قراردادسازرایگانمشاورهٔ تصویریکسب‌وکارهاکتابخانهمجموعه قوانیننرم افزار اسکن مدارک
ورودشروع کنید
قراردادسازرایگانمشاورهٔ تصویریکسب‌وکارهاکتابخانهمجموعه قوانیننرم افزار اسکن مدارک
ورودشروع کنید
مجموعه قوانین›قانون الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون سازمان ملل متحد براي بيابان زدايي در كشورهايي كه به طور جدي با خشكسالي و يا بيابان زايي مواجه مي باشند - به ويژه در آفريقا

قانون الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون سازمان ملل متحد براي بيابان زدايي در كشورهايي كه به طور جدي با خشكسالي و يا بيابان زايي مواجه مي باشند - به ويژه در آفريقا

در حال اجرامجلس شوراي اسلاميمصوب 1375/10/1145 ماده
فهرست مواد (45)
ماده واحده ماده 1 ماده 2 ماده 3 ماده 4 ماده 5 ماده 6 ماده 7 ماده 8 ماده 9 ماده 10 ماده 11 ماده 12 ماده 13 ماده 14 ماده 15 ماده 16 ماده 17 ماده 18 ماده 19 ماده 1 ماده 2 ماده 3 ماده 4 ماده 5 ماده 6 ماده 7 ماده 8 ماده 1 ماده 2 ماده 3 ماده 4 ماده 5 ماده 6 ماده 7 ماده 1 ماده 2 ماده 3 ماده 4 ماده 5 ماده 6 ماده 7 ماده 8 ماده 9 ماده 10

‌قانون الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون سازمان ملل متحد براي بيابان‌ زدايي در كشورهايي كه به طور‌ جدي با خشكسالي و يا بيابان‌ زايي مواجه مي‌ باشند - به ويژه در آفريقا مصوب 1375,10,11

ماده واحده

به دولت جمهوري اسلامي ايران اجازه داده مي‌ شود به كنوانسيون سازمان ملل متحد براي بيابان‌ زدايي در كشورهايي كه به طور جدي‌ با خشكسالي و يا با بيابان‌ زايي مواجه مي‌ باشند به ويژه در آفريقا مشتمل بر يك مقدمه و چهل ماده و چهار الحاقيه به شرح پيوست ملحق شده و اسناد‌ مربوط را تسليم نمايد.

تبصره

دولت جمهوري اسلامي ايران در صورتي مجاز به استفاده از روشهاي موضوع بند (2) ماده (28) كنوانسيون در مورد حل اختلاف مي‌ باشد كه‌ مراتب حسب مورد به تصويب مجلس شوراي اسلامي برسد. ‌كنوانسيون سازمان ملل متحد براي مبارزه با بيابان‌زايي در كشورهايي كه به طور جدي با خشكسالي و يا بيابان‌زايي مواجه مي‌باشند - به ويژه در‌آفريقا ‌اعضاي اين كنوانسيون: ‌با تاييد بر اينكه انسانها در مناطق آسيب‌ديده يا در معرض تهديد، محور فعاليتهاي بيابان‌زدايي و كاهش اثرات خشكسالي مي‌باشند، ‌با انعكاس نگراني فوري جامعه بين‌المللي، از جمله كشورها و سازمانهاي بين‌المللي درباره اثرات منفي بيابان‌زايي و خشكسالي، ‌با آگاهي از اينكه مناطق خشك، نيمه‌خشك، نيمه مرطوب جمعا بخش قابل توجهي از وسعت اراضي كره زمين را تشكيل داده و سكونتگاه و منبع‌معيشت بخش بزرگي از جمعيت خود مي‌باشد، ‌با علم به اينكه بيابان‌زايي و خشكسالي مسايلي در مقياس جهاني مي‌باشند كه تمام نواحي دنيا را تحت تاثير قرار مي‌دهند و اقدام مشترك جامعه‌بين‌المللي براي بيابان‌زدايي و يا كاهش اثرات خشكسالي ضروري مي‌باشد، ‌با توجه به تمركز بالاي كشورهاي در حال توسعه، بخصوص كشورهاي كمتر توسعه يافته درميان كشورهايي كه خشكسالي جدي و يا بيابان‌زايي را‌تجربه كرده‌اند و به ويژه آمار تاسف‌بار اين پديده‌ها در آفريقا، ‌همچنين با توجه به اينكه بيابان‌زايي ناشي از واكنش متقابل پيچيده عوامل فيزيكي، زيست‌شناسي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مي‌باشد، ‌با در نظر گرفتن اثر تجارت و جنبه‌هاي مرتبط روابط اقتصادي بين‌المللي بر روي توانايي كشورهاي مبتلابه براي بيابان‌زدايي، ‌با اين آگاهي كه رشد اقتصادي پايدار، توسعه اجتماعي و فقرزدايي، اولويتهاي كشورهاي مبتلابه در حال توسعه، بخصوص در آفريقا بوده و براي رسيدن‌به اهداف به صورت پايدار ضروري مي‌باشد، با اين تفاهم كه بيابان‌زايي و خشكسالي از طريق ارتباطات متقابل خود با مسايل مهم اجتماعي مانند فقر،‌بهداشت و تغذيه ناكافي، عدم امنيت غذايي و مسايل ناشي از مهاجرت، جابجايي افراد و فعل و انفعالات جمعيتي روي توسعه پايدار اثر مي‌گذارد، ‌با قدرداني از اهميت كوششها و تجارب گذشته كشورها و سازمانهاي بين‌المللي در بيابان‌زدايي و كاهش اثرات خشكسالي، به خصوص در اجراي طرح‌عمل بيابان‌زدايي ملل متحد كه در كنفرانس بيابان‌زدايي ملل متحد در سال 1977 برابر با سال 1356 هجري شمسي به تصويب رسيد، ‌با آگاهي از اينكه، عليرغم كوششهاي به عمل آمده درگذشته، پيشرفت در بيابان‌زدايي و كاهش اثرات خشكسالي در حد انتظار نبوده است و اينكه يك‌برخورد جديد و موثر در تمام سطوح در چهارچوب توسعه پايدار مورد نياز مي‌باشد، ‌با شناسايي اعتبار و ارتباط تصميمات متخذه در كنفرانس سازمان ملل براي توسعه و محيط زيست، به خصوص دستور كار (21) و فصل (12) آن، كه‌پايه‌اي را براي مبارزه با بيابان‌زايي فراهم مي‌كنند، ‌با تاكيد مجدد در اين راه بر تعهدات كشورهاي پيشرفته بدان صورت كه در بند(13) فصل (33) دستور كار(21) ملحوظ است، ‌با يادآوري قطعنامه شماره 47.188 مجمع عمومي، به خصوص اولويت مندرج در آن براي آفريقا و تمامي ساير قطعنامه‌هاي ذي‌ربط ملل متحد،‌تصميمات و برنامه‌هاي مربوط به خشكسالي و بيابان‌زايي، همچنين اعلاميه‌هاي مربوطه توسط كشورهاي آفريقايي و ساير مناطق، ‌با تاكيد مجدد بر ‌اعلاميه ريو در مورد محيط زيست و توسعه كه در فصل (2) خود بيان مي‌دارد كه دولتها، برطبق منشور ملل متحد و اصول حقوق‌بين‌الملل، نسبت به اقدام براي استحصال منابع خود در راستاي سياستهاي زيست محيطي و توسعه‌اي خود حق حاكميت دارند و همچنين مسووليت‌دارند تا اطمينان يابند كه فعاليتهاي داخل در حوزه قضايي و يا كنترل آنها سبب خسارت به محيط زيست ساير دول و مناطق خارج از محدوده حوزه‌قضايي ملي آنها نگردد، ‌با تشخيص اينكه كشورها نقش حساسي در بيابان‌زدايي و كاهش اثرات خشكسالي داشته و اينكه پيشرفت در اين زمينه به اجراي محلي برنامه‌هاي‌عمل در مناطق آسيب ديده بستگي دارد، ‌همچنين با تشخيص اهميت و ضرورت همكاريهاي بين‌المللي و مشاركت در بيابان‌زدايي و كاهش اثرات خشكسالي، ‌با تشخيص مجدد اهميت ارايه وسايل موثر به كشورهاي در حال توسعه مبتلابه، به ويژه در آفريقا، از جمله منابع مالي اساسي، شامل منابع مالي جديد‌و اضافي و دسترسي به فن‌آوري كه بدون آن انجام تعهدات آنها در رابطه با كنوانسيون حاضر مشكل خواهد بود، ‌با ابراز نگراني در مورد تاثير بيابان‌زايي بر روي كشورهاي مبتلابه در آسياي مركزي و در ماوراء قفقاز، با تاكيد بر نقش مهم زنان در مناطق آسيب‌ديده از‌بيابان‌زايي و خشكسالي، مخصوصا در نواحي روستايي كشورهاي در حال توسعه و اهميت اطمينان از مشاركت هم مردان و هم زنان در تمامي سطوح‌در برنامه‌هاي بيابان‌زدايي و كاهش اثرات خشكسالي، ‌با تاكيد بر نقش ويژه سازمانهاي غير دولتي و ساير گروههاي عمده در برنامه‌هاي بيابان‌زدايي و خشكسالي و كاهش اثرات خشكسالي، ‌با در نظر گرفتن ارتباط بين بيابان‌زايي و ساير مسايل زيست محيطي در ابعاد جهاني كه جوامع ملي و بين‌المللي با آن روبرو مي‌باشند، ‌همچنين با در نظر گرفتن كمكي كه بيابان‌زدايي مي‌تواند به دستيابي به اهداف كنوانسيون ملل متحد براي تغييرات آب و هوا و كنوانسيون تنوع زيستي و‌ساير كنوانسيونهاي زيست محيطي ذي‌ربط بنمايد، ‌با اعتقاد به اينكه استراتژيهاي بيابان‌زدايي و كاهش اثرات خشكسالي در صورتي كه بر نظارت سيستماتيك سالم و دانش علمي دقيق و ارزيابي مجدد‌مداوم استوار باشند موثرتر خواهند بود، ‌با تشخيص نياز فوري به بهبود كارايي و هماهنگي همكاريهاي بين‌المللي براي تسهيل اجراي طرحها و اولويتهاي ملي، ‌با عزم راسخ به اتخاذ اقدامات لازم براي بيابان‌زدايي و كاهش اثرات خشكسالي به سود نسل حاضر و آينده، ‌به شرح زير توافق نمودند:

بخش اول

مقدمه ‌ماده 1 - اصطلاحات و تعاريف ‌از نظر اين كنوانسيون: ‌الف - ‌بيابان‌ زايي (Desertification) ، به معني تخريب سرزمين در مناطق خشك، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب ناشي از عوامل مختلف‌ از جمله تغييرات آب و هوا و فعاليتهاي انساني مي‌ باشد، ب - ‌بيابان‌ زدايي (Combating Desertification) ‌فعاليتهايي را شامل مي‌ شود كه بخشي از توسعه جامع سرزمين در مناطق خشك، نيمه‌ خشك و خشك نيمه مرطوب در راستاي توسعه پايدار در بر گرفته و هدف آن عبارت است از: پ - ‌خشكسالي (Drought) به معني پديده‌ اي است كه به صورت طبيعي در هنگامي كه ميزان بارندگي به مراتب كمتر از سطوح ثبت شده عادي‌ بوده اتفاق افتاده و باعث عدم تعادل شديد آب شناسي مي‌ شود كه اثر منفي بر روي سيستمهاي توليد منابع زميني مي‌ گذارد، ت - ‌كاهش اثرات خشكسالي (Mitigating The Effects of Drought) به معني فعاليتهاي مربوط به پيش‌ بيني خشكسالي مي‌ باشند‌ كه براي كاهش آسيب‌ پذيري جامعه و سيستمهاي طبيعي در مقابل خشكسالي به نحوي كه به بيابان‌ زدايي مربوط مي‌ شود در نظر گرفته شده‌ اند، ث - ‌سرزمين (Land) به معني سيستم زميني توليد بيولوژيكي مي‌ باشد كه متشكل از خاك، پوشش گياهي و ساير موجودات زنده و فرآيندهاي‌ محيط شناسي و آب‌ شناسي بوده و در داخل سيستم عمل مي‌ كند،

ج

‌تخريب سرزمين (Land Degradation) به معني كاهش يا از دست رفتن توان توليد زيست شناسي يا اقتصادي و تركيب اراضي ديم،‌ آبي، مرتع، چراگاه، جنگل، بوته‌ زار در مناطق خشك، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب ناشي از بهره‌ برداري از سرزمين يا از يك فرآيند يا تركيبي از‌ فرآيندها از جمله فرآيندهاي ناشي از فعاليتهاي انساني و شيوه‌ هاي سكونتي مي‌ باشد، مانند:

1

‌فرسايش خاك (Soil Erosion) ناشي از باد و يا آب،

2

زوال خصوصيات فيزيكي، شيميايي و زيست شناسي و يا اقتصادي خاك، و

3

نابودي دراز مدت پوشش گياهي طبيعي.

ج

نواحي ‌خشك (Arid)، نيمه خشك (arid-Semi)‌ و خشك نيمه مرطوب (sub humid dry) ‌به معني مناطقي به جز مناطق قطبي و‌ نيمه قطبي مي‌ باشد كه در آن نسبت ميزان بارندگي به تبخير بالقوه در محدود 0.05 تا 0.65 قرار دارد،

ح

‌مناطق مبتلابه (Affected Area) به معني مناطق خشك يا نيمه خشك و يا خشك نيمه مرطوب مي‌ باشد كه از بيابان‌ زايي آسيب ديده‌ اند و‌ يا در معرض تهديد هستند،

خ

‌كشورهاي مبتلابه (Affected Countries) به معني كشورهايي است كه سرزمين آنها، تماما يا بخشي، مناطق آسيب ديده را در بر‌ مي‌ گيرد، ي - ‌سازمان وحدت اقتصادي منطقه‌ اي (Regional Economic Integration organization) به معني سازماني است كه توسط‌ دولتهاي داراي حاكميت يك منطقه تشكيل و در رابطه با موضوعات تحت پوشش اين كنوانسيون داراي اختيار بوده و بر اساس مقررات داخلي خود‌ مجاز شده است كه اين كنوانسيون را امضا، تنفيذ، پذيرش، تصويب نموده و يا به عضويت آن درآيد، ‌ذ - ‌كشور پيشرفته عضو (Developed Country Party) يعني كشورهاي پيشرفته عضو و سازمانهاي وحدت اقتصادي منطقه‌ اي كه‌ توسط كشورهاي پيشرفته تشكيل شده‌ اند. ‌ماده 2 - هدف 1 - هدف اين كنوانسيون، بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي در كشورهايي است كه به طور جديد با خشكسالي و بيابان‌ زايي، بخصوص در آفريقا،‌ مواجه هستند، از طريق اقدام موثر در تمام سطوح، با حمايت همكاريهاي بين‌ المللي و ترتيبات مشاركت، در چهارچوب يك رويه جامع همسو با‌ دستور كار (21) و به منظور كمك به دستاوردهاي توسعه پايدار در مناطق آسيب‌ ديده صورت مي‌ گيرد. 2 - دستيابي به اين هدف شامل استراتژيهاي جامع دراز مدتي مي‌ باشد كه همزمان روي بهبود محصول‌ دهي زمين، احيا، حفاظت و مديريت پايدار‌ منابع آب و خاك متمركز شده و در نهايت به بهبود شرايط زندگي مردم بخصوص در سطح جامعه بيانجامد. ‌ماده 3 - اصول ‌براي دستيابي به اهداف اين كنوانسيون و اجراي مفاد آن، اعضا بايد از جمله بر طبق موارد زير هدايت شوند: ‌الف - طرفها بايد اطمينان يابند كه تصميمات آنها در طراحي و اجراي برنامه‌ هاي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي با مشاركت مردم و جوامع‌ محلي صورت گرفته و همچنين در سطوح بالاتر محيط مناسبي ايجاد گردد تا اقدام در سطوح ملي و محلي را تسهيل نمايد، ب - طرفها بايد با روح همبستگي بين‌ المللي و مشاركت، همكاري و هماهنگي را در سطوح منطقه‌ اي، زيرمنطقه‌ اي و بين‌ المللي بهبود بخشيده و منابع‌ مالي، انساني، تشكيلاتي و فني را در جايي كه ضرورت دارد متمركز نمايند. پ - طرفها بايد با روح مشاركت، همكاريها را در بين تمام سطوح دولتي، جوامع، سازمانهاي غير دولتي و مالكين به منظور ايجاد درك بهتر از ماهيت و‌ارزش زمين و منابع محدود آبي در مناطق آسيب ديده توسعه دهند و جهت بكارگيري پايدار آنها تلاش نمايند، ت - طرفها بايد به نيازهاي ويژه و شرايط كشورهاي در حال توسعه آسيب ديده بخصوص آنها كه كمتر توسعه يافته‌ اند توجه كامل مبذول دارند. ‌بخش دوم ‌شرايط عمومي ‌ماده 4 - تعهدات عمومي 1 - اعضا بايد تعهدات خود را به موجب اين كنوانسيون به صورت انفرادي يا جمعي، از طريق ترتيبات موجود و يا به نحو مقتضي از طريق ترتيبات‌ دو جانبه و چند جانبه آتي يا تركيبي از آنها، به نحو مقتضي، با تاكيد بر ضرورت هماهنگي اقدامات و توسعه يك استراتژي بلندمدت يكنواخت در كليه‌ سطوح به اجرا درآورند. 2 - اعضا در تحقق اين كنوانسيون بايد: ‌الف - يك شيوه جامع كه پاسخگوي جنبه‌ هاي فيزيكي، زيست شناسي و اجتماعي - اقتصادي روند بيابان‌ زايي و خشكسالي باشد اتخاذ نمايند، ب - در چهارچوب تشكيلات جهاني و منطقه‌ اي به وضعيت كشورهاي مبتلابه در حال توسعه در رابطه با تجارت بين‌ الملل، ترتيبات بازاريابي و قروض‌ با نگرش به ايجاد يك محيط اقتصادي بين‌ المللي پويا كه منجر به اعتلاي توسعه پايدار گردد، توجه كافي مبذول دارند، پ - استراتژيهاي فقرزدايي را در اقدامات مربوط به بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي ادغام نمايند، ت - همكاري بين كشورهاي مبتلابه در زمينه‌ هاي حمايت محيط زيست و حفاظت منابع آب و خاك، در حالي كه مربوط به بيابان‌ زايي و خشكسالي‌ مي‌ شوند، توسعه دهند، ث - همكاري زيرمنطقه‌ اي، منطقه‌ اي و بين‌ المللي را تقويت نمايند،

ج

در چهارچوب سازمانهاي بين‌ الدولي ذيربط همكاري نمايند،

چ

در صورت اقتضا، روشهاي سازماني با در نظر گرفتن نياز به اجتناب از دوباره‌ كاري تعيين نمايند،

ح

استفاده از روشها و ترتيبات دو جانبه و چندجانبه مالي موجود را كه منابع مالي را تجهيز و به سوي كشورهاي مبتلابه در حال توسعه در برنامه‌ هاي‌ بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي آنها هدايت مي‌ كنند، توسعه دهند.

3

اعضاي متعاهد مبتلابه در حال توسعه در كمك به اجراي اين كنوانسيون مجاز مي‌ باشد. ‌ماده 5 - تعهدات اعضاي متعاهد مبتلابه ‌اعضاي متعاهد مبتلابه، علاوه‌بر تعهدات مندرج در ماده (4) بايد: ‌الف - به بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي اولويت داده و طبق شرايط و تواناييهايشان منابع كافي به اين امر تخصيص دهند، ب - استراتژيها و اولويتها را در چارچوب طرحها و يا سياستهاي توسعه پايدار، براي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي ايجاد نمايند، پ - عوامل اصلي بيابان‌ زايي را شناسايي و به عوامل اجتماعي - اقتصادي موثر در روند بيابان‌ زايي توجه خاص معمول دارند، ت - آگاهي را ارتقا داده و مشاركت جوامع محلي، به ويژه زنان و جوانان، را با حمايت سازمانهاي غيردولتي، در كوششهايشان براي بيابان‌ زدايي و‌ كاهش اثرات خشكسالي تسهيل نمايند، و ث - از طريق تقويت قوانين موجود، به نحو مطلوب و در صورتي كه چنين قوانيني وجود ندارند، با تهيه قوانين جديد و ايجاد سياستهاي درازمدت و‌ برنامه‌ هاي عمل، يك محيط كار ايجاد نمايند. ‌ماده 6 - تعهدات اعضاي متعاهد توسعه‌ يافته ‌اعضاي متعاهد توسعه‌ يافته علاوه‌ بر تعهدات عمومي مندرج در ماده (4) بايد: ‌الف - به نحو مورد توافق منفردا، يا مشتركا از تلاش طرفهاي متعاهد در حال توسعه مبتلابه، بخصوص آنهايي كه در آفريقا قرار دارند و كشورهاي كمتر‌ توسعه‌ يافته براي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي فعالانه حمايت نمايند، ب - منابع عمده مالي و ساير اشكال حمايتي براي كمك موثر به طرفهاي متعاهد مبتلابه در حال توسعه، بخصوص آنهايي كه در آفريقا قرار دارند، در‌ تهيه و اجراي طرحها و استراتژيهاي بلندمدت خودشان در بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي فراهم نمايند، پ - بسيج اعتبارات جديد و اضافي را بر حسب مفاد قسمت (ب) بند (2) ماده (20)، اعتلا بخشند، ت - بسيج اعتبارات از منابع بخش خصوصي و ديگر سازمانهاي غير دولتي را تشويق نمايند، و ث - دستيابي كشورهاي متعاهد مبتلابه، به خصوص طرفهاي متعاهد مبتلابه در حال توسعه را به فن‌ آوري، دانش و علم مناسب تسهيل نموده و اعتلا‌ بخشند. ‌ماده 7 - اولويت براي آفريقا ‌براي اجراي اين كنوانسيون طرفها بايد به طرفهاي مبتلابه آفريقايي، به دليل وضعيت خاص در آن ناحيه، در عين حال كه طرفهاي متعاهد در حال توسعه‌ در ساير مناطق را فراموش نمي‌ كنند، اولويت بدهند. ‌ماده 8 - ارتباط با ساير كنوانسيونها 1 - طرفها هماهنگي بين فعاليتهايي كه به موجب اين كنوانسيون انجام مي‌ شود و ساير موافقتنامه‌ هاي مربوطه بين‌ المللي را، چنانچه عضو آن باشند،‌ مخصوصا كنوانسيون ملل متحد در مورد تغييرات آب و هوا و كنوانسيون تنوع زيستي را به جهت كسب حداكثر بهره‌ گيري از فعاليتهاي انجام شده به‌ موجب هر موافقتنامه و در عين حال اجتناب از دوباره‌ كاري، تشويق خواهند نمود. طرفها اجراي برنامه‌ هاي مشترك، بخصوص در زمينه‌ هاي پژوهش،‌ آموزش، مشاهده سيستماتيك جمع آوري و مبادله اطلاعات تا حدودي كه چنين فعاليتهايي ممكن است به دستيابي اهداف موافقتنامه‌ هاي مربوطه‌ كمك كند تشويق خواهند نمود. 2 - مفاد اين كنوانسيون بر حقوق و تعهدات هيچ عضوي كه از يك موافقتنامه دو جانبه، منطقه‌ اي يا بين‌ المللي كه قبل از لازم‌ الاجرا شدن اين كنوانسيون‌ ناشي شده است تاثير نخواهد داشت. ‌بخش سوم ‌برنامه‌ هاي عمل، همكاريهاي عملي و فني و اقدامات حمايتي ‌قسمت 1 - برنامه‌هاي عمل ‌ماده 9 - ديدگاههاي اساسي 1 - طرفهاي متعاهد در حال توسعه مبتلابه و يا هر طرف عضو مبتلابه ديگر در اجراي تعهدات خود مندرج در ماده (5) و همچنين در چهارچوب‌ ضميمه مربوط به اجراي منطقه‌ اي يا، به صورت ديگر، كه دبيرخانه دايمي را به صورت كتبي از قصد خود براي تهيه يك برنامه عمل ملي آگاه نموده‌است، برنامه‌ هاي عمل ملي را به نحو مطلوب تهيه، منتشر و اجرا نموده تا حد امكان بر اساس برنامه‌ ها و طرحهاي موفق موجود مربوطه و برنامه‌ هاي‌ عمل زير منطقه‌ اي و منطقه‌ اي به عنوان عنصر مركزي استراتژي مبارزه با بيابان‌ زايي و كاهش اثرات خشكسالي، اقدام نمايند. اين برنامه‌ ها بايد از طريق‌ فرآيند مشاركت مداوم و بر اساس درسهايي كه از عمليات صحرايي آموخته شده و نيز نتايج تحقيقات، بروز درآيند. فرآيند تهيه برنامه عمل ملي بايد با‌ ساير اقدامات براي تدوين سياستهاي ملي براي توسعه پايدار به طور متقابل مربوط باشد. 2 - در ارايه انواع مختلف كمكهاي طرفهاي متعاهد پيشرفته به موجب ماده (6)، اولويت بايد بر حسب توافق به برنامه‌ هاي عمل ملي، زيرمنطقه‌ اي و‌ منطقه‌ اي اعضاي متعاهد مبتلابه در حال توسعه، بخصوص در آفريقا، چه به صورت مستقيم و چه از طريق سازمانهاي چند جانبه و يا هر دو داده شود. 3 - طرفها بايد سازمانها، صندوقها و برنامه‌ هاي سيستم ملل متحد و ساير سازمانهاي بين‌ المللي ذي‌ ربط، موسسات آكادميك، جامعه عملي و سازمانهاي‌ غيردولتي را كه مي‌ توانند بر اساس شرح وظايف و تواناييهايشان همكاري نمايند، به حمايت از تهيه و اجرا و ادامه برنامه‌ هاي عمل تشويق كنند. ‌ماده 10 - برنامه‌ هاي عمل ملي 1 - هدف برنامه‌ هاي عمل ملي شناسايي عوامل موثر بيابان‌ زايي و معيارهاي عملي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي مي‌ باشد. 2 - برنامه‌ هاي عمل ملي بايد نقش مربوط به دولت، جوامع محلي و بهره‌ برداران از زمين و همچنين منابع موجود و مورد نياز را معين كند. اين برنامه‌ ها‌ همچنين بايد: ‌الف - همراه با استراتژيهاي بلند مدت بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي بوده، بر اجرا تاكيد داشته و با سياستهاي ملي براي توسعه پايدار ادغام‌ گردند، ب - اصلاحات متناسب با تغيير شرايط را اجازه داده و در سطح محلي براي تطبيق با شرايط مختلف اجتماعي، اقتصادي، زيست شناسي، ژئوفيزيكي‌ به اندازه كافي انعطاف‌ پذير باشد، پ - به اجراي روشهاي پيشگيري از تخريب زمينهايي كه هنوز تخريب نشده‌ اند يا مختصري فرسايش يافته‌ اند توجه مخصوص نمايد، ت - تواناييهاي هواشناسي، آب شناسي، آب و هوايي در سطح ملي و سيستمهاي هشدار دهنده خشكسالي را تقويت نمايد، ث - سياستها و چهارچوبهاي سازماني قانوني را كه سبب توسعه همكاري و هماهنگي با روح همكاري، بين جوامع كمك كننده، دولتها در تمام‌ سطوح، جمعيتهاي محلي و گروههاي اجتماعي مي‌ شود و دستيابي جمعيتهاي محلي به اطلاعات و فن‌ آوري مناسب را تسهيل مي‌ نمايد، اعتلا بخشيده‌و تقويت نمايند،

ج

تمهيدات لازم براي مشاركت موثر در سطوح محلي، ملي و منطقه‌ اي توسط سازمانهاي غيردولتي و جمعيتهاي محلي اعم از مردان و زنان،‌ بخصوص استفاده‌ كنندگان از منابع شامل زارعين، دامداران و سازمانهاي نماينده آنان، در سياستگزاري، تصميم‌ گيري و اجرا و بررسي برنامه‌ هاي عمل‌ ملي را فراهم ساخته، و

چ

بازنگري مرتب و تهيه گزارش پيشرفته در مورد اجراي آنها را لازم بدانند.

3

برنامه‌ هاي عمل ملي ممكن است از جمله، همراه با ساير اقدامات، يك يا تمامي اقدامهاي زير را براي آمادگي و كاهش اثرات خشكسالي شامل‌ شوند: ‌الف - تاسيس و يا تقويت سيستم هشداردهنده، به نحو متناسب، شامل تسهيلات محلي و ملي و سيستمهاي مشترك در سطوح زيرمنطقه‌ اي و‌روشهايي براي كمك به افرادي كه در اثر شرايط محيطي جابجا مي‌ شوند،

ب

تقويت آمادگي در مقابله با خشكسالي و مديريت شامل طرحهاي پيش‌ بيني خشكسالي در سطوح محلي، ملي، زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي، كه‌ پيش‌ بيني‌ هاي هواشناسي فصلي و سالانه را در نظر مي‌ گيرند،

پ

تاسيس و يا تقويت سيستمهاي امنيت غذايي، به نحو مناسب، شامل تسهيلات ذخيره‌ سازي و بازاريابي، بخصوص در مناطق روستايي،

ت

تاسيس ساير پروژه‌ هاي معيشتي جايگزين كه مي‌ تواند منبع درآمدي براي مناطق در معرض خشكسالي باشد، و

ث

توسعه برنامه‌ هاي آبياري پايدار هم براي كشاورزي و هم براي احشام.

4

با در نظر گرفتن شرايط و نيازهاي خاص هرطرف متعاهد مبتلابه، برنامه عمل ملي بايد به نحو مناسب، در ميان ساير موارد، موارد زير را در پاره‌ اي و‌ يا در همه زمينه‌ هاي اولويتي به نحوي كه مرتبط با بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي در مناطق آسيب ديده و مرتبط به مردم آنها باشند در نظر‌ بگيرند: اعتلاي شيوه‌ هاي معيشتي جايگزين و بهبود محيطهاي اقتصاد ملي به منظور تقويت برنامه‌ هايي كه در راستاي فقرزدايي و تضمين امنيت غذايي‌ اجرا شود، تحركات جمعيتي، مديريت پايدار منابع طبيعي، عمليات كشاورزي پايدار، توسعه و استفاده موثر از منابع گوناگون انرژي، چهارچوبهاي‌ سازماني و قانوني، تقويت تواناييها براي ارزيابي و نظارت سيستماتيك شامل خدمات آبشناسي و هواشناسي، ظرفيت سازي، آموزشي و آگاهي‌ عمومي. ‌ماده 11 - برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي ‌اعضاي متعاهد مبتلابه، برطبق الحاقيه‌ هاي اجرايي منطقه‌اي، به منظور تهيه برنامه‌ هاي عمل، زيرمنطقه‌ اي و يا منطقه‌ اي به نحو مناسب، براي‌ هماهنگي و تكميل برنامه‌ هاي ملي و افزايش كارايي برنامه‌ هاي ملي مشورت و همكاري خواهند نمود. مفاد ماده (10) بايد با جرح و تعديلهاي مورد‌ نياز، به برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌اي نيز تسري داده شود. اين همكاريها ممكن است شامل برنامه‌ هاي مشترك مورد توافق براي مديريت‌ پايدار منابع مشترك فرامرزي، همكاريهاي علمي و فني و تقويت نهادهاي مربوطه باشد. ‌ماده 12 - همكاري بين‌ المللي ‌طرفهاي مبتلابه متعاهد با معاضدت با ساير طرفها و جامعه بين‌ المللي، بايد همكاري نمايند تا از اعتلاي يك محيط بين‌ المللي جهت اجراي مفاد اين‌ كنوانسيون اطمينان يابند. يك چنين همكاري بايد زمينه‌ هاي انتقال فن‌ آوري و همچنين تحقيقات و توسعه علمي، جمع آوري و توزيع اطلاعات و منابع‌ مالي را نيز تحت پوشش قرار دهد. ‌ماده 13 - حمايت از تهيه و اجراي برنامه‌ هاي عمل 1 - اقداماتي كه براي حمايت از برنامه‌ هاي عمل بر طبق مفاد ماده (9) آمده است، در ميان ساير موارد، شامل موارد زير مي‌ باشد: ‌الف - همكاري مالي جهت تامين قابليت پيش‌ بيني براي برنامه عمل به طوري كه برنامه‌ ريزي درازمدت مورد نياز را ممكن سازد، ب - تهيه و كاربرد روشهاي همكاري كه حمايت بهتري را در سطح فعاليتهاي محلي، از جمله از طريق سازمانهاي غيردولتي، به منظور افزايش قابليت‌ تكرار فعاليتهاي برنامه آزمايشي موفق در موارد مربوط امكان‌ پذير سازد، پ - افزايش انعطاف‌ پذيري در طراحي پروژه، تامين اعتبار و اجرا، در راستاي روش تجربي و قابل تكرار براي اقدام مشاركتي در سطح جامعه محلي، و ت - روشهاي اداري و مالي، به نحو مناسب كه كارايي برنامه‌ هاي حمايتي و همكاري را افزايش دهد. 2 - در ارايه اين حمايتها به طرفهاي متعاهد در حال توسعه مبتلابه، بايد به قاره آفريقا و طرفهاي متعاهد كمتر توسعه يافته اولويت داده شود. ‌ماده 14 - هماهنگي در تهيه و اجراي برنامه‌ هاي عمل 1 - اعضا بايد به صورت مستقيم يا از طريق سازمانهاي بين‌ المللي مربوط، براي تهيه و اجراي برنامه‌ هاي عمل همكاري نزديك نمايند. 2 - طرفها بايد روشهاي اجرايي را، بخصوص در سطوح ملي و محلي توسعه دهند تا اطمينان حاصل گردد كه حداكثر هماهنگي ممكن بين اعضاي‌ متعاهد پيشرفته، طرفهاي متعاهد در حال توسعه و سازمانهاي بين‌ المللي و غيردولتي مربوطه وجود داشته، تا از عمليات تكراري جلوگيري شده و‌روشها و ملاحظات هماهنگ گرديده و اثرات كمك به حداكثر برسد. در كشورهاي طرفهاي متعاهد در حال توسعه مبتلابه اولويت به فعاليتهاي‌ هماهنگ شده مربوط به همكاريهاي بين‌ المللي داده خواهد شد تا كاربرد موثر منابع به حداكثر رسيده، از كمك موثر اطمينان حاصل شده و اجراي‌ برنامه‌ هاي عمل ملي و ارجحيت‌ هاي به موجب اين كنوانسيون را تسهيل نمايد. ‌ماده 15 - الحاقيه‌ هاي اجرايي منطقه‌ اي ‌عناصر لازم براي منظور نمودن در برنامه‌ هاي عمل بايد بر اساس عوامل اجتماعي - اقتصادي، جغرافيايي و آب و هوايي كه در كشور يا منطقه مبتلابه‌ كاربرد دارند و همچنين بر اساس سطح توسعه يافتگي، انتخاب و سازگار شود. خطوط راهنماي تهيه برنامه‌ هاي عمل و حوزه با توجه به مفاد آن براي‌ يك زيرمنطقه يا منطقه خاص در الحاقيه‌ هاي اجرايي منطقه‌ اي تدوين گرديده است. ‌قسمت 2 - همكاريهاي فني و علمي ‌ماده 16 - جمع آوري، تحليل و مبادله اطلاعات ‌اعضا، بر اساس تواناييهاي خود موافقت مي‌ نمايند كه جمع‌ آوري، تحليل و مبادله اطلاعات و آمار كوتاه‌ مدت و بلندمدت مربوطه را هماهنگ و يكسان‌ سازند تا از مشاهده سيستماتيك تخريب اراضي در مناطق مبتلابه اطمينان يابند، فرآيند و اثرات خشكسالي و بيابان‌ زايي را بهتر درك كرده و ارزيابي‌ نمايند. ‌اين امر كمك مي‌ كند تا در ميان ساير موارد، مواردي مثل هشدار سريع و برنامه‌ ريزي قبلي براي دوره‌ هاي بد تغيير آب و هوا به شكل مناسب براي كاربرد‌ عملي توسط استفاده‌ كنندگان در همه سطوح، از جمله جمعيتهاي محلي انجام شود. براي رسيدن به اين هدف آنها به نحو مطلوب: ‌الف - انجام وظيفه شبكه جهاني موسسات و تسهيلات براي جمع آوري، تحليل و تبادل اطلاعات و همچنين براي نظارت سيستماتيك در تمام‌ سطوح را تقويت و تسهيل نمايند كه بايد علاوه‌ بر ساير موارد: 1 - به استفاده از سيستمها و استانداردهاي سازگار توجه داشته باشند، 2 - اطلاعات و ايستگاههاي ذيربط، از جمله در نواحي دوردست را در بر گيرند، 3 - فن‌ آوري جديد براي جمع‌ آوري، انتقال و ارزيابي اطلاعات در زمينه تخريب اراضي را بكار گرفته و منتشر نمايد، 4 - مراكز آمار و اطلاعات ملي، زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي را به صورت خيلي نزديك با منابع اطلاعات جهاني مرتبط سازند. ب - اطمينان يابند كه جمع‌ آوري، تحليل و مبادله اطلاعات جوابگوي نيازهاي جوامع محلي و نيازهاي تصميم‌ گيرندگان، با هدف حل مسايل خاص و‌ اينكه جوامع محلي در اين فعاليتها مشاركت دارند، مي‌ باشد، پ - برنامه‌ ها و پروژه‌ هاي دو جانبه و چند جانبه را كه هدف آن تعيين هدايت، ارزيابي و تامين اعتبار براي جمع‌ آوري تحليل و تبادل و تهيه اطلاعات و‌ آمار، از جمله شاخصهاي فيزيكي، زيست شناسي، اجتماعي، اقتصادي مي‌ باشد، حمايت نموده و توسعه دهند، ت - از تجربيات سازمانهاي بين‌ الدولي و غيردولتي كه توانايي دارند به ويژه براي توزيع اطلاعات و تجارب مربوط بين گروههاي هدف در مناطق‌ مختلف استفاده كامل به عمل آورند، ث - به جمع‌ آوري، تحليل و مبادله اطلاعات اجتماعي - اقتصادي، ادغام آنها با آمار فيزيكي و زيستي اهميت كامل بدهند،

ج

اطلاعات قابل دسترسي از كليه منابع عمومي در رابطه با بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي را مبادله نموده و به صورت كامل، آشكار و صريح‌ در دسترس قرار دهند، و

چ

به شرط تصويب مراجع قانونگذاري ملي و يا سياستهاي خود اطلاعات مربوط به دانش سنتي و محلي را مبادله نموده از حفاظت كافي از آنها و‌ تامين سود مناسب از منافع حاصله از آنها بر اساس تساوي و يا شرايط مورد توافق دو جانبه، به جمعيت محلي مربوطه اطمينان حاصل نمايد. ‌ماده 17 - تحقيق و توسعه 1 - اعضاي متعاهد بر اساس تواناييهاي خودشان تعهد مي‌ نمايند تا همكاريهاي فني و علمي را در زمينه‌ هاي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي از‌ طريق نهادهاي مناسب ملي، زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي و بين‌ المللي ارتقا دهند. بدين منظور فعاليتهاي پژوهشي را در موارد زير حمايت خواهند كرد: ‌الف - مشاركت در روندهاي علمي توسعه يافته مربوط به بيابان‌ زايي و خشكسالي و اثرات آن و تمايز بين عوامل ملي اعم از طبيعي و انساني با توجه‌ به بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي و نيل به بهره‌ وري توسعه‌ يافته و همچنين مديريت و استفاده پايدار از منابع، ب - پاسخ به اهداف مشخص، برآورد ساختن نيازهاي ويژه جمعيتهاي محلي و نيل به تعريف و اجراي راه حلهايي كه استانداردهاي زندگي مردم در‌ مناطق مبتلابه را توسعه بخشد، پ - حفظ، انسجام، ارتقا و ارزش بخشيدن به آگاهي، دانش فني، عرف سنتي و محلي و تضمين اينكه با توجه به قوانين و سياستهاي ملي مربوطه‌ شان‌ صاحبان اينگونه تجربيات بر اساس اصول مساوات و مفاد موافقت شده دو جانبه مستقيما از منابع آن اعم از آنكه به صورت تجارتي استفاده شود و يا از‌ آن براي توسعه فناوريهاي ديگر بهره گرفته شود سود خواهند برد، ت - توسعه و تقويت تواناييهاي پژوهشي ملي و زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي در كشورهاي عضو در حال توسعه بخصوص در آفريقا از جمله توسعه‌ مهارتهاي بومي، تقويت ظرفيتهاي مناسب به ويژه در كشورهايي با زيربناي پژوهشي ضعيف و توجه ويژه به تحقيقات چندمنظوره و مشاركتي‌ اقتصادي، اجتماعي، ث - توجه به رابطه بين فقر و مهاجرت ناشي از عوامل زيست محيطي و بيابان‌ زايي در موارد مربوط،

ج

توسعه و ارتقاي ارتباط برنامه‌ هاي مشترك پژوهشي بين سازمانهاي تحقيقاتي ملي، زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي و بين‌ المللي اعم از بخش خصوصي و‌ عمومي، به منظور توسعه فن‌ آوريهاي پيشرفته قابل دسترسي و در حد استطاعت براي توسعه پايدار از طريق مشاركت موثر گروهها و جمعيتهاي محلي،

چ

افزايش امكان دستيابي به منابع آب در مناطق مبتلابه از طرق مختلف از جمله باروري ابرها،

2

اولويتهاي پژوهشي براي مناطق و زيرمناطق خاص كه بازتاب شرايط مختلف منطقه‌ اي است بايد در برنامه‌ هاي عمل گنجانده شود. كنفرانس طرفها‌ بايد به صورت زمان‌ بندي شده و بر اساس توصيه شوراي مشورتي علمي و فني، اولويتها را مورد بررسي قرار دهد. ‌ماده 18 - انتقال، اكتساب، تعديل و توسعه فن‌آوري 1 - اعضاي متعاهد بر اساس توافقات دو جانبه و منطبق با سياستها و مقررات ملي خودشان تعهد مي نمايند كه اعتبار يا تسهيلات اعتباري لازم را براي‌ انتقال، اكتساب، انطباق و توسعه فن‌ آوريهاي سالم به لحاظ زيست محيطي و قابل اجرا به لحاظ اقتصادي و قابل پذيرش به لحاظ اجتماعي و مربوط به‌ بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي باشد فراهم سازند. اينگونه همكاريها بايد به صورت دو جانبه و يا چند جانبه بوده و در صورت لزوم از تجارب‌ كارشناسي سازمانهاي بين‌ الدولي و غيردولتي حداكثر استفاده را بنمايد. طرفها بايد بخصوص موارد زير را رعايت نمايند: ‌الف - از سيستمهاي اطلاعاتي موجود در سطح ملي، زيرمنطقه‌ اي، منطقه‌ اي و بين‌ المللي استفاده كامل نموده و از آنها براي مبادله و توزيع اطلاعات در‌ زمينه فن‌ آوريهاي وجود و منابع آنها، خطرات زيست محيطي و شرايط گسترده‌ اي كه ممكن است به موجب آن تحصيل گردند استفاده كنند، ب - دستيابي را بخصوص براي كشورهاي مبتلابه در حال توسعه، بر اساس اصول مناسب شامل مقررات ترجيحي و امتيازي كه به صورت دو جانبه‌ توافق شده، با توجه به ضرورت حفظ حقوق مالكيت معنوي براي فن‌ آوريهايي كه براي اجراي عملي نيازهاي ويژه به اثرات زيست محيطي، اقتصادي،‌ فرهنگي، اجتماعي، چنين فن‌ آوري تسهيل نمايند، پ - همكاريهاي فني بين كشورهاي در حال توسعه مبتلابه را از طريق كمكهاي مالي و يا ديگر ابزار مناسب تسهيل بخشند، ت - توسعه همكاريهاي فني با كشورهاي متعاهد در حال توسعه مبتلابه از جمله در بخشهايي كه سيستمهاي معيشتي جايگزين را ترويج مي‌ كنند، ث - انجام اقدامات مناسب به منظور ايجاد شرايط بازار محلي و انگيزه مالي و غيره كه موجب توسعه، تبادل اكتساب و سازگار نمودن فن‌ آوريها و فنون‌ مي‌ شود از جمله معيارهاي حفظ حقوق مالكيت معنوي. 2 - اعضاي متعاهد بايد بر مبناي توانمنديها و با توجه به سياستها و قوانين ملي مربوطه‌ اشان اقدام به حفظ، ارتقا و استفاده از فن‌ آوريهاي محلي و سنتي‌ نمايند تا در نهايت تعهدات زير را بر عهده گيرند: ‌الف - فهرستي از اين‌ گونه علوم و فنون را با ظرفيتها و استعدادهاي مربوط در رابطه با جمعيتهاي محلي تهيه و از طريق سازمانهاي بين‌ الدولي و غير‌دولتي توزيع و منتشر نمايند، ب - تضمين نمايند كه اينگونه فن‌ آوريها و علوم و فنون را حمايت نموده و نيز جوامع محلي بر اساس تساوي و توافقات چند جانبه متداول به طور‌ مستقيم از اين فن‌ آوريها و با كاربرد آن در ساير فن‌ آوريها بهره‌ مند خواهند شد، ج - توسعه و توزيع و انتشار اينگونه علوم و فنون و يا فن‌ آوريهايي را كه از آن گرفته مي‌ شود تشويق و از آن فعالانه حمايت نمايند،

ت

تسهيلات لازم را براي سازگار نمودن اينگونه علوم و فنون و دانسته را براي كاربرد وسيع آن و همراه كردن آنها با فن‌ آوريهاي مدرن فراهم سازند. ‌قسمت 3 - اقدامات حمايتي ‌ماده 19 - ظرفيت‌ سازي، آموزش و آگاهي عمومي 1 - اعضاي متعاهد اهميت ظرفيت‌ سازي را كه شامل ايجاد مقررات نهادينه‌ سازي، آموزش و توسعه ظرفيتهاي محلي و ملي ذيربط مي‌ باشد و به منظور‌ تلاش براي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي است به خوبي درك مي‌ نمايند. اعضا در توسعه ظرفيت‌ سازي موارد زير را بايد لحاظ نمايند: ‌الف - ساختن و توسعه ظرفيتها در تمام سطوح بخصوص در سطح محلي از طريق مشاركت كامل مردم محلي و بومي به ويژه زنان و جوانان با‌همكاري سازمانهاي غيردولتي و محلي، ب - تقويت ظرفيت آموزشي و تحقيقاتي در سطح ملي در زمينه بيابان زدايي و خشكسالي، پ - برقراري و يا تقويت حمايتها و گسترش خدمات به منظور ترويج روشهاي فني مربوط به صورت موثرتر از طريق آموزش عوامل و اعضاي‌ سازمانهاي روستايي در فرآيند مشاركتي براي حفظ و بهره‌ برداري پايدار از منابع طبيعي، ت - ترويج استفاده و توسعه علوم و دانش فني و عرف محلي و بومي در برنامه‌ هاي همكاريهاي فني در هر جايي كه امكان دارد، ث - سازگار كردن فن‌ آوريهاي سالم به لحاظ زيست محيطي و روشهاي سنتي كشاورزي و دامداري سنتي با شرايط مدرن اجتماعي، اقتصادي،

ج

تامين آموزشها و فن‌ آوري لازم مناسب در استفاده از منابع جايگزين انرژي خصوصا منابع انرژي تجديد شونده با هدف كاهش وابستگي به چوب به‌عنوان سوخت،

چ

همكاريهاي مورد توافق به منظور تقويت ظرفيت كشورهاي مبتلابه در حال توسعه براي توسعه و اجراي برنامه‌ هاي جمع‌ آوري، تحليل و مبادله‌ اطلاعات مطابق با ماده (16)،

ح

يافتن راههاي ابداعي ارتقاي روشهاي معيشتي جايگزين شامل آموزش در مهارتهاي جديد،

خ

آموزش تصميم‌ گيران، مديران و افرادي كه مسوول جمع‌ آوري و تحليل اطلاعات و آمار هستند با هدف استفاده از سيستم هشدار سريع در زمينه‌ شرايط خشكسالي و توليد مواد غذايي، ‌د - از طريق بكارگيري موثر نهادها و چهارچوبهاي حقوقي ملي موجود و در موارد ضروري ايجاد چهارچوبها و نهادهاي جديد همراه با تقويت مديريت‌ و برنامه‌ ريزي استراتژيك، ‌ذ - ايجاد برنامه‌ هاي مبادله بازديدكنندگان به منظور افزايش ظرفيت‌ سازي در كشورهاي مبتلا به از طريق يك برنامه دراز مدت آموزش و مطالعه،

2

كشورهاي در حال توسعه مبتلابه بايد با همكاري ساير طرفها و سازمانهاي غيردولتي و بين‌ الدولي ذيربط بازنگري چند جانبه‌اي از ظرفيتها و‌تسهيلات موجود در سطح ملي و محلي انجام داده و امكان تقويت آنها را به نحو مقتضي بررسي نمايند.

3

اعضا بايد با يكديگر و از طريق سازمانهاي بين‌ المللي و بين‌ الدولي و غيردولتي ذيصلاح متعهد شوند كه در برنامه‌ هاي آموزشي و آگاهي عمومي در‌ كشورهاي مبتلابه و ساير كشورهايي كه مبتلا نشده‌ اند با هدف آشنا ساختن مردم به علل و عواقب بيابان‌ زايي و خشكسالي و نشان دادن اهميت انجام‌اهداف اين كنوانسيون همكاري نمايند. براي رسيدن به اين منظور متعاهدين بايد موارد زير را رعايت كنند: ‌الف - سازمان‌ دهي برنامه‌ هاي ارتقاي دانش عمومي در سطح وسيع براي عموم،

ب

ارتقاي دسترسي دايمي مردم به اطلاعات ذيربط و همچنين مشاركت وسيع مردم در فعاليتهاي آموزشي و آگاهي‌ بخشي،

پ

ترغيب تاسيس انجمنهايي كه بتواند به افزايش آگاهي مردم كمك كنند،

ت

توسعه و مبادله مواد آموزشي عمومي و آگاهي بخشي، در جايي كه ممكن است به زبانهاي محلي، مبادله كارشناس براي آموزش پرسنل‌ كشورهاي متعاهد در حال توسعه مبتلابه براي برنامه‌ هاي آموزشي و آگاهي دادن و استفاده كامل از مواد آموزشي موجود در تشكيلات و سازمانهاي‌ بين‌ المللي ذيصلاح،

ث

ارزيابي نيازهاي آموزشي در مناطق مبتلابه، تدوين متون درسي مناسب و توسعه برنامه‌ هاي آموزشي موجود در تشكيلات و سازمانهاي‌ بين‌ المللي ذيصلاح،

ج

ارزيابي نيازهاي آموزشي در مناطق مبتلابه، تدوين متون درسي مناسب و توسعه برنامه‌ هاي آموزشي بزرگسالان و ايجاد فرصتهاي آموزشي براي‌ آنان و بخصوص براي دختران، زنان، با هدف شناخت، حفاظت و استفاده پايدار مديريت منابع طبيعي مناطق مبتلابه، و

چ

توسعه برنامه‌ هاي چند منظوره مشاركتي كه دانش بيابان‌ زايي و خشكسالي را در سيستمهاي آموزشي و به صورت غيررسمي و براي بزرگسالان در‌ نواحي دوردست و همچنين در برنامه‌ هاي آموزشهاي عملي مرتبط گرداند.

4

كنفرانس اعضاي متعاهد بايد شبكه‌ هاي منطقه‌ اي مركز آموزشي و كارورزي براي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي را تاسيس، يا در صورت‌ وجود تقويت نمايد. اين شبكه‌ ها بايد توسط يك موسسه‌ اي كه ايجاد مي‌ شود و يا براي اين منظور مامور مي‌ شود، با هدف آموزش فني، علمي و‌ مديريتي پرسنل و همچنين به منظور تقويت نهادهاي موجود و مسوول آموزش در كشورهاي مبتلابه و در جايي كه مناسب باشد با نگرشي به‌هماهنگي برنامه‌ ها و سازماندهي مبادله تجارب ميان آنها، هماهنگ شود. ‌اين شبكه‌ ها بايد با سازمانهاي بين‌ الدولي و غيردولتي مربوطه به منظور جلوگيري از دوباره‌ كاري، همكاري نزديك داشته باشند. ‌ماده 20 - منابع مالي 1 - نظر به اهميت محوري تامين اعتبار براي نيل به هدف كنوانسيون، اعضا با توجه به ظرفيتهاي خود بايد از هر كوششي فروگذار نكرده تا اين اطمينان‌ حاصل گردد كه منابع مالي كافي براي برنامه‌ هاي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي تامين شده است. 2 - كشورهاي پيشرفته عضو بايد در اين رابطه با رعايت اولويت كشورهاي متعاهد مبتلابه در آفريقا و همچنين در نظر داشتن ساير كشورهاي متعاهد در‌ حال توسعه مبتلابه بر اساس ماده (7) به شرح زير تعهد نمايند: ‌الف - منابع مالي لازم از جمله اعانات و وامهاي سهل‌ الشرايط را براي حمايت از اجراي برنامه‌ هاي بيابان‌ زدايي، كاهش اثرات خشكسالي بسيج نمايند، ب - بسيج به موقع منابع مالي كافي قابل پيش‌ بيني شامل منابع مالي جديد و اضافي از تسهيلات محيط زيست جهاني مربوط به هزينه‌ هاي اضافي آن‌ دسته از فعاليتهاي مرتبط با بيابان‌ زايي كه با چهار زمينه اصلي آن ارتباط پيدا كرده و همچنين با مقررات و تشكيلات تسهيلات محيط زيست جهاني‌ مربوط مي‌ شود، پ - تسهيل در امر انتقال فن‌ آوري و دانش فني و كاربردها از طريق همكاريهاي بين‌ المللي، و ت - با همكاري كشورهاي مبتلابه متعاهد در حال توسعه، روشها و محركهاي جديدي براي بسيج و جهت‌ دهي منابع مالي از قبيل بنيادها، سازمانهاي‌ غيردولتي و ديگر بخشهاي خصوصي كشف و ارايه نمايند. بخصوص روشهاي تبديل فروض و ابزارهاي ابداعي ديگر كه سبب افزايش اعتبارات و‌ كاهش بدهيهاي خارجي كشورهاي در حال توسعه مبتلابه به ويژه در آفريقا را موجب گردد. 3 - كشورهاي متعاهد در حال توسعه مبتلابه با توجه به تواناييهايشان بايد به بسيج منابع مالي كافي براي اجراي برنامه‌ هاي عمل ملي خود متعهد‌ گردند. 4 - در بسيج منابع مالي، طرفهاي متعاهد بايد در جستجوي استفاده كامل و بهبود كيفي دايمي تمامي روشها و منابع مالي ملي و دو جانبه و چند جانبه‌ بوده و از برنامه‌ هاي مشترك جمعي و موازي مالي استفاده كنند و همچنين بايد درصدد استفاده از منابع مالي بخش خصوصي از جمله سازمانهاي غير‌دولتي نيز باشند. بدين منظور طرفهاي عضو بايد روشهاي اجرايي منطبق با ماده (14) را به طور كامل بكار گيرند. 5 - براي بسيج منابع مالي لازم مورد نياز كشورهاي متعاهد در حال توسعه مبتلابه جهت بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي طرفهاي عضو بايد: ‌الف - مديريت منابع تخصيص يافته براي بيابان‌ زدايي و همچنين كاهش اثرات خشكسالي را از طريق بكارگيري اين منابع به طور موثر و كارا تقويت و‌ منطبق نمايند، ارزيابي موفقيتها و كاستيها و رفع موانع تا حد امكان و در صورت نياز، تغيير اساسي برنامه‌ ها در قالب روشهاي درازمدت منطبق با اهداف‌ اين كنوانسيون بايد صورت گيرد، ب - هيات مديره‌ هاي سازمانهاي مالي چند جانبه و تسهيلات اعتباري و صندوقها شامل صندوقها و بانكهاي توسعه‌ اي منطقه‌ اي، بايد توجه كافي را‌ جهت حمايت از كشورهاي در حال توسعه متعاهد مبتلابه بخصوص آفريقايي در فعاليتهايي كه منجر به تسريع اجراي اين كنوانسيون، به ويژه برنامه‌ هاي‌ عمل كه آنها در چهارچوب الحاقيه‌ هاي اجرايي منطقه‌ اي پذيرفته‌ اند مبذول داشته و به آن اولويت مناسب دهند، پ - راههايي كه همكاريهاي منطقه‌ اي و زيرمنطقه‌ اي را تقويت و باعث حمايت از اقدامات ملي مي‌ گردد، بررسي شود، 6 - ساير اعضا تشويق مي‌ گردند تا به صورت داوطلبانه دانش فني، كاربردي و فن‌ آوريهاي مرتبط با بيابان‌ زايي و منابع مالي را به كشورهاي در حال‌ توسعه متعاهد مبتلابه ارايه داده و يا منابع مالي را در اختيار آنان قرار دهند. 7 - اجراي كامل تعهدات كشورهاي در حال توسعه متعاهد مبتلابه (‌مندرج در كنوانسيون) به ويژه كشورهاي آفريقايي قويا با كمك كشورهاي‌ توسعه‌ يافته متعاهد از طريق انجام تعهداتشان در كنوانسيون شامل تعهدات مالي و انتقال فن‌ آوري، عملي مي‌ گردد. كشورهاي توسعه يافته متعاهد براي‌ ايفاي تعهداتشان بايستي به طور كامل در نظر داشته باشند كه توسعه اجتماعي و اقتصادي و فقرزدايي اولويتهاي نخست را در كشورهاي در حال توسعه‌ متعاهد به ويژه كشورهاي آفريقايي دارا مي‌ باشند. ‌ماده 21 - روشهاي مالي 1 - كنفرانس اعضا بايد امكان دسترسي به روشهاي مالي را افزايش داده و روشها به گونه‌ اي باشند كه حداكثر منابع مالي را در دسترس كشورهاي در‌ حال توسعه مبتلابه بخصوص در آفريقا قرار دهند تا بتوانند به تعهدات خود بر اساس اين كنوانسيون عمل نمايند. بدين منظور، كنفرانس اعضا بايستي‌ براي پذيرش، از جمله سياستها و روشهاي زير را مورد توجه قرار دهد: ‌الف - تامين اعتبارات مورد نياز در سطح ملي، منطقه‌ اي، زيرمنطقه‌ اي و جهاني براي فعاليتهاي منطبق با مواد اين كنوانسيون را تسهيل نمايد، ب - روشهاي تامين اعتبار از منابع گوناگون، روشها، ترتيبات و ارزيابي آنها را بر اساس ماده (20) ارتقا دهند، پ - به صورت منظم اطلاعات لازم را در مورد منابع مالي موجود و روشهاي كسب آن با هدف تسهيل همكاريها در اختيار طرفهاي ذينفع و سازمانهاي‌ بين‌ الدولي و غيردولتي مربوط قرار دهد. ت - چنانچه لازم باشد تاسيس روشهاي مالي مانند صندوقهاي ملي بيابان‌ زدايي از جمله صندوقهايي كه سازمانهاي غيردولتي را نيز در بر مي‌ گيرد،‌ تسهيل نمايد تا از آن طريق منابع اعتباري به سرعت و به طور موثر در اختيار جوامع محلي در كشورهاي در حال توسعه مبتلابه قرار گيرد. ث - روشهاي مالي و صندوقهاي موجود در سطح زير منطقه‌ اي و منطقه‌ اي بخصوص در آفريقا را تقويت نموده تا به طور موثرتر به اجراي كنوانسيون‌ كمك نمايند. 2 - كنفرانس اعضا بايد از طريق روشهاي مختلف موجود در سيستم سازمان ملل متحد و يا از طريق موسسات مالي چند جانبه تمهيدات لازم را در‌ سطح ملي، منطقه‌ اي و زيرمنطقه‌ اي به عمل آورد تا كشورهاي در حال توسعه متعاهد بتوانند به تعهدات خود در اين كنوانسيون عمل نمايند. 3 - كشورهاي در حال توسعه متعاهد مبتلابه بايد از روشهاي همكاريهاي ملي هماهنگ با برنامه‌ هاي توسعه ملي خود استفاده كامل نموده و يا در‌ صورت لزوم آن را ايجاد يا تقويت نمايند تا بدين وسيله از كاربرد تماس منابع مالي موجود اطمينان حاصل گردد. آنها همچنين بايد از فرآيند مشاركت كه‌ در برگيرنده سازمانهاي غيردولتي، گروههاي محلي و بخش خصوصي باشد براي جلب اعتبار و تهيه و اجراي برنامه‌ ها و رساندن اعتبارات مالي به‌ گروهها در سطح محلي استفاده نمايند. اين اقدامات را مي‌ توان با هماهنگي بهتر و برنامه‌ ريزي انعطاف‌ پذيرتر از سوي كمك‌ دهنده‌ ها به انجام رسانيد. 4 - به منظور افزايش كارايي و بازده روشهاي موجود مالي بدين وسيله يك روش جهاني تاسيس مي‌ گردد. هدف اين روش جهاني تشويق فعاليتهايي‌ است كه باعث بسيج و جهت‌ دهي منابع مالي اساسي به كشورهاي در حال توسعه مبتلابه مي‌ گردد. اين منابع شامل منابعي براي انتقال فن‌ آوري به‌ صورت اعطا، كمك و يا با شرايط سهل و ويژه و يا ساير اشكال مشابه نيز خواهد بود. اين روش جهاني تحت مديريت و ارشاد كنفرانس اعضا انجام‌ وظيفه كرده و در مقابل آن مسوول خواهد بود. 5 - كنفرانس اعضا در اولين اجلاس عادي بايد يكي از تشكيلات را به عنوان مقر اين روش مشخص نمايد. كنفرانس طرفها و سازمان مربوطه بايد روي‌ مقررات خاص اين روش طوري توافق نمايند كه اهداف زير تامين گردد: ‌الف - فهرستي از برنامه‌ هاي همكاري دو يا چند جانبه‌ اي را كه براي اجراي كنوانسيون مهيا مي‌ باشد تهيه نمايند، ب - در صورت تقاضا، طرفها را بر حسب شيوه‌ هاي ابداعي تامين اعتبار و منابع كمكهاي اعتباري و همچنين درباره بهبود هماهنگي همكاريها در سطح‌ ملي ارشاد نمايد، پ - اطلاعات لازم را درباره منابع مالي موجود و شيوه‌ هاي تامين اعتبار در اختيار طرفها و سازمانهاي غيردولتي و بين‌ الدولي مربوطه قرار دهد تا از آن‌ طريق هماهنگي بين آنها را تسهيل نمايد، و ت - اقدامات خود را به اولين كنفرانس طرفهاي متعاهد در آغاز دومين نشست عادي گزارش نمايد. 6 - كنفرانس اعضا بايد در اولين اجلاس خود ترتيبات شايسته را در ارتباط با سازماني كه به عنوان مقر مكانيسم جهاني شناسايي گرديده جهت انجام‌ وظايف اداري در چهارچوب بودجه و منابع انساني موجود اتخاذ نمايند. و 7 - كنفرانس طرفها در سومين اجلاس عادي خود بايد سياستها، روشهاي عملياتي و فعاليتهاي روش جهاني در رابطه با مفاد بند (4) و ماده (7) را مورد‌ بررسي قرار دهد و بر اساس اين بررسي اقدامات لازم را معمول نمايند. ‌بخش چهارم ‌تشكيلات ‌ماده 22 - كنفرانس اعضا 1 - كنفرانس اعضاي متعاهد بدين وسيله تاسيس مي‌ گردد. 2 - كنفرانس اعضاي متعاهد بالاترين مرجع تشكيلاتي كنوانسيون است. ‌كنفرانس طرفها بايد در چهارچوب وظايفش تصميمات لازم را براي تقويت اجراي موثر خود اخذ نمايد. ‌اين تشكيلات بايد: ‌الف - به طور مرتب اجراي كنوانسيون و عملكرد ترتيبات نهادي خود را بر اساس تجاربي كه در سطح ملي، منطقه‌ اي و بين‌ المللي و همچنين بر اساس‌ پيشرفت دانش فني و علمي كسب نموده بررسي نمايد، ب - تبادل اطلاعات در زمينه اقدامات متخذه توسط اعضا و تعيين شكل و جدول زماني انتقال اطلاعات را بر اساس ماده (26) تشويق نموده و‌ همچنين گزارشات را بررسي و توصيه‌ هاي لازم را ارايه نمايد، پ - تاسيس تشكيلات وابسته‌ اي كه براي اجراي كنوانسيون ضروري تشخيص داده مي‌ شود، ت - بررسي گزارشهايي كه از تشكيلات وابسته مي‌ رسد و ارايه پيشنهاد و رهنمود، ث - موافقت و پذيرش آيين‌ نامه كار و ضوابط مالي براي خود و تشكيلات وابسته بر اساس اتفاق آرا،

ح

پذيرش اصلاحات كنوانسيون بر اساس ماده (30) و (31)،

خ

تصويب برنامه و بودجه فعاليتها، شامل فعاليتهاي تشكيلات وابسته و همچنين اتخاذ ترتيبات لازم براي تامين اعتبار، ‌د - جلب همكاريها و استفاده از خدمات و اطلاعات ارايه شده توسط سازمانهاي ملي، بين‌ المللي، بين‌ الدولي و غيردولتي ذيصلاح در صورت اقتضا، ‌ذ - تشويق و تقويت ارتباط با ساير كنوانسيونهاي ذيربط و در عين حال جلوگيري از دوباره‌ كاري و تكرار برنامه‌ ها، ‌ر - انجام ساير وظايفي كه ممكن است براي رسيدن به اهداف اين كنوانسيون ضروري باشد.

3

كنفرانس اعضا بايد در اولين اجلاس، مقررات آيين‌ نامه‌ اي خود را به اتفاق آرا اتخاذ نمايد. اين مقررات شامل رويه‌ هاي تصميم‌ گيري در زمينه مواردي‌ خواهد بود كه تا به حال تحت پوشش رويه‌ هاي تصميم‌ گيري مقرر در كنوانسيون قرار نگرفته است. اين آيين‌ نامه مي‌ تواند شامل تعيين اكثريت معين مورد‌ نياز براي بعضي از تصميمات خاص باشد،

4

اولين اجلاس كنفرانس اعضا توسط دبيرخانه موقت كه در ماده (35) آمده است منعقد خواهد شد و حداكثر يك سال بعد از مجري شدن كنوانسيون‌ تشكيل مي‌ گردد. جلسات عادي دوم، سوم و چهارم كنفرانس بايد سالانه و جلسات عادي بعدي هر دو سال يك بار برگزار گردد مگر آنكه ترتيبات‌ ديگري توسط اعضا اتخاذ گردد،

5

جلسات فوق‌ العاده كنفرانس اعضا در زمانهايي كه توسط كنفرانس اعضا در جريان اجلاس عادي تعيين مي‌ شود و يا بنا به درخواست كتبي يكي از‌اعضا برگزار خواهد شد، مشروط بر اينكه درخواست مذكور سه ماه پس از ارسال آن توسط دبيرخانه دايم جهت اعضا توسط يك سوم اعضا حمايت‌ شده باشد.

6

در هر اجلاس عادي، كنفرانس اعضا بايد يك هيات رييسه انتخاب كنند. ساختار و وظيفه هيات رييسه در آيين‌ نامه‌ هاي ذي‌ ربط مشخص خواهند‌ گرديد. در انتخاب هيات رييسه توجه كافي به ضرورت تضمين توزيع عادلانه و برابر جغرافيايي اعضا و حضور كافي و مناسب كشورهاي متعاهد‌ مبتلابه به ويژه كشورهاي آفريقايي مبذول خواهد شد.

7

سازمان ملل متحد، سازمانهاي تخصصي آن و هر كشور عضو و يا ناظر در آنها كه در كنوانسيون عضويت ندارد مي‌ توانند به عنوان ناظر در جلسات‌ كنفرانس شركت كنند مگر آنكه يك سوم از طرفهاي حاضر به حضور وي اعتراض نمايند. هر عضو يا سازمان اعم از اينكه ملي، بين‌ المللي، دولتي و يا‌ غيردولتي باشد در صورتي كه در ارتباط با موضوعات مندرج در كنوانسيون، واجد صلاحيت بوده و دبيرخانه را از تمايل خود مطلع نموده باشد‌ مي‌ تواند به عنوان عضو ناظر شركت نمايد مگر آنكه يك سوم از طرفهاي حاضر به حضور وي اعتراض نمايند. پذيرش و شركت ناظرين تابع آيين‌ نامه‌ پذيرفته شده توسط كنفرانس اعضا خواهد بود.

8

كنفرانس طرفهاي متعاهد مي‌ تواند از سازمانهاي ملي و بين‌ المللي ذيصلاح كه داراي تخصصهاي ذيربط هستند بخواهد تا اطلاعات لازم را در زمينه‌ قسمت (‌ز) ماده (16) و قسمت (پ) بند (1) ماده (17) و قسمت (ب) بند (2) ماده (18) جمع‌ آوري و ارايه نمايد. ‌ماده 23 - دبيرخانه دايم 1 - يك دبيرخانه دايم بدين وسيله تاسيس مي‌ گردد، 2 - وظايف دبيرخانه دايم به شرح زير است: ‌الف - ترتيب تشكيل جلسات كنفرانس و سازمانهاي وابسته به آن كه بر اساس كنوانسيون تاسيس گرديده و تامين خدمات مورد نياز آن، ب - جمع‌ آوري و توزيع گزارشاتي كه به آن تسليم مي‌ گردد، پ - فراهم كردن تسهيلات لازم حسب درخواست، براي كشورهاي در حال توسعه مبتلابه بخصوص در آفريقا در امر گردآوري و ارايه اطلاعات لازم‌ بر اساس پيش‌ بيني‌ هاي كنوانسيون، ت - هماهنگي فعاليتهاي خود با دبيرخانه‌ هاي ساير نهادهاي بين‌ المللي و كنوانسيونها، ث - انجام ترتيبات اداري و قراردادي، تحت ارشاد كنفرانس اعضا كه براي انجام وظايف خود ممكن است نياز داشته باشد.

ج

تهيه گزارش اجراي وظايفي كه بر اساس كنوانسيون به عهده آن گذاشته شده است و ارايه آن به كنفرانس اعضا،

چ

انجام ساير وظايف مربوط به حوزه دبيرخانه كه ممكن است توسط كنفرانس اعضا به آن محول شود.

3

كنفرانس اعضا بايد در اولين اجلاس خود يك دبيرخانه دايم را تعيين نموده و ترتيبات لازم جهت كاركرد آن را اتخاذ نمايد. ‌ماده 24 - كميته علمي و فني

1

يك كميته علمي و فني به عنوان تشكيلات وابسته به كنفرانس اعضا بدين وسيله تشكيل مي‌ گردد.‌ وظيفه اين كميته تهيه و ارايه اطلاعات و‌ راهنماييهاي علمي و فني مربوط به بيابان‌ زايي و كاهش اثرات خشكسالي است. اين كميته در ارتباط با تشكيل اجلاس عادي كنفرانس اعضا تشكيل‌ جلسه خواهد داد. اين كميته شامل شاخه‌ هاي تخصصي مختلف بوده و مشاركت در آن براي همه اعضا آزاد است. اين كميته از نمايندگان ذيصلاح‌ كشورها در زمينه تخصصي تشكيل خواهد شد. كنفرانس اعضا در اولين اجلاس عادي خود حيطه كاري كميته را تعيين خواهد كرد.

2

كنفرانس بايد يك هيات كارشناسي متشكل از كارشناسان ذيربط تشكيل دهد. اعضاي اين هيات توسط اعضا كتبا با در نظر گرفتن نيازهاي مختلف‌ تخصصي و توزيع جغرافيايي وسيع معرفي خواهند شد.

3

كنفرانس اعضا مي‌ تواند در صورت نياز، از طريق كميته، يك گروه كاري موقت را مامور نمايد تا در زمينه‌ هاي خاص مربوط به بيابان‌ زدايي و كاهش‌ اثرات خشكسالي اطلاعات و توصيه‌ هاي لازم را تهيه نمايند. اعضاي اين گروه بايد از بين افرادي كه نامشان در هيات كارشناسي قبلي آمده است انتخاب‌ و موضوع تنوع تخصصها و توزيع جغرافيايي نيز رعايت گردد. اين كارشناسان بايد داراي پشتوانه‌ اي علمي و تجارب صحرايي بوده و انتصاب آنها از‌سوي كنفرانس اعضا و با معرفي كميته صورت مي‌ گيرد. كنفرانس اعضا درباره شرح وظايف و برنامه كار آنان تصميم‌ گيري خواهد كرد. ‌ماده 25 - شبكه‌ اي نمودن تشكيلات، نهادها و آژانسها 1 - كميته علمي و فني تحت نظارت كنفرانس اعضا، تمهيدات لازم را براي بررسي و ارزيابي شبكه، تشكيلات، آژانسها و نهادهاي ذيربط موجود كه‌ مايل به عضويت در شبكه هستند، به عمل خواهد آورد. اين شبكه بايد اجراي كنوانسيون را حمايت نمايد. 2 - بر اساس نتايج تحقيقات و ارزيابي مندرج در بند (1)، كميته علمي و فني توصيه‌ هايي را در ارتباط با طرق و وسايل تقويت و تسهيل شبكه‌ اي شدن‌ در سطح محلي، ملي و ديگر سطوح ارايه خواهد نمود. اين توصيه‌ ها بايد با در نظر گرفتن تامين نيازهاي مندرج در مواد (16) تا (19) باشد. 3 - با ملحوظ نمودن اين توصيه‌ ها، كنفرانس اعضا بايد: ‌الف - مناسبترين واحدهاي ذيربط ملي، زيرمنطقه‌ اي، منطقه‌ اي و بين‌ المللي جهت شبكه‌ اي شدن را شناسايي و رويه‌ هاي كاري و چهارچوب زماني آن‌ را پيشنهاد نمايد، ب - واحدهايي را كه براي تسهيل و تقويت تشكيل شبكه مناسبترين هستند در كليه سطوح شناسايي نمايد. ‌بخش پنجم ‌شيوه‌ هاي عمل ‌ماده 26 - انتقال اطلاعات 1 - هر كشور عضو، از طريق دبيرخانه دايمي بايد اقداماتي را كه براي اجراي اين كنوانسيون انجام داده است براي بررسي در جلسات عادي به كنفرانس‌ اعضا گزارش نمايد. كنفرانس اعضا بايد تقويم زماني ارايه گزارش و چهارچوب آنها را مشخص كند. 2 - كشورهاي متعاهد مبتلابه بنابر ماده (5) بايد استراتژيها و همچنين ساير اطلاعات مربوط به اقدامهاي خود را تهيه نمايند. 3 - كشورهاي متعاهد مبتلابه، كه بر اساس مواد (9) تا (15) اقدام به اجراي برنامه عمل مي‌ نمايند، بايد جزييات برنامه‌ ها و اقدامات خود را گزارش‌ دهند. 4 - هر گروه از كشورهاي متعاهد مبتلابه مي‌ توانند در مورد اقداماتي كه در سطح زيرمنطقه‌ اي و يا منطقه‌ اي و در چهارچوب برنامه‌ هاي عمل انجام‌ مي‌ دهند، ارتباط مشترك ايجاد نمايند، 5 - طرفهاي متعاهد توسعه يافته بايد اقداماتي را كه براي كمك در تهيه و اجراي برنامه‌ هاي عمل انجام داده‌ اند از جمله اطلاعات مربوط به منابع مالي‌ كه بر اساس كنوانسيون تهيه كرده‌ اند يا در حال تهيه آن هستند گزارش نمايند، 6 - اطلاعاتي كه بر اساس بندهاي (1) تا (4) واصل مي‌ شود بايد توسط دبيرخانه دايم هر چه سريعتر به كنفرانس اعضا و نهادهاي ذيربط وابسته انتقال‌ داده شود، و 7 - كنفرانس اعضا بايستي حسب تقاضاي كشورهاي در حال توسعه مبتلابه بخصوص كشورهاي آفريقايي، تسهيلاتي را در خصوص ارايه خدمات‌ مالي و فني به منظور جمع‌ آوري و انتقال اطلاعات بر اساس اين ماده و همچنين تشخيص نيازهاي مالي و فني مربوط به برنامه‌ هاي عمل براي آنان فراهم‌ سازد. ‌ماده 27 - اقداماتي براي حل مشكلات اجرايي برنامه ‌كنفرانس اعضا بايد آيين‌ ها و روشهاي نهادي جهت حل مشكلاتي كه ممكن است در زمينه اجراي اين كنفرانس پيش آيد ملحوظ داشته و آنها را تصويب‌ نمايد. ‌ماده 28 - حل اختلافات 1 - اعضا بايد هر نوع اختلاف بين خود را در رابطه با تفسير يا كاربرد اين كنوانسيون از طريق مذاكره، يا ساير روشهاي صلح آميز انتخابي خودشان رفع‌ نمايند. 2 - در زمان تنفيذ، قبول، تصويب و يا پيوستن به اين كنوانسيون و يا بعد از آن دولت عضوي كه عضو سازمان وحدت اقتصادي منطقه‌ اي نباشد‌ مي‌ تواند اختلاف خود را راجع به تفسير يا كاربرد اين كنوانسيون به صورت مكتوب به امين اعلام نمايد. در اين رابطه براي رفع اختلاف با هر طرف‌ ديگري كه چنين تعهدي را پذيرفته است، اجبارا از يك يا هر دو روش ذيل استفاده مي‌ نمايد: ‌الف - داوري بر اساس روشي كه به صورت الحاقيه در اسرع وقت به تصويب كنفرانس اعضا خواهد رسيد، صورت خواهد گرفت، ب - ارجاع اختلافات به ديوان دادگستري بين‌ المللي. 3 - در صورتي كه يك طرف متعاهد عضو سازمان وحدت اقتصادي منطقه‌ اي باشد مي‌ تواند اظهارنامه خود را در خصوص داوري مطابق با روشي كه در‌ قسمت (‌الف) بند (2) آمده است تقديم نمايد، 4 - اظهارنامه‌ اي كه بر اساس بند (2) ارايه مي‌ شود تا زماني كه اعتبار دارد و يا تا سه ماه بعد از وصول يادداشت فسخ آن به امين به قوت خود باقي است. 5 - انقضاي مهلت يك اظهارنامه، يادداشت فسخ و يا اظهارنامه جديد نبايد به هيچ نحوي روي جريان رسيدگي كه در نزد ديوان دادگستري بين‌ المللي يا‌ دادگاه داوري مطرح است اثر بگذارد، مگر آنكه طرفهاي دعوا به شكل ديگر توافق كرده باشند. 6 - چنانچه طرفهاي دعوا روش مندرج در بند (2) يا هر روش مطابق با بند (2) را قبول نداشته باشند و اگر بعد از گذشت (12) ماه از اعلام اختلاف‌ توسط يكي از طرفها به ديگري قادر به رفع اختلاف نشدند، موضوع بنا به درخواست يكي از طرف دعوي بر اساس روش مورد قبول كنفرانس اعضا كه به‌ محض آماده شدن به صورت الحاقيه آورده خواهد شد به كميسيون حل اختلاف ارجاع خواهد شد. ‌ماده 29 - وضعيت الحاقيه‌ ها 1 - الحاقيه‌ ها جزو لاينفك اين كنوانسيون بوده مگر اينكه به گونه‌ اي ديگر عنوان شده باشد و هر استنادي به اين كنوانسيون استناد به الحاقيه‌ ها نيز‌ مي‌ باشد. 2 - طرفها بايد مفاد اين الحاقيه‌ ها را به گونه‌ اي كه مطابق با حقوق و تعهدات خود به موجب عنوان مواد اين كنوانسيون باشد، تفسير و تعبير نمايند. ‌ماده 30 - اصلاحات در كنوانسيون 1 - هر كدام از طرفها مي‌ توانند اصلاحاتي را در خصوص كنوانسيون پيشنهاد كنند. 2 - تغييرات و اصلاحات در كنوانسيون بايد در جلسات عادي كنفرانس اعضا تصويب شود. متن هر گونه تغيير پيشنهادي بايد از طريق دبيرخانه و‌حداقل (6) ماه قبل از تشكيل اجلاسي كه بايد در آن جهت تصويب مطرح شود به اعضا ابلاغ شده باشد. دبيرخانه دايم همچنين بايد اصلاحات‌پيشنهادي را به امضاكنندگان كنوانسيون اعلام نمايد. 3 - اعضا بايد كوشش نمايند تا اصلاحات پيشنهادي به اتفاق آرا به تصويب برسد. در صورتي كه تلاشها براي كسب اتفاق آرا به نتيجه نرسيد و توافقي‌ حاصل نگرديد. اين اصلاحات به عنوان آخرين راه حل مي‌ تواند به راي گذارده شده و به تصويب دو سوم اعضاي حاضر راي‌ دهنده در اجلاس برسد.‌ اصلاحاتي كه تصويب مي‌ شود بايد از سوي دبيرخانه به امين اعلام گردد و امين آن را به اطلاع اعضا براي تنفيذ، پذيرش، تصويب يا پيوستن برساند، 4 - اسناد تنفيذ، پذيرش، تصويب يا پيوست مربوط به اصلاحات پيشنهادي بايد به امين سپرده شود. اسنادي كه بر اساس بند (3) مورد قبول واقع‌ مي‌ شود در نودمين روز پس از تاريخ وصول اسناد مورد تنفيذ، پذيرش، تصويب يا پيوستن حداقل دو سوم اعضا كنوانسيون كه در زمان پذيرش‌ اصلاحات پيشنهادي حضور داشته‌ اند، توسط امين از قوت قانوني برخوردار مي‌ گردد، 5 - اصلاحات براي ساير طرفها در نودمين روز بعد از وصول سند قبولي، پذيرش يا تصويب يا تراضي آنها به دفتر امين، قوت قانوني خواهد يافت، 6 - در اين ماده و ماده (31) منظور از اعضاي حاضر و راي‌ دهنده، حضور اعضا و دادن راي مثبت يا منفي است. ‌ماده 31 - تصويب و اصلاح الحاقيه‌ ها 1 - هر الحاقيه جديد به كنوانسيون و يا هر اصلاحي در الحاقيه‌ ها بجز الحاقيه‌ هاي ناحيه‌ اي بايد برابر روشي كه در ماده (30) گفته شد انجام شود. در‌ مورد الحاقيه‌ هاي جديد ناحيه‌ اي يا اصلاح آنها بايد اكثريتي كه در بالا گفته شد شامل دوسوم اعضاي حاضر شركت كننده در راي‌ گيري از همان ناحيه نيز‌ باشد. تصويب يا اصلاح يك الحاقيه بايد توسط امين به همه طرفها ابلاغ شود. 2 - يك الحاقيه بجز الحاقيه اجرايي جديد منطقه‌ اي - يا يك اصلاحيه در يك الحاقيه بجز اصلاحيه هر الحاقيه اجرايي منطقه‌ اي كه بر اساس بند (1)‌ تصويب شده باشد (6) ماه بعد از ابلاغ آن به طرفهايي كه همان الحاقيه يا اصلاحيه را پذيرفته‌ اند صورت قانوني خواهد گرفت مگر براي اعضايي كه كتبا‌ عدم موافقت خود را با چنين الحاقيه يا اصلاحيه‌ اي ظرف همين مدت به امين اعلام نموده باشند. چنين الحاقيه يا اصلاحيه‌ اي براي كشورهايي كه عدم‌ موافقت خود را پس بگيرد از روز نودم وصول اين عدم موافقت توسط امين، قانوني خواهد بود. 3 - هر الحاقيه جديد منطقه‌ اي و يا اصلاحيه‌ هاي مربوط به الحاقيه‌ هاي اجرايي منطقه‌ اي كه بر اساس بند (1) تصويب شده باشد (6) ماه پس از ابلاغ‌ توسط امين به طرفهاي تصويب كننده قوت قانوني مي‌ يابد، مگر در موارد ذيل: ‌الف - طرف متعاهدي كه كتبا در طول اين (6) ماه عدم موافقت خود را با الحاقيه جديد اجرايي منطقه‌ اي يا اصلاحيه آن به امين اعلام نموده باشد از روز‌ نودم وصول عدم موافقت آن كشور توسط امين، براي آن كشور قوت قانوني خواهد يافت، ب - هر طرفي كه بر اساس بند (4) ماده (24) اظهارنامه خود را در رابطه با يك الحاقيه اجرايي جديد ناحيه‌ اي يا اصلاح آن، ارسال نمايد از روز نودم‌وصول سند تنفيذ، پذيرش، تصويب و يا پيوستن به اين الحاقيه يا اصلاحيه براي آن طرف قوت قانوني خواهد يافت. 4 - در صورتي كه تصويب يك الحاقيه يا اصلاحيه يك الحاقيه مستلزم اصلاح كنوانسيون باشد آن الحاقيه يا اصلاحيه يك الحاقيه، تا زمان اصلاح‌ كنوانسيون قانوني نخواهد بود. ‌ماده 32 - حق راي 1 - بجز موردي كه در بند (2) گفته خواهد شد هر عضو كنوانسيون حق يك راي دارد. 2 - سازمانهاي وحدت اقتصادي منطقه‌ اي در موارد مربوط به خود به تعداد اعضاي خود كه متعاهد به كنوانسيون هستند داراي حق راي مي‌ باشند در‌ صورتي كه كشورهاي عضو اين‌ گونه سازمانها از حق خود براي راي دادن استفاده كنند، سازمان نبايد از حق او مجددا استفاده كند و بالعكس. ‌بخش ششم ‌مقررات نهايي ‌ماده 33 - امضا ‌كنوانسيون براي امضا در تاريخ (14) الي (15) اكتبر 1994 برابر با (23) مهر ماه سال 1373 هجري شمسي توسط دول عضو سازمان ملل متحد يا‌سازمانهاي تخصصي وابسته به آن يا اعضايي كه اساسنامه ديوان دادگستري بين‌ المللي را پذيرفته‌ اند و همچنين سازمانهاي وحدت اقتصادي منطقه‌ اي در‌ پاريس مفتوح مي‌ باشد. همچنين كنوانسيون براي امضا در مقر سازمان ملل متحد در نيويورك تا تاريخ (13) اكتبر 1995 برابر با (21) مهرماه سال 1374‌ هجري شمسي مفتوح خواهد ماند. ‌ماده 34 - تنفيذ، پذيرش، تصويب و پيوستن به كنوانسيون 1 - كنوانسيون بايد به تنفيذ، پذيرش، تصويب يا پيوستن دولتها و سازمانهاي وحدت اقتصادي منطقه‌ اي برسد. كنوانسيون يك روز بعد از آنكه براي‌ امضا بسته شد براي پيوستن سايرين به آن باز خواهد بود. اسناد اعلام تنفيذ، پذيرش، تصويب يا پيوستن بايد به امين سپرده شود. 2 - چنانچه يك سازمان وحدت اقتصادي منطقه‌ اي كه اعضاي آن عضو كنوانسيون نيستند، به كنوانسيون بپيوندد ملزم به رعايت تعهدات مندرج در‌ كنوانسيون خواهد بود. در صورتي كه يك يا چند كشور از اعضاي اينگونه سازمانها طرف كنوانسيون باشند بايد سازمان مزبور و اعضاي آن درباره‌ مسووليتهاي مربوطه خودشان براي انجام تعهدات خود در قبال كنوانسيون تصميم‌ گيري كنند. در چنين مواردي اين سازمان و دول عضو آن نمي‌ توانند‌ همزمان از حق خود در كنوانسيون استفاده نمايند. 3 - سازمانهاي وحدت اقتصادي منطقه‌ اي در سند تنفيذ، پذيرش، تصويب يا پيوستن به كنوانسيون بايد ميزان صلاحيت خود را در رابطه با موارد حاكم‌ بر كنوانسيون اظهار نمايند. آنها همچنين بايد فورا امين را در مورد هر گونه تغييري كه در ميزان صلاحيت آنها داده مي‌ شود آگاه سازند و امين نيز بايد اين‌ تغييرات را به طرفها ابلاغ نمايد. 4 - هر كشور در سند تنفيذ، پذيرش، تصويب يا پيوستن خود مي‌ تواند اعلام نمايد كه الحاقيه‌ هاي اجرايي منطقه‌ اي جديد يا هر نوع اصلاحات مربوط به‌ آن فقط زماني قابل اجرا خواهد بود كه آن كشور سند تنفيذ، پذيرش، تصويب يا پيوستن را به امين تحويل داده باشد. ‌ماده 35 - ترتيبات موقتي ‌وظايف دبيرخانه كه در ماده (23) آمده است تا پايان اولين اجلاس كنفرانس طرفها به صورت موقت به عهده دبيرخانه است كه در قطعنامه شماره 47.188 مورخ بيست و دوم دسامبر 1992 برابر با اول دي ماه سال 1371 هجري شمسي در مجمع عمومي سازمان ملل متحد تعيين شده است. ‌ماده 36 - اعتبار قانوني يافتن 1 - كنوانسيون در نودمين روز پس از سپردن پنجاهمين سند تنفيذ، پذيرش، تصويب يا پيوستن، قوت قانوني خواهد يافت. 2 - براي هر دولت يا سازمان وحدت اقتصادي منطقه‌ اي كه كنوانسيون را تنفيذ، پذيرش يا تصويب نموده و يا بدان پيوسته است اين كنوانسيون در‌ نودمين روز پس از سپردن پنجاهمين فقره سند تنفيذ، پذيرش، تصويب يا پيوستن به كنوانسيون، صورت قانوني به خود خواهد گرفت. 3 - براي اجراي مفاد بندهاي (1) و (2) سندي كه توسط يك سازمان وحدت اقتصادي منطقه‌ اي تسليم مي‌ شود نبايد به عنوان سند جديدي علاوه بر‌ آنچه اعضاي آن سازمان سپرده‌ اند محسوب شود. ‌ماده 37 - ملاحظات ‌هيچگونه حق شرطي در اين كنوانسيون مجاز نمي‌ باشد. ‌ماده 38 - كناره‌ گيري 1 - سه سال پس از لازم‌ الاجرا شدن اين كنوانسيون عضو متعاهد مي‌ تواند با اعلام كتبي به امين از كنوانسيون كناره‌ گيري كند. 2 - هر گونه كناره‌ گيري يك سال بعد از وصول درخواست به امين قانوني شده مگر اينكه در درخواست كناره‌ گيري تاريخ ديرتري اعلام شده باشد. ‌ماده 39 - امين ‌دبيركل سازمان ملل متحد امين اين كنوانسيون خواهد بود. ‌ماده 40 - متون موثق ‌نسخه اصلي كنوانسيون حاضر كه متون عربي، چيني، انگليسي، فرانسوي، روسي و اسپانيايي آن داراي اعتبار يكسان هستند نزد دبيركل سازمان ملل‌ متحد سپرده خواهد شد. ‌بنابه مراتب بالا امضاكنندگان زير با دارا بودن اختيارات كافي، كنوانسيون حاضر را امضا نمودند. ‌در تاريخ هفدهم ماه ژوئن سال يكهزار و نهصد و نود و چهار ميلادي برابر با بيست و هفتم خردادماه سال يكهزار و سيصد و هفتاد و سه هجري شمسي‌ در پاريس تنظيم گرديد. ‌ الحاقيه 1 ‌الحاقيه اجرايي منطقه‌اي آسيا

ماده 1

حيطه شمول (SCOPE) اين الحاقيه مربوط به آفريقا و در ارتباط با هر يك از كشورهاي متعاهد بوده و منطبق با كنوانسيون به ويژه ماده (7)، با هدف بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات‌ خشكسالي در مناطق خشك و نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب مي‌ باشد.

ماده 2

هدف هدف از اين الحاقيه، در سطوح ملي، منطقه‌ اي و زيرمنطقه‌ اي آفريقا و با توجه به شرايط خاص آن عبارت است از:

الف

شناسايي اقدامات و ترتيبات شامل نوع و مراحل مساعدت كشورهاي توسعه يافته بر طبق مفاد مربوطه در كنوانسيون،

ب

اجراي موثر و عملي كنوانسيون با در نظر گرفتن شرايط خاص كشورهاي آفريقايي،

پ

توسعه فعاليتها و فرآيندهاي مربوط به بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي در مناطق خشك، نيمه‌ خشك و خشك نيمه‌ مرطوب آفريقا.

ماده 3

شرايط خاص منطقه آفريقا كشورهاي منطقه براي انجام تعهدات خود در چهارچوب كنوانسيون، در اجراي الحاقيه آفريقا بايد راهبردهايي كه مطابق با شرايط ويژه آفريقا مي‌ باشد به‌ شرح زير مد نظر قرار بدهند:

الف

نسبت بالاي مناطق خشك، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب،

ب

شمار قابل توجه كشورها و جمعيتهايي كه بيابان‌ زايي و وقوع مكرر خشكسالي جدي فصلي اثرات منفي بر آنها مي‌ گذارد،

پ

تعداد زياد كشورهاي مبتلا به محصور در خشكي،

ت

فقر وسيع در اكثر كشورهاي مبتلا به، تعداد زياد كشورهاي كمتر توسعه يافته در ميان آنها و نياز آنها به مقادير زيادي مساعدت خارجي، به صورت‌ كمك بلاعوض و وامهاي با شرايط ترجيحي به منظور تعقيب اهداف توسعه‌ اي خودشان،

ث

شرايط سخت اقتصادي، اجتماعي كه با شرايط سخت و ناپايدار تجاري بدتر شده، قروض خارجي و عدم ثبات سياسي كه تمام اينها منجر به‌ مهاجرت داخلي، منطقه‌ اي و بين‌ المللي مي‌ شود،

ج

اتكاي زياد مردم به منابع طبيعي براي بقاي همراه با اثرات عوامل جمعيتي، ضعف فن‌ آوري و اقدامات توليدي ناپايدار كه منجر به تخريب جدي ‌منابع شده است،

چ

عدم وجود چهارچوب تشكيلاتي و قانوني، ضعف اساسي زيربنايي و ظرفيت غيركافي علمي، فن‌ آوري و آموزشي و در نتيجه احتياج مبرم به ‌ظرفيت سازي،

ح

نقش اول فعاليتهاي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي در اولويتهاي توسعه ملي كشورهاي مبتلا به آفريقايي.

ماده 4

وظايف و تعهدات كشورهاي مبتلا به آفريقايي

1

كشورهاي آفريقايي عضو، متناسب با تواناييهاي خود موارد ذيل را تقبل مي‌ نمايند:

الف

پذيرش بيابان‌ زدايي و يا كاهش اثرات خشكسالي به عنوان استراتژي اصلي آنها در تلاش براي از بين بردن فقر،

ب

توسعه همكاريها و همگرايي منطقه‌ اي، با روح همبستگي و مشاركت بر اساس تمايلات متقابل در برنامه‌ ها و فعاليتهاي مرتبط با بيابان‌ زدايي و يا‌ كاهش اثرات خشكسالي،

پ

تقويت و منطقي نمودن موسسات موجود مرتبط با بيابان‌ زايي و خشكسالي و در صورت لزوم بكارگيري ساير موسسات موجود به منظور فعال ‌كردن آنها و تضمين بهره‌ وري بيشتر از منابع،

ت

ارتقاي تبادل اطلاعات فن‌ آوري و دانش فني و همچنين اقداماتي در اين زمينه بين كشورهاي منطقه، و

ث

توسعه برنامه‌ هايي براي كاهش اثرات خشكسالي در مناطق تخريب شده در اثر بيابان‌ زايي و يا خشكسالي.

2

بر اساس تعهدات عمومي مندرج در مواد (4) و (5) كنوانسيون، كشورهاي آفريقايي عضو بايستي سعي نمايند تا:

الف

نسبت به تخصيص مقادير مالي لازم از بودجه‌ هاي ملي خود، متناسب با شرايط و تواناييهاي ملي، اقدام نمايند به گونه‌ اي كه منعكس كننده‌ اولويت جديدي كه آفريقا براي پديده بيابان‌ زايي و يا خشكسالي قايل است، باشد،

ب

اصلاحاتي كه فعلا در راستاي تمركززدايي با تملك منابع و همچنين تقويت مشاركت جمعيت و جوامع ملي در حال انجام مي‌ باشد را حفظ و‌ تقويت نمايند،

پ

منابع مالي اضافي و جديد را شناسايي، تواناييهاي ملي موجود با اولويت را گسترش داده و بسيج منابع مالي داخلي را تسهيل نمايند.

ماده 5

تعهدات و وظايف كشورهاي توسعه يافته

1

كشورهاي توسعه يافته عضو كنوانسيون در راستاي اجراي وظايف خود مطابق با مواد (4)، (6) و (7) كنوانسيون بايستي به كشورهاي آفريقايي ‌مبتلا به عضو اولويت داده و در اين راستا بايد:

الف

آنها را در بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي از طريق اقداماتي نظير تامين و تسهيل دسترسي به منابع مالي و ديگر منابع و ارتقاي تامين مالي‌ و يا تسهيل تامين مالي، سازگاري و دسترسي به فن‌ آوري و فنون زيست محيطي مناسب ياري كنند و سياستهاي فقرزدايي آنها را به عنوان استراتژي ‌مركزيشان مد نظر قرار دهند،

ب

اختصاص منابع قابل توجه و يا افزايش منابع براي بيابان‌ زدايي و يا كاهش اثرات خشكسالي را ادامه دهند،

پ

آنها را در تقويت ظرفيتها به منظور قادر ساختنشان در تدوين چهارچوبهاي نهادي و همچنين تواناييهاي علمي و فني جمع‌ آوري و تحليل اطلاعات ‌و توسعه و تحقيق در جهت بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي ياري دهند،

2

ساير كشورهاي عضو مي‌ توانند به صورت داوطلبانه، فن‌ آوري، دانش فني مربوط به بيابان‌ زدايي و يا منابع مالي براي كشورهاي مبتلا به آفريقايي را‌ فراهم نمايند. انتقال چنين دانش، فنون و تكنيكهايي از طريق همكاري بين‌ المللي تسهيل ميشود.

ماده 6

چهارچوب برنامه‌ ريزي استراتژيك براي توسعه پايدار

1

برنامه‌ هاي عمل ملي در كشورهاي مبتلا به آفريقايي بايد به عنوان يك جزو اصلي و مكمل تدوين سياستهاي ملي براي توسعه پايدار محسوب‌ شود.

2

يك روند مشورتي و مشاركتي كه در برگيرنده سطوح متناسبي از دولت، مردم محلي، جمعيتها و سازمانهاي غيردولتي باشد، وظيفه ارايه رهنمود از ‌طريق يك برنامه‌ ريزي منعطف، در خصوص يك استراتژي را به عهده گيرد تا امكان حداكثر مشاركت اقشار و جمعيتهاي بومي را فراهم نمايد. در‌صورت لزوم و بنا به درخواست كشور آفريقايي مبتلا به عضو كنوانسيون، آژانسهاي كمك دهنده چند جانبه و دو جانبه مي‌ توانند در اين روند مشاركت‌ داشته باشند.

ماده 7

جدول زماني براي تهيه برنامه‌ هاي عمل در صورت لازم‌ الاجرا شدن اين كنوانسيون، كشورهاي آفريقايي عضو به طور مقتضي با همكاري ساير اعضاي جامعه بين‌ الملل بايستي تا حد امكان‌ موقتا نسبت به اجراي مفادي از كنوانسيون كه مربوط به آماده‌ سازي برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌اي مي‌ باشد اقدام نمايند.

ماده 8

مفاد برنامه‌ هاي عمل ملي

1

مطابق با ماده (10) كنوانسيون، استراتژي كلي برنامه‌ هاي عمل ملي بايستي با تكيه بر روشهاي مشاركتي و تركيب استراتژيهاي فقرزدايي با اقدامات‌ بيابان‌ زدايي در جهت كاهش اثرات خشكسالي، بر برنامه‌ هاي توسعه منسجم محلي تاكيد نمايد. اين برنامه‌ ها بايستي سعي در تقويت توانايي مسوولين‌ محلي داشته و نسبت به حضور فعال جمعيتها، قشرها و گروهاي محلي اطمينان حاصل نموده و آموزش و پرورش بسيج سازمانهاي غيردولتي غير‌متخصص و تقويت ساختاري غيرمتمركز دولتي تاكيد نمايد.

2

برنامه‌ هاي عمل ملي بايد متناسب با شرايط، عوامل ملي زير را در برداشته باشد:

الف

استفاده از تجارب قبلي در زمينه بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي در تدوين و اجراي برنامه‌ هاي عمل ملي با مد نظر قرار دادن شرايط‌ اقتصادي، اجتماعي و محيط شناسي،

ب

شناسايي عوامل بيابان‌ زايي و يا خشكسالي و منابع و ظرفيتهاي در دسترس و مورد نياز و اتخاذ سياستها و اقدامات نهادي و ساير اقدامات واكنشي‌ و اقدامات لازم به منظور مبارزه با پديده‌ هاي مذكور و يا كاهش اثرات خشكسالي،

پ

گسترش مشاركت اقشار و اجتماعات محلي شامل زنان، كشاورزان، دامپروران و واگذاري مسووليتهاي بيشتري به آنها در مديريت.

3

برنامه‌ هاي عمل ملي همچنين بايد متناسب با شرايط، حاوي موارد ذيل باشد:

الف

اقداماتي به منظور بهبود محيط زيست اقتصادي با نگرش فقرزدايي: (1) - افزايش درآمدها و فرصتهاي شغلي مخصوصاً براي فقيرترين مردم جامعه از طريق: - ايجاد بازاريابي براي محصولات كشاورزي و دامي، - ايجاد ابزارهاي مالي و مطلوب براي نيازهاي محلي، - تشويق تنوع در كشاورزي و تشكيل شركتهاي كشاورزي، و - توسعه فعاليتهاي اقتصادي كشاورزي و غير كشاورزي. (2) - توسعه بلندمدت چشم‌ اندازهاي اقتصاد روستايي از طريق ايجاد: - محركهايي براي سرمايه‌ گذاري سودمند و دسترسي به وسايل توليد، و - سياستهاي مالياتي و پولي و اقدامات بازرگاني كه باعث ارتقا شود. (3) - تبيين و كاربرد سياستهاي جمعيتي و مهاجرتي به منظور كاهش فشار جمعيت روي زمين، و (4) - توسعه استفاده از محصولات مقاوم به خشكي و بكارگيري سيستمهاي كشاورزي منسجم در زمينهاي خشك براي تامين اهداف امنيت غذايي.

ب

اقدامات مربوط به حفظ منابع طبيعي: (1) - حصول اطمينان از مديريت پايدار و منسجم منابع طبيعي شامل: - زمين كشاورزي و مرتع، - پوشش گياهي و حيات وحش، - جنگلها، - منابع آب، و - تنوع زيستي. (2) - آموزش، تقويت آگاهي عمومي و محافل آموزشي محيط زيستي و ترويج دانش روشهاي مربوط به مديريت پايدار منابع طبيعي، و (3) - حصول اطمينان از استفاده موثر از منابع متنوع انرژي، ارتقاي منابع ديگر انرژي خورشيدي، انرژي باد، بيوگاز و ترتيبات لازم براي انتقال و پذيرش‌ فن‌ آوري مرتبط به منظور كاهش فشار بر منابع طبيعي حساس (‌ شكننده).

پ

اقداماتي براي بهبود برنامه‌ ريزي نهادي: (1) - تقويت نقشها و مسووليتهاي دولت مركزي و مقامات محلي در چهارچوب سياست برنامه‌ ريزي استفاده از زمين، (2) - تشويق سياست تمركززدايي، فعال، واگذاري مسووليت مديريت و تصميم‌ گيري به مقامات محلي و تشويق ابتكارات و قبول مسووليت توسط‌ جوامع محلي و ساختارهاي محلي، (3) - تنظيم چهارچوب منظم و نهادي مديريت منابع طبيعي به نحو مطلوب به منظور تامين امنيت مالكيت اراضي براي جمعيتهاي محلي.

ت

اقدامات براي بهبود دانش بيابان‌ زدايي: (1) - ارتقاي تحقيقات و جمع‌ آوري، تكميل و مبادله اطلاعات علمي، فني و اجتماعي - اقتصادي بيابان‌ زايي، (2) - توسعه قابليتهاي ملي در تحقيق و جمع‌ آوري، مرحله‌ بندي، تبادل و تحليل اطلاعات تا اينكه فهم بيابان‌ زايي افزايش يافته و از نتايج تحليلها در ‌ابعاد اجرايي استفاده شود. (3) - تشويق مطالعات ميان مدت و بلندمدت: - روندهاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي در مناطق مبتلا به، - روندهاي كيفي و كمي در منابع طبيعي، و - تاثيرات متقابل آب و هوا و بيابان‌ زايي.

ث

اقدامات به منظور نظارت و ارزيابي اثرات خشكسالي: (1) - توسعه استراتژيهايي به منظور ارزيابي اثرات تنوع طبيعي آب و هوا بر روي خشكسالي و بيابان‌ زايي منطقه‌ اي و يا استفاده از پيش‌ بيني‌ هاي تنوع آب ‌و هوايي بر فعاليتهاي زماني فصلي و تلاش در جهت كاهش اثرات خشكسالي، (2) - امكانات اخطار دهي سريع، مديريت موثر امداد رساني و كمكهاي غذايي در مواقع اضطراري و توسعه سيستمهاي ذخيره و توزيع مواد غذايي، ‌برنامه‌ هاي حفاظت از دام و اقدامات مردمي و شيوه‌ هاي جايگزين امرار معاش براي مناطق مستعد خشكي، و (3) - نظارت و ارزيابي تخريبهاي محيط شناسي (‌زيستي) به منظور تهيه اطلاعات مطمئن و به موقع در خصوص روند و مراحل تخريب منابع به منظور‌ تسهيل بهتر سياستگزاري و واكنشها.

ماده 9

تهيه برنامه‌ هاي عمل ملي و شاخصهاي اجرا و ارزيابي هر كدام از كشورهاي آفريقايي مبتلا به عضو بايستي يك ركن هماهنگ كننده ملي كه به عنوان تسريع كننده در آماده‌ سازي، اجرا و ارزيابي برنامه عمل‌ ملي عمل مي‌ كند معرفي نمايد. ركن هماهنگ كننده بايد با توجه به ماده (3) كنوانسيون در صورت اقتضا به شرح زير عمل نمايد:

الف

شناسايي و بررسي فعاليتهايي را به عهده گيرد و ابتدائا بر روند مشورتهاي محلي شامل جمعيتها و اقشار محلي توجه نمايد و در اين راه از‌ همكاري مقامات دولتي محلي كشورهاي توسعه يافته عضو سازمانهاي بين‌ الدولي و غيردولتي در مشورتهاي اوليه در زمينه نگرانيهاي مذكور در سطح‌ محلي استفاده نمايد،

ب

شناسايي و تجزيه و تحليل مشكلات، نيازها و شكافهايي كه توسعه و استفاده پايدار از زمين را تحت تاثير قرار مي‌ دهد و اقدامات توصيه شده به ‌منظور اجتناب از دوباره‌ كاري از طريق استفاده كامل از تلاشهاي در حال انجام و ارتقاي اجراي نتايج،

پ

تسهيل، طراحي و تنظيم فعاليتهاي پروژه‌ ها بر پايه روشهاي منعطف به منظور حصول اطمينان از مشاركت فعال اقشار مناطق مبتلا به براي به‌ حداقل رساندن جنبه‌ هاي منفي چنين فعاليتهايي و شناسايي و اولويت بخشيدن شرايط لازم براي كمك لازم و همكاري تكنيكي،

ت

تدوين شاخصهايي به منظور حصول اطمينان و ارزيابي برنامه‌ هاي عمل ملي كه در برگيرنده اقدامات كوتاه ‌مدت، ميان مدت، بلندمدت و اجراي‌ چنين برنامه‌ هايي باشد، و

ث

تهيه گزارش پيشرفت كار اجرايي برنامه‌ هاي عمل ملي.

ماده 10

چهارچوب سازماني برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي

1

بر طبق ماده (4) كنوانسيون كشورهاي آفريقايي عضو بايد در تهيه و اجراي برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي در مناطق آفريقاي غربي، جنوبي، شمالي،‌ شرقي و مركزي همكاري نمايند در اين ارتباط مي‌ توان مسووليتهاي ذيل را به سازمانهاي بين‌ الدولي مربوطه زيرمنطقه‌ اي واگذار نمود:

الف

اقدام به عنوان نقطه تماس براي فعاليتهاي مقدماتي و هماهنگي اجراي برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي،

ب

حمايت در تهيه و اجراي برنامه‌ هاي عمل ملي،

پ

تسهيل تبادل اطلاعات، تجارب و دانش همچنين فراهم كردن نصايح در خصوص بازنگري قانون‌ گذاري ملي (‌قوانين ملي)، و

ت

ساير مسووليتهاي مرتبط با اجراي برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي،

2

نهادهاي تخصصي زيرمنطقه‌ اي در صورت درخواست مي‌ توانند ارايه كمك نمايند و يا مسووليت هماهنگي فعاليتهاي مربوطه در حوزه‌ هاي كاري‌ خودشان را به عهده بگيرند.

ماده 11

تهيه برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي و محتواي آنها برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي بايستي به نحوي تهيه شوند كه مسايل زيرمنطقه را بهتر مورد توجه قرار دهند. اين برنامه‌ ها در موارد مورد نياز بايد ‌روشهايي براي مديريت مشترك منابع طبيعي ايجاد كنند. چنين روشهايي بايستي به طور موثر مشكلات فرامرزي همراه با بيابان‌ زايي و يا خشكسالي را‌ رفع نموده و از اجراي هماهنگ برنامه‌ هاي عمل ملي حمايت نمايند. زمينه‌ هاي داراي اولويت براي برنامه‌ هاي عمل ملي زيرمنطقه‌ اي بايد به طور‌ مقتضي بر موارد ذيل تاكيد نمايد:

الف

برنامه‌ هاي مشترك براي مديريت پايدار منابع طبيعي فرامرزي از طريق روشهاي دو جانبه و چند جانبه به شكل مناسب،

ب

هماهنگي برنامه‌ ها براي ايجاد منابع انرژي جايگزيني،

پ

همكاري در مديريت و كنترل آفات و همچنين امراض گياهي و حيواني،

ت

ظرفيت‌ سازي، آموزش و برنامه‌ هاي آگاهي عمومي كه در سطح زيرمنطقه‌ اي بهتر هماهنگ و حمايت مي‌ شوند،

ث

همكاري فني و علمي بالاخص در زمينه‌ هاي آب و هواشناسي و آب‌ شناسي شامل شبكه‌ اي براي جمع‌ آوري اطلاعات و ارزيابي تسهيم اطلاعات ‌و نظارت بر پروژه و هماهنگي و اولويت‌ بندي كردن فعاليتهاي توسعه‌ اي و تحقيقي،

ج

سيستمهاي اخطار سريع و برنامه‌ ريزي مشترك براي كاهش اثرات خشكسالي شامل اقداماتي براي برطرف كردن مشكلات ناشي از مهاجرتهاي ‌زيست محيطي،

چ

شناسايي راههاي تسهيم تجارب به ويژه در خصوص مشاركت جمعيتها و اقشار محلي و ايجاد يك محيط قادر سازي براي مديريت پيشرفته استفاده ‌از زمين و استفاده از فن‌ آوري مناسب،

ح

تقويت ظرفيت سازمانهاي زيرمنطقه‌ اي به منظور ايجاد هماهنگي و فراهم نمودن خدمات فني و همچنين ايجاد و تقويت مراكز و موسسات ‌زيرمنطقه‌ اي،

خ

توسعه سياستهايي در زمينه‌ هايي مانند تجارت كه داراي اثراتي بر مناطق مبتلا به مي‌ باشد شامل سياستهايي براي هماهنگي رژيمهاي تجاري ‌منطقه‌ اي و براي زيربناي مشترك.

ماده 12

چهارچوب سازماني برنامه عمل منطقه‌ اي

1

بر طبق ماده (11) كنوانسيون كشورهاي آفريقايي عضو بايد به طور مشترك روند تهيه و اجراي برنامه‌ هاي عمل منطقه‌ اي را تعيين كنند.

2

اين كشورها مي‌ توانند از سازمانها و موسسات منطقه‌ اي مرتبط آفريقايي حمايت نموده تا آنها را نسبت به انجام مسووليتهايشان در قبال كنوانسيون‌ توانا سازند.

ماده 13

مندرجات برنامه عمل منطقه‌ اي برنامه عمل منطقه‌ اي شامل مواد مربوط به بيابان‌ زدايي و يا از بين بردن اثرات خشكسالي با اولويتهاي مشروحه زير مي‌ باشد:

الف

توسعه همكاري منطقه‌ اي و هماهنگي برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي براي به وجود آوردن توافق منطقه‌ اي بر روي زمينه‌ هاي سياستهاي كليدي از‌ طريق مشورتهاي سازمانهاي زيرمنطقه‌ اي،

ب

ارتقاي ظرفيتها براي فعاليتهايي كه در سطح منطقه بهتر اجرا مي‌ شوند،

پ

با در نظر گرفتن جزو (ب) بند (2) از ماده (4) كنوانسيون، پيدا كردن راه حلهاي مناسب با همكاري جوامع بين‌ المللي براي اهداف اقتصادي،‌ اجتماعي جهاني كه بر روي اراضي مبتلا به اثر مي‌ گذارد،

ت

ارتقاي مبادله اطلاعات و تجربيات فني و همكاريهاي علمي و فني بخصوص در زمينه‌ هاي هواشناسي، اقليم، آب‌ شناسي، توسعه منابع آب و‌ منابع انرژي جايگزين، همكاري فعاليتهاي تحقيقاتي زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي، مشخص نمودن اولويتهاي منطقه‌ اي تحقيقات و توسعه بين كشورهاي‌ منطقه و زيرمنطقه‌ اي آفريقايي مبتلا به،

ث

هماهنگي در برنامه‌ هاي سيستماتيك ارزيابي و مبادله اطلاعات و همسو كردن آنها با برنامه‌ هاي جهاني،

ج

همكاري در تقويت سيستم هشدار دهنده فوري و وقوع خشكسالي زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي.

ماده 14

منابع مالي

1

با توجه به ماده (20) و بند (2) ماده (4) كنوانسيون، كشورهاي مبتلا به آفريقا، بايد با ارايه يك برنامه كلان اقتصادي مفيد، منابع مالي را بسيج نموده ‌و سياستهاي خود را توسعه داده و منابع مالي را به طرف توسعه برنامه‌ هاي محلي و در صورت لزوم از طريق سازمانهاي غيردولتي هدايت نمايند.

2

با توجه به بندهاي (4) و (5) ماده (21) كنوانسيون و براي سهولت اجراي برنامه‌ هاي عمل، كشورها موافقت كردند تا نسبت به مشخص نمودن‌ منابع مالي در سطح ملي، زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي و بين‌ المللي و همچنين كمبودهاي منابع مالي اقدام نمايند. بديهي است آمار و اطلاعات مورد نظر ‌مرتبا تجديدنظر و بروز خواهد شد.

3

بر اساس ماده (7) كنوانسيون، كشورهاي پيشرفته بايد بر مبناي موافقتهاي مشاركتي و ترتيبات مورد لزوم با توجه به ماده (18) در كشورهاي مبتلا به ‌آفريقا سرمايه‌ گذاري كلان نموده يا منابع مالي اختصاص داده شده قبلي را افزايش دهند البته با عنايت به موارد ديگر و توجه به بررسيهاي مربوط، تجارت‌ جهاني بازاريابي در ارتباط با جزو ( ب) بند (2) ماده (4) كنو

ماده 15

روش مالي

1

با در نظر گرفتن ماده (7) كنوانسيون و تاكيد بر اولويت به كشورهاي آفريقايي مبتلا به و توجه به موقعيت خاص اين منطقه، كشورها بايد باعنايت به‌ جزوهاي (ت) و (ث) بند (1) ماده (21) كنوانسيون و از طريق موارد زير، توجه ويژه به اجراي كنوانسيون در آفريقا داشته باشند:

الف

تسهيل ايجاد روشهايي نظير اعتبارات ملي براي بيابان‌زدايي و سوق دادن منابع مالي در سطح محلي،

ب

تقويت صندوقهاي موجود و روشهاي مالي در سطوح زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي.

2

با در نظر گرفتن مواد (20) و (21) كنوانسيون، كشورهايي كه اعضاي سازمانهاي مالي زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي مربوط نظير بانك توسعه آفريقا و ‌صندوق توسعه آفريقا مي‌ باشند بايد كوششهاي خود را در جهت اينكه اين موسسات و سازمانها به اجراي الحاقيه آفريقا اولويت بدهند افزايش بدهند.

3

كشورها در حد امكان در سوق دادن اعتبارات به طرف كشورهاي آفريقايي مبتلا به اقدام نمايند.

ماده 16

همكاريها و كمكهاي فني كشورها با توجه به فعاليتهاي خود متقبل مي‌ شوند كه براي افزايش تاثير پروژه‌ ها و برنامه‌ ها و همكاريها و كمكهاي فني به كشورهاي آفريقايي از طريق‌ زير اقدام نمايند:

الف

محدود كردن هزينه‌ ها بخصوص هزينه‌ هاي بالاسري، اين هزينه‌ ها فقط بايد براي حداكثر بهره‌ وري از پروژه‌ ها در صورت لزوم فقط درصد پاييني از‌ كليه هزينه‌ ها باشد.

ب

استفاده از كارشناسان ذيصلاح ملي و در صورت لزوم از كارشناسان ذيصلاح زيرمنطقه يا منطقه براي طراحي، تهيه و اجراي پروژه و همچنين به ‌وجود آوردن چنين تخصصي در جايي كه وجود ندارد، و

پ

ارايه كمكهاي فني براي مديريت و هماهنگي موثر و همچنين بهره‌ برداري بهتر.

ماده 17

انتقال، اكتساب، تطبيق و دستيابي به فن‌ آوري زيست محيطي سالم در اجراي ماده (18) كنوانسيون و در ارتباط با انتقال، اكتساب، تطبيق و توسعه فن‌ آوري، طرفها متقبل مي‌ شوند كه جهت مدلهاي جديد مشاركت و‌ همكاري براي تقويت ظرفيت سازي در زمينه‌ هاي تحقيقات علمي و جمع‌ آوري آمار و اطلاعات و توزيع آنها و اينكه قادر به اجراي استراتژيها و‌ كوششهاي آنها براي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي باشند، اولويت قايل شوند.

ماده 18

موافقتهاي همكاري و مشاركت

1

كشورهاي آفريقايي عضو در مورد تهيه، مذاكره و اجراي برنامه‌ هاي عمل ملي، زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي هماهنگي خواهند كرد. در صورت لزوم‌ ممكن است در اين روند ساير طرفها و سازمانهاي دولتي و غيردولتي را درگير نمايند.

2

اهداف اين هماهنگي، اطمينان يافتن از همكاريهاي فني مالي بر اساس كنوانسيون براي ارايه استفاده مستمر و اداره منابع مي‌ باشد.

3

طرفهاي آفريقايي بايد در سطح ملي، زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي روند مشاوره‌ اي را سازماندهي نمايند. روندهاي مشاوره‌ اي مي‌ تواند:

الف

به عنوان محلي براي مذاكره و تصميم‌ گيري بر اساس برنامه‌هاي عمل ملي، زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي مورد استفاده قرار گيرد،

ب

همكاري طرفهاي آفريقايي و ساير اعضاي گروههاي مشاوره‌ اي در برنامه‌ ها و تعيين اولويتها و موافقتهاي اجرايي و مشخصات ارزيابي همچنين ‌ترتيبات مالي براي اجراء را مشخص نمايد.

4

بنا به تقاضاي طرفهاي آفريقايي بر اساس ماده (23) كنوانسيون، دبيرخانه دايمي ممكن است تسهيلاتي را به شرح زير براي روند جلسات مشاوره‌ اي ‌فراهم آورد:

الف

ارايه مشورت براي استفاده موثرتر از ترتيبات مشاوره‌اي با استفاده از تجربيات مشاوره‌ اي مشابه ،

ب

ارايه اطلاعات به آژانسهاي دو يا چند جانبه مربوط در ارتباط با اجلاسهاي مشاوره‌ اي و تشويق براي درگيري فعال آنها،

پ

ارايه ساير اطلاعات كه ممكن است به استقرار يا ارتقاي ترتيبات مشاوره‌ اي ارتباط داشته باشد.

5

اعضاي هماهنگي زير منطقه‌اي و منطقه‌اي بايد:

الف

در صورت لزوم براي اصلاح موافقتنامه‌ هاي مشاركتي پيشنهاد بدهند،

ب

در مورد اجراي برنامه‌ هاي زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي موافقت شده، نظارت، ارزيابي و گزارش نمايند،

پ

از ارتباط و هماهنگي موثر بين اعضاي آفريقايي مطمئن شوند.

6

مشاركت در گروههاي مشاوره‌ اي در صورت لزوم بايد، براي دولتها، گروههاي علاقمند و كمك كنندگان، ارگانهاي مرتبط، سيستم برنامه‌ اي و‌اعتباري ملل متحد، سازمانهاي زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي مرتبط و به سازمانهاي غير دولتي مربوط، آزاد باشد. شركت كنندگان از هر گروه مشاوره‌ اي بايد ‌در مورد چگونگي اداره و عمليات گروه تصميم‌ گيري كند.

7

در ارتباط با ماده (14) كنوانسيون، طرفهاي كشورهاي پيشرفته در يك روند غيرمعمولي مشورت و هماهنگي بين خودشان بر اساس درخواست‌ كشورهاي آفريقايي يا سازمانهاي زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي و براي كمكهاي مورد نياز و ارزشمند جهت سهولت در اجراي برنامه‌ ها در صورت لزوم در‌روند مشورتهاي ملي، زير منطقه‌ اي و منطقه‌ اي مشاركت خواهند كرد.

ماده 19

پيگيري اجرا پيگيري اجراي اين الحاقيه توسط طرفهاي آفريقايي بر اساس كنوانسيون به شرح زير انجام خواهد شد: <الف - در سطح ملي، توسط يك روش كه مركب خواهد بود از هر يك از طرفهاي آفريقايي و نمايندگان مجامع ملي و تحت نظارت هماهنگ كننده ملي ‌بر اساس ماده (9)،

ب

در سطح زيرمنطقه‌ اي، توسط كميته چند منظوره مشورتي علمي و فني كه تركيب و چگونگي اجراي آن توسط طرفهاي آفريقايي زيرمنطقه‌ اي‌ مربوط مشخص خواهد شد،

پ

در سطح منطقه، روشي كه شرايط آن در يك معاهده موسس جامعه اقتصادي آفريقا و به وسيله كميته چند منظوره مشورتي فني و علمي مشخص‌ خواهد شد. الحاقيه 2 ‌الحاقيه اجرايي منطقه‌اي براي آسيا

ماده 1

هدف هدف از اين الحاقيه ارايه خطوط و ترتيباتي براي اجراي موثر كنوانسيون در كشورهاي مبتلا به منطقه آسيا با عنايت به شرايط خاص آنها مي‌ باشد.

ماده 2

شرايط مخصوص منطقه آسيا اعضاي متعاهد در انجام تعهدات خود مندرج در كنوانسيون بايد به گونه‌ اي مناسب، شرايط ويژه‌ اي كه به شرح زير در كشورهاي مبتلا به با درجات ‌متفاوت موجود مي‌ باشد را در نظر داشته باشند:

الف

نسبت بالاي اراضي كه مبتلا به يا در معرض بيابان‌ زايي و خشكسالي هستند و تنوع گسترده اين مناطق با توجه به آب و هوا، پستي و بلندي، ‌سيستم اقتصادي، اجتماعي و بهره‌ برداري از زمين،

ب

فشار زياد بر روي منابع طبيعي براي امرار معاش،

پ

سيستمهاي موجود توليد كه مستقيما در ارتباط با فقر گسترده بوده و نهايتا منجر به تخريب اراضي و فشار بر روي منابع محدود آب مي‌ گردد،

ت

تاثير شديد شرايط موجود در اقتصاد جهاني و مشكلات اجتماعي نظير فقر، ضعف بهداشت و سوء تغذيه، فقدان امنيت غذايي، مهاجرت،‌ جابجايي اجتماعات انساني و تغيير تركيب جمعيتي،

ث

توسعه ظرفيتها و چهارچوبهاي تشكيلاتي هر چند ناكافي براي مقابله با مسايل ملي بيابان‌ زايي و خشكسالي، و

ج

نياز آنها به همكاري بين‌ المللي براي دستيابي به اهداف توسعه پايدار در ارتباط با بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي.

ماده 3

چهارچوب برنامه عمل ملي

1

برنامه عمل ملي بايد قسمتي از سياستهاي جامع ملي براي توسعه پايدار در كشورهاي مبتلا به منطقه باشد.

2

كشورهاي مبتلا به بايد برنامه عمل ملي را مطابق مواد (9) تا (11) كنوانسيون به گونه‌ اي مناسب آماده نموده و به جزو (‌و) بند (2) ماده (10) توجه‌ خاص مبذول دارند. بر اساس تقاضاي كشورهاي مبتلا به مي‌ توان از آژانسهاي همكاري دو جانبه و چند جانبه به نحو مقتضي استفاده نمود.

ماده 4

برنامه عمل ملي

1

كشورهاي مبتلا به متعاهد منطقه متناسب با شرايط و سياستهاي خود در راستاي تهيه و اجراي برنامه عمل ملي، همراه با ساير فعاليتها مي‌ توانند ‌اقدامات زير را انجام دهند:

الف

تشكيلات و نهادهاي مناسبي را مامور تهيه، هماهنگي و اجراي برنامه عمل ملي خود نمايند،

ب

جمعيتها و گروههاي مبتلا به از جمله جوامع محلي را در تدوين، هماهنگي و اجراي برنامه عمل ملي از طريق مشاوره‌ هاي محلي و با همكاري ‌مسوولين محلي و سازمانهاي ذي‌ ربط ملي و غيردولتي، مشاركت دهند،

پ

وضعيت زيست محيطي در مناطق مبتلا به را شناسايي تا علل و عواقب بيابان‌ زايي را مشخص و مناطق داراي اولويتهاي اجرايي را تعيين نمايند،

ت

با مشاركت گروههاي مبتلا به برنامه‌ هاي گذشته و جاري بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي را ارزيابي نموده و بر آن اساس استراتژي و‌ فعاليتهاي برنامه‌ هاي عمل را طراحي و تدوين نمايند،

ث

برنامه‌ هاي فني و مالي را بر اساس اطلاعات بندهاي (‌الف) تا (ت) تهيه نمايند،

ج

روشها و مباني ارزيابي اجراي برنامه عمل را تهيه و مورد استفاده قرار دهند،

چ

مديريت جامع حوزه‌ هاي آبگير حفاظت منابع خاك و تقويت استفاده اصلح از منابع آب را ارتقا بخشند،

ح

با رعايت عوامل هواشناسي، آب و هوايي، آب‌ شناسي، زيست شناسي و ديگر عوامل موثر، سيستمهاي هشدار سريع را در مناطقي كه در خطر ‌بروز خشكسالي هستند تاسيس يا تقويت نمايند،

خ

در جايي كه همكاريهاي بين‌ المللي و از جمله منابع مالي و فني ايجاب نمايد با احساس روح همكاري ترتيبات لازم را جهت حمايت از برنامه‌ هاي‌ عمل خود ايجاد نمايند.

2

در راستاي ماده (10) كنوانسيون، استراتژي عمومي برنامه‌ هاي عمل ملي بايد با تاكيد بر برنامه‌ هاي جامع توسعه محلي براي نقاط مبتلا به و مبتني ‌بر روشهاي مشاركتي و همگام نمودن استراتژيهاي فقرزدايي با برنامه‌ هاي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي باشد. معيارهاي بخشي در برنامه‌ هاي ‌عمل بايد با عنايت به تنوع وسيع نواحي مبتلا به و مندرجات بند (‌الف) ماده (2) گروه‌ بندي و اولويت‌ بندي گردد.

ماده 5

برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي و مشترك

1

بر اساس ماده (11) اين كنوانسيون، كشورهاي مبتلا به آسيايي مي‌ توانند با ساير اعضاي متعاهد در تهيه و اجراي برنامه عمل زيرمنطقه‌ اي و مشترك ‌مشورت و همكاري نموده و به تكميل اقداماتي كه كارايي بيشتر در اجراي برنامه‌ هاي عمل ملي دارد، بپردازد. درهرصورت اعضاي ذيربط مي‌ توانند از‌ سازمانها و نهادهاي زيرمنطقه‌ اي از جمله دو جانبه و ملي و تخصصي براي تهيه، هماهنگي و اجراي برنامه‌ ها استفاده نمايند. اينگونه سازمانها يا نهادها‌همچنين مي‌ توانند به عنوان مركز ارتباط براي ارتقا و هماهنگي برنامه‌ ها و اقدامات بر اساس مواد (16) تا (18) كنوانسيون عمل نمايند.

2

طرفهاي مبتلا به منطقه آسيا در تهيه و اجراي برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي و يا مشترك در ميان ساير فعاليتها، اقدامات ذيل را به عمل آورند:

الف

با هماهنگي نهادهاي ملي، اولويتهاي مربوط به بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي را تعيين نمايند تا برنامه‌ ها و يا فعاليتهايي كه مي‌ توانند به ‌نحو موثرتري انجام پذيرد به شكل بهتري انجام شود،

ب

ظرفيتها و تواناييهاي اجرايي نهادهاي منطقه‌ اي، زيرمنطقه‌ اي و يا ملي مربوطه را ارزيابي نمايند،

پ

برنامه‌ هاي موجود مرتبط با بيابان‌ زايي و خشكسالي تمام يا تعدادي از كشورهاي متعاهد منطقه يا زيرمنطقه و همچنين ارتباط آن با برنامه‌ هاي‌ عمل ملي را ارزيابي نمايند،

ت

در برنامه‌ هايي كه همكاريهاي بين‌ المللي شامل منابع مالي و فني مي‌ گردد با توجه به روح همكاري، ترتيبات مناسب دو يا چند حمايت از برنامه‌ ها ‌تدوين نمايند.

3

برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي و يا مشترك، ممكن است شامل برنامه‌ هاي مشترك توافق شده براي مديريت پايدار منابع طبيعي مشترك مرزي مرتبط ‌با بيابان‌ زايي، اولويتهاي همكاري و ساير اقدامات مربوط به ظرفيت‌ سازي، همكاريهاي علمي و فني بخصوص مشاركت در اطلاع رساني و برقراري ‌سيستم هشدار سريع و روشهاي تقويت سازمانها و نهادهاي زيرمنطقه‌ اي باشد.

ماده 6

فعاليتهاي منطقه‌ اي فعاليتهاي منطقه‌ اي براي تقويت و افزايش برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي يا مشترك مي‌ تواند همراه با ساير اقدامات شامل تقويت موسسات و روشها براي‌ هماهنگي و همكاري در سطح ملي، زيرمنطقه‌ اي و روشهايي براي هماهنگي و همكاري در سطح ملي، زيرمنطقه‌ اي بوده و نيز ارتقاي اجراي مواد (16)‌ تا (19) كنوانسيون باشد. اين فعاليتها ممكن است موارد زير را نيز شامل گردد:

الف

افزايش و تقويت شبكه‌ هاي همكاريهاي فني،

ب

تهيه و شناسايي فن‌ آوري، معلومات و دانش فني و تجارب و همچنين فن‌ آوريهاي سنتي و محلي و دانش فني آنها، انتشار و استفاده از آنها،

پ

ارزيابي و تعيين نيازها انتقال فن‌ آوري و ارتقاي انطباق و استفاده از اين‌ گونه فن‌ آوريها، و

ت

تشويق برنامه‌ هاي آگاهي عمومي و ارتقاي ظرفيت‌ سازي در تمام سطوح، تقويت آموزش، تحقيق و توسعه و ايجاد سيستمهايي براي توسعه منابع‌ انساني.

ماده 7

منابع مالي و روشهاي آن

1

با توجه به اهميت بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي در منطقه آسيا، اعضاي متعاهد بايد با توجه به مواد (20) و (21) كنوانسيون، در بسيج ‌منابع مالي اساسي و دسترسي به روشهاي مالي مربوطه تلاش نمايند.

2

كشورهاي مبتلا به منطقه منفرداً يا مشتركا بر اساس كنوانسيون و بر مبناي روش هماهنگي ارايه شده در ماده (8) آن و همچنين بر اساس سياستهاي‌ توسعه ملي بايستي:

الف

روشهايي اتخاذ كنند كه موجب منطقي شدن و تقويت روشهاي تامين اعتبارات مالي از طريق سرمايه‌ گذاري دولتي و خصوصي به منظور رسيدن‌ به نتايج مطلوب در جهت بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي گردد،

ب

تعيين نيازهاي همكاريهاي بين‌ المللي در جهت حمايت از كوششهاي ملي بخصوص در زمينه فني و فن‌ آوري و مالي را تعيين و تعريف نمايند،

پ

ارتقاي مشاركت دوجانبه و يا چند جانبه نهادها براي همكاري مالي جهت اطمينان از اجراي كنوانسيون را تشويق نمايند.

3

اعضاي متعاهد بايد تا حد امكان روند سوق دادن اعتبارات به طرف كشورهاي مبتلا به را در منطقه تسهيل نمايند.

ماده 8

مكانيسمهاي همكاري و هماهنگي

1

كشورهاي مبتلا به مي‌ توانند از طريق تشكيلات مناسبي كه بر اساس جزو (‌الف) بند (1) ماده (4) كنوانسيون تعيين نموده‌ اند و همچنين ساير اعضاي ‌متعاهد منطقه‌ اي به صلاحديد خويش براي اهداف زير روشهايي را به كار ببرند:

الف

مبادله اطلاعات، تجربيات، معلومات و دانش فني،

ب

همكاري و هماهنگي فعاليتها شامل ترتيبات دو يا چند جانبه در سطوح زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي،

پ

افزايش همكاريهاي علمي، فني و فن‌ آوري بر اساس مواد (5) تا (7) كنوانسيون،

ت

شناسايي نيازهاي همكاري خارجي،

ث

پيگيري و ارزيابي اجراي برنامه‌ هاي عمل.

2

كشورهاي مبتلا به مي‌ توانند از طريق تشكيلات مناسبي كه بر اساس جزو (‌الف) بند (1) ماده (4) كنوانسيون تعيين نموده‌اند و يا با همكاري ساير‌ اعضاي متعاهد در منطقه راجع به برنامه‌ هاي عمل ملي، زيرمنطقه‌ اي و مشترك، مشاوره و هماهنگي نمايند. ساير اعضاء و سازمانهاي دولتي و غير‌دولتي را نيز مي‌ توانند در اين امر مشاركت دهند. اينگونه همكاريها بايستي همراه با ساير اقدامات در جلب اطمينان و اعتماد در زمينه فرصتهاي‌ همكاريهاي فني بين‌ المللي بر اساس مواد (20) و (21) كنوانسيون بوده و همكاريهاي فني را تقويت و منابع را به سوي استفاده موثر و كارا سوق دهد.

3

كشورهاي مبتلا به منطقه بايستي اجلاسهاي هماهنگي دوره‌ اي تشكيل دهند و دبيرخانه كنوانسيون در صورت تقاضا و بر اساس ماده (23) برگزاري‌ اين اجلاسها را به شرح ذيل تسهيل نمايد:

الف

ارايه ارشاد در خصوص سازماندهي ترتيبات همكاري موثر و يا استفاده از تجربه هاي حاصله ناشي از اينگونه ترتيبات،

ب

ارايه اطلاعات به سازمانهاي دو يا چند جانبه در زمينه همكاريها و تشويق آنها براي مشاركت،

پ

ارايه ساير اطلاعاتي كه مي‌ تواند در راه‌ اندازي و يا بهبود روند همكاريها كمك كند. الحاقيه 3 ‌الحاقيه اجرايي منطقه‌اي براي آمريكاي لاتين و كاراييب

ماده 1

هدف هدف از اين الحاقيه ارايه رهنمودهايي براي اجراي كنوانسيون در منطقه آمريكاي لاتين و كاراييب و در راستاي شرايط ويژه آن منطقه مي‌ باشد.

ماده 2

شرايط ويژه منطقه آمريكاي لاتين و كاراييب اعضاي متعاهد در راستاي شروط كنوانسيون بايد شرايط ويژه منطقه را به شرح زير مورد عنايت قرار دهند:

الف

وجود مناطق وسيعي كه يا در معرض و يا به شدت تحت تاثير بيابان‌ زايي و خشكسالي بوده و در آنها بسته به موقعيت مي‌ توان خصوصياتي‌ منفي را مشاهده نمود اين فرآيند تشديد شونده و تجمعي روي يكي از مناطقي كه داراي بزرگترين منابع تنوع زيستي در جهان است اثرات منفي جدي‌ اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و زيست محيطي دارد،

ب

اقدامات عمراني فراوان غيرپايدار در مناطق تحت تاثير و در نتيجه اثرات متقابل و پيچيده فيزيكي، زيست شناسي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و‌ عوامل اقتصادي منجمله عوامل اقتصادي بين‌ المللي مانند بدهكاريهاي خارجي، روند فرسايشي مناسبات تجاري و اقدامات تجاري كه روي بازار‌ محصولات كشاورزي، ماهيگيري و جنگلي اثر مي‌ گذارد،

پ

نزول سريع بازدهي اكوسيستمها به عنوان پي‌ آمد اصلي بيابان‌ زايي و خشكسالي به شكل كاهش بازده كشاورزي، دامداري و جنگلي و نيز نابودي ‌تنوع گونه‌ هاي زيستي كه از ديدگاه اجتماعي داراي اثرات فقرزايي، مهاجرت، جابجايي‌ هاي جمعيت در يك محدوده و تضعيف كيفيت زندگاني ‌مي‌ باشد. بنابراين منطقه مجبور است روشها و راههاي جامعي را براي مشكل بيابان‌ زايي و خشكسالي بپذيرد از جمله تشويق مدلهاي توسعه پايدار‌ متناسب با شرايط زيست محيطي، اقتصادي و اجتماعي هر كشور،

ماده 3

برنامه‌ هاي عمل

1

كشورهاي متعاهد مبتلا به بايد در راستاي كنوانسيون و به ويژه در رابطه با مواد (9) تا (11) و همچنين بر اساس سياستهاي عمراني ملي خود و به ‌صورت مناسب و به عنوان يك بخش پيوسته از سياستهاي ملي توسعه پايدار خود، برنامه‌ هاي عمل ملي بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي را تهيه‌ و اجرا نمايند. برنامه‌ هاي زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي را نيز مي‌ توان برابر با نيازهاي منطقه تهيه و اجرا نمود.

22

در تهيه برنامه عمل ملي كشورهاي متعاهد مبتلا به منطقه بايد به جزو (‌و) بند (2) ماده (10) عنايت ويژه مبذول دارند.

ماده 4

محتواي برنامه‌ هاي عمل ملي ‌كشورهاي متعاهد مبتلا به منطقه مي‌ توانند متناسب با شرايط خود و همراه با ساير موارد مطالب موضوعي زير را در تهيه استراتژيهاي ملي خود براي‌ اقدامات مربوط به بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي، مطابق با ماده (5) كنوانسيون مورد توجه قرار دهند:

الف

افزايش ظرفيتها، آموزش و آگاهي عموم، همكاريهاي فني، علمي و فن‌ آوري و منابع و روشهاي مالي،

ب

فقرزدايي و بهبود كيفيت زندگي انساني،

پ

دستيابي به امنيت غذايي، توسعه و مديريت پايدار فعاليتهاي كشاورزي، دامداري، جنگلداري و فعاليتهاي چند منظوره،

ت

مديريت پايدار منابع طبيعي به ويژه مديريت عادلانه حوزه‌ هاي آبگير،

ث

مديريت پايدار منابع طبيعي در مناطق مرتفع،

ج

مديريت منطقي و حفاظت از منابع خاك و استحصال و بهره‌ برداري موثر از منابع آب،

چ

تهيه و كاربرد طرحهاي فوريتي براي كاهش اثرات خشكسالي،

ح

تاسيس يا تقويت سيستمهاي هشدار سريع، اطلاعاتي، ارزيابي و پيگيري امور در مناطقي كه در معرض تهديد بيابان‌ زايي و خشكسالي بوده با در‌ نظر گرفتن عوامل آب و هوايي اقليمي، آب‌ شناسي، زيست شناسي، خاك، اجتماعي و اقتصادي،

خ

توسعه، مديريت و استفاده موثر از منابع گوناگون انرژي از جمله تشويق منابع جايگزين،

د

حفاظت و بهره‌ برداري پايدار از تنوع گونه‌ هاي زيستي مطابق با تمهيدات كنوانسيون تنوع زيستي،

ذ

توجه به جنبه‌ هاي جمعيتي در رابطه با بيابان‌ زايي و خشكسالي،

ر

تقويت يا ايجاد چهارچوبهاي تشكيلاتي و قانوني براي اجراي كنوانسيون و به منظور تمركززدايي ساختار اداري و وظيفه‌ اي مربوط به بيابان‌ زدايي و‌ خشكسالي با مشاركت جوامع و اجتماعات مبتلا به به صورت عام،

ماده 5

همكاري فني، علمي و فن‌ آوري مطابق با كنوانسيون و به ويژه مواد (16) تا (18) و بر اساس روش هماهنگي توصيه شده در ماده (7)، كشورهاي متعاهد مبتلا به منطقه بايد مشتركا يا‌ منفردا اقدامات زير را انجام دهند:

الف

تقويت شبكه‌ هاي همكاريهاي فني و سيستمهاي اطلاعات ملي، زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي و به همين ترتيب در صورت لزوم، ادغام در سيستم ‌منابع جهاني اطلاعات،

ب

تهيه آمار از فن‌ آوريها و دانش فني موجود و تشويق انتشار و ترويج آنها،

پ

تشويق استفاده از فن‌ آوري، دانش، دانش فني و اقدامات پيش‌ بيني شده در جزو (ب) بند (2) ماده (18) كنوانسيون،

ت

تعريف نيازهاي انتقال فن‌ آوري،

ث

تشويق، توسعه و سازگار نمودن، پذيرش و انتقال فن‌ آوريهاي موجود كه از نظر زيست محيطي سالم هستند.

ماده 6

منابع روشهاي مالي مطابق با كنوانسيون و به ويژه مواد (20) و (21) آن و بر اساس روش هماهنگي توصيه شده در ماده (7) و برابر با سياستهاي توسعه ملي، كشورهاي‌ متعاهد مبتلا به منطقه بايد مشتركا و منفردا اقدامات زير را انجام دهند:

الف

اتخاذ معيارهايي براي توزيع منطقي و تقويت روشهاي تامين اعتبار از طريق سرمايه‌ گذاريهاي عمومي و خصوصي و با نگرشي به حصول نتايج ‌مشخص در اقدامات مربوط به بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي،

ب

تعريف نيازهاي همكاريهاي بين‌ المللي در حمايت از تلاشهاي ملي،

پ

تشويق مشاركت تشكيلات همكاري مالي دو يا چند جانبه براي تضمين اجراي كنوانسيون.

ماده 7

چهارچوب تشكيلاتي

1

به منظور ترتيب اثر دادن به اين الحاقيه، كشورهاي متعاهد مبتلا به منطقه بايد موارد زير را انجام دهند:

الف

تاسيس و يا تقويت مراكز ارتباط ملي براي هماهنگي در اقدام به بيابان‌ زدايي و كاهش اثرات خشكسالي،

ب

تشكيل روشي براي هماهنگي بين مراكز ارتباط ملي با اهداف زير:

1

مبادله اطلاعات و تجربه،

2

هماهنگي فعاليتها در سطح زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي،

3

تشويق همكاري فني، علمي، فن‌ آوري و مالي،

4

تعريف و تعيين نيازهاي همكاري خارجي، و

5

پيگيري و ارزيابي اجراي برنامه‌ هاي عمل.

6

كشورهاي متعاهد مبتلا به منطقه بايد نشستهاي هماهنگي منظمي داشته و دبيرخانه دايمي در صورت درخواست و بر اساس ماده (23) كنوانسيون‌ مي‌ تواند تشكيل اين جلسات هماهنگي را از طريق زير تسهيل نمايد:

الف

توصيه و راهنمايي در مورد سازماندهي ترتيبات هماهنگي موثر و تجربه آموزي از اينگونه ترتيبات،

ب

دادن اطلاعات به نمايندگيها و سازمانهاي دو يا چند جانبه درباره جلسات هماهنگي و تشويق مشاركت فعال آنان، و

پ

دادن ساير اطلاعاتي كه مي‌ تواند به فرآيند بهبود و يا برقراري هماهنگي مربوط باشد. الحاقيه 4 ‌الحاقيه اجرايي منطقه‌اي براي شمال مديترانه

ماده 1

هدف هدف از اين الحاقيه ارايه خطوط و رهنمودهاي مورد لزوم براي اجراي موثر كنوانسيون در كشورهاي مبتلا به منطقه شمال مديترانه با توجه به شرايط‌ خاص آنها مي‌ باشد.

ماده 2

شرايط مخصوص منطقه شمال مديترانه شرايط خاص منطقه شمال مديترانه در ارتباط با ماده يك به شرح زير است:

الف

شرايط آب و هوايي نيمه خشك قسمت اعظم اين منطقه را تحت تاثير قرار مي‌ دهد كه شامل خشكيهاي فعلي، تنوع بارندگيهاي بسيار زياد و‌ بارندگيهاي شديد و ناگهاني است،

ب

خاكهاي بي‌ حاصل و قابل فرسايش و متمايل به فرسايش سطحي،

پ

برجستگيهاي ناهموار همراه با شيبهاي زياد و پستي و بلنديهاي متنوع،

ت

از دست رفتن زياد پوشش جنگلي بر اثر آتش‌ سوزيهاي مهيب،

ث

شرايط بحراني در كشاورزي سنتي همراه با رهاسازي زمينها و تخريب خاك و آب،

ج

بهره‌ برداري ناپايدار از منابع آب كه منجر به تخريب جدي محيط زيست مي‌ گردد شامل آلودگي شيميايي، شور شدن و از بين رفتن آبخيزها و...،

چ

تجمع فعاليتهاي اقتصادي در اراضي ساحلي به دليل رشد شهرها، فعاليتهاي صنعتي، توريست و زراعت آبي.

ماده 3

چهارچوب برنامه‌ ريزي استراتژيك براي توسعه پايدار

1

برنامه‌ هاي عمل ملي بخش اصلي و جامع چهارچوب برنامه‌ ريزي استراتژيك براي توسعه پايدار كشورهاي مبتلا به شمال مديترانه خواهد بود.

2

روش مشاوره‌ اي و مشاركتي و درگير كردن سطوح مختلف دولتي، انجمنهاي محلي و سازمانهاي غيردولتي مي‌ تواند براي ارايه خطوط يك‌ استراتژي با برنامه‌ ريزي انعطاف‌ پذير كه در ارتباط با جزو (‌و) بند (2) ماده (10) كنوانسيون اجازه مي‌ دهد كه مردم محلي بيشتر مشاركت داشته باشند، مد‌ نظر قرار گيرد.

ماده 4

تعهد تهيه برنامه‌ هاي عمل ملي يا جدول زماني مربوطه كشورهاي مبتلا به منطقه شمال مديترانه بايد برنامه عمل ملي زيرمنطقه‌ اي، منطقه‌ اي و مشترك تهيه نمايند. اين برنامه‌ ها بايد هر چه زودتر تهيه، نهايي و‌ قابل اجرا گردد.

ماده 5

تهيه و اجراي برنامه‌ هاي عمل ملي هر كشور مبتلا به بر اساس مواد (9) و (10) كنوانسيون براي تهيه و اجراي برنامه عمل ملي بايد موارد زير را رعايت نمايد:

الف

معرفي تشكيلات واجد شرايط براي مسووليت تهيه، هماهنگي و اجراي برنامه،

ب

درگير نمودن جمعيتهاي مبتلا به نظير جوامع محلي براي تهيه، هماهنگي و اجراي برنامه از طريق مشورتهاي محلي با همكاري مسوولين محلي و‌ سازمانهاي غيردولتي مربوطه،

پ

مطالعه در مورد چگونگي محيط زيست در اراضي مبتلا به براي ارزيابي دلايل و تاثيرات بيابان‌ زايي و مشخص كردن اولويت مناطق براي اجراي‌ برنامه،

ت

با مشاركت جمعيتهاي مبتلا به برنامه‌ هاي گذشته و جاري به منظور طراحي استراتژي و همچنين مشخص نمودن فعاليتهاي برنامه عمل ارزيابي‌ گردد،

ث

تهيه برنامه‌ هاي فني و مالي بر اساس اطلاعات به دست آمده از طريق فعاليتهاي مندرج در بندهاي (‌الف) تا (‌د)، (‌و)،

ج

تهيه و استفاده از روندي براي نظارت و ارزيابي اجراي برنامه.

ماده 6

محتواي برنامه‌ هاي عمل ملي كشورهاي مبتلا به منطقه اقداماتي به شرح زير را در برنامه‌ هاي عمل ملي مي‌ بايستي مدنظر قرار بدهند:

الف

موارد قانوني، تشكيلاتي و اداري،

ب

استفاده‌ كنندگان از زمين، مديريت منابع آب، حفاظت خاك، جنگلداري، فعاليتهاي كشاورزي و مرتع و همچنين مديريت مراتع،

پ

مديريت و حفاظت حيات وحش و ساير اشكال تنوع زيستي،

ت

حفاظت از آتش ‌سوزيهاي جنگل،

ث

ارتقاي معيشتهاي جايگزين، و

ج

تحقيق، آموزش و آگاهي عمومي.

ماده 7

برنامه‌ هاي عمل زيرمنطقه‌ اي، منطقه‌ اي و مشترك

1

كشورهاي مبتلا به منطقه در ارتباط با ماده (11) كنوانسيون و براي بالا بردن كارايي برنامه عمل ملي ممكن است برنامه‌ هاي زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي ‌تهيه نمايند. دو يا چند كشور مبتلا به منطقه ممكن است براي تهيه برنامه مشترك به توافق برسند.

2

موارد مندرج در مواد (5) و (6) مي‌ بايستي با جرح و تعديل مناسب در تهيه و اجراي برنامه‌ هاي مشترك منطقه‌ اي و زيرمنطقه‌ اي مد نظر قرار گيرد. ‌به علاوه اين برنامه‌ ها ممكن است شامل فعاليتهاي توسعه‌ اي و تحقيقاتي اكو سيستمهاي انتخاب شده در سرزمينهاي مبتلا به باشد.

3

در تهيه و اجراي برنامه‌ هاي عمل زير منطقه‌ اي، منطقه‌ اي و مشترك، كشورهاي مبتلا به منطقه بايد موارد زير را رعايت نمايند:

الف

با همكاري موسسات ملي بايد اهداف ملي مربوط به بيابان‌ زايي را به نحوي مشخص نمايند كه چنين برنامه‌ ها و فعاليتهاي مرتبط با آنها بتواند از‌ اين طريق به طور موثر اجرا گردد،

ب

ارزيابي ظرفيتهاي عملي و فعاليتهاي منطقه‌ اي، زير منطقه‌ اي و موسسات ملي مربوط،

پ

ارزيابي برنامه‌ هاي موجود مربوط به بيابان‌ زايي در كشورهاي منطقه و ارتباط آنها با برنامه عمل ملي.

ماده 8

هماهنگي برنامه‌ هاي زيرمنطقه‌ اي، منطقه‌ اي و مشترك بر اساس مواد (16) تا (19) كنوانسيون كشورها براي تهيه برنامه عمل زيرمنطقه‌ اي، منطقه‌ اي و يا مشترك ممكن است كميته هماهنگي متشكل از‌ نمايندگان هر كشور مبتلا به را براي بازنگري پيشرفت بيابان‌ زدايي، يكنواخت كردن برنامه‌ هاي عمل ملي، پيشنهاداتي در مراحل مختلف تهيه و اجراي‌ برنامه عمل زير منطقه‌ اي، منطقه‌ اي و مشترك و به عنوان مركزي براي ارتقا و هماهنگي همكاريهاي فني تشكيل بدهند.

ماده 9

واجد شرايط نبودن براي دريافت كمكهاي مالي براي اجراي برنامه‌ هاي ملي، زيرمنطقه‌ اي و منطقه‌ اي و مشترك، كشورهاي پيشرفته مبتلا به، بر اساس اين كنوانسيون واجد شرايط براي دريافت ‌كمكهاي مالي نيستند.

ماده 10

همكاري با ساير زيرمناطق و مناطق برنامه‌ هاي زيرمنطقه‌ اي، منطقه‌ اي و مشترك در منطقه شمال مديترانه ممكن است با همكاري ساير زير مناطق و مناطق بخصوص با كشورهاي شمال‌ آفريقا تهيه و اجرا شوند. قانون فوق مشتمل بر ماده واحده منضم به متن كنوانسيون شامل مقدمه و چهل ماده و چهار الحاقيه در جلسه علني روز سه شنبه مورخ يازدهم دي ماه يكهزار و سيصد و هفتاد و پنج مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 1375/10/26 به تأييد شوراي نگهبان رسيده است. رييس مجلس شوراي اسلامي – علي اكبر ناطق نوري

متن این قانون از منبع رسمی برداشته شده است. دادکام آن را ساختاریافته و جست‌وجوپذیر کرده، ولی متن را تغییر نداده.

مشاورهٔ حقوقی با وکیل دادگستری
نماد اعتماد الکترونیکی دادکام
خدمات
مشاورهٔ تصویریقراردادسازکسب‌وکارها
کتابخانه
مجموعه قوانینمقالاتاخبار حقوقی
دادکام
حریم داده و حذف اسنادراستی‌آزمایی سند امضاشدهتماس با ما+989125959304ورود وکلا و همکاران
© ۱۴۰۵ دادکام دات کام · تمام حقوق محفوظ است · نسخهٔ ۰٫۹٫۹