قانون اساسنامه شركت ملي نفت ايران مصوب 1347,02,15 با اصلاحات و الحاقات بعدي
فصل اول
كليات سرمايه
ماده 1
شركت ملي نفت ايران كه بموجب قانون مورخ نهم ارديبهشت 1330 تأسيس گرديده و در اين اساسنامه بنام شركت خوانده ميشودشركت سهامي بازرگاني است كه عمليات خود را با توجه بوظايف و حقوق و اختيارات مقرر در قانون نفت مصوب امرداد ماه 1336 و ساير قوانينخاص مربوط به نفت و گاز و پتروشيمي طبق مقررات اين اساسنامه اجرا مينمايد. در موارديكه حكم آن در اين اساسنامه و قوانين مذكور معلوم نشدهباشد مقررات قانون تجارت معتبر خواهد بود.
ماده 2
مركز اصلي شركت تهران است و شركت ميتواند شعب يا نمايندگي هائي براي اجراي عمليات خود در داخله و خارجه تأسيس نمايد.
ماده 3
سرمايه شركت ده هزار ميليون ريال است كه منقسم به ده هزار سهم يك ميليون ريالي با نام است كه پنجاه درصد آن پرداخت گرديده است. كليه سهام شركت متعلق بدولت ايران و غير قابل انتقال است. صاحب سهام متعهد است كه قسمت پرداخت نشده سرمايه را بتقاضاي هيئت مديره و تصويب مجمع عمومي پرداخت كند. كليه تأسيسات صنعت نفت واقع در حوزه قرارداد فروش نفت مصوب 7 آبان 1333 و همچنين سرمايه بنگاه كود شيميائي كه بموجب تبصره 64 قانوناصلاحي قانون بودجه 1343 به شركت ملي نفت ايران انتقال يافته است جزو دارائي شركت است. افزايش سرمايه منوط بتقاضاي هيئت مديره و پيشنهاد مجمع عمومي و تصويب نهائي هيئت دولت خواهد بود.
فصل دوم
موضوع شركت - وظايف، حقوق و اختيارات
ماده 4
موضوع شركت عبارتست از اشتغال بعمليات صنعت نفت و صنايع وابسته به آن در داخل و خارج كشور بشرح زير: الف - تفحص و نقشهبرداري و اكتشاف و استخراج و حمل و نقل و تصفيه نفت خام و گاز طبيعي و هيدروكاربورهاي طبيعي ديگر (اعم از مايع وجامد) و ساختن و عمل آوردن هر نوع فرآوردههاي اصلي نفتي از قبيل گاز و گاز مايع و اقسام بنزين و اقسام نفت سفيد و نفت گاز و نفت هاي سوخت وقير و اسفالت و هر نوع مواد نفتي كه توليد نيرو نمايد. همچنين هر گونه عمليات بمنظور قابل عرضه كردن مواد مزبور و حمل و نقل و پخش و صدور و فروش آنها در داخل و خارج كشور.
تبصره
اشتغال بامور مذكور در اين بند در سراسر كشور و فلات قاره منحصراً بعهده شركت ميباشد مگر در موارديكه بموجب قوانينجداگانه اشتغال مؤسسات ديگر به بعضي از اين امور تجويز شده يا در آينده تجويز شود و در اين صورت شركت نظارت كامل در حسن جريان امورمزبور بعمل خواهد آورد. ب - ساختن فرآوردههاي فرعي و مشتقات نفت از قبيل روغن موتور و گريس و پارافين و وازلين و غيره.
تبصره 1
اشتغال اشخاص و مؤسسات خصوصي بامور مذكور در اين بند در هر مورد منوط بموافقت شركت و تحصيل پروانه مخصوص ازوزارت اقتصاد خواهد بود و شركت بمنظور تطبيق اينگونه فرآوردهها با استانداردهاي بينالمللي نظارت لازم را اعمال خواهد نمود و تعيين قيمت اينفرآوردهها توسط وزارت اقتصاد با مشورت شركت صورت خواهد گرفت.
تبصره 2
در صورتيكه مؤسسات و اشخاص كه بموجب تبصره فوق اقدام به تهيه فرآوردههاي فرعي و مشتقات نفتي ميكنند ضمن عملياتخود مقداري فرآوردههاي اصلي مذكور در بند الف فوق را كه در انحصار شركت است توليد كنند، پخش و فروش و صدور مواد مذكور در هر موردموكول باجازه شركت و طبق مقرراتي خواهد بود كه شركت ابلاغ كند. ج - مراقبت و اهتمام و اقدام مقتضي براي توسعه و پيشرفت صنعت نفت و صنايع وابسته بآن از لحاظ علمي و فني و بازرگاني و اقتصادي وغيره و اتخاذ تدابير لازم براي بهرهبرداري صحيح از ذخاير ثابت شده. د - حفظ مخازن زير زميني نفت و گاز و هيدروكاربورهاي ديگر و اتخاذ تدابير لازم براي جلوگيري از تلف شدن مواد مذكور در سراسر كشور وفلات قاره. در موارديكه مسئوليت اينگونه امور بموجب قانون بعهده مؤسسات ديگري واگذار شده باشد شركت نظارت كامل در اجراي وظايف مزبور بعملخواهد آورد. ه ـ - فعاليت در رشتههاي صنعت پتروشيمي و صنايع وابسته بدان و اقدام به هر گونه عمليات بازرگاني و صنعتي. و - عنداللزوم مبادرت باقدامات عمراني و كشاورزي در حوزههاي عملياتي خود.
ماده 5
بمنظور تأمين مقاصد و انجام عمليات مذكور در ماده 4 شركت داراي حقوق و اختيارات زير ميباشد: الف - ايجاد شركت هاي فرعي و شعب و نمايندگي ها در ايران و خارج از ايران يا انحلال آنها.
تبصره
منظور از شركت فرعي مذكور در اين اساسنامه شركتي است كه:
1
كليه سهام آن متعلق بشركت باشد.
2
كليه سهام آن متعلق به يك يا چند شركتي باشد كه كليه سهام آن متعلق بشركت باشد. ب - انعقاد قراردادهاي همكاري و مشاركت با اشخاص و مؤسسات در داخل و خارج ايران و همچنين خريداري و تملك سهام شركت هاي ديگر باحق فروش و انتقال آنها.
تبصره 1
مشاركت با اشخاص اعم از ايراني و خارجي براي اجراي عمليات تفحص و اكتشاف و استخراج نفت و گاز در سراسر كشور و فلات قارهاعم از طريق ايجاد سازمان هاي مشترك يا دستگاه هاي مختلط يا بهر طريق ديگر بشرح مندرج در قانون نفت مصوب امرداد 1336 تابع تشريفات مقرردر قانون مزبور و تصويب مجلسين خواهد بود ليكن مشاركت براي اجراي عمليات تفحص و اكتشاف و استخراج و تصفيه در كشورهاي خارج بر طبقمقررات اين اساسنامه و با تصويب مجمع عمومي نمايندگان صاحب سهام صورت خواهد گرفت.
تبصره 2
انعقاد قراردادهاي مشاركت در رشته صنايع پتروشيمي در صورتيكه متضمن استفاده از مزايا و معافيت هائي باشد كه بموجب مواد ايناساسنامه مقرر شده است موكول به تأييد مقامات مصرح در قانون توسعه صنايع پتروشيمي مورخ 24 تير ماه 1344 و تصويب كميسيون هاي مشتركاقتصاد و دارائي مجلسين خواهد بود.
تبصره 3
مشاركت براي تأسيس كارخانهها جهت تهيه مشتقات و عمل آوردن فرآوردههاي نفتي منوط به تصويب مجمع عمومي نمايندگيصاحب سهام خواهد بود. ج - خريد و فروش و اجاره و استجاره هر گونه مال اعم از منقول و غير منقول و همچنين تحصيل هر گونه مال و يا حقي كه طبق قوانين كشوري بشركت منتقل ميگردد.
تبصره
واگذاري بلاعوض اموال شركت به ادارات و مؤسسات دولتي و وابسته بدولت و شهرداري و همچنين مؤسسات فرهنگي و اجتماعي وخيريه و مذهبي كه طبق قوانين ايران تشكيل شدهاند منوط به تصويب هيئت مديره خواهد بود. د - گرفتن و دادن اعتبار و يا وام در داخل و يا خارج كشور بمنظور اجراي مقاصد شركت.
تبصره 1
دادن وام و اعتبار در خارج كشور و يا گرفتن وام و اعتبار از خارج كشور با تصويب مجمع عمومي نمايندگان صاحب سهام خواهد بود.
تبصره 2
اعطاء وام و اعتبار در داخل كشور در حدود بودجه مصوب شركت خواهد بود. ه ـ - انجام مطالعات و تحقيقات و بررسي هاي فني و علمي و بازرگاني و اقتصادي كه براي مقاصد شركت لازم باشد. و - خريد و اجاره و تأسيس و تكميل و توسعه و تعمير و اداره كارخانهها و دستگاه ها و تأسيسات و وسايلي كه براي اكتشاف و استخراج و تصفيهو بهرهبرداري و حمل و فروش نفت و گاز و مشتقات آنها لازم باشد.
تبصره
ايجاد و بكار انداختن راهآهن يا بندر و سرويس هاي تلگراف و تلفن باسيم و بيسيم و هواپيمائي در موارديكه عمليات شركت ايجابنمايد مشروط به اجازه قبلي دولت خواهد بود. ز - اقدام به هر گونه عمليات براي استفاده از زمين هائيكه در اختيار شركت است. ح - انعقاد قراردادهاي استخدامي و پيمانكاري يا مشاوره با مؤسسات و اشخاص اعم از داخلي و يا خارجي. ط - تملك و ثبت پروانههاي اختراع و تحصيل حق استفاده و هر گونه اطلاعات درباره اختراعات و طرح ها و طريقههاي مربوط به صنعت نفت وصنايع وابسته به آن. ي - انعقاد قرارداد با خريداران بمنظور صدور نفت خام و گاز و فرآوردههاي نفتي و مشتقات آن.
ماده 6
شركت ميتواند اجراي عمليات موضوع اين اساسنامه را مستقيماً يا بطور غير مستقيم بوسيله نمايندگي ها و يا پيمانكاران انجام دهد.
ماده 7
شركت مجاز است كه در مورد امور استخدامي و بازنشستگي و پسانداز و آموزش و پرورش و ساير امور كارگزيني آئيننامههاي لازم راتدوين و پس از تصويب هيئت مديره بموقع اجرا بگذارد.
تبصره
شركت مجاز است در موارديكه به تشخيص هيئت مديره ايرانياني كه واجد شرايط و تجربيات لازم باشد يافت نشوند و يا استفاده ازخدمات آنان عملاً ميسر نباشد نسبت باستخدام كاركنان خارجي اقدام نمايد، شركت هر گونه برنامه آموزش و پرورش و كارآموزي كه بمنظور تشكيلكادر مجهز لازم براي صنعت نفت و بينياز شدن صنعت مزبور از استخدام كاركنان خارجي مقتضي بداند تنظيم و بموقع اجرا خواهد گذارد.
ماده 8
شركت از تسهيلات زير استفاده خواهد نمود: الف - بدون تحصيل هيچگونه پروانه ولي با انجام تشريفات گمركي آنچه را منحصراً براي عمليات خود در ايران ضروري بداند از قبيل ماشينآلات كارخانهها و اجزاي آن افزار و ادوات و قطعات يدكي - مواد شيميائي و مواد معدني - مصالح ساختماني و اثاث كه در ايران نظير آن ساختهنميشود - وسائل حمل و نقل - وسايل آزمايشگاه دارو و كليه لوازم طبي بيمارستان ها و درمانگاه ها بدون پرداخت حقوق و عوارض گمركي و هر نوعماليات و عوارض ديگر باستثناي هزينههاي باربري و انبارداري و حقوق و عوارض بندري از خارج كشور وارد نمايد.
تبصره 1
در موارديكه دولت از لحاظ سياست و حفظ مصالح عمومي كشور اخذ پروانههاي مخصوص را مانند پروانه ورود مواد محترق وداروهاي مخدره ضروري بداند شركت تشريفات اخذ پروانه را انجام خواهد داد و ليكن انجام تشريفات مذكور هيچگونه محدوديتي نسبت به آزاديشركت در وارد كردن مواد مورد بحث ايجاد نخواهد كرد - موارديكه رعايت اينگونه تشريفات را ايجاب مينمايد از طرف وزارت دارائي بشركتابلاغ خواهد شد.
تبصره 2
شركت ملي نفت ايران موظف است در موقع ترخيص كالاهاي وارداتي خود صورت حساب حقوق گمركي را كه در صورت نداشتنمعافيت گمركي به آن كالاها تعلق ميگرفت از ادارات گمرك دريافت داشته در آخر هر سال براي آنكه معلوم شود شركت چه مبلغ از معافيت گمركياستفاده كرده است خلاصه صورت هاي مذكور را بوزارت دارائي تسليم نمايد.
تبصره 3
شركت و شركت هاي وابسته آن و ساير شركت هاي نفتي كه از معافيت گمركي برخوردار ميباشند ميتوانند كالاهائي را كه با استفاده ازمعافيت گمركي وارد نمودهاند بيكديگر انتقال دهند و اينگونه انتقالات در حكم واردات مستقيم شركت انتقال گيرنده تلقي ميشود.
تبصره 4
كالاهائيكه شركت يا شركت هاي فرعي و وابسته به آن وارد نموده و بعداً به آن احتياج نداشته باشند نسبت بفروش آن در داخل يا صدورآن بخارجه آزاد خواهند بود. ولي چنانچه كالاهاي مذكور با معافيت از حقوق گمركي وارد شده باشد فروش آن در داخله مشروط به پرداخت حقوق گمركي است.
تبصره 5
كالاهاي زائد بر احتياج شركت كه بوزارتخانهها و دستگاه هاي دولتي و شهرداري ها واگذار گردد از پرداخت حقوق و عوارض گمركيمعاف خواهد بود.
تبصره 6
كالاها و اجناس و لوازم و اشيائي كه شركت بكاركنان خود ميفروشد يا براي فروش به آنها وارد بنمايد مشمول معافيت هاي اين مادهنيست و شركت حقوق و عوارض گمركي و ساير عوارض و ماليات هاي مربوط به آنها را پرداخت خواهد كرد،
تبصره 7
شركت مكلف است در مورد كالاهائيكه در داخل تهيه ميشود و با تشخيص خود شركت از حيث قيمت و مقدار و نوع و مرغوبيت ومشخصات احتياجات شركت را مرتفع ميكند از محصولات و مصنوعات كشور استفاده كند. ب - صادرات مواد نفتي از پرداخت حقوق گمركي و هر نوع ماليات و عوارض بدولت و ادارات محلي و شهرداري ها معاف خواهد بود وليشركت اظهارنامههائي را كه براي آمار گمركي لازمست تهيه و بگمرك محل تسليم خواهد كرد.
تبصره
فروش مواد نفتي (سوخت به وسايط نقليه دريائي تجاري كه در بنادر كشور سوختگيري ميكنند از هر گونه ماليات و عوارض متعلق بفروش مواد نفتي معاف خواهد بود مشروط بر آنكه مواد نفتي مستقيماً بمخزن سوخت وسايط مذكور تحويل گردد.
ماده 9
ماليات بر درآمد شركت بر اساس نرخ و مقررات قانوني مربوط بماليات بر در آمد شركت هاي نفتي از سود ويژه شركت وصول خواهد شد وهيچگونه مطالبه ديگري از شركت تحت عنوان ماليات و يا عوارض و حقوق و غيره زائد بر آنچه طبق مقررات قانوني از شركت هاي نفتي قابل وصولباشد جائز نخواهد بود.
تبصره 1
حقوق و عوارضي كه بر طبق قوانين از طرف مقامات دولتي يا محلي در ازاي خدمات مورد درخواست شركت و يا خدماتي كه معمولاًبراي عامه انجام ميشود مطالبه ميگردد از شركت نيز قابل وصول است.
تبصره 2
وجه صندوق بازنشستگي و پسانداز كاركنان ايراني صنعت نفت و مستمري بازنشستگي كارمندان شركت از هر گونه ماليات معافاست. بهره متعلقه بر وجوه صندوق بازنشستگي و پسانداز نزد بانك هاي ايراني و همچنين بهره متعلقه بر وام هائي كه از محل وجوه مزبور بكارمندان صنعتنفت و يا بخود شركت و شركت هاي فرعي و وابسته آن داده ميشود نيز از ماليات معاف است.
ماده 10
شركت ميتواند هزينه و تعهدات ارزي خود را از قبيل بهاي كالاهاي خريداري از خارجه و حقوق كارمندان خارجي و هزينه محصلين وكارآموزان اعزامي بخارج از كشور و مخارج كارمنداني كه بر طبق مقررات شركت بخارج از كشور براي امور شركت مسافرت ميكنند و همچنينحقوق كارمندان و ساير مخارج نمايندگيهاي شركت در خارجه را از محل درآمد ارزي خود بپردازد. شركت در اول هر سال موافقت مقامات قانوني نظارت بر ارز را براي استفاده از اعتبارات ارزي ساليانه خود يكجا تحصيل و صورت هزينههاي ارزي راهر سه ماه يكمرتبه بمقامات مذكور و خزانهداريكل تسليم خواهد نمود.
ماده 11
هر گاه زمين هائي براي انجام عمليات مقرر در اين اساسنامه مورد احتياج شركت واقع شود به ترتيب زير عمل خواهد شد: الف ) در مورد اراضي موات حيازت و تملك آن از طرف شركت مجاز و تابع احكام كلي است. ب ) در صورتيكه زمين مورد احتياج باير و متعلق بدولت باشد بر حسب پيشنهاد شركت و تصويب هيئت وزيران مجاناً بشركت واگذارميشود. در صورتيكه احتياج شركت بزميني كه بدين طرز تحصيل نموده باشد رفع شود شركت بدون اجازه دولت حق انتقال آنرا بغير نخواهدداشت و بايد آنرا بلاعوض بدولت مسترد دارد. انجام تشريفات ثبتي اين قبيل اراضي مستقيماً از طرف دولت صورت خواهد گرفت. ج ) زمين هاي داير متعلق بدولت در مقابل پرداخت بهاي عادله آن بشركت انتقال داده خواهد شد. در صورت اختلاف نسبت ببهاي عادله نظرهيأت سه نفري مندرج در بند « د» اين ماده قطعي و الزامآور خواهد بود. چنان چه احتياج شركت از زميني كه از دولت خريداري نموده رفع شود بايدمراتب را كتباً بدولت اعلام و زمين مزبور را براي فروش به دولت پيشنهاد كند در صورتيكه دولت مايل بخريد زمين مزبور باشد شركت آنرا درمقابل بهاي خريد بدولت واگذار خواهد نمود. چنانچه ظرف شش ماه از تاريخ پيشنهاد فروش دولت زمين را ابتياع ننمايد شركت در فروش آن بغيرآزاد خواهد بود.
تبصره 1
در مورد اراضي دولتي مذكور در دو بند فوق مراجعه شركت بدولت از طريق هر سازماني كه بحكم قانون امور اراضي متعلق به دولترا عهدهدار باشد بعمل خواهد آمد.
تبصره 2
در مورد اراضي مشمول بند « ج» كه پيشنهاد فروش آن بدولت داده ميشود دولت در صورتيكه خود مايل بخريد نباشد ممكنستاستفاده از حق خود را بشهرداري يا مؤسسات عمومي رسمي ديگر واگذار نمايد و در اينصورت زمين در مقابل بهاي خريد بشهرداري يا مؤسسهعمومي رسمي كه دولت تعيين نمايد انتقال داده خواهد شد. د ) در موارديكه شركت براي انجام عمليات خود احتياج باراضي متعلق باشخاص اعم از دائر و باير و ابنيه و تأسيسات و اعياني هاي موجود درزمين هاي مزبور داشته باشد بطريق زير عمل خواهد شد: 1 - تشخيص اينكه خريد اراضي و مستحدثات موجود در آن مورد نياز شركت ميباشد با هيأت مديره شركت است. 2 - شركت وضع ثبتي اراضي (اعم از عرصه و اعيان) مورد نياز عمليات خود را از ثبت محل استعلام خواهد نمود و اراده ثبت مكلف استحداكثر ظرف (15) روز وضع ثبتي ملك را تعيين و اعلام دارد و در صورتيكه تشريفات ثبتي ملك خاتمه يافته باشد نام مالك و يا مالكين و مقدارسهم هر كدام و اقامتگاه آنان را تعيين و گواهينامه لازم را صادر و بشركت تسليم نمايد. 3 - چنانچه مالك يا مالكين از فروش ملك خودداري نمايند و يا هر گاه بين شركت با مالك يا مالكين براي خريد اراضي و اعياني ها از لحاظ قيمتتوافق حاصل نشود شركت ضمن ارسال دادخواستي متضمن رونوشت مصوب هيأت مديره مبني بر لزوم تحصيل آن و رونوشت گواهي ثبتي متضمننام و نشاني مالك و يا مالكين و (3) نسخه نقشه زمين مورد نياز از هيأت سه نفري مركب از دادستان كل كشور - وزير كشور- مدير كل ثبت اسناد واملاك و يا نمايندگان آن ها درخواست خواهد نمود كه براي تعيين قيمت عادله ملك و الزام مالك و يا مالكين بفروش اراضي و اعياني ها اقدام نمايند. 4 - هيأت سه نفري حداكثر ظرف (15) روز از تاريخ وصول دادخواست شركت كارشناساني براي تعيين قيمت عادله ملك بدين شرح تعيين خواهدنمود. يكنفر كارشناس از طرف شركت و يكنفر كارشناس بر حسب اخطار بمالك يا مالكين از طرف آنان تعيين و معرفي ميگردد و كارشناس سوم با توافقدو نفر كارشناس مزبور انتخاب ميشود. در صورتيكه بين دو نفر كارشناس در انتخاب كارشناس سوم توافق حاصل نشود كارشناس سوم را هيئت سه نفري تعيين خواهد نمود.
تبصره 1
مالك يا مالكين ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اخطاريهاي كه از طرف دفتر هيأت سه نفري صادر خواهد شد بايد كارشناس خود را بدفتر هيأتسه نفري معرفي و برگ قبولي او را نيز دريافت نموده و در همين مدت ارسال دارند. در صورت انقضاء مدت ده روز و عدم معرفي كارشناس و يا عدم ارسال برگ قبولي كارشناس مالك و يا مالكين كارشناس مزبور نيز توسط هيأت سهنفري تعيين خواهد شد.
تبصره 2
در صورتيكه اقامتگاه يا محل كار مالك يا مالكين مشخص نباشد ابلاغ اخطاريه به اقامتگاه مالك و يا مالكين كه در گواهي اداره ثبت تعيين شده باشد قانوني خواهد بود.
تبصره 3
در صورتيكه ملك مشاع و يا مالكين آن متعدد باشند كارشناس توسط اكثريت مالكين تعيين خواهد شد.
تبصره 4
دستمزد و هزينه اياب و ذهاب و فوقالعاده روزانه كارشناسان بميزاني كه از طرف هيئت سه نفري تعيين گردد بوسيله شركت ملي نفت واز طريق دفتر هيأت سه نفري پرداخت خواهد شد. 5 - كارشناسان مكلفند حداكثر ظرف (15) روز از تاريخ انتخاب قيمت عادله اراضي و اعياني هاي مورد نياز عمليات شركت را باتفاق يا باكثريتآراء بر اساس بهاي اراضي مشابه و مجاور و بدون در نظر گرفتن منابع نفتي و نوع استفادهاي كه منظور شركت ميباشد و به بهاي قبل از تاريخ تصويبهيئت مديره شركت تعيين و بدفتر هيأت سه نفري اعلام نمايند. 6 - هيئت سه نفري بهاي عادله تعيين شده از طرف كارشناسان را بشركت ابلاغ خواهد نمود. در صورتيكه مالك يا مالكين به بهاي تعيين شده تسليم شوند انتقال زمين به بهاي مزبور بعمل خواهد آمد و در غير اينصورت شركت قيمت معينه رابصندوق دادگستري توديع و قبض دريافتي را بدفتر هيأت سه نفري ارسال خواهد داشت. هيأت سه نفري حداكثر ظرف سه روز از تاريخ تسليم قبضمذكور تصميم لازم دائر به الزام مالك و يا مالكين به تنظيم سند انتقال را صادر و بطرفين ابلاغ خواهد نمود و در صورتي كه مالك يا مالكين ظرف دهروز از تاريخ ابلاغ تصميم هيأت از امضاء سند خودداري نمايند بدستور دادستان كل از طرف دادستان شهرستان محل وقوع ملك سند انتقال ملكامضاء و عرصه و اعيان مورد تصميم بموجب صورت جلسهاي از طرف دادستان شهرستان بنماينده شركت تحويل خواهد شد. در اينمورد هر وقت مالك يا مالكين حاضر بدريافت قيمت ملك خود گرديدند حواله پرداخت آن بصندوق دادگستري از طرف دفتر هيأت سه نفريصادر خواهد شد و همچنين است در مورد املاك مندرج در شق (7) زير كه پس از مشخص شدن مالك حواله پرداخت وجه بنام او صادر ميگردد. 7 - در مورد املاكي كه مالكيت آن مورد اختلاف بوده و يا تشريفات ثبتي آن ملك انجام نگرفته و يا دسترسي بمالك و يا مالكين نباشد تعيينكارشناس مالك و يا مالكين آن بعهده هيأت سه نفري خواهد بود و پس از تعيين قيمت ملك و توديع در صندوق دادگستري و صدور تصميم لازم ازطرف هيأت سه نفري بنا بدستور دادستان كل سند انتقال را داستان شهرستان محل وقوع ملك امضاء نموده و اراضي و اعياني هاي واقعه در آنرا بموجب صورتجلسه بشركت تحويل خواهند داد.
تبصره 1
در صورتيكه اينقبيل اراضي مورد اختلاف به مالكيت دولت شناخته شود و سند مالكيت بنام دولت صادر گردد وجوه توديعي بابتقيمت اراضي بائر بشركت مسترد خواهد شد.
تبصره 2
اقامه دعوي شخص ثالث و يا دعوي متقابل موجب تأخير در انجام مقررات اين ماده نخواهد بود و هيأت سه نفري بايد در هر مورد تشريفاتكارشناسي و توديع بها و صدور حكم را ظرف مواعدي كه بشرح فوق تصريح گرديده است انجام دهد. 8 - هر گاه به تشخيص كارشناسان و تأييد هيئت سه نفري اراضي و اعياني هاي مورد ارزيابي ممر اعاشه مالك و يا مالكين باشد برابر (15) درصدقيمت عادله اضافه پرداخت خواهد شد. 9 - درباره املاك مزروعي مشمول قوانين و مقررات اصلاحات ارضي مورد احتياج شركت وزارت اصلاحات ارضي و تعاون روستائي ظرف مدتيكماه از تاريخ درخواست شركت اجازه تجزيه و فروش آن املاك را خواهد داد. ضمناً در مواردي كه مساحت اراضي مزروعي مورد احتياج بقدريباشد كه زارعين مجبور بكوچ كردن شوند شركت علاوه بر قيمت ملك كه پرداخت ميكند 25 درصد قيمت را هم بوسيله وزارت اصلاحات ارضي وتعاون روستائي با حضور فرماندار يا بخشدار محل بين زارعين محل كه از آنجا كوچ مينمايند تقسيم خواهد كرد. 10 - در مورد املاك موقوفه و يا املاكي كه شركت بخواهد بطريق اجاره از آن استفاده و يا حق ارتفاق تحصيل كند اگر براي تعيين ميزان اجاره وحق ارتفاق بين شركت و طرف مقابل توافق نشود هيأت سه نفري بترتيب مندرج در شقوق (4 و 5) بند« د» اين ماده اقدام و ميزان اجاره و يا حقارتفاقي را تعيين و رأي بتنظيم سند اجاره و يا تفويض حق ارتفاق صادر خواهد نمود كه در صورت امتناع مالك و يا مالكين و همچنين متولي يامتوليان يا نماينده اوقاف بدستور دادستان كل سند اجاره و اعطاء حق استفاده از طرف دادستان شهرستان محل وقوع ملك امضاء و زمين و اعياني هايمورد لزوم بموجب صورتجلسه بشركت تحويل خواهد شد.
تبصره
در مورد املاك موقوفه مزروعي زارعين مستأجر اين املاك مكلفند اراضي مورد احتياج شركت را در مقابل مالالاجارهاي كه بشرح مذكور دراين شق تعيين خواهد شد باجاره شركت واگذار نمايند. در صورتيكه زارعين مستأجر اين املاك ناگزير بترك اراضي زراعتي گردند و يا خساراتي بزراعت يا مستحدثات آنان وارد شود ميزان حقوق وخسارت توسط وزارت اصلاحات اراضي و تعاون روستائي تعيين و بوسيله شركت پرداخت خواهد شد. 11 - در مورد اراضي واقع در خارج از محدوده شهرها كه براي عبور لولههاي نفت و گاز و انواع ديگر مواد نفتي يا ايجاد شبكه مخابراتي مورداحتياج شركت باشد عرصه مجاناً از طرف شركت تصرف شده و مورد استفاده قرار خواهد گرفت و فقط قيمت اعياني هاي موجود در آن با توافق باصاحبان اعيان و در صورت عدم توافق بشرح مفاد شقوق (4 و 5 و 6) بند« د» اين ماده تعيين و پرداخت ميگردد.
تبصره 1
شركت در معدوم كردن اعياني هاي موجود در مسير خطوط لوله پس از توديع قيمت عادله بشرح مندرج در اين ماده مختار است.
تبصره 2
اراضي خارج از محدوده شهرداري هر شهر جزو زمين هاي خارج از محدوده آنشهر محسوب ميشود.
تبصره 3
عرض مسير و حريم خطوط لوله شركت مجموعاً از چهل متر تجاوز نخواهد كرد. 12 - هر گونه تصرف از طرف اشخاص در اراضي كه به موجب مقررات اين اساسنامه براي خطوط لوله تحصيل شده است اعم از احداث بنا ياغرس اشجار و يا زراعت و غيره ممنوع ميباشد و شركت مجاز است اين قبيل اعيانيها و مستحدثات را با حضور نماينده ژاندارمري يا شهرباني يابخشداري كه دعوت خواهد نمود منهدم نمايد و اشخاص حق هيچگونه ادعا و مطالبه خسارتي از اين بابت عليه شركت نخواهند داشت. ه ـ - براي اثبات عدم انجام تشريفات ثبتي يا اختلاف در مالكيت اراضي گواهينامه اداره ثبت محل و نسبت بعدم دسترسي بمالك اظهار شركتكه متكي به نشر آگهي در مجله رسمي و يك روزنامه كثيرالانتشار باشد كفايت خواهد كرد. و - در مورد تمام يا قسمتي از املاك كه مورد نياز عمليات شركت بوده و در رهن يا بيع شرط هستند در صورتيكه مالك خود براي پرداخت بدهيو امضاء سند انتقال حاضر نشود و دادستان شهرستان مأمور امضاء سند انتقال گردد بستانكار ميتواند به هيأت سه نفري مراجعه و به نسبت اراضي كهمورد اين حكم قرار گرفته طلب خود را از محل وجه سپرده مطالبه و دريافت دارد و سندي مبني بر ابطال يا اصلاح سند رهني يا شرطي و وصول وجهتوديع شده بدهد و در اينمورد كه طلب بستانكار در صندوق دادگستري سپرده شده است امضاء سند انتقال از طرف دادستان شهرستان معامله معارضمحسوب نميگردد. هر گاه مبلغ سند رهني يا شرطي بيش از مبلغ ارزيابي شده باشد نسبت بمازاد شركت مسئول نخواهد بود. ز - پرداخت هزينه دفتري سند انتقال بعهده طرفين است و ساير هزينههاي آن بعهده مالك ميباشد و در مواردي كه دادستان سند انتقال راامضاء مينمايد تمام مخارج وسيله شركت پرداخت و با ارائه مدارك مربوطه به هيأت سه نفر آنچه را كه بحساب مالك پرداخت نموده است از محلوجه سپرده مسترد خواهد داشت. ح - در اجراي هر يك از موارد مندرج در اين ماده اعم از ارزيابي و پرداخت بهاي املاك و اراضي مورد نياز شركت بايد حقوق زارعين بر اساسقوانين و مقررات اصلاحات ارضي با نظر وزارت اصلاحات ارضي و تعاون روستائي تعيين و از بهاي ملك كسر و بزارعين پرداخت گردد.
ماده 12
شركت ميتواند در حوزه عمليات و براي مصارف خود در اراضي باير متعلق بدولت يا بلا مالك از آب و همچنين از هر نوع خاك و شنو آهك و سنگ و گچ و مصالح ساختماني ديگر بدون پرداخت حقوق دولتي و با رعايت تبصره 1 ماده 9 اين قانون طبق مقررات مربوطه استفاده نمايد. اگر عمل شركت براي استفاده از مواد مذكور موجب ضرر شخص ثالث گردد شركت بايد جبران خسارت را بنمايد ولي در هر صورت شخص ثالثنميتواند مانع عمليات شركت بشود.
ماده 13
هر گاه دولت در مناطق عمليات شركت قراردادي براي اكتشاف و يا بهرهبرداري معادن ديگر منعقد نمايد بايد شرايطي در آن منظور دارد كهموجب خسارت و مانع عمليات شركت نباشد. هر گاه خسارتي وارد شود طرف قرارداد دولت ملزم بجبران خسارت شركت خواهد بود.
فصل سوم
اركان شركت
ماده 14
اركان شركت عبارتند از: مجمع عمومي نمايندگان صاحب سهام. هيأت مديره و مدير عامل. هيأت عالي بازرسي.
قسمت اول
مجمع عمومي نمايندگان صاحب سهام.
ماده 15
نمايندگان صاحب سهام در مجمع عمومي عبارتند از: وزير دارائي. وزير اقتصاد. وزير كار و امور اجتماعي وزير آب و برق. دادستان كل كشور. مدير عامل سازمان برنامه. رئيس كل بانك مركزي ايران.
تبصره 1
رياست جلسه مجمع عمومي با وزير دارائي و در غياب او با يكي از وزراي حاضر در جلسه بترتيب تقدم مذكور در فوق خواهد بود.
تبصره 2
در صورتيكه يكي از وزيران عضو مجمع نتواند در يكي از جلسات حضور يابد جانشين او براي همان جلسه از ميان وزراي ديگرتوسط نخست وزير معرفي خواهد شد و در مورد غيبت دادستان كل معاون وي و در مورد مدير عامل سازمان برنامه و رئيس كل بانك مركزي قائممقامآن ها در جلسه حضور خواهند يافت.
ماده 16
جلسات مجمع عمومي نمايندگان صاحب سهام در مركز شركت در تهران با حضور رئيس هيأت مديره يا قائممقام او تشكيل ميشود.
تبصره
مجمع عمومي نمايندگان صحاب سهام در شهريور ماه هر سال براي رسيدگي بترازنامه و در آبانماه همان سال بمنظور رسيدگي وتصويب بودجه بطور عادي تشكيل ميگردد و تا موقعي كه نسبت بموضوع مندرج در دستور جلسه تصميم اتخاذ نشده جلسات همچنان ادامهخواهد داشت و در جلسات مذكور اضافه بر ترازنامه و بودجه ممكن است بر حسب پيشنهاد رئيس هيئت مديره و مدير عامل يا طبق نظر رياست مجمعموضوعات ديگري نيز در دستور مذاكرات قرار گيرد.
ماده 17
مجمع عمومي نمايندگان صاحب سهام در هر موقع بنا بتقاضاي وزير دارائي و يا رئيس هيئت مديره و مدير عامل و يا سه نفر از اعضاءمجمع عمومي نمايندگان صاحب سهام بطور فوقالعاده تشكيل خواهد شد.
ماده 18
دعوت مجمع عمومي بطور عادي يا فوقالعاده از طرف رئيس هيئت مديره و مدير عامل شركت يا قائممقام او بعمل ميآيد. در صورتيكه رئيس هيئت مديره و مدير عامل اقدام به دعوت مجمع عمومي ننمايد وزير دارائي رأساً مجمع عمومي را دعوت خواهد نمود.
تبصره 1
دستور جلسه مجمع عمومي از طرف اشخاصي كه تقاضاي تشكيل جلسه را كردهاند تعيين خواهد شد.
تبصره 2
در صورتيكه تقاضاي تشكيل جلسه فوقالعاده گردد رئيس هيئت مديره و مدير عامل شركت بايد منتهي تا ده روز پس از وصول تقاضااز نمايندگان صاحب سهام در مجمع عمومي دعوت بعمل آورد و دستور جلسه را بضميمه دعوت نامه براي آنها ارسال دارد.
تبصره 3
اعضاي اصلي و عليالبدل هيئت مديره و هيئت عالي بازرسي ميتوانند بدون داشتن حق رأي در جلسات مجمع عمومي نمايندگانصاحب سهام شركت نمايند.
ماده 19
جلسات مجمع عمومي با حضور حداقل پنج نفر رسميت خواهد يافت و براي اعتبار كليه تصميمات متخذه در هر مورد چهار رأيضرورت دارد.
تبصره
مجمع عمومي يكنفر را به پيشنهاد رئيس هيئت مديره و مدير عامل بسمت دبير مجمع عمومي انتخاب خواهد نمود و صورتجلسات مجمع عمومي نمايندگان صاحب سهام پس از تصويب در پرونده مخصوصي نگاهداري خواهد شد. صورت جلسات تصويب شده بايد بهامضاي رئيس مجمع عمومي برسد.
ماده 20
وظائف مجمع عمومي نمايندگان صاحب سهام بقرار زير است:
الف
رسيدگي و اتخاذ تصميم نسبت بگزارش ساليانه هيئت مديره و تصويب ترازنامه و حساب سود و زيان شركت با توجه بگزارش هيئتعالي بازرسي. گزارش ساليانه هيئت مديره و ترازنامه و حساب سود و زيان شركت و گزارش هيئت عالي بازرسي بايد لااقل دو هفته قبل از تشكيل جلسه در اختياركليه اعضاء مجمع عمومي قرار گيرد.
ب
بررسي و تصويب فصول و ارقام كلي بودجه هزينههاي جاري شركت و بررسي و تصويب هزينههاي سرمايهاي و ارقام درآمدهاي پيشبينيشده و اعتبارات اضافي و اصلاح بودجه بر اساس پيشنهاد رئيس هيئت مديره و مدير عامل. رئيس هيئت مديره و مدير عامل بودجههاي تفصيلي هزينههاي شركت را در حدود ارقام كلي مصوب از طرف مجمع عمومي تنظيم و پس از تصويبهيئت مديره بموقع اجرا ميگذارد. بودجه پيشنهادي بايد لااقل دو هفته قبل از تشكيل جلسه از طرف رئيس هيئت مديره و مدير عامل براي كليه اعضاء مجمع عمومي فرستاده شود.
ج
اظهار نظر نسبت به هر گونه پيشنهاد راجع باصلاح يا تغيير مواد اساسنامه شركت كه براي اخذ تصميم نهائي و تقديم به قوه مقننه بدولتتسليم خواهد شد. پيشنهاد اصلاح يا تغيير اساسنامه بايد از طرف رئيس هيئت مديره يا لااقل دو نفر از اعضاء مجمع عمومي بعمل آيد. د - اجازه استفاده از ذخيره عمومي شركت بنا به پيشنهاد هيئت مديره.
ه
اتخاذ تصميم نسبت به تشكيل يا انحلال شركت هاي فرعي و مشاركت با مؤسسات و شركت هائي كه در خارج از ايران بعمليات نفتي اشتغالدارند و تعيين شرايط كلي مشاركت و يا خريد سهام شركت هاي ديگر بنا به پيشنهاد رئيس هيئت مديره و مدير عامل شركت. و - اتخاذ تصميم نسبت به افزايش سرمايه و پيشنهاد آن بدولت براي تصويب. ز - تصويب آئيننامه معاملات شركت.
ح
انتخاب رئيس و اعضاء هيئت عالي بازرسي.
ط
تعيين خط مشي عمومي شركت. ي - اتخاذ تصميم نسبت به هر موضوعي كه با رعايت مفاد اين اساسنامه در دستور جلسه عمومي نمايندگان صاحب سهام قرار گيرد.
ماده 21
هر گاه مجمع عمومي بازرسي قسمتي از عمليات شركت را لازم تشخيص دهد منحصراً بوسيله هيئت عالي بازرسي اقدام خواهد كرد.
قسمت دوم
هيئت مديره و مدير عامل
ماده 22
هيئت مديره از يكنفر رئيس كه سمت مديريت عامل را نيز خواهد داشت و چهار نفر عضو اصلي تشكيل ميشود. حداكثر سه نفر نيز بعنوان عضو عليالبدل انتخاب ميشوند تا در صورت اقتضاء بجاي اعضاي اصلي در جلسات شركت نمايند. (سن اعضاء اصلي هيئت مديره باستثناي رئيس هيئت مديره و مدير عامل از 65 سال نبايد بيشتر باشد).
تبصره
رئيس و اعضاي اصلي و عليالبدل هيئت مديره بايد ايراني باشند.
ماده 23
رئيس هيئت مديره و مدير عامل از بين اشخاصي كه سابقه خدمات دولتي و اجتماعي داشته و مدتي از آنرا متصدي كارهاي مهممملكتي بوده و يا از بين كارمندان صنعت نفت ايران كه بيست سال خدمت در صنعت نفت داشته و حداقل پنج سال از آنرا عضويت هيئت مديرهشركت ملي نفت ايران را عهدهدار بوده انتخاب خواهد شد.
ماده 24
اعضاء اصلي هيئت مديره از بين اشخاص ذيصلاحيت كه لااقل بيست سال سابقه خدمات دولتي و اجتماعي داشته و پنجسال از آنرامتصدي مشاغل عاليه بودهاند و يا از بين كارمندان صنعت نفت كه پانزده سال سابقه خدمت در صنعت نفت داشته و لااقل پنجسال عهدهدار مشاغلمهمي در صنعت نفت بودهاند انتخاب خواهند شد.
تبصره
لااقل دو نفر از اعضاي اصلي هيئت مديره بايد از ميان كارمندان شركت انتخاب شوند.
ماده 25
اعضاي عليالبدل هيئت مديره منحصراً از بين كارمندان عاليرتبه شركت كه حداقل داراي 15 سال سابقه خدمت در صنعت نفت بوده ولااقل پنجسال از آنرا عهدهدار مشاغل مهم در صنعت نفت بودهاند انتخاب ميشوند.
ماده 26
اعضاي اصلي و عليالبدل هيئت مديره موظفاً انجام وظيفه خواهند كرد و بايد تمام اوقات در اختيار شركت باشند و هيچ نوع شغلموظف در خارج از شركت قبول نكنند. اشتغال غير موظف اعضاي اصلي و عليالبدل در اموريكه صرفاً جنبه تدريس داشته باشد و عضويت در شوراها و مجامع فرهنگي و اجتماعي بصورت افتخاري و بدون دريافت حقوق با موافقت رئيس هيئت مديره و مدير عامل مجاز خواهد بود.
تبصره 1
هر يك از اعضاي اصلي و عليالبدل هيئت مديره كه از مقررات اين ماده تخلف نمايد از سمت خود مستعفي شناخته خواهد شد. تبصره 2 عضويت اعضاء هيئت مديره در هيئت هاي مديره و هيئت هاي بازرسي شركت هاي فرعي و وابسته بشركت موكول به تصويب رئيس هيئتمديره و مدير عامل ميباشد. عضويت رئيس هيئت مديره و مدير عامل در هيئت هاي مديره و هيئت هاي بازرسي شركت هاي فرعي و وابسته بلامانع است.
ماده 27
مجمع عمومي براي انتخاب رئيس هيئت مديره و مدير عامل سه نفر از اشخاص واجد صلاحيت را توسط وزير دارائي به هيئت وزيرانپيشنهاد مينمايد كه يكنفر از آنها براي مدت شش سال انتخاب و بفرمان همايوني باين سمت منصوب خواهد شد. تجديد انتخاب رئيس هيئتمديره و مدير عامل بلامانع است. اعضاي اصلي هيئت مديره بنا به پيشنهاد رئيس هيئت مديره و مدير عامل و تصويب هيئت وزيران براي مدت پنجسال انتخاب و بموجب فرمانهمايوني باين سمت منصوب ميشوند و تجديد انتخاب آنها منعي ندارد. اعضاي عليالبدل هيئت مديره بنا به پيشنهاد رئيس هيئت مديره و مدير عامل و تصويب مجمع عمومي براي مدت سه سال تعيين ميشوند و درانقضاي مدت ممكن است مجدداً انتخاب شوند. رئيس هيئت مديره و مدير عامل ميتواند تغيير هر يك از اعضاء اصلي هيئت مديره را قبل از پايان مدت عضويت آنان به هيئت وزيران پيشنهاد نمايد وهمچنين تغيير هر يك از اعضاي عليالبدل را قبل از خاتمه مدت عضويت آنان به مجمع عمومي پيشنهاد كند.
تبصره 1
رئيس هيوت مديره و مدير عامل سه ماه قبل از انقضاي دوره عضويت هر يك از اعضاء اصلي هيئت مديره جانشين او را به هيئت وزيرانپيشنهاد مينمايد. تا زمانيكه رئيس هيئت مديره و مدير عامل و اعضاي جديد انتخاب نشدهاند رئيس و اعضاي هيئت مديره بخدمت خود ادامه خواهند داد.
تبصره 2
تعيين حقوق رئيس و اعضاي اصلي هيئت مديره با مجمع عمومي و تعيين حقوق اعضاي عليالبدل بنا بر پيشنهاد رئيس هيئت مديره وتصويب هيئت مديره خواهد بود.
تبصره 3
اعضاي هيئت مديره حق ندارند بيش از يك حقوق دريافت دارند.
ماده 28
رئيس هيئت مديره و مدير عامل ميتوانند يك يا دو نفر از اعضاء اصلي هيئت مديره را بسمت قائممقام خود تعيين نمايند. قائممقام وظائفي را كه رئيس هيئت مديره و مدير عامل بر عهده او محول دارد انجام خواهد داد.
ماده 29
جلسات هيئت مديره برياست رئيس هيئت مديره و يا قائممقام او با حضور چهار نفر از اعضاء اصلي و يا عليالبدل رسميت پيدا ميكند.در صورت غيبت اعضاء اصلي هر گاه حد نصاب كافي نباشد اعضاء عليالبدل بدعوت رئيس هيئت مديره در جلسه هيئت مديره شركت خواهند كرد. حضور لااقل دو نفر از اعضاء اصلي براي تشكيل جلسات هيئت مديره ضروري است.
ماده 30
در صورت فوت يا استعفا يا بركناري هر يك از اعضاء هيأت مديره جانشين او طبق مقررات اين اساسنامه تعيين خواهد شد.
ماده 31
اعضاء هيأت مديره و هيأت عالي بازرسي و همچنين كارمندان شركت مشمول قانون منع مداخله وزراء و نمايندگان مجلسين و كارمنداندر معاملات دولتي و كشوري ميباشند.
تبصره
خريد فرآوردههاي نفتي و اموال و كالاهائيكه شركت و يا سازمان هاي تعاوني وابسته بآن براي كاركنان شركت تهيه مينمايند يا بآنهااختصاص ميدهند در حدود استفاده شخصي از مقررات اين ماده مستثني است.
ماده 32
جلسات هيأت مديره بر حسب تشخيص رئيس هيأت مديره و مدير عامل تشكيل خواهد شد.
ماده 33
دعوت و اداره جلسات هيأت مديره و ابلاغ و اجراء مصوبات و تصميمات آن از وظايف رئيس هيأت مديره و مدير عامل ميباشد.
ماده 34
صورت جلسات هيأت مديره پس از تصويب بامضاي رئيس و اعضاي هيأت مديره حاضر در جلسه ميرسد و هر قسمت از مذاكراتكه هيأت مديره آنرا محرمانه تلقي كند محرمانه بودن آن بايد در صورت جلسه قيد شود. وظايف و اختيارات هيأت مديره
ماده 35
هيأت مديره در حدود مقررات اين اساسنامه داراي اختيار براي اجراي وظائف مصرح در اين اساسنامه منجمله وظايف زير ميباشد: الف - تصويب برنامه عمليات شركت بطور كلي.
ب
تعيين سياست كلي فروش و پخش و صدور نفت خام و مواد نفتي و پيشنهاد قيمت فروش بنزين و نفت و نفت گاز و نفت كوره در داخلكشور براي تصويب هيأت وزيران.
ج
تعيين قيمت ساير فرآوردههاي نفتي و گاز. د - اعطاء تخفيفات متعارف بازرگاني.
ه
- اجازه تحصيل و دادن اعتبار يا وام با رعايت مقررات بند « د» ماده 5 اين قانون صرفاً به منظور حسن انجام عمليات شركت. و - دادن اختيارات براي سازش و تعيين داور در مورد اختلافات و دعاوي شركت و بطور كلي هر اقدامي كه براي حفظ حقوق شركت لازم باشد. ز -بررسي و تصويب بودجه تفصيلي شركت.
ح
بررسي و تصويب كليه آئيننامههاي داخلي شركت اعم از استخدامي و بازنشستگي و اداري و فني و حسابداري و حسابرسي و غيره و تدوينو پيشنهاد آئيننامه معاملات شركت براي تصويب مجمع عمومي.
ط
تصويب قراردادهاي مربوط باجراي عمليات موضوع اين اساسنامه و تصويب معاملات غير منقول شركت. ي - اخذ تصميم نسبت بتشكيل و يا انحلال شركت هاي فرعي و مشاركت با مؤسسات و شركت هائي كه در داخل يا خارج از ايران بعمليات نفتياشتغال دارند. ك - اعمال كليه حقوق شركت در شركتهاي عامل و شركت هاي فرعي و مشاركتها.
ل
تهيه گزارش هيأت مديره و ترازنامه ساليانه و حساب سود و زيان براي تقديم به مجمع عمومي و تعيين دستور جلسه مجمع عمومي.
م
نگاهداري و بكار انداختن و بهرهبرداري از وجوه بازنشستگي و پسانداز كارمندان صنعت نفت با مراعات كامل منافع و مصالح آن ها طبقآئيننامهاي كه بتصويب مجمع عمومي خواهد رسيد. تبصره 1 - وجوه بازنشستگي و پسانداز كارمندان صنعت نفت كه به هيأت مديره سپرده شده جزء دارائي و وجوه شركت نميباشد. هيأت مديرهشركت نسبت باين وجوه در حكم امين محسوب ميشود. تبصره 2 - هيأت مديره مكلف است سالي يكبار گزارش كامل اقدامات مربوط بوجوه بازنشستگي را به مجمع عمومي تسليم دارد. وظايف و اختيارات رئيس هيأت مديره و مدير عامل
ماده 36
رئيس هيأت مديره و مدير عامل بالاترين مقام اجرائي شركت بوده و بر كليه سازمان هاي تابعه شركت رياست دارد و مسئول حسن جريانكليه امور و حفظ حقوق و منافع و اموال شركت ميباشد و براي اداره امور شركت و اجراء مصوبات هيأت مديره داراي همه گونه حقوق و اختيارات تامو تمام بوده و نمايندگي شركت را در مقابل كليه مقامات قضائي - كشوري و لشكري و مؤسسات و اشخاص اعم از ايراني و خارجي با حق توكيل غيرخواهد داشت و ميتواند تمام يا قسمتي از اختيارات خود را بهر يك از اعضاي هيأت مديره و رؤساي قسمت هاي شركت به تشخيص خود تفويض كندكه امور قسمت هاي مختلف شركت را كه باين طريق به آن ها محول ميگردد زير نظر و مسئوليت مستقيم وي اداره كنند. اختيارات و وظائف رئيس هيأتمديره و مدير عامل شامل موارد زير ميباشد: الف - عزل و نصب و ارتقاء و اعطاي پاداش و اضافه حقوق و مزايا و اخذ تصميم درباره كليه امور استخدامي كاركنان شركت اعم از ايراني و ياخارجي.
ب
تعيين امضاءهاي مجاز و تعهدآور براي شركت.
ج
اخذ و پرداخت وجوه و باز كردن حساب ريالي يا ارزي در بانك هاي داخلي و خارجي. در موارد مذكور با امضاي رئيس هيأت مديره و مدير عامل و امضاي يك عضو هيأت مديره عمل خواهد شد. رئيس هيأت مديره و مدير عامل ميتوانديك يا چند نفر از اعضاي هيأت مديره را باين منظور انتخاب و معرفي نمايد. رئيس هيأت مديره و عضو منتخب مزبور ميتوانند حق امضاي خود را بكارمندان شركت به تشخيص و مسئوليت خود واگذار نمايند. د - اعمال نظارتهاي مالي و محاسباتي و حسابرسي نسبت به عمليات و معاملات و مخارج شركت و بازرسي در كليه امور شركت.
ه
- نظارت لازم در كليه امور حسابداري شركت هاي فرعي و شعب و نمايندگي ها و مؤسسات مربوطه. و - تنظيم برنامههاي طويلالمدت متناسب با هدف هاي شركت و همچنين تصويب طرحهاي سازماني و تعيين وظائف و مسئوليت هاي واحدهايمختلف شركت و اجراي برنامههاي آموزشي. قسمت سوم - هيئت عالي بازرسي
ماده 37
هيأت عالي بازرسي مركب از پنج نفر خواهد بود كه سه نفر از آنها داراي تجربيات و معلومات كافي در امور حسابداري صنعتي و بازرگانيو اقتصادي بوده و يكنفر آنها مهندس در امور مربوط بنفت و يكنفر از كارمندان عاليرتبه دولت خواهد بود.
ماده 38
بازرسان عالي از طرف مجمع عمومي براي مدت دو سال انتخاب ميشوند. يكنفر از آنها را مجمع عمومي بسمت رئيس هيأت عاليبازرسي و يكنفر را به پيشنهاد رئيس هيأت بازرسي بسمت قائممقام او تعيين خواهد نمود. تا زماني كه تجديد انتخاب بعمل نيامده بازرسان بخدمت خود ادامه خواهند داد. انتخاب مجدد بازرسان بلامانع است.
ماده 39
در صورت فوت يا استعفاء يا تغيير شغل يا بركناري از خدمت هر يك از بازرسان عالي مجمع عمومي بطور فوقالعاده تشكيل ميشود وشخصي را كه واجد شرايط باشد بجاي او انتخاب خواهد كرد.
ماده 40
هيئت عالي بازرسي از خدمات حسابداران و حسابر سان داخلي شركت بهنگام ضرورت استفاده خواهد كرد و ميتواند براي انجاموظائف خود از كارشناسان اعم از داخلي و خارجي بطور موقت استفاده نمايد براي انجام اين منظور رئيس هيأت عالي بازرسي به رئيس هيأت مديرهمراجعه خواهد نمود و رئيس هيأت مديره مكلف است نظر هيأت مزبور را تأمين نمايد.
ماده 41
وظائف هيأت عالي بازرسي بقرار ذير است: الف - تطبيق عمليات شركت با بودجه مصوب. ب - رسيدگي بترازنامه و حساب سود و زيان شركت و تصديق مطابقت آن با كارتها و دفاتر شركت و تهيه گزارش چگونگي عمليات شركت برايتقديم به مجمع عمومي. گزارش مزبور بايد لااقل يكماه قبل از انعقاد مجمع عمومي ساليانه به رئيس هيأت مديره تسليم شود كه به ضميمه نظرياتهيأت مديره با ترازنامه به مجمع عمومي تقديم گردد. ج - مطالعه و اظهار نظر راجع به گزارش ساليانه هيأت مديره.
تبصره 1
هيئت عالي بازرسي در اجراي وظائف خود حق مراجعه بكليه دفاتر و پروندهها و قراردادهاي شركت را خواهد داشت و رونوشت كليهمصوبات هيئت مديره و مدارك و اطلاعات لازم مخصوصاً آنچه كه بنحوي از انحاء مربوط به بودجه شركت ميشود در اختيار آن گذارده خواهد شد.
تبصره 2
چنانچه هيئت عالي بازرسي در حين كار اشتباهات يا تخلفات و يا بيترتيبيهائي مشاهده نمايد و با مراجعه بمديران و رؤسا ومسئولين مربوطه موضوع روشن و حل نشود مطالب را به رئيس هيئت مديره اطلاع و گزارش ميدهد و چنانچه نسبت به اين گزارش اقدام بعملنيامد مراتب را به مجمع عمومي گزارش خواهد داد.
ماده 42
اجراي وظائف هيئت عالي بازرسي كه بر طبق مقررات اين اساسنامه تعيين شده نبايد بهيچوجه مانع جريان عادي كار شركت گردد.
تبصره
هيئت عالي بازرسي وظايف خود را طبق آئيننامه خاصي انجام خواهد داد كه از طرف رئيس هيئت عالي بازرسي تهيه شده و پس از تأييدوزير دارائي بمرحله اجرا گذارده خواهد شد.
ماده 43
حقوق اعضاء هيئت عالي بازرسي از طرف مجمع عمومي تعيين و از طرف شركت پرداخت خواهد شد.
ماده 44
رئيس و اعضاء هيئت عالي بازرسي حق اشتغال موظف ديگري در داخل يا خارج از شركت و شركت هاي فرعي وابسته آنرا ندارند. اشتغالغير موظف (افتخاري بدون دريافت حقوق) در هر مورد منوط بموافقت وزير دارائي خواهد بود. فصل چهارم - ترازنامه و حساب سود و زيان
ماده 45
سال مالي شركت از يازدهم ديماه هر سال شروع شده و در تاريخ ديماه سال بعد خاتمه مييابد.
ماده 46
تعداد و نوع دفاتر محاسباتي شركت و شركت هاي فرعي آن كه بايد پلمپ شود بموجب تصميم هيئت مديره تعيين خواهد شد.
تبصره
منظور از دفاتر محاسباتي عبارت است از دفاتر مذكور در قانون تجارت و يا فرم ها و وسائل ديگر نگاهداري حساب.
ماده 47
كليه دفاتر شركت بتاريخ روز آخر سال مالي بسته شده و ترازنامه و حساب سود و زيان شركت و گزارش هيئت مديره لااقل دو ماه پيشاز تاريخ تشكيل مجمع عمومي تهيه شده و در اختيار هيئت عالي بازرسي گذاشته خواهد شد.
ماده 48
در ترازنامه اقلام دارائي شركت به بهاي خريد يا تمام شده پس از استهلاك منظور ميشود. مطالبات مشكوك به ارزش احتمالي روز تنظيم ترازنامه احتساب ميشود. اقلام سوخت شده نبايد جزء دارائي محسوب گردد.
تبصره 1
هر گاه هيئت مديره تجديد ارزيابي تمام و يا قسمتي از دارائيهاي شركت را لازم تشخيص دهد ميتواند با تصويب مجمع عمومي اقدامبتجديد ارزيابي بنمايد و در صورتيكه افزايش و يا كاهشي حاصل شود بحساب اندوختههاي مخصوص مذكور در ماده 50 منظور خواهد شد.
تبصره 2
ميزان استهلاك نسبت بانواع دارائيهاي شركت طبق اصول صحيح و متداول صنعت نفت تعيين و پس از تصويب هيئت مديره بموقع اجرا گذاشته خواهد شد.
ماده 49
شركت مكلف است سالانه دو درصد از درآمد كل خود را بحساب ذخيره عمومي انتقال دهد.
ماده 50
شركت مكلف است با تصويب مجمع عمومي اندوختههاي مخصوصي بميزان متناسب براي تأمين احتياجات خود طبق معمولصنعت نفت از محل درآمد كل در نظر بگيرد.
ماده 51
درآمد كل عبارت است از سود ويژه به اضافه پرداخت مشخص مندرج در قرارداد فروش نفت مصوب هفتم آبانماه 1333 و وجوهي كهبعنوان پذيره و حقالارض و برگشت هزينه اكتشاف بموجب قانون نفت مصوب نهم امرداد ماه 1336 عايد شركت شود و همچنين وجوهي كه بعنوان سود خالص از شركت هاي فرعي و وابسته پس از پرداخت ماليات بر درآمد آن شركت ها بشركت عايد ميگردد.
تبصره
سود ويژه عبارتست از درآمد حاصل از عمليات مستقيم شركت پس از وضع هزينهاي جاري و استهلاك.
ماده 52
وجوه دريافتي شركت حاصل از پرداخت مشخص مقرر در قرارداد فروش نفت مصوب 7 آبانماه 1333 و وجوهي كه بعنوان پذيره وحقالارض بموجب قانون نفت مصوب نهم امرداد ماه 1336 عايد شركت خواهد شد مشمول ماليات نميباشد.
ماده 53
سرمايه لازم بمنظور توسعه عمليات شركت و همچنين هر گونه سرمايهگذاري بموجب قانون نفت مصوب نهم امرداد ماه 1336 بايد ازمحل درآمد كل و در صورتيكه ميسر نباشد از هر طريقي كه مجمع عمومي در حدود اختيارات خود تصويب نمايد تأمين گردد.
ماده 54
آنچه از محل درآمد كل پس از وضع مبالغي كه بموجب مقررات اين اساسنامه پرداخت ميشود باقي بماند بخزانهداريكل پرداختخواهد شد.
فصل پنجم
مقررات مختلفه
ماده 55
اعضاي هيئت مديره و بازرسان عالي و كاركنان شركت حق نخواهند داشت اطلاعاتي را كه براي شركت جنبه محرمانه داشته باشد افشاءنمايند. در صورت تخلف اگر متخلف مدير يا بازرس عالي باشد به پيشنهاد رئيس هيئت مديره و تصويب مجمع عمومي و اگر كارمند و يا كارگر باشد با تصويبرئيس هيئت مديره و مدير عامل از خدمت بر كنار خواهد شد و در صورتيكه خساراتي متوجه شركت شده باشد بركناري متخلف مانع از تعقيب اوبراي جبران زيان وارده نخواهد بود.
ماده 56
در موارديكه كاركنان شركت مرتكب تخلفاتي در انجام امور شركت بشوند تعقيب و مجازات اداري آنها بر طبق آئيننامههاي استخداميو انضباطي شركت صورت خواهد گرفت. هر گاه ضمن تحقيق معلوم شود كه تخلف از نظر قوانين جنبه جزائي دارد رئيس هيئت مديره و مدير عامل شركت موضوع را بمراجع صلاحيتدارقانوني احاله خواهد نمود.
ماده 57
كليه عمليات شركت اعم از امور مالي و استخدامي و استفاده از اشخاص و اداره اموال و انجام كليه معاملات و اقدام بهر امري بمنظورتوسعه و پيشرفت هدفهاي شركت تابع اصول بازرگاني ميباشد. انجام امور مزبور به تشخيص هيئت مديره و طبق مقررات داخلي شركت بوده و از هر گونه تشريفات و مقرراتي كه مغاير اين اساسنامه باشد معافخواهد بود.
ماده 58
عضويت كاركنان شركت در انجمن هاي شهرداري با موافقت شركت بلامانع خواهد بود.
ماده 59
در موارديكه يكي از اعضاء هيئت مديره و يا كاركنان شركت طبق ماده 19 قانون كيفر عمومي معلق ميشود اجراي حكم تعليق مانعبركناري كارمند از طرف شركت و خاتمه دادن بخدمت او نخواهد بود.
ماده 60
در موارديكه اختلاف نظر بين شركت و هر يك از وزارتخانهها و يا سازمانهاي وابسته بدولت يا شهرداريها پيش آيد موضوع از طرفشركت بوزارت دارائي گزارش خواهد شد و وزارت دارائي موضوع اختلاف را بكميسيوني مركب از نمايندگان خود و طرفين ارجاع خواهد نمود. كميسيون مزبور از راه سازش بحل اختلاف اقدام خواهد كرد و هر گاه موضوع اختلاف بطريق مزبور فيصله نيافت هر يك از طرفين ميتواند به هيئتعمومي ديوان عالي كشور براي رفع اختلاف مراجعه كند. در صورتيكه بين وزارت دارائي و شركت اختلاف نظري بوجود آيد كه با مذاكره مستقيمفيصله نيابد موضوع به هيئت وزيران مراجعه خواهد شد و تصميم هيئت وزيران براي طرفين قاطع خواهد بود.
ماده 61
هيچ يك از كاركنان شركت در ادارات و اماكن و مجامع مربوط بكار شركت حق فعاليت سياسي ندارند. داير كردن و نشر روزنامه مجله سياسي يا عضويت در هيئت تحريريه اين دسته از جرايد و همچنين انتشار مقالات سياسي براي كاركنان شركت ممنوعاست. منتشر كردن هر نوع اطلاع راجع بعمليات شركت بدون اجازه كتبي شركت ممنوع است. تخلف از مقررات اين ماده موجب تعقيب اداري و انضباطي طبق آئيننامه شركت خواهد بود.
ماده 62
شركت در تهيه مسكن و تأمين رفاه و بهداشت و فرهنگ و آموزش و تفريحات سالم كاركنان خود و كمك هاي اجتماعي به آنان و حفاظتآنها در مقابل حوادث اهتمام بعمل خواهد آورد.
ماده 63
شركت ميتواند با تصويب هيئت مديره تمام يا قسمتي از حقوق و مزاياي اين اساسنامه را شامل شركت هاي فرعي خود نمايد.
ماده 64
قوانين و مقرراتي كه كلاً با بعضاً مغاير با مقررات اين اساسنامه باشد در حدودي كه مغايرت دارد نسبت بشركت مجري نبوده و مقرراتاين اساسنامه مادام كه مصرحاً بموجب قانون نسخ نشده معتبر خواهد بود. قانون بالا مشتمل بر شصت و چهار ماده و پنجاه و هشت تبصره كه در تاريخ روز چهار شنبه بيست و سوم اسفند ماه 1346 بتصويب مجلس سنارسيده بود در جلسه روز يكشنبه پانزدهم ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و چهل و هفت شمسي مورد تصويب مجلس شوراي ملي قرار گرفت. رئيس مجلس شوراي ملي - مهندس عبدالله رياضي