از تاريخ تصويب اين لايحه قانوني از سهم مالكانه محصول املاك مزروعي و جريبانه و علفچر و عوايد مراتع و جنگل و مال الاجاره آسيا و آبدنك و دكان و يخچال و غيره بيست درصد كسر و بر طبق مقررات اين لايحه قانوني بمصرف خواهد رسيد. ماده اول (منسوخه 03ˏ10ˏ1331) ـ از تاريخ تصويب اين لايحه از سهم مالكانه محصول املاك مزروعي و جريبانه و علف چر و عوايد مراتع و جنگل و مالالاجاره آسيا و آبدنك و دكان و يخچال و غيره بيست درصد كسر و بر طبق مقررات اين لايحه بمصرف خواهد رسيد. الف (منسوخه 03ˏ10ˏ1331) – از محصول شتوي و از درآمدهاي صيفي كه عين جنس بين مالك و زارع تقسيم ميشود در موقع برداشت ده درصد از سهم مالكانه بين زارعيني كه آن محصول را عمل آورده اند تقسيم خواهد شد و ده درصد ديگر از سهم مالكانه بصندوق هاي عمراني و تعاون ده و دهستان و بخش كه طبق مقررات اين لايحه قانوني تأسيس ميشود تحويل خواهد شد تا تحت نظر شوراهاي محلي كه بر طبق مقررات اين لايحه قانوني تشكيل ميگردد بمصارف لازم برسد. ب(منسوخه 03ˏ10ˏ1331) - از درآمد محصول صيفي و تره بار سهم مالك پس از فروش محصول ده درصد آن بزارعيني كه آن محصول را عمل آورده اند علاوه بر سهم معمولي آن ها تسليم و ده درصد ديگر تحويل صندوقهاي عمران و تعاون داده خواهد شد.
تبصره 1
(منسوخه 03ˏ10ˏ1331) در هر محل كه كاوبند [گاوبند] سهمي از زراعت خود را بكارگر (پنج يك كار ياقره يا دهقان يا زعيم و امثال آنها) ميدهد ده درصد نقد و جنس تعلق به پنج يك كار دارد و به گاومند [گاوبند] سهمي تعلق نخواهد گرفت.
تبصره 2
(منسوخه 03ˏ10ˏ1331) در صورتيكه مالك وسايل و عوامل زراعتي را فراهم كرد بوسيله كارگري كه از محصول سهم مي برد عمليات زراعتي را انجام دهد بيست درصد حق زارع و صندوق تعاون و عمران فقط از آن مقدار جنس و مبلغي كه مطابق معمول و عرف محل از درآمد مالكانه بمالك تعلق ميگيرد دريافت خواهد شد كه ده درصد عايد زارع و ده درصد بصندوق تعاون تحويل گردد و چنانچه ملاك از محصول بكارگر سهمي ندهد و حق الزحمه او را مبلغي نقد و يا مقدار معيني جنس بپردازد از آنچه كه مطابق معمول سهم مالكانه حساب ميشود فقط ده درصد بصندوق تعاون و عمران تعلق خواهد گرفت و هر گاه در شهرستاني معمول و عرف ديگري براي تقسيم محصول موجود نباشد سهم مالكانه در زراعت آبي از قرار 40% و در زراعت ديمي از قرار 20% از كل محصول احتساب شده و از روي اين مقدار صدي 20 اضافه سهم كشاورز و صندوق تعاون و عمران پرداخت خواهد شد.
تبصره 3
(منسوخه 03ˏ10ˏ1331) در موارديكه مالك بوسيله تلمبه از چاه يا رودخانه يا گاوچاه براي زراعت و باغات آب تهيه مينمايد فقط ده درصد از سهم مالكانه اخذ خواهد شد كه در صورت وجود كشاورز سهم بر باو داده ميشود. ج(منسوخه 03ˏ10ˏ1331) - از درآمد نقدي يعني جريبانه و علفچر و سرچر و باج صحرا و اجاره مرتع و دكان و يخچال و كاروانسرا و آسيا و آبدنك و غير ه و درآمدهاي جنگلي بايد كليه 20 درصد از سهم مالكانه بتدريج كه حاصل ميگردد از طرف مالك يا نماينده او تحويل صندوق تعاون و عمران قريه داده شود.
تبصره 1(منسوخه 03ˏ10ˏ1331)
هر گاه مالك از قلمستان يا بيشه يا باغات ميوه بعوض جريبانه از عين جنس سهمي ببرد در موقع قطع درخت يا برداشت محصول ده دردصد از سهم مالكانه را تحويل صندوق تعاون و عمران خواهد داد. چنانچه مالك اعياني هم در ده از باغات خود درآمدي متجاوز از بيست و چهار هزار ريال بعد از وضع مخارج در سال داشته باشد صدي 10 آن را بايد بصندوق عمران و تعاون بپردازد.
تبصره 2
(منسوخه 03ˏ10ˏ1331) در نقاطي كه شهرداري داير شده و بر طبق قانون ازدياد سهم كشاورزان شوراي ده يا دهستان يا بخش در آنجا تشكيل ميشود مستغلاتي كه ماليات مستغلات و عوارض شهرداري ميپردازند از پرداخت 20% معاف خواهند بود. الف ـ از محصول شتوي و از درآمدهاي صيفي كه عين جنس بين مالك و زارع تقسيم ميشود در موقع برداشت ده درصد از سهم مالكانه بين زارعيني كه آن محصول را عمل آوردهاند تقسيم خواهدشد و ده درصد ديگر از سهم مالكانه بصندوقهاي عمران و تعاون ده و دهستان و بخش كه طبق مقررات اين لايحه تأسيس ميشود تحويل خواهدشد تا تحت نظر شوراهاي محلي كه بر طبق مقررات اين لايحه تشكيل ميگردد بمصارف لازم برسد. ب ـ از درآمد محصول صيفي و ترهبار سهم مالك پس از فروش محصول ده درصد آن بزارعيني كه آن محصول را عمل آوردهاند علاوه بر سهم معمولي آنها تسليم و ده درصد ديگر تحويل صندوقهاي عمران و تعاون داده خواهد شد.
تبصره 1
در هر محل كه كاوبند سهمي از زراعت خود را بكارگر (پنج يك كار يا قره يا دهقان يا زعيم و امثال آن) ميدهد ده درصد نقد و جنس تعلق بپنج يك كار دارد بكاوبند سهمي تعلق نخواهد گرفت.
تبصره 2
در صورتي كه مالك وسايل و عوامل را فراهم كرده بوسيله كارگري كه از محصول سهم ميبرد عمليات زراعتي را انجام دهد بيست درصد حق زارع و صندوق تعاون و عمران فقط از آن مقدار جنس و مبلغي كه مطابق معمول و عرف محل از درآمد مالكانه بمالك تعلق ميگيرد دريافت خواهد شد كه ده درصد عايد زارع و ده درصد بصندوق تعاون تحويل گردد. و چنانچه مالك از محصول بكارگر سهمي ندهد و حقالزحمه او را مبلغي نقد و يا مقدار معيني جنس بپردازد بنابراين از آنچه كه مطابق معمول سهم مالكانه حساب ميشود فقط ده درصد بصندوق تعاون و عمران تعلق خواهد گرفت
تبصره 3
در موارديكه مالك بوسيله تلمبه از چاه يا رودخانه يا گاه و چاه براي زراعت و باغات آب تهيه مينمايد فقط ده درصد از سهم مالكانه اخذ خواهد شد كه در صورت وجود كشاورزي سهم بر باو داده ميشود. ج ـ از درآمد نقدي يعني جريبانه و علف چر و سرچر و باج صحرا و اجاره مرتع و دكان و يخچال و كاروانسرا و آسيا و آبدنك و غيره و درآمدهاي جنگلي بايد كليه بيست درصد از سهم مالكانه بتدريج كه حاصل ميگردد از طرف مالك يا نماينده او تحويل صندوق عمران و تعاون قريه داده شود.
تبصره
هرگاه مالك از قلمستان يا بيشه يا باغات ميوه به عوض جريبانه از عين جنس سهمي ببرد در موقع قطع درخت يا برداشت محصول بيست درصد از سهم مالكانه را تحويل صندوق تعاون و عمران خواهد داد. ماده دوم ـ هرگاه عوايد مالكانه ملكي كلا يا جزاً باجاره نقد يا جنس و يا نقد و جنس واگذار شده باشد مستأجر موظف است بنمايندگي مالك مقررات اين لايحه را اجرا و معادل مقادير و مبالغي كه بنابراين لايحه از درآمد مالكانه كم ميشود از مالالاجاره كسر كند چنانچه ده درصد زارعين و ده درصد صندوق تعاون و عمران از بيست درصد مالالاجاره تجاوز كند پرداخت مازاد بر عهده مستأجر است.
تبصره
در املاك موقوفه اجراي مقررات فوق بر عهده متولي يا قائم مقام او در صورت وجود مستأجر بر عهده مستأجر خواهد بود ماده سوم ـ در املاكي كه زمين متعلق بزارعين است و مستقيما بوسيله آنها كاشته ميشود در زراعت ديم دو درصد و در زراعت آبي چهار درصد از كل درآمد جنسي و نقدي هر مالك بايد تحويل صندوق عمران و تعاون قريه گردد. ماده چهارم ـ عوايد جنسي در انبـار مخصوصي كه در اختيار شوراي ده خواهد بود نگاهداري خواهد شد هركاه[گاه] در محلي انبار مخصوصي وجود نداشته باشد جنس در انبار قريه تحويل مالك ميشود و مشاراليه موظف است بمحض حواله شوراي ده جنس را تحويل دارنده حواله بدهد ماده پنجم ـ عوايد حاصله از فروش صيفي و ترهبار و همچنين عوايد غير زراعتي بايد منتهي در ظرف يكهفته پس از وصول از طرف مالك يا نماينده او بحساب مخصوصي كه از طرف شوراي ده در نزديگترين[نزديكترين] شعبه يا نمايندگي بانك كشاورزي يا شعبه بانكملي ايران (در صورتيكه بانك كشاورزي شعبه يا نمايندگي نداشته باشد) ريخته شود وجوهيكه در شعبههاي بانكملي ريخته شود بانكملي آن وجوه را بنمايندگي بانك كشاورزي ميپذيرد اگر در حوزهاي چنين شعباتي داير نباشد وجوه منظور بشخص معتمدي كه از طرف شوراي ده معرفي ميشود تحويل و ورقه بستانكار بشوراي ده تسليم ميگردد تا آن وجوه در دفاتر مخصوصي كه براي اين منظور نگاهداري خواهد شد وارد و ثبت گردد. ماده ششم ـ فروش جنس موجودي منوط بنظر و صوابديد شوراي ده خواهد بود كه هر وقت وضع بازار مناسب بود يا احتياجات اقتضا كرد آن را كلا يا جزاً بفروش رسانيده و بر طبق مندرجات ماده ( 5 )عمل كند و بهاي جنس را جزء درآمد خود در دفاتر منظور دارد. ماده هفتم ـ از كليه درآمدهائيكه در قريه بر طبق مقررات مذكور در فوق براي امور عمراني جمعآوري ميگردد هفتاد درصد براي مصارف عمراني و تعاوني و اجتماعي همان قريه اختصاص داده ميشود و پانزده درصد براي انجام امور مربوط بعمران و كارهاي جتماعي[اجتماعي] و تعاوني تحويل صندوق دهستان و پانزده درصد ديگر براي همان منظور تحويل صندوق عمران و تعاون بخش ميگردد. ماده هشتم ـ امور عمراني و اجتماعي هر قريه بقرار زير خواهد بود: تهيه آب مشروب سالم بوسيله ساختمان آب انبار يا حوض تصفيه لولهكشي از دهانه قنات يا كندن پاكنه و غيره. ساختمان و مرمت و نگاهداري مسجد، حمام و غسالخانه و رختشويخانه و پل و انبار جنسي جهت نگاهداري درآمدهاي جنسي. كمك بدفع دسته جمعي آفات حيواني و نباتي كه زراعت قريه را مورد تهديد قرار دهد كمك بساختن خانههاي ارزان و تهيه وسايل تامين بهداشت و نگاهداري و تربيت يتيمان بيسرپرست و تأمين معاش آنان و مشغول داشتن آنها به كارهاي مفيد. كمك به نگاهداري عجزه و پيران عليل و بيماران بيسرپرست. دادن وام بدون سود يا با سود نازل به كشاورزان بياستطاعت براي تهيه وسائل كار از قبيل خريد گاو و بذر و كمك به برزگران مستحق تا آنان بتوانند صاحب كاو(كار) شوند. احداث جاده بين قراء و ساختمان و تأسيس دبستان و ايجاد مراكز برق و ترويج صنايع معدني و كمك بآنها. ماده نهم ـ امور عمراني و تعاوني و اجتماعي هر دهستان كه اجراي آنها بعهده شوراي دهستان ميباشد و از اين قرار است: ساختمان دبستانهاي كشاورزي و درمانگاه و داروخانه به تناسب عده قراء و نزديكي يا دوري آنها از يكديگر و كثرت جمعيت، احداث جادههاي محلي و كمك مالي با سود نازل يا بدون سود بقرائي كه وسائل مالي آنها كافي براي انجام امور عمراني و تعاوني نيست از قبيل ساختمان پلهاي نسبة بزرك[بزرگ] يا تامين هزينه عبور جاده از اراضي لميزرع و زهكشي و غيره و استخدام ماما و پزشكيار سيار به تناسب جمعيت دهستان وعده قراء و دوري و نزديكي آنها از يكديگر.