قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران مصوب 1358/4/10 مصوب 1358,04,10 با اصلاحات و الحاقات بعدي نظام گذشته ضمن حمايت ظاهري از صنايع كشور كه به بهاي نابودي كشاو رزي بعمل ميآورد آنها را بصورت وسائلي براي چپاول سرمايه هاي ملي بدست عمال خود و وابستگي اقتصاد ايران بسرمايه داري خارجي و مصرفي ساختن كشور درآورده بود. صنايع ايران بر پايه صنعت و اقتصاد وابسته به سرمايه داري غارتگر جهاني بوجود آمده بود و طبيعي بود كه دير يا زود دچار نا بساماني شود. آثار اين نا بساماني در دو سه سال اخير روز بروز نمايان تر ميشد و در اعتصابات سال 1357 و بعد از سقوط رژيم بحد اعلي رسيد و در اثر آشفتگي روابط كارگري و مديريت و مالكيت از يكطرف و مشكلات سفارش مواد اوليه و فروش كالاهاي ساخته شده از طرف ديگر دچار بحران شديد گرديد و اينك نجات صنعت و اقتصاد كشور ايجاب ميكند اقدامي قاطع در جهت احياء و اداره صحيح و توسعه آنها بمنظورهاي ذيل بعمل آيد:
الف
رعايت نظام اسلامي در مورد حقوق كار
ب
خروج اقتصاد ايران از وابستگي به نفت و احراز استقلال از طريق توليد نيازهاي داخلي تا سرحد خود كفائي و توسعه صادرات
ج
گسترش زمينه كار و اشتغال و تخصص
د
قطع يد از عمال نظام استبدادي و استثمار گران ھ: احتراز از دولت سالاري و تشويق و حمايت از فعاليتهاي غير دولتي و ابتكار در بخش خصوصي لذا قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران در دو ماده اعلام ميگردد: قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران مصوب 1358/4/10
ماده 1
صنايع موجود برحسب شرايط بچهار دسته تقسيم ميگردد و درباره هر گروه بنحو خاص عمل ميشود: الف ـ علاو ه بر نفت، گاز، راه آهن، برق، شيلات كه قبلا ملي شده صنايع زير نيز ملي ميشوند: الف 1 ـ صنايع توليد فلزاتي كه در صنعت مصرف عمده دارند (مانند فولاد، مس و آلومينيوم) شامل مرحله نورد گرم الف 2 ـ ساخت و مونتاژ كشتي و هواپيما و اتومبيل ب ـ صنايع و معادن بزرگي كه صاحبان آن از طريق رو ابط غيرقانوني با رژيم گذشته، استفاده نامشرو ع از امكانات و تضييع حقوق عمومي به ثرو تهاي كلان دست يافته اند و برخي از آنها از كشور متواري هستند و دو لت طبق لايحه قانوني شماره 6738 مورخ 1358/3/26 مديريت آنها را در اختيار گرفته است. سهام اينگونه اشخاص به تملك دولت در ميآيد. هرگونه رسيدگي مالي و فني و حقوقي نسبت باينگونه اشخاص در اختيار دولت خواهد بود.
تبصره
بهاي سهاميكه طبق فرمان امام متعلق به بنياد مستضعفان ميشود، پس از ارزيابي در صورتي كه مازاد بر ديون بدولت باشد، از طرف دولت باين بنياد پرداخت ميگردد. ج : كارخانجات و مؤسساتيكه وامهاي قابل توجه براي احداث يا توسعه از بانكها دريافت داشته اند، در صورتيكه كل بدهي آنها از دارائي خالص آنان بالاتر باشد متعلق بدولت است و بقيه بدهي ايشان بعنوان طلب دولت و مردم بهرصورت كه مقتضي باشد وصول خواهد شد. در صورتيكه دارائي اين واحدها بيشتر از مطالبات بانكها و مردم باشد. دولت بسمت مالك بانكها و نسبت به مطالبات خود و مردم در مالكيت آن واحد سهيم ميشود. د : كارخانجات و مؤسسات توليدي كه متعلق به بخش خصوصي بوده و و ضع مالي و اقتصادي مساعدي دارند و مشمول بند ب ماده 1 نباشد براساس قبول اصل مالكيت مشرو ع مشرو ط، مالكيت آنها از طرف دولت برسميت شناخته ميشود و مورد حمايت قانوني قرار ميگيرد.
تبصره
بدهي ها، و ثيقه ها و تضمين هائي كه مالكين و مديران مؤسسات مورد بحث در قبال وام بانكها داشته و سپرده اند بقوت خود باقي است و مطالبه خواهد شد.
ماده 2
آئيننامه اجرائي اين قانون بايد ظرف مدت يكهفته بوسيله وزارتخانه هاي صنايع و معادن، بازرگاني و سازمان برنامه و بودجه تنظيم شود و به تصويب هيئت وزيران برسد و افراد مشمول بند ب ماده 1 بتصويب جلسه مشترك وزراي بازرگاني، صنايع و معادن و سازمان برنامه و بودجه و نمايندگان شوراي انقلاب اسلامي برسد و همراه با اصل لايحه اعلام گردد.
تبصره (الحاقي 24ˏ04ˏ1358) الحاقی ۱۳۵۸/۰۴/۲۴
از آنجا كه مراد از و ضع اين قانون استيفاي حقوق عمومي است و صاحبان صنايع مشمول بند ب، اغلب سهام خود را در مؤسسات و كارخانجات بنام بستگان خود ثبت كرده اند، سهام همسر و فرزندان و بنا به تشخيص كميسيون مندرج در بند 2 برادر و خواهر آنان نيز مشمول اين بند ميشوند. نخست وزير اسامي 51 نفر مشمول بند «ب» قانون حافظت و توسعه صنايع ايران كه بتصويب جلسه مشترك وزراي بازرگاني ـ صنايع و معادن ـ سازمان برنامه و بودجه و نمايندگان شوراي انقلاب اسلامي رسيده است ذيلا اعلام ميشود.
1
جعفر اخوان 27 ـ عبدالحميد اخوان كاشاني
2
حبيب ثابت 28 ـ علي شكرچيان
3
گروه فرمانفرمائيان(خانواده) 29 ـ رضا شكرچيان
4
علي رضائي 30ـ ابراهيم فرين راد
5
محمود رضائي 31 ـ عبدالمجيد اعلم
6
مراد اريه 32 ـ مهدي مير اشرافي
7
رسول وهابزاده 33 ـ مهدي هرندي
8
احمد خيامي 34 ـ سعيد هدايت
9
محمود خيامي 35 ـ محمد ابونصرعضد
10
منصور ياسيني 36 ـ برادران عميد حضور
11
محمد رحيم ايرواني متقي 37 ـ حسن هراتي
12
محمد تقي برخوردار 38 ـ مرتضي رحيم زاده خوئي
13
اكبر لاجورديان 39 ـ عبدالحميد قديمي نوائي
14
قاسم لاجوردي 40 ـ عبالمجيد قديمي نوائي
15
احمد لاجوردي 41 ـ مهدي بوشهري
16
سيد محمود لاجوردي 42 ـ مراد پناه پور
17
حبيب لاجوردي 43 ـ علينقي اسدي
18
علي اصغر پيروي 44 ـ طاهر ضيائي
19
محمد علي مهدوي 45 ـ علي حاج طرخاني
20
خسرو ابتهاج 46 ـ عنايت بهبهاني و برادر
21
آذر ابتهاج 47 ـ كاظم خسرو شاهي
22
ابوالحسن ابتهاج 48 ـ محمد خسرو شاهي
23
حسين دانشور 49 ـ برادران فولادي
24
علينقي عاليخاني 50 ـ مهدي نمازي
25
مرتضي رستگار جواهري 51 ـ اسدالله رشيديان
26
رضا رستگار اصفهاني