قراردادسازرایگانمشاورهٔ تصویریکسب‌وکارهاکتابخانهمجموعه قوانیننرم افزار اسکن مدارک
ورودشروع کنید
قراردادسازرایگانمشاورهٔ تصویریکسب‌وکارهاکتابخانهمجموعه قوانیننرم افزار اسکن مدارک
ورودشروع کنید
مجموعه قوانین›قانون مدني مصوبه 19 فروردين ماه 1314

قانون مدني مصوبه 19 فروردين ماه 1314

در حال اجرامجلس شوراي مليمصوب 1314/01/1949 ماده
فهرست مواد (49)
ماده 1158 ماده 1159 ماده 1160 ماده 1161 ماده 1162 ماده 1163 ماده 1164 ماده 1165 ماده 1166 ماده 1167 ماده 1168 ماده 1169 ماده 1170 ماده 1171 ماده 1172 ماده 1173 ماده 1174 ماده 1175 ماده 1176 ماده 1177 ماده 1178 ماده 1179 ماده 1180 ماده 1181 ماده 1182 ماده 1183 ماده 1184 ماده 1185 ماده 1186 ماده 1187 ماده 1188 ماده 1189 ماده 1190 ماده 1191 ماده 1192 ماده 1193 ماده 1194 ماده 1195 ماده 1196 ماده 1197 ماده 1198 ماده 1199 ماده 1200 ماده 1201 ماده 1202 ماده 1203 ماده 1204 ماده 1205 ماده 1206

قانون مدني مصوبه 19 فروردين ماه 1314 مصوب 1314,01,19 با اصلاحات و الحاقات بعدي كتاب هشتم - در اولاد

باب اول

در نسب

ماده 1158

طفل متولد در زمان زوجيت ملحق بشوهر است مشروط بر اينكه از تاريخ نزديكي تا زمان تولد كمتر از شش ماه و بيشتر از ده ماه‌ نگذشته باشد

ماده 1159

هر طفلي كه بعد از انحلال نگاح [نكاح] متولد شود ملحق بشوهر است مشروط بر اينكه مادر هنوز شوهر نكرده و از تاريخ انحلال نگاح [نكاح] تا‌ روز ولادت طفل بيش از ده ماه نه گذشته باشد مگر آنكه ثابت شود كه از تاريخ نزديكي تا زمان ولادت كمتر از 6 ماه و يا بيش از ده ماه گذشته باشد

ماده 1160

در صورتيكه عقد نكاح پس از نزديكي منحل شود و زن مجددا شوهر گند [كند] و طفلي كه از او متولد گردد طفل بشوهري ملحق ‌ميشود كه مطابق مواد قبل الحاق او بان شوهر ممكن است در صورتيكه مطابق مواد قبل الحاق طفل بهر دو شوهر ممكن باشد طفل ملحق بشوهر دوم است مگر آنگه [آنكه] امارات قطعيه بر خلاف آن دلالت كند

ماده 1161

در مورد مواد قبل هر كاه [هرگاه] شوهر صريحا يا ضمنا اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوي نفي ولد از او مسموع نخواهد بود.

ماده 1162

در مورد مواد قبل دعوي نفي ولد بايد در صورتيكه عادتا پس از تاريخ اطلاع يافتن شوهر از تولد طفل براي امكان اقامه دعوي كافي [كافي] ‌ميباشد اقامه گردد و در هر حال دعوي مزبور پس از انقضاء دو ماه از تاريخ اطلاع يافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود

ماده 1163

در مورديكه شوهر مطلع از تاريخ حقيقي تولد طفل نبوده و تاريخ تولد را بر او مشتبه نموده باشند بنوعي كه موجب الحاق طفل باو باشد و بعدها شوهر از تاريخ حقيقي تولد مطلع شود مدت مرور زمان دعوي نفي دو ماه از تاريخ كشف خدعه خواهد بود

ماده 1164

احكام مواد قبل در مورد طفل متولد از نزديكي به شبهه نيز جاري است اگر چه مادر طفل مشتبه نباشد

ماده 1165

طفل متولد از نزديكي بشبهه فقط ملحق به طرفي ميشود كه در اشتباه بوده و در صورتيكه هر دو در اشتباه بوده‌اند ملحق بهر دو‌ خواهد بود

ماده 1166

هر كاه [هرگاه] بواسطه وجود مانعي نكاح بين اوبن طفل باطل باشد نسبت طفل بهر يك از ابوبن كه جاهل بر وجود مانع بوده مشروع و‌ نسبت بديگري نامشروع خواهد بود در صورت جهل هر دو نسب طفل به هر دو مشروع است.

ماده 1167

طفل متولد از زنا ملحق بزاني نميشود

باب دوم

‌در نكاهداري و تربيت اطفال

ماده 1168

نكاه داري [نگاه داري] اطفال هم حق و هم تكليف ابوبن [ابوين] است.

ماده 1169

براي نگاهداري طفل مادر تا دو سال از ولادت او اولويت خواهد داشت پس از انقضاء اين مدت حضانت با پدر است مكر ‌نسبت باطفال اناث كه تا سال هفتم حضانت آنها با مادر خواهد بود

ماده 1170

اكر [اگر] مادر در مدتي كه حضانت طفل با او است مبتلا به جنون شود يا با ديگري شوهر كند حق حضانت با پدر خواهد بود.

ماده 1171

در صورت فوت يكي از ابوين حضانت طفل با آنكه زنده است خواهد بود هر چند متوفي پدر طفل بوده و براي او قيم معين كرده‌ باشد

ماده 1172

هيچيك از ابوين حق ندارند در مدتي كه حضانت طفل بعهده آنها است از نگاهداري او امتناع كند در صورت امتناع يكي از ابوين‌ حاكم بايد بتقاضاي ديگري يا به تقاضاي قيم يا يكي از قرباء و يا بتقاضاي مدعي‌العموم نگاهداري طفل را بهر يك از ابوين گه [كه] حضانت بعهده او‌ست الزام گند [كند] و در صورتيگه [صورتيكه] الزام ممكن يا مؤثر نباشد حضانت را بخرج پدر و هر كاه [هرگاه] پدر فوت شده باشد بخرج مادر تامين كند.

ماده 1173

هرگاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت حضانت اوست، صحت جسماني و يا تربيت اخلاقي طفل در معرض خطر باشد، محكمه مي تواند بتقاضاي اقرباي طفل يا بتقاضاي قيم او يا بتقاضاي مدعي العموم هر تصميمي را كه براي حضانت طفل مقتضي بداند، اتخاذ كند.

ماده 1174

در صورتيكه بعلت طلاق يا بهر علت ديكر [ديگر] ابوين طفل در يك منزل سكونت نداشته باشند هر يك از ابوين كه طفل تحت‌ حضانت او نميباشد حق ملاقات طفل خود را دارد تعيين زمان و مكان ملاقات و ساير جزئيات مربوطه بان در صورت اختلاف بين ابوين با محكمه ‌است.

ماده 1175

طفل را نميتوان از ابوين و يا از پدر و يا از مادري گه [كه] حضانت با او است گرفت مگر در صورت وجود علت قانوني.

ماده 1176

مادر مجبور نيست گه [كه] بطفل خود شير بدهد مگر در صورتيكه تغذيه طفل بغير شير مادر ممكن نباشد.

ماده 1177

طفل بايد مطيع ابوين خود بوده و در هر سني كه باشد بايد با آنها احترام كند.

ماده 1178

ابوين مگلف [مكلف] هستند كه در حدود توانائي خود بتربيت اطفال خويش برحسب مقتضي اقدام كنند و نبايد آنها را مهمل بكذارند [بگذارند].

ماده 1179

ابوين حق تنبيه طفل خود را دارند ولي باستناد اين حق نميتوانند طفل خود را خارج از حدود تاديب تنبيه نمايند.

باب سوم

‌در ولايت قهري پدر و جد پدري

ماده 1180

طفل صغير تحت ولايت قهري پدر و جد پدري خود ميباشد و همچنين است طفل غيررشيد يا مجنون در صورتي كه عدم رشد يا‌ جنون او متصل بصغر باشد.

ماده 1181

هر يك از پدر و جد پدري نسبت با ولاد خود ولايت دارند.

ماده 1182

هركاه [هرگاه] طفل هم پدر و هم جد پدري داشته باشد و يكي از آنها محجور يا بعلتي ممنوع از تصرف در اموال مولي‌ عليه گردد ولايت‌ قانوني او ساقط ميشود.

ماده 1183

در كليه امور مربوطه باموال و حقوقي مالي مولي‌ عليه ولي نماينده قانوني او ميباشد

ماده 1184

هرگاه ولي قهري طفل لياقت اداره كردن اموال مولي عليه را نداشته باشد و يا در مورد اموال او مرتكب حيف و ميل كرده بتقاضاي اقرباي طفل يا بتقاضاي مدعي العموم بعد از ثبوت عدم لياقت با خيانت او در اموال مولي عليه بطرفيت مدعي العموم در محكمه حاكم بكيفر امين بولي منضم ميكند همين حكم در موردي نيز جاري است كه ولي طفل بواسطه كبر سن يا عرض يا امثال آن قادر باداره كردن اموال مولي عليه نباشد

ماده 1185

هر گاه ولي قهري طفل محجور شود مدعي ‌العموم مكلف است مطابق مقررات راجعه بتعيين قيم قيمي براي طفل معين كند.

ماده 1186

در مواردي كه براي عدم امانت ولي قهري نسبت بدارائي طفل امارات قويه موجود باشد مدعي‌ العموم مگلف [مكلف] است از محكمه ‌ابتدائي رسيدگي بعمليات او را بخواهد محكمه در اين مورد رسيدگي كرده در صورتيكه عدم امانت او معلوم شد مطابق ماده 1184 رفتار مينمايد.

ماده 1187

هر گاه ولي قهري منحصر بواسطه غيبت يا حبس بهر علتي كه نتواند بامور مولي‌ عليه رسيدگي كند و كسي را هم از طرف خود معين‌ نكرده باشد حاكم يگنفر [يكنفر] امين به پيشنهاد مدعي‌ العموم براي تصدي و اداره اموال مولي عليه و ساير امور راجعه باو موقتا معين خواهد كرد.

ماده 1188

هر يك از پدر و جد پدري بعد از وفات ديگري ميتواند براي اولاد خود كه تحت ولايت او ميباشند وصي معين كند تا بعد از فوت‌ خود در نگاهداري و تربيت آنها مواظبت كرده و اموال آنها را اداره نمايد

ماده 1189

هيچيك از پدر و جد پدري نميتواند با حيات ديكري [ديگري] براي مولي‌ عليه خود وصي معين كند.

ماده 1190

ممگن [ممكن] است پدر يا جد پدري بكسي گه [كه] بسمت وصايت معين كرده اختيار تعيين وصي بعد فوت خود را براي مولي عليه بدهد.

ماده 1191

اگر وصي منصوب از طرف ولي قهري بنكاهداري [بنگهداري] يا تربيت مولي ‌عليه يا اداره امور او اقدام نكند يا امتناع از انجام وظائف خود بنمايد‌ منعزل ميشود

ماده 1192

ولي مسلم نميتواند براي امور مولي‌ عليه خود وصي غير مسلم معين كند

ماده 1193

همينگه [همينكه] طفل كبير و رشيد شد از تحت ولايت خارج ميشود و اگر بعدا سفيه يا مجنون شود قيمي براي او معين ميشود

ماده 1194

پدر و جد پدري و وصي منصوب از طرف يكي از آنان ولي خاص طفل ناميده شود كتاب نهم - در خانواده

فصل اول

در الزام بانفاق

ماده 1195

احكام نفقه زوجه همان است كه بموجب فصل هشتم از باب اول از كتاب هفتم مقرر شده و بر طبق همين فصل مقرر ميشود.

ماده 1196

در روابط بين اقارب فقط اقارب نسبي و در خط عمودي اعم از صعودي و يا نزولي ملزم به انفاق يكديگرند.

ماده 1197

كسي مستحق نفقه است گه [كه] ندار بوده و نتواند بوسيله اشتغال بشغلي وسائل معيشت خود را فراهم سازد.

ماده 1198

گسي [كسي] ملزم بانفاق است كه متمكن از دادن نفقه باشد يعني بتواند نفقه بدهد بدون اينكه از اين حيث در وضع معيشت خود دچار ‌مضيقه كردد [گردد] براي تشخيص تمكن بايد كليه تعهدات و وضع زندگاني شخصي او در جامعه در نظر گرفته شود.

ماده 1199

نفقه اولاد بر عهده پدر است پس از فوت پدر يا عدم قدرت او بانفاق بعهده اجداد پدري است با رعايت الاقرب‌ فالاقرب در صورت ‌نبودن پدر و اجداد پدري و يا عدم قدرت آن ها نفقه بر عهده مادر است هرگاه مادر هم زنده و يا قادر بانفاق نباشد با رعايت الاقرب ‌فالاقرب بعهده اجداد و جدات مادري و جدات پدري واجب ‌النفقه است و اگر چند نفر از ‌اجداد و جدات مزبور از حيث درجه اقربيت مساوي باشند نفقه را بايد بحصه متساوي تاديه كنند

ماده 1200

نفقه ابوين با رعايت الاقرب‌ فالاقرب بعهده اولاد و اولاد اولاد است

ماده 1201

هر گاه يك نفر هم در خط عمودي صعودي و هم در خط عمودي نزولي اقارب داشته باشد كه از حيث الزام بانفاق در درجه مساوي‌ هستند نفقه او را بايد اقارب مزبور بحصه متساوي تاديه كنند بنا بر اين اگر مستحق نفقه پدر و مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را بايد پدر و ‌اولاد او متساويا تاديه كنند بدون اين گه [كه] مادر سهمي بدهد و همچنين اگر مستحق نفقه مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را بايد مادر و اولاد ‌متساويا بدهند.

ماده 1202

اكر [اگر] اقارب واجب‌النفقه متعدد باشند و منفق نتواند نفقه همه آن ها را بدهد اقارب در خط عمودي نزولي مقدم بر اقارب در خط عمودي‌ صعودي خواهند بود.

ماده 1203

در صورت بودن زوجه و يك يا چند نفر واجب ‌النفقه ديگر زوجه مقدم بر سايرين خواهد بود

ماده 1204

نفقه اقارب عبارت است از مسگن [مسكن] و البسه و غذا و اثاث‌البيت بقدر رفع حاجت با در نظر گرفتن درجه استطاعت منفق.

ماده 1205

واجب ‌النفقه اعم از زوجه و اقارب مي ‌تواند براي مطالبه نفقه خود بمحكمه رجوع كند

ماده 1206

زوجه در هر حال مي‌ تواند براي نفقه زمان كذشته [گذشته] خود اقامه دعوي نمايد و طلب او از بابت نفقه مزبور طلب ممتازه بوده و در صورت‌ افلاس يا ورشكستگي شوهر زن مقدم بر غرما خواهد بود ولي اقارب فقط نسبت باتيه نتوانند [ميتوانند] مطالبه نفقه نمايند ‌.

متن این قانون از منبع رسمی برداشته شده است. دادکام آن را ساختاریافته و جست‌وجوپذیر کرده، ولی متن را تغییر نداده.

مشاورهٔ حقوقی با وکیل دادگستری
نماد اعتماد الکترونیکی دادکام
خدمات
مشاورهٔ تصویریقراردادسازکسب‌وکارها
کتابخانه
مجموعه قوانینمقالاتاخبار حقوقی
دادکام
حریم داده و حذف اسنادراستی‌آزمایی سند امضاشدهتماس با ما+989125959304ورود وکلا و همکاران
© ۱۴۰۵ دادکام دات کام · تمام حقوق محفوظ است · نسخهٔ ۰٫۹٫۹