رای وحدت رویه شماره 875 مورخ 1404/10/23 هیات عمومی دیوان عالی کشور | تعیین مرجع صالح برای رسیدگی توأمان به جرایم درجات ۷ و ۸ و جرایم درجه بالاتر
مصوب ۱۴۰۴/۱۰/۲۳هیئت عمومی دیوان عالی
خلاصه
این رای وحدت رویه به بررسی اختلاف استنباط قضایی میان شعب هشتم و هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان در خصوص مرجع صالح برای رسیدگی به جرایم تعزیری درجه 7 و 8 در فرض تعدد با جرایم درجه بالاتر میپردازد. شعبه هشتم با تلقی صلاحیت دادگاه صلح و دادسرا به عنوان صلاحیت ذاتی، به تفکیک جرایم و لزوم رسیدگی مجزا به اتهامات درجه 7 و 8 در دادگاه صلح مستند به بند 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 اعتقاد داشته است؛ اما شعبه هفدهم با استناد به ماده 313 قانون آیین دادرسی کیفری و لزوم رعایت قاعده وحدت دادرسی جهت جلوگیری از صدور آراء متهافت، مرجع صالح برای رسیدگی به جرم مهمتر (دادسرا یا دادگاه کیفری) را صالح به رسیدگی توامان به تمامی اتهامات دانسته است. هیات عمومی دیوان عالی کشور در رای وحدت رویه شماره 875 مورخ 1404/10/23، با استناد به بند «ب» تبصره 4 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف و تبصرههای 1 و 2 ماده 314 قانون آیین دادرسی کیفری، رابطه صلاحیت دادگاه صلح با سایر مراجع کیفری را «نسبی» تشخیص داد و استدلال نمود که برای پیشگیری از اتخاذ تصمیمات متناقض و بر اساس ماده 313 قانون یاد شده، چنانچه فردی به طور همزمان مرتکب جرایم درجه 7 یا 8 و جرایم مهمتر شود، تمامی اتهامات وی باید به صورت یکجا در مرجعی که صلاحیت رسیدگی به جرم اصلی و مهمتر را دارد رسیدگی شود. در نهایت، هیات عمومی با اکثریت آراء، رای شعبه هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان را که بر صلاحیت مرجع رسیدگیکننده به جرم مهمتر در کلیه اتهامات تاکید داشته، صحیح و منطبق با موازین قانونی اعلام کرد.<br>
متن مصوبه
مقدمه
جلسه هیأت عمومی دیوان عالی كشور در مورد پرونده وحدت رویه شماره 17/1404 ساعت 8 روز سه شنبه، مورّخ 1404/10/23 به ریاست حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محمدجعفر منتظری رئیس محترم دیوان عالی کشور، با شركت آقایان رؤسا، مستشاران و اعضای معاون كلیه شعب دیوان عالی كشور و با حضور حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سیدمحسن موسوی، نماینده محترم دادستان كلّ كشور در سالن هیأت عمومی تشكیل شد و پس از تلاوت آیاتی از كلام الله مجید، قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شركت كننده در خصوص این پرونده و استماع نظر نماینده محترم دادستان كل كشور كه به ترتیب ذیل منعكس می گردد، به صدور رأی وحدت رویه قضایی شماره 875 ـ 1404/10/23 منتهی گردید.
الف) گزارش پرونده
با سلام و احترام
به استحضار می رساند، آقای مجید الهیان رئیس کل محترم دادگستری استان گیلان، با اعلام اینکه از سوی شعب هشتم و هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان، در خصوص تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به جرایم درجه 7 و 8 توأم با جرایم درجه بالاتر، آراء مختلف صادر شده، درخواست طرح موضوع در هیأت عمومی دیوان عالی کشور را نموده که گزارش امر به شرح آتی تقدیم می شود:
الف) به حکایت دادنامه شماره 140334390004554016 ـ 1403/7/17 شعبه اوّل بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سیاهکل، در خصوص اتهام خانم سیما ... دایر بر مزاحمت ملكی و تصرف عدوانی، چنین رأی صادر شده است:
«... با توجه به اینکه موضوع اتهام از جرائم درجه هفت بوده و به استناد بند 10 ماده 12 قانون شورای های حل اختلاف مصوب 1402 در صلاحیت محاکم صلح است، لذا رسیدگی به بزه فوق در صلاحیت این شعبه نبوده، به استناد ماده قانونی مارالذکر قرار عدم صلاحیت، به شایستگی و صلاحیت دادگاه های صلح شهرستان سیاهکل، صادر و اعلام می گردد. ...»
متعاقباً شعبه دوم دادگاه صلح شهرستان سیاهکل به موجب دادنامه شماره 40334390005093598 ـ 1403/8/7، چنین رأی داده است:
«... با توجه به اینکه به استثنای جرم اخیرالذکر، سایر عناوین مذکور در شکوائیه من جمله توهین و تهدید از درجات بالاتر بوده که رسیدگی به آنها در صلاحیت محاکم کیفری دو و بالتبع، دادسراهای عمومی و انقلاب است که می بایست با انجام تحقیقات مقدماتی پرونده را با تنظیم کیفرخواست به دادگاه کیفری دو ارسال نمایند و مدلول ماده 313 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نیز دلالت بر این امر داشته که رسیدگی به اتهامات متعدد متهم می بایست در مرجع واحد به نحو توأمان مورد رسیدگی قرار گیرد و با عنایت به اینکه جرم مهم تر در صلاحیت دادسرا بوده، لذا بالتبع آن بزه اخیرالذکر نیز در صلاحیت آن مرجع خواهد بود و تفکیک پرونده در این خصوص فاقد وجاهت قانونی به نظر می رسد ـ کما اینکه پیش از این نیز دادسراها مجاز به تفکیک جرایم درجه 7 و 8 از سایر جرایم و ارسال آنها حسب مورد به دادگاه های کیفری دو و یا شوراهای حل اختلاف نبودند و به جرایم درجه 7 و 8 نیز در فرض همراهی با سایر جرایم از درجه 6 به بالا، به نحو توأمان در دادسرا رسیدگی می گردید ـ فلذا این دادگاه ضمن عدم پذیرش صلاحیت خویش، به شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سیاهکل با اعلام اختلاف در صلاحیت، در راستای بند الف تبصره 4 ماده 12 قانون شورای حل اختلاف مصوب 1402/6/22 پرونده را جهت حل اختلاف به دادگاه تجدیدنظر استان گیلان ارسال می دارد. ...»
با ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر جهت حل اختلاف، شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان به موجب دادنامه شماره 140334390005533610 ـ 1403/8/27، چنین رأی داده است:
«... نظر به اینکه صلاحیت دادسرا و دادگاه صلح نسبت به یکدیگر ذاتی است و در خصوص جرائم متعدد متهم که در صلاحیت مراجع یاد شده باشد جداگانه صورت می پذیرد، بنابراین با پذیرش استدلال و نظر شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب اسلامی سیاهکل و تشخیص صلاحیت رسیدگی شعبه دوم دادگاه صلح آن شهرستان، مستندأ به بند 10 و بند الف تبصره ماده 12 قانون شورای حل اختلاف 1402 حل اختلاف می نماید. ...»
ب) به حکایت دادنامه شماره 140334390004504921 ـ 1403/7/15 شعبه اوّل بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سیاهکل، در خصوص اتهام آقایان حسام الدین ...، علی ... و نظام الدین ... و خانم زهرا ... دایر بر مزاحمت ملكی و ممانعت از حق، چنین رأی صادر شده است:
«... با توجه به اینکه موضوع اتهام از جرائم درجه هفت بوده و به استناد بند 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 در صلاحیت محاکم صلح است، لذا رسیدگی به بزه فوق در صلاحیت این شعبه نبوده، به استناد ماده قانونی مارالذکر، قرار عدم صلاحیت به شایستگی و صلاحیت دادگاه های صلح شهرستان سیاهکل صادر و اعلام می گردد.»
متعاقباً شعبه دوم دادگاه صلح شهرستان سیاهکل به موجب دادنامه شماره 140334390005063742 ـ 1403/8/5، چنین رأی داده است:
«... لذا با توجه به مجموع اوراق و محتویات پرونده و نظر به اینکه حسب مدلول ماده 313 قانون آیین دادرسی کیفری که دلالت بر این امر داشته، رسیدگی به اتهامات متعدد متهم می بایست در مرجع واحد صورت پذیرد و با عنایت به اینکه جرم مهم تر در صلاحیت آن دادسرا بوده، لذا به تبعیت آن بزه های مزاحمت ملکی و ممانعت از حق نیز در صلاحیت آن مرجع است، لذا این دادگاه خود را صالح به رسیدگی ندانسته و به استناد ماده مذکور از قانون فوق، قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سیاهکل صادر و اعلام می نماید. ...»
با ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر جهت حل اختلاف، شعبه هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان به موجب دادنامه شماره 140334390005628570 ـ 1403/8/29، چنین رأی داده است:
«... نظر به اینکه در برگ شکوائیه شکات چند عنوان اتهامی دیگر غیر از مزاحمت ملکی و ممانعت از حق ذکر گردیده و بازپرس رسیدگی کننده به پرونده فقط دو عنوان اتهامی اخیرالاشاره را از سایر عناوین اتهامی جدا و قرار عدم صلاحیت صادر نموده، هرچند رسیدگی به جرایم مزاحمت ملکی و ممانعت از حق به صورت مستقیم در دادگاه مطرح می گردد، ولی نظر به اینکه عناوین اتهامی در برگ شکوائیه چندین مورد بوده، لذا نظر به تعدد جرائم اعلامی و جلوگیری از صدور آراء متهافت و لحاظ ماده 12 قانون کاهش مجازات حبس تعزیری در مورد اختلاف ایجاد شده در این پرونده، این دادگاه در مقام حل اختلاف، نظر دادرس دادگاه صلح سیاهکل را صائب و به صلاحیت ادامه رسیدگی در دادسرا حل اختلاف می نماید. ...»
چنانکه ملاحظه می شود، شعب هشتم و هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان، در خصوص تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به جرایم درجه 7 و 8 توأم با جرایم درجه بالاتر، با استنباط مختلف از بند الف تبصره 4 ماده 12 قانون شورای حل اختلاف، اختلاف نظر دارند؛ به طوری که شعبه هشتم در این گونه موارد، دادگاه صلح را صالح به رسیدگی دانسته، اما شعبه هفدهم با این استدلال که دادگاهی که به جرم مهمتر رسیدگی می کند صالح به رسیدگی است، با تأیید رأی دادگاه صلح حل اختلاف کرده است.
بنا به مراتب، در موضوع مشابه، اختلاف استنباط محقق شده است، لذا در اجرای ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، طرح موضوع در جلسه هیأت عمومی دیوان عالی کشور درخواست می گردد.
معاون قضایی دیوان عالی کشور در امور هیأت عمومی ـ غلامرضا انصاری
ب) نظریه نماینده محترم دادستان كل كشور
احتراماً، درخصوص پرونده وحدت رویه شماره 17/1404 هیأت عمومی دیوان عالی کشور به نمایندگی از دادستان محترم کل کشور به شرح ذیل اظهار عقیده می نمایم:
حسب گزارش ارسالی ملاحظه می گردد اختلاف استنباط بین شعب هشتم و هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان،درخصوص تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به جرایم درجه 7 و 8 توأم با جرایم درجه بالاتر، با استنباط مختلف از بند الف تبصره 4 ماده 12 قانون شورای حل اختلاف، اختلاف استنباط داشته به گونه ای که شعبه هشتم در این گونه موارد، قائل به تفکیک جرایم بوده و رسیدگی به جرایم درجه 7 و 8 را در صلاحیت دادگاه صلح و رسیدگی به جرایم درجه بالاتر را در صلاحیت دادسرا دانسته اما شعبه هفدهم با این استدلال که دادگاهی که به جرم مهم تر رسیدگی می کند صالح به رسیدگی به تمام جرائم است با تأیید رأی دادگاه صلح حل اختلاف نموده است.
لذا با بررسی گزارش ارسالی و با عنایت به اینکه هرچند بند 10ماده 12قانون شوراهای حل اختلاف،رسیدگی به جرائم درجه 7 و 8 را در صلاحیت دادگاه صلح دانسته لیکن ماده 313 قانون آیین دادرسی کیفری به صورت خاص نحوه رسیدگی به تعدد جرائم را بیان و اصل وحدت رسیدگی را بیان نموده، چرا که رسیدگی جداگانه به جرائم متعدد و در دو مرجع مختلف ممکن است به صدور آراء متعارض و نقض اصل وحدت رویه قضایی منتهی گردد که ماده اخیرالذکر دقیقاً برای پرهیز از چنین وضعیتی تصویب گردید. لازم به ذکر است قانون شوراهای حل اختلاف در مقام تعیین صلاحیت های اولیه است، اما زمانی که جرایم درجه پایین با جرایم مهم تر همراه باشند منطق قانونی و رویه قضایی حکم می کند که مرجع صالح به رسیدگی دادسرا و یا دادگاه کیفری باشد که صلاحیت رسیدگی به جرم مهم تر را دارد. از طرفی ماده 313 و ماده 12 قانون کاهش مجازات حبس تعزیری نیز که با این دیدگاه همسو است بر وحدت رویه و یکسان سازی شیوه های رسیدگی تأکید داشته و لذا واگذاری تحقیقات مقدماتی به دادگاه صلح امری استثنایی و محدود به موارد مصرّح در قانون است و صلاحیت آن نسبت به دادگاه کیفری نسبی بوده و نه ذاتی و از این جهت استدلال شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر که صلاحیت دادگاه صلح و دادسرا را ذاتی دانسته، قابل خدشه جدی است. لذا همچنان که قضات محترم مستحضرند ماده 313یک قاعده کلی و آمره در دادرسی کیفری است که برای جلوگیری از تصمیمات متناقض وضع گردیده و قانون شوراهای حل اختلاف دلیلی بر نسخ یا تخصیص این قاعده کلی در موارد تعدد جرم ارائه نداده، فلذا اگر یک واقعه مجرمانه شامل چندین اتهام باشد تفکیک آنها باعث می شود دو مرجع مختلف با دو دیدگاه متفاوت به صورت همزمان به یک پرونده رسیدگی کنند که این موضوع ممکن است به نتایج متناقض در خصوص اصل وقوع جرم یا انتساب آن به متهم گردد. از طرفی تفکیک یک شکایت به دو یا چند پرونده مجزا در مراجع مختلف موجب سرگردانی ارباب رجوع بین دادسرا و دادگاه صلح می شود که ممکن است فرآیند تحقیقات مقدماتی را طولانی و هزینه های دادرسی و اداری را به سیستم قضایی و طرفین دعوی تحمیل کند.لذا من حیث المجموع نظر شعبه هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان را مطابق با موازین قانونی و قابل تأیید می دانم.
ج) رأی وحدت رویه شماره 875 ـ 1404/10/23 هیأت عمومی دیوان عالی كشور
مستفاد از بند «ب» تبصره 4 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 و تبصره های 1 و 2 ماده 314 قانون آیین دادرسی کیفری، رابطه صلاحیت دادگاه صلح با دادگاه های کیفری و دادسراها، نسبی است، لذا در مواردی که فردی همزمان با ارتکاب جرم عمدی تعزیری که مجازات آن درجه هفت یا هشت است، مرتکب جرم دیگری از درجه بالاتر گردد و رسیدگی به آن در صلاحیت مرجع قضایی دیگری (دادسرا) باشد، با توجه به لزوم وحدت دادرسی و جلوگیری از صدور آراء متفاوت، مطابق ماده 313 قانون یاد شده، به اتهامات متعدد وی به صورت توأمان در مرجعی که صلاحیت رسیدگی به جرم مهم تر را دارد، رسیدگی خواهد شد. بنا به مراتب، رأی شعبه هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان که با این نظر انطباق دارد با اکثریت آراء اعضای هیأت عمومی صحیح و قانونی تشخیص داده می شود. این رأی طبق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاه ها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن، لازم الاتباع است.
رئیس هیأت عمومی دیوان عالی کشور ـ محمّدجعفر منتظری
« بعدی
قبلی »
#
آرای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور
طراحی، برنامه نویسی و گردآوری مطالب -
مهدی داودآبادی
Davoudabadi.ir
کاربردی
مجموعهها
موضوعات
مراجع تصویب
شهرها
کشورها
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
قانون نحوه اجرای اصل 49 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
قانون مدنی
قانون مسئولیت مدنی
قانون بیمه
قانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه
قانون امور حسبی
قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه در محاکم
قانون راجع به رشد متعاملین
قانون تصدیق انحصار وراثت
قانون پیش فروش ساختمان
قانون تملک آپارتمانها
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1362
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376
قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجاره
قانون حمایت خانواده
قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت
قانون حمایت از اطفال و نوجوانان
قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست
قانون آیین دادرسی مدنی
قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب
قانون اجرای احکام مدنی
قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی
قانون دیوان عدالت اداری
قانون شوراهای حل اختلاف
قانون تجارت
لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت
قانون شرکتهای تعاونی
قانون راجع به ثبت شرکتها
قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی
قانون تجارت الکترونیک
قانون حمایت از مالکیت صنعتی
قانون صدور چک
قانون ثبت اسناد و املاک
آییننامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازمالاجراء و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرایی
لایحه قانونی راجع به اشتباهات ثبتی و اسناد مالکیت معارض
قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول
قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی
قانون جامع حدنگار (کاداستر) کشور
قانون افراز و فروش املاک مشاع
قانون ثبت احوال
قانون تخلفات، جرائم و مجازاتهای مربوط به اسناد سجلی و شناسنامه
قانون حفظ اعتبار اسناد سجلی و جلوگیری از تزلزل آنها
قانون مجازات اسلامی
کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی
قانون جرایم رایانهای
قانون کاهش مجازات حبس تعزیری
قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری
قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر
قانون مجازات اشخاصی که برای بردن مال غیر تبانی مینمایند
قانون مجازات اشخاصی که مال غیر را به عوض مال خود معرفی مینمایند
قانون مجازات استفاده کنندگان غیرمجاز از آب، برق، تلفن، فاضلاب و گاز
قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی
قانون تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزهدیدگان ناشی از آن
قانون جرم سیاسی
قانون ممنوعیت اخذ پورسانت در معاملات خارجی
قانون مجازات تبانی در معاملات دولتی
قانون مجازات اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات قانونی
لایحه قانونی راجع به منع مداخله وزراء و نمایندگان مجلسین و کارمندان دولت در معاملات دولتی و کشوری
قانون ممنوعیت دولت از مذاکره و عقد قرارداد راجع به امتیاز نفت با خارجیها
قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور
قانون مبارزه با پولشویی
قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم
قانون مبارزه با قاچاق انسان
قانون مبارزه با مواد مخدر
قانون مربوط به مواد روان گردان (پسیکوتروپ)
قانون الحاق به کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر و داروهای روانگردان
قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون مواد روانگردان
قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی
قانون تعزیرات حکومتی
قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز
قانون مجازات عاملین متخلف در امر حمل و نقل کالا
قانون مجازات قاچاق اسلحه و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز
قانون مطبوعات
قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان
قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی
قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیتهای غیرمجاز مینمایند
قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی
قانون مجازات استفاده غیرمجاز از عناوین علمی
قانون ممنوعیت بکارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره
قانون آیین دادرسی کیفری
قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی
قانون کار
قانون تامین اجتماعی
قانون بیمه بیکاری
قانون نظارت بر رفتار قضات
لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری
آییننامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری
قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری
قانون وکالت
قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران
قانون تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی
قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری
قانون مالیاتهای مستقیم
قانون مالیات بر ارزش افزوده
قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مودیان
قانون تسهیل تکالیف مودیان جهت اجرای قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مودیان