قراردادسازرایگانمشاورهٔ تصویریکسب‌وکارهاکتابخانهمجموعه قوانیننرم افزار اسکن مدارک
ورودشروع کنید
قراردادسازرایگانمشاورهٔ تصویریکسب‌وکارهاکتابخانهمجموعه قوانیننرم افزار اسکن مدارک
ورودشروع کنید
مجموعه قوانین›قانون الحاق دولت ايران به قراردادهاي بين المللي حمل و نقل بار و مسافر

قانون الحاق دولت ايران به قراردادهاي بين المللي حمل و نقل بار و مسافر

در حال اجرامجلس شوراي مليمصوب 1345/03/091 ماده

قانون الحاق دولت ايران بقراردادهاي بين‌المللي حمل و نقل بار و مسافر مصوب 1345,03,09 با اصلاحات و الحاقات بعدي

ماده واحده

بدولت اجازه داده ميشود كه اقدام لازم را براي الحاق به قراردادهاي بين‌المللي مربوط بحمل بار و مسافر CIM و CIVو ضمائم‌ آنرا بعمل آورده و قراردادهاي لازم را امضاء نمايد. قانون بالا مشتمل بر ماده واحده است در جلسه روز يكشنبه بيست و هشتم آذر ماه يكهزار و سيصد و چهل و چهار بتصويب مجلس شوراي ملي ‌رسيده بود درجلسه روز دوشنبه نهم خردادماه يكهزارو سيصدوچهل و پنج شمسي بتصويب مجلس سنا رسيد رئيس مجلس سنا ـ مهندس شريف امامي مقاوله ‌نامه بين‌المللي مربوط به حمل و نقل كالا با راه‌آهن C.I.M نمايندگان تام‌الاختيار امضاكننده زير ((C.I.M كه تجديد نظر در مقاوله‌نامه بين‌المللي مربوط به حمل و نقل كالا به راه‌آهن را لازم دانسته‌اند (مصوب برن 25 اكتبر1952) طبق ماده 67 مقاوله‌نامه نامبرده تصميم به تهيه و تنظيم مقاوله‌نامه جديدي گرفتند و بدين منظور نسبت بموارد زير توافق نمودند.

قسمت اول

موضوع مقاوله‌نامه و شمول آن ماده اول ـ راه‌آهن و حمل و نقل‌هائيكه اين مقاوله‌نامه در مورد آنها اجرا مي‌شود.

1

اين مقاوله‌نامه به استثناي موارد پيش‌بيني شده در زير و در مواد بعدي در مورد حمل كليه كالاهائيكه با يك بارنامه مستقيم براي حمل به راه‌آهن‌ واگذار شده است اجراء ميگردد اين حمل و نقل در سرزمين‌هائيكه حداقل دو دولت عضو مقاوله‌نامه را بهم پيوند دهد و منحصراً در روي خطوطي‌ كه در مادة 59 مندرج است اعمال ميگردد.

2

محموله‌هائيكه ايستگاه مبدأ و مقصد آن در سرزمين يك دولت واقع ميباشد و از سرزمين دولت ديگري فقط بعنوان ترانزيت عبور مينمايد‌ تابع قوانين دولت مبدأ است:

الف

وقتيكه خطوط استفاده شده بعنوان ترانزيت منحصراً بوسيله راه‌آهن دولت مبدأ بهره‌برداري شود.

ب

و نيز موقعيكه خطوط استفاده شده بعنوان ترانزيت منحصراً بوسيله راه‌آهن دولت مبداء بهره ‌برداري نشود ولي راه‌آهن‌هاي ذينفع توافق‌نامه‌هائي منعقد نموده باشند كه بموجب اين قبيل حمل و نقل‌ها بعنوان حمل و نقل بين‌المللي تلقي نگردد.

3

محمولاتي كه بين ايستگاههاي دو دولت هم مرز انجام ميگيرد و خطوطي كه در روي آنها حمل و نقل اجراء مي شود منحصراً بوسيله راه‌آهن‌ها ‌يكي از اين دو دولت بهره‌برداري شود تابع قوانين آن دولت خواهد بود. اين موضوع هنگامي تحقق مييابد كه فرستنده كالا بوسيله انتخاب نمونه ‌بارنامه تقاضا كند كه مقررات و قوانين داخلي اين راه‌آهن‌ها در مورد او اجرا شود و اين عمل وقتي قابل اجرا است كه مقررات و قوانين هيچيك از‌دول ذينفع با آن مخالفتي نداشته باشد. ماده دوم ـ مقررات مربوط به حمل و نقل‌هاي مختلط. در فهرست پيش‌بيني شده در مادة 1 علاوه بر خطوط راه‌آهن‌ها ميتوان خطوط منظم سرويس اتومبيل‌ راني و يا كشتيراني را درج نمود بشرطي كه‌سرويسهاي مزبور تكميل حمل و نقل خطوط راه‌آهن بوده و در روي آنها حمل و نقل بين‌المللي صورت گيرد. اين عمل هنگامي قابل اجراست كه‌اين خطوط حداقل دو دولت عضو را بهم ارتباط دهد و با رضايت مشترك اين دول در فهرست قيد گردند.

2

مؤسساتي كه از اين خطوط بهره‌برداري ميكنند تابع كليه تعهداتي كه مقرر شده است ميباشند و نيز از كليه حقوقيكه براي راه‌آهنها توسط اين ‌مقاوله‌نامه شناخته شده است بهره‌مند ميگردند به‌استثناي تخلفاتي كه در اثر موارد خاص حمل و نقل لزوماً پيش آمد ميكند در هر حال مقررات مربوط‌ بمسئوليت كه از اين مقاوله‌نامه ناشي ميگردد غير قابل تغيير است.

3

هر دولتي كه بخواهد در فهرست يكي از خطوط مندرج در بند 1 را ثبت كند بايستي اقدامات لازم را بعمل آورد براي اينكه تخلفات پيش‌بيني شده در بند 2 بهمان صورتيكه تعرفه‌ها انتشار مييابند در دسترس عامه قرار داده شود.

4

براي حمل و نقل‌هاي بين‌المللي كه از راه‌آهن‌ها و سرويسهاي حمل و نقل ديگري سواي آنچه در بند 1 پيش‌بيني شده است استفاده مي‌شود‌ راه‌آهن‌ها ميتوانند با مؤسسات حمل و نقل ذينفع مشتركاً مقررات تعرفه خاص كه جنبه حقوقي ديگري غير از مفاد اين مقاوله‌نامه داشته باشد وضع‌نمايند بشرط آنكه كليه موارد خاص و مختلف هر نوع حمل و نقل را در مقررات مزبور منظور بذارند(بدارند). در اين صورت آنها ميتوانند مقررات خاص مربوط بحمل و نقل را بجز آنچه كه در اين مقاوله‌نامه پيش‌بيني شده است بمورد اجراء بگذارند. ماده سوم ـ اشياء ممنوع از حمل و نقل. اشياء زير براي حمل و نقل پذيرفته نمي‌شوند:

الف

اشيائيكه حمل و نقل آنها منحصر و مخصوص اداره پست است ولو اينكه اين اختصاص مربوط به يكي از سرزمين‌هائي باشد كه خط بين‌المللي از آن عبور مينمايد.

ب

اشيائيكه بواسطه ابعاد، وزن و يا شرايط خاص آنها براي حمل و نقل مفروض بعلت نوع جنس و ساختمان آنها مناسب نبوده ولو اينكه اين عدم تناسب مربوط به يكي از راه‌آهن‌هاي مسير بوده باشد.

ج

اشيائيكه حمل و نقل آنها منع شده است، ولو اينكه اين ممنوعيت براي قسمتي از مسير راه‌آهن مقرر شده باشد.

د

مواد و اشيائيكه بموجب ضميمه شمارة I اين مقاوله‌نامه از حمل و نقل مستثني شده‌اند مگر در موارد پيش‌بيني شده در مادة 4 بند 2. ماده چهارم ـ اشيائيكه در تحت شرايط خاص براي حمل و نقل پذيرفته مي‌شوند.

1

اشياء نامبرده پائين تحت شرايط مذكوره ذيل براي حمل پذيرفته مي‌شوند: الف ـ مواد و اشياء مذكوره در الحاقيه شماره (I) مقاوله‌نامه فعلي در تحت شرايط معينه قيد شده در آن براي حمل پذيرفته مي‌شوند. ب ـ حمل جنازه تحت شرايط زيرين قبول مي‌شود: اولا ـ حمل جنازه با قطار سريع‌السير و تحت مراقبت يكنفر مشايع پذيرفته مي‌شود مگر اينكه نبودن مشايع مورد قبول كليه راه‌آهن‌هاي مسير حمل و نقل باشد. ثانياً ـ پرداخت هزينه حمل و نقل توسط فرستنده اجباري است. ثالثاً ـ حمل و نقل جنازه تابع قوانين و مقررات هر يك از كشورها ميباشد مگر اينكه بين چند كشور مقاوله‌نامه‌هاي خاص در اين زمينه منعقد شده‌ باشد. ج ـ وسائط نقليه راه‌آهن كه بتواند مستقيماً روي خطوط راه‌آهن حركت كند پذيرفته مي‌شود بشرط آنكه يك راه‌آهن تأييد كند وسائط مزبور بدون‌عيب بوده و ميتوانند در روي راه‌آهن حركت نمايند و اين موضوع را ضمن نوشته كه روي اين وسائط نصب مي‌شود تصديق نمايد و يا اينكه اين‌ مسئله را ضمن گواهي‌نامه خاص جداگانه‌اي مورد تأييد قرار دهد در مورد لوكوموتيوها ـ تندرها و اتوموتريسها علاوه بر واجد بودن شرايط فوق‌الذكر ‌يك مأمور مطلع براي تأمين روغنكاري وسايط مزبور بهمراه آنها بايد حركت كند وسائط نقليه راه‌آهن كه ميتوانند مستقيماً روي خطوط آهن حركت ‌كنند بغير از لوكوموتيوها تندرها و اتوموتريسها ميتوانند بهمراه يك نفر مأمور اعزام شوند و وظيفه عمده مأمور مزبور تأمين عمل روغنكاري ‌وسائط نقليه مورد بحث ميباشد چنانچه فرستنده اين قبيل وسائط بخواهد از مقررات گفته شده استفاده نمايد لازم است مراتب را در برگ بارنامه صادره ‌قيد كند. د ـ حيوانات زنده با شرايط مذكوره زير پذيرفته مي‌شوند: اولا ـ حيوانات زنده بايد با مأمور مخصوصي از طرف فرستنده همراه باشد مگر اينكه اين حيوانات از لحاظ جثه كوچك بوده و در سبد يا قفس و يا‌جعبه قرار داده و بخوبي بسته شده باشند. و گاهي بر حسب استثنائات پيش‌بيني شده در تعرفه‌هاي بين‌المللي و يا بموجب موافقت‌نامه‌هاي موجود ‌بين راه‌آهن‌ها وجود مأمور مخصوص با حيوانات زنده لزوم پيدا نميكند. فرستنده ملزم است در برگ بارنامه صادر تعداد مأموريني را كه با حيوانات اعزام ميدارد قيد كند و چنانچه مأمور همراه حيوانات اعزام نشود فرستنده موظف است در برگ بارنامه كلمة "‌بدون مأمور" را قيد كند. ثانياً ـ فرستنده حيوانات بايد از مقررات دامپزشكي كشورهاي مبدأ و مقصد و ترانزيت متابعت نمايد. ه ـ ـ اشيائيكه حمل و نقل آنها بعلت ابعاد ـ وزن و يا شرايط ديگر آنها از لحاظ جنس و يا ساختمان و يا مشكلاتي ديگر ايجاد نمايد براي حمل و نقل پذيرفته نمي‌شوند ولو اينكه اين مشكلات فقط در مسير يك راه‌آهن وجود داشته باشد. اين قبيل اشياء تحت شرايط خاصي كه از طرف راه‌آهن پس از مشاوره با فرستنده اعلام خواهد شد پذيرفته مي‌شود و اين شرايط ممكن است مغاير با‌ مقررات خاص مقاوله‌نامه فعلي باشد.

2

بين دو يا چند كشور متعاهد ممكن است موافقت‌نامه‌هائي به‌ امضاء برسد مبني بر اينكه بعضي از مواد يا اشيائيكه بموجب ضميمه شمارة I مقاوله‌نامه فعلي حمل آنها ممنوع شده است تحت شرايطي براي حمل و نقل بين‌المللي اين كشورها پذيرفته شود. و يا اينكه مواد و اشياء مذكوره در ضميمه شمارة I تحت شرايط سهلتري از آنچه در اين ضميمه مندرج ميباشد براي حمل قبول شود. راه‌آهن‌ها ميتوانند بموجب مواديكه در تعرفه‌هاي خود قيد ميكنند بعضي از اشياء و موادي را كه بموجب ضميمه شمارة I مقاوله‌نامه فعلي از‌حمل ممنوع شده‌اند تحت شرايط سهلتري از آنچه در ضميمه شمارة I براي قبول اين قبيل اشياء در نظر گرفته شده است وضع نمايند. موافقت‌نامه‌ها و مواد مربوط به تعرفه‌ها كه در اين مورد مقرر شده است بايستي به اداره مركزي حمل و نقل بين‌المللي راه‌آهنها اعلام شود. ماده پنجم ـ وظايف راه‌آهن در مورد حمل و نقل 1 ـ راه‌آهن موظف است كه با رعايت مقررات اين مقاوله‌نامه و در صورتيكه شرايط مذكوره در زير وجود داشته باشد كليه كالاهاي تجارتي را حمل ‌نمايد.

الف

در صورتيكه فرستنده مقررات مقاوله‌نامه را رعايت نمايد.

ب

در صورتيكه حمل كالا با وسائل معمولي كه احتياجات عادي حمل و نقل را مرتفع سازد امكان‌پذير باشد.

ج

در صورتيكه حمل كالا بعلت شرايط غير قابل اجتناب و اصلاح‌ناپذير كه براي راه‌آهن پيش آمد ميكند متوقف نگردد. 2 ـ راه‌آهن موظف نيست حمل و نقل اشيائي را كه بارگيري و نقل و انتقال و تخليه آنها محتاج به استعمال وسايل مخصوص است بپذيرد مگر در‌ايستگاه‌هائي كه براي اينگونه عمليات وسائل لازم را در اختيار داشته باشد. 3 ـ راه‌آهن فقط محمولاتي كه حمل آنها بايد بدون تأخير انجام شود قبول مينمايد. ايستگاه مبدأ مقررات مربوط به محمولاتي كه داراي شرط فوق نبوده و لازم است موقتاً در انبار نگاهداري شود تعيين مينمايد. 4 ـ چنان چه ضرورت بهره‌برداري راه‌آهن اقتضا نمايد مقام صلاحيتدار راه‌آهن ميتواند موارد زير را اجرا نمايد:

الف

سرويس حمل و نقل بطور كلي و يا جزئي تعطيل گردد.

ب

بعضي محمولات براي حمل پذيرفته نشود و يا قبول آنها تحت شرايط معيني بعمل آيد. در اين مورد بايستي مراتب بدون تأخير به اطلاع عامه و راه‌آهن‌ها برسد و راه‌آهن‌هائي كه از اقدامات مزبور مطلع مي‌شوند بايد بنوبه خود آنها را از نظر ‌انتشار براه ‌آهن‌هاي كشور ديگر اعلام دارند. 5 ـ راه‌آهن‌ها ميتوانند با رضايت دولت‌هاي متبوع خود تصميم به‌انعقاد مقررات مشتركي براي محدود كردن حمل كالا در تحت شرايط معيني به نقاط‌ مرزي و همچنين كشورهاي ترانزيتي اتخاذ نمايند. اين تصميمات لازم است به اطلاع دفتر مركزي حمل و نقل بين‌المللي برسد اين اداره كليه دولتهاي عضو را از اين تصميمات آگاه خواهد ساخت اين‌ تصميمات موقعي پذيرفته شده و مورد اجراء گذاشته خواهد شد كه در مدت يكماه از تاريخ اعلام آن مورد مخالفت هيچيك از دول عضو قرار نگيرد ‌چنان چه با تصميمات مزبور مخالفت شود و دفتر مركزي نتواند اختلافات را مرتفع سازد نمايندگان دول عضو را براي تشكيل جلسه دعوت خواهد كرد. بمحض اينكه تصميمات متخذه مورد قبول اعضاء قرار گرفت دفتر مركزي مراتب را به اطلاع كليه دول عضو خواهد رسانيد. اين تصميمات در‌فهرستهاي مخصوصي كه به امضاء اعضاء رسيده است بشكل تعرفه‌هاي بين‌المللي انتشار خواهد يافت تصميمات متخذه فوق‌الذكر يكماه پس از‌اطلاع اداره مركزي كه در بند 3 ذكر شده است مورد اجراء گذاشته شده و قوت قانوني دارد. 6 ـ هر گونه تخلفي كه از مقررات اين ماده وسيله راه‌آهن بشود موجب اقامه دعوي براي جبران خسارت وارده خواهد شد.

قسمت دوم

قرارداد حمل و نقل

فصل اول

شكل و شرايط قرارداد حمل و نقل ماده ششم ـ متن و شكل بارنامه 1 ـ فرستنده براي هر گونه محمولات بين‌المللي كه بر اساس اين مقاوله‌نامه انجام گيرد بايد بارنامه‌اي را با رونوشت مربوطه كه مطابق نمونه پيش‌بيني شده در ضميمه II اين مقاوله‌نامه تنظيم گرديده ارائه دهد. اين مدل شامل پنج برگ بشرح زير ميباشد: برگ اول بارنامه واگن برگ دوم برگ راه برگ سوم اعلاميه ورود برگ چهارم رونوشت بارنامه برگ پنجم ته‌سوش ارسال. تعرفه‌ها ميتوانند يك نمونه بارنامه ساده‌تري كه با مشخصات مورد استعمال در حمل و نقل‌هاي مذكور تطبيق نمايد براي پاره‌اي از حمل و نقلهاي‌ مهم و يا حمل و نقل‌هاي بين كشورهاي هم ‌مرز بكار برند. -متن بارنامه بايد روي كاغذ سفيد مخصوص تحرير كه در عين حال مقاوم نيز باشد چاپ گردد و پشت و روي كناره فوقاني و تحتاني بارنامه‌هاي ‌محمولات سريع‌السير با باند سرخ رنگي به پهناي حداقل يك سانتيمتر رنگين شوند. 2 ـ بارنامه‌ها بايد در دو يا احتمالا سه زبان چاپ شوند كه يكي از آنها بايد از بين زبانهاي فرانسه، آلماني، ايتاليائي انتخاب شود. تعرفه‌هاي بين‌المللي و يا سازش‌هاي بين راه‌آهنها ميتوانند زباني را كه با آن فرستنده بايد قسمتي از آنرا پر نمايد تعيين نمايند. و در صورت فقدان مقررات خاصي در اين مورد فرستنده بايستي مطالب خود را با يكي از زبان‌هاي رسمي كشور مبداء پر نمايد و با آن يك ترجمه بزبان فرانسه، آلماني و ايتاليائي ضميمه كند كه مشروط بر اينكه مواد قيد شده در بارنامه به يكي از اين زبانها نباشد. راه‌آهن ميتواند تقاضا كند كه اظهارات و اطلاعاتي را كه فرستنده در روي بارنامه و ضمائم آن قيد ميكند با حروف لاتين باشد. 3 ـ قسمت‌هائي از بارنامه كه با خطوط درشت محدود شده‌اند بوسيله راه‌آهن‌ها و قسمت‌هاي ديگر كه توسط فرستنده بايد پر شود تنظيم مي‌شود‌ فرستنده بايد قسمتهاي زايد را خط بكشد. 4 ـ انتخاب بارنامه سفيد رنگ و يا بارنامه با حاشيه قرمز رنگ نشانه آنست كه بار بايد با قطار عادي و سريع‌السير حمل شود تقاضاي حمل بار در‌قسمتي از مسير با سريع‌السير و در قسمتي ديگر از مسير با سرعت عادي پذيرفته نمي‌شود مگر اينكه بين راه‌آهن‌ها در اين مورد موافقت‌نامه وجود ‌داشته باشد. 5 ـ تذكرات مندرج در روي بارنامه بايد يا حروف چاپي يا حروف پاك‌ نشدني نوشته‌ شود و روي برگهاي ديگر بايستي با حروف كاملاً خوانا قيد گردد. بارنامه‌هائيكه كلمات آن روي يكديگر نوشته شده يا تراشيدگي داشته باشد و يا قطعات كاغذ روي آن چسبانيده شده باشد قبول نمي‌شود. ولي در مورد قلم خوردگي و اصلاح اعداد مربوط به مقدار وزن و تعداد بسته‌ها در صورتيكه فرستنده با --امضاي خود آنها را تأييد و گواهي نمايد پذيرفته‌ خواهند شد. 6 ـ در بارنامه بايد حتماً موارد زير ذكر گردد: الف ـ محل و تاريخ تنظيم بارنامه. ب ـ تعيين ايستگاه مقصد با ذكر مشخصات لازم براي اجتناب از هرگونه اشتباهي بين ايستگاههاي مختلف اعم از اينكه مربوط به يك محلي باشد و‌يا اينكه بمحلهاي مختلفي كه داراي يك اسم و يا به اسامي مشابهي باشند مربوط باشد. ج ـ نام و آدرس گيرنده ـ كه بايد يك شخص حقيقي و يا يك شخصيت حقوقي داشته باشد تعيين گردد تعيين ايستگاه يا مأمور ايستگاه بعنوان گيرنده ‌كالا پذيرفته نمي‌شود مگر تعرفه صراحتاً آن را اجازه داده باشد. آدرس‌هائيكه نام گيرنده در آنها تعيين نشده باشد و عبارتي از قبيل «‌بحواله... و يا به ‌آورنده نسخه ثالثي بارنامه...» در آن ذكر شده باشد قابل قبول نيستند. د ـ تعيين وزن و نوع كالا و در صورت عدم امكان اطلاعات شبيه به آن طبق مقررات راه‌آهن فرستنده در صورتيكه قوانين و يا مقررات كشور مبدأ ‌اجازه دهد كه فرستنده كالاي خود را بدون تعيين وزن و يا اطلاعات لازم براي حمل بدهد ذكر وزن و اطلاعات مورد لزوم وسيله راه‌آهن فرستنده انجام‌ خواهد گرفت. در بارنامه كليه كالاهائيكه در الحاقيه شمارة (I) اين مقاوله‌نامه تحت عنوان مخصوصي ذكر شده‌اند بايد بهمان عنوان ذكر گردند و در مورد كالاهاي ‌ديگر بر حسب نوع معينه در تعرفه‌ايكه كالاهاي مزبور بر اساس آن حمل ميگردند بايد نام برده و در تمام حالات ديگر بايد بعنواني ذكر گردند كه در‌بازرگاني كشور مبدأ معمول ‌باشد. ه ـ ـ براي محمولات خرده‌بار، ذكر تعداد بسته‌ها ـ علائم و نمره‌بندي آنها، و در صورت عدم امكان ذكر اينكه اين بسته‌ها به آدرس گيرنده ارسال شود و‌همچنين مشخصات بسته‌بندي لازم است. همچنين مطالب فوق‌الذكر بايد در بارنامه مربوط به واگن‌هائيكه كلاً يا جزئاً حامل بسته‌هائي هستند كه بايد ‌راه‌آهن و كشتي حمل گردند و بعداً از راه‌آهن به كشتي و يا بالعكس نقل و انتقال مييابند قيد گردد. در مورد محمولاتيكه بارگيري آنها بعهده فرستنده است تعيين نوع واگن (مسقف ـ مسطح ـ مخصوص ـ اختصاصي) و همچنين نمره و علامت‌خاص مالك واگون و براي واگون‌هاي اختصاصي تعيين وزن آنها در بارنامه ضروري است. و ـ ذكر جزئيات كالا به نحويكه براي مقامات گمركي و اداري لازم باشد بايد ضميمه بارنامه گردد بطريقي كه هر گاه ضرورت ايجاب نمايد بتوان آن را‌در اختيار راه‌آهن در ايستگاه معيني و يا دفتر گمرك و يا كليه مقامات صلاحيتدار ديگر قرار داد. ز ـ در بارنامه همچنين بايد امضاء فرستنده مشخصات اسم و آدرس كامل او و در صورت ضرورت آدرس تلفني و يا تلگرافي او قيد گردد. -امضاء ممكن است چاپ شده باشد يا بجاي آن مهر فرستنده زده شود اگر قوانين و مقررات لازم‌الرعايه ايستگاه مبداء آن را اجازه دهد. يك شخصيت حقيقي و يا يك شخصيت حقوقي بايستي در بارنامه بعنوان فرستنده قيد گردد. 7 ـ بارنامه بايد علاوه بر اينها حاوي نكات پيش‌بيني شده در اين مقاوله‌نامه و بالاخص مواد مذكور ذيل باشد:

الف

ذكر كلماتي از قبيل «در ايستگاه (دفتر مخصوص امانات)» و با ذكر «قابل تحويل در محل سكونت» بشرط اينكه اينگونه طرق تحويل در‌ايستگاه مقصد متداول باشد.

ب

ذكر تعرفه‌هاي معمولي بالاخص تعرفه‌هاي اختصاصي و يا استثنائي پيش‌بيني شده در (مادة 11 رديف ج از بند 4) و مادة 35.

ج

ذكر مبلغ با اعداد با توجه بسود تحويل طبق مادة 20 كه اظهار شده است.

د

هزينه‌هائيكه فرستنده طبق مادة 17 بعهده ميگيرد.

ه

ـ ذكر مبلغ قابل استرداد با حروف و رقم و همچنين ذكر مبلغ پيش پرداخت با رقم طبق )مادة 19(.

و

ذكر خط‌ سيري كه محموله بايد طي كند طبق مقررات (بند 1 مادة 10) و تعيين ايستگاه‌هائيكه در آنجا بايستي عمليات گمركي و يا اقدامات ساير‌مقامات اداري اجرا شود.

ز

اطلاعات مربوط به تشريفات گمركي و اداري كه طبق (رديف 2 بند 1 از مادة 15) بايد صورت گيرد.

ح

ذكر اينكه گيرنده كالا حق تغيير قرارداد حمل و نقل را ندارد. اين جمله بايد در ستون «‌اظهارنامه» بصورت زير: «گيرنده مجاز بدادن دستورات بعدي نيست قيد گردد.

ط

ذكر تعداد همراهان و يا قيد جمله (‌بدون همراه) بر طبق (‌رديف د از بند 1 مادة 4) اين جمله بايد در ستون اظهارنامه» يادداشت شود. 8 ـ اگر مقدار جائيكه براي اظهارات فرستنده در بارنامه معلوم شده كافي نباشد ميتوان به بارنامه برگهاي اضافي الصاق نمود و اين برگها مكمل ‌بارنامه خواهد بود اين برگهاي مكمل بايد بهمان صورت بارنامه بوده و در پنج نسخه با رونوشت كه توسط فرستنده امضاء و تاريخ گذاري شده است‌ تدوين گردد. در بارنامه بايد وجود اوراق اضافي ذكر گردد چنان چه وزن كلي محموله تعيين شده است اين تعيين بايد روي بارنامه نيز يادداشت شود. 9 ـ در روي بارنامه اظهارات ديگري سواي آنچه را كه توسط قوانين و مقررات كشوري يا توسط تعرفه‌ها ذكر آن مجاز است و مخالف با مقاوله‌نامه‌ فعلي نيست مجاز نميباشد. جانشين كردن بارنامه با اوراق ديگري ممنوع است و نيز اضافه كردن اسناد ديگري سواي آنچه را كه بوسيله آن مقاوله‌نامه و يا تعرفه‌ها مقرر شده‌ مجاز نميباشد. 10 ـ براي هر محموله بايد يك بارنامه تنظيم شود و در هر صورت تحت عنوان يك بارنامه نبايد كالاهاي زير براي حمل تحويل شود:

الف

كالاهائيكه بعلت جنس آنها نميتوان با كالاهاي ديگر تواماً بدون عيب بارگيري شود.

ب

كالاهائيكه بارگيري آنها قسمتي بعهده راه‌آهن و قسمتي بعهده فرستنده ميباشد.

ج

كالاهائيكه بارگيري آنها تواماً به مقررات گمركي يا ساير مقامات اداري لطمه بزند.

د

كالاهائيكه تحت شرايط خاصي براي حمل قبول شده است وقتيكه شامل مواد و اشيائي باشند كه بارگيري آنها مشتركاً با ساير كالاها طبق ضميمه(I) اين مقاوله‌نامه ممنوعه اعلام شده است. 11 ـ يك بارنامه فقط بايد شامل محمولات يك واگون باشد ولي در بعضي موارد ميتوان كالاهاي زير را با يك بارنامه حمل نمود:

الف

موقعيكه كالا از توده‌هاي غيرقابل تصميم و يا اشياء با ابعاد استثنائي تشكيل شده باشد و بارگيري آنها وجود بيش از يك واگن را ايجاب نمايد.

ب

وقتيكه مقررات خاص تعرفه‌ها و يا تعرفه‌هاي بين‌المللي اجازه دهند ميتوان محمولات بارگيري شده در چندين واگن را براي كليه مسير پذيرفت. 12 ـ فرستنده مجاز است در متن بارنامه در محل مخصوص براي گيرنده كالا اطلاعات مختصري درباره محموله از قبيل آنچه كه ذيلا ذكر مي‌شود ‌بنويسد بدون اينكه هيچگونه تعهد و مسئوليتي براي راه‌آهن ايجاد نمايد: «ارسالي از طرف ن» «براي جاده اتومبيل‌راني ن» «بنا بدستور ن» «رسيده از جاده اتومبيل‌راني ن» «براي ارسال مجدد به ن» «‌براي خط هوائي ن» «‌بيمه شده از طرف ن» «‌رسيده از خط هوائي ن» «‌در اختيار ن» «براي خط هوائي شماره ..» «‌براي خط دريائي ن و يا» «‌براي صدور بمقصد ن» براي كشتي ن» «‌رسيده از خط دريائي ن» «‌يا از كشتي ن» ماده هفتم مسئوليت مربوط بمندرجات بارنامه ـ بهاء اضافي ـ اقدامات لازمه در مورد اضافه بار. 1 ـ فرستنده مسئول صحت و اظهارات و اطلاعاتي خواهد بود كه در متن بارنامه درج مينمايد و كليه نتايج حاصله از اينكه مندرجات نامبرده نامنظم ‌و بدون قيمت و غير كامل و در محلي غير از محل مخصوص خود در بارنامه نوشته شده باشد متوجه او خواهد بود و چنانچه ستون مربوطه براي درج ‌كليه مطالب لازم كافي نبود بقيه مطالب بايد در ستون تكميلي كه براي اين كار مشخص شده است درج گردد. 2 ـ راه‌آهن هميشه حق دارد تحقيق نمايد كه محمول با مندرجات بارنامه مطابقت دارد يا نه و مقررات تأمينيه كه طبق شماره ضميمه شمارة 1 مقرر‌گشته است رعايت شده است يا خير؟‌چنانچه بازرسي خود محمولات ضروري بنظر برسد بايد در ايستگاه مبداء با حضور فرستنده و در ايستگاه مقصد با حضور گيرنده انجام گيرد. اگر ذينفع در رسيدگي حضور پيدا نكند يا اگر رسيدگي در بين راه بعمل آيد. چنانچه دستورات ديگر قانوني يا مقررات جاريه كشور محل رسيدگي موجود ‌نباشد، عمل رسيدگي بايد در حضور دو شاهد غير راه‌آهني انجام شود و نيز نبايد هيچگاه بچنين بازرسي در طول خط مبادرت ورزد مگر آنكه ضرورت‌ بهره‌برداري و مقررات گمركي و يا اداري ديگر وجود آن را ايجاب نمايد. نتيجه رسيدگي به مندرجات بارنامه بايد در بارنامه قيد گردد و در صورتيكه اين عمل در ايستگاه مبدأ انجام شود بايد در نسخه دوم بارنامه نيز اگر در‌دسترس راه‌آهن باشد ذكر شود. در صورت وجود اختلاف بين محمولات و مندرجات بارنامه هزينه‌هاي بازرسي محمولات و مندرجات بارنامه هزينه‌هاي بازرس محمولات چنانچه ‌فوراً پرداخت نشوند ـ بهاي حمل محمولات اضافه ميگردد. 3 ـ قوانين و مقررات هر كشور شرايطي را ضمن آن راه‌آهن حق دارد و يا موظف است كه در مورد وزن و تعداد بسته‌هاي كالا و همچنين وزن حقيقي ‌واگونها را معلوم دارد تعيين ميكند. راه‌آهن موظف است نتيجه رسيدگي به ‌وزن و تعداد بسته كالا و همچنين وزن واگون را در بارنامه مشخص كند. 4 ـ در مورد توزين با قپان خطي بايد وزن واگون را از وزن كل تعيين شده بوسيله قپان كسر نموده تا وزن محمولات بارگيري شده در واگن بدست آيد ‌و در مورد وزن واگون بايد به اين نكته توجه داشت كه وزن واگن عبارت است از وزني كه با هر گونه وسايل توزين ديگر داراي يك نتيجه باشد. توزيني كه توسط قپانهاي خطي خصوصي انجام مي‌شود با توزين روي قپانهاي خطي راه‌آهن در صورتيكه شرايط مقرره راه‌آهن براي توزين انجام شده باشد يكسان خواهد بود. 5 ـ چنانچه در نتيجه توزين محمولات پس از انعقاد قرارداد حمل اختلاف وزني مشاهده گردد وزن تعيين وسيله ايستگاه مبدأ و در صورت فقدان آن ‌وزن تعيين شده وسيله خود فرستنده در موارد زير مبناي محاسبه بهاي حمل قرار ميگيرد:

الف

در صورتيكه اختلاف موجود مربوط به جنس كالا و يا در نتيجه تأثيرات جوي آنها بوجود آمده باشد.

ب

در صورتيكه اختلاف حاصل از توزين محمولات كه پس از انعقاد قرارداد حمل و روي قپان خطي معلوم ميگردد از دو درصد وزن تعيين شده‌ وسيله ايستگاه مبدأ و يا وزن اعلام شده توسط فرستنده تجاوز نمايد. 6 ـ براي محمولاتي كه باز نمودن آن بعهده فرستنده است فرستنده موظف است حد بارگيري را رعايت نمايد مقرراتي كه حدود بارگيري را تعيين ‌ميكنند و بايد رعايت تعرفه مانند تعرفه‌ها بهمان نهج بايد تدوين و انتشار يابند راه‌آهن در صورت درخواست فرستنده موظف است حد بارگيري كه ‌بايد رعايت شود اعلام كند. 7 ـ راه‌آهن ميتواند از پرداخت اختلاف بهاي حمل و يا غرامت براي خسارت احتمالي راه‌آهن صرف نظر نمايد و همچنين در شرايط و موارد زير‌اضافه بها دريافت نمايد: الف ـ چنانچه در مورد مواد و اشيائيكه طبق ضميمه 1 اين مقاوله‌نامه از حمل ممنوع ميباشند مشخصات نامنظم غير صحيح و يا غير كامل اظهار شده باشد در اين مورد اضافه بهائي بمبلغ 3 فرانك براي هر كيلو وزن خالص كليه بسته‌ها اخذ ميگردد. ب ـ در صورتيكه مواد و اشيائي براي حمل قبول شوند كه طبق بعضي از شرايط ضميمه 1 اين مقاوله‌نامه بوده و يا بعضي از مقررات تأمينيه مندرج در‌اين ضميمه مراعات نشده باشد اضافه بهائي بمبلغ 2 فرانك براي 8 كيلو وزن خالص كليه بسته‌ها اخذ مي‌شود. ج ـ در صورتيكه كالاهائي مخالف با آن چه كه در رديفهاي الف و ب اين بند ذكر شده براي حمل انتخاب شوند ولي در مدارك حمل بطريق ‌ناصحيح و غير كامل تعيين شده باشد و يا بترتيبي معلوم شده باشد كه از تعرفه‌هاي ارزانتر از تعرفه‌هاي معموله استفاده نمايند اضافه بهاي دريافتي ‌معادل خواهد بود با دو برابر اختلاف بهاي حمل كالاهاي مزبور از ايستگاه مبدأ تا ايستگاه مقصد و اين عمل براي تعيين اختلاف مبلغ چنين فرض ‌مي‌شود كه فرستنده اشياء محموله را بطور منظم و صحيح و كامل در بارنامه اظهار كرده باشد. در صورتيكه محموله از مال‌التجاره‌هائي تشكيل شده باشد كه براي حمل آنها از قيمتهاي مختلف ميبايست استفاده شود و وزن هر يك از اجزاء ‌محموله را بدون اشكال بتوان تعيين كرد اضافه بهائي كه بهر يك از اجزاء محموله فوق‌الذكر تعلق ميگيرد بطريقي حساب مي‌شود كه بتوان از يك ‌اضافه بهاي كمتري استفاده شود. د ـ در صورتيكه وزن كالا كمتر از وزن حقيقي آن تعيين شده باشد اضافه بهاي دريافتي معادل دو برابر بهاي اختلاف وزن تعيين شده از طرف فرستنده‌ و وزن حقيقي بار از ايستگاه مبدأ تا ايستگاه مقصد خواهد بود. مندرجات رديف ج بند 2 عيناً قابل اجراء است. ه ـ ـ فرستنده در واگوني كه وسيله خود او بارگيري مي‌شود اضافه بر مقدار مقرره بارگيري نمايد اضافه بهاي دريافتي معادل پنج برابر بهاي حمل بار اضافي‌ از ايستگاه مبدأ تا ايستگاه مقصد خواهد بود. و ـ چنانچه براي يك واگون وزن و اضافه وزن از مقدار حقيقي كمتر تعيين شده باشد اضافه بهاي منظوره براي اين دو مورد مشتركاً محسوب خواهد ‌شد. 8 ـ بهائي كه مطابق بند 7 دريافت مي‌شود به بهاي حمل كالاهاي محموله اضافه ميگردد و محلي كه در آن اضافه بها معلوم شده است در اين موضوع‌ هيچگونه تأثيري ندارد. 9 ـ مبلغ اضافه بها و علل آن در بارنامه بايد ذكر شود. 10 ـ در موارد زير اضافه بها تعلق نميگيرد:

الف

در صورت تعيين غلط و وزن هنگاميكه توزين كالا بموجب مقررات لازم‌الرعايه در ايستگاه مبدأ براي راه‌آهن اجباري باشد.

ب

تعيين غير صحيح وزن و يا اضافه بارگيري در صورتيكه فرستنده در بارنامه قيد نمايد كه توزين بوسيله راه‌آهن انجام شود.

ج

در صورت وجود اضافي بار بعلت تأثيرات جوي كه در جريان حمل و نقل به وجود ميآيد در صورتيكه ثابت شود كه بارگيري واگن در موقع‌ شروع حمل در ايستگاه مبدأ از حد مجاز بيشتر نبوده است.

د

در مورد افزايش وزن كالا در حين حمل بدون اينكه واگن از حد معمول اضافه بارگيري شده باشد و در صورتيكه ثابت شود كه افزايش وزن مزبور ‌تحت تأثير عوامل جوي بوجود آمده است.

ه

ـ در موارديكه تعيين وزن كالا صحيح نبوده و اضافه بارگيري هم نشده باشد چنان چه اختلاف بين وزن تعيين شده در بارنامه و وزن بدست آمده از‌دو درصد وزني كه اعلام گرديده است تجاوز ننمايد. 11 ـ چنانچه وجود اضافه بار از طرف ايستگاه مبدأ و يا يكي از ايستگاههاي بين راه تأييد شود حتي اگر اضافه بها هم به آن تعلق نگيرد بايد مازاد بار از‌واگن تخليه شود و در صورت امكان بايد فرستنده را نيز بدون تأخير دعوت نمود كه در ترتيب تخليه مازاد راهنمائي لازم را معمول دارد و در بعضي ‌اوقات گيرنده را نيز كه قرارداد حمل را نقص نموده است بايد طبق ماده 22 مطلع ساخته و از او دعوت كرد كه اطلاعات و دستورات لازم را در مورد‌اضافه بار بدهد. بهاي حمل اضافه بار را برابر مسافتي كه پيموده است بر حسب نرخ حمل كالاي اصلي و با توجه به اضافه‌هاي پيش‌بيني شده در بند 7 در صورتيكه‌ وجود داشته باشد تعيين نمايد و در صورت تخليه هزينه آن نيز بر اساس تعرفه‌هاي مربوط به مخارج متفرقه راه‌آهني كه تخليه را انجام ميدهد تعيين و‌ دريافت مي‌شود. چنانچه شخص ذينفع تقاضا نمايد كه اضافه بار بمقصد ديگري و يا بمقصد ايستگاهي كه بار عمده حمل ميشود فرستاده شود و يا به ايستگاه مبدأ‌عودت داده شود در مورد اضافه بار مزبور مانند كالاي جداگانه رفتار خواهد شد. ماده هشتم

1

بمحض اينكه ايستگاه فرستنده كالاي تجاري را همراه با بارنامه پذيرفت انعقاد قرارداد حمل رسميت پيدا ميكند و تاريخ قبول كالا و يا بعبارت‌ ديگر تاريخ شروع عمل قرارداد حمل از تاريخي محسوب ميشود كه در مهر الصاقي ايستگاه فرستنده در بارنامه ذكر گرديده است.

2

الصاق به تمبر بلافاصله پس از قبول تمام محموله مذكوره در بارنامه و دريافت هزينه‌هائي كه فرستنده بعهده گرفته است بعمل ميآيد و با‌ درخواست فرستنده الصاق به تمبر در حضور او بايد انجام گيرد.

3

پس از الصاق تمبر در بارنامه ـ بارنامه مزبور عنوان مدرك قرار داد حمل را خواهد داشت.

4

در مواقعيكه طبق مقررات تعرفه‌ها و يا بنا بر قراردادهاي منعقده با فرستنده كالا در صورتيكه انعقاد چنين قراردادهائي از طرف ايستگاه فرستنده ‌مجاز باشد و بارگيري كالا بعهده فرستنده واگذار شده باشد و در اين حال چنانچه راه‌آهن تحقيقات لازم را در مورد وزن و بسته‌هاي محمولات مزبور‌بعمل نياورد و در بارنامه قيد نكرده باشد از لحاظ مندرجات بارنامه هيچگونه مسئوليتي متوجه راه‌آهن نخواهد بود. امكان دارد كه تحقيق در موارد مذكوره در بالا براي وزن بسته‌هائيكه در بارنامه ذكر شده است از طريق ديگري در اثر مراقبت‌هاي راه‌آهن معلوم گردد.

5

بوسيله زدن مهر تاريخ دارد روي رونوشت بارنامه قبول كالا و تاريخ تحويل آن براي حمل قبل از واگذاري رونوشت بفرستنده توسط راه‌آهن ‌اعلام ميگردد اين رونوشت ارزش بارنامه كه با محموله فرستاده ميشود و همچنين ارزش يك بارنامه معمولي را ندارد. ماده نهم ـ تعرفه‌ها ـ موافقت‌نامه‌هاي خصوصي 1 ـ بهاي حمل و هزينه‌هاي فرعي مربوط به آن حتي در صورتيكه جداگانه و در قسمت‌هاي مختلف خط سير محاسبه شود بايد طبق تعرفه‌هاي ‌قانوني معمول و منتشره در هر كشور كه در موقع انعقاد قرارداد حمل نيز معتبر باشند محاسبه گردد با وجود اين انتشار تعرفه‌هاي بين‌المللي فقط در‌كشورهائي كه بعنوان شبكه‌هاي مبدأ و مقصد در تعرفه‌هاي نامبرده شركت ميكنند اجباري ميباشد ترقي بهاي تعرفه‌هاي بين‌المللي و مقررات‌ ديگري كه باعث تشديد شرايط حمل پيش‌بيني شده در تعرفه‌هاي مزبور گردند فقط پس از پانزده روز انتشار داراي اعتبار قانوني خواهند بود با وجود اين‌در موارد زير مدت مزبور را ميتوان تغيير داد:

الف

چنان چه تعرفه بين‌المللي توسعه حدود عمل يك تعرفه داخلي را در مجموع خط سير باعث گردد در اينصورت از لحاظ مدت انتشار تابع مقررات تعرفه داخلي مزبور خواهد بود.

ب

ترقي قيمتهاي يك تعرفه بين‌المللي كه در نتيجه بالا رفتن سطح قيمتهاي تعرفه‌هاي يك راه‌آهن شريك بعمل آمده است بلافاصله در روز بعد‌از انتشار داراي اعتبار قانوني خواهد بود بشرط آنكه تطبيق قيمت‌هاي تعرفه بين‌المللي كه ترقي بهاي مورد بحث را بوجود ميآورد پانزده روز قبل‌اعلام گردد و در اين مورد بايد به اين نكته توجه داشت كه تاريخ اعلام مزبور نميتواند مقدم بر انتشار ترقي بهاي تعرفه‌هاي داخلي مذكور در فوق بعمل آيد.

ج

چنانچه قيمت باربري و هزينه‌هاي پيش‌بيني شده در تعرفه‌هاي بين‌المللي با توجه به نوسانات قيمتها تغيير نموده و يا چنانچه اشتباهات پيش ‌بيايد تصحيح گردند اين تغييرات و اين تصحيحات فرداي روز انتشار آنها قوت قانوني خواهند داشت. تعرفه‌ها بايد شامل تمام اطلاعات لازم مربوط به‌ محاسبه قيمتهاي حمل و نقل و همچنين هزينه‌هاي فرعي و اختصاصي باشد و در صورت امكان كليه شرايط مربوط به تبديلات ارزي را دارا باشد. 2 ـ در تعرفه‌ها بايد همچنين كليه شرايط خاص و انواع حمل و نقلهاي مختلف و سرعت‌هائيكه حمل و نقل بايد صورت گيرد ذكر شود و اگر راه‌آهن ‌براي تمام كالاهاي تجاري و يا بعضي از آنها و يا براي بعضي از مسيرهاي خود تعرفه براي سرعت خاصي داشته باشد تعرفه مزبور مي‌تواند در مورد ‌كالاهاي سريع‌السير كه با بارنامه حاشيه قرمز رنگ حمل ميشوند و كالاهاي بطي‌السير كه با بارنامه‌هاي سفيد رنگ حمل ميگردند اجرا شود بشرط ‌آنكه مدت تحويل مربوط بهر يك از بارنامه‌هاي مزبور طبق مقررات بند 4 از ماده 6 و ماده 11 انجام گيرد. شرائط مندرج در تعرفه‌ها در صورتيكه مخالف با مقاوله‌نامه فعلي نباشد معتبر خواهد بود و الا كان‌لم‌يكن و باطل تلقي خواهد شد. تعرفه‌هاي بين‌المللي به استثناي مواردي كه تعرفه‌هاي داخلي اجراء ميشود ممكن است در حمل و نقل بين‌المللي بصورت اجباري و لازم‌الرعايه ‌اعلام گردد بشرط آنكه اين تعرفه‌ها بطور متوسط افزايش قيمتي را كه از امتزاج بين‌المللي تعرفه‌هاي داخلي حاصل ميشود نشان ندهند. ممكن است اجراء يك تعرفه بين‌المللي به تقاضاي حمل سريع‌السير محمول در بارنامه موكول گردد. 3 ـ تعرفه‌ها بايد درباره عموم تحت شرائط واحد اجراء شود. راه‌آهن‌ها ميتوانند موافقت‌هاي خصوصي در مورد تخفيف‌هائي در كرايه و يا ساير‌تسهيلات بشرط موافقت دولتهاي متبوعه خود بنمايند بنحويكه شرايط مساوي نسبت به مشترياني كه در وضع مشابه هستند رعايت شود. ممكن است تخفيف قيمتي براي كارمندان راه‌آهن و كارمندان ادارات عمومي يا براي امور خيريه منظور شود. انتشار تصميمات متخذه بموجب بند 2 و 3 اجباري نيست. 4 ـ علاوه بر كرايه حمل و مخارج فرعي پيش‌بيني شده در تعرفه‌ها وجهي بنفع راه‌آهن دريافت نميشود مگر هزينه‌هائيكه مستقيماً از طرف ‌راه‌آهنها صورت گرفته است از قبيل حقوق گمركي عوارض و حقوق پليس و همچنين مخارج حمل كالا از ايستگاهي به ايستگاه ديگر توسط كاميون كه ‌در تعرفه پيش‌بيني نشده است و نيز مخارج ترميم لفاف خارجي و داخلي كالا كه براي حفاظت آن ضروري باشد و ساير هزينه‌هاي مشابه اين مخارج ‌حتماً بايد روي بارنامه قيد شده و صورت ريز جداگانه آن تهيه شود و همچنين مدارك مثبته مخارج ضميمه بارنامه گردد. هر گاه پرداخت اين مخارج مربوط به فرستنده باشد مدارك مثبته همراه بارنامه به گيرنده تحويل نميگردد بلكه آنها به انضمام مخارج انجام شده طبق‌مادة (17 بند 7) به فرستنده كالا ارسال ميشود. ماده دهم ـ مسيرها و تعرفه‌هاي مورد اجراء 1 ـ فرستنده ميتواند در بارنامه مسيري را كه كالا بايد طي كند قيد نمايد و در آن فقط بايد نقاط سرحدي و در صورت اقتضا ايستگاه‌هاي ترانزيتي بين ‌راه‌آهنها را يادداشت كند فرستنده فقط بايد نقاط و يا ايستگاههاي سرحدي كه براي حمل و نقل در روابط بين‌المللي بار اعلام شده‌اند ذكر نمايد. 2 ـ تعيين ايستگاههاي نامبرده زير بعنوان نقاط مربوط به خط سير امكان‌پذير ميباشد:

الف

تعيين ايستگاههائيكه بايد در آنها تشريفات گمركي و اداري انجام شود و همچنين ايستگاه‌هائيكه در آنها بايد محمولات تحت مراقبتهاي ‌خاص قرار گيرد (‌مراقبت مربوط بحيوانات و غيره).

ب

تعيين تعرفه‌هاي قابل اجراء در مورد كالاي محموله بنحويكه بتوان ايستگاههائي را كه بين آنها تعرفه‌هاي مزبور بايد اجرا گردند تشخيص داد.

ج

تعيين مبلغ كلي و يا جزيي هزينه‌هائي تا x ) x مشخص ميكند نقطه كه در آن جا امتزاج تعرفه‌هاي ممالك هم مرز اجراء ميشود). 3 ـ راه‌آهن نميتواند بر خلاف حالات مندرج در بندهاي 4 و 5 ماده 5 و همچنين بند 1 ماده 24 حمل كالا را بر خلاف مسيريكه وسيله فرستنده تعيين شده است انجام دهد مگر اينكه شرايط دو گانه ذيل موجود باشد:

الف

در صورتيكه تشريفات لازم بوسيله گمرك و مقامات ديگر اداري و همچنين مراقبتهائيكه بايد بخصوص در مورد محمولات صورت گيرد(‌مراقبتهاي محموله درباره حيوانات، نظافت و يراق نمودن و غيره) بايد در ايستگاه‌هائيكه فرستنده در خط سير تعيين كرده است انجام پذيرد.

ب

در صورتيكه هزينه‌ها و مدت تحويل محمولات از هزينه‌ها و مدتهاي محسوب شده از طرف فرستنده در مسير تعيين شده بيشتر نباشد. 4 ـ با رعايت مقررات بند 3 بايد هزينه‌ها و مدت تحويل راه بر اساس مسير تعيين شده توسط فرستنده و در صورت فقدان طبق مسيريكه راه‌آهن ‌انتخاب نموده است بايد محاسبه نمود. 5 ـ فرستنده ميتواند تعرفه‌هائيكه بايد درباره كالاهاي او اجراء شود در بارنامه قيد نمايد راه‌آهن موظف است در صورت شرايط موجود اين تعرفه‌ها را ‌اجرا كند. 6 ـ چنانچه اطلاعاتي كه در مورد مسير و نوع تعرفه از طرف فرستنده داده شده‌اند براي تشخيص مسير و يا نوع تعرفه كافي نباشد و يا اصولاً داراي ‌نكات مبهمي باشد راه‌آهن بايد مسير و تعرفه را انتخاب نمايد كه بيشتر بسود فرستنده باشد و راه‌آهن نيز مسئول خسارات حاصله از اين انتخاب ‌نخواهد بود مگر در موارديكه تقلب و يا اشتباه فاحشي وقوع پيدا كند. 7 ـ اگر يك تعرفه بين‌المللي از ايستگاه مبدأ تا مقصد موجود باشد و در صورت نبودن مشخصات كافي چنانچه از ايستگاه فرستنده تا ايستگاه گيرنده‌ كالا تعرفه بين‌المللي وجود داشته باشد و نظريه فقدان اطلاعات كافي از طرف فرستنده راه‌آهن تعرفه بين‌المللي مزبور را براي حمل انتخاب نموده باشد ‌در اين مورد ممكن است بين كرايه حمل پرداختي بر اساس تعرفه بين‌المللي و كرايه كه با منظور نمودن تعرفه‌هاي ديگر ممكن بود پرداخت شود بطور ‌احتمال اختلافي موجود باشد در چنين صورت راه‌آهن موظف است، اختلاف كرايه مزبور را به ذيحق و بر حسب درخواست او بپردازد اختلاف ‌احتمالي بين كرايه‌هاي حمل كه با استفاده از تعرفه بين‌المللي محسوب شده است يا كرايه‌اي كه از امتزاج تعرفه‌هاي ديگر بدست ميآيد در صورتيكه ‌اين اختلاف بيش از ده فرانك براي هر بارنامه نباشد قابل پرداخت است. ماده يازدهم ـ مدت تحويل. 1 ـ مدت تحويل بوسيله مقررات جاري بين راه‌آهن‌هاي شريك و يا بوسيله تعرفه‌هاي بين‌المللي كه از ايستگاه مبدأ تا ايستگاه مقصد كالا قابل ‌اجراء باشند تعيين ميگردند مدت تحويلي كه بر اساس موارد فوق تعيين ميشود نبايد از مدتهاي تحويل طبق مقررات مذكور در بندهاي زير تجاوز‌ نمايد. 2 ـ در صورت فقدان اطلاعات لازم در مورد مدتهاي تحويل در آئين‌نامه‌ها و يا تعرفه‌هاي بين‌المللي كه در بند 1 پيش‌بيني شده است و با رعايت ‌مقررات بندهاي زير مدت تحويل چنين ميباشد:

الف

براي قطارهاي سريع‌السير. اول ـ مدت ارسال كالا 12 ساعت. دوم ـ مدت حمل كالا در سيصد كيلومتر مسير كامل كه تعرفه‌ها اجراء ميشوند 24 ساعت.

ب

قطارهاي بطي‌السير. اول ـ مدت ارسال كالا 24 ساعت. دوم ـ مدت حمل كالا براي مسير دويست كيلومتر كامل كه تعرفه‌ها اجرا ميشوند 24 ساعت. 3 ـ كالا بر اساس فاصله كلي واقع بين ايستگاه فرستنده و گيرنده كالا محاسبه ميشود محاسبه آن فقط يكبار بعمل ميآيد و بستگي بتعداد‌ راه‌آهن‌هائيكه مورد استفاده قرار گرفته‌اند ندارد. 4 ـ قوانين و مقررات هر كشور تعيين ميكند كه در چه شرايطي راه‌آهن‌ها اختيار دارند مهلت‌هاي اضافي را در موارد زير تعيين نمايند:

الف

براي محمولاتيكه بايد در خارج از ايستگاهها براي حمل تحويل گرفته شوند و يا پس از رسيدن بمقصد در خارج از ايستگاهها تحويل داده‌ شوند.

ب

براي حمل و نقل‌هائي كه از مسيرهاي زير استفاده ميكنند. بوسيله دريا و خطوط كشتيراني داخلي كه حمل و نقل بوسيله قايق و كشتيهاي كوچك انجام ميشود. در جاده‌هائيكه فاقد راه‌آهن باشد. بعضي از خطوط كه راه‌آهنهاي يك شبكه و يا شبكه‌هاي مختلف را بهم مربوط ميسازد در خطوط درجه دوم. راه‌آهني كه خطوط آن بعرض طبيعي نباشد.

ج

براي حمل و نقل‌هائيكه نرخ آنها بر اساس تعرفه‌هاي اختصاصي و استثنائي داخلي و با قيمتهاي كمتر تعيين شده است. ‌د ـ بمناسبت شرايط فوق‌العاده طبيعت كه بصورت دو مورد زير تشخيص داده شود. ‌توسعه بيش از اندازه حمل و نقل و وجود اشكالات غير معمولي در بهره‌برداري. 5 ـ مهلت‌هاي اضافي پيش‌بيني شده در (‌رديف‌هاي الف و ب و ج بند4) بايد در تعرفه‌ها ذكر گردد. و همچنين مدتهاي تكميلي پيش‌بيني شده در‌رديف د از بند 4 بايد انتشار يابند و قبل از انتشار اعتبار قانوني نخواهند داشت. 6 ـ مدت تحويل كالا از نيمه شب بعد از قبول كالاهاي تجاري مذكور در بند 1 ماده 8 براي حمل شروع ميشود و با وجود اين براي محمولاتي كه بايد‌ سريع‌السير حمل گردند چنانچه روز بعد از تحويل مصادف با يكشنبه و يا تعطيل رسمي بوده و در نتيجه ايستگاه فرستنده تعطيل باشد مدت تحويل از24 ساعت بعد از قبول كالا براي حمل شروع ميشود. 7 ـ مدت تحويل كالا در موارد زير به تعويق ميافتد: ‌الف ـ براي كليه محمولات كه توقف آنها ايجاب اعمال زير را بنمايد و چنانچه اين عمل از اشتباه راه‌آهن ناشي نشود. ‌اول ـ براي بازرسي و تحقيق كه مطابق با بندهاي 2 و 3 از ماده 7 بايد انجام گيرد و بعلت آن اختلافاتي بين مندرجات بارنامه و نتيجه بازرسي ظاهر ‌گردد. ‌دوم ـ براي انجام تشريفات لازم بوسيله گمرك و مقامات ديگر اداري. ‌سوم ـ براي اصلاح قرارداد حمل و نقل كه طبق مواد 21 و 22 دستور داده شود. ‌چهارم ـ براي انجام مراقبتهاي اختصاصي نسبت بمحموله (‌از قبيل مراقبت حيوانات ـ نظافت و يراق كردن و غيره). ‌پنجم ـ در صورت وجود عللي كه موقتاً مانع شروع به ادامه حمل گردد.

ب

در مورد كالاهائيكه بايد با قطار بطي‌السير حمل بشود و همچنين يكشنبه‌ها و روزهاي تعطيل رسمي.

ج

در مورد كالاهائيكه بايد سريع‌السير حمل گردند روزهاي يكشنبه و بعضي از تعطيلات رسمي وقتيكه قوانين يا مقررات در يك كشور حمل و نقل ‌كلي يا جزئي را در چنين روزهائي با قطار سريع‌السير متوقف بنمايد. ‌علت و همچنين مدت تعليق در تحويل كالا در بند الف پيش‌بيني شده است بايد در بارنامه قيد گردد و در صورت لزوم تعليقهاي مربوط بمدت تحويل ‌ممكن است از طرق ديگري سواي آن چه كه در بارنامه قيد شده است اثبات گردد. 8 ـ هر گاه مدت تحويل بعد از ساعت بسته‌شدن ايستگاه مقصد خاتمه پيدا كند انقضاء مدت مهلت تحويل به دو ساعت پس از افتتاح مجدد ايستگاه ‌مزبور موكول ميشود. ‌بعلاوه براي محمولات سريع‌السير هر گاه مهلت تحويل در يكشنبه يا يك روز تعطيل بموجب (‌رديف ج از بند 7) خاتمه پذيرد. انقضاء مدت مهلت‌ بساعت مشابه اولين روز غير تعطيل تمديد ميشود. 9 ـ چنانچه موارد ذيل قبل از انقضاء مدت تحويل وجود پيدا كنند بايد مدت تحويل رعايت گردد: ‌الف ـ در حالتيكه ورود كالا بمقصد رسماً ابلاغ گردد و در صورتيكه كالا در ايستگاه قابل تحويل باشد و صدور ابلاغ ورود كالا را به گيرنده ايجاب‌نمايد.

ب

وقتيكه محموله قابل تحويل در ايستگاه به گيرنده بدون آگهي ورود كالا باشد.

ج

در حالتيكه محمولات خارج از ايستگاهها قابل تحويل باشند، در اختيار گيرنده قرار گيرد. ماده دوازدهم ـ وضع كالا ـ عدل‌بندي 1 ـ موقعيكه راه‌آهن كالائي را براي حمل قبول ميكند در صورت مشاهده علائمي كه حاكي از آسيب ‌ديدگي كالا باشد ميتواند ذكر آن را در بارنامه‌ خواستار شود. 2 ـ هر گاه نوع كالا وجود عدل‌بندي را ايجاب كند فرستنده بايد كالاي مزبور را بنحوي عدل‌بندي نمايد كه از آسيب‌ديدگي و يا از بين رفتگي جزئي و‌كلي آن در مدت حمل جلوگيري بعمل آيد و همچنين به‌اشخاص و يا مواد و كالاهاي ديگر هيچگونه خسارتي را وارد نياورد. عدل‌بندي كالا نيز بايد‌ طبق مقررات تعرفه‌ها و آئين‌نامه‌هاي راه‌آهن فرستنده انجام گيرد. 3 ـ چنانچه فرستنده مفاد بند 2 را رعايت ننموده باشد راه‌آهن ميتواند از قبول كالا براي حمل خودداري نمايد مگر آنكه فرستنده فقدان عدل‌بندي و‌يا وضع ناقص آنرا با شرح صحيح جزئيات در بارنامه قيد نمايد. 4 ـ كليه عواقب و نتايج حاصله از فقدان عدل‌بندي كالا و يا نواقص آن متوجه فرستنده خواهد بود و چنانچه از اين راه خسارتي به راه‌آهن وارد آيد‌ فرستنده موظف است كه آنرا جبران نمايد و در صورتيكه در بارنامه فقدان عدل‌بندي كالا و يا نواقص آن ذكر نشده باشد اثبات آن بعهده راه‌آهن‌ خواهد بود. 5 ـ چنانچه فرستنده يك نوع كالا را كه جنس آن عدل‌بندي لازم داشته باشد از يك ايستگاه معين بطور دائم ارسال نمايد و مايل باشد كه كالاي مزبور‌را بدون عدل‌بندي و يا با عدل‌بندي ناقص براي حمل به ايستگاه تحويل نمايد براي اينكه در هر دفعه محتاج نشود كه مقررات بند 3 را اجرا نمايد بايد ‌اظهارنامه كلي مطابق نمونه پيش‌بيني شده در ضميمه اين مقاوله‌نامه بايستگاه مزبور تسليم نمايد و موضوع تسليم اظهارنامه نيز بايد در بارنامه قيد ‌شود. 6 ـ فرستنده موظف است كه به استثناي موارديكه در تعرفه‌ها پيش‌بيني شده است روي هر يك از بسته‌هاي محمولات شرح لازم را بطور واضح و‌بنحويكه زايل نشود و همچنين با مندرجات بارنامه كاملا تطبيق نمايد قيد كند: ‌الف ـ علائم و نمرات يا در صورت نبودن آنها آدرس گيرنده.

ب

نام ايستگاه مقصد. ‌و در صورتيكه مقررات ايستگاه فرستنده موضوع را پيش‌بيني نموده باشد نام و نشاني گيرنده را ميتوان بطور آشكار و يا در تحت برچسبي كه قابل تا‌شدن باشد و در مواقعيكه بارنامه در دسترس نباشد بتوان آنرا باز نمود و از نام و نشاني گيرنده مطلع شد قيد نمود. ‌مشخصات مندرج در رديف‌هاي الف و ب بايستي در روي هر يك از اجزاء بار شده در واگونهاي كامل قيد شود تا اين محمولات در حمل و نقل راه‌آهن‌ و دريا مورد استفاده قرار گرفته و از راه‌آهن به كشتي و يا بالعكس انتقال داده شوند. ‌علائم و برچسب‌هاي قديمي بايد تراشيده و توسط فرستنده حك گردند. 7 ـ اشياء شكستني (‌مانند شيشه آلات ـ ظروف سفالي و چيني) و همچنين اشيائي كه در واگونها متفرق ميشوند (‌از قبيل ميوه‌ها ـ گردو و امثالهم ـ‌علوفه‌ها و سنگها) و نيز كالاهاي تجارتي كه باعث كثيف شدن و يا فاسد شدن بسته‌هاي ديگر ميگردند (‌از قبيل ذغال ـ آهك ـ خاكستر ـ مواد خاكي ـ خاك‌هاي رنگين) به استثناي موارديكه در تعرفه‌ها بطور مؤكد تصريح گرديده است بايد در يك واگون جداگانه حمل گردند مگر آنكه به ترتيبي ‌بسته‌بندي و عدل‌بندي شده باشند كه از خورد شدن و از بين رفتن آنها و يا كثيف و فاسد كردن بسته‌هاي ديگر جلوگيري بعمل آيد. ماده سيزدهم ‌مدارك لازم براي انجام تشريفات گمركي و اداري ـ بسته‌بندي كالا بر اساس مقررات گمركي.

1

فرستنده موظف است به بارنامه كليه مداركي كه از لحاظ انجام تشريفات گمركي و همچنين مداركي كه براي ساير مقامات اداري لازم است الصاق‌نمايد قبل از آن كه كالا به گيرنده تحويل شود مدارك مزبور بايد منحصراً مربوط به كالاهاي مندرج در همان بارنامه باشد مگر آنكه مقررات اداري و‌تعرفه ترتيب ديگري براي آن تعيين نموده باشد. ‌چنانچه پيوست كردن مدارك مزبور به بارنامه مقدور نباشد فرستنده بايد آنها را بموقع بدفتر ايستگاه و يا گمرك و يا براي هر گونه مقام ذيربط ديگري ‌كه تشريفات مربوطه را بايد انجام دهند ارسال دارد و همچنين دفتريكه بوسيله آن مدارك مزبور به راه‌آهن تسليم ميشود نيز بايد در بارنامه تعيين شده باشد.

2

در صورتيكه مدارك مزبور كامل باشند راه‌آهن حق بازرسي آنها را نخواهد داشت و هر گونه خسارتي كه از كسر و عدم تكميل و يا تنظيم شدن غير‌قانوني مدارك فوق‌الذكر نسبت به راه‌آهن حاصل شود بعهده فرستنده خواهد بود مگر اينكه تقصير و يا اشتباه از طرف راه‌آهن بوجود آمده باشد. ‌راه‌آهن نيز بعنوان مأمور حمل و نقل بعلت ارتكاب اشتباه در مقابل از بين رفتن مدارك مندرج در بارنامه كه ضميمه آن بوده است و يا اينكه جداگانه‌ براي راه‌آهن ارسال شده و همچنين در مقابل عدم استفاده و يا استفاده غير قانوني از آنها مسئوليت دارد ولي در هر صورت غرامتي كه بايد پرداخت نمايد‌از غرامتي كه در صورت گم شدن كالا تعلق ميگيرد بيشتر نميباشد.

3

فرستنده موظف است مقررات گمركي را در موضوع بسته‌بندي و پوشش كالا رعايت نمايد و راه‌آهن نيز در صورتيكه محمولات بر اساس مقررات‌گمركي بسته‌بندي نشده باشند و حتي در مواقعيكه اين بسته‌بندي بطور ناقص و زيان‌آوري صورت گرفته باشد از قبول آنها خودداري نمايد. ‌چنانچه فرستنده محمولات خود را بر اساس مقررات گمرك عدل‌بندي نكرده و لفاف نكشيده باشد راه‌آهن عمل فوق را انجام داده و هزينه‌هاي مربوطه ‌را بكرايه حمل محمولات اضافه مينمايد.

فصل دوم

اجرا قرارداد حمل و نقل ماده چهاردهم ـ تحويل كالاها براي حمل و بارگيري

1

عمليات مربوط بتوديع كالا براي حمل تابع قوانين و مقررات جاري در ايستگاه فرستنده است.

2

بارگيري كالا بموجب مقررات معمول در ايستگاه فرستنده يا بعهده راه‌آهن و يا بعهده فرستنده خواهد بود مگر اينكه مقاوله‌نامه فعلي طرق ديگري را براي اين كار تعيين نموده باشد و يا اينكه موافقتنامه خاصي بين فرستنده و راه‌آهن وجود داشته باشد كه در بارنامه ذكر شده بموجب آن‌ترتيب ديگري براي بارگيري اتخاذ گردد. ‌هر گاه بارگيري وسيله فرستنده انجام شود نامبرده مسئول تمام نتايج حاصله از بارگيري ناقص ميباشد. ‌فرستنده مخصوصاً موظف است خسارتي را كه راه‌آهن از اينكار متحمل شود جبران نمايد اثبات بارگيري ناقص بر عهده راه‌آهن است.

3

كالاهاي تجارتي بايد بموجب تعرفه‌هاي بين‌المللي بوسيله واگنهاي مسقف و يا مسطح و يا واگونهاي مخصوص و يا واگونهاي مسطحي كه‌روي آن روپوش كشيده باشد حمل گردند مگر آنكه مقاوله‌نامه فعلي مقررات ديگري در اين مورد وضع كرده باشد و در صورتيكه تعرفه‌هاي بين‌المللي وجود نداشته و يا حاوي مقرراتي در اين باره نباشند مقررات معمول در ايستگاه فرستنده بر تمام طول مسير اجراء خواهد شد. ماده پانزدهم - تشريفات گمرك و اداري

1

در طول راه تشريفات گمرك و اداري وسيله راه‌آهن انجام ميشود و راه‌آهن در اين مورد مختار است بمسئوليت خود انجام اين كار را بيك ‌نماينده قانوني واگذار نمايد و يا خود او انجام دهد ولي در هر دو حال راه‌آهن كليه وظايف يك نماينده را داراست. ‌در هر صورت فرستنده با ذكر در بارنامه و يا گيرنده كه بموجب مادة 22 دستوري را صادر ميكند ميتوانند انجام موارد زير را بخواهند: ‌الف ـ شخصاً در انجام تشريفات پيش‌بيني شده در بند بالا شركت نموده و يا نماينده قانوني خود را براي تهيه كليه مدارك لازمه معرفي نمايد تا بتواند‌ هرگونه اطلاع لازمي را در اختيار آنان بگذارد.

ب

در موارديكه قوانين و مقررات كشورهائيكه تشريفات گمركي يا ساير مقامات اداري در آنجا انجام ميشود اجازه دهد. تشريفات مزبور را‌شخصاً يا وسيله نماينده خود انجام دهد در صورت لزوم اقدام بپرداخت حقوق گمركي و ساير مخارج بنمايد. ‌در مورد فوق هيچيك از فرستنده و يا گيرنده و همچنين نمايندگان قانوني آنها حق تصاحب كالا را ندارند. ‌چنانچه فرستنده براي انجام تشريفات گمركي و اداري ايستگاهي را تعيين كرده باشد كه مقررات جاريه اجازه انجام تشريفات مزبور را در آن ايستگاه ‌ندهد و يا براي طرز انجام تشريفات طرقي را تعيين نمايد كه بكار بردن آنها مقدور نباشد راه‌آهن ميتواند به نحوي كه بيشتر به سود شخص ذينفع‌ باشد تشريفات مورد بحث را انجام داده و نتيجه را به اطلاع فرستنده كالا برساند. ‌اگر فرستنده در بارنامه جمله بدون مخارج گمركي را قيد نموده باشد راه‌آهن حق دارد كه تشريفات گمركي را بنا به تصميم خود در طول راه و يا در‌ايستگاه مقصد رأساً انجام دهد.

2

چنانچه در ايستگاه مقصد دفتر گمرك وجود داشته باشد و در بارنامه نيز انجام تشريفات گمركي را در موقع ورود كالا به ايستگاه مقصد تعيين كرده‌باشد گيرنده كالا با رعايت مورد استثنائي مذكور در بند 1 قسمت اخير ميتواند تشريفات مزبور را در ايستگاه مقصد انجام دهد و در صورت فقدان تذكر‌فوق در بارنامه بطريق معمول گمرك رفتار خواهد شد در صورتيكه گيرنده از حق فوق استفاده نمايد بايد قبلا هزينه‌هاي مربوطه را بپردازد. ‌اگر در مهلت پيش‌بيني شده در مقررات جاريه در ايستگاه مقصد گيرنده براي اخذ بارنامه محمول اقدام نكند راه‌آهن ميتواند بطوريكه در بند 1‌پيش‌بيني شده اقدام نمايد. ماده شانزدهم ـ تحويل 1 ـ راه‌آهن موظف است كه بارنامه و كالا را در ايستگاه مقصد در مقابل مفاصا حساب بگيرنده كالا تحويل نمايد و قبول بارنامه از طرف گيرنده كالا ‌مشاراليه را ملزم ميسازد مبالغي را كه پرداخت آنها بعهده اوست به ‌راه‌آهن بپردازد. 2 ـ موارد زير بعنوان تسليم كالا از طرف راه‌آهن بشخص گيرنده تلقي ميشود. ‌تحويل كالا بشخص گيرنده كه بر طبق مقررات موجود صورت گرفته باشد، همچنين تسليم كالا بمقامات گمركي و يا بمقامات مطالب عوارض در‌محلهاي ارسال و يا انبارهاي آن چنانچه اين انبارها در محوله و در زير نظر راه‌آهن واقع نباشد و نيز توديع كالا نزد راه‌آهن و يا توديع در نزد نمايندة ‌فرستنده و يا توديع آن در انبارهاي عمومي بعنوان تسليم كالا به گيرنده تلقي ميشود. 3 ـ عمليات مربوط به تحويل كالا و موارديكه راه‌آهن حق دارد و يا مجبور است كه كالا را در محل اقامت گيرنده كالا تحويل نمايد. بوسيله قوانين و‌مقررات ايستگاه مقصد مشخص ميگردد و چنانچه خود راه‌آهن و يا بوسيله ديگري كالاي تحويلي را در محل اقامت گيرنده تسليم نمايد عمل‌تحويل فقط در هنگام تسليم كالا بمعني واقعي انجام خواهد شد. 4 ـ پس از رسيدن كالا به ايستگاه مقصد، گيرنده حق دارد از راه‌آهن تقاضا كند بارنامه را به او تسليم و كالا را تحويل نمايد و در صورت از بين رفتن كالا‌و يا نرسيدن آن در سررسيد مدت معينه در بند 1 مادة 30 گيرنده كالا حق دارد در مقابل راه‌آهن و بنام خود از حقوقي كه مقاوله‌نامه فعلي براي او تعيين ‌نموده است استفاده نمايد و اين در صورتي است كه خود او قبلا تعهدات خود را كه از مقاوله‌نامه ناشي شده انجام داده باشد. 5 ـ شخص ذيحق حتي پس از دريافت بارنامه و پرداخت هزينه‌ها ميتواند تا خاتمه تحقيقات لازمه كه بمنظور اثبات خسارت ادعا شده انجام ‌ميشود از تحويل گرفتن كالا خودداري نمايد. 6 ـ بعلاوه عمل تحويل كالا مطابق قوانين و مقررات كشور مقصد انجام ميشود. ماده هفدهم ـ پرداخت مخارج 1 ـ هزينه‌ها (‌كرايه حمل ـ مخارج فرعي ـ حقوق گمركي و ديگر هزينه‌هائي كه از تاريخ قبول كالا براي حمل تا تاريخ تحويل آن پيش ميآيد) بايد بوسيله فرستنده يا گيرنده كالا بر طبق مقررات ذيل پرداخت گردند در مورد اجراي مقررات مزبور كرايه حمل عبارت خواهد بود از كليه حقوقي كه طبق ‌تعرفه تعلق ميگيرد به اضافه قيمت‌هاي حاصله از محاسبه بارم، همچنين قيمتهاي استثنائي كه هنگام محاسبه كرايه حمل معلوم ميشوند. 2 ـ فرستنده كه تمام و يا قسمتي از مخارج را بعهده خود ميگيرد بايد در ستون مربوطه در بارنامه موارد زير را قيد كند: الف ـ ذكر جمله «‌بدون هر گونه هزينه» در صورتيكه فرستنده كليه هزينه‌ها را (‌كرايه حمل ـ هزينه‌هاي فرعي حقوق گمركي و ساير هزينه‌ها) را بعهده بگيرد. ب ـ ذكر جمله «‌معاف به استثناي ...» (‌تعيين صحيح هزينه‌هائيكه بعهده نميگيرد) وقتيكه فرستنده كليه هزينه‌ها را بعهده ميگيرد به‌استثناي‌ موارد ذكر شده در بارنامه. ج ـ ذكر كلمه معاف در صورتيكه فرستنده كليه هزينه‌هاي مربوط به حمل و نقل و همچنين كليه هزينه‌هاي فرعي طبق مقررات و تعرفه‌هاي داخلي‌كشور فرستنده و يا در صورت لزوم بر حسب تعرفه بين‌المللي مورد اجراء بعهده ميگيرد و آن را در ايستگاه مبداء در موقعيكه كالا براي حمل تحويل ‌ميشود پرداخت ميكند. د ـ ذكر جمله «‌معاف از هزينه حتي ...» چنانچه فرستنده كليه هزينه‌ها را بعلاوه آنچه را كه در بند ب قيد شده است پرداخت ميكند در اين مورد ‌فرستنده بايد دقيقاً اين قبيل هزينه‌ها را تعيين نمايد. ه ـ ـ ذكر جمله «معاف از هزينه حمل» چنان چه فرستنده فقط كرايه حمل را بپردازد. و ـ ذكر جمله «‌معاف از حقوق گمركي» چنانچه فرستنده تمام هزينه‌هاي گمركي را كه گمرك از راه‌آهن مطالبه ميكند و همچنين ساير هزينه‌هاي فرعي‌و مخارج ديگري را كه راه‌آهن براي آزاد كردن از گمرك بايد بپردازد بعهده بگيرد. ز ـ يكي از جملات پيش‌بيني شده فوق كه با كلمات:« ..."‌تا x» (x نمايش نقطة است كه در آنجا امتزاج تعرفه‌هاي كشورهاي هم مرز صورت ميگيرد)‌چنانچه فرستنده تمام و يا قسمتي از مخارج را تا ايستگاه بعهده بگيرد به استثناي كليه مخارجي كه بكشور و يا راه‌آهن بعدي مربوط خواهد شد. ح ـ ذكر جمله «‌معاف در ازاء ...» چنانچه فرستنده مبلغ معيني از مخارج را بعهده بگيرد و در اينصورت مبلغ مزبور بايد با تمام حروف نوشته شود‌ همچنين اين مبلغ بايد به پول كشور فرستنده تعيين شود مگر در موارديكه تعرفه‌ها با اين عمل مخالفت كرده باشند. ‌فرستنده ميتواند در روي بارنامه چند جمله از جملات معينه فوق را ذكر كند بشرط آنكه جملات مزبور متشابه و متناسب يكديگر باشند. ‌مخارج فرعي و مخارج ديگري كه مطابق مقررات و تعرفه‌هاي داخلي كشور مبدأ يا در صورت لزوم طبق تعرفه بين‌المللي اجراء شده بايد براي تمام‌ مسير معينه حساب شود همچنين مبلغ انتفاع در تحويل كه در بند 2 مادة 20 پيش‌بيني شده است توسط فرستنده تماماً پرداخت خواهد شد در صورتيكه پرداخت طبق بند ز كه با موارد پيش‌بيني شده در بندهاي الف ـ ب و ج و يا د توأم باشد. 3 ـ تعرفه‌هاي بين‌المللي در مورد پرداخت هزينه‌ها ميتوانند مقرر دارند كه فقط از چند نوع از جملات پيش‌بيني شده در بند 2 يا از جملات نوع ديگر‌استفاده شود. 4 ـ مخارجي را كه فرستنده پرداخت نكرده است بعهده گيرنده خواهد بود مع‌الوصف كليه هزينه‌ها تا موقعيكه گيرنده بارنامه را دريافت و يا حقوق ‌خود را بر طبق مندرجات بند 4 از ماده 16 استيفا نكرده و يا بر طبق مندرجات مادة 22 قرارداد باربري را تغيير نداده است بعهده فرستنده ميباشد. 5 ـ مخارج فرعي از قبيل حق توقف ـ انبارداري ـ توزين كه مطابق مقررات در نتيجه عمل يا تقاضاي گيرنده تعلق گيرد بايد وسيله نامبرده پرداخت‌ شود. 6 ـ راه‌آهن مبدأ ميتواند از فرستنده پرداخت هزينه‌هاي مربوطه را قبلاً درخواست بنمايد در صورتيكه كالاي تسليمي طبق تشخيص او در معرض ‌فساد فوري باشد و يا اينكه كالاي تسليم شده بعلت كمي ارزش و يا جنس آن تضمين كافي براي تأمين مخارج حمل آن را توسط راه‌آهن نكند. 7 ـ هر گاه جمع هزينه‌هائيكه فرستنده بعهده ميگيرد در موقع تحويل كالا براي حمل نتواند دقيقاً معلوم گردد راه‌آهن اختيار دارد كه بعنوان تضمين‌توديع مبلغي را در حدود مخارج تقريبي كرايه از فرستنده مطالبه نمايد اين هزينه‌ها در برگ صورت حسابي كه مبناي مفاصا حساب با فرستنده خواهد‌بود ثبت ميگردد. ‌اين تصفيه حساب حداكثر سي (30) روز بعد از انقضاء مدت تحويل بايد صورت گيرد و يك صورت حساب مشروح از مخارج مطابق مشخصات ‌صورت پرداخت كرايه در مقابل استرداد قبض رسيد بفرستنده تسليم ميگردد. 8 ـ ايستگاه فرستنده بايد در بارنامه و همچنين رونوشت بارنامه مبالغ دريافتي بعنوان كرايه پرداخت شده را مشروحاً بنويسد. مگر اينكه مقررات يا‌تعرفه‌هاي مورد عمل در ايستگاه مبدأ مقرر دارند كه اين مبالغ نبايد مشروحاً جز در نسخه رونوشت بارنامه نوشته شود. ‌در موارد پيش‌بيني شده در بند 7 اين مخارج نبايد نه در برنامه و نه در رونوشت آن قيد گردد. ماده هيجدهم ـ اصلاح مبالغ دريافتي

1

در صورت اجراء نامنظم تعرفه‌ها و اصلاح مبالغ دريافتي يا اشتباه در تشخيص و دريافت مخارج مبلغ اضافه دريافتي بايد از طرف راه‌آهن به‌ فرستنده كالا مسترد و مبلغ اضافه پرداختي بايد از فرستنده دريافت گردد.

2

در صورتيكه مبلغ اضافه دريافتي مورد تأييد راه‌آهن واقع شود چنانچه از يك فرانك در هر بارنامه تجاوز نمايد بايد راه‌آهن بنا بر وظيفه خود ‌موضوع را به اطلاع شخص ذينفع رسانده و در كوتاه ‌ترين مدت ممكنه مقررات مربوط را اجرا نمايد.

3

چنان چه از مبلغ مقرره وجهي كمتر از فرستنده كالا دريافت شود و در صورتيكه فرستنده كالا بارنامه مربوطه را اخذ نكرده باشد بايد مبلغي را كه‌كمتر پرداخت نموده است بپردازد و موقعيكه بارنامه توسط گيرنده كالا قبول شده و يا هنگاميكه قرارداد باربري بر طبق مادة 22 تغيير داده شده باشد ‌فرستنده كالا موظف بپرداخت مبلغي كه كمتر پرداخت شده است نميباشد مگر نسبت بمخارجي كه طبق مندرجات بارنامه پرداخت آنها را بعهده ‌گرفته است ضميمه شود و در هر حال پرداخت مبلغي كه كمتر پرداخت شده است بعهده گيرنده كالا ميباشد.

4

بمبالغ مذكور در اين ماده در صورتيكه از ده فرانك در هر بارنامه تجاوز نمايد ساليانه پنج درصد سود تعلق ميگيرد و تاريخ محاسبه سود از‌تاريخي است كه به ذينفع اخطار ميشود مبلغ مزبور را بپردازد و يا از روزي ميباشد كه مطابق مادة 41 از طرف اداره اقامه دعوي ميشود و در غير اين ‌دو صورت از روزي خواهد بود كه از طريق قضائي براي تعقيب موضوع شروع به اقدام ميگردد. ماده نوزدهم ـ پرداخت‌ها و پيش پرداختها

1

فرستنده ميتواند براي محموله خود تقاضاي استرداد بهائي كه از ارزش كالا تجاوز نكند مطالبه نمايد مبلغ استرداد بايد با پول كشور مبدأ تعيين ‌گردد تعرفه‌ها ممكن است موارد استثنائي را پيش‌بيني نمايد.

2

راه‌آهن موقعي موظف به استعداد مبلغ پرداختي فوق بفرستنده خواهد بود كه مبلغ نامبرده بوسيله گيرنده كالا بصندوق راه‌آهن پرداخت شده‌ باشد اين وجه بايد در ظرف سي (30) روز از تاريخ پرداخت آن از طرف گيرنده بصندوق راه‌آهن در اختيار فرستنده محمولات قرار داده شود و در غير ‌اين صورت سودي معادل پنج درصد در سال از تاريخ انقضاء مدت مزبور مبلغ مورد بحث تعلق ميگردد.

3

چنانچه كالا جزئاً و يا كلاً به گيرنده بدون آنكه نامبرده قبلا مبلغ مربوطه را بپردازد تحويل شود راه‌آهن موظف است به فرستنده مبلغ خسارت را‌معادل مبلغ استردادي بپردازد مگر آنكه تأمين خسارت وارده را از گيرنده كالا خواسته باشد.

4

ارسال محموله با طريقه استرداد بها موجب ايجاد نرخي ميگردد كه توسط تعرفه‌ها تعيين خواهد شد اين نرخ قابل اجراء است حتي اگر استرداد بها ‌باطل شود و يا بوسيله تغييري كه در قرارداد باربري حاصل شود تعديل گردد (‌مادة 21 بند 1).

5

پيش پرداخت پذيرفته نميشود مگر مطابق مقررات مورد عمل در ايستگاه مبداء. ماده بيستم ـ اظهارنامه دال بر سود در تحويل

1

هر حمل و نقل كالا ممكن است موضوع يك اظهار انتفاع در تحويل قرار گيرد و در روي بارنامه طبق مندرجات رديف ج از بند 7 مادة 6 قيد شود. ‌مبلغ انتفاع اظهار شده بايد بپول كشور مبداء يا فرانك طلا يا هر پول ديگري كه تعرفه‌ها مشخص ميكنند تعيين گردد.

2

نرخ انتفاع در تحويل براي تمام مسير استفاده شده مطابق تعرفه‌هاي راه‌آهن مبداء محاسبه ميشود.

فصل سوم

تغيير قرارداد باربري ماده بيست ويكم ـ حقوق فرستنده كالا در مقابل تغيير كردن قرارداد باربري 1 ـ فرستنده كالا حق دارد كه بر اساس موارد زير بر خلاف مقررات قرارداد باربري رفتار نمايد: ‌الف ـ در موردي كه فرستنده كالا بخواهد كالاي ارسالي او در ايستگاه مبداء پس گرفته شود.

ب

در موردي كه فرستنده كالا بخواهد كالاي ارسالي او در طول مسير متوقف گردد.

ج

در موردي كه فرستنده كالا بخواهد تحويل كالا بتعويق افتد. ‌د ـ در موردي كه فرستنده بخواهد كالاي او بشخص ديگري غير از آنكه در بارنامه تعيين گرديده است تحويل شود.

ه

ـ در مورديكه فرستنده كالا بخواهد كالاي او در ايستگاه ديگري غير از ايستگاه مقصدي كه در بارنامه قيد شده است فرستاده شود و يا كالا به ايستگاه ‌مبداء عودت داده شود در اين حالت فرستنده كالا ميتواند بخواهد كه محموله او كه با قطار بطي‌السير آغاز سير كرده است با سريع‌السير فرستاده شود و‌يا بالعكس بشرط آنكه ايستگاهي كه در آن حمل بار متوقف شده است داراي دو نوع سرويس براي حمل بار باشد. ‌فرستنده كالا همچنين ميتواند تعرفه قابل اجراء و همچنين مسيري را كه بايد محموله از آن مسير فرستاده شود تعيين نمايد در صورتيكه مقررات ‌مخالفي در تعرفه‌هاي راه‌آهن مبداء وجود نداشته باشد تقاضاهاي تغيير قرارداد باربري در موارد زير پذيرفته ميشود. ‌و ـ در مورد استقرار استرداد بها. ‌ز ـ در مورد افزايش يا نقصان يا انصراف از استرداد بها.

ح

در مورد تقبل هزينه‌هاي مربوط بيك محموله كه ارسال نشده باشد و يا در مورد افزايش هزينه‌هاي قبول شده طبق موارد مذكور در بند 2 از مادة17 به استثناء موارد مذكور در بالا موارد ديگري براي استفاده از حق تغيير قرارداد باربري مجاز نخواهد بود ولي با وجود اين تعرفه‌هاي بين‌المللي ‌ميتوانند بفرستنده كالا حق بدهند كه علاوه بر موارد فوق تغييرات ديگري را در قراردادهاي باربري درخواست نمايد دستوراتي كه فرستنده كالا‌ ميدهد هيچگاه شامل تقسيم محموله نخواهد شد. 2 ـ دستورهاي بعدي اظهار شده در موارد فوق بايد وسيله يك اظهار كتبي مطابق نمونه پيش‌بيني شده در ضميمه IV اين قرارداد بعمل آيد. اين‌ اظهارنامه بايد مجدداً در رونوشت بارنامه قيد و به امضاي فرستنده كالا رسيده و در همان حال به راه‌آهن ارائه داده شود و ايستگاه فرستنده با زدن مهر ‌تاريخ ‌دار در ذيل درخواست فرستنده قبول دستورات بعدي او را مورد تأييد قرار داده و رونوشت مزبور را مجدداً بفرستنده كالا مسترد ميدارد چنانچه راه ‌آهني كه بايد دستورات مزبور را انجام دهد رونوشت بارنامه مورد بحث را از فرستنده مطالبه ننمايد در مورد كليه خسارات حاصله از اين عمل در‌برابر گيرنده كه رونوشت مزبور را از طرف فرستنده دريافت خواهد نمود مسئوليت دارد. ‌هرگاه فرستنده تقاضاي افزايش يا تقليل و يا انصراف از استرداد مبلغ پرداختي را بنمايد بايد تعيين كند كه پرداخت مزبور بدواً بموجب چه مدركي به عمل‌آمده است و در صورت افزايش و يا تقليل پرداخت مدرك مزبور پس از تصحيح مجدداً در اختيار نامبرده گذارده خواهد شد و در صورت انصراف از‌استرداد بها از يد او خارج خواهد گرديد هر گونه دستوراتي كه بعد او بصوري غير از آنچه كه فوقاً ذكر گرديد از طرف فرستنده داده شود بهيچوجه ‌قابل اعتبار نخواهد بود. 3 ـ راه‌آهن به دستورهاي بعدي فرستنده ترتيب اثر نميدهد مگر اينكه وسيله ايستگاه مبداء ابلاغ شود. ‌اگر فرستنده تقاضا نمايد مراتب قبلاً وسيله تلگرام يا تلفنگرام بخرج فرستنده از طرف ايستگاه مبدأ به ايستگاه مقصد يا ايستگاه محل توقف اطلاع ‌داده ميشود و سپس با يك اعلاميه كتبي تأييد ميگردد. ‌در موارديكه تعرفه بين‌المللي و يا ساير موافقت‌نامه‌هاي موجود بين راه‌آهنهاي ذينفع طريقه ديگري را پيش‌بيني ننموده باشند ايستگاه مقصد و يا‌ايستگاه توقف بايستي دستور بعدي فرستنده را كه توسط تلگرام و يا اخطار تلفني از ايستگاه مبداء واصل ميگردد بدون تأييد اجراء نمايد و در موارد‌مشكوك بايد صحت آنها مورد تحقيق قرار گيرد. 4 ـ در موارد زير حق تغيير قرارداد حتي در صورتيكه فرستنده كالا رونوشت بارنامه را نيز دريافت داشته باشد از او سلب مي‌گردد: ‌الف ـ موقعيكه بارنامه در اختيار گيرنده كالا گذارده شده باشد.

ب

موقعيكه گيرنده كالا از حقوق مربوط به قرارداد باربري طبق بند 3 از ماده 16 كه به او تعلق ميگيرد استفاده نموده باشد.

ج

موقعيكه گيرنده كالا طبق مادة 22 اختيار دارد بمحض ورود محمول در منطقه گمركي كشور مقصد دستورات لازمه را صادر نمايد از اين لحظه ‌راه‌آهن موظف است كه طبق دستورات گيرنده كالا عمل نمايد. ماده بيست ودوم ـ حقوق گيرنده كالا در مورد تغيير قرارداد باربري

1

چنانچه فرستنده كالا مخارج مربوط بمحمولات را در داخل كشور مقصد بعهده نگرفته باشد و موضوع را نيز طبق مقررات رديف ن از بند 7 از‌مادة 6 در بارنامه قيد نكرده باشد گيرنده حق دارد كه قرارداد باربري را تغيير دهد دستورات گيرنده كالا فقط وقتي قابل اجرا است كه محموله داخل در‌منطقه گمركي كشور مقصد شده باشد گيرنده كالا ميتواند دستورات زير را بدهد: ‌الف ـ كالا در بين راه متوقف شود.

ب

تحويل كالا معوق بماند.

ج

كالا در كشور مقصد بشخص ديگري غير از آنكه در بارنامه بعنوان گيرنده تعيين شده تحويل گردد. ‌د ـ تشريفات لازم گمركي با ساير تشريفات مقامات اداري بر حسب يكي از ترتيبات پيش‌بيني شده در ماده (15 بند 1 قسمت دوم) اجرا گردد. ‌بعلاوه بغير از موارديكه تعرفه‌هاي بين‌المللي مقررات مغايري داشته باشند گيرنده ميتواند دستورات زير را بدهد.

ه

ـ كالا در كشور مقصد در ايستگاهي غير از ايستگاه قيد شده در بارنامه تحويل شود. و يا آنكه حمل كالا كه بطي‌السير شروع شده سريع‌السير ادامه يابد‌و بالعكس به شرط اين كه ايستگاهي كه كالا متوقف است براي هر دو نوع حمل و نقل مفتوح باشد. گيرنده همچنين مي‌تواند تعرفه قابل مورد نظر خود‌و همچنين مسير جديدي را تعيين نمايد. ‌دستورات ديگري غير از آنچه كه شمرده شده پذيرفته نميشود. تعرفه‌هاي بين‌المللي در هر صورت ميتوانند به گيرنده كالا حق دهند كه علاوه بر‌تغييرات مذكوره در بالا تغييرات ديگري را دستور دهد دستورات گيرنده كالا هرگز نبايد منتهي به تجزيه محمول گردد.

2

دستورات فوق‌الذكر بصورت اظهارنامه كتبي مطابق نمونه پيش‌بيني شده در ضميمه شمارة IV مقاوله ‌نامه فعلي در ايستگاه مقصد و يا‌ايستگاه ورودي كشور مقصد تسليم گردد. ‌هر دستوري كه بوسيله گيرنده كالا در نمونه ديگري غير از آنچه كه مقرر گرديده داده شود كان‌لم ‌يكن محسوب ميشود. براي اعمال حق تغيير قرارداد ‌باربري گيرنده كالا لازم نميباشد كه رونوشت بارنامه را ارائه دهد.

3

بر حسب درخواست گيرنده كالا ايستگاهي كه دستور را دريافت داشته است با خرج گيرنده كالا آنرا بوسيله تلگرام يا تلفونگرام كه بعداً با اظهار ‌كتبي تأييد ميشود به ايستگاهي كه بايد آن را اجراء كند اعلام دارد. ‌اين ايستگاه ميتواند بدون اينكه منتظر تأييد كتبي باشد دستور واصله را كه توسط تلگرام يا اخطاريه تلفني از ايستگاه ذيصلاحيت رسيده است اجرا ‌نمايد در صورت وجود ترديد بايد صحت آن را تحقيق نمايد.

4

حق تغيير قرارداد باربري از طرف‌گيرنده در موارد زير منتفي ميگردد: ‌الف ـ وقتيكه بارنامه را دريافت كرده باشد.

ب

وقتي كه گيرنده كالا از حقوق ناشيه از قرارداد باربري مطابق بند 4 از مادة 16 استفاده كرده باشد.

ج

وقتيكه نماينده گيرنده كالا طبق رديف ج بند 1 بارنامه را دريافت كرده باشد يا طبق بند 4 از ماده 16 از حقوق خود استفاده كرده باشد. ‌د ـ اگر گيرنده كالا دستور تحويل كالا را بشخص ديگري داده باشد اين شخص مجاز به تغيير قرارداد باربري نميباشد. ماده بيست وسوم ـ اجراء دستورات بعدي

1

راه‌آهن نميتواند به استثناء موارد مذكور در زير از اجراي دستوراتي كه مطابق مادة 21 و 22 داده شده‌اند خودداري نمايد و يا در اجراي آن تأخير‌كند: ‌الف ـ انجام دستور در لحظة كه به ايستگاه انجام دهنده واصل ميشود امكان‌پذير نباشد.

ب

انجام دستور طبيعتاً بسرويس منظم بهره‌برداري لطمه وارد آورد.

ج

چنان چه هدف اجراي دستور تعويض ايستگاه مقصد باشد و در اين حالت اجراي دستور مزبور با مقررات معموله در يكي از كشورهائيكه كالا‌بايد طي نمايد و بخصوص از نقطه نظر مقررات گمركي و اداري مخالفت داشته باشد. ‌د ـ در مورد تغيير ايستگاه مقصد موقعي مي‌تواند اين عمل انجام گيرد كه ارزش كالا مخارج اين تعويض ايستگاه را تأمين نمايد و يا اين كه گيرنده كالا قبلاً آن را‌تأمين كرده باشد و يا آن كه به فوريت تضمين و يا آن را پرداخت نمايد. ‌در موارد فوق‌الذكر كسي كه دستورات بعدي را صادر نموده است بايد بلافاصله از موانعي كه اجراي دستوراتش را بتأخير مياندازند مطلع گردد. چنانچه راه‌آهن نيز نتوانسته باشد موانعي را كه براي اجراي دستورات نامبرده پيش آمد خواهند كرد پيش‌بيني نمايد كسيكه دستورات بعدي را صادر نموده ‌است مسئول كليه نتايجي خواهد بود كه از شروع اجراي آن دستورات حاصل خواهد گرديد.

2

چنانچه دستور مبني بر اين باشد كه كالا در يكي از ايستگاههاي بين راه تحويل گردد كرايه حمل در ايستگاه فرستنده تا ايستگاهي كه كالا توقف ‌نموده است محاسبه خواهد شد ولي اگر موقعي دستور رسيده باشد كه كالا از ايستگاهي كه براي تحويل تعيين شده است گذشته باشد كرايه حمل از‌ايستگاه فرستنده تا ايستگاهي كه كالا توقف نموده است و همچنين از اين ايستگاه تا ايستگاهي كه براي تحويل تعيين گرديده است و كالا به‌آن عودت ‌داده ميشود محاسبه ميگردد. ‌تعرفه‌هائيكه در اين مورد اجراء ميشود تعرفه‌هائي هستند كه در طول اين مسيرها هنگام انعقاد قرارداد باربري مجري بوده است مقررات مذكوره در‌مورد هزينه‌هاي فرعي و ساير هزينه‌ها اجرا ميگردد.

3

مخارج ناشي از اجراء دستور فرستنده يا گيرنده به استثناء آنهائيكه ناشي از اشتباه راه‌آهن باشد به كالا تعلق خواهد گرفت.

4

بموجب مندرجات بند 1 راه‌آهن در صورت ارتكاب اشتباه مسئول نتايج حاصله از عدم اجرا و يا اجراي ناصحيح دستورات صادره طبق مواد 21‌و 22 ميباشد مع‌الوصف غرامتي را كه بر عهده راه‌آهن است هرگز از غرامتي كه در ازاء فقدان كالا تعلق ميگيرد تجاوز نخواهد كرد. ماده بيست وچهارم ـ موانع و اشكالات در امر باربري 1 ـ هرگاه موانع و اشكالاتي در راه باربري كالا به وجود آيد بر عهده راه‌آهن است كه تصميم بگيرد آيا صلاح است موضوع را از لحاظ نفع فرستنده كالا‌به وي اطلاع دهد و يا آنكه كالا را با تغيير مسير ارسال نمايد به استثناء موارديكه راه‌آهن دچار اشتباه ميگردد بايد كرايه باربري را از مسير جديديكه‌استفاده شده است محاسبه نمايد و همچنين مدتهاي مربوط به اين مسير را ولو اينكه اين مسير طولاني‌ تر از مسير قبلي باشد معلوم دارد. 2 ـ چنانچه طرق ديگري براي انجام حمل كالا وجود نداشته باشد و يا بعلل ديگري ادامه حمل امكان‌ پذير نباشد راه‌آهن موظف است از فرستنده‌ كالا كسب تكليف نمايد ولي در مورد موانع موقتي كه بعلت اوضاع پيش‌بيني شده در بند 4 از مادة 5 بوجود آمده‌اند تقاضاي تعيين تكليف از‌فرستنده كالا براي راه‌آهن اجباري نيست. 3 ـ فرستنده ميتواند در بارنامه تعليمات لازمه را براي موارديكه باربري در نتيجه موانع و اشكالات متوقف ميگردد بدهد چنانچه بر حسب ‌اطلاعات و تحقيقات راه‌آهن اين تعليمات قابل اجراء نباشد راه‌آهن از فرستنده كالا تقاضاي صدور تعليمات جديدي مينمايد. 4 ـ فرستنده كالا پس از اطلاع از اشكالات باربري ميتواند تعليمات خود را به ايستگاه فرستنده و يا ايستگاهي كه كالا در آن متوقف است بدهد چنانچه فرستنده كالا نام گيرنده و يا ايستگاه مقصد را تغيير دهد و يا اينكه تعليمات خود را به ايستگاه ديگري غير از ايستگاه فرستنده صادر كند موظف ‌است تعليمات خود را روي رونوشت بارنامه كه بايد آن را ارائه دهد ثبت نمايد. ‌چنانچه راه‌آهن به تعليمات صادره از طرف فرستنده بدون درخواست ارائه رونوشت بارنامه ولو اينكه اين رونوشت به گيرنده تسليم شده باشد ترتيب ‌اثر دهد راه‌آهن مسئول خسارت ناشي از آن ميباشد. 5 ـ چنانچه فرستنده كالا از وجود موانع در باربري مطلع باشد و در فاصله زماني لازم تعليمات قابل اجرائي صادر ننمايد در اينمورد بر طبق مقررات ‌مربوط به وجود موانع در تسليم كالا كه در راه‌آهني كه كالا در آنجا متوقف گرديده است مورد اجراء ميباشد عمل خواهد شد. ‌چنانچه كالا فروخته شود حاصل فروش پس از كسر مخارج متعلقه به كالا بايد در اختيار فرستنده قرار گيرد اگر حاصل فروش از مخارج متعلقه كمتر‌باشد فرستنده بايد مابه‌التفاوت آنرا پرداخت نمايد. ـ6 چنانچه موانع موجود در امر باربري قبل از وصول تعليمات فرستنده در اين مورد مرتفع شود كالا به مقصد خود بدون آنكه منتظر وصول ‌تعليمات فرستنده باشد ارسال خواهد شد و جريان بلافاصله به اطلاع فرستنده خواهد رسيد. 7 ـ اگر چنانچه موانع مربوطه به امر باربري بعد از آن كه گيرنده كالا قرارداد باربري را بموجب مادة 22 تغيير داده است بوجود آيد راه‌آهن موظف ‌است گيرنده كالا را كه مقررات بندهاي 6 ـ 5 ـ 2 ـ 1 در مورد او قابل اجراء هستند مطلع سازد و گيرنده كالا موظف نيست رونوشت بارنامه را ارائه‌ دهد. 8 ـ مقررات مادة 23 در مورد باربري‌هائيكه با مقررات ماده فعلي انجام ميگيرند نيز قابل اجراء ميباشد. ماده بيست و پنجم ـ موانع و اشكالات در تحويل كالا

1

هنگاميكه در تحويل كالا موانعي بوجود آيد ايستگاه مقصد بايد بوسيله ايستگاه مبدأ موضوع را به اطلاع فرستنده كالا برساند و كسب دستور ‌نمايد در صورتيكه فرستنده در بارنامه تقاضا نموده باشد بايد بدون وساطت ايستگاه فرستنده موضوع مستقيماً توسط نامه يا تلگراف به اطلاع او برسد ‌و مخارج اين اطلاعيه به هزينه‌هاي كالا افزوده خواهد شد چنانچه موانع موجود براي تحويل كالا قبل از وصول تعليمات فرستنده به ايستگاه مقصد ‌مرتفع شود كالا تسليم گيرنده خواهد شد و موضوع تحويل كالا بايد بلافاصله توسط نامه سفارشي به اطلاع فرستنده كالا برسد هزينه‌هاي مربوط به اين‌امر به هزينه‌هاي مربوط به كالا اضافه خواهد شد. ‌چنانچه گيرنده كالا از قبول آن خودداري نمايد فرستنده ميتواند حتي اگر رونوشت بارنامه را در دست نداشته باشد تعليمات لازم را بدهد. ‌فرستنده همچنين ميتواند در بارنامه قيد نمايد كه در صورت پيدايش مانعي براي تحويل كالا آن را رسماً به او عودت دهند در غير اين حالت كالا براي ‌فرستنده بدون رضايت بعدي او اعاده نميشود. تعليمات فرستنده كالا مگر در مواردي كه تعرفه‌ها طرق ديگري را پيش‌بيني نمايند بوسيله ايستگاه ‌فرستنده صادر خواهد شد.

2

در جميع موارديكه براي اشكالات و موانع تحويل كالا پيش‌بيني شده است و شامل بند 1 و همچنين مقررات مادة 45 ميباشد چنانچه موردي‌ وجود يابد كه در مقررات نامبرده ذكري نشده است در اين صورت تسليم و تحويل كالا طبق قوانين و مقررات راه‌آهني است كه مأمور اين تحويل‌ ميباشد. ‌اگر كالا فروخته شود پس از كسر مخارج متعلقه به كالا وجه آن در اختيار فرستنده قرار ميگيرد. اگر حاصل فروش كمتر از مخارج متعلقه به‌كالا باشد ‌فرستنده بايد مابه‌التفاوت را بپردازد.

3

اگر موانع تحويل كالا بعد از آنكه گيرنده قرارداد باربري را بموجب مادة 22 تغيير داده پيش آيد راه‌آهن موظف است به اين گيرنده مراتب را اطلاع ‌دهد دستورات رديف 2 از بند 2 عيناً درباره گيرنده قابل اجراء ميباشد.

4

دستورات مادة 23 در باربري‌هائيكه بموجب اين ماده انجام شده قابل اجراء است.

قسمت سوم

مسئوليت ـ اقدامات قضائي

فصل اول

ماده بيست وششم ـ مسئوليت مشترك راه‌آهن‌ها

1

راه‌آهن كه كالا را با بارنامه براي باربري قبول كرده است مسئول اجراي اين باربري روي تمام مسير تا تسليم كالا بگيرنده ميباشد.

2

هر راه‌آهن بعدي بمحض آنكه كالا را با بارنامه اوليه قبول نمايد در قرارداد باربري بموجب شرائط اين سند شريك است و عهده‌دار كليه ‌مسئوليتهاي ناشي از آن ميباشد بدون آنكه مقررات بند 3 مادة 43 مربوط به راه‌آهن مقصد را نقض كرده باشد. ماده بيست وهفتم ـ حدود مسئوليت

1

راه‌آهن مسئول افزايش مدت تحويل كالا ميباشد و همچنين در خصوص زيانهاي ناشي از فقدان تمام يا قسمتي از كالا و نيز خرابي‌هائيكه به آن ‌وارد شود از لحظه قبول كالا براي تحويل تا موقع تحويل آن بگيرنده مسئوليت دارد.

2

راه‌آهن از مسئوليت مبري ميشود چنانچه تجاوز از مدت مقرره تحويل و فقدان و يا خسارت وارده بعلت اشتباه و يا دستور ناصحيح ذينفع ‌روي داده باشد. ‌همچنين در مورد عيب خاص كالا (‌از قبيل خرابي داخلي ـ آفت ـ غيره) و با وجود اوضاعي كه راه‌آهن نميتواند اجتناب نمايد. بالاخره پيش ‌آمدهائيكه راه‌آهن قادر به جلوگيري آن نيست مسئوليت از راه‌آهن سلب ميشود.

3

هنگاميكه فقدان و يا آسيب‌ديدگي كالا از آثار خاص مربوط بيك يا چندين عامل نامبرده زير نتيجه شود: ‌الف ـ حمل كالا بر طبق مقررات مربوطه و يا در اثر موافقت‌نامه منعقده با فرستنده كالا كه در بارنامه قيد گرديده در واگون مسطح صورت بگيرد.

ب

چنانچه كالائي را كه بعلت جنس و طبيعت آن همواره در معرض تقليل و آسيب‌ديدگي قرار خواهد گرفت بسته‌بندي ننموده باشند و يا آنكه آنرا بطور ناقص بسته‌بندي كرده باشند.

ج

عمليات بارگيري و تخليه كالا كه بوسيله فرستنده و يا گيرنده و طبق مقررات مربوطه و يا بموجب موافقت‌نامه‌هاي منعقده با آنها كه در بارنامه ‌نيز ذكر گرديده است بعمل آمده باشد. ‌بارگيري ناقص وقتيكه اين بارگيري توسط فرستنده بعمل آمده باشد مقررات قابل اجراء يا موافقتنامه خاص با فرستنده شرائط بارگيري را معلوم ‌ميدارد و بايد در بارنامه هم قيد شود. ‌د ـ اجراي انجام تشريفات گمركي يا تشريفات ساير مقامات اداري وسيله فرستنده يا گيرنده يا نماينده يكي از آنان صورت گيرد.

ه

ـ در صورتيكه كالاي حمل شده بعلل غير قابل تفكيك از جنس و طبيعت آن در معرض تلف كلي يا جزئي و يا معيوب شدن قرار گيرد مخصوصاً ‌اينكه خسارت در اثر خورد شدن ـ زنگ زدن ـ خرابي داخلي و خود بخود جذب رطوبت ـ تحليل رفتن بوجود آيد. ‌و ـ فرستادن اشيائي كه از حمل ممنوع ميباشند تحت نام ديگري يا با نام غير صحيح و يا غير كامل همچنين فرستادن اشيائي كه تحت شرايط خاص ‌بايد حمل شوند با نام ديگري يا با نام غير صحيح يا غير كامل و يا عدم رعايت احتياطات مقرره از طرف فرستنده صورت گرفته باشد. ‌ز ـ حمل و نقل حيوانات زنده.

ح

حمل و نقل محمولاتيكه بموجب مقاوله ‌نامه فعلي و طبق مقررات مجريه و موافقتنامه‌هاي منعقده با فرستنده كه در بارنامه نيز قيد شده باشد ‌بايد بهمراهي چند نفر كه مأمور حفظ محمولات از مخاطرات مذكور باشند بعمل آيد. ماده بيست وهشتم ـ مأموريت تحقيق

1

تحقيق و اثبات اينكه مدت تحويل از موقع معينه تجاوز نموده است و يا اينكه فقدان و آسيب‌ديدگي كالا بعلت وجود اعمال پيش‌بيني شده در‌بند 2 مادة 27 ميباشد بعهده راه‌آهن است.

2

هر گاه راه‌آهن ثابت كند كه با توجه به اوضاع واحوال مربوطه فقدان يا آسيب‌ديدگي بعلت يك يا چندين عامل مخصوصي كه در بند 3 مادة 7‌پيش‌بيني شده‌اند بوجود آمده است و استنباط و قضاوت لازم را در اين مورد خواهد كرد ذيحق هميشه ميتواند ثابت كند كه خسارت كلي يا جزئي ‌وارده بعلل ياد شده نبوده است اين استنباط در موردي كه در رديف الف از بند 3 مادة 27 پيش‌بيني شده اجراء نميشود چنانچه نقصان غير معمولي ‌و يا فقدان كلي محموله وجود داشته باشد. ماده بيست ونهم ـ استنباط در مورد حمل مجدد كالا

1

چنانچه محمولاتي كه در تحت شرايط مقاوله‌نامه فعلي حمل شده‌اند مجدداً تحت شرايط همان مقاوله‌نامه حمل گردند و در هنگام حمل مجدد ‌فقدان جزئي و يا آسيب‌ديدگي در آن مشاهده گردد: ‌الف ـ چنانچه شرايط زيرين موجود باشد ميتوان استنباط نمود كه آنها در طول مسير اخير قرارداد باربري بوجود آمده است.

ب

محموله بهمان وضع كه به مقصد رسيده تجديد حمل شده باشد.

2

همچنين استنباط بعمل خواهد آمد هر گاه قرارداد قبلي براي ارسال مجدد كالا تابع شرايط اين مقاوله‌نامه نبوده است بشرط آنكه اين مقاوله‌نامه ‌براي حمل باربري مستقيم بين اولين ايستگاه فرستنده و آخرين ايستگاه مقصد مورد عمل باشد. ماده سي ام ـ استنباط درباره فقدان كالا ـ موردي كه كالا باز يافته ميشود

1

چنانچه محموله در موعد معينه بگيرنده كالا تحويل نگردد و يا در مدت سي (30) روز پس از انقضاي مدت تحويل در اختيار او گذارده نشود ‌ذيحق ميتواند بدون تهية مدارك ديگري كالاي خود را مفقود شده بداند.

2

شخص ذينفع حق دارد كه پس از دريافت غرامت مربوط بكالاي مفقوده كتباً تقاضا نمايد چنانچه در طول سال كه از پرداخت غرامت آغاز ‌ميگردد بمحض باز يافته شدن كالا او را مطلع سازند براي اين درخواست بايد اعلاميه كتبي از طرف ذينفع صادر شود.

3

در مدت سي روز پس از دريافت اعلاميه مربوط به پيدا شدن كالا شخص ذينفع ميتواند تقاضا نمايد كه كالاي او در يكي از ايستگاههاي مسير‌تحويل داده شود مسلم است مخارجي را كه بحمل كالا از ايستگاه فرستنده تا ايستگاه تحويل كالا به آن تعلق گرفته است به اضافه غرامتي را كه‌دريافت داشته گيرنده كالا بايد بپردازد استرداد اين غرامت با كسر مخارجي است كه احتمالا در اين غرامت پرداخت شده است و با رعايت كليه حقوق ‌مربوط به غرامت كه در مادة 34 و در صورت امكان در مادة 36 براي تجاوز از موعد مقرره براي تحويل كالا ملحوظ است.

4

در صورتيكه طبق بند 2 فوق‌الذكر تقاضائي بعمل نيامده باشد و يا در مدت 30 روز بموجب بند 3 اقدامي معمول نگردد و يا آنكه كالا در مدت‌بيش از يكسال از تاريخ پرداخت غرامت پيدا شود راه‌آهن مطابق مقررات و قوانين كشور متبوعه خود عمل خواهد كرد. ماده سي و يكم ـ مبلغ غرامت در صورت از بين رفتن كالا

1

هر گاه طبق مقررات اين مقاوله‌نامه غرامتي براي از بين رفتن كل يا قسمتي از كالا بر عهده راه‌آهن باشد. ‌غرامت بشرح زير و بر حسب نرخ رسمي بورس محاسبه ميشود: ‌در صورت نبودن نرخ بورس به قيمت روز بازار ‌در صورت نبودن هيچكدام طبق ارزش معمولي. ‌اجزاء محاسبه براي كالاهائيكه از يك جنس و يكنوع باشند و همچنين محل و موقعيكه كالا از طرف راه‌آهن براي باربري قبول شده است محاسبه‌ ميشود مع‌الوصف غرامت از صد فرانك براي هر كيلوگرم وزن خالص تجاوز نميكند با مراعات محدوديتهائي كه در مادة 35 پيش‌بيني شده است. ‌بعلاوه كرايه حمل و حقوق گمركي و كليه مبالغي كه بمناسبت حمل كالا پرداخت شده‌اند بدون هيچگونه سود و زيان ديگر بشخص ذينفع ‌پرداخت خواهد شد.

2

چنانچه عناصري كه بعنوان پايه محاسبه پرداخت غرامت بكار ميروند به پول كشوري كه بايد غرامت را بپردازد معلوم نباشد تبديل پول بر‌اساس نرخهاي جاري در كشوريكه بايد غرامت پرداخت شود صورت ميگيرد. ماده سي ودوم ـ تجديد مسئوليت در صورت افت كردن وزن محمولات در موقع حمل 1 ـ در مورد كالاهائيكه معمولا هنگام حمل و در طول مسير افت وزن پيدا ميكنند راه‌آهن فقط در صورتي مسئوليت خواهد داشت كه افت كالا در هر‌مسيري كه محموله طي كند از حدود معينه زير تجاوز نمايد: ‌الف ـ دو درصد از وزن براي مايعات و كالاهائيكه بحالت مرطوب براي باربري تحويل شده باشد و نيز براي كالاهاي نامبرده زير. ‌ساقه شيرين‌بيان انواع چرم ‌چوب‌هاي رنگين رنده شده و يا تراشيده تفاله پوست حيوانات ‌قارچهاي تازه پوست درخت يا ميوه ‌ذغال‌سنگ و كك ‌شاخ و سم حيوانات برگ توتون تازه ‌موي يال و دم حيوانات پوست ‌انواع چرمها ـ ميوه‌هاي تازه ـ خشك شده و يا پخته شده ماهيهاي خشك شده ‌انواع چربي‌ها انواع ريشه‌ها ‌انواع پوست ميوه و درخت و غيره صابون و روغنهاي غليظ ‌انواع خرما نمك ‌انواع پشم موي خوك ‌رازك - سبزي تازه ‌كندرهاي تازه توتون بريده شده ‌استخوان درست يا آسيا شده رگ و پي حيوانات ‌ضايعات پوست‌ها ذغال طبيعي

ب

يك درصد براي ساير كالاهاي خشك كه ممكن است در طول راه دچار افت شوند. 2 ـ در صورتيكه ثابت شود كه افت كالا در اثر موجباتي كه باعث افت ميشوند نباشد راه‌آهن نميتواند از محدوديت مسئوليت كه در بند 1 اين ماده ‌پيش‌بيني شده استفاده نمايد. 3 ـ هر گاه تعداد زيادي بسته بوسيله يك بارنامه حمل شود افت مربوط به طول راه براي هر بسته محسوب خواهد شد در صورتيكه وزن هر يك از‌آنها جداگانه در بارنامه قيد شده باشد و يا بتوان بطريق ديگري آنرا تعيين نمود. 4 ـ در صورت فقدان تمام كالا براي محاسبه غرامت بعنوان افت وزن كالا در طول راه هيچگونه تقليلي نبايد بعمل آيد. 5 ـ مقررات اين ماده به هيچوجه مقررات مواد 7 و 28 را نقض نميكند. ماده سي وسوم ـ مبلغ غرامت در مورد آسيب‌ديدگي كالا ‌در مورد آسيب‌ديدگي راه‌آهن موظف است كه غرامتي را پرداخت نمايد اين غرامت بر مبناي كسر ارزش كالاي آسيب‌ديده حساب خواهد شد و غير از‌اين غرامت هيچ نوع پرداخت جبران خسارت ديگري بعمل نخواهد آمد. مبلغ اين غرامت با در نظر گرفتن ارزش كالا كه در مادة 31 تعريف شده است ‌و صدي چندي كه از ارزش كالا در مقصد كاسته شده است تعيين ميگردد همچنين مخارجي كه در رديف آخر بند 1 از مادة 31 پيش‌بيني شده است بهمين نسبت مسترد ميشود: ‌الف ـ هر گاه تمام محموله در اثر آسيب‌ديدگي ضايع و بي‌ارزش باشد مبلغ غرامت پرداختي از مبلغي كه براي فقدان تمام آن پرداخت ميشود نبايد‌ تجاوز كند.

ب

هر گاه فقط قسمتي از محموله در اثر آسيب‌ديدگي ضايع و بي‌ارزش شده باشد مبلغ غرامت پرداختي نبايد از مبلغي كه براي فقدان قسمت آسيب‌ديده بايد پرداخت شود تجاوز نمايد. ماده سي وچهارم ـ مبلغ غرامت در مورد تأخير در تحويل كالا

1

در صورتيكه مدت تحويل كالا از تاريخ مقرره تجاوز نمايد و اگر شخص ذينفع ثابت ننمايد كه در نتيجه آن خسارتي به كالاي او وارد شده راه‌آهن ‌موظف است در صورتيكه مدت تأخيرمعادل10/1مدت تحويل باشد10/1كرايه حمل را مسترد دارد و چنانچه مدت تأخير در تحويل كالا‌ كمتر از10/1مدت تحويل باشد مبلغ استردادي بر اساس همان10/1كرايه حمل محاسبه خواهد شد و در هر حال بايد توجه داشت4/1 كرايه حمل حداكثر غرامت پرداختي را تشكيل ميدهد.

2

چنانچه ثابت شود كه خسارتي در اثر تأخير در تحويل كالا به آن وارد شده است راه‌آهن غرامتي را كه حداكثر از دو برابر كرايه حمل نبايد تجاوز‌كند بايد پرداخت كند.

3

غراماتي كه طبق بندهاي 2 و 1 پرداخت ميشود با غرامت پرداختي براي فقدان تمام كالا توأم نميگردد در صورتي كه قسمتي از كالا تلف شود،‌غرامت تأخير در تحويل در صورت لزوم فقط براي قسمت تلف نشده مرسله پرداخت ميشود. ‌در صورت معيوب شدن كالا غرامت تأخير در تحويل در صورت لزوم با غرامت پيش‌بيني شده در ماده 33 توأم ميگردد. در تمام موارد توأم شدن‌غرامت‌هاي پيش‌بيني شده در بند 1 و 2 با غرامت‌هاي پيش‌بيني شده در مادة 31 و 33 نبايد موجب پرداخت غرامتي بيشتر از غرامت تلف شدن تمام ‌كالا گردد. ماده سي وپنجم ـ محدوديت غرامت بر اساس بعضي از تعرفه‌ها ‌هر گاه راه‌آهن جهت حمل بار با شرايط باربري خاصي موافقت نمايد (‌تعرفه اختصاصي يا استثنائي) و براي كرايه حمل تخفيفي را بر اساس شرايط ‌عادي بپذيرد (‌تعرفه‌هاي عمومي) در اين حالت راه‌آهن ممكن است براي پرداخت غرامت بشخص ذينفع محدوديتي قائل شود اين محدوديت براي ‌تأخير در تحويل فقدان و يا آسيب‌ديدگي كالا خواهد بود بشرط آنكه اين محدوديت در تعرفه قيد شده باشد هر گاه محدوديت فوق از اعمال تعرفه‌ها‌ منتج شود كه فقط در قسمتي از مسير كالا اجرا ميشود تأديه غرامت توسط راه‌آهن فقط براي قسمتي از مسير كه موجب اين غرامت شده است بعمل خواهد آمد. ماده سي وششم ـ مبلغ غرامت در صورت اظهار انتفاع در تحويل ‌هر گاه در موقع تحويل كالا انتفاع در تحويل تقاضا شده باشد ممكن است علاوه بر غرامات پيش‌بيني شده در مادة 31 و 33 و 34 و در صورت امكان در‌ماده 35 مطالبه غرامتي براي خسارت اضافي كه تأييد گرديده است بشود مبلغ اين غرامت حداكثر بميزان مبلغي كه براي انتفاع در تحويل اظهار شده‌است ميباشد. ماده سي وهفتم مبلغ غرامت در صورت وجود تقلب و اشتباه فاحش كه مسئوليت آن بعهده راه‌آهن است در تمام موارديكه تأخير در تحويل كالا ‌و فقدان كلي و يا جزئي آن و يا آسيب‌ديدگي آن در اثر تقلب و يا اشتباه فاحشي باشد كه مسئوليت آن متوجه راه‌آهن است. ‌راه‌آهن بايد به ذينفع پس از اثبات موضوع خسارت مربوطه را پرداخت نمايد در موارد اشتباه فاحش مسئوليت محدود است به دو برابر حداكثر مبالغي‌كه در مواد 31 ـ 33 ـ 34 ـ 35 و 36 پيش‌بيني شده است. ماده سي وهشتم ـ بهره غرامت ـ استرداد غرامت‌ها

1

شخص ذينفع ميتواند تقاضاي بهره غرامت بنمايد اين بهره‌ها كه بر مبناي پنج درصد در سال محاسبه ميشوند فقط در مواردي اجراء مي‌شوند كه‌غرامت از ده فرانك براي بارنامه تجاوز كند. بهره‌هاي غرامت از تاريخ اولين روز اقامه دعواي اداري بموجب مادة 41 بعمل ميآيد و در غير اين‌صورت از تاريخي خواهد بود كه از طريق قضائي اقدام به اين كار شده باشد.

2

هر غرامتي كه من غير حق دريافت شده باشد بايد مسترد گردد. ماده سي ونهم ـ مسئوليت راه‌آهن در مورد مأمورين خود ‌راه‌آهن مسئول اعمال كليه مأمورين رسمي كه در اداره كار ميكنند و همچنين اشخاصي كه براي امر باربري استخدام شده و به آن مبادرت ميورزند ‌ميباشد. ‌مع‌الوصف هر گاه بنا بر تقاضاي ذينفع مأمورين راه‌آهن بارنامه‌ها را تهيه و يا ترجمه‌هائي را انجام دهند و يا خدمات ديگري را كه بر عهده راه‌آهن نيست ‌صورت دهند آنان بعنوان مأمور اشخاص ذينفع شناخته ميشوند. ماده چهلم ـ اجراء دعاوي خارج از قرارداد ‌در موارد پيش‌بيني شده در بند 1 مادة 27 هر دعوي مربوط به مسئوليت بهر عنوان كه باشد عليه راه‌آهن اعمال نميشود مگر در شرايط و حدود‌پيش‌بيني شده در مقاوله‌نامه فعلي همچنين است هر دعوي‌ ايكه عليه اشخاصيكه طبق ماده 39 راه‌آهن مسئول آنست اقامه شود.

فصل دوم

دعاوي اداري ـ دعاوي قضائي ـ آئين دادرسي ـ مرور زمان ماده چهل ويكم ـ دعاوي اداري

1

دعاوي اداري مربوط به قرارداد باربري بايد كتباً بموجب مادة 43 براه‌آهن ارسال شود.

2

حق ارسال دعوي اداري متعلق به اشخاصي است كه حق اقامه دعوي قضائي عليه راه‌آهن بموجب مادة 42 را دارند.

3

اگر دعوي توسط فرستنده كالا اقامه شود بايد رونوشت بارنامه را ارائه نمايد و اگر اقامه دعوي توسط گيرنده صورت گيرد بايد بارنامه را چنانچه به‌او تحويل شده باشد ارائه دهد.

4

بارنامه ـ رونوشت بارنامه و اوراق ديگري كه ذيحق ضميمه كردن آنها را به دعوي خود مفيد بداند بايد اصل يا رونوشت آنها پيوست شود و در‌صورت تقاضاي راه‌آهن رونوشت‌ها بايد مصدق باشند موقع رسيدگي به‌دعوي راه‌آهن ميتواند تقاضاي ارائه اصل بارنامه ـ رونوشت بارنامه و يا قبض‌استرداد بها را از نظر تحقيق بيشتر در رسيدگي دعوا بنمايد. ماده چهل ودوم ـ اشخاصيكه ميتوانند عليه راه‌آهن دعوي قضائي اقامه كنند

1

اقامه دعوي قضائي براي استرداد مبلغ پرداخت شده بموجب قرارداد باربري متعلق بكسي ميباشد كه اين مبلغ را پرداخته است.

2

اقامه دعوي قضائي مربوط به استرداد بهاي پيش‌بيني شده در ماده 19 فقط به فرستنده كالا مربوط است.

3

اقامه دعاوي ديگر قضائي عليه راه‌آهن كه از قرارداد باربري ناشي ميشود مربوط به اشخاص زير ميباشد: ‌الف ـ به فرستنده كالا تا موقعي كه گيرنده كالا بارنامه را اخذ و يا از حقوق متعلقه كه بموجب بند 4 از مادة 16 و يا مادة 22 برخوردار است استفاده ‌نمايد.

ب

بگيرنده كالا بعد از موقعيكه:

1

بارنامه را دريافت كرده باشد يا.

2

از حقوق خود بموجب بند 4 از مادة 16 استفاده كرده باشد يا.

3

از حقوق متعلقه بخود بموجب مادة 22 استفاده كرده باشد. ‌در هر صورت بمحض اين كه بارنامه وسيله شخص تعيين شده از طرف گيرنده طبق (‌رديف ج از بند 1 مادة 22) دريافت شده باشد و بمحض اينكه‌نامبرده از حقوق متعلقه بخود بموجب بند 4 از مادة 16 استفاده كرده باشد حق اقامه دعوي گيرنده منتفي ميشود. ‌براي اقامه اين قبيل دعاوي فرستنده بايد رونوشت بارنامه را ارائه نمايد و در صورت نبودن آن او نميتواند عليه راه‌آهن اقامه دعوي كند مگر با اجازه ‌گيرنده يا اين كه دليلي بياورد كه گيرنده كالا را نپذيرفته است. ماده چهل وسوم ـ اقامه دعوي قضائي عليه راه‌آهنها

1

اقامه دعوي قضائي در مورد استرداد مبلغ پرداخت شده بموجب قرارداد باربري ممكن است عليه راه‌آهني كه وجه را دريافت كرده يا راه‌آهني كه‌وجه بنفع او بيشتر دريافت شده اقامه گردد.

2

دعوي قضائي مربوط به استرداد بهاي پيش‌بيني شده در مادة 19 اقامه نميشود مگر عليه راه‌آهن مبداء.

3

دعاوي قضائي ديگر كه از قرارداد باربري ناشي ميشود ممكن است عليه راه‌آهن مبداء يا راه‌آهن مقصد يا راه‌آهني كه عمل اصلي مورد دعوي در آنجا اتفاق افتاده اقامه شود. ‌عليه راه‌آهن مقصد همچنين ميشود اقامه دعوي كرد حتي اگر او كالا و بارنامه را دريافت نكرده باشد.

4

هر گاه شخصي كه دعوي را طرح مينمايد بتواند آنرا عليه چندين راه‌آهن اقامه كند بمحض اينكه دعوي عليه يكي از آنها طرح گرديد حق او‌نسبت بساير راه‌آهنها منتفي ميشود.

5

دعوي قضائي ممكن است عليه راه‌آهن ديگري غير از آنهائيكه در بند 1 و 2 و 3 تعيين شده اقامه شود هر گاه اين دعوي مردود شناخته شده باشد ‌يا بصورت دعوي شخص ثالث در دعوي اصلي مستند بر همان قرارداد باربري اقامه شود. ماده چهل وچهارم ـ صلاحيت ‌دعاوي قضائي مستند به اين قرارداد نميتواند مورد اقدام قرار گيرد مگر پيش قاضي صلاحيتدار كشوري كه راه‌آهن خوانده از آن تبعيت ميكند. مگر اينكه در موافقت‌نامه‌هاي بين دولتها و يا در اسناد امتيازي تصميم ديگري اتخاذ شده باشد. ‌هر گاه مؤسسه‌اي شبكه‌هاي مستقلي از راه‌آهن را در كشورهاي مختلف بهره‌برداري كند هر يك از اين شبكه‌ها از نظر اجراء اين ماده مانند راه‌آهن‌جداگانه تلقي ميشود. ماده چهل وپنجم ـ تحقيق درباره فقدان جزئي و يا معيوب شدن كالا

1

هر گاه فقدان قسمتي از كالا و يا آسيب‌ديدگي آن از طرف راه‌آهن كشف و يا مشاهده شود و يا اينكه ذيحق وجود آن را اثبات كند راه‌آهن موظف‌ است بلافاصله و در صورت امكان با حضور دارنده حق صورت مجلسي تنظيم نمايد كه نوع خسارت وضع كالا ـ وزن آن و در صورت امكان اهميت‌خسارت ـ علت آن و زمانيكه خسارت وارد شده در آن تسجيل گردد يك رونوشت از اين صورت‌ جلسه در قبال تقاضا به ذيحق برايگان تسليم ‌ميشود. ‌اگر ذيحق مفاد صورتمجلس را قبول نكند ميتواند درخواست تحقيق قضائي را نسبت به وضع و وزن كالا و همچنين عللي كه موجب اين مبلغ‌ خسارت شده‌اند تقاضا نمايد نحوه اقدام تابع قوانين و مقررات كشوري است كه تحقيق قضائي در آن جا اجراء ميشود. ماده چهل وشش ـ مواردي كه اقامه دعوي عليه راه‌آهن ناشي از قرارداد باربري منتفي ميشود

1

دريافت كالا از طرف ذيحق هر گونه دعوي ناشي از قرارداد باربري را مربوط به انقضاء مهلت تحويل يا فقدان قسمتي از آن و يا آسيب‌ديدگي عليه ‌راه‌آهن منتفي ميسازد.

2

مع‌الوصف اقامه دعوي در موارد زير منتفي نميگردد: ‌الف ـ اگر دارنده حق اثبات كند كه خسارت بعلت يك تقلب يا خطاي فاحش منسوب به راه‌آهن بوده است.

ب

در صورتيكه دعواي اداري براي انقضاء مدت تحويل بموجب بند 3 مادة 43 در مدتي كه از 60 روز تجاوز ننمايد ارسال شود. روز قبول كالا از‌طرف ذيحق جزو اين مدت محسوب نميشود.

ج

در صورت ارسال دعواي اداري براي فقدان قسمتي از كالا و يا براي آسيب‌ديدگي كالا بشرح زير:

1

اگر فقدان يا آسيب‌ديدگي قبل از دريافت كالا وسيله ذيحق طبق مادة 45 به ثبوت رسيده باشد.

2

اگر تحقيق و اثباتي كه بموجب مادة 45 بايد انجام بگيرد بعلت اشتباه راه‌آهن صورت نگرفته باشد. ‌د ـ در صورت ادعاي خسارت براي خسارت‌هائيكه وجود آنها بعد از قبول كالا از طرف ذيحق معلوم ميگردد بشرط حائز بودن دو شرط زير:

1

بلافاصله بعد از كشف خسارت و حداكثر در ظرف هفت روز بعد از دريافت كالا تقاضاي تسجيل خسارت مطابق مادة 45 وسيله دارنده حق بعمل‌ آمده باشد و اگر خاتمه اين مهلت مصادف با روز يكشنبه يا روز تعطيل رسمي باشد خاتمه مهلت به اولين روز اداري بعدي تمديد ميشود.

2

ذيحق ثابت كند كه خسارت در فاصله قبول كالا براي حمل و تحويل آن عارض شده است.

3

اگر كالا مطابق شرايط پيش‌بيني شده در بند 1 مادة 29 تجديد حمل شود اقامه دعاوي مربوط به غرامت براي فقدان جزئي يا آسيب‌ديدگي كالا كه ‌ناشي از يكي از قراردادهاي باربري قبلي باشند منتفي ميشود اگر دارنده حق در مورد يكي از قراردادها اقدام نموده باشد. ماده چهل وهفتم ـ مرور زمان دعوي ناشي از قرارداد باربري 1 ـ اقامه دعوي قضائي ناشي از قرارداد باربري بعد از يك سال مشمول مرور زمان ميگردد. ‌معهذا مرور زمان سه‌ساله خواهد بود اگر موارد زير پيش آيد: ‌الف ـ اقامه دعوي مربوط به واريز استرداد بهاي كالائي باشد كه وسيله راه‌آهن از گيرنده كالا دريافت شده است.

ب

اقامه دعوي مربوط به واريز تتمه حساب فروشي باشد كه وسيله راه‌آهن انجام شده است.

ج

اقامه دعوي بر اساس خسارتي باشد كه از تقلب و تدليس ناشي شده است. ‌د ـ اقامه دعوي بر اساس موضوع قاچاق مبتني باشد.

ه

ـ در مورد پيش‌بيني شده در بند 1 مادة 29 اقامه دعوي بر اساس يكي از قراردادهاي باربري قبلي براي تجديد ارسال محموله مبتني باشد. 2 ـ شروع مرور زمان: ‌الف ـ براي دعاوي مربوط به غرامت براي فقدان جزئي و يا آسيب‌ديدگي و يا تأخير در تحويل محموله از روزيكه تحويل انجام شده است.

ب

براي دعاوي مربوط به غرامت براي فقدان كليه محموله از سي‌ام روزيكه پس از انقضاء مهلت تحويل سر برسد.

ج

براي دعاوي مربوط بپرداخت يا استرداد كرايه حمل و مخارج فرعي و اضافه كرايه‌ها و يا براي دعاوي مربوط به تصحيح در صورت بد اجراء‌كردن تعرفه يا اشتباه در محاسبه مرور زمان از تاريخهاي زير شروع ميشود:

1

اگر پرداخت بعمل آمده باشد از روز پرداخت.

2

چنان چه پرداخت بعمل نيامده باشد از روز قبول كالا براي باربري اگر پرداخت بعهده فرستنده باشد يا از روزيكه گيرنده بارنامه را اخذ كرده‌است در صورتيكه پرداخت بعهده گيرنده باشد.

3

اگر موضوع مربوط به پرداخت مبالغي بموجب برگ پرداخت باشد از روزيكه راه‌آهن صورت حساب مخارج را كه در بند 7 مادة 19 قيد شده‌است به فرستنده تسليم نمايد. ‌در صورت عدم تسليم صورت حساب، مهلت براي مطالبات راه‌آهن از روز سي‌ام بعد از انقضاء تحويل كالا شروع ميشود. ‌د ـ براي اقامه دعوي از طرف راه‌آهن مربوط به پرداخت مبالغي كه توسط گيرنده بجاي فرستنده پرداخت شده يا بالعكس و راه‌آهن موظف به‌استرداد ‌آن به ذيحق ميباشد از روزيكه تقاضاي استرداد بعمل آمده است.

ه

ـ براي دعاوي مربوط به استرداد بهاي كالا كه در مادة 19 پيش‌بيني شده است از چهل و دومين روزيكه از انقضاء مدت تحويل ميگذرد. ‌و ـ براي دعاوي مربوط به پرداخت تتمه حساب فروش از روز فروش. ‌ز ـ براي دعاوي مربوط به پرداخت يك اضافه حقوق گمركي كه از طرف گمرك ادعا شده باشد از روز ادعاي گمرك.

ح

در ساير موارد ديگر از روزيكه ادعا بايد اعمال شود. ‌روزي كه بنام شروع مرور زمان تعيين گرديده جزو ايام مهلت محسوب نميشود. 3 ـ در حالت اقامه دعواي اداري كه طبق مادة 41 براي راه‌آهن ارسال شده است مرور زمان تا روزيكه راه‌آهن ادعا را كتباً رد نكرده است و اوراقي كه‌پيوست ادعانامه مزبور بوده مسترد نگرديده است در صورت قبول قسمتي از ادعا مرور زمان جريان پيدا نميكنند مگر براي قسمتي از ادعا كه مورد‌اختلاف باقي ميماند. ‌اثبات اين كه ادعانامه اداري دريافت شده يا جواب آن ارسال و اوراق ضميمه مسترد گرديده است بعهده طرفي است كه به آن استناد ميكند ‌ادعانامه‌هاي اداري بعدي كه در مورد همان موضوع باشد مرور زمان را معلق نميكند. 4 ـ دعوي مشمول مرور زمان مورد اقدام قرار نميگيرد حتي بعنوان دعوي متقابل يا اعتراض شخص ثالث. 5 ـ با رعايت مقررات فوق معلق ماندن و قطع شدن مرور زمان وسيله قوانين و مقررات كشوري كه دعوي در آن جا طرح شده تعيين ميگردد.

فصل سوم

واريز حسابها ـ دعاوي راه‌آهنها عليه يكديگر ماده چهل وهشتم ـ واريز حساب بين راه‌آهنها

1

هر راه‌آهني كه مخارج يا ساير مطالبات مربوط به قرارداد باربري را چه در مبداء و چه در مقصد دريافت كرده موظف است سهم راه‌آهن‌هاي ذينفع را‌ از مخارج و مطالبات مزبور بپردازد. ‌تشريفات اين پرداخت در موافقت‌نامه‌هاي متبادله بين راه‌آهن‌ها تعيين شده است.

2

ضمن حفظ حقوق راه‌آهن عليه فرستنده چنانچه راه‌آهن فرستنده كالا كرايه حمل و ساير مخارجي را كه بعهده فرستنده كالا طبق بارنامه ميباشد‌ و دريافت نكرده باشد مسئول آن خواهد بود.

3

اگر راه‌آهن مقصد كالا را بدون دريافت مخارج و ساير مطالبات ناشي از قرارداد باربري تحويل داده باشد در قبال راه‌آهن‌هاي قبلي و ساير افراد ذينفع ‌مسئول است.

4

در صورت عدم قدرت پرداخت يكي از راه‌آهنها و بر حسب تقاضاي يكي از راه‌آهنهاي طلبكار موضوع مورد رسيدگي و تحقيق اداره مركزي‌ حمل و نقلهاي بين‌المللي با راه‌آهن قرار گرفته باشد نتايج حاصله از آن از طرف كليه راه‌آهن‌هاي ديگر كه در حمل و نقل شركت كرده‌اند به نسبت سهم‌ هر يك در كرايه حمل تقبل ميشود. حق اقامه دعوي عليه راه‌آهن كه عدم قدرت پرداخت آن تأييد شده محفوظ است. ماده چهل ونهم ـ اقامه دعوي در مورد غرامت براي فقدان كالا و يا آسيب‌ديدگي آن

1

راه‌آهن كه غرامتي را براي فقدان كلي و جزئي كالا و يا براي آسيب‌ديدگي آن بموجب مقاوله‌نامه فعلي پرداخت كرده است حق دارد عليه‌راه‌آهن‌هائيكه در حمل و نقل شركت كرده‌اند طبق ترتيبات زير اقامه دعوي نمايد: ‌الف ـ راه‌آهني كه در اثر عمل او خسارت پيش آمده تنها مسئول خسارت است.

ب

اگر خسارت در اثر عمل چند راه‌آهن پيش آيد هر يك از آنها مسئول خسارتي ميباشند كه خود موجب آن شده‌اند و اگر تشخيص كيفيت خسارت‌ ممكن نباشد مسئوليت خسارت با توجه به اصول مذكوره در حرف ج بين آنها تسهيم ميشود.

ج

اگر نتوان ثابت كرد كه خسارت در نتيجه عمل يك يا چند راه‌آهن پيش آمده است مقدار غرامت بين تمام راه‌آهنها كه در اين باربري شركت كرده‌اند ‌بغير از آنهائيكه ثابت كنند خسارت در خطوط آنها پيش نيامده تسهيم ميشود. تسهيم مبلغ غرامت به نسبت به تعداد كيلومترهاي مسافتي كه بموجب تعرفه‌ها پيموده شده است بعمل ميآيد.

2

در صورت عدم قدرت يكي از راه‌آهنها سهم مربوط به آن كه پرداخت نشده بين راه‌آهنهاي ديگر كه در حمل و نقل شركت كرده‌اند به نسبت تعداد ‌كيلومترهاي پيموده شده كه در آنها تعرفه اجراء گرديده است تسهيم ميشود. ماده پنجاهم ـ اقامه دعوي در مورد غرامت براي انقضاء مهلت تحويل

1

مقررات مندرج در مادة 49 در مورد پرداخت غرامت براي انقضاء مهلت تحويل قابل اجرا ميباشد چنانچه تأخير در مدت تحويل كالا در نتيجه ‌نامنظمي‌هاي حاصله در روي خطوط چندين راه‌آهن باشد مبلغ غرامت به نسبت مدت تأخيريكه روي هر يك از شبكه‌هاي مربوطه انجام گرفته است ‌تقسيم خواهد شد.

2

مهلت تحويل تعيين شده در مادة 11 بين راه‌آهنهاي مختلف كه در حمل و نقل شركت كرده‌اند بشرح زير تقسيم ميشود: ‌الف ـ بين دو راه‌آهن همسايه.

1

مهلت ارسال بين دو راه‌آهن نصف ميشود.

2

مهلت حمل و نقل به نسبت تعداد كيلومترهاي فواصلي كه روي هر يك از دو راه‌آهن اجرا ميشوند تقسيم ميگردد.

ب

بين سه راه‌آهن يا بيشتر.

1

مهلت ارسال بين راه‌آهن مبداء و مقصد نصف ميشود.

2

يك سوم مهلت حمل و نقل به سهم مساوي بين تمام راه‌آهنهاي شركت‌كننده در حمل و نقل تقسيم ميشود.

3

دو سوم مهلت حمل و نقل به نسبت تعداد كيلومترهاي مسافتي كه تعرفه‌ها در هر يك از راه‌آهن‌ها اجراء ميشود تقسيم ميگردد. ‌مهلت‌هاي اضافي را كه يك راه‌آهن ميتواند از آن استفاده كند به آن راه‌آهن اعطا خواهد شد.

4

زماني كه بين تحويل كالا به راه‌آهن تا آغاز مهلت ارسال مصروف ميشود فقط مربوط به راه‌آهن مبدأ است.

5

تقسيمي كه در بالا مورد بحث قرار گرفت مورد عمل قرار نميگيرد مگر در صورتيكه مهلت تحويل جمعاً رعايت نشده باشد. ماده پنجاه ويكم ـ رويه اقامه دعوي

1

راه‌آهني كه عليه آن بموجب مواد 49 و 50 اقامه دعوي ميشود صلاحيت ندارد به صحت پرداختي كه از طرف اداره راه‌آهني كه اقامه دعوي كرده‌است اعتراض كند هر گاه مبلغ غرامت بوسيله قوه قضائيه تعيين شده باشد بعد از آنكه ادعانامه به او ابلاغ و از طرف او امضاء گرديده و به او حق داده‌ شد كه در محاكمه شركت نمايد قاضي محكمه پس از قبول دعوي طبق جريان كار مهلت‌هاي مربوط به احضار و شركت در محاكمه را تعيين مينمايد.

2

راه‌آهني كه ميخواهد اقامه دعوي كند بايد ادعاي خود را عليه تمام راه‌آهنهاي ذينفع كه با آنها اختلاف دارد در يك ادعانامه و با توجه به‌اينكه‌ادعاي خود را عليه راه‌آهنهائيكه اقامه دعوا ننموده است از دست خواهد داد تنظيم نموده و در يك محكمه فقط اقامه دعوي نمايد.

3

قاضي بايد در يك حكم براي تمام دعاوي كه پيش او مطرح است رأي صادر كند.

4

راه‌آهنهائيكه عليه آنها اقامه دعوي شده دعوي بعدي را نميتوانند اقامه كنند.

5

مجاز نميباشد كه دعاوي مربوط به تضمين را در دعوي مربوط بتقاضاي اصلي غرامت وارد كنند. ماده پنجاه ودوم ـ صلاحيت براي دعاوي

1

قاضي محل اقامتگاه راه‌آهني كه عليه آن راه‌آهن اقامه دعوي ميشود در تمام دعاوي مطروحه منحصراً ذيصلاحيت است.

2

وقتي كه دعوي عليه چند راه‌آهن بايد اقامه شود راه‌آهن خواهان حق دارد از بين قاضي‌هاي ذيصلاحيت بموجب بند 1 دادرسي را انتخاب كند كه‌عرضحال خود را نزد او تسليم ميدارد. ماده پنجاه وسوم ـ توافق در موضوع دعاوي ‌راه‌آهن‌ها ميتوانند با توافق بين خود مقررات مربوط به دعاوي متقابل خود را كه در فصل سوم تعيين شده نقض كنند.

قسمت چهارم

مقررات مختلف ماده پنجاه وچهارم ـ اجراي حقوق ملي ‌در صورت عدم وجود شروطي در مقاوله‌نامه فعلي مقررات و قوانين و آئين ‌نامه‌هاي ملي مربوط به باربري در هر دولتي قابل اجراء ميباشد. ماده پنجاه وپنجم ـ قواعد عمومي آئين دادرسي ‌براي كليه اختلافاتي كه از حمل و نقلهاي تابع مقاوله‌نامه فعلي ناشي ميشود رويه قضائي كه بايد اعمال گردد همانست كه قاضي ذيصلاحيت آن را‌مورد عمل قرار ميدهد مگر اينكه مقررات مخالفي در مقاوله‌نامه وجود داشته باشد. ماده پنجاه وششم ـ اجراي احكام قضائي ـ ضبط و تضمين

1

موقعيكه احكام قضائي اعم از حضوري و يا غيابي توسط قاضي ذيصلاحيت و بموجب مقررات مقاوله‌نامه فعلي صادر گرديد طبق قوانين ‌استنادي اين قاضي به مورد اجراء گذاشته خواهد شد و بهمين نهج اين احكام در هر يك از كشورهاي شريك پس از انجام تشريفات لازم و مقرر در‌هر كشوري اجرا خواهد شد. اين رويه در مورد احكامي كه جنبه اجرائي موقت دارند اجرا نميشود و همچنين در مورد محكوميتهاي مربوط بمطالبه سود در خسارتهاي وارده كه با پرداخت هزينه مربوط عليه خواهان بعلت رد درخواست او صادر ميگردد نيز اجرا نميشود.

2

مطالباتيكه در اثر يك باربري بين‌المللي به نفع يك راه‌آهن عهده راه‌آهن ديگر كه از همان كشور راه‌آهن اولي تبعيت نميكند ايجاد شود نميتواند ‌مورد توقيف قرار گيرد مگر بموجب حكم صادره از قوه قضائيه كشور متبوعه راه‌آهني كه داراي مطالبات مورد توقيف است.

3

وسائط نقليه راه‌آهن همچنين اشياء مختلف ديگري كه در حمل و نقل بكار ميرود و متعلق به راه‌آهن است مانند مخازن، ابزار آلات بارگيري،‌واگونهاي مسطح كه با روپوش حمل ميشوند و غيره مورد توقيف قرار نميگيرند مگر آن كه متعلق به كشوري باشند كه راه‌آهن آن كشور مالك آنها باشد ‌و بموجب حكم صادره از طرف مقامات قضائي كشور اخيرالذكر واگنهاي اختصاصي همچنين اشياء مختلف ديگري كه در باربري بكار ميروند و در‌وسائط نقليه فوق‌الذكر موجود باشد و متعلق به‌مالك واگن باشند نميتوانند مورد توقيف قرار بگيرند مگر در كشوري كه مالك آنها تابع آن كشور باشد و‌بموجب رأي صادره از طرف مقامات قضائي كشور اخيرالذكر.

4

تضمين براي تأمين پرداخت هزينه‌هاي محاكمات قضائي كه بر اساس قرارداد باربري بين‌المللي اقامه ميشوند مطالبه نخواهد شد. ماده پنجاه وهفتم ـ واحد پول ـ نرخ تسعير و يا قبول پولهاي خارجي

1

مبالغي كه بواحد فرانك در مقاوله‌نامه فعلي و ضمائم آن تعيين شده عبارت از فرانك طلا بوزن 31/10 گرم بعيار 900% ميباشد.

2

راه‌آهن موظف است نرخ‌هاي تسعير در مورد عمل خود را در مورد كراية حمل و ساير مخارج و استرداد بهاي كالا كه بواحدهاي پول خارجي ‌تعيين شده‌اند و به پول كشور خود دريافت ميدارد چاپ و منتشر نمايد (‌نرخ تسعير).

3

همچنين راه‌آهني كه پول خارجي را براي پرداخت قبول ميكند بايد از نرخ‌هائي را كه با آنها پول خارجي را قبول ميكند چاپ و منتشر نمايد (‌نرخ‌قبول ارز). ماده پنجاه وهشتم ـ اداره مركزي حمل و نقل‌هاي بين‌المللي با راه‌آهن‌ها

1

براي تسهيل و تأمين اجراء مقاوله‌نامه فعلي يك اداره مركزي حمل و نقلهاي بين‌المللي وسيله راه‌آهنها تأسيس گرديده است كه مأمور اجراي امور ‌زير ميباشد: ‌الف ـ دريافت اطلاعات از تمام كشورهاي عضو مقاوله‌نامه و هر يك از راه‌آهن‌هاي ذينفع و اعلام آنها بكشورها و راه‌آهن‌هاي ديگر.

ب

جمع‌آوري و تنظيم و چاپ و انتشار اطلاعات از هر نوع كه براي سرويس حمل و نقلهاي بين‌المللي مفيد باشد.

ج

تسهيل روابط مالي لازم براي سرويس حمل و نقلهاي بين‌المللي بين راه‌آهن‌هاي مختلف و واريز مطالبات معوقه و تأمين اطمينان لازم در اين ‌مورد در روابط بين راه‌آهنها. ‌د ـ بنا به تقاضاي يكي از كشورهاي عضو مقاوله‌نامه يا يكي از مؤسسات حمل و نقل كه خطوط آن در فهرست خطوط پيش‌بيني شده در مادة 59 ثبت‌شده است دفتر مركزي با راهنمائيها و خدمات خود از هر طريقي كه ممكن باشد اقدام مينمايد تا اختلافاتيكه بين كشورهاي فوق‌الذكر و ساير‌ مؤسسات روي ميدهد از طريق تفسير و اجراي مقاوله‌نامه فعلي رفع نمايد.

ه

ـ بنا بر تقاضاي اعضاء اصلي (‌كشورها ـ مؤسسات حمل و نقل ـ مشتريان) اطلاعيه مشورتي براي كسب نظر درباره اختلافات مربوط به تفسير و يا ‌اجراء مقاوله‌نامه منتشر مينمايد. ‌و ـ همكاري براي رفع اختلاف مربوط به تفسير و اجراء مقاوله‌نامه از طريق حكميت. ‌ز ـ بررسي تقاضاهاي مربوط به تغييرات مقاوله‌نامه فعلي و پيشنهاد تشكيل جلسه كنفرانسها در صورت لزوم طبق مادة 69.

2

آئين‌نامه خاصي كه ضميمه V مقاوله‌نامه فعلي را تشكيل ميدهد اقامتگاه و تركيب و سازمان اين اداره مركزي را و تشكيلات اين اداره و نيز وسايل‌كار و شرايط و طرز عمل و نظارت آن را تعيين ميكند. ‌مادة* پنجاه ونهم* ـ فهرست خطوط تابع مقاوله‌نامه

1

اداره مركزي كه در مادة 58 پيش‌بيني شده مأمور تنظيم و به‌جريان گذاردن فهرست‌هاي خطوط تابع مقاوله‌نامه فعلي ميباشد بدين منظور از‌كشورهاي عضو اطلاعات مربوطه را براي درج فهرست‌ها يا حذف خطوط يك راه‌آهن يا يك مؤسسه كه در مادة 2 ذكر شده دريافت ميكند.

2

ورود يك خط جديد در سرويس حمل و نقل‌هاي بين‌المللي عملي نميشود مگر يك ماه بعد از تاريخ نامه اداره مركزي بعنوان كشورهاي عضو ‌ديگر مشعر بر اعلام ثبت آن خط در فهرست مربوطه.

3

حذف يك خط از طرف اداره مركزي موقعي اعلام ميگردد كه بدرخواست كشور عضوي كه بنا به تقاضاي او اين خط در فهرست قيد گرديده است‌طي يادداشتي به اداره مركزي اعلام نمايد كه آن خط ديگر در وضعيتي قرار ندارد كه بتواند تعهدات ناشي از مقاوله‌نامه را انجام دهد.

4

تنها بمحض دريافت ساده اعلاميه منتشره از طرف اداره مركزي بهر راه‌آهني حق ميدهد فوراً تمام كليه روابط حمل و نقل بين‌المللي خود را با ‌خط حذف شده قطع نمايد مگر در مورد حمل و نقل‌هائيكه در جريان ميباشد و بايد خاتمه پذيرند. ماده شصتم ـ مقررات خاص در مورد بعضي از باربري ها ـ مقررات تكميلي 1 ـ حمل واگنهاي مربوط به اشخاص تابع مقررات ضميمه شماره ميباشد. 2 ـ حمل مخازن‌ها تابع مقررات ضميمه شماره است. 3 ـ براي باربري بسته‌هاي اكسپرس راه‌آهن‌ها ميتواند بوسيله مواد مربوطه در تعرفه‌هاي خود در اين مورد بعضي از مقررات مخصوص مندرج در‌ضميمه را قيد نمايند. 4 ـ براي حمل و نقل‌هاي نامبرده زير: ‌الف ـ حمل و نقل با اسناد حمل قابل مبادله.

ب

حمل و نقل بشرط عدم تحويل كالا جز در مقابل رونوشت بارنامه.

ج

حمل و نقل روزنامه‌ها. ‌د ـ حمل و نقل كالا بمقصد بازارهاي مكاره و نمايشگاهها.

ه

ـ حمل و نقلهاي ابزار آلات بارگيري و وسايل پوششي ضد سرما و گرما براي كالاهاي حمل شده دو يا چند كشور متعاهد بوسيله انعقاد قراردادهاي ‌خاص و يا راه‌آهنها بموجب مواد مخصوص تعرفه‌هاي خود مي توانند شرايطي را براي اينگونه حمل و نقلها مقرر دارند كه مغاير مقاوله‌نامه فعلي ‌باشد بالاخص سند حملي را كه مغاير نمونه ضميمه II مقاوله‌نامه فعلي باشد براي اين منظور پيش‌بيني نمايند. 5 ـ مقررات تكميلي كه بعضي از كشورهاي متعاهد يا بعضي از راه‌آهنهاي شريك براي اجراي مقاوله‌نامه انتشار ميدهند به اداره مركزي ارسال خواهد ‌شد. ‌اين مقررات تكميلي ممكن است در راه‌آهن‌ائيكه الحاق خود را به آن اعلام ميدارند تحت اشكال پيش‌بيني شده در قوانين و آئين‌نامه‌هاي هر كشوري‌ به اجراء گذارده شود بدون آنكه مقاوله‌نامه فعلي را نقض نمايند و اجراي اين مقررات تكميلي طي يادداشتي به اداره مركزي اعلام خواهد شد. ماده شصت ويكم ـ حل و فصل اختلافات از طريق حكميت 1 ـ هر گاه اختلافي كه در موضوع تفسير و اجراي قرارداد بين اعضاء بوجود ميآيد بين خود آنان حل و فصل نشود با توجه به اينكه اين مقاوله‌نامه‌عنوان قانون بين‌المللي و يا عنوان قانون قراردادي مورد قبول همه را دارد و همچنين با توجه به اينكه مقررات تكميلي آن كه توسط بعضي از كشورهاي‌عضو مقاوله‌نامه تدوين شده‌اند و نيز موافقت‌نامه‌هاي خاصي كه در بند 4 ماده 60 پيش‌بيني شده است همان ارزش را دارد ميتوان بنا بر درخواست‌ اعضاء اين اختلافات را از ارجاع بحكميت نمود تركيب و رويه محاكمي كه عهده‌دار اين نوع حكميت ميباشند در ضميمه X اين مقاوله‌نامه درج شده‌است. 2 ـ مع‌الوصف در مورد اختلاف بين كشورها مقررات مندرج در ضميمه Xطرفين را وادار و بمراعات آن نخواهد كرد و هر يك از كشورها راساً‌ ميتوانند درباره تركيب دادگاهي كه حكميت به آن ارجاع خواهد شد و رويه‌ايكه بايد در حكميت اتخاذ شود تصميم لازم اتخاذ كنند. 3 ـ بنا بر تقاضاي طرفين حكميت در موارد زير متوقف ميشود:

الف

بدون اينكه به حل اختلاف بموجب مقررات قانوني ديگر لطمه‌اي برسد.

1

در مورد اختلافات بين كشورهاي عضو قرارداد.

2

در مورد اختلافات بين كشورهاي عضو قرارداد از يك طرف و كشورهاي غير عضو از طرف ديگر.

3

در مورد اختلافات بين كشورهاي غير عضو. ‌بشرط اين كه در مورد اخيرالذكر قرارداد حاضر مانند يك قانون ملي يا بعنوان حقوق توافقي قابل اجرا باشد.

ب

در مورد اختلافات بين مؤسسات باربري.

ج

در مورد اختلافات بين مؤسسات باربري و مشتريان. ‌د ـ در مورد اختلافات بين مشتريان. 4 ـ اجراي طريقه حكميت در مورد تعليق و قطع مرور زمان دعاوي مربوط به طلب همان اثر را دارد كه طرح دعوا در محاكم عادي. 5 ـ احكام صادره از دادگاه‌هاي حكميت درباره مؤسسات باربري و مشتريان در هر كشور عضو قرارداد بعد از انجام تشريفات مقرره كشور محل اجراء‌ لازم‌الاجراء ميگردد.

قسمت پنجم

مقررات استثنائي ماده شصت ودوم ـ نقضهاي موقتي 1 ـ اگر وضع اقتصادي و مالي كشوري طوري باشد كه اجراء مقررات فصل سوم از قسمت سوم مقاوله‌نامه مشكلات بزرگي براي آنها ايجاد كند هر‌كشوري با گنجانيدن مقرراتي در تعرفه‌هاي خود و يا با اعمال قدرت ملي بقسمي كه اختيارات كلي يا جزئي به ادارات راه‌آهن داده شود ميتوانند‌ مقررات مادة 17 ـ 19 ـ 31 قرارداد را در مورد بعضي از حمل و نقلها بشرح زير نقض نمايند:

الف

هنگاميكه ارسال محمولات از اين كشور با پرداخت كرايه بعمل آيد.

1

خواه تماماً اين كار تامرز كشور انجام شود.

2

خواه اين كار حداقل تا حدود مركز كشور باشد.

ب

محمولاتيكه بمقصد اين كشور فرستاده مي‌شوند بايد در مبدأ كرايه آنها پرداخت شود.

1

خواه اين عمل حداقل تا مرزهاي آن كشور صورت گيرد بشرط اينكه كشور مبدأ از محدوديت مذكور در شماره 1 بند الف فوق‌الذكر استفاده ‌ننمايد.

2

خواه اين عمل حداكثر تا مرزهاي آن كشور صورت گيرد.

ج

محمولات اعم از اينكه از اين كشور صادر و يا بمقصد آن وارد شوند نميتوانند از هيچگونه استرداد بهائي استفاده كنند و همچنين هيچگونه ‌پيش پرداختي پذيرفته نميشود و يا اينكه استردادهاي بهاي كالا و پيش پرداختها در حدود معيني مورد قبول قرار ميگيرد. ‌د ـ به فرستنده اجازه داده نميشود كه قرارداد باربري را براي كشور مقصد در مورد پرداخت استرداد بها تغيير دهد. 2 ـ تحت همان شرائط كشورها با اختيارات كلي و جزئي كه به ادارات راه‌آهن ميدهند ميتوانند مقررات مواد 17 ـ 19 ـ 21 ـ 22 قرارداد را نقض ‌كنند و در روابط متقابل بشرح زير تصميم بگيرند: ‌الف ـ مقررات پرداخت هزينه‌ها بر حسب موافقت بين راه‌آهن‌هاي ذينفع بطور خاصي تدوين شده باشد اين مقررات نميتواند شامل ترتيبي باشد كه ‌در مادة 17 پيش‌بيني نشده است.

ب

بعضي درخواست‌هاي تغييرات در قرارداد باربري مورد قبول قرارنگيرد. 3 ـ تصميمات متخذه طبق بند 1 و 2 به اداره مركزي اطلاع داده‌ ميشود. ‌تصميمات مذكور در بند 1 حداكثر پس از انقضاء مهلت هشت روز به‌مورد اجراء در ميآيد و مبدأ اين مهلت از تاريخي خواهد بود كه اداره مركزي‌ تصميم متخذه را طي يادداشتي به اطلاع ساير دول ميرساند. ‌تصميمات مذكوره در بند 2 حداكثر بعد از گذشتن يك مهلت 2 روزه از تاريخ انتشار در دول ذينفع بموقع اجراء گذارده ميشود. 4 ـ محمولات بين راه مشمول تصميمات مذكوره نخواهد شد. ماده شصت وسوم ـ مسئوليت در حمل و نقل راه‌آهن ـ دريا 1 ـ در حمل و نقل‌هاي مختلط (‌راه‌آهن ـ دريا) كه از خطوط منظوره در بند 1 مادة 2 استفاده ميشود هر دولتي ميتواند ضمن تقاضاي اينكه‌اطلاعات مفيد در فهرست خطوط تابع قرارداد قيد شود اضافه نمايد كه علل معافيت مشروحه زير به معافيتهاي پيش‌بيني شده در مادة 27 منضم شود. ‌حمل و نقل‌كننده نميتواند از آن بهره‌مند شود مگر در صورتيكه ثابت كند فقدان و آسيب‌ديدگي و يا تأخير در مدت تحويل در روي خط سير دريائي از‌موقع بارگيري كالا در روي كشتي تا تخليه آن از كشتي پيش آمد كرده است. ‌عمل معافيت از مسئوليت بشرح زير است: ‌الف ـ اهمال و مسامحه يا خطاي ناخدا، ملوان، راهنما يا مأمورين حمل و نقل‌كننده در كشتيراني يا اداره كشتي.

ب

غير قابل استعمال شدن كشتي بشرط اينكه حمل و نقل‌كننده ثابت كند غير قابل كشتيراني شدن مربوط بعدم دقت لازم از طرف او نبوده است ‌و مراقبتهاي لازم را براي آنكه كشتي جهت كشتيراني آماده باشد انجام داده است و كشتي را تسليح و مجهز نموده و آذوقه لازم براي آن تهيه كرده‌است و همچنين تمام قسمتهاي كشتي را براي بارگيري مال‌التجاره آماده و در وضع مناسبي قرار داده است بطوريكه تمام قسمتهاي كشتي آماده‌براي قبول كالا جهت حمل و حفاظت آن بوده است.

ج

آتش‌سوزي ـ بشرط اينكه حمل و نقل‌كننده ثابت كند كه آتش‌سوزي معلول عمل يا خطاي او نبوده است و همچنين اين آتش‌سوزي در اثر عمل‌يا خطاي ناخدا، ملوان و راهنماي كشتي و ساير مأمورين مربوطه صورت نگرفته است. ‌د ـ نابودي ها و مخاطرات و يا سوانح دريا و يا ساير آبهاي قابل كشتيراني.

ه

نجات يا كوشش براي نجات جان يا مال در دريا. ‌و ـ بارگيري كالا روي پل كشتي ـ بشرط اينكه با رضايت فرستنده كه در بارنامه قيد شده باشد كالا در پل كشتي و بدون واگن بارگيري شود. ‌علل معافيت فوق‌الذكر بهيچوجه تعهدات عمومي حمل و نقل‌كننده را تقليل نميدهد و از بين نميبرد مخصوصاً تعهد او را براي مراقبت لازم در اين‌كه كشتي را آماده كشتي‌راني نمايد و براي آن تسليح و تجهيزات و ذخيره كافي تأمين كند و همچنين تمام قسمت‌هاي كشتي را كه كالا در آن بارگيري‌مي‌شود آماده و مهيا سازد بطوري كه براي قبول حمل و نقل و محافظت كالا مناسب باشد. ‌هنگاميكه حمل و نقل‌كننده از علل معافيت مذكور فوق استفاده ميكند مع‌الوصف چنانچه ذيحق ثابت كند تأخير در مدت تحويل كالا و فقدان يا ‌آسيب‌ديدگي آن معلول يك خطاي حمل و نقل‌كننده يا ناخدا و ملوان يا راهنما يا مأمورين مربوطه بوده است در اين قبيل موارد حمل و نقل‌كننده ‌مسئول شناخته ميشود با توجه به اينكه اشتباهات فوق غير آنهائي است كه در رديف الف ذكر گرديده است. 2 ـ هر گاه يك مسير دريائي توسط چند مؤسسه مندرج در فهرست مذكوره در بند 1 مورد استفاده قرار گيرد نحوه مسئوليت كه در اين مسير قابل اجراء‌است بايد براي تمام مؤسسه‌ها يكسان باشد. ‌بعلاوه هنگاميكه اين مؤسسات بنا بر درخواست چندين دولت در فهرست ثبت شده‌اند قبول نحوه اين مسئوليت بايد قبلاً بين دولتها مورد توافق ‌قرار گيرد. 3 ـ تصميماتي كه بر طبق اين ماده اتخاذ مي‌شود به اطلاع اداره مركزي خواهد رسيد اين تصميمات حداكثر پس از انقضاء يك مهلت سي روزه از تاريخ‌نامه‌ايكه اداره مركزي طي آن تصميمات را بدولتهاي ديگر اعلام ميكند بموقع اجراء گذارده مي‌شود. ‌محمولاتي كه در بين راه هستند مشمول اين تصميمات نخواهند شد. ماده شصت وچهارم ـ مسئوليت در مورد سوانح هسته‌اي (‌اتمي) ‌راه‌آهن از مسئوليتي كه بر حسب مقاوله‌نامه فعلي بر عهده اوست مبري ميشود هر گاه خسارت معلول يك سانحه هسته‌اي باشد و بموجب مقررات‌ خاصي كه در يك دولت عضو مقاوله‌نامه مجرا است و مسئوليت را در قلمرو نيروي اتمي مستقر مينمايد و اين دولت و يا شخصيكه نماينده آنست‌از اين تأسيسات هسته‌اي استفاده ميكند مسئول زياني است كه در اين زمينه وارد مي‌شود.

قسمت ششم

مقررات نهائي ماده شصت وپنجم ـ امضاء ‌اين مقاوله‌نامه كه ضمائم آن قسمت مكمل آن ميباشد تا اول مه 1961 براي امضاء دولت‌هائيكه از آنها براي شركت در كنفرانس عادي تجديد نظر‌دعوت شده باز ميباشد. ماده شصت وششم ـ تصويب - بموقع اجرا گذاردن ‌اين مقاوله‌نامه بتصويب خواهد رسيد و اسناد مربوط بتصويب آن بلافاصله نزد دولت سويس توديع ميگردد هر گاه مقاوله‌نامه توسط پانزده دولت بتصويب برسد دولت سويس با دولتهاي ذينفع جهت بررسي امكان اجراي مقاوله‌نامه تماس خواهد گرفت. ماده شصت وهفتم ـ الحاق به مقاوله‌نامه

1

هر دولتي مقاوله‌نامه را امضاء ننموده باشد و بخواهد به مقاوله‌نامه فعلي بپيوندد تقاضاي خود را خطاب بدولت سويس ارسال ميدارد اين دولت‌آن را براي تمام دولتهاي عضو بضميمه يك يادداشت اداره مركزي كه مشخصات راه‌آهن‌هاي دولت متقاضي را از لحاظ حمل و نقل‌هاي بين‌المللي ‌روشن ميسازد ارسال خواهد داشت.

2

چنانچه در ظرف شش ماه از تاريخ اين اعلاميه حداقل دو كشور مخالفت خود را نسبت به تقاضاي ارسال شده بدولت سويس اطلاع ندهند ‌تقاضا با حقوق كامل پذيرفته شده تلقي ميگردد و اعلاميه آن توسط دولت سويس بدولت متقاضي و كليه دولت‌هاي عضو مقاوله‌نامه فرستاده خواهد‌شد. در غير اينصورت دولت سويس به كليه دولتهاي عضو مقاوله‌نامه و همچنين بدولت متقاضي اعلام خواهد داشت كه تقاضاي عضويت آن بتأخير افتاده است.

3

هر پذيرشي بعد از يك ماه از تاريخ ارسال اعلاميه توسط دولت سويس رسميت پيدا ميكند چنانچه در انقضاء اين مهلت هنوز مقاوله‌نامه به موقع ‌اجراء گذارده نشده باشد از تاريخ اجراء مقاوله‌نامه رسميت خواهد يافت. ماده شصت وهشتم ـ مدت تعهد دولتهاي عضو مقاوله‌نامه

1

مدت مقاوله‌نامه فعلي نامحدود است مع‌الوصف هر دولت عضو مقاوله‌نامه تحت شرايط زير ميتواند از آن كناره‌گيري نمايد. ‌مقاوله‌نامه براي هر دولت عضو تا تاريخ 31 دسامبر پنجمين سال بعد از تاريخ اجراء مقاوله‌نامه معتبر است هر دولتي كه بخواهد در پايان اين دوره از‌عضويت كناره‌گيري كند بايد تصميم خود را حداقل يكسال پيش بدولت سويس اطلاع دهد تا دولت سويس آنرا بكليه دول عضو مقاوله‌نامه اطلاع ‌دهد. ‌چنانچه در ظرف مدت قيد شده در بالا تصميم دولت طي يادداشتي اعلام نگردد عضويت آن دولت با استفاده از كليه حقوق مربوطه براي يك دوره سه‌ساله تمديد خواهد شد و همچنين سه سال بسه سال دوره آن تجديد ميگردد و چنانچه دولت نامبرده از اينكه حداقل يك سال قبل از 31 دسامبر‌آخرين سال هر يك از دوره‌هاي سه‌ساله از ابلاغ تصميم خود سر باز زند عضويت آن بنهج مذكور تمديد ميگردد.

2

دولتهائيكه در خلال دوره پنجساله يا يكي از دوره‌هاي سه‌ساله براي شركت در مقاوله‌نامه پذيرفته شوند تا آخر دوره مربوطه متعهد شناخته‌مي‌شوند و چنان چه تا پايان هر سال از دوره‌هاي بعدي حداقل انصراف خود را يكسال قبل از انقضاء يكي از دوره‌هاي مزبور اعلام ندارند پايه اين‌تعهد باقي ميمانند. ماده شصت ونهم ـ تجديد نظر در مقاوله‌نامه 1 ـ نمايندگان دولتهاي عضو مقاوله‌نامه براي تجديد نظر در مقاوله‌نامه طبق دعوتنامه دولت سويس اجتماع مينمايند و ديرترين زمان تشكيل اين ‌جلسه پنجسال بعد از اجراي مقاوله‌نامه فعلي است يك كنفرانس قبل از اين تاريخ بنا بر تقاضاي حداقل ثلث دول متعاهد تشكيل خواهد شد. ‌با موافقت اكثريت دولتهاي متعاهد دولت سويس از دولتهاي غير متعاهد نيز دعوت بعمل خواهد آورد با موافقت اكثريت دول متعاهد اداره‌مركزي براي شركت در كنفرانس از نمايندگان زير دعوت بعمل خواهد آورد: ‌الف ـ از سازمانهاي بين‌المللي دولتي كه در امور حمل و نقل خبرگي دارند.

ب

از سازمانهاي بين‌المللي غير دولتي كه به امر حمل و نقل اشتغال دارند شركت نمايندگان دولتهاي متعاهد و همچنين سازمانهاي بين‌المللي ‌مذكوره در بند چهارم در مذاكرات كنفرانس بوسيله آئين‌نامه مربوط بمذاكرات اين كنفرانس‌ها ترتيب داده مي‌شود. ‌با موافقت اكثريت حكومتهاي دول متعاهد، امور مركزي ميتواند قبل از كنفرانس‌هاي تجديد نظر عادي و فوق‌العاده كميسيون‌هائي را براي بررسي‌مقدماتي پيشنهادات مربوط به تجديد نظر دعوت نمايد. ‌مقررات ضميمه VI عيناً در مورد اين كميسيون‌ها قابل اجراء است. 2 ـ بموقع اجراء گذاردن مقاوله‌نامه جديدي كه كنفرانس تجديد نظر تهيه ميكند متضمن فسخ مقاوله‌نامه قبلي است حتي از لحاظ دولتهاي‌متعاهدي كه مقاوله‌نامه جديد را تصويب نكرده باشند. 3 ـ در فاصله كنفرانسهاي تجديد نظر مواد 3 و 4 و بند 5 از مادة 5 و همچنين مواد 6 ـ 11 ـ 13 ـ 17 ـ 19 ـ 21 ـ 22 ـ 23 ـ 24 ـ 25 ـ 48 ـ49 ـ 50 ـ 53 و ضمائمIV/e,. IV/bو X,IX را ميتوان بوسيله كميسيون تجديد نظر تغيير داد. ‌سازمان و طرز كار اين كميسيون موضوع ضميمه شماره VI اين مقاوله‌نامه ميباشد. تصميمات كميسيون تجديد نظر بلافاصله توسط اداره مركزي به‌حكومت‌هاي دول متعاهد اعلام ميشود. ‌اين تصميمات قبول شده تلقي مي‌شود چنانچه در مدت سه ماه از آغاز روز اعلام آنها اقلاً پنج حكومت اعتراضات خود را طي يادداشتي اعلام‌ ننمايند. ‌اين تصميمات از اولين روز ششمين ماه پس از ماهي كه در خلال آن اداره مركزي تصميمات متخذه را به اطلاع حكومتهاي دول متعاهد اعلام ميدارد ‌بموقع اجراء گذارده مي‌شود اداره مركزي هنگام ابلاغ تصميمات اين روز را معين ميكند. 4 ـ بمنظور تغيير دادن آئين‌نامه‌هاي نامبرده زير: ‌الف ـ آئين‌نامه بين‌المللي مربوط به حمل و نقل كالاهاي خطرناك با راه‌آهن (‌ضميمه شماره I).

ب

آئين‌نامه بين‌المللي مربوط به حمل و نقل واگنهاي اختصاصي (‌ضميمه شماره VII).

ج

آئين‌نامه بين‌المللي مربوط به حمل و نقل مخازن (‌ضميمه شماره VIII) 5 - كميسيون‌هائي از كارشناسان تشكيل مي‌شود كه سازمان و طرز كار آن ‌موضوع اساسنامه‌ايست كه ضميمه VI مقاوله‌نامه فعلي را تشكيل ميدهد. 6 ـ تصميمات كميسيونهاي كارشناسان بلافاصله توسط اداره مركزي بحكومت‌هاي دول متعاهد ابلاغ خواهد شد اين تصميمات قبول شده تلقي ‌مي‌شود چنانچه در ظرف مدت سه ماه كه مبدأ آن روز ابلاغ است اقلا پنج حكومت مخالفت خود را اعلام ندارند. ‌اين تصميمات از اولين روز ششمين ماه بعد از ماهيكه در خلال آن اداره مركزي آنها را به اطلاع حكومتهاي دول متعاهد رسانده است بموقع اجراء ‌گذارده مي‌شود اداره مركزي هنگام ابلاغ تصميمات اين روز را تعيين ميكند. ماده هفتادم ـ متون مقاوله‌نامه ـ ترجمه‌هاي رسمي ‌مقاوله‌نامه فعلي بر حسب معمول ديپلماسي بزبان فرانسه مورد تصويب قرار گرفته و به امضاء رسيده است به متن فرانسه يك متن بزبان آلماني و‌يك متن بزبان انگليسي و يك متن بزبان ايتاليائي كه اعتبار ترجمه رسمي را دارند ضميمه است و در صورت اختلاف متن فرانسه معتبر است. ‌با اعتقاد كامل ـ نمايندگان تام‌الاختيار زيرين با ارائه اعتبارنامه خود كه كاملا صحيح و قانوني ميباشد مقاوله‌نامه فعلي را امضاء نموده‌اند ـ امضاء شده‌ در برن بيست و پنجم فوريه يكهزار و سيصد و شصت و يك. در يك نسخه فقط كه در آرشيو كنفدراسيون سويس توديع شده كه از آن يك رونوشت‌رسمي بهر يك از اعضاء تسليم گرديده است. ‌نمايندگان ‌از طرف اتريش ‌از طرف بلغاري ‌از طرف اسپاني ‌از طرف فرانسه ‌از طرف هنگري ‌از طرف لبنان ‌از طرف لوكزامبورگ ‌از طرف هلند ‌از طرف پرتقال ‌از طرف انگلستان و ايرلند شمالي ‌از طرف سويس ‌از طرف تركيه ‌از طرف بلژيك ‌از طرف دانمارك ‌از طرف فنلاند ‌از طرف يونان ‌از طرف ايتاليا ‌از طرف ليختنشتن ‌از طرف نروژ ‌از طرف لهستان ‌از طرف روماني ‌از طرف سوئد ‌از طرف چكسلواكي ‌از طرف يوگسلاوي ‌مقاوله‌نامه فوق كه مشتمل بر شش قسمت و شش فصل و هفتاد ماده است منضم به قانون الحاق دولت ايران به قراردادهاي بين‌المللي حمل و نقل بار و‌مسافر مي‌باشد. ‌رئيس مجلس شوراي ملي ـ مهندس عبدالله رياضي مقاوله ‌نامه بين‌المللي ) مربوط به حمل و نقل مسافر و توشه با راه آهن ‌نمايندگان تام‌الاختيار امضاكننده زير كه تجديد نظر در مقاوله‌نامه بين‌المللي مربوط به حمل و نقل مسافر و توشه با راه‌آهن را لازم دانسته‌اند (‌مصوب برن25 اكتبر 1952) طبق ماده 66 مقاوله‌ نامه نامبرده تصميم به تهيه و تنظيم مقاوله ‌نامه جديد گرفتند و بدين منظور نسبت بموارد زير توافق نمودند.

قسمت اول

موضوع مقاوله‌ نامه و شمول آن ماده اول ـ راه‌آهن‌ها و حمل و نقل‌هاي مشمول مقاوله نامه

1

در مورد كليه حمل و نقل هاي مسافر و توشه كه بعنوان حمل و نقل بين المللي روي خطوط واقعه در سرزمينهاي حداقل دو دولت عضو مقاوله هامه انجام شود مقررات اين مقاوله نامه (به استثناي مواردي كه بعدأ ذكر خواهد شد )لازم الاجراء است ضمنأ اين حمل و نقل ها بايد منحصرأ در روي خطوطي كه در ليست تنظيمي بموجب مادة 59 مندرج است انجام گردد.

2

حمل و نقل‌هائيكه ايستگاه مبدأ و مقصد آن در يك كشور باشد و از سرزمين كشور ديگر فقط بعنوان ترانزيت استفاده شود تابع مقررات دولت‌مبدأ حمل و نقل بشرح زير خواهد شد (‌مگر در مورد اجراء مفاد بند 1 مادة 28 در مورد مسئوليت): ‌الف ـ در صورتيكه خطوط آهني كه بطور ترانزيت از آنها استفاده ميشود منحصراً وسيله يك راه‌آهن از كشور مبدأ حمل و نقل بهره‌برداري شود.

ب

در صورتيكه بجاي يك راه‌آهن چند راه‌آهن از خطوط ترانزيتي يك كشور استفاده نمايند ولي طبق توافق قبلي به اين بهره‌برداري جنبه ‌بين‌المللي ندهند.

3

در مورد حمل و نقل بين ايستگاه‌هاي دو كشور هم مرز اگر خطوطي كه حمل و نقل در آنها انجام مي‌شود منحصراً وسيله يكي از راه‌آهن‌هاي دو‌كشور بهره‌برداري شود و قوانين و مقررات دو كشور در اين مورد مخالف نباشند اين قبيل حمل و نقل‌ها تابع قوانين كشوري خواهدبود كه راه‌آهن ‌بهره‌برداري‌كننده از خط مزبور تابع آن كشور باشد.

4

كليه مدارك مربوط به حمل و نقل‌هاي بين‌المللي بر حسب مقررات تعرفه‌ها صادر خواهد شد. ماده دوم ـ مقررات مربوط به حمل و نقل‌هاي مختلط.

1

ممكن است در فهرست مندرج در مادة 1 علاوه بر خطوط راه‌آهنها خطوط منظم اتومبيل‌راني و كشتي ‌راني كه مكمل خط سير راه‌آهن‌هائيكه‌ روي آنها حمل و نقل بين‌المللي انجام مي‌شود منظور گردد مشروط بر اينكه اين خطوط كه حداقل دو كشور عضو را به هم متصل ميسازد با موافقت ‌مشترك آنان در فهرست منظور شود.

2

متصديان اين خطوط تابع كليه تعهدات موضوعه بوده و همچنين از كليه حقوق شناخته شده براي راه‌آهن‌ها بموجب اين مقاوله‌نامه بهره‌مند‌ خواهند شد. به استثناي موارد مغايري كه الزاماً در نتيجه كيفيت‌هاي مختلف حمل و نقل پيش ميآيد. و در هر صورت مقررات مربوط بمسئوليتهاي ‌مندرج در اين مقاوله‌نامه نميتواند موضوع تخلف قرار گيرد.

3

هر كشوري كه بخواهد يكي از خطوط مندرج در بند 1 اين ماده را در ليست مربوطه قيد نمايد بايد موارد اختلاف مذكور در بند 2 را هم اطلاع دهد‌ كه در مدل مربوطه تعرفه چاپ شود.

4

براي حمل و نقل‌هاي بين‌المللي كه بوسيله راه‌آهن‌ها و سرويسهاي حمل و نقل ديگر (‌غير از سرويس‌هاي نامبرده در بند 1) انجام شود.‌راه‌آهن‌ها ميتوانند مشتركاً با مؤسسات حمل و نقل ذينفع مقررات تعرفه‌اي جداگانه تهيه كنند كه وضع حقوقي ديگري غير از اين مقاوله‌نامه ايجاد نمايد ‌تا خصوصيات هر نوع حمل و نقل مشخص باشد و در اين حالت ميتوانند مقررات حمل و نقل ديگري بغير از مندرجات اين مقاوله‌نامه تدوين‌نمايند. ماده سوم ـ تعهد راه‌آهن در مورد حمل و نقل.

1

راه‌آهن‌هاي عضو اين مقاوله‌نامه ملزمند هر نوع حمل و نقل مسافر و توشه را طبق شرايط اين مقاوله‌نامه قبول و اجراء نمايند. مشروط بر اينكه: ‌الف ـ مسافر مقررات اين مقاوله‌نامه و تعرفه بين‌المللي را براي حمل و نقل بپذيرد.

ب

حمل و نقل با وسايل معمولي حمل و نقل امكان‌پذير باشد.

ج

حمل و نقل در اثر حوادثي كه راه‌آهن نتواند از آنها اجتناب نمايد و نيز نتواند در مورد آنها چاره‌جوئي كند غير ممكن نگردد.

2

هر گاه مقام صلاحيتداري تصميمي اتخاذ نمايد كه سرويس حمل و نقل كلا يا قسمتي حذف و يا معلق گردد. لازم است تصميمات متخذه بدون‌ درنگ به اطلاع عموم رسيده و راه‌آهن‌ها موظفند مراتب را جهت انتشار و آگهي عمومي بكشورهاي ديگر اعلام دارند.

3

هر راه‌آهن كه مقررات اين ماده را نقض كند براي جبران خسارت ناشيه عليه آن اقامه دعوي خواهد شد.

قسمت دوم

قرارداد حمل و نقل

فصل اول

حمل و نقل مسافر ماده چهارم ـ مسافر از بدو مسافرت خود (‌به استثناي مواردي كه در تعرفه‌ها پيش‌بيني شده) ملزم است كه داراي مدارك مسافرت رسمي و معتبر بوده و‌عند المطالبه آنرا بهر مأمور موظف كنترلي ارائه دهد و در پايان مسافرت نيز آنرا تسليم نمايد. ماده پنجم ـ بليط‌ها.

1

بليط‌هائيكه براي مسافرت بين‌المللي مربوط به اين مقاوله‌نامه تسليم مسافر ميگردد لازم است داراي علامت مشخصه باشد.

2

اطلاعات زير بايد حتماً روي بليط‌ها قيد گردد (‌جز موارد استثنائي تعرفه‌ها). ‌الف ـ نام ايستگاه‌هاي مبدأ و مقصد.

ب

مسير ـ و اگر استفاده از مسيرها و وسائل نقليه مختلف مجاز باشد اين امر بايستي روي بليط قيد گردد.

ج

نوع قطار و درجه سالن مسافري. ‌د ـ كرايه مسافرت.

ه

تاريخ شروع اعتبار بليط. ‌و ـ مدت اعتبار بليط.

3

در مورد اينكه بليط‌ ها به چه زبان چاپ و تكميل گردند و همچنين شكل و مندرجات آنها توسط تعرفه‌ها يا موافقت‌نامه راه‌آهن‌ها معين خواهد شد.

4

دفترچه‌هاي بليط بصورت كوپن كه بر اساس نرخ تعرفه بين‌المللي تنظيم و تحويل مي‌شود عنوان يك مدرك واحد بين‌المللي را طبق اين‌مقاوله‌نامه خواهد داشت.

5

بليط قابل انتقال بغير نمي‌باشد (‌جز در موارد استثنائي پيش‌بيني شده در تعرفه‌ها) مگر اينكه بليط اصولا بدون نام بوده و مسافرت با آن شروع ‌نشده باشد.

6

مسافر موظف است موقع دريافت بليط دقت نموده و اطمينان حاصل كند كه بليط دريافتي مطابق مشخصات مسافرت او ميباشد. ماده ششم ـ تخفيف قيمت بليط اطفال.

1

اطفال تا پنج سال تمام بدون بليط و بطور رايگان مسافرت ميكنند بشرط اينكه براي آنان محل مخصوص خواسته نشود.

2

اطفال بزرگتر از 5 تا 10 سال تمام و اطفال كوچكتر كه براي آنان محل مخصوص نخواهند با بليط با تخفيف مسافرت ميكنند ـ ميزان تخفيف بايد ‌بنحوي باشد كه كرايه دريافتي از نصف كرايه اشخاص بزرگ تجاوز نكند در مورد اضافه قيمت‌هاي مربوط به استفاده از واگن مخصوص يا قطار‌مخصوص و همچنين مبالغي كه طبق مقررات راه‌آهن‌ها براي محاسبه قيمت‌ها بدون در نظر گرفتن اعشار اخذ مي‌شود (‌عدد كامل) شامل تخفيف ‌نميشود ـ در مورد بليط‌ها ئيكه از طريق ديگري بدريافت تخفيف نائل شده‌اند اجراي تخفيف مندرج در اين باره اجباري نيست.

3

تعرفه‌ها ميتوانند حدود سن‌هاي مختلفي را براي استفاده از تخفيف و يا مسافرت مجاني مصرح در بند 1 و 2 اين ماده وضع نمايند بشرط آنكه‌ سن براي مسافرت مجاني از چهار سال تمام و از ده سال تمام براي استفاده از تخفيف مندرج در بند 2 بيشتر نباشد. ماده هفتم ـ مدت اعتبار بليط‌ها.

1

مدت اعتبار بليط‌ها بايد در تعرفه‌ها تعيين گردد.

2

اولين روز اعتبار بليط جزو مدت اعتبار بليط و يك روز تمام محسوب مي‌شود و مسافر ميتواند در هر تاريخي كه جزو مدت اعتبار بليط باشد‌ مسافرت خود را آغاز نمايد مگر اينكه ترتيب ديگري در تعرفه پيش‌بيني شده باشد. مسافر بايستي حداكثر از قطاريكه طبق برنامه در ساعت 24 آخرين ‌روز اعتبار بليط به ايستگاه مقصد وارد ميشود استفاده نمايد. ماده هشتم ـ تعيين و ذخيره كردن جا در قطار.

1

مسافر ميتواند با ارائه بليط مسافرت براي خود و همچنين همراهان خود جا تعيين و ذخيره نمايد. اگر مسافر جاي خود را ترك نمايد بدون اينكه ‌علامت مشخص از خود بجاي بگذارد حق اشغال جا را از دست خواهد داد و بعد از آن اشغال مجدد جا تابع مقررات هر راه‌آهن خواهد بود.

2

تعرفه‌ها و برنامه‌هاي حركت قطارها تعيين خواهند نمود كه با چه شرايطي جاي مسافرين در بعضي از قطارها بايد ذخيره شود. ماده نهم ـ توقف در ايستگاههاي بين راه.

1

مسافر حق دارد در ايستگاههاي بين را بدفعاتي كه ميخواهد توقف كند بدون اينكه احتياج به انجام تشريفاتي باشد به استثناء مواردي كه در‌تعرفه‌ها پيش‌بيني شده.

2

استفاده از توقف در ايستگاههاي بين راه مدت اعتبار بليط را كه در تعرفه‌ها پيش‌بيني شده است اضافه نميكند.

3

مسافري كه در ايستگاهي توقف ميكند بايد مسافرت خود را از همان ايستگاه يا از ايستگاههائيكه در مسير مسافرت قرار داشته و هنوز مورد عبور‌قرار نگرفته است شروع كند. ماده دهم ـ تغيير درجه بليط يا قطار. ‌مسافر ميتواند از درجه بالاتري كه در بليط او قيد شده است و يا از قطاريكه درجه آن بالاتر از قطاريست كه در بليط او تعيين شده است استفاده ‌نمايد مشروط بر اينكه اضافه كرايه مربوطه را طبق مقررات تعرفه بپردازد. ماده يازدهم ـ مسافر بدون بليط.

1

مسافري كه نتواند بليط با اعتبار ارائه نمايد بايد علاوه بر كرايه مسافرت جريمه هم بپردازد جريمه طبق مقررات تعرفه راه‌آهني محسوب خواهد شد ‌كه اين عمل در حدود شبكه آن انجام مي شود.

2

بليط‌هايي كه به طور غير قانوني تغييري در آن داده شده باشد بدون اعتبار تلقي و توسط مأمور مربوطه جمع خواهد شد.

3

مسافري كه كرايه مسافرت و يا جريمه مربوطه را فوراً نپردازد از ادامه مسافرت ممنوع خواهد شد. مسافري كه از ادامه مسافرت ممنوع ميگردد‌ نمي‌تواند تقاضاي تحويل توشه خود را در ايستگاهي غير از ايستگاه مقصد بنمايد. ماده دوازدهم ـ اشخاصي كه از قطار طرد ميشوند و يا تحت شرايطي پذيرفته ميشوند.

1

اشخاص زير از مسافرت با قطارها ممنوع و اگر در قطار باشند پياده خواهند شد. ‌الف ـ اشخاص مست و نيز كسانيكه رفتار ناشايسته در قطار از خود ظاهر سازند و قوانين و نظامات قطار را رعايت نكنند اين اشخاص حق ادعاي ‌استرداد بهاي بليط و همچنين كرايه حمل و توشه را ندارند.

ب

اشخاصي كه بعلت بيماري يا علل ديگر مسافرين همجوار خود را ناراحت مينمايند و براي اين قبيل اشخاص قبلا كوپه دربست خريداري نشده‌ و يا امكان واگذاري كوپه در مقابل دريافت كرايه نباشد. ‌در هر صورت مسافريني كه در بين راه مريض ميشوند بايد تا ايستگاهي كه وسايل مداوا و مراقبت آنان موجود باشد مسافرت خود را ادامه دهند. ضمناً ‌قيمت بليط اين قبيل مسافرين طبق شرائط ماده 26 پس از كسر كرايه مسافت استفاده شده مسترد خواهد شد. و در مورد كرايه حمل توشه هم بهمين ‌نحو عمل خواهد شد.

2

حمل نقل اشخاص مبتلا به امراض ساريه تابع قراردادها و مقررات بين‌المللي و در صورت نبودن آن تابع قوانين و مقررات جاريه هر كشور خواهد ‌شد. ماده سيزدهم ـ آوردن بسته‌هاي دستي و حيوانات در واگن مسافري.

1

مسافرين مجازند همراه خود اشيائي كه حملش آسان است مانند بسته‌هاي دستي بطور مجاني در واگن مسافري حمل نمايند. هر مسافر براي اين‌ قبيل بسته‌ها فقط ميتواند سطح بالاي سر و پائين پاي صندلي اختصاصي خود را اشغال نمايد. اين ترتيب در واگنهاي مخصوص هم به تناسب قابل ‌اجراء است مخصوصاً واگنهائيكه جايگاه معين براي توشه دارند.

2

اشياء زير نبايد در سالن مسافري آورده شود. ‌الف ـ مواد و اشيائي كه بموجب مادة 17 بند الف از حمل و نقل بعنوان توشه ممنوع گرديده است مگر در موارد استثنائي مذكور در تعرفه‌ها. ‌مسافريني كه در حين خدمت عمومي خود يا به استناد اجازه قانوني يا اداري مجازند با خود اسلحه گرم حمل نمايند و نيز ميتواند با خود تجهيزات و‌لوازم مربوطه را بميزان حداقل مقرر در منطقه مربوطه همراه داشته باشد. ‌همچنين محافظين زندانياني كه با آنان در سالن و يا كوپه مخصوص مسافرت مي‌نمايند مجازند اسلحه گرم پر با خود حمل نمايند.

ب

اشيائيكه طبعاً ايجاد مزاحمت يا ناراحتي براي مسافرين مينمايد و يا موجب خسارت ميگردند.

ج

اشيائيكه مقررات گمركي يا ساير مقامات اداري ورود آنها را به‌واگن منع كرده باشند. ‌د ـ حيوانات زنده ـ ولي حيوانات كوچك بسته شده در قفس يا صندوق يا سبد يا بسته‌بندي مخصوص همچنين سگهاي كوچك آزاد را ميتوانند در‌واگن بياورند بشرط اينكه اين قبيل حيوانات مسافرين را با صدا يا بوي بد يا ترتيب ديگري ناراحت نكنند و مقررات پليس كشورهاي مختلف مانع ‌حمل حيوانات نبوده و مسافرين نيز به اين عمل اعتراضي ننمايند و اين حيوانات را بتوان روي زانو يا مانند بسته‌هاي دستي حمل نمود. بر طبق تعرفه و‌يا برنامه قطارها ميتوان حيوانات را در تعدادي از سالونها و يا قطارها قبول و يا رد نمود.

3

تعرفه‌ها تعيين مينمايند چگونه و براي چه نوع حيواناتي كرايه حمل دريافت شود.

4

مأمورين راه‌آهن حق دارند با حضور مسافر بسته‌هاي موجود در واگن را از لحاظ اطمينان از نوع اشياء بازديد نمايند در صورتيكه جهات قطعي ‌براي احتمال تخلف از مقررات بند 2 وجود داشته باشد به استثناء اشيائي كه مربوط به حرف ج از بند 2 ميباشد.

5

مواظبت از اشياء و حيواناتي كه مسافر با خود در واگن دارد بر عهده خود او است مگر در مواردي كه مسافر نتواند عمل مواظبت را انجام دهد مانند‌ اينكه توشه در واگنهاي سري مخصوص در جايگاه معين قرار گرفته باشد بشرحي كه در بند 1 پيش‌بيني گرديده. ‌مسافر مسئول كليه خساراتي است كه از اشياء و حيوانات كه با خود حمل مينمايد وارد شود و نتواند ثابت نمايد كه خسارت وارده مربوط به خطاي ‌راه‌آهن بوده است. ماده چهاردهم ـ قطارها ـ برنامه حركت قطارها.

1

قطارهاي دائمي پيش‌بيني شده در برنامه حركت قطارها و همچنين قطارهاي مخصوصي كه بر حسب احتياج حمل و نقل اعزام ميگردند.

2

راه‌آهن‌ها موظفند ساعت حركت قطارها را در ايستگاه‌ا و در اوقات مناسب اعلام نمايند و به مسافرين امكان اخذ اطلاعات از برنامه حركت ‌قطارهاي مورد نظر خود را بدهند برنامه‌هاي اين گونه قطارها بايستي شامل نوع قطارها، درجه سالونها، شرايط پذيرش مسافرين و ساعت عزيمت ‌قطارها باشد. بالاخص در مورد ايستگاههاي ترانزيتي مهم و ايستگاههاي مقصد برنامه‌ها بايستي ساعت ورود قطارها و نيز قطارهائيكه لازم است ‌مبادله گردند تعيين نمايد. ماده پانزدهم ـ مبادلات انجام نشده ـ حذف قطارها. ‌هرگاه در اثر تأخير يك قطار، مبادله با قطار ديگر ممكن نگردد يا اگر قطاري كلا يا در قسمتي از مسير خود حذف گردد و مسافر بخواهد مسافرت خود را‌ ادامه دهد راه‌آهن موظف است مسافر و توشه او را به وسايل ممكنه و بدون دريافت وجه اضافي به مقصد برساند چه بوسيله قطاري كه از همان خط‌ سير به مقصد حركت ميكند و يا توسط خط ديگري كه اداره‌كنندگان مسير اوليه مسافرت از آن بهره‌برداري ميكنند بنحوي كه مسافر با حداقل تأخير به‌مقصد خود برسد. ‌رئيس ايستگاه مربوطه در صورت لزوم بايد روي بليط مسافر گواهي نمايد كه مبادله غير ممكن يا قطار حذف شده و اعتبار بليط او را براي مدت لازمه‌ تمديد نمايد و همچنين اعتبار بليط را براي خط سير جديد با درجه بالاتر يا با قطاري با نرخ بالاتر تأييد نمايد. ‌راه‌آهن در هر صورت ميتواند نامبرده را از استفاده از بعضي قطارها طبق مقررات تعرفه يا برنامه منع نمايد.

فصل دوم

‌حمل و نقل توشه ماده شانزدهم ـ اشيائيكه براي حمل قبول ميشوند.

1

اشياء زير بعنوان توشه پذيرفته ميشوند. اشياء محتوي در صندوقها ـ سبدها ـ جامه‌دانها ـ كيف‌هاي مسافرت ـ قوطي‌هاي مخصوص كلاه و‌ساير بسته‌بندي‌هائي از اين قبيل و همچنين خود وسايل بسته‌بندي.

2

همچنين بعنوان توشه اشيائي كه طبعاً بدون بسته‌بندي شده مهيا براي حمل و نقل باشند پذيرفته ميشوند. ‌الف ـ صندلي‌هاي راحتي قابل حمل يا چرخ‌دار براي بيماران، صندلي‌هاي راحتي چرخ‌دار كه بوسيله خود بيماران حركت داده ميشود خواه با موتور‌يا بدون موتور باشد و صندلي‌هاي بلند.

ب

كالسكه بچگانه.

ج

آلات موسيقي قابل حمل. ‌دـ آلات حرفه‌اي شامل وسايل نمايش هنرمندان بشرط اينكه شرايط و حجم و وزن آنها اجازه دهد كه بفوريت آنها را در واگونهاي توشه بارگيري ‌نمود.

ه

ـ لوازم ورزش. ‌و ـ دوچرخه‌هاي ساده و يا موتوري ـ موتور سيكلت‌هاي بدون اطاقك جنبي (‌سايتكار) و ساير وسايل نقليه نظير آنها بشرط اينكه در مدت ماندن در‌واگن از ضمائم غير ثابت عاري و تفكيك شده باشد. ‌مخزن وسائط نقليه موتوري ميتواند داراي بنزين باشد) مسافر بايد شيري را كه احياناً ممكن است ‌بين مخزن بنزين و موتور موجود باشد ببندد. ‌مخازن كمكي كه بطور محكم به وسائط نقليه متصلند ميتوانند همچنين داراي بنزين بوده بشرط اينكه در آنها بسته باشد. ‌موتور سيكلت‌هائي كه مخزن آنها داراي بنزين است بايد ايستاده روي چرخهاي خود بارگيري شود بطوري كه از هر گونه افتادن محفوظ باشد.

3

تعرف ها ميتوانند تعداد حجم و وزن اشياء منظوره در بند 2 را كه براي حمل و نقل توشه پذيرفته ميشوند محدود نمايند و شرايطي را مشخص‌ نمايند كه بموجب آن كمك مسافر براي بارگيري و جابجا كردن و تخليه آنها لازم باشد. ‌تعرفه‌ها ميتوانند تحت شرايط معين حمل و نقل ساير اشياء (‌مانند موتور سيكلت با سايتكار و اتومبيل) و همچنين حيوانات جا داده شده در قفس را‌كه تأمين كافي داشته باشد بطور توشه اجازه دهند. ماده هفدهم ـ اشياء ممنوع از حمل و نقل. ‌اشياء زير براي حمل و نقل توشه پذيرفته نمي‌شوند: ‌الف ـ مواد و اشياء خطرناك مخصوصاً سلاح‌هاي پر، مواد و اشياء قابل انفجار و اشتعال، مواد سوزاننده، سمي، راديواكتيو، خورنده، همچنين مواد ‌نفرت‌انگيز و مستعد براي توليد عفونت و مرض.

ب

اشيائيكه حمل و نقل آن مخصوص اداره پست است ولو براي يك قسمت از مسير حمل و نقل توشه.

ج

اشيائي كه حمل و نقل آن ممنوع است ولو اينكه براي يك قسمت از مسير حمل توشه باشد. تعرفه‌ها ميتوانند در شرايط معين بعضي از مواد و‌اشياء مذكوره در بند الف را براي حمل و نقل توشه قبول نمايند. ماده هجدهم ـ مسئوليت مسافر نسبت بتوشه خود ـ اضافه كرايه.

1

دارنده قبض توشه مسئول مراعات مقررات مادة 16 و 17 ميباشد، ضمناً عواقب هر گونه تخلف از مقررات مزبور بعهده اوست.

2

اگر قوانين و مقررات دولتي محل اجراء منعي نداشته باشد راه‌آهن مجاز است در صورت وجود احتمال قوي بر تخلف از مقررات محتوي بسته‌هاي ‌توشه را از نظر مطابقت با مقررات مربوطه رسيدگي نمايد. ‌دارنده قبض توشه براي حضور و شركت در رسيدگي دعوت ميشود و چنانچه دارنده قبض حاضر نباشد يا نتواند حضور بهمرساند. در صورت نبودن ‌قانون و مقررات دولتي خاص بايد عملا رسيدگي با حضور دو نفر شاهد غير راه‌آهني انجام پذيرد و اگر تخلفي اثبات گردد هزينه كه عمل رسيدگي ‌موجب آن شده از طرف دارنده قبض يا توشه بايد پرداخت شود.

3

در صورت وجود تخلف از مقررات مادة 16 و 17 دارنده قبض توشه بايد علاوه بر كرايه حمل و نقل توشه اضافه نرخي را پرداخت كند. اضافه نرخ ‌بايد بمأخذ هر كيلوگرم وزن غير خالص معمول كه از حمل و نقل بعنوان توشه ممنوع بوده بشرح زير پرداخت گردد. ‌الف ـ بمأخذ سه فرانك براي هر كيلوگرم (‌با حداقل دريافتي شش فرانك) اگر اين اشياء شامل موادي باشند كه از حمل و نقل بعنوان كالا ممنوع بوده‌باشد. طبق ضميمه شمارة يك مقاوله‌نامه حمل و نقل بين‌المللي كالا بوسيله راه‌آهن‌ها (C.I.M).

ب

بمأخذ دو فرانك براي هر كيلوگرم (‌با حداقل دريافتي چهار فرانك) در ساير موارديكه از مقررات مادة 16 و 17 تخلف شده باشد. ماده نوزدهم ـ بسته‌بندي و شرايط توشه.

1

بسته‌هاي توشه كه وضع و شرايط آنها ناقص بوده يا بسته‌بندي آنها غير كافي باشد يا علائم ظاهري خرابي در آنها مشاهده شود ممكن است از طرف ‌راه‌آهن براي حمل و نقل قبول نگردد. اگر با وجود اين راه‌آهن حمل و نقل چنين اشيائي را قبول نمايد حق خواهد داشت در قبض توشه عبارت‌ مخصوصي در اين باره قيد نمايد و دريافت چنين قبضي از طرف صاحب توشه دليل آن است كه عبارت مزبور را ملاحظه كرده و صحت آن را تأييد ‌نموده است.

2

روي بسته‌هاي توشه كه به اندازه كافي ثابت بوده و تغيير مكان ندهند بايستي اسم و آدرس مسافر و ايستگاه مقصد نوشته شود.

3

اتيكت‌هاي سابق اعم از آدرس و ساير مشخصات مربوط بحمل و نقل‌هاي قبلي بايد وسيله مسافر برداشته شود و يا به صورت ناخوانا درآيد. ماده بيستم ـ ثبت توشه و حمل و نقل آن.

1

ثبت توشه بعمل نميآيد مگر در مقابل ارائه بليطي كه اقلا تا مقصد توشه اعتبار داشته باشد و حمل توشه براي خط سير تعيين شده در روي بليط ‌قبول ميشود. ‌اگر بليط براي مسيرهاي متعددي ارزنده باشد يا توشه در مقصد بوسيله چندين ايستگاه امكان تخليه و تحويل داشته باشد مسافر بايد بطور دقيق خط ‌سير و نام ايستگاه مقصد را براي ثبت معين نمايد و اگر مسافر اين مقررات را رعايت ننمايد راه‌آهن نتايج و عواقب حاصله را بر عهده نميگيرد. چنانچه در تعرفه‌ها پيش‌بيني و قيد شده باشد مسافر ميتواند در مدت اعتبار بليط خود توشه‌هائ را به ثبت برساند چه براي تمام طول مسير از مبدأ تا مقصد‌ چه براي قسمتي از مسير تعرفه‌ها تعيين مينمايند كه در تحت چه شرايطي توشه را ميتوان پذيرفته و بوسيله خط ‌سيري غير از آن چه در روي بليط ‌ثبت شده است ارسال داشت و يا توشه را بدون ارائه بليط قبول كرد. ‌اگر تعرفه‌ها حمل توشه بدون ارائه بليط را پيش‌بيني كرده باشند مقررات اين مقاوله‌نامه كه حقوق و تعهدات مسافر را نسبت به توشه كه در معيت او‌حمل ميشود تعيين ميكند درباره فرستنده توشه بدون ارائه بليط نيز اجراء خواهد شد.

2

كرايه حمل توشه بايد موقع صدور قبض پرداخت شود.

3

علاوه بر اين تشريفات ثبت توشه بموجب قوانين و مقررات جاريه ايستگاه مبدأ تعيين خواهد شد.

4

تعرفه‌ها ميتوانند در مورد ثبت كردن، صندلي راحتي بيماران، كالسكه بچه‌ها و وسايل ورزش، دوچرخه و وسائط نقليه موتوري مقررات ‌مخصوص پيش‌بيني نمايند.

5

مسافر ميتواند طبق شرايط مورد عمل در ايستگاه مبدأ قطاري را كه توشه او با آن بايد فرستاده شود معين نمايد و اگر مسافر قطاري را تعيين نكند‌ توشه با اولين قطار مربوطه حمل خواهد شد. ‌اگر توشه بايد در ايستگاهي براي مبادله از قطار تخليه و به قطار ديگري تحويل شود در شرايط مشخص شده وسيله مقررات ملي محل بايد با اولين ‌قطاري كه سرويس معمولي توشه دارا ميباشد به مقصد حمل گردد. ‌حمل و نقل توشه در شرايط نامبرده بالا هنگامي اجرا ميشود كه مقررات گمركي در مبدأ و يا در طول راه كه بوسيله گمركات و ساير مقامات‌ ذيصلاحيت اداري انجام ميگردد با آن مخالفتي نداشته باشد راه‌آهن حق دارد حمل و نقل توشه را در بعضي از قطارها يا قطارهاي مخصوصي منع و يا‌محدود نمايد. ماده بيست ويكم ـ قبض توشه.

1

در موقع ثبت توشه يك قبض به مسافر داده ميشود مسافر موظف است موقع دريافت قبض مطابقت قبض را با مشخصاتي كه اظهار نموده تحقيق‌ نمايد.

2

قبض‌هاي توشه كه براي حمل و نقل بين‌المللي تحويل ميشود بايد مطابق نمونه‌اي كه در ضميمة شمارة 1 اين مقاوله‌نامه پيش‌بيني شده تنظيم ‌شود و حاوي اطلاعات زير باشد: ‌الف ـ مشخصات ايستگاه مبدأ و مقصد.

ب

خط سير.

ج

روز تحويل و قطاري را كه براي ارسال توشه در نظر گرفته شده است. ‌دـ تعداد بليط‌ها ـ مگر اين كه توشه بدون ارائه بليط تحويل شده باشد.

ه

تعداد و وزن بسته‌هاي توشه. ‌و ـ مبلغ كرايه حمل و ساير هزينه‌ها. ‌ز ـ در صورت لزوم مقدار رقمي و حروفي مبلغي كه براي انتفاع در تحويل بر طبق مادة 22 اظهار شده باشد. ‌تعرفه‌ها ميتوانند براي بعضي از ترافيك‌ها نمونه‌هاي قبض توشه غير از نمونه فوق‌الذكر با مندرجات ديگري را پيش‌بيني كنند.

3

تعرفه‌ها يا موافقت‌نامه بين راه‌آهنها پيش‌بيني خواهد نمود كه قبوض توشه به چه زباني چاپ و نوشته شود. ماده بيست و دوم ـ اظهار انتفاع در تحويل.

1

هر حمل و نقل توشه ممكن است موضوع اظهار انتفاع در تحويل قرار گيرد كه در قبض توشه ثبت ميگردد بطوريكه در مادة 21 حرف (‌ز) ذكر شده است مبلغ انتفاع در تحويل بايد به پول ايستگاه مبدأ يا هر پول ديگري كه بوسيله تعرفه‌ها تعيين خواهد شد نوشته شود.

2

نرخ انتفاع در تحويل بوسيله تعرفه‌هاي بين‌المللي تعيين ميشود. ماده بيست و سوم ـ تحويل توشه.

1

تحويل توشه در مقابل تسليم قبض توشه انجام ميشود. راه‌آهن وظيفه ندارد تحقيق كند كه دارنده قبض صلاحيت دريافت توشه را دارد يا نه.

2

دارنده قبض توشه حق دارد از سرويس تحويل توشه ايستگاه مقصد تحويل توشه خود را بلافاصله پس از ورود قطاري كه توشه او را حمل نموده‌ است بخواهد تحويل اين توشه پس از انجام تشريفات گمركي و ساير مقررات اداري خواهد بود.

3

در صورت عدم تحويل قبض توشه راه‌آهن موظف به تحويل توشه نميباشد مگر اينكه ادعاكننده حق خود را ثابت كند و اگر اين اثبات حق غير‌كافي باشد راه‌آهن ميتواند تقاضاي ضامن يا وثيقه نمايد.

4

توشه در ايستگاهي تحويل ميشود كه در قبض توشه قيد شده و احياناً بر حسب تقاضاي بموقع صاحب قبض چنانچه امكانات فراهم باشد و‌مخالف مقررات گمركي و مقامات اداري نباشد ممكن است در مقابل تسليم قبض توشه در ايستگاه مبدأ مسترد و يا در بين راه تحويل شود و اگر‌مقررات تعرفه ايجاب كند بليط را هم بايد ارائه نمايند.

5

دارنده قبض توشه كه توشه او طبق مقررات بند 2 تحويل نگرديده ميتواند تقاضا كند كه در روي قبض توشه روز و ساعتي را كه نامبرده تحويل ‌توشه را مطالبه كرده قيد و مشخص نمايند.

6

مسافر ميتواند از دريافت توشه امتناع نمايد مادام كه خسارت ادعائي او مورد رسيدگي و اثبات قرار نگرفته باشد.

7

علاوه از آنچه كه گذشت تحويل توشه تابع قانون و مقررات جاريه راه‌آهن تحويل دهنده توشه ميباشد.

فصل سوم

‌مقررات عمومي در حمل و نقل مسافر و توشه ماده بيست وچهارم ـ تعرفه‌ها ـ توافق‌هاي خصوصي.

1

تعرفه‌هاي بين‌المللي كه راه‌آهنها تنظيم مينمايند بايد محتوي كليه شرائط خاص حمل و نقل و تمام مشخصات لازم براي محاسبه كرايه حمل و ساير مخارج فرعي باشد و در صورت لزوم شرايط مربوط به‌ تبديل پول را نيز تعيين نمايد.

2

طبع و نشر تعرفه‌ها الزامي نيست مگر در كشورهائي كه راه‌آهن‌هاي آنها در اين تعرفه‌ها بعنوان شبكه مبدأ يا مقصد شركت نمايند. ‌تعرفه‌ها و تغييرات آنها از تاريخي كه در نشريه آنها ذكر شده است قابل اجراء ميباشد. افزايش نرخ تعرفه‌ها يا ساير تصميماتي كه نتيجتاً شرايط حمل و‌نقل را مشكل‌تر نمايد قابل اجراء نخواهد بود مگر حداقل شش روز پس از انتشار آنها، تغييراتي كه در قيمتهاي حمل و نقل و ساير هزينه‌هاي فرعي ‌پيش‌بيني شده در تعرفه‌هاي بين‌المللي بعمل خواهد آمد براي آن كه از نوسانات ارزي تبديل پول و همچنين در اثر تصحيح اشتباهات فاحش مصون ‌بماند از فرداي روز انتشار به مورد اجراء گذارده خواهد شد.

3

در هر ايستگاهي كه براي حمل و نقل بين‌المللي مفتوح است مسافر ميتواند اطلاعات لازم از تعرفه‌ها يا خلاصه تعرفه‌ها كه قيمت بليط‌هاي قابل ‌فروش در آن ايستگاه يا كرايه حمل توشه را معلوم ميكنند دريافت نمايد.

4

تعرفه‌ها بايد براي همه بطور يكسان اجراء شود. ‌راه‌آهن‌ها ميتوانند موافقت‌نامه‌هاي خاصي براي دادن تخفيف در كرايه و ساير تسهيلات با تصويب دولت‌هاي مربوطه تنظيم كنند بشرط اينكه ‌شرايط يكساني در مورد مسافريني كه در وضع مشابهي هستند رعايت و اجراء گردد. ‌تخفيف قيمت ممكن است براي سرويس راه‌آهن، سرويس سازمان‌هاي عمومي امور خيريه و كارهاي تعليم و تربيت باشد. ‌طبع و نشر تصميمات متخذه طبق قسمت دوم و سوم اجباري نميباشد. ماده بيست و پنجم ـ تشريفاتي كه بوسيله گمركات و ساير مقامات اداري انجام ميشود ‌مسافر ملزم است بمقرراتي كه وسيله گمركات يا ساير مقامات اداري ابلاغ ميشود تبعيت نمايد چه در مورد شخص خود يا در مورد بازديد توشه او و‌يا بسته‌هاي دستي مسافر بايد در بازديد توشه و بسته‌ها حضور پيدا كند مگر در موارد استثنائي كه وسيله قانون و مقررات تعيين شده باشد. اگر مسافر مقررات مربوطه را رعايت ننمايد‌ راه‌آهن در برابر مسافر هيچ گونه مسئوليتي به عهده نميگيرد. ماده بيست و ششم ـ استردادها و پرداخت‌هاي اضافي. 1 ـ مادام كه مسافر مسافرت خود را شروع نكرده باشد حق دارد در قبال تسليم بليط استرداد بهاي پرداخت شده بليط را بخواهد. 2 ـ هر گاه بليطي فقط در قسمتي از خط سير استفاده شده باشد مسافر حق دارد در مقابل تسليم بليط استرداد تفاوت قيمت بليط و كرايه قسمت استفاده ‌شده را مطالبه نمايد. 3 ـ هر گاه در اثر نبودن جا درجه‌اي كه بليط براي آن درجه داده شده از درجه پائين‌تر استفاده شود. تفاوت قيمت بليط پرداخت شده و كرايه درجه‌ استفاده شده در مقابل تسليم بليط مسترد ميگردد. 4 ـ راه‌آهن حق دارد در قبال هر تقاضاي استرداد دلايل لازم از مسافر مطالبه نمايد در مورد استرداد بهاي بليط پيش‌بيني شده در بند 2 مسافر بايد‌ مخصوصاً گواهي‌نامه لازم را كه بر حسب تقاضاي او از طرف ايستگاه بين راه داده ميشود تسليم نمايد. ‌براي موارد پيش‌بيني شده در بند 3 مسافر بايد مخصوصاً گواهي‌نامه راه‌آهن را مبني بر اينكه در مسير مربوطه از درجه پائين‌تر از درجه بليط خود‌استفاده نموده ارائه نمايد. 5 ـ مخارج نامبرده زير شامل استرداد بهاي بليط نخواهد بود: ‌ماليات‌ها، وجه اضافه پرداختي براي ذخيره جا، هزينه تهيه بليط و حق كميسيون پرداختي براي فروش بليط چنانچه مسافر بعلت تأخير و يا حذف ‌يك قطار و يا يك سرويس نتوانسته باشد مسافرت خود را انجام و يا ادامه دهد مبالغ مزبور به او مسترد خواهد شد. ‌از مبلغ استردادي يك حق معادل ده درصد (‌با حداقل2/1فرانك و حداكثر 3 فرانك) براي هر بليط كسر ميشود و نيز اگر ايجاب كند مخارج‌ارسال وجه هم كسر ميشود كسر ده درصد در مورد پيش‌بيني شده در بند يك در صورتيكه بليط در همان روز فروش پس داده شود اجراء نميگردد.‌همچنين در صورتيكه بعلت تأخير يا حذف قطار يا حذف سرويس مسافر از انجام يا ادامه مسافرت محروم گردد. 6 ـ و اما در مورد بليط‌هاي با تخفيف و يا بليط‌هائي كه با برگ ذخيره جا ضميمه ميباشند تعرفه‌ها ميتوانند استرداد بهاي بليط را منع و يا منوط بشرايط خاصي بنمايند. ‌بليط‌هاي با تخفيف اطفال كه مربوط به مقررات مادة 6 ميباشد از لحاظ استرداد مشمول اين مقررات نميباشد. 7 ـ اگر مسافري استرداد كرايه حمل توشه را تماماً يا مربوط به قسمتي از مسير مطالبه نمايد استرداد وجه بشرح زير بعمل ميآيد: ‌از مبلغ قابل استرداد 2/1 فرانك براي هر قبض و نيز مالياتها در صورت لزوم كسر ميشود اگر توشه قبل از اينكه از ايستگاه مبدأ حمل شود پس‌ گرفته شود كرايه آن مسترد خواهد شد و اگر اين عمل در ايستگاه بين راه انجام شود دارنده قبض توشه براي اينكار بايد از ايستگاه مزبور گواهي‌نامه‌اي ‌دريافت و ضميمه درخواست استرداد وجه بنمايد. 8 ـ تعرفه‌ها ميتوانند مقرراتي غير از مقررات فوق داشته باشند بشرط اينكه نتيجه آن شدت عمل در حق مسافر نباشد. 9 ـ هر درخواست استرداد مستند بمقررات اين ماده و همچنين مقررات مادة 12 اگر در ظرف مهلت شش ماه به راه‌آهن عرضه نشود غير قابل قبول ‌است.‌شروع مهلت مزبور در مورد بليط از تاريخ انقضاء اعتبار آن و در مورد قبض توشه از تاريخ صدور قبض محسوب ميشود. 10 ـ اگر در اثر عدم اجراء صحيح تعرفه يا اشتباه در تعيين كرايه حمل يا ساير مخارج اضافه دريافتي يا كسر دريافتي مشاهده شود اضافه دريافتي از‌طرف راه‌آهن و كسر دريافتي از طرف مسافر پرداخت ميشود. 11 ـ اضافه دريافتي كه بوسيله راه‌آهن مشخص گردد اگر مبلغ آن در بليط يا هر قبض بيشتر از2/1فرانك باشد بايد در صورت امكان از طريق ‌اداري به اطلاع مسافر برسد و مقررات مربوطه هر چه زودتر انجام شود. 12 ـ در مورد محاسبه استرداد اضافه دريافتي يا وصول كسر دريافتي نرخ رسمي تبديل ارز در روزي كه كرايه حمل دريافت شده اجراء ميشود اگر‌پرداخت بواحد پولي غير از پول كرايه دريافتي مبدأ بعمل آيد. نرخ قابل اجراء نرخ روزي است كه اين پرداخت انجام ميشود. 13 ـ در كليه موارديكه در اين ماده نسبت به آنها پيش‌بيني نشده و موافقت‌هائي بين راه‌آهن‌ها رد و بدل نشده باشد قوانين و مقررات جاريه كشور قابل ‌اجراء است. ماده بيست و هفتم ـ اختلافات نظر بين مسافرين يا بين مسافرين و مأمورين در ايستگاهها وسيله رئيس سرويس و در طول راه بوسيله رئيس قطار بطور موقت حل و فصل مي‌شود.

قسمت سوم

‌مسئوليت ـ دعاوي

فصل اول

مسئوليت ماده بيست وهشتم ـ مسئوليت منتج در حمل و نقل مسافرين ـ بسته‌هاي دستي ـ حيوانات.

1

مسئوليت راه‌آهن در مورد مرگ، مجروح شدن يا هر گونه صدمه وارده بسلامتي جسمي و همچنين خسارت‌هاي ناشيه از تأخير يا حذف يك قطار‌يا عدم امكان مبادله بين راه تابع قوانين و مقررات دولتي است كه عمل در آن جا اتفاق ميافتد ـ مواد مذكور در اين فصل قابل اجراء در اينگونه موارد ‌نميباشد.

2

راه‌آهن درباره آنچه مربوط به بسته‌هاي دستي و حيواناتيكه مراقبت آنها بعهده مسافر است (‌مادة 13 بند 5) مسئوليتي ندارد مگر اينكه خسارت ‌در اثر خطاي راه‌آهن باشد.

3

در اين مورد مسئوليت مشترك وجود ندارد. ماده بيست ونهم ـ مسئوليت مشترك راه‌آهن‌ها درباره توشه.

1

راه‌آهني كه توشه را براي حمل و نقل قبول كرده و قبض توشه بين‌المللي صادر نموده است مسئول اجراء حمل در سراسر خط سير تا مرحله تحويل‌ ميباشد.

2

هر راه‌آهن بعدي با تحويل گرفتن توشه در قرارداد حمل توشه شركت ميكند و تعهداتي را كه از آن ناشي ميشود بعهده ميگيرد. بدون نقص‌ مقررات (‌مادة 43 بند 2) كه مربوط به راه‌آهن مقصد است. ماده سي ام ـ دامنه مسئوليت.

1

راه‌آهن مسئول تأخير در تحويل، خسارت ناشي از اتلاف تمام يا قسمتي از توشه يا معيوب شدن آن از حين قبول محوله تا تحويل نهائي ميباشد.

2

راه‌آهن از مسئوليت مبرا ميشود اگر تأخير در تحويل، اتلاف و يا معيوب شدن بسبب خطاي مسافر و يا در اثر دستور او (‌كه ناشي از خطاي ‌راه‌آهن نباشد) بعمل آيد. ‌عيب ذاتي توشه و حوادثيكه براي راه‌آهن اجتناب‌ناپذير باشد و نتيجة راه‌آهن نتواند از آنها جلوگيري كند راه‌آهن را از مسئوليت مبرا ميدارد.

3

هر گاه اتلاف يا معيوب شدن از زيانهاي مربوط بجنس توشه باشد چنانچه بسته‌بندي توشه غير كافي و يا معيوب بوده باشد و يا اينكه اشياء‌ ممنوعه بطور توشه حمل شده باشد راه‌آهن مسئوليتي ندارد. ماده سي و يكم ـ مباشرت تحقيق.

1

تحقيق اينكه تأخير در تحويل، اتلاف يا معيوب شدن در اثر يكي از امور پيش‌بيني شده در مادة (30 بند 2) پيش آمده است مربوط به راه‌آهن‌ ميباشد.

2

هر گاه راه‌آهن تأييد كند كه با توجه بجريان امور اتلاف يا معيوب شدن ممكن است نتيجه يك يا چند از زيانهاي خاص پيش‌بيني شده در مادة(30 بند 3) باشد خسارات وارده ناشي شده از موارد مذكوره در فوق شناخته ميشود مگر اينكه صاحب حق خلاف آن را اثبات كند و مدلل سازد كه‌خسارت وارده كلا يا جزئاً نامبرده ناشي نشده است. ماده سي و دوم

1

صاحب حق ميتواند بدون احتياج به تحقيق ديگري بسته‌هائي را كه از تاريخ تقاضاي تحويل طبق ماده 23 بند 2 پس از انقضاي‌ مدت چهارده روز تحويل نگردد گم شده تلقي نمايد.

2

اگر بسته‌اي كه گمشده تلقي شده است در مدت يكسال از تاريخ تقاضاي تحويل پيدا شود راه‌آهن موظف است مراتب را بصاحب بسته اطلاع ‌دهد هر گاه منزل او شناخته و يا امكان يافتن آن باشد ـ صاحب بسته ميتواند در مدت سي روز از تاريخ دريافت اعلاميه بخواهد كه بسته را در يكي از‌ايستگاههاي خط سير به او تحويل نمايند. صاحب بسته بايد كرايه حمل از ايستگاه مبدأ حمل تا ايستگاهي كه تحويل ميشود بپردازد و در ازاء غرامتي ‌كه از بابت بسته مزبور دريافت داشته مسترد دارد. از مبلغ اين استرداد مخارج احتمالي كه در مورد اين غرامت متحمل شده است كسر ميشود. ضمناً‌ كليه حقوق ناشيه از تأخير در تحويل موضوع مادة 35 و 36 براي صاحب بسته محفوظ است. ‌اگر صاحب بسته در ظرف مهلت سي روز جواب ندهد يا بسته گم شده پس از مدت يكسال از تاريخ تقاضاي تحويل پيدا شود راه‌آهن در مورد بسته ‌مزبور طبق مقررات قانوني كشور رفتار خواهد نمود. ماده سي وسوم ـ مبلغ خسارت در صورت گم شدن توشه. ‌وقتيكه بموجب مقررات اين مقاوله‌نامه خسارتي براي از بين رفتن تمام يا قسمتي از توشه بعهده راه‌آهن تعلق بگيرد ممكن است بشرح زير ‌پرداخت شود: ‌الف ـ چنانچه مبلغ خسارت اثبات شده است: ‌مبلغي برابر با رقم اثبات شده پرداخت خواهد شد بدون اين كه مبلغ مزبور از هر كيلوگرم وزن غير خالص از بين رفته چهل فرانك تجاوز كند.

ب

اگر مبلغ خسارت اثبات نشده باشد: ‌مبلغي بطور مقطوع از قرار هر كيلوگرم وزن خالص محموله از دست رفته بيست 20 فرانك پرداخت خواهد شد. ‌علاوه بر مبلغ خسارت بايد كرايه حمل، حقوق گمركي و ساير مبالغ پرداختي بابت حمل و نقل توشه گم شده نيز پرداخت گردد بدون در نظر گرفتن ‌زيانهاي ناشي از عدم‌النفع. ماده سي وچهارم ـ مبلغ خسارت در صورت معيوب شدن توشه. ‌در صورت معيوب شدن توشه راه‌آهن بايد مبلغ كاهش قيمت وارده بتوشه را بدون ساير عدم‌النفع‌ها بپردازد در هر صورت مبلغ غرامت نبايد از مبالغ ‌نامبرده زير تجاوز كند: ‌الف ـ اگر توشه تماماً معيوب باشد مبلغ پرداختي نبايد براي فقدان آن تجاوز كند.

ب

اگر قسمتي از توشه معيوب شود مبلغ پرداختي نبايد از ميزان مبلغي كه در ازاي آن جزء معيوب شده در صورتيكه مفقود تلقي شود تجاوز كند. ماده سي وپنجم ـ مبلغ غرامت در مورد تأخير در تحويل توشه.

1

در صورت تأخير در تحويل اگر گيرنده اثبات نكند كه خسارتي از تأخير در تحويل ناشي شده راه‌آهن موظف است غرامت ثابتي بميزان 20 سانتيم ‌براي هر كيلوگرم وزن خالص توشه كه دير تحويل شده براي هر 24 ساعت كامل بپردازد مدت تأخير از تاريخ تقاضاي تحويل و حداكثر براي مدت‌چهارده روز محسوب و پرداخت ميشود.

2

اگر اثبات شود كه از تأخير در تحويل خسارتي ناشي شده است بابت اين خسارت غرامتي پرداخت ميشود كه حداكثر از چهار برابر غرامت مقطوع‌پيش‌بيني شده در بند 1 تجاوز نكند.

3

غرامت‌هاي پيش‌بيني شده در بند 1 و 2 با غرامت مربوط بفقدان كل توشه تواماً پرداخت نميشود و در صورت فقدان قسمتي از توشه‌غرامت‌هاي بند 1 و 2 در صورت لزوم فقط براي قسمت مفقود نشده محسوب ميشود. در صورت معيوب شدن توشه غرامت‌هاي بند 1 و 2 در صورت‌لزوم با غرامت پيش‌بيني شده در مادة 34 تواماً پرداخت ميگردد. ‌در هر حال توام شدن غرامت‌هاي پيش‌بيني شده در بند 1 و 2 با غرامتهاي پيش‌بيني شده در ماده 33 و 34 نبايد موجب پرداخت غرامتي بيش از‌غرامت گم شدن كل توشه گردد.

4

در صورت تأخير در تحويل اتومبيل ـ يدك كش ـ موتور سيكلت با سايد كار كه بطور توشه حمل و نقل شده‌اند راه‌آهن موظف بپرداخت‌غرامت نيست مگر اين كه خسارت وارده اثبات شود در اين صورت حداكثر غرامت معادل كرايه دريافتي خواهد بود. ماده سي وششم ـ مبلغ غرامت در صورت تقاضاي انتفاع در تحويل: ‌اگر چنانچه در موقع تحويل توشه تقاضاي انتفاع در تحويل شده باشد ميتوان علاوه بر غرامت‌هاي پيش‌بيني شده در مواد 33 و 34 و 35 آن را مطالبه ‌نمود جبران خسارت اضافي اثبات شده حداكثر برابر با مبلغ انتفاعي اظهار شده ميباشد. ماده سي وهفتم ـ مبلغ غرامت در صورت وجود تدليس يا خطاي فاحش منسوب به راه‌آهن: ‌در تمام موارديكه تأخير در تحويل فقدان يا قسمتي از توشه يا معيوب شدن آن بسبب يك تدليس يا خطاي فاحش منسوب به راه‌آهن پيش آيد ‌راه‌آهن بايد غرامت كامل صاحب حق را بميزان خسارت اثبات شده بپردازد. در صورت خطاي فاحش مسئوليت راه‌آهن در هر حال محدود به دو برابر‌حداكثر پيش‌بيني شده در مواد 33 و 34 و 35 و 36 خواهد بود. ماده سي وهشتم ـ بهره غرامت ـ استرداد غرامت.

1

صاحب حق ميتواند بهره غرامت را مطالبه نمايد. اين بهره به نرخ پنج درصد در سال محسوب ميشود و در صورتي الزامي ميباشد كه مبلغ ‌غرامت از ده فرانك براي هر قبض توشه بيشتر نباشد. بهره از تاريخ شكايت اداري پيش‌بيني شده در مادة 41 و در صورت نبودن شكايت اداري از تاريخ ‌تقاضاي از دادگستري محسوب ميشود.

2

هر گونه غرامت كه من غير حق دريافت شده باشد بايد مسترد گردد. ماده سي ونهم ـ مسئوليت راه‌آهن درباره مأمورين خود: راه‌آهن مسئول عمليات مأموريني كه در خدمت دارد و يا اشخاصي كه براي اجراء حمل و نقلي ‌كه بر عهده او است ميگمارد ميباشد. در هر صورت اگر در اثر تقاضاي مسافرين مأمورين راه‌آهن خدماتي انجام دهند كه مربوط به راه‌آهن نباشد‌نامبردگان عاملين مسافريني كه براي آنان خدمتي انجام ميدهند تلقي ميگردند. ماده چهلم ـ اقامه دعاوي خارج از قرارداد. ‌در موارد پيش‌بيني شده در ماده (30 بند يك) هر دعوي مربوط به مسئوليت بهر عنواني كه باشد عليه راه‌آهن مؤثر نخواهد بود مگر در شرايط و حدود‌ پيش‌بيني شده در اين مقاوله‌نامه بهمين طريق است هر دعوي كه عليه اشخاص اقامه شود كه راه‌آهن بموجب ماده 39 جوابگوي آنان ميباشد.

فصل دوم

‌دعاوي اداري ـ دعاوي قضائي ـ آئين دادرسي و مرور زمان ماده چهل ويكم ـ دعاوي اداري.

1

دعاوي اداري مربوط به قرارداد حمل و نقل بايد كتباً و خطاب به راه‌آهني كه در مادة 43 تعيين شده فرستاده شود.

2

حق اقامه دعاوي متعلق به كساني است كه حق تعقيب قضائي راه‌آهن را مطابق مادة 42 دارند.

3

بليط‌هاـ قبوض توشه و ساير اوراقي كه صاحب حق انضمام آنها را به ادعانامه مفيد ميداند لازم است اصل يا رونوشت آنها را ارائه نمايد و در‌صورت تقاضاي راه‌آهن رونوشت‌ها بايد مصدق باشد. ‌موقع رسيدگي به دعوي راه‌آهن ميتواند تقاضا كنند كه بليط‌ها و قبوض توشه را مسترد دارند. ماده چهل و دوم ـ اشخاصي ‌كه ميتوانند بر عليه راه‌آهن اقامه دعاوي حقوق نمايند. ‌اقامه دعوي حقوقي عليه راه‌آهن كه از قرارداد حمل و نقل ناشي شود مربوط بكسي است كه بليط يا قبض توشه را در دست دارد و يا كسي كه از لحاظ ‌حقوقي جانشيني نامبرده را مدلل سازد. ماده چهل وسوم ـ راه‌آهن‌هائي كه عليه آنها اقامه دعواي حقوقي ميشود.

1

دعوي حقوقي در مورد استرداد مبلغ پرداخت شده بموجب قرارداد حمل و نقل ممكن است عليه راه‌آهني كه وجه را دريافت كرده و يا راه‌آهني كه‌ وجه بنفع آن دريافت شده اقامه گردد.

2

ساير دعاوي حقوقي كه مربوط به قرارداد حمل و نقل باشد منحصراً ممكن است عليه راه‌آهن مبدأ يا مقصد حمل و نقل يا راه‌آهني كه موضوع ‌دعوي حقوقي در خط آن اتفاق افتاده اقامه شود. ‌عليه راه‌آهن مقصد ميتوان اقامه دعوي حقوقي نمود حتي اگر او توشه و برگ راه را دريافت نكرده باشد.

3

كسيكه اقامه دعوي بر عهده اوست و ميتواند عليه چندين راه‌آهن شكايت كند بمحض اينكه عليه يكي از آنها اقامه دعوي نمود حق او نسبت‌ بسايرين ساقط ميشود.

4

دعوي حقوقي ممكن است عليه راه‌آهني غير از راه‌آهن‌هاي مندرجه در بند 1 و 2 اقامه شود در صورتيكه آن دعوي عنوان دعوي متقابل داشته‌باشد يا بعنوان اعتراضي شخص ثالث نسبت بدعوي مربوط به تقاضاي اصلي كه بر مبناي همان قرارداد حمل و نقل اقامه گرديده بوده باشد. ماده چهل وچهارم ـ صلاحيت ‌دعاوي حقوقي بر اساس اين مقاوله‌نامه مورد اقدام قرار نميگيرد مگر در محضر دادرس صلاحيتدار دولتي كه راه‌آهن مشتكي‌عنه در قلمرو او قرار دارد.‌مگر بر طبق موافقت‌نامه بين دولتها و يا پيمانهاي امتيازي تصميم ديگري اتخاذ شده باشد. هر گاه مؤسسه‌اي از شبكه مستقلي در كشورهاي مختلف‌ بهره ‌برداري كند هر يك از شبكه‌ها از نظر اجراء اين ماده مانند يك راه‌آهن مستقل تلقي ميشود. ماده چهل و پنجم - تسجيل فقدان قسمتي از توشه يا معيوب شدن آن.

1

هر گاه يك كسري يا معيوب شدن توشه وسيله راه‌آهن كشف يا قبول شود يا صاحب حق وجود آنرا اثبات كند راه‌آهن موظف است بلافاصله و در‌صورت امكان با حضور دارنده حق يك صورت مجلس قطعي تهيه كند كه در آن نوع خسارت و وضع توشه و وزن آن و در حدود امكان اهميت خسارت ‌و علت آن و زمانيكه خسارت بوجود آمده معلوم گردد. ‌يك رونوشت از اين صورتمجلس بطور رايگان در صورت تقاضاي صاحب حق به او داده ميشود.

2

وقتيكه صاحب حق تحقيقات مندرج در صورت مجلس را نپذيرد ميتواند تقاضاي تحقيق قضائي بكند نسبت بوضع، وزن توشه همچنين نسبت ‌بعلل و مبلغ خسارت وارد شده. طرز اقدام در اين مورد تابع قوانين و مقررات كشوري است كه تحقيق قضائي در آنجا انجام ميشود.

3

در صورت مفقود شدن بسته‌ها صاحب حق موظف است براي تسهيل امر جستجوي بسته‌ها توسط راه‌آهن مشخصات دقيق آنها را بدهد. ماده چهل وششم ـ منتفي شدن دعوي اقامه شده عليه راه‌آهن ناشي از قرارداد حمل توشه.

1

دريافت توشه وسيله دارنده حق هر گونه دعوي مربوط به قرارداد حمل و نقل را عليه راه‌آهن منتفي ميسازد. چه براي تأخير در تحويل چه كسري يا‌معيوب بودن توشه.

2

در موارد زير دعوي اقامه شده عليه راه‌آهن منتفي نميگردد. ‌الف ـ اگر صاحب حق اثبات كند كه خسارت در اثر تقلب يا خطاي فاحش منسوب به راه‌آهن ايجاد گرديده است.

ب

در صورت اعتراض نسبت به تأخير تحويل توشه بيكي از راه‌آهن‌هاي تعيين شده در مادة 43 بند 2 در مهلتي كه از 21 روز تجاوز نكند روز‌دريافت توشه از طرف دارنده حق جزو مهلت محسوب نميشود.

ج

در مورد اعتراض نسبت بكسري يا معيوب بودن توشه:

1

چنانچه كسري يا معيوب بودن توشه قبل از دريافت آن وسيله صاحب حق اثبات شده باشد (‌طبق مادة 45).

2

چنانچه رسيدگي كه بر طبق مادة 45 بايستي صورت گيرد بعلت قصور راه‌آهن انجام نشده باشد. ‌د ـ مورد اعتراض نسبت بخسارات غير محسوس كه پس از دريافت توشه بوسيله صاحب حق اثبات شود با توجه به دو شرط زير اقامه دعوي ‌منتفي است.

1

بلافاصله پس از كشف خسارت و حداكثر در ظرف سه روز از تاريخ دريافت توشه مطابق مادة 45 تقاضاي رسيدگي شود. اگر انتهاي اين مهلت با ‌روز يكشنبه يا روز تعطيل رسمي مصادف شود مهلت به اولين روز اداري بعد تمديد ميشود.

2

صاحب حق اثبات كند كه خسارت در فاصله بين قبول توشه براي حمل و زمان تحويل آن وارده شده است. ماده چهل وهفتم ـ مرور زمان در مورد دعوي ناشي از قرارداد حمل و نقل: 1 ـ دعوي ناشي از قرارداد حمل و نقل بعد از يكسال مشمول مرور زمان ميگردد و اگر دعوي مربوط به موارد زير باشد مدت مرور زمان سه‌ساله‌ است. ‌الف ـ دعوي بر اساس خسارت ناشي از تدليس باشد.

ب

دعوي بر اساس تقلب باشد. 2 ـ مدت مرور زمان بشرح زير شروع ميشود: ‌الف ـ براي دعاوي مربوط به غرامت تأخير در تحويل، كسري يا معيوب بودن از روزيكه توشه تحويل شده است.

ب

براي دعاوي مربوط به غرامت مفقود شدن تمام توشه از روزي كه تحويل مي‌بايستي انجام شود.

ج

براي دعاوي مربوط بپرداخت يا استرداد كرايه حمل و مخارج فرعي و اضافي ديگر همچنين براي دعاوي مربوط به رسيدگي به بدي اجراء تعرفه ‌يا اشتباه در محاسبه از روز پرداخت و اگر پرداختي نشده باشد از روزيكه ميبايستي پرداخت بعمل آمده باشد. ‌د ـ براي دعاوي مربوط به پرداخت حقوق گمركي اضافي كه وسيله گمرك ادعا ميشود از روز ادعاي گمرك. ‌و ـ براي ساير دعاوي مربوط به حمل و نقل مسافر از روز انقضاء مدت اعتبار بليط روزي كه بعنوان شروع مدت مرور زمان تعيين شده است جزو ‌مهلت منظور نميشود. 3 ـ در مورد اعتراض اداري كه براي راه‌آهن طبق مادة 41 ارسال شده باشد مدت مرور زمان مادام كه راه‌آهن ادعانامه را كتباً رد كند و ضمايم ملحقه آنرا‌مسترد نمايد معلق ميماند. در مورد پذيرش قسمتي از ادعانامه توسط راه‌آهن مرور زمان فقط شامل آن قسمتي ميشود كه مورد اختلاف واقع ميماند. ‌اثبات پذيرش ادعانامه و يا جواب و يا استرداد ضمائم بعهده طرفي است كه ادعانامه را تعقيب ميكند. ‌ادعانامه‌هاي بعدي مربوط به همان موضوع مرور زمان را معلق نميكند. 4 ـ دعوائي كه مشمول مرور زمان شده باشد ديگر قابل تعقيب نميباشد حتي بصورت دعوي متقابل و يا اعتراض شخص ثالث. 5 ـ با رعايت مقررات فوق‌الذكر تعليق يا قطع مرور زمان تابع قوانين و مقررات كشوري است كه دعوي در آن جا مورد رسيدگي قرار ميگيرد.

فصل سوم

‌واريز حساب‌ها ـ دعاوي راه‌آهنها بين خود ماده چهل وهشتم ـ واريز حسابها بين راه‌آهن‌ها. ‌هر راه‌آهن ملزم است كه سهميه راه‌آهن ذينفع ديگر را از مبلغ كرايه حملي كه دريافت نموده و يا دريافت خواهد كرد بپردازد. ماده چهل ونهم ـ دعاوي راه‌آهنها در مورد پرداخت غرامت براي فقدان و يا معيوب شدن توشه.

1

راه‌آهني كه غرامت گمشدن يا كسري يا معيوب شدن توشه را بموجب مقررات اين مقاوله‌نامه پرداخت ميكند حق دارد طبق شرايط زير از‌راه‌آهن‌هاي ديگري كه در اين حمل و نقل شركت داشته‌اند نسبت به تأدية سهم خود اقامه دعوي كند. ‌الف ـ راه‌آهني كه خسارت صرفاً از عمليات آن ناشي شده است تنها مسئول تأديه خسارت ميباشد.

ب

اگر خسارت در اثر عمليات چند راه‌آهن ناشي شده باشد هر يك از آنها جوابگوي خسارتي ميباشد كه موجب شده است و اگر تشخيص نوع ‌خسارت ممكن نباشد پرداخت مبلغ غرامت‌ها با رعايت اصول مندرجه در حرف ج بين راه‌آهن‌ها تسهيم ميشود.

ج

اگر ثابت نشود كه خسارت بوسيله عمل يك يا چند راه‌آهن ايجاد شده است مبلغ غرامت حاصله بين راه‌آهنهائيكه در حمل و نقل شركت‌ داشته‌اند تقسيم ميشود مگر راه‌آهنهائيكه بتوانند ثابت كنند كه خسارت در خطوط آنها ايجاد نگرديده است. ‌تقسيم غرامت به نسبت فواصل كيلومترهائي كه تعرفه اعمال شده انجام ميگيرد.

2

در مورديكه يكي از راه‌آهنها قادر به پرداخت سهم متعلقه بخود نباشد سهم او بين ساير راه‌آهنهائيكه در حمل و نقل شركت داشته‌اند به‌نسبت فواصل كيلومترهائيكه تعرفه اعمال شده است تقسيم ميشود. ماده پنجاهم ـ اقامه دعوي در مورد غرامت تأخير در تحويل مقررات مذكور در مادة 49 در مورد پرداخت غرامت تأخير در تحويل قابل اجراء است. اگر‌علت تأخير در تحويل بي‌نظمي‌هاي مدلل شده در چند راه‌آهن باشد مبلغ غرامت بين آنها به نسبت مدت تأخيريكه روي شبكه‌هاي مربوطه صورت‌ گرفته است تقسيم خواهد شد. ماده پنجاه ويكم ـ آئين دادرسي.

1

راه‌آهني كه عليه او يكي از دعاوي مندرج در مواد 49 و 50 اعمال شود حق اعتراض به پرداخت انجام شده توسط سازمان راه‌آهني كه اقامه دعوا را ‌نموده است در صورتيكه غرامت وسيله يك مقام قضائي تعيين شده باشد ندارد مشروط بر اينكه مبلغ غرامت توسط يك مقام قضائي تثبيت و ابلاغ ‌اقامه دعوي بطريق صحيحي انجام گرفته و مقام مزبور از مجراي قانوني در اين دعوي مداخله كرده باشد. دادرس دادگاه كه دعوي اصلي نزد او مطرح ‌است بر حسب اوضاع و احوال مهلت‌هاي مربوط به ابلاغ و ورود به دعوي را تعيين ميكند.

2

راه‌آهني كه ميخواهد اقامه دعوي كند بايد تقاضاي خود را فقط در يك ادعانامه بر عليه همه راه‌آهنها كه با آنها مصالحه نكرده تنظيم نمايد وگرنه‌ادعاي او عليه ساير راه‌آهنهائيكه به محاكمه دعوت نشده‌اند منتفي ميشود.

3

دادرس بايد در يك حكم در مورد كليه دعاوي كه به او احاله شده رأي دهد.

4

راه‌آهنهاي محكوم حق استيناف از حكم صادره را نخواهند داشت در ادعانامه‌هاي تنظيمي براي دعاوي اصلي مربوط به غرامت نبايستي دعاوي ‌تضميني را وارد نمود. ماده پنجاه ودوم ـ صلاحيت براي اقامة دعوي.

1

دادرس قلمرو راه‌آهني كه عليه آن راه‌آهن اقامه دعوي ميشود منحصراً صلاحيت رسيدگي به تمام دعاوي مطروحه را دارد.

2

اگر دعوي بر عليه چند راه‌آهن بايد اقامه شود راه‌آهن تقاضاكننده حق دارد بين دادرسان صلاحيتدار بموجب بند 1 دادرسي را كه دعوي خود را‌پيش او طرح ميكند انتخاب كند. ماده پنجاه وسوم ـ موافقت در موضوع دعاوي راه‌آهن‌ها. ‌راه‌آهن‌ها ميتوانند بموجب موافقت‌نامه‌هاي خاصي از مقررات مربوط به اقامه دعاوي متقابل عليه يكديگر كه در فصل سوم بيان شده است عدول ‌نمايند.

قسمت چهارم

‌مقررات مختلف ماده پنجاه وچهارم ـ اجراي حقوق ملي ‌در صورتيكه مندرجات اين مقاوله‌نامه نسبت به امور حمل و نقل مواردي را پيش‌بيني نكرده باشد قوانين و مقررات ملي خاص هر كشور در امور حمل‌و نقل قابل اجراء ميباشد. ماده پنجاه وپنجم ـ قواعد عمومي آئين دادرسي. ‌براي تمام اختلافات ناشي از حمل و نقلهاي تابع اين مقاوله‌نامه آئين دادرسي مربوط به قاضي صلاحيتدار قابل اجراء است به استثناي موارد مغايري‌ كه در اين مقاوله‌نامه قيد شده است. ماده پنجاه وششم ـ اجراء دادرسي ـ توقيف و تضمين.

1

وقتيكه بموجب مقررات اين مقاوله‌نامه احكام صادره وسيله قاضي صلاحيتدار اعم از حضوري و يا غيابي صادر و طبق قوانين مستنده ‌لازم‌الاجرا شد اين احكام در هر يك از كشورهاي عضو مقاوله‌نامه پس از انجام تشريفات مربوطه به آن كشور نيز لازم‌الاجراء ميباشد و تجديد نظر در‌اساس موضوع پذيرفته نميشود. ‌اين مقررات شامل احكاميكه بطور موقت لازم‌الاجراء است ميباشد همچنين اين مقررات در مورد محكوميت‌هائي كه مربوط به عدم‌النفع است و‌متضمن هزينه‌هاي دادرسي بوده و بعلت رد دادخواست خواهان صورت ميگيرد نيز قابل اجراء نيست.

2

مطالباتيكه در اثر يك حمل و نقل بين‌المللي به نفع يك راه‌آهن عهده راه‌آهن ديگري كه از يك كشور تبعيت نميكنند بوجود ميآيد نميتواند ‌مورد توقيف قرار گيرد مگر بموجب حكم صادره از قوه قضائيه كشوري كه راه‌آهن بستانكار و خواستار توقيف از آن تبعيت ميكند.

3

كليه وسائل نقليه راه‌آهن همچنين اشياء مختلفي كه براي حمل و نقل به كار ميرود و متعلق به راه‌آهن است مانند مخزن‌دار وسائل بارگيري، پوشش ‌واگنها (Les baches) و غيره ميتوانند مورد توقيف قرار گيرد مگر در كشوري كه راه‌آهن مالك اين اشياء در آن كشور واقع بوده و بموجب حكم‌ صادره از قوه قضائي كشور راه‌آهن مالك. ‌واگنهاي اختصاصي اشخاص همچنين اشياء مختلفي كه از وسايل حمل و نقل بشمار ميرود و در اين واگنها قرار دارند متعلق به مالك واگن‌اختصاصي ميباشد در منطقه كشوري غير از كشور اقامتگاه مالك واگن نميتواند مورد توقيف قرار گيرد مگر بموجب حكم صادره از قوهقضائيه كشور‌اقامتگاه مالك واگن.

4

براي تأمين مخارج محاكمه در مورد دعاوي كه بر اساس قرارداد حمل و نقل بين‌المللي باشد وثيقه مطالبه نميشود. ماده پنجاه وهفتم ـ واحد پولي ـ نرخ تسعير و قبول پولهاي خارجي.

1

مبالغي كه به واحد فرانك در اين مقاوله‌نامه يا ضمائم آن تعيين شده عبارت از فرانك طلا به وزن 31/10 گرم بعيار 900/0 ميباشد.

2

راه‌آهن موظف است نرخهاي تسعيري مورد عمل خود را نسبت به تبديل پولهاي خارجي به پول داخلي كشور (‌نرخ تسعير) چاپ و منتشر سازد.

3

همچنين راه‌آهني كه پول خارجي را براي پرداخت قبول ميكند بايد نرخ تبديل آنرا به پول داخلي چاپ و منتشر نمايد (‌نرخ تسعير پولهاي‌ خارجي). ماده پنجاه وهشتم ـ اداره مركزي حمل و نقل‌هاي بين‌المللي وسيله راه‌آهن.

1

براي تسهيل و تأمين اجراء اين مقاوله‌نامه يك اداره مركزي حمل و نقلهاي بين‌المللي وسيله راه‌آهن‌ها تأسيس گرديده كه وظايف آن بشرح زير‌است: ‌الف ـ دريافت اطلاعات از هر يك از كشورهاي عضو مقاوله‌نامه و هر يك از راه‌آهن‌هاي ذينفع و ابلاغ آنها بكشورها و راه‌آهن‌هاي ديگر.

ب

جمع‌آوري و تنظيم و چاپ و انتشار اطلاعات مكتسبه از هر نوع كه مورد استفاده راه‌آهنهاي بين‌المللي باشد.

ج

تسهيل روابط مالي حاصله از حمل و نقل بين‌المللي بين راه‌آهنهاي مختلف و واريز مطالبات معوقه و ايجاد اطمينان از اين نظر در روابط بين‌ راه‌آهنها. ‌د ـ بنا بتقاضاي يكي از كشورهاي عضو مقاوله‌نامه يا يكي از موسسات حمل و نقل كه خطوط آن در ليست خطوط پيش‌بيني شده در مادة 59 ثبت‌ شده است اقدام نمودن براي رفع اختلافات بين كشورها يا مؤسسات مزبور درباره تفسير يا اجراء مقاوله‌نامه چه از طريق جلب همكاري وساطت يا هر‌طريقه ديگر.

ه

ـ در اثر تقاضاي اعضاء علاقمند (‌كشورها ـ مؤسسات حمل ونقل ـ مشتريان). ‌منتشر كردن يك آگهي مشورتي در مورد اختلافات مربوط به تفسير يا اجراء مقاوله‌نامه. ‌و ـ همكاري براي رفع اختلافات مربوط به تفسير و اجراء مقاوله‌نامه از طريق حكميت. ‌ز ـ بررسي تقاضاي اصلاح اين مقاوله‌نامه و پيشنهاد تشكيل كنفرانس‌هاي پيش‌بيني شده در ماده 69 در صورت اقتضاء.

2

مقررات مخصوصي كد ضميمه شمارة 2 اين مقاوله‌نامه را تشكيل ميدهد اقامتگاه تركيب و سازمان اين اداره و همچنين وسايل كار، شرايط، طرز‌عمل و نظارت آنرا تعيين ميكند. ماده پنجاه ونه ـ فهرست خطوط تابع اين مقاوله‌نامه.

1

اداره مركزي كه در مادة 58 پيش‌بيني شده مأمور تهيه و به جريان گذاردن فهرست‌هاي خطوط تابع اين مقاوله‌نامه ميباشد. بدين منظور اطلاعات‌مربوطه را براي درج در فهرست با حذف خطوط يك راه‌آهن يا يك مؤسسه حمل و نقل كه در مادة 2 ذكر شده دريافت ميكند.

2

ثبت يك خط جديد در سرويس حمل و نقل بين‌المللي عملي نميشود مگر يكماه پس از تاريخ اعلاميه اداره مركزي در مورد درج اين خط در‌فهرست بعنوان ساير كشورهاي عضو.

3

حذف يك خط وسيله اداره مركزي انجام مي‌شود به محض اين كه همان كشوري كه بنا به تقاضاي او اين خط در فهرست حمل و نقل بين‌المللي‌ثبت گرديده است اعلام نمايد كه بنا به مقتضيات موجود نميتواند خود را ملزم به انجام تعهدات اين مقاوله‌نامه بنمايد.

4

بمحض دريافت اعلاميه منتشره از طرف اداره مركزي بهر راه‌آهني بلافاصله حق ميدهد كه كليه روابط حمل و نقل بين‌المللي خود را با راه‌آهن‌ حذف شده قطع نمايد فقط حمل و نقل‌هاي در جريان بايستي خاتمه پذيرد. ماده شصتم ـ مقررات تكميلي. ‌مقررات تكميلي كه بعضي از كشورهاي عضو مقاوله‌نامه يا بعضي از راه‌آهن‌هاي شركت‌كننده براي اجراء همين مقاوله‌نامه منتشر كنند توسط آنان به‌ اطلاع اداره مركزي خواهد رسيد اين مقررات تكميلي ممكن است در راه‌آهن‌هائي كه به آن ملحق ميشوند در قالب قوانين و مقررات خاص هر كشوري ‌مورد اجراء قرار گيرد بدون آنكه ناقص مقررات اين مقاوله‌نامه باشد. ‌بموقع اجراء گذاردن مقررات تكميلي ‌به اداره مركزي اطلاع داده ميشود. ماده شصت ويكم ـ حل و فصل اختلافات از طريق حكميت. 1 ـ در صورتيكه اختلافات مربوط به تفسير يا اجراء مقاوله‌نامه بين طرفين اختلاف از طريق قوانين ملي يا حقوق توافقي يا مقررات تكميلي مورد‌ عمل بعضي از كشورهاي مقاوله‌نامه حل و فصل نگردد ممكن است در اثر تقاضاي طرفين اختلاف به دادگاه حكميت كه تشكيل و طرز عمل آن موضوع ‌ضميمه شمارة 4 مقاوله‌نامه است ارجاع ميشود. 2 ـ معهذا اگر اختلاف بين دولتها باشد ملزم به اجراي مقررات مندرج در ضميمه شمارة 4 نميباشند و راساً ميتوانند دادگاه حكميت و طرز عمل آن ‌انتخاب نمايند. 3 ـ بنا به تقاضاي طرفين اختلاف ممكن است قضاوت حكميت بشرح زير متوقف بماند: ‌الف ـ بدون اينكه به حل اختلاف از طريق مقررات قانوني ديگر لطمه‌اي وارد شود. ‌اولا ـ در امور اختلافات بين دولتهاي عضو مقاوله‌نامه. ‌ثانياً ـ در مورد اختلافات بين دولتهائيكه عضو قرارداد از يك طرف و دولت‌هائي كه عضو قرارداد نيستند از طرف ديگر. ‌ثالثاً ـ در مورد اختلافات بين دولت‌هائيكه عضو مقاوله‌نامة نميباشند. ‌بشرط اينكه در دو مورد اخيرالذكر اين مقاوله‌نامه مانند يك قانون ملي يا بعنوان حقوقي توافقي قابل اجراء باشد.

ب

در مورد اختلافات بين مؤسسات حمل و نقل.

ج

در مورد اختلافات بين مؤسسات حمل و نقل و مشتريان. ‌د ـ در مورد اختلافات بين مشتريان. 4 ـ اقدام به دادرسي از طريق حكميت در مورد تعليق يا قطع مرور زمان مربوط به اعتبار اختلاف، همان اثر را دارد كه شروع دعوي در دادگاه عادي. 5 ـ احكام صادره از دادگاههاي حكميت درباره مؤسسات حمل و نقل يا مشتريان در هر يك از كشورهاي عضو قرارداد بلافاصله پس از اجراء تشريفات‌خاص آن كشور قابل اجراء ميباشد.

قسمت پنجم

ماده شصت ودوم ـ مسئوليت در مورد حمل و نقل (‌راه‌آهن ـ دريا). 1 ـ در مورد حمل و نقل‌هاي (‌راه‌آهن ـ دريا) كه به استناد ماده (2بند1) از وسايل غير راه‌آهني استفاده ميشود هر كشوري ميتواند ضمن تقاضاي اينكه تذكرات لازم در ليست خطوط تابعه مقاوله‌نامه منظور شود بخواهد كه كليه علل معافيت مشروحه زير به مقررات مادة 30 علاوه شود حمل و نقل‌كننده نميتواند از علل معافيت استفاده كند مگر اينكه ثابت كند تأخير در تحويل، فقدان يا معيوب شدن توشه در مسير حمل كشتيراني از زمان بارگيري‌ توشه تا زمان تخليه آن از كشتي پيش آمده است. ‌علل معافيت بشرح زير است: ‌الف ـ اهمال، مسامحه‌كار يا قصور ناخدا، ملوان و راهنماي كشتي و همچنين مراقبين حمل كالا در كشتيراني يا در سازمان كشتي.

ب

غير قابل كشتيراني شدن كشتي يكي از علل معافيت خواهد بود بشرط اينكه حمل‌كننده كالا بتواند ثابت كند اين امر در اثر عدم توجه و قصور او ‌براي آماده كردن كشتي و يا تأمين تجهيزات و ساز و برگ نبوده است و همچنين تمام قسمتهاي كشتي براي پذيرفتن توشه به نحو احسن تحت‌ مراقبت بوده بطوريكه بتوان توشه را قبول و حفظ و حمل نمود با تمام اين احوال كشتي قادر به حركت نبوده است.

ج

آتش‌سوزي ـ بشرط اينكه حمل و نقل ‌كننده بتواند ثابت كند كه آتش‌سوزي بسبب عمل يا خطاي او و همچنين عمل يا خطاي ناخدا، ملوان،‌راهنماي كشتي و يا مراقبين حمل و نقل ايجاد نشده است. ‌د ـ سوانح ـ خطرات يا سوانح دريا يا ساير آبهاي قابل كشتيراني.

ه

ـ عمليات نجات يا كوشش براي نجات جان يا مال در دريا. ‌علل و معافيت مشروحه فوق تعهدات عمومي حمل و نقل‌كننده را كم و يا از بين نميبرد از متعهد است كه توجه خاص نسبت به آماده نگهداشتن كشتي ‌براي كشتيراني از هر جهت مبذول دارد و نيز تجهيزات و ساز و برگ و ذخيره مناسب كشتي را تأمين كند و كليه محلهاي كشتي را براي پذيرش و سالم ‌بودن و حفظ و حراست توشه براي حمل مهيا و آماده سازد. ‌هر گاه حمل و نقل‌كننده از علل معافيت مشروحه فوق استفاده كند. مسئوليت او بقوه خود باقي خواهد بود زمانيكه صاحب حق ثابت كند كه تأخير‌در تحويل، فقدان يا معيوب شدن معلول يك خطاي حمل و نقل‌كننده، ناخدا، ملوان، راهنماي كشتي يا مراقبين حمل و نقل بوده است و اين خطا غير از‌خطاهاي مذكوره در بند الف ميباشد. 2 ـ هر گاه مسير واحد دريائي توسط چند مؤسسه حمل و نقل كه در فهرست مذكوره در ماده يك ثبت شده بهره‌برداري گردد مسئوليت‌هائي را كه حمل‌و نقل اين مسير در بر دارد در مورد كليه مؤسسات حمل و نقل اين مسير بطور يكسان قابل اجراء ميباشد. بعلاوه وقتيكه در اثر تقاضاي چندين ‌دولت اينگونه مؤسسات حمل و نقل در فهرست ثبت و منظور شوند بايستي مسئوليت‌هاي مربوطه طبق يك موافقت‌نامه قبلي بين اين دول روشن‌ گردد. 3 ـ تصميماتي كه به استناد اين ماده اتخاذ مي‌شود به اداره مركزي اعلام ميگردد اين تصميمات پس از سي روز از تاريخ نامه‌ايكه بموجب آن اداره ‌مركزي تصميمات متخذه را به كشورها ابلاغ ميكند قابل اجراء خواهد شد و توشه‌هائيكه در اين مدت در جريان حمل و نقل هستند مشمول تصميمات‌ مزبور نميگردند. ماده شصت وسوم ـ مسئوليت در صورت وقوع سانحه ناشي از انفجار نيروي هستة راه‌آهن از مسئوليتي كه بموجب اين مقاوله‌نامه دارد مبري ‌ميشود هر گاه خسارت بعلت يك سانحه نيروي هسته‌اي بوجود آيد. و به استناد مقررات مخصوص قابل اجراء در هر كشور عضو مقاوله‌نامه كه‌نحوة مسئوليت ناشي از انفجار نيروي هستة را داده است بهره‌برداري ‌كننده از تأسيسات هسته‌اي يا كسيكه جانشين او باشد مسئول خسارت شناخته‌ مي‌شود.

قسمت ششم

‌مقررات نهائي ماده شصت وچهارم ـ امضاء. ‌اين مقاوله‌نامه كه ضمائم مربوطه قسمت تكميلي آنرا تشكيل ميدهد تا اول ماه مه 1961 براي امضاء كشورهائيكه براي اعزام نماينده به‌كنفرانس ‌عادي تجديد نظر دعوت شده‌اند باز ميماند. ماده شصت وپنجم ـ تصويب و لازم‌الاجراء بودن. ‌اين مقاوله‌نامه بتصويب خواهد رسيد و اسناد مصوبه آن هر چه زودتر نزد دولت سويس توديع خواهد شد. هر گاه مقاوله‌نامه از طرف پانزده كشور‌مورد تصويب قرار گيرد دولت سويس با دولتهاي ذينفع موضوع امكان به موقع اجراء گذاردن مقاوله‌نامه را در ميان خواهد گذاشت. ماده شصت وششم ـ الحاق به مقاوله‌نامه.

1

هر دولتي كه اين مقاوله‌نامه را امضاء نكرده است و بخواهد به آن ملحق شود تقاضاي خود را بدولت سويس ارسال ميدارد. دولت سويس اين ‌تقاضا را به كشورهاي عضو مقاوله‌نامه با يك اطلاعيه از طرف اداره مركزي درباره مشخصات راه‌آهن‌هاي كشور تقاضاكننده براي مطالعه از لحاظ حمل و‌نقل بين‌المللي ارسال ميدارد.

2

در مدت حداقل شش ماه از تاريخ اعلاميه مزبور اگر حداقل دو كشور مخالفت خود را بدولت سويس اطلاع ندهند تقاضاي عضويت قانوني تلقي ‌ميشود و اعلاميه آن از طرف دولت سويس به كشور تقاضاكننده و تمام كشورهاي عضو مقاوله‌نامه فرستاده ميشود. و در صورت عكس دولت سويس‌به دولت تقاضاكننده و دولت‌هاي عضو مقاوله‌نامه اطلاع ميدهد كه تقاضا معوق ميماند.

3

هر پذيرش عضويتي نتايج خود را يك ماه بعد از تاريخ ارسال اعلاميه از طرف دولت سويس به دست مي‌آورد و يا اگر در انقضاء اين مهلت هنوز‌ مقاوله‌نامه بموقع اجراء گذارده نشده باشد از تاريخ اجراء مقاوله‌نامه خواهد بود. ماده شصت وهفتم ـ مدت تعهد كشورهاي مقاوله‌نامه.

1

مدت اين مقاوله‌نامه نامحدود است ولي هر دولت عضو ميتواند با توجه به شرايط زير از عضويت مقاوله‌نامه خارج شود. ‌مقاوله‌نامه براي هر كشور عضو تا 31 دسامبر پنجمين سال از تاريخ اجراء اعتبار دارد و هر دولتي كه بخواهد در خاتمه اين دوره خود را از عضويت ‌مقاوله‌نامه خارج نمايد بايد تصميم خود را حداقل يكسال قبل از خاتمه دوره مذكور بدولت سويس اعلام دارد تا دولت نامبرده مراتب را به تمام دول‌عضو مقاوله‌نامه اطلاع دهد. ‌در صورت عدم اطلاعيه در مدت مذكوره فوق اعلاميه مربوطه داده نشود تعهدات ناشي از مقاوله‌نامه براي مدت سه سال قوت قانوني خواهد داشت و‌نيز در صورت عدم اعلاميه حداقل يك سال قبل از 31 دسامبر تعهدات مقاوله‌نامه سه سال بسه سال تمديد خواهد شد.

2

كشورهائيكه در خلال دوره پنجساله يا يكي از دوره‌هاي سه‌ساله براي شركت در مقاوله‌نامه قبول شوند تا انتهاي آن دوره تعهد مقاوله‌نامه خواهند ‌بود و همچنين تعهدات آنها پابرجاست تا آخر هر يك از دوره‌هاي سه ‌ساله چنانچه يكسال قبل از خاتمه دوره سه‌ساله مقاوله‌نامه خروج خود را از آن ‌اعلام ننمايند. ماده شصت وهشتم ـ تجديد نظر در مقاوله‌نامه.

1

نمايندگان كشورهاي عضو مقاوله‌نامه براي تجديد نظر در مقاوله‌نامه بموجب دعوت دولت سويس بعد از پنجسال از تاريخ اجراء اين مقاوله‌نامه ‌تشكيل جلسه خواهند داد قبل از اين تاريخ چنانچه حداقل2/1دول عضو امضاكننده مقاوله‌نامه تقاضاي تشكيل جلسه بنماينده كنفرانس تشكيل ‌خواهد شد با موافقت اكثريت كشورهاي عضو مقاوله‌نامه دولت سويس از كشورهاي غير عضو نيز دعوت مينمايد. ‌با موافقت اكثريت دولتهاي عضو مقاوله‌نامه اداره مركزي براي شركت در كنفرانس از نمايندگان زير دعوت بعمل مي‌آورد: ‌الف ـ از سازمان‌هاي بين‌المللي دولتي كه در امر حمل و نقل خبرگي دارند.

ب

از سازمان‌هاي بين‌المللي غير دولتي كه در امر حمل و نقل شركت دارند. ‌ترتيب شركت نمايندگان دولتهاي غير عضو و همچنين نمايندگان سازمانهاي بين‌المللي قيد شده بالا در مذاكرات براي هر كنفرانس ضمن برنامه مربوطه‌پيش‌بيني خواهد شد. با موافقت اكثريت حكومت‌ها دول عضو مقاوله‌نامه، اداره مركزي مي‌تواند قبل از تشكيل كنفرانس تجديد نظر معمولي يا‌فوق‌العاده كميسيون‌هاي مقدماتي را دعوت نمايد كه موضوعات مورد تجديد نظر را قبلاً بررسي نمايند. مقررات ضميمه شماره 3 عيناً در اين‌كميسيون‌ها قابل اجراء مي‌باشد.

2

مورد اجراء گذاردن مقاوله‌نامه جديد كه كنفرانس تجديد نظر تهيه نموده شامل فسخ مقاوله‌نامه قبلي نيز مي‌باشد حتي در مورد دولت‌هاي عضوي‌كه اين مقاوله‌نامه جديد را تصويب نكرده‌اند.

3

در فاصله كنفرانس‌هاي تجديد نظر مواد 5 ـ 8 ـ 10 ـ 12 ـ 13 ـ 14 ـ 15 ـ 16 ـ 17 ـ 20 ـ 21 ـ 27 ـ 48 ـ 49 ـ 50 ـ 53 و ضمائم 1 و 4‌را در كميسيون تجديد نظر ميتوان اصلاح نمود. سازمان و طرز كار اين كميسيون در ضميمه شمارة 3 اين مقاوله‌نامه ذكر شده است. ‌تصميمات متخذه كميسيون تجديد نظر بلافاصله به حكومتهاي دول عضو مقاوله‌نامه توسط اداره مركزي اعلام خواهد شد. ‌اين تصميمات حداقل در ظرف سه ماه از تاريخ اعلام آن چنانچه حداقل پنج دولت عضو مقاوله‌نامه اعتراضي ننمايند تصويب شده تلقي ميشود اين ‌تصميمات از روز اول ششمين ماه بعد از ماه اعلام تصميمات از طرف اداره دفتر مركزي بموقع اجراء گذارده مي‌شود. ‌اداره دفتر مركزي روز اجراء را در اعلام تصميمات تعيين ميكند. ماده شصت ونهم ـ متن مقاوله‌نامه ترجمه‌هاي رسمي. ‌اين مقاوله‌نامه طبق معمول ديپلماسي بزبان فرانسه مورد توافق قرار گرفته و امضاء شده است به متن فرانسه نيز يك متن به زبان آلماني، يك متن به‌زبان انگليسي و يك متن به زبان ايتاليائي ضميمه است كه اعتبار ترجمه رسمي را دارند و در صورت مغايرت متن فرانسه معتبر است. ‌با اعتقاد كامل نمايندگان مختار زيرين با داشتن اختيار تام كه كامل و معتبر بوده مقاوله‌نامه حاضر را امضاء كرده‌اند امضاء شده در برن بتاريخ بيست و‌پنجم فوريه يكهزار و نهصد و شصت و يك و يك نسخه فقط كه در آرشيو كنفدراسيون سويس توديع شده و از آن يك نسخه رسمي بهر يك از‌اعضاء تحويل ميشود. ‌نماينده اطريش ‌نماينده بلژيك ‌نماينده بلغارستان ‌نماينده دانمارك ‌نماينده اسپانيا ‌نماينده فنلاند ‌نماينده فرانسه ‌نماينده يونان ‌نماينده هنگري ‌نماينده ايتاليا ‌نماينده لبنان ‌نماينده ليشتن‌اشتاين ‌نماينده لوكزامبورگ ‌نماينده نروژ ‌نماينده هلند ‌نماينده لهستان ‌نماينده پرتقال ‌نماينده روماني مقاوله‌نامه فوق كه مشتمل بر شش قسمت و شش فصل و شصت و نه ماده است منضم بلايحه قانون الحاق دولت ايران بقراردادهاي بين‌المللي ‌حمل و نقل بار و مسافر مي‌باشد. رئيس مجلس سنا ـ مهندس شريف امامي

متن این قانون از منبع رسمی برداشته شده است. دادکام آن را ساختاریافته و جست‌وجوپذیر کرده، ولی متن را تغییر نداده.

مشاورهٔ حقوقی با وکیل دادگستری
نماد اعتماد الکترونیکی دادکام
خدمات
مشاورهٔ تصویریقراردادسازکسب‌وکارها
کتابخانه
مجموعه قوانینمقالاتاخبار حقوقی
دادکام
حریم داده و حذف اسنادراستی‌آزمایی سند امضاشدهتماس با ما+989125959304ورود وکلا و همکاران
© ۱۴۰۵ دادکام دات کام · تمام حقوق محفوظ است · نسخهٔ ۰٫۹٫۹