رای وحدت رویه شماره 871 مورخ 1404/09/11 هیات عمومی دیوان عالی کشور | ملاک احتساب مهلت تجدیدنظرخواهی سازمان بازرسی کل کشور
مصوب ۱۴۰۴/۰۹/۱۱هیئت عمومی دیوان عالی
خلاصه
موضوع این پرونده وحدت رویه، حل اختلافِ حاصل شده میان شعب دادگاههای تجدیدنظر پیرامون نحوه احتساب مهلت تجدیدنظرخواهی سازمان بازرسی کل کشور از آراء مراجع قضایی است؛ بدینشرح که گروهی از قضات با تفسیر موسع، تاریخ اعلام اعتراض سازمان به دادستان جهت اخذ موافقت را ملاک قرار داده، اما گروه دیگر با استناد به اصول دادرسی، تاریخ ثبت درخواست در دفتر دادگاه صادرکننده رای را معیار قانونی میدانستند. هیات عمومی دیوان عالی کشور طی رای وحدت رویه شماره 871 مورخ 1404/09/11 با تایید استدلال دسته دوم و صحیح دانستن رای شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر، مقرر نمود که اگرچه مطابق ماده 6 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور مصوب 1360، آراء صادره با درخواست سازمان و موافقت دادستان ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر است، اما به تصریح ماده 439 قانون آیین دادرسی کیفری، تاریخ تجدیدنظرخواهی، تاریخ تسلیم درخواست به دفتر دادگاه صادرکننده رای محسوب میشود و از آنجا که قانونگذار مهلت جداگانه و اضافهای برای فرآیند اخذ موافقت دادستان پیشبینی نکرده است، چنانچه ثبت درخواست در دفتر دادگاه خارج از مهلت بیست روزه صورت گیرد - ولو آنکه درخواست پیش از انقضای مهلت به دادستان تسلیم شده باشد - اقدام مذکور خارج از مهلت قانونی بوده و طبق ماده 432 قانون آیین دادرسی کیفری، قرار رد درخواست تجدیدنظر صادر خواهد شد.
متن مصوبه
مقدمه
جلسه هیأت عمومی دیوان عالی كشور در مورد پرونده وحدت رویه شماره 1404/13 ساعت 8 روز سه شنبه، مورّخ 1404/9/11 به ریاست حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محمّدجعفرمنتظری، رئیس محترم دیوان عالی کشور، با شركت آقایان رؤسا، مستشاران و اعضای معاون كلیه شعب دیوان عالی كشور و با حضور حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سید محسن موسوی، نماینده محترم دادستان كلّ كشور در سالن هیأت عمومی تشكیل شد و پس از تلاوت آیاتی از كلام الله مجید، قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شركت كننده در خصوص این پرونده و استماع نظر نماینده محترم دادستان كل كشور كه به ترتیب ذیل منعكس می گردد، به صدور رأی وحدت رویه قضایی شماره 871 ـ 1404/9/11 منتهی گردید.
الف) گزارش پرونده
با سلام و احترام
به استحضار می رساند، آقای محمّدرضا محمّدی کشکولی معاون محترم حقوقی نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور، با اعلام اینکه از سوی شعب دوم و نهم دادگاه تجدیدنظر استان سیستان و بلوچستان، در خصوص نحوه احتساب مهلت تجدیدنظرخواهی سازمان بازرسی کل کشور از آراء صادره از محاکم بدوی با استنباط متفاوت از ماده 6 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، آراء مختلف صادر شده، درخواست طرح موضوع در هیأت عمومی دیوان عالی کشور را نموده که گزارش امر به شرح آتی تقدیم می شود:
الف) به حکایت دادنامه شماره 140329390002359415 ـ 1403/7/12 شعبه 102 دادگاه کیفری دو زاهدان، در خصوص درخواست تجدیدنظرخواهی سازمان بازرسی کل استان سیستان و بلوچستان نسبت به حکم صادره از همین شعبه، چنین رأی صادر شده است:
«... در خصوص تجدیدنظرخواهی سازمان بازرسی کل استان سیستان و بلوچستان نسبت به حکم شماره 140329390001118710مورخ 1403/4/4 اصداری از شعبه 102 دادگاه کیفری دو زاهدان که به موجب آن در خصوص تجدیدنظرخواهی سازمان بازرسی کل استان سیستان و بلوچستان نسبت به حکم شماره 140329390000465433 مورخ 1403/2/20 قرار ردّ درخواست تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه به جهت خارج از مهلت بودن صادر شده است و حکم صادره به اداره کل بازرسی استان در تاریخ 1403/4/9 به صورت واقعی ابلاغ شده است، لیکن تاریخ وصول لایحه تجدیدنظرخواهی به این شعبه که ملاک است مورخ 1403/6/25 بوده که خارج از مهلت تجدیدنظرخواهی است و با توجه به اینکه عذر موجّهی نیز ارائه و اقامه ننموده اند، فلذا مستنداً به مواد 432 و 440 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392/12/4 با اصلاحات و الحاقات بعدی قرار ردّ درخواست تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه را صادر و اعلام می دارد. ...»
با تجدیدنظر خواهی دادستان عمومی و انقلاب زاهدان از این رأی، شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان سیستان و بلوچستان، به موجب دادنامه شماره 140329390002945685 ـ 1403/8/21، چنین رأی داده است:
«... با توجه به اینکه حسب ماده 439 قانون آیین دادرسی کیفری تاریخ تجدیدنظرخواهی، تاریخ ثبت درخواست به دفتر دادگاه صادرکننده رأی نخستین یا دفتر زندان است و با ملاحظه تاریخ ابلاغ و تاریخ وصول و ثبت در شعبه دادگاه بدوی، تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه خارج از مهلت مقرر قانونی است، لذا رأی صادره وفق موازین قانونی اصدار یافته و از ناحیه تجدیدنظرخواه نیز ایراد و اعتراض موجّه و مؤثّری ابراز و اقامه نشده است مستنداً به بند الف ماده 455 قانون آیین دادرسی کیفری، ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی رأی معترض عنه تأیید می گردد.»
ب) به حکایت دادنامه شماره 140329390003800619 ـ 1403/10/20 شعبه 102 دادگاه کیفری دو زاهدان، در خصوص تجدیدنظرخواهی سازمان بازرسی کل استان سیستان و بلوچستان نسبت به دادنامه صادره از همین شعبه، چنین رأی صادر شده است:
«... درخصوص تجدیدنظر خواهی سازمان بازرسی استان سیستان و بلوچستان نسبت به دادنامه شماره 140329390003456874 مورخ 1403/9/26 که به موجب آن در خصوص اتهام [متهمین] ...، حکم برائت از سوی این شعبه صادر شده است و حکم صادره در تاریخ 1403/9/26 در سامانه ابلاغ درج و به صورت قانونی ابلاغ شده و لیکن مشارالیه در تاریخ 1403/10/19 و خارج از مهلت تجدیدنظر خواهی، درخواست تجدیدنظر نموده و عذر موجّهی نیز ارائه و اقامه ننموده است، بدین وسیله با استناد به ماده 432 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392/12/4 با اصلاحات و الحاقات بعدی، قرار ردّ درخواست تجدیدنظر سازمان بازرسی استان سیستان و بلوچستان را صادر و اعلام می دارد. ...»
با تجدیدنظرخواهی دادستان عمومی و انقلاب زاهدان و اداره کل سازمان بازرسی استان سیستان و بلوچستان از این رأی، شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان مذکور، به موجب دادنامه شماره 140329390004077458 ـ 1403/11/10، چنین رأی داده است:
«... با عنایت به اینکه سازمان بازرسی در تاریخ 1403/10/12 مراتب اعتراضی خود را به دادستان محترم اعلام و در تاریخ 1403/10/13 معاون دادستان دستور ارسال پرونده را داده و دفتر در مورخ 1403/10/18 ثبت و لایحه را ارسال نموده و در مورخ 1403/10/19 لایحه مذکور ثبت شعبه گردیده، نظر به اینکه اعتراض مذکور در مهلت مقرر قانونی بوده فقط ارسال اعتراض زمان برده، لذا ضمن پذیرش اعتراض به عمل آمده با استناد به بند «ج» ماده 178 و ماده 432 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392، ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته، قرار قبولی تجدیدنظرخواهی نامبردگان را صادر و اعلام می نماید. ...»
چنانکه ملاحظه می شود، شعب دوم و نهم دادگاه تجدیدنظر استان سیستان و بلوچستان، در خصوص نحوه احتساب مهلت تجدیدنظرخواهی سازمان بازرسی کل کشور از آراء صادره از محاکم بدوی با استنباط متفاوت از ماده 6 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، اختلاف نظر دارند؛ به طوری که شعبه دوم معتقد است مبنای محاسبه تجدیدنظرخواهی، تاریخ ثبت اعتراض در دفتر دادگاه صادرکننده رأی است، اما شعبه نهم ملاک محاسبه مهلت اعتراض را تاریخ اعتراض سازمان مذکور دانسته و تجدیدنظرخواهی را پذیرفته است.
بنا به مراتب، در موضوع مشابه، اختلاف استنباط محقق شده است، لذا در اجرای ماده471 قانون آیین دادرسی کیفری به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، طرح موضوع در جلسه هیأت عمومی دیوان عالی کشور درخواست می گردد.
معاون قضایی دیوان عالی کشور در امور هیأت عمومی ـ غلامرضا انصاری
ب) نظریه نماینده محترم دادستان كل كشور
احتراماً، در خصوص پرونده وحدت رویه ردیف 1404/13 هیأت عمومی دیوان عالی کشور، به نمایندگی از دادستان محترم کل کشور به شرح زیر اظهار عقیده می نمایم:
حسب گزارش ارسالی ملاحظه می گردد اختلاف رویه حادث شده بین شعب دوم و نهم دادگاه تجدیدنظر استان سیستان و بلوچستان، در خصوص نحوه احتساب مهلت تجدیدنظرخواهی سازمان بازرسی کل کشور از آراء صادره از محاکم بدوی با استنباط متفاوت از ماده 6 قانون تشکیل سازمان مذکور است، به گونه ای که شعبه دوم معتقد است مبنای محاسبه تجدیدنظر خواهی تاریخ ثبت اعتراض در دفتر دادگاه است، لیکن شعبه نهم ملاک محاسبه اعتراض را تاریخ اعتراض سازمان مذکور دانسته است، لذا با عنایت به گزارش ارسالی و با توجه به اینکه قانون آیین دادرسی کیفری مجموعه ای از مقررات و قواعدی است که برای کشف جرم، رسیدگی، صدور رأی و اعتراض به آراء وضع گردیده و به عنوان قانون مادر و عام شامل تمام رسیدگی های قضایی است، نحوه نگارش مواد مربوط به رسیدگی به اعتراض آراء محاکم که در مواد 426 تا 461 انعکاس یافته نیز دلالت بر عمومیّت مقررات مذکور در این مواد، برای رسیدگی به اعتراض به آراء محاکم را دارد. بنابراین در تمام موارد رسیدگی های کیفری و صدور آراء و نیز اعتراض به آراء محاکم باید مطابق این مقررات رفتار شود. از جمله مواد 431 و 439، که در ماده 431 قانون مذکور مهلت درخواست تجدیدنظر برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه اعلام گردیده است. لازم به ذکر است ماده 439 نیز مرجع تقدیم درخواست و دادخواست اعتراض را مشخص نموده است که عبارت است از دفتر دادگاه صادر کننده رأی نخستین یا تجدیدنظر و یا دفتر زندان، بنابراین اگر درخواست یا دادخواست اعتراض در غیر از مراکز مذکور تقدیم گردد، اعتبار قانونی نداشته و این موارد حصری است و قابل توسعه نیز نیست.
با این وصف تنها درصورتی که برخلاف قواعد آیین دادرسی کیفری، مقررات خاصی برای مهلت اعتراض و یا نحوه دریافت اعتراض و غیره ... برای مرجع خاصی وضع شده باشد، از باب تقدم خاص بر عام لازم است و مطابق آن حکم خاص و در محدوده دلالت آن حکم و ماده رفتار می شود که در مانحن فیه، ماده 6 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور مدّ نظر است. در این ماده آمده است .... آراء صادره از مراجع قضایی با درخواست سازمان بازرسی کل کشور و موافقت دادستان ذی ربط ... در مراجع ذی صلاح ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر است.
آنچه از این ماده برداشت می شود آن است که ماده مذکور در حقیقت در مقام بیان و تشریح ماده 433 قانون آیین دادرسی کیفری و مفسّر و حاکم بر آن ماده است. به بیان ساده و واضح، ماده 6 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور نظر و نگاه به ماده 433 قانون آیین دادرسی کیفری دارد و به اصطلاح علم اصول، حکومت بر آن ماده دارد. چون در ماده 433 افرادی که حق تجدیدنظرخواهی را دارند مشخص گردیده و عبارتند از الف) محکوم علیه، وکیل یا نماینده قانونی او. ب) شاکی یا مدعی خصوصی و یا وکیل و یا نماینده قانونی آنان. پ) دادستان از جهت برائت متهم، عدم انطباق رأی با قانون و یا عدم تناسب مجازات.
همانطور که واضح است در این ماده جایگاهی برای اعتراض سازمان بازرسی کل کشور شناخته نشده است، به همین جهت درصورت عدم وضع ماده 6، سازمان مذکور حق اعتراض به آراء صادره از محاکم را نداشته، چرا؟ چون صرفاً اعلام کننده جرم تلقی می گردید و لیکن قانونگذار با وضع این ماده قانونی سازمان بازرسی کل کشور را نیز به عنوان یکی از کسانی که حق اعتراض داشته باشد معرفی کرده است، البته با قید موافقت دادستان. از منظر علم اصول باید گفت که ماده 6 حاکم بر ماده 433 است (از نوع حکومت به نحو توسعه) و همانطور که در علم اصول بیان شده باید تا جایی که این ماده در مقام بیان است به آن عمل شود نه بیشتر و حال می بینیم که این ماده صرفاً در مقام بیان و افزودن سازمان بازرسی کل کشور به عنوان معترض است و از سایر جهات شیوه رسیدگی و اعتراض و زمان اعتراض در مقام بیان نیست و قطعاً قانونگذار قصد نداشته که در مقررات آیین دادرسی کیفری تغییری ایجاد نماید، بنابراین باید درخصوص سایر مقررات از قبیل مهلت و زمان تجدیدنظرخواهی و یا نحوه تقدیم اعتراض، مطابق مقررات آیین دادرسی کیفری رفتار شود که از جمله آن مواد 431 و 439 است.
پس می بینیم که تاریخ تنظیم اعتراض در سازمان و ارسال نزد دادستان «دلیل بر ارائه به دفتر دادگاه نبوده، چرا که امکان این را دارد که درخواست مذکور چند روز یا حتی چند هفته در مسیر اداری معطّل بماند و دادستان نیز خود را مقیّد به زمان خاصی نداند و از این جهت دادگاه هیچ راهی برای صحت سنجی تاریخ درج شده نیز ندارد و از این جهت موجب بی نظمی، اختلاف و حتی زمینه سوءاستفاده نیز خواهد شد. لذا از نظر عملی و حقوقی این مبنا قابل قبول نیست. از طرفی، اصل «قطعیت آراء» اقتضاء می کند که ملاک، رسیدن اعتراض به دادگاه باشد، چرا که یکی از مهم ترین اصول نظام قضایی این است که رأی باید پس از پایان مهلت های قانونی قطعیت پیدا کند. و از این رو چنانچه نظر شعبه نهم معیار قانونی نیز پیدا کند قطعیت واقعی حاصل نمی شود و باید همیشه احتمال این را بدهیم که «اعتراضی در راه است!» و این برخلاف امنیت حقوقی و نظم قضایی است.لازم به ذکر است که در موارد مشابه (اعتراض سازمان ها، ادارات دولتی و نهادهای عمومی) همواره ملاک پذیرش، زمان ثبت اعتراض در دفتر دادگاه صادر کننده رأی است.
لذا ماده 6 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور استثنایی دراین خصوص ایجاد نکرده است و از این جهت، هیچ امتیاز یا مهلت ویژه ای برای سازمان یا دادستان تعیین نشده است و سازمان بازرسی و دادستان نیز مانند سایر اشخاص، تابع قواعد عام دادرسی است. لذا من حیث المجموع نظر شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان سیستان و بلوچستان موافق با قانون و قابل تأیید است.
ج) رأی وحدت رویه شماره 871 ـ 1404/9/11 هیأت عمومی دیوان عالی كشور
مطابق ماده 6 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور مصوب 1360 با اصلاحات بعدی، آرای صادره مراجع قضایی با درخواست سازمان بازرسی و موافقت دادستان ذی ربط ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر می باشد. از آنجا که به تصریح ماده 439 قانون آیین دادرسی کیفری، تجدیدنظرخواه باید درخواست خود را به دفتر دادگاه صادرکننده رأی تسلیم نماید، تاریخ تسلیم، تاریخ تجدیدنظرخواهی محسوب می شود و با توجه به عدم پیش بینی مهلت اضافه برای موافقت دادستان با درخواست سازمان، چنانچه درخواست تجدیدنظر سازمان قبل از انقضای مهلت برای أخذ موافقت به دادستان تسلیم شود، ولی ثبت آن در دفتر دادگاه بعد از انقضای مهلت بیست روز صورت پذیرد، خارج از مهلت محسوب و طبق ماده 432 قانون یاد شده، قرار ردّ درخواست تجدیدنظر صادر می شود. بنا به مراتب، رأی شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان سیستان و بلوچستان که با این نظر انطباق دارد، با اکثریت آراء اعضای هیأت عمومی دیوان عالی کشور، صحیح و قانونی تشخیص داده می شود. این رأی طبق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی، در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاه ها و سایر مراجع اعمّ از قضایی و غیر آن، لازم الاتباع است.
رئیس هیأت عمومی دیوان عالی کشور ـ محمّدجعفر منتظری
« بعدی
قبلی »
#
آرای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور
طراحی، برنامه نویسی و گردآوری مطالب -
مهدی داودآبادی
Davoudabadi.ir
کاربردی
مجموعهها
موضوعات
مراجع تصویب
شهرها
کشورها
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
قانون نحوه اجرای اصل 49 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
قانون مدنی
قانون مسئولیت مدنی
قانون بیمه
قانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه
قانون امور حسبی
قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه در محاکم
قانون راجع به رشد متعاملین
قانون تصدیق انحصار وراثت
قانون پیش فروش ساختمان
قانون تملک آپارتمانها
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1362
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376
قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجاره
قانون حمایت خانواده
قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت
قانون حمایت از اطفال و نوجوانان
قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست
قانون آیین دادرسی مدنی
قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب
قانون اجرای احکام مدنی
قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی
قانون دیوان عدالت اداری
قانون شوراهای حل اختلاف
قانون تجارت
لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت
قانون شرکتهای تعاونی
قانون راجع به ثبت شرکتها
قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی
قانون تجارت الکترونیک
قانون حمایت از مالکیت صنعتی
قانون صدور چک
قانون ثبت اسناد و املاک
آییننامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازمالاجراء و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرایی
لایحه قانونی راجع به اشتباهات ثبتی و اسناد مالکیت معارض
قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول
قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی
قانون جامع حدنگار (کاداستر) کشور
قانون افراز و فروش املاک مشاع
قانون ثبت احوال
قانون تخلفات، جرائم و مجازاتهای مربوط به اسناد سجلی و شناسنامه
قانون حفظ اعتبار اسناد سجلی و جلوگیری از تزلزل آنها
قانون مجازات اسلامی
کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی
قانون جرایم رایانهای
قانون کاهش مجازات حبس تعزیری
قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری
قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر
قانون مجازات اشخاصی که برای بردن مال غیر تبانی مینمایند
قانون مجازات اشخاصی که مال غیر را به عوض مال خود معرفی مینمایند
قانون مجازات استفاده کنندگان غیرمجاز از آب، برق، تلفن، فاضلاب و گاز
قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی
قانون تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزهدیدگان ناشی از آن
قانون جرم سیاسی
قانون ممنوعیت اخذ پورسانت در معاملات خارجی
قانون مجازات تبانی در معاملات دولتی
قانون مجازات اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات قانونی
لایحه قانونی راجع به منع مداخله وزراء و نمایندگان مجلسین و کارمندان دولت در معاملات دولتی و کشوری
قانون ممنوعیت دولت از مذاکره و عقد قرارداد راجع به امتیاز نفت با خارجیها
قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور
قانون مبارزه با پولشویی
قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم
قانون مبارزه با قاچاق انسان
قانون مبارزه با مواد مخدر
قانون مربوط به مواد روان گردان (پسیکوتروپ)
قانون الحاق به کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر و داروهای روانگردان
قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون مواد روانگردان
قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی
قانون تعزیرات حکومتی
قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز
قانون مجازات عاملین متخلف در امر حمل و نقل کالا
قانون مجازات قاچاق اسلحه و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز
قانون مطبوعات
قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان
قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی
قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیتهای غیرمجاز مینمایند
قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی
قانون مجازات استفاده غیرمجاز از عناوین علمی
قانون ممنوعیت بکارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره
قانون آیین دادرسی کیفری
قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی
قانون کار
قانون تامین اجتماعی
قانون بیمه بیکاری
قانون نظارت بر رفتار قضات
لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری
آییننامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری
قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری
قانون وکالت
قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران
قانون تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی
قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری
قانون مالیاتهای مستقیم
قانون مالیات بر ارزش افزوده
قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مودیان
قانون تسهیل تکالیف مودیان جهت اجرای قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مودیان