پايان اكتشاف و آغاز بهرهبرداري تجاري 1 - پايان مرحله اكتشاف در مورد هر ميدان نفتي تاريخي خواهد بود كه طرف دوم اظهاريهاي كتبي حاكي از تكميل اولين چاه تجارتي به ترتيبي كه درزير تعريف شده است تسليم نمايد. در تعقيب اظهاريه مزبور بايد گزارشي حاوي دلائل و مستندات مربوطه آن بطرف اول داده شود. چاه موقعي تجاري شناخته خواهد شد كه قابليت بهره دهي آن بر اساس ضخامت طبقه بهره ده خصوصيات پتروفيزيكي سنگهاي مخزن - اطلاعات حاصله از تجزيه و آزمايش عوامل فشار و حجم و درجه حرارت سيالات موجود در مخزن (PVT) ضريبهاي بهره دهي در ميزانهاي مختلف توليد ودر صورت فرض حريمي بشعاع نيم ميل در اطراف حلقه چاه حاكي از اين باشد كه چاه در ظرف يك مدت دوازدهساله ميتواند مقادير كافي نفت توليد كند بطوريكه ارزش آن بر اساس بهاي اعلان شدهاي كه تخمين زده ميشود معادل دو برابر قيمت تمام شده حفر چاه مزبور باشد. آزمايشهاي لازم براي اثبات تجاري بودن چاه بايستي در حضور نمايندگان طرفين انجام گيرد. صرف اثبات تجاري بودن چاه طبق تعريف فوق كافي نخواهد بود كه ساختمان تحت الارضي و مخازن نفتي مربوطه قطعاً بعنوان يك ميدان تجاري شناخته شود. 2 - بمحض اينكه طرف دوم به اين نتيجه رسيد كه عمليات وي بمرحله كشف ميدان قابل توليد بميزان تجاري رسيده است گزارش تفصيلي استنباط خود را بطرف اول تسليم خواهد نمود. 3 - گزارشي كه طرف دوم بموجب بند 2 مادة فوق بطرف اول تسليم مينمايد بايد بطور وضوح حاوي اطلاعات فني منجمله مراتب زير باشد: الف - اطلاعات زمين شناسي و ژئوفيزيكي - ضخامت طبقه بهره ده فاصله يا فواصل بين سطوح مختلف تماس سيالات - خصوصيات پتروفيزيكي سنگهاي مخزن - تجزيه و آزمايش عوامل فشار و حجم و درجه حرارت سيالات موجود در مخزن(PVT) قابليت باالقوه }بالقوه{ بهره دهي مخزن قابليت باالقوه }بالقوه{ بهره دهي روزانه هر چاه خصوصيات و تركيبات مربوطه نفت مكشوفه - عمق - فشار و ساير خصوصيات مخزن.
ب
فاصله و ميزان دسترس بودن مخزن از كنار دريا و نقاط عمده پخش و مصرف فراهم بودن وسائل حمل و نقل تا بازارهاي فروش يا ميزان مخارجي كه براي ايجاد يا تكميل وسائل مزبور مورد نياز باشد.
ج
هر گونه اطلاعات مربوطه ديگر كه مورد استناد طرف دوم قرار گرفته و استنباطات وي مبتني بر آن بوده باشد.
د
نظرياتي كه بوسيله كارشناس يا كارشناساني كه تصدي عمليات را بر عهده داشتند ابراز گرديده باشد. 4 - طرف اول گزارش طرف دوم را فوراً و با كمال حسن نيت مورد بررسي قرار خواهد داد تا تشخيص دهد كه آيا ميدان تجاري بدان معني كه در بند 5 اين ماده تعريف گرديده كشف شده است يا نه. 5 - ميدان فقط وقتي تجاري تلقي ميشود كه مقدار نفتي كه استخراج آن از ميدان مزبور بطور معقول قابل پيش بيني است طوري باشد كه در صورت تحويل نفت در كنار دريا اگر مخارج بهره برداري را با هزينه اكتشاف (بشرح مقرر در بند 7 (ب) مادة 30) و با هزينههاي حمل و بارگيري و همچنين بارقمي معادل ½ 12 درصد قيمت اعلان شده مربوطه براي نفتي از مشخصات مشابه جمع كنند و رقم حاصله را از قيمت اعلان شده مذكورموضوع نمايند سود ويژهاي باقي بماند كه ميزان آن از 25 درصد قيمت اعلان شده مربوطه كمتر نباشد. 6 - هر گاه طرف اول استنباط طرف دوم را دائر بر كشف ميدان تجاري موجه تشخيص دهد مراتب را بطرف دوم اطلاع خواهد داد. كليه مخارجي كهاز تاريخ تسليم اظهاريه طرف دوم دائر بر كشف اولين چاه تجاري تا تاريخ شروع بهرهبرداري تجاري بمعني مشروح در بند 2 مادة 33 اين قرارداد انجام گرديده بعنوان مخارج توسعه و بهرهبرداري تلقي خواهد شد. هر گاه طرف اول معتقد باشد كه استنباط طرف دوم دائر بر كشف ميدان تجاري غير موجه است نظريات و دلايل خود را بطرف دوم اطلاع خواهد داد. در اين صورت طرف دوم ميتواند عمليات حفاري بيشتري را انجام دهد و هرگاه در نتيجه اين حفاريهاي اضافي وجود ميدان قابل بهره برداري بميزان تجاري ثابت شود كليه مخارجي كه در فاصله تاريخ اظهاريه مربوط به اولين چاه تجاري و تاريخ شروع بهرهبرداري تجاري صورت گرفته باشد بعنوانمخارج توسعه و بهره برداري تلقي خواهد شد. 7 - مقررات اين ماده نسبت بميدانهائي كه بعد از ميدان اولي كشف شود نيز جاري خواهد بود. 8 - طرف دوم تقبل مينمايد كه بمحض كشف هر ميدان تجارتي علاوه بر سهم خود سهم هزينههاي طرف اول را (پنجاه درصد) نيز كه براي توسعه بهرهبرداري چنين ميداني تا تاريخ شروع بهرهبرداري تجارتي مورد لزوم است بدون منظور نمودن بهره تأمين نمايد. پنجاه درصد سهم كليه هزينههاي توسعه و بهرهبرداري كه بطرف اول تعلق ميگيرد بشرح مذكور در بند 6 اين ماده در 12 قسط متساوي شش ماهه به ليره انگليسي توسط طرف اول بطرف دوم مسترد خواهد شد. اولين قسط بايستي شش ماه پس از تاريخ شروع بهره برداري تجارتي و اقساط بعدي بفاصله هر شش ماه متعاقباًپرداخت گردد. 9 - از تاريخ شروع بهرهبرداري تجارتي طرفين قرارداد توأماً مسئوليت پرداخت كليه هزينههائي را كه بعد از تاريخ مزبور براي عمليات نفتي ميدان مورد بحث لازم باشد بر عهده خواهد گرفت.