قراردادسازرایگانمشاورهٔ تصویریکسب‌وکارهاکتابخانهمجموعه قوانیننرم افزار اسکن مدارک
ورودشروع کنید
قراردادسازرایگانمشاورهٔ تصویریکسب‌وکارهاکتابخانهمجموعه قوانیننرم افزار اسکن مدارک
ورودشروع کنید
مجموعه قوانین›نظر تفسيري شوراي نگهبان در خصوص اصل 73 قانون اساسي با موضوع اثر قوانين تفسيري بر حقوق و شرايط ايجاد شده براي اشخاص طبق قوانين اوليه

نظر تفسيري شوراي نگهبان در خصوص اصل 73 قانون اساسي با موضوع اثر قوانين تفسيري بر حقوق و شرايط ايجاد شده براي اشخاص طبق قوانين اوليه

در حال اجراشوراي نگهبانمصوب 1376/03/10

نظر تفسيري شوراي نگهبان در خصوص اصل 73 قانون اساسي با موضوع اثر قوانين تفسيري بر حقوق و شرايط ايجاد شده براي اشخاص طبق قوانين اوليه مصوب 1376,03,10 با اصلاحات و الحاقات بعدي شماره 78108 - 22 /12 /1373 شوراي محترم نگهبان همان ‌گونه كه عنايت دارند مطابق اصل 73 قانون اساسي، قوانين عادي در موارد ابهام و اجمال تفسير مي‌ شوند معهذا نظر به اينكه اصولاً در اكثر قريب به تمامي موارد بين و‌ضع قانون و تفسير آن فاصله زماني و‌جود دارد و در اين مدت با اجراي قانون اصلي، براي اشخاص، حقوقي ايجاد مي‌شود. و در بسياري از او‌قات نيز اين حقوق به غير منتقل و يا به ارث مي‌ رسد مضافاً اين كه اجراي قوانين مزبور در موارد معتنابهي مستلزم ارجاع امر به قوانين ديگر نيز هست (كما اينكه هزينه اعتبار طرح‌ها، كه موضوع قانون بودجه است در بسياري از موارد ملازمه با پرداخت حقوق كارگر يا خريد اجناس دارد و اين امر براساس قوانين كار و مدني، حقوقي را براي طرف ايجاد مي‌ كند) و در نتيجه بر حسب قوانين مرتبط با يكديگر و در پي اجراي آنها پيچيدگي‌ هاي زيادي در امور مردم بوجود مي ‌آيد. با توجه به اين پيچيدگي ‌ها هنگامي كه تفسير مؤخر انجام مي ‌يابد اين سؤال مطرح مي‌ شود كه مطابق اصول كلي آيا تفسير قانون به لحاظ آثار و نتايج مترتب بر آن تا چه حد بايد و مي ‌تواند عطف به گذشته شود و حقوق ايجاد شده را منتفي نمايد و يا كدام دسته از حقوق و آثار را مي ‌تواند ناديده بگيرد؟ به عنوان مثال به موجب قانوني كه تحت عنوان اعاده به خدمت كاركنان بازنشسته دولت در سال 1361 به تصويب مجلس رسيد دولت اجازه يافت تعدادي از بازنشستگان را اعاده به خدمت نمايد. در سال 1366 نيز قانون تعديل نيروي انساني تصويب شد و در آن دولت اجازه يافت افراد بازنشسته را به صورت موقت به خدمت بگيرد. از آن پس دولت به دو صورت زير عمل كرده است:

الف

اعاده به خدمت تعدادي از بازنشستگان متخصص به استناد قانون مصوب سال 1361.

ب

تصويب اشتغال موقت برخي از بازنشستگان به استناد ماده 8 قانون تعديل نيروي انساني مصوب 1366. قابل ذكر است كه مصوبات اعاده به خدمت دولت در فاصله دي ماه 1366 تا خرداد 1373 كه بالغ بر 46 تصويبنامه و ناظر به تعداد 130 نفر است نيز مورد ايراد رياست محترم جمهوري وقت به استناد اصل 126 و رياست محترم مجلس شوراي اسلامي به استناد اصل 138 قرار نگرفته است. در سال 1373 مجلس شوراي اسلامي با تصويب قانون تفسير ماده 8 قانون تعديل نيروي انساني مقرر داشت: «ممنوعيت اشتغال به كار بازنشستگان موضوع ماده 8 قانون نحوه تعديل نيروي انساني شامل اعاده به خدمت بازنشستگان نيز مي گردد.» اكنون اگر قانون تفسير فوق الذكر (مصوب 1373) در اين قضيه، عطف به ماسبق گردد و شامل افرادي هم بشود كه در فاصله سالهاي 1366 تا 1373 اعاده به خدمت شده اند و مسؤوليت هاي مختلفي را ايفا كرده و تعدادي از آنها تصميمات مهم مالي و اداري فراواني گرفته اند موجب مي شود حقوق ايشان و حقوق ديگر اشخاص و حق كليه اموري كه براساس تصميمات ايشان محقق شده است (از جمله معاملات و عقودي كه با تجويز آنان صورت گرفته است) محل اشكال قرار گيرد زيرا در قانون تفسير، مقرر شده است كه افراد مزبور، ممنوعيت از اشتغال داشته اند و علي القاعده بر امر ممنوع، آثار امر مجاز نبايد مترتّب شود. اشاره به اين نكته بجاست كه با توجه به قواعد و اصول حقوق اداري، امور و حقوق مزبور براساس فهم مجري از قانون حاكم در زمان خود ايجاد شده است به ويژه آن كه تفسير، علي‌ الاصول در مواردي صورت مي گيرد كه قانون، مشتمل بر چند معني است و اتخاذ هر يك از آنها قبل از تغيير مرجع ذي صلاح، مغاير با قانون اصلي نمي باشد و همانطور كه در بالا يادآوري شد در موضوع مطروحه، رياست محترم جمهوري وقت و رياست محترم مجلس شوراي اسلامي نيز اعلام مغايرت مصوبات را با قانون اعلام نداشته اند. با عنايت به آنچه گذشت خواهشمند است با توجه به اصول 73 و 98 قانون اساسي نظريه تفسيري شوراي محترم نگهبان را در مورد اينكه آيا با قوانين تفسيري مي ‌توان حقوق و شرايطي را كه طبق قوانين او‌ليه براي اشخاص ايجاد شده است خصوصاً در موارد زير به طور يك جانبه زائل نمود اعلام فرمايند: 1‌ـ‌ هنگامي كه قانون تفسيري جديد حوزه شمول قانون اصلي را توسعه مي ‌دهد به نحوي كه براي افراد در زمان مقدم بر تصويب، تكاليفي ايجاد مي ‌نمايد. 2‌ـ‌ تجديد يا تضييع حقوق استخدامي كه در زمان گذشته براي افراد ايجاد شده است. 3‌ـ‌ تأ‌ثير در عقود و معاملات گذشته و ساير تصميماتي كه براي اشخاص غيردو‌لتي حقوقي ايجاد كرده است. 4‌ـ‌ تسري مستقيم يا غيرمستقيم مقررات جزايي به فعل يا ترك فعلي كه در گذشته انجام شده است. رييس جمهور – اكبر هاشمي رفسنجاني شماره 583 /21 /76 – 10 /3 /1376 رياست محترم جمهوري اسلامي ايران با سلام، نامه شماره 78108 مورخ 22 /12 /1373 در جلسه مورخ 7 /3 /1376 شوراي نگهبان مطرح شد و نظر تفسيري شورا بدين شرح اعلام مي ‌گردد: «1‌ـ‌ مقصود از تفسير بيان مراد مقنن است بنابراين تضييق و توسعه قانون در مواردي كه رفع ابهام قانون نيست، تفسير تلقي نمي‌ شود. 2‌ـ‌ تفسير از زمان بيان مراد مقنن در كليه موارد لازم‌ الاجراست بنابراين در مواردي كه مربوط به گذشته است و مجريان برداشت ديگري از قانون داشته‌ اند و آن را به مرحله اجرا گذاشته‌ اند تفسير قانون به موارد مختومه مذكور تسري نمي ‌يابد.» دبير شوراي نگهبان – احمد جنتي

متن این قانون از منبع رسمی برداشته شده است. دادکام آن را ساختاریافته و جست‌وجوپذیر کرده، ولی متن را تغییر نداده.

مشاورهٔ حقوقی با وکیل دادگستری
نماد اعتماد الکترونیکی دادکام
خدمات
مشاورهٔ تصویریقراردادسازکسب‌وکارها
کتابخانه
مجموعه قوانینمقالاتاخبار حقوقی
دادکام
حریم داده و حذف اسنادراستی‌آزمایی سند امضاشدهتماس با ما+989125959304ورود وکلا و همکاران
© ۱۴۰۵ دادکام دات کام · تمام حقوق محفوظ است · نسخهٔ ۰٫۹٫۹