگر دولت عضوي چنين منطقهاي را تعيين نكرده است يك منطقه فراتر يا مجاور درياي سرزميني آن دولت كه توسط دولت مزبور طبق حقوق بين الملل تعيين شده و بيش از 200 مايل دريايي از خطوط مبدائي كه از آنها عرض درياي سرزميني آن اندازه گيري ميشود، امتداد نمييابد. 2 ـ «كشتي» يعني شناور درياپيما از هر نوع كه باشد و شامل قايقهاي پرنده، هوا ناوها، زير درياييها، ناوهاي شناور و سكوهاي شناور، به استثناء زماني كه سكوهاي مزبور در موقعيتي قرار دارند كه به امر اكتشاف، استخراج يا استحصال منابع معدني بستر دريا مشغول هستند، ميشود. 3 ـ « سانحه دريايي» يعني تصادم كشتيها، به گل نشستن يا حادثه ديگر دريانوردي، يا اتفاق ديگري در كشتي، يا خارج از آن، كه منجر به خسارت عمده يا تهديد قريبالوقوع بروز خسارت عمده به كشتي يا محموله آن ميشود. 4 ـ « لاشه كشتي» در پي يك سانحه دريايي، يعني:
الف
كشتي مغروق يا به گل نشسته؛ يا
ب
هر بخشي از كشتي مغروق يا به گل نشسته از جمله هر شيئي كه در كشتي مزبور وجود دارد يا وجود داشته است؛ يا
پ
هر شيئي كه در دريا از كشتي جدا شده است و به گل نشسته، غرق شده يا در دريا در حركت است؛ يا
ت
كشتي كه در آستانه غرق شدن يا به گل نشستن است يا عرفاً انتظار به گل نشستن يا غرق شدن آن ميرود چنانچه اقدامات مؤثر براي كمك به كشتي يا هر گونه اموال در معرض خطر، قبلاً اتخاذ نشده باشد. 5 ـ « خطر» يعني هر وضعيت يا تهديدي كه:
الف
خطر يا مانعي براي دريانوردي ايجاد ميكند؛ يا
ب
عرفاً انتظار ميرود كه سبب بروز پيامدهاي وسيع زيانبار براي محيط زيست دريايي، يا خسارت به خط ساحلي يا منافع مربوط يك يا چند دولت شود. 6 ـ «منافع مربوط» يعني منافع دولت ساحلي كه به طور مستقيم به وسيله لاشه كشتي تحت تأثير يا مورد تهديد قرار ميگيرد، مانند:
الف
فعاليتهاي دريايي در ساحل، بندر و دهانه رود، از جمله فعاليتهاي ماهيگيري كه شيوه اصلي امرار معاش اشخاص مربوط را تشكيل ميدهد؛
ب
جاذبههاي گردشگري و ساير منافع اقتصادي منطقه مربوط؛
پ
سلامت جمعيت ساحلي و رفاه منطقه مربوط از جمله محافظت از منابع زنده دريايي و حيات وحش، و
ت
زير ساخت فرا ساحلي و زيرآبي. 7 ـ « انتقال» يعني هر شكل پيشگيري، كاهش يا حذف خطر ناشي از لاشه كشتي. « انتقال»، « انتقال يافته» و « در حال انتقال» بر اين اساس تفسير ميشوند. 8 ـ « مالك ثبت شده» يعني شخص يا اشخاص ثبت شده به عنوان مالك كشتي، يا در صورت فقدان ثبت، شخص يا اشخاصي كه در زمان سانحه دريايي مالك كشتي ميباشند. با اين حال در مورد كشتي تحت مالكيت دولت و مورد بهرهبرداري توسط شركتي كه در آن دولت به عنوان بهرهبردار كشتي مزبور ثبت شده، « مالك ثبت شده» به چنين شركتي اطلاق خواهد شد. 9 ـ « بهره بردار كشتي» يعني مالك كشتي يا هر سازمان ياشخص ديگري مانند مدير، يا مستأجر كشتي لخت، كه مسؤوليت بهرهبرداري از كشتي را از طرف مالك كشتي بر عهده گرفته است و با فرض چنـين مسؤوليتي، موافقت نموده تا همه وظايف و مسؤوليت هاي مقرر بهموجب مجموعه مقررات بينالمللي مديريت ايمني آن طور كه اصلاح شده را بر عهده گيرد. 10 ـ « دولت تحت تأثير» يعني دولتي كه لاشه كشتي درمنطقه كنوانسيون آن دولت واقع شده است. 11 ـ « دولت ثبت كشتي» در ارتباط با كشتي ثبت شده، يعني دولت ثبت كشتي و در رابطه با كشتي ثبت نشده، يعني دولتي كه كشتي محق به برافراشتن پرچم آن است. 12 ـ « سازمان» يعني سازمان بين المللي دريانوردي. 13 ـ « دبير كل» يعني دبير كل سازمان.