قانون مربوط به الحاق دولت شاهنشاهي ايران بموافقتنامه لندن در باب ديون خارجي آلماني مصوب 27 آبانماه 1335 مصوب 1335,08,27
ماده واحده
الحاق دولت شاهنشاهي ايران بموافقتنامه لندن در باب ديون خارجي آلمان كه مشتمل بر سي و هشت ماده و يك مقدمه و دوازدهضميمه ميباشد و در تاريخ بيست و دوم دسامبر يكهزار و نهصد و پنجاه و سه از طرف دولت ايران به امضاء رسيده تصويب ميشود. اين قانون كه مشتمل بر يك ماده و متن موافقتنامه ضميمه است در جلسه يكشنبه بيست و هفتم آبان ماه يكهزار و سيصد و سي و پنج بتصويب مجلس شوراي ملي رسيد. رئيس مجلس شوراي ملي - رضا حكمت آلمان شمارة 1 (1953) موافقتنامه دربارۀ قروض خارجي آلمان لندن 27 فوريه 1953 (اين موافقتنامه هنوز بتصويب دولت انگلستان نرسيده است) بوسيلۀ وزير امور خارجه بفرمان عليا حضرت ملكه در مارس 1953 بپارلمان تقديم شد مقدمه اين جزوه شامل متن موافقتنامه درباره ديون خارجي آلمان ميباشد كه در تاريخ 27 فوريه 1953 در لندن به امضاء رسيده است. اين موافقتنامه به توصيههاي نمايندگان طلبكار و بدهكار براي تصفيه ديون خارجي آلمان كه در كنفرانس ديون خارجي آلمان منعقده در لندن از تاريخ 8 فوريه تا 8 اوت1952 دربارة آن توافق حاصل شده است قوت اجرائي و بينالمللي ميبخشد. اين توصيهها بصورت گزارش كنفرانس مزبور تدوين و در سپتامبر1952 تحت عنوان آلمان شمارة 2 (1952.Cmd(8653منتشر شد و بعداً بتصويب دولت عليا حضرت ملكه رسيد. وزارت امور خارجه 27 فوريه 1953 موافقتنامه دربارة ديون خارجي آلمان فهرست صفحه مقدمه 1 مادﮤ 1- تصويب شروط تصفيه و جريانات آن. 3 مادﮤ 2- تعهدات جمهوري فدرال آلمان. 3 مادﮤ 3- تعاريف. 4 مادﮤ 4- ديوني كه بايد تصفيه شود. 5 مادﮤ 5- دعاوي مستثني از موافقتنامه. 6 مادﮤ 6- پرداخت و انتقال بموجب موافقتنامه. 8 مادﮤ 7- پرداخت و انتقال مربوط به پارهاي از تعهدات موعد رسيده بعد از سال 1954. 9 مادﮤ 8- ممنوعيت عمليات تبعيضي. 9 مادﮤ 9- نحوة انتقالات بمشابه پرداختها براي معاملات جاري . 9 مادﮤ 10- محدوديت هاي پرداخت. 9 مادﮤ 11- پول رايج براي پرداخت. 10 مادﮤ 12- طرز عمل دربارة مشروط طلا. 11 مادﮤ 13- نرخ ارز. 13 مادﮤ 14- پارهاي ديون بپول رايج آلمان. 14 مادﮤ 15- قبولي طلبكاران. 14 مادﮤ 16- بريالذمه شدن بدهكاران. 16 مادﮤ 17- تنفيذ حقوق طلبكاران. 16 مادﮤ18- ادوار مرور زمان. 21 مادﮤ 19- موافقتنامههاي تكميلي. 22 مادﮤ 20- ديون آلمان ناشي از موافقتنامههاي چند جانبه. 22 مادﮤ 21- تجديد ضميمة 3 موافقتنامه . 23 مادﮤ 22- دعاوي ناشي از بيمههاي اجتماعي. 23 مادﮤ 23- ديون بيمه. 24 مادﮤ 24- اجراي موافقتنامه در برلين. 25 مادﮤ 25- اقدامات در صورت وحدت آلمان. 26 مادﮤ26- موافقتنامههاي قبلي 26 مادﮤ 27- متن موافقتنامه معتبر است. 26 مادﮤ 28- هيِئت حكميت. 26 مادﮤ 29- حكميت دربارة پارهاي از اختلافات طبق ضميمه يك. 29 مادﮤ 30- وضع معتمدين (اسناد) نسبت بضميمة 2 و حكميت مربوطه. 30 مادﮤ 31- كميسيون مختلط دربارة مسائل مربوط بضميمة 4 32 مادﮤ 32- دادگاههاي حكميت براي اختلافات مربوط بضميمة 4. 34 مادﮤ 33- امور ناشي از عمليات تجزيه (عدم تمركز). 37 مادﮤ 34- مشورت. 38 مادﮤ 35- رسميت يافتن. 39 مادﮤ 36- الحاق. 39 مادﮤ 37- تعميم موافقتنامه در پارهاي از كشورها. 40 مادﮤ 38- ملاحظات و مشخصات. 40 (يادداشت - عناوين فوق كه بمواد اين موافقتنامه اطلاق شده صرفاً براي مراجعه كردن است و ابداً قصد مسلط ساختن آنها بر موافقتنامه نيست.) ضميمة1- توصيههاي توافق شده دربارة تصفية ديون آلمان و ساير مقامات كشوري. 42 ضميمة جزءA- قرار بين جمهوري فدرال آلمان و بانك تصفية بينالمللي. 57 ضميمة B- موافقتنامه بين بلژيك و جمهوري فدرال آلمان. 58 ضميمةC -مبادلة اوراق قرضة وام خارجي پروس سال 1926 و 1927. 61 ضميمة D- موافقتنامه راجع بتبديل و تصفيه اوراق قرضة گلد مارك خارجي. شهرداريهاي آلمان 62 ضميمة E-توافق دربارة تصفية تعهدات . Konversionskasse fuer Deutsche Auslandsschulden ناشي از پرداختهائيكه از طرف بدهكاران در ناحية سار - اطريش - فرانسه - لوكزامبورك و بلژيك بعمل آمده است. 63 ضميمة 2 توصيههاي توافق شده براي تصفية ديون متوسط المدت و طويل المدت آلمان ناشي از معاملات. 67 سرمايههاي شخصي. ضميمة جزء - تفسير پاراگراف دوم از قسمت اول از مادة نهم از ضميمة 2. 87 ضميمة 3- توصيههاي توافق شده براي تصفية ديون راكد. 88 موافقتنامه اعتبارات آلمان بسال 1952 ضميمة جزء مكاتبات بين نمايندگان طلبكاران و بدهكاران دربارة توافق هاي متمم كه دربارة ضميمة 3 حاصل شده است. 126 ضميمة 4- توصيههاي توافق شده براي تصفيه دعاوي ناشي از معاملات كالا و خدمات و پارهاي از دعاوي ناشي از معاملات سرمايه و ساير دعاوي مختلف. 129 ضميمة جزء - اعلامية مشترك هيئت هاي نمايندگي آلمان و سويس دربارة مذاكرات براي تصفية عوارض ارضي بفرانك سويس Schweizer Frankengrundschulden 157 ضميمة 5 - توصيههاي توافق شده براي نحوة عمل دربارة پرداختهائي كه بصندوق تبديل بعمل آمده است (صندوق تبديل) Konvrsionskasse 158 ضميمة 6 - توصيههاي توافق شده براي استفاده از حساب هاي دويچ مارك مسدود 160 ضميمة 7 – موافقتنامه درباره تعهدات بگلد مارك با شروط طلا كه داراي ماهيت خاص خارجي هستند 161 ضميمة جزء - مقررات موافقت شده براي روشن ساختن مسائل مختلف مربوط به ضميمة 7. 168 ضميمة 8 - تفسير توافق شده درباره پاراگراف 2 مادة 5 موافقتنامة ديون خارجي آلمان . 171 ضميمة 9 - منشور دادگاه حكميت براي موافقتنامة ديون خارجي آلمان. 171 ضميمة 10 - منشور كميسيون مختلط. 177 پيوست ها پيوست A-مربوط بموافقتنامة 6 مارس 1951 بين دولت هاي فرانسه و انگلستان و آمريكا و دولت جمهوري فدرال آلمان. 183 پيوست -B گزارش كنفرانس ديون خارجي آلمان. 187 موافقتنامه دربارة ديون خارجي آلمان لندن - 27 فوريه 1953 دولتهاي بلژيك - كانادا - سيلان - دانمارك - جمهوري فرانسه - يونان - ايران - ايرلند - ايتاليا – ليختن شبتن [ليختن اشتاين ] لوكزامبورك [لوكزامبورگ] - نروژ - پاكستان -اسپانيا - سوئد - سويس - اتحاديه آفريقاي جنوبي - بريتانياي كبير و ايرلند شمالي - ايالات متحدة آمريكا و يوگسلاوي. از يكطرف و حكومت جمهوري فدرال آلمان از طرف ديگر چون مايل برفع موانع براي استقرار روابط عادي اقتصادي بين جمهوري فدرال آلمان و ساير كشورها و كمك برشد جامعة مرفه ملل ميباشند. با توجه به اينكه مدت 20 سال پرداختهاي مربوط بديون خارجي آلمان بطور كلي با شرايط قراردادها تطبيق نميكرده است و از سال 1939 تا 1945وجود حالت جنگي مانع از هر گونه پرداخت اين ديون بوده و از سال 1945 بطور كلي اين قبيل پرداختها معوق مانده و نظر باينكه جمهوري فدرال آلمان مايل است به اين وضع خاتمه دهد. با توجه به اينكه فرانسه، بريتانياي كبير و ايرلند شمالي و ايالات متحدة آمريكا از هشتم مه 1945 به اينطرف به آلمان كمكهاي اقتصادي نموده كه اثراساسي در تجديد حيات اقتصادي آلمان داشته و نتيجةً تسهيلاتي در پرداخت مجدد ديون خارجي آلمان فراهم نموده است. با توجه به اينكه در ششم مارس 1951 نامههائي (كه رونوشت آنها در الحاق Aاين موافقتنامه درج شده) در بين جمهوري فرانسه - بريتانياي كبير وايرلند شمالي ايالات متحدة آمريكا و جمهوري فدرال آلمان مبادله شده كه شالودة موافقتنامة حاضر براي تصفية ديون خارجي آلمان را (با ضمائم آن)تشكيل ميدهد و نيز موافقت هائي براي تصفية ديون ناشي از كمكهاي اقتصادي كه به آلمان شده بعمل آمده. با توجه باينكه جمهوري فرانسه - بريتانياي كبير و ايرلند شمالي و ايالات متحدة آمريكا كميسيوني بنام كميسيون سه جانبه براي ديون آلمان تشكيل داده كه هدف اين كميسيون با همكاري جمهوري فدرال آلمان و ساير دولتها و نمايندگان بدهكاران و طلبكاران تهية طرحي براي تصفية كامل ديون خارجي آلمان ميباشد. نظر به اينكه اين كميسيون بنمايندگان جمهوري فدرال آلمان اطلاع داد كه دولتهاي جمهوري فرانسه - بريتانياي كبير و ايرلند شمالي و ايالات متحدة آمريكا حاضرند در مقابل كلية دعاوي خارجي عليه آلمان و اتباع آلمان گذشت هاي مهمي نسبت بحق دعاوي خود دربارة كمك هاي اقتصادي پس از جنگ و نسبت بمبلغ دعاوي خود بنمايند مشروط بر اينكه ترتيب رضايت بخش و عادلانهاي براي ديون خارجي قبل از جنگ آلمان داده شود. نظر به اينكه تصفية ديون خارجي آلمان فقط بوسيلة طرح واحد و جامعي كه وضع نسبي و منافع طلبكاران مختلف و ماهيت اقسام مختلف دعاوي و وضع عمومي جمهوري فدرال آلمان را در نظر گيرد عملي ميشود. نظر به اينكه براي حصول اين مقصود كنفرانس بينالمللي دربارة ديون خارجي آلمان با حضور نمايندگان دول ذينفع و طلبكاران و بدهكاران از 27فوريه تا 8 اوت 1952 در لندن تشكيل شد. نظر به اينكه اين نمايندگان توافقهائي دربارة شرايط و جريان تصفيه بعمل آورده (كه متن آن بعنوان ضمائم يك تا چهار پيوست اين موافقتنامه است) و اين توافق ها ضميمة گزارش كنفرانس ديون خارجي آلمان شده (كه متن آن بعنوان الحاقي پيوست اين موافقتنامه است) و قرارداد حاضر ازاصول و مقاصد پيشبيني شده در گزارش مذكور الهام گرفته. نظر به اينكه دولتهاي جمهوري فرانسه - بريتانياي كبير و ايرلند شمالي و ايالات متحدة آمريكا دريافتند كه اين توصيهها و توافق ها طرحي رضايت بخشو عادلانه براي تصفية ديون خارجي آلمان بوجود خواهد آورد امروز با دولت جمهوري فدرال آلمان موافقتنامههاي دو جانبهاي براي تصفيه ديون ناشي از كمكهاي اقتصادي پس ار [از] جنگ كه اين سه دولت خواهند كرد امضاء نمودند كه حقوق و حق تقدم آنانرا تعيين مينمايد. بشرح زير توافق حاصل نمودند: ماده اول تصويب شروط تصفيه و جريانات آن طرفين اين موافقتنامه مواد و شرايط موافقتنامه و ضمائم آنرا در زمينة وضع عمومي جمهوري فدرال آلمان مناسب و براي دول ذينفع رضايت بخش وعادلانه ميدانند طرفين شروط تصفيه و جريانات آنرا كه در ضمائم مندرج است تصويب مينمايند. ماده دوم تعهدات جمهوري فدرال آلمان جمهوري فدرال آلمان براي اجراي موافقت نامة حاضر و ضمائم آن قوانين لازمه را وضع و اقدامات لازمه اداري را بعمل خواهد آورد قوانين و مقررات اداري كه مغاير باشد اصلاح يا ملغي خواهد بود. ماده سوم تعاريف براي اين موافقتنامه و ضمائم نه و ده فقط مگر اينكه مخالف سياق عبارت باشد. (a) طلبكار يعني شخصي غير از دولت جمهوري فدرال آلمان كه به او بايد دين پرداخت شود. (b) كشور طلبكار يعني كشوري غير از دولت جمهوري فدرال آلمان كه دولتش امضاء كنندة اين موافقتنامه باشد و شامل هر سرزميني ميشود كه اينموافقتنامه طبق مادة 37 تا آن جا توسعه يافته باشد. (c) انتخاب پول يعني شرط قراردادي كه بموجب آن طلبكاري حق دارد تقاضا كند كه پرداختها به يكي از دو يا چند وجه رايج بعمل آيد. (d) دين يعني قرض بطوري كه در مادة 4 هم توصيف شده است. (e) ثابت نسبت بمقدار قرض يعني تثبيت شده بوسيله توافق حكم يا رأي نهائي دادگاه يا تصميم نهائي هيئت داوري يا اجراي قانون. (f) وثيقههاي قابل فروش يعني سهام اوراق قرضه كه براي فروش آن بمردم منتشر شده يا قسمتي از آنرا تشكيل ميدهد كه در بورس رسمي معامله ميشده يا ميشود. (g) پيشنهاد تصفيه در مورد ديون اوراق قرضه يعني پيشنهاد از طرف مديون دربارة شرايط پرداخت و ساير شروط كه براي چنين قروضي در اين موافقتنامه و ضمائم آن پيش بيني شده يا بوسيلة مذاكره بين بدهكار و نمايندة طلبكار توافق شده يا بوسيلة رأي نهائي يا حكم دادگاه و يا تصميم نهائي هيئت حكميت دين مزبور تثبيت شده است. (h) امضاكنندة موافقت نامة حاضر يعني هر دولتي كه اين قرارداد را طبق مفاد مادة 35 و مادة 36 تصويب كند. (i) شخص يعني هر شخصيت فردي دسته جمعي و حقوقي طبق قوانين عمومي يا خصوصي هر دولتي به انضمام تقسيمات جزء سياسي شركت هاي تابع قوانين عمومي به انضمام نمايندگي ها و واسطههاي آنان و افرادي كه از طزف [طرف] آنان عمل ميكنند. (J) مقيم يعني محل سكونت معمولي داشتن، هر شخصيت حقوقي يا شركت ناگزير است در كشوري كه طبق قوانين آن كشور تشكيل يافته ساكن باشد يا اگر ادارة مركزي اش در آن كشور نيست در كشوريكه ادارة مركزي اش به ثبت رسيده ساكن باشد. (k) تصفيه شده در مورد دين يعني تثبيت شرايط پرداخت و ساير شروط كه طبق مقررات اين موافقتنامه و ضمائم آن تثبيت شده يا بوسيلة توافق بين طلبكار و بدهكار يا بوسيلة معاملات بين طلبكار و بدهكار يا بوسيلة رأي نهائي يا حكم دادگاه يا تصميم قطعي هيئت حكميت تثبيت شده باشد. (L) تصفيه در مورد دين يعني تثبيت شرايط پرداخت و ساير شروط طبق پاراگراف. ماده چهارم ديوني كه بايد تصفيه شود 1) - ديوني كه بايد طبق موافقت نامة حاضر و ضمائم آن تصفيه شود بقرار زير است: (a)وراق قرضة نقدي و غير قراردادي كه مبلغ آن قبل از 8 مه 1945 تعيين و سررسيد آن قبل از تاريخ مزبور بوده است. (b)اوراق قرضه نقدي ناشي از وام يا اعتبار كه قبل از 8 مه 1945 قرار آن گذاشته شده. (c)اوراق قرضه نقدي ناشي از قرارهائي غير از وام و اعتبار كه قرار آن قبل از 8 مه 1945 بوده. 2) مشروط بر اينكه اين ديون. (a)مشمول ضميمة شمارة يك قرارداد حاضر شود يا. (b)شخصي بدهكار باشد رأساً يا بترتيب ديگري و خواه مديون اصلي باشد يا جانشين او كه هر وقت پيشنهادي از طرف بدهكار يا تقاضائي از طرف طلبكار براي تصفيه ميشود يا در مورد ديون اوراق قرضه نمايندة طلبكار طبق مقررات اين موافقتنامه و ضمائم آن تقاضاي تصفيه نمايد در منطقة رواج دويچ مارك غربي ساكن باشد. 3) و نيز مشروط بر اينكه اين ديون. (a)بدولت كشور طلبكار بايد پرداخت شود يا: (b)بشخصي بايد پرداخت شود كه هر وقت طبق مقررات اين موافقتنامه و ضمائم آن پيشنهادي از طرف بدهكار يا تقاضائي از طرف طلبكار براي تصفيه بشود اين شخص ساكن يا تبعة كشور طلبكار باشد يا: (c)ناشي ار [از] وثيقههاي قابل فروش باشد كه قابل پرداخت در كشور طلبكار باشد. ماده پنجم دعاوي مستثني از موافقتنامه 1) بررسي دعاوي دولتي ناشي از جنگ اول بينالمللي تا تصفية كلي و نهائي آن بايد معوق بماند. 2) بررسي دعاوي ناشي از جنگ دوم بينالمللي از طرف كشورهائي كه با آلمان در جنگ بوده يا بوسيلة آلمان اشغال شده و از طرف ملت هاي چنين كشورهائي عليه آلمان و نمايندگان او به انضمام هزينة اشغال و اعتباراتيكه در حين اشغال بر مبناي حسابهاي پاياپاي تحصيل شده و دعاوي عليه صندوق اعتبارات آلمان Reichskreditkassen بايد تا تصفية كلي و نهائي مسئلة غرامات معوق بماند. 3) بررسي دعاوي ناشي از جنگ دوم بينالمللي از طرف كشورهائيكه با آلمان در جنگ نبوده و يا بوسيلة اين كشور اشغال نشده و از طرف ملت هاي چنين كشورهائي عليه آلمان و نمايندگانش به انضمام اعتبارات گرفته شده بر اساس حسابهاي پاياپاي بايد معوق بماند تا تصفية اين دعاوي توأم با دعاوي توصيف شده در پاراگراف(2) اين ماده ممكن گردد (مگر تا جائي كه بتوان بر اساس يا توأم با موافقتنامههائي كه با دولت فرانسه - انگلستان وآمريكا و دولتهاي نظير آن امضاء شده تصفيه نمود). 4) در مورد دعاوي عليه آلمان يا اتباع آلمان از طرف كشورهائي كه قبل از اول سپتامبر 1939 ضميمة آلمان شده يا در آن تاريخ يا بعد از آن متحد آلمانشده و اتباع اين كشورها ناشي از قبول تعهدات يا تحصيل حقوقي در فاصله تاريخ الحاق به آلمان (يا در مورد متحدين آلمان اول سپتامبر 1939) و 8 مه1945 بايد طبق موادي كه در قراردادهاي مربوطه پيشبيني شده يا ميشود رفتار گردد. منتهي براي تصفية چنين ديوني طبق شرايط چنين قراردادهائي شروط موافقتنامه حاضر بايد مراعات گردد. 5) تصفية ديون شهر برلين و مؤسسات عامالمنفعه متعلق به يا تحت نظارت برلين و واقعه در برلين تا زمانيكه فرانسه - انگلستان - آمريكا وجمهوري فدرال آلمان و سناي برلين مذاكرات را عملي تشخيص دهند به تعويق ميافتد. ماده ششم پرداخت و انتقال بموجب موافقتنامه جمهوري فدرال آلمان. (a)پرداختها و انتقالات را طبق شرايط موافقت نامة حاضر و ضمائم آن در مورد ديوني كه مسئول آن ميباشد بعمل خواهد آورد. (b)در مورد ديوني كه هر شخص ديگري جز جمهوري فدرال آلمان مسئول آنست اجازة تصفيه و پرداخت را طبق مفاد موافقت نامة حاضر و ضمائم آن خواهد داد و براي انتقال پرداختها در مورد ديوني كه طبق مفاد اين موافقتنامه و ضمائم آن تصفيه شده تسهيلات لازمه را فراهم خواهد ساخت. ماده هفتم پرداخت و انتقال مربوط به پارهاي از تعهدات موعد رسيده بعد از 1945. جمهوري فدرال آلمان پرداخت اوراق قرضه كه در تاريخ رسميت يافتن اين موافقتنامه معوق مانده و انتقال آنرا در مدت متناسبي بمحل لازم طبق مفاد موافقتنامه حاضر و ضمائم آن اجازه خواهد داد مشروط بر اينكه اين اوراق قرضه. (a)اوراق قرضه نقدي غير قراردادي باشد كه قبل از 8 مه 1945 منتشر شده و مبلغ آن تعيين نشده و سررسيد آن قبل از تاريخ مزبور باشد يا: (b)اوراق قرضة نقدي ناشي از قراردادهائي غير از وام و اعتبار كه قبل از 8 مه 1945 بوجود آمده و سررسيد آن تا تاريخ مزبور يا بعد از آن بوده است مشروط بر اينكه اوراق قرضه مزبور منطبق با شروط پيشبيني شده در پاراگراف (2) و (3) مادة 4 باشد. ماده هشتم ممنوعيت عمليات تبعيضي جمهوري فدرال آلمان اجازه نخواهد داد و كشورهاي طلبكار از آلمان تقاضا نخواهند كرد كه در اجراي شرايط تصفيه طبق موافقت نامة حاضر و ضمائم آن هيچگونه تبعيض يا رفتار ترجيحي دربارة ديون مختلف يا دربارة پول رايجي كه ديون بايد با آن پرداخت شود يا در هر زمينة ديگري بعمل آيد اختلافات در نحوة اقسام مختلف ديون ناشي از تصفيه طبق شرايط موافقت نامة حاضر و ضمائم آن نبايد تبعيض يا رفتار ترجيحي تلقي شود. ماده نهم نحوة انتقالات بمشابه پرداختها براي معاملات جاري انتقال پرداختهاي استهلاكي (اقساط) و سود كه طبق موافقت نامة حاضر بعمل آيد بايد بمشابه پرداخت ها براي معاملات جاري تلقي شود و در موقع مقتضي بايد در هر قرارداد دو جانبه يا چند جانبه راجع ببازرگاني و پرداختها بين آلمان و كشورهاي طلبكار پيشبيني شود. ماده دهم محدوديت هاي پرداخت جمهوري فدرال آلمان اطمينان ميدهد كه تا تصفيه كامل كلية تعهدات يا بريالذمه شدن از آنها بموجب موافقت نامة حاضر و ضمائم آن هيچ پرداختي درمورد اوراق قرضهاي كه متعلق بكشور غير طلبكار يا شخصي كه مقيم يا تبعة كشور غير طلبكار باشد بعمل نيايد گو اينكه اوراق قرضه مزبورمشمول مفاد پاراگراف (1) و (2) مادة 4 باشد. اين شرط شامل ديون ناشي از وثيقههاي قابل فروش كه در كشورهاي طلبكار قابل فروش است نميباشد. ماده يازدهم پول رايج براي پرداخت 1) - (a) ديون بدون انتخاب پول بايد بپول رايجي پرداخت شود كه طبق شرايط تعهدات قابل پرداخت است مگر در موارديكه در موافقت نامة حاضر وضمائم آن ترتيب ديگري داده شده باشد. اگر چنين ديوني بايد بپول رايج آلمان پرداخت شود و بموجب مفاد اين موافقتنامه و ضمائم آن بايد بپول رايج غير آلماني پرداخت شود اين ديون بايد بپول رايج كشوري پرداخت شود كه طلبكار مقيم آنست. (b)با وجود مقررات پاراگراف جزء قبل هر موافقت نامة پرداختي كه گاه و بيگاه بين آلمان و دولت كشور طلبكاري منعقد ميشود بايد شامل ديوني شود كه بموجب پاراگراف جزء قبل بپول رايج غير آلماني به اشخاص طلبكاري كه مقيم آن كشور هستند پرداخت شود. بهر حال هر نوع قرارداد پرداختي بايد شامل پرداخت ديون اوراق قرضة قابل پرداخت بپول رايج غير آلماني بجز پول رايج كشور طرف قرارداد با آلمان باشد مگر اينكه دولت چنين كشوري موافقت نمايد كه چنين پرداختهائي به اشخاص مقيم كشورش بپول رايج خودش بعمل آيد. 2 (a) -(درباره اينكه آيا ادامة پرداخت ديون با حق انتخاب پول لازم است بپول رايج كشوري كه قرضه در آنجا جمع آوري شده يا اعتبار بدست آمده بعمل آيد يا نه بايد بين آلمان و كشورهائيكه پول رايجشان مورد بحث است توافق بعمل آيد و تعيين شود. (b)اگر حق انتخاب پول پرداخت مبلغ ثابتي از پول رايج ديگري را مقرر ميدارد طلبكار استحقاق دارد كه پول رايج كشوري كه از آن وام جمعآوري شده يا اعتبار بدست آمده بشرح معمول روز پرداخت معادل آن مبلغ از پول رايجي را دريافت دارد كه در صورت استفاده از حق انتخاب پول قابل پرداخت ميبرد. (c)پرداختهائيكه با حق انتخاب پول قبل از تعيين مفاد پاراگراف جزء (A) از اين پاراگراف بپول رايج كشوري كه وام در آنجا جمع آوري شده يا اعتبار بدست آمده انجام گرفته مشمول اين مقررات نخواهد بود. 3) مقررات پاراگراف 1 و 2 اين ماده شامل ديون مندرجة در پاراگراف 2 و 3 از ضميمة 1 موافقت نامة حاضر نميشود. 4) هر موافقت نامة پرداختي كه گاه و بيگاه بين آلمان و دولت طلبكار ديگري رسميت مييابد بايد شامل پرداخت هاي مربوط بديون مندرجه در پاراگراف2 و 3 اين ماده باشد مشروط بر اينكه اين پرداختها بايد بپول كشور طلبكار بعمل آيد. 5) در مورد ديون ناشي از معاملات تجارتي يكي از شعب تابعة طلبكار كه ضمن معامله شرط شده باشد كه پرداخت بايد به كشوري بشود كه شعبه مزبور در آن واقع شده است چنين كشوري در حدود مفاد اين ماده كشور طلبكار شناخته ميشود. ماده دوازدهم طرز عمل دربارة شروط طلا در تصفيه و اداي هر ديني كه بايد بپول غير آلماني بر اساس طلا يا با شروط طلا بعمل آيد كه بايد پرداخت شود به استثناي مواردي كه مشخصاً درضمائم موافقت نامة حاضر قيد شده بايد بطريق زير محاسبه گردد: (a)هرگاه مبلغي كه بايد بابت ديني پرداخت شود بموجب شروط تعهدات موجود در زمان تصفيه مقيد يا قابل پرداخت به دلار آمريكائي يا فرانك سويس بر اساس طلا يا بشروط طلا باشد بايستي صرفنظر از اساس طلا يا شروط طلا تعيين گردد. هر قرارداد جديدي كه دربارة چنين ديوني بين طلبكار و بدهكار منعقد ميگردد بايد مقيد به دلار آمريكائي يا فرانك سويس باشد بدون اينكه ذكري از ارزش آنها به طلا بميان آيد و در اين قراردادها نبايد شروط طلا گنجانده شود. (b)هر گاه مبلغي كه بايد بابت ديني پرداخت شود بموجب شروط تعهدات موجود در زمان تصفيه مقيد يا قابل پرداخت بپول غير آلماني بر اساس طلا يا شروط طلا باشد بايد بشرح زير تعيين گردد: (I)مبلغ اسمي قابل پرداخت بايستي بنرخ روز انعقاد قرارداد (قبول تعهد) يا در مورد اوراق قرضه بنرخ روز انتشار به دلار آمريكائي محاسبه شود. (II) رقم دلار حاصله از محاسبه فوق بايد بپول رايجي تبديل گردد كه طبق ماده 11 بايستي پرداخت شود. اين تبديل بايستي بنرخ روز سررسيد پرداخت بين دلار و پول رايج مذكور صورت گيرد مگر اينكه اين نرخ براي طلبكار نامطلوبتر از نرخ دلار و پول رايج مذكور در روز اول اوت 1952باشد كه در اين صورت تبديل بايد بنرخ روز اول اوت 1952 صورت گيرد. ماده سيزدهم نرخ ارز در هر كجاي اين موافقتنامه و ضمائم آن كه مقرر ميگردد مبلغي بنرخ ارزي محاسبه گردد اين نرخ به استثناي موارديكه در ضميمة 3 و مادة 8 ضميمة4 اين موافقتنامه قيد شده باشد. (a)بوسيلة هم ارز پول رايج مربوطه كه در تاريخ مقتضي با صندوق بينالمللي پول توافق شده بموجب مادة 4 قسمت اول از مواد موافقت نامة صندوق بينالمللي پول تعيين گردد يا. (b)اگر در تاريخ مقتضي چنين همارزي رسميت نداشته يا ندارد بوسيلة نرخ ارز كه در قرارداد دولت هاي ذينفع يا مقامات مالي آنان مورد موافقت قرار گرفته تعيين شود يا. (c)هر گاه نه همارزها و نه نرخ ها در موافقتنامههاي پرداخت دو جانبه در تاريخ مقتضي رسميت نداشته يا ندارد نرخ متوسط ارز كه معمولاً در تاريخ مقتضي براي انتقالات تلگرافي بپول كشوري پرداخت با آن بايد بعمل آيد و در بورس معتبر كشور ديگر بكار ميرود تعيين شود يا در آخرين تاريخ قبل از تاريخ اين نرخ يا (d) هر گاه نرخ ارزي در تاريخ مقتضي طبق بند (c),(b),(a) وجود نداشته يا ندارد نرخ تركيبي حاصله از نرخ هاي متوسط پول مورد بحث در بورس معتبر كشور ثالث كه پول مورد بحث در آن معامله ميشود در تاريخ مزبور يا در آخرين تاريخ قبل از تاريخ مزبور كه آن نرخ معمول بوده بايستي تعيين گردد. ماده چهاردهم پارهاي ديون بپول رايج آلمان 1) جمهوري فدرال آلمان در مورد ديوني كه به رايش مارك احراز مسئوليت كرده يا خواهد كرد و در پاراگراف 6 ضميمة 1 اين موافقتنامه ذكر نشده طبقمواد مزبور اقدامات مشابهي بعمل خواهد آورد. 2) بمنظور رعايت اصول رفتار ملي جمهوري فدرال آلمان مجدداً اطمينان ميدهد كه با ديون ناشي از اوراق قرضه رايش مارك كه ديون گلد مارك باماهيت خاصي خارجي نيستند و در تاريخ اول ژوئن 1948 به اشخاص بايد پرداخت ميشد كه در آن تاريخ مقيم يا تبعة كشور طلبكاري بودند و طبق قوانين جاريه در منطقه دويچ مارك غربي فقط قسمتي از آن قابل پرداخت است همان طور عمل شود كه در مورد تعهدات در قبال اشخاص مقيم منطقة دويچ مارك غربي عمل ميشود. 3) در مورد ديون ديگريكه بايد بپول رايج آلمان به اشخاص ديگري كه اتباع كشورهاي طلبكار و مقيم منطقة دويچ مارك غرب هستند پرداخت شود شرايط نبايد نامساعدتر از شرايطي باشد كه دربارة تعهدات مشابه در قبال اشخاص ديگر مقيم منطقة مزبور موافقت بعمل آمده است. ماده پانزدهم قبولي طلبكاران 1) فقط آنچنان طلبكاراني حق استفاده از مقررات موافقت نامة حاضر و ضمائم آن به انضمام پرداختهاي مربوطه را دارند كه در مورد ديون اوراق قرضهكه پيشنهاد تصفيه طرز عمل مناسبي است پيشنهاد را بپذيرند يا در مورد ديون ديگر به استقرار آن طبق مقررات مربوطه بشرايط پرداخت و ساير شرايط مربوط بچنين ديوني رضايت دهند. 2) (a) در مورد ديون اوراق قرضه كه پيشنهاد تصفيه طرز عمل مناسبي است قبول پيشنهاد تصفيه طبق مفاد پاراگراف (1) اين ماده بايد بوسيله تسليم اوراق قرضة قديمي با كوپنها عملي شود كه. (i)اگر اوراق قرضه با كوپنهاي جديد منتشر شده با آن معاوضه شود يا (ii)اگر شرايط تصفيه بايد روي آن نوشته شود اينكار انجام گردد. (b)دارندة اوراق قرضه مشمول ضميمة 2 موافقتنامه حاضر كه دربارة آن پيشنهاد تصفيه شده از تاريخ پيشنهاد تا پنج سال مهلت دارد كه پيشنهاد را بپذيرد. بدهكار بايد اين مدت را بدليل موجهي تمديد كند. 3) در مورد ديوني غير از آنچه كه در پاراگراف 2 (a) اين ماده به آن اشاره شده اگر مقررات خاصي در هيچيك از ضمائم موافقتنامه حاضر پيش بيني نشده باشد رضايت طلبكار به استقرار شروط پرداخت و ساير شروط طبق مفاد پاراگراف (1) اين ماده بايستي اجرا شده تلقي گردد اگر رضايت خود راصراحة و بهر طريق اعلام دارد. 4) بدهكاري فقط وقتي ملزم برعايت طرز عمل تصفيه كه در موافقتنامه حاضر و ضمائم مربوطة آن پيش بيني شده ميباشد كه پيشنهاد تصفيه داده باشد يا الحاق و شركت خود را دربارة چنين ديوني طبق مقررات ضميمة مربوطه از قرارداد حاضر اعلام كرده باشد بهر حال مفاد اين پاراگراف نبايد درمقررات مادة 17 موافقت نامة حاضر اثري داشته باشد. 5) در اجراي مقررات مادة 2 موافقت نامة حاضر جمهوري فدرال آلمان بايستي مفاد پاراگراف هاي پيش گفته اين ماده را در نظر داشته باشد. ماده شانزدهم بريالذمه شدن بدهكاران هر گاه بدهكاري دين خود را طبق شروط اين موافقتنامه و ضمائم آن تأديه نمود ذمة او درباره چنين ديني از كلية تعهداتي كه قبل از تصفيه داشته بري ميشود مگر اينكه اين تعهدات قبلا بوسيله توافق ملغي شده باشد. ماده هفدهم تنفيذ حقوق طلبكاران 1) جمهوري فدرال آلمان در حدود موافقت نامة حاضر و ضمائم آن بطلبكار حق خواهد داد كه بوسيلة دادگاهها و مقامات آلماني حقوق خود را درموارد زير استيفا نمايد. (a)در مورد ديني كه هنگام اقدام طبق اين ماده وجود داشته و طلبكار و بدهكار دربارة شروط تصفيه توافق نكنند و طلبكار موافقت خود را براي استقرار شروط پرداخت و ساير شروط طبق مقررات موافقت نامة حاضر ضمائم آن بوسيله دادگاه اعلام كرده باشد. (b)در مورد شروط تصفية ديني كه بدهكار از اجراي تعهدات خود طبق شروط مزبور امتناع ورزد (به انضمام مواردي كه طبق مقررات موافقت نامة حاضرو ضمائم آن طلبكار حق دارد در صورت امتناع بدهكار از اجراي تعهدات خود اقداماتي بعمل آورد) به استثناي موارديكه طلبكار حق نداشته باشد مبلغ عمدهاي كه در نتيجه امتناع بدهكار حال ميشود بپول غير رايج آلماني زودتر از موعدي انتقال دهد كه بدهكار تعهدات خود را انجام ميداد. 2) هر گاه طبق مقررات قرارداد مربوطه يا موافقت نامﮤ حاضر و ضمائم آن دعوي فقط در هيئت حكميت يا در دادگاههاي كشور طلبكار قابل طرح باشد طلبكار حق استفاده از مفاد پاراگراف (1) اين ماده را ندارد در صورتيكه مقررات قضائي خاصي در شروط قرارداد مربوطه پيش بيني شده باشد طلبكار و بدهكار ميتوانند با توافق يكديگر از اين مقررات صرفنظر كنند و بنابراين طلبكار حق استفاده از آنرا دارد. 3) - (a) جمهوري فدرال آلمان صرفنظر از اينكه بين او و كشوريكه در آن رأي صادر شده معاملة متقابله وجود دارد بطلبكار حق ميدهد كه درحدود مقررات پاراگراف (1) و (4) اين ماده آراء نهائي زير را كه دربارﮤ دين از طرف دادگاهها يا هيئتهاي حكميت صادر شده بوسيلة دادگاهها و مقامات آلماني اجرا نمايد. (i) رأي صادره در كشور طلبكار پس از قانوني شدن اين موافقتنامه. (ii)رأي صادره در كشور طلبكار قبل از رسميت يافتن موافقت نامة حاضر اگر مديون به دين تعيين شده بوسيلة رأي مزبور اعتراض نكند. (b)دادگاه آلماني در هر عملي راجع به ديني كه تابع رأي نهائي صادره از دادگاه هيئت حكميت كشور طلبكاري قبل از رسميت يافتن موافقتنامه حاضرباشد بايد مداركي كه مبناي رأي صادره ميباشد مثبت و صحيح تلقي كند مگر اينكه بدهكار مداركي عليه آن ارائه دهد كه در اين صورت طلبكار حقدارد مداركي در رد آن منجمله رونوشت مدارك محاكمه قبلي را تسليم نمايد. مبلغ تعهدات نقدي غير قراردادي كه بوسيلة رأي دادگاه آلماني در جريان محاكمهاي طبق اين پاراگراف تعيين شده بايستي بمنظور انطباق با پاراگراف (1) (a) از مادة 4 اين موافقتنامه تثبيت شده از طرف دادگاه يا هيئت حكميت كشور طلبكار در تاريخ صدور رأي تلقي گردد. (c)جمهوري فدرال آلماني در حدود مقررات پاراگراف (1) اين ماده بطلبكار حق ميدهد كه آراء نهائي صادره از دادگاهها و هيئتهاي حكميت آلماني را دربارة ديني قبل از 8 ماه مه 1945 يا آراء صادره در منطقه دويچ مارك غربي بعد از 8 مه 1945 را بوسيلة دادگاهها و مقامات آلماني اجرا كند. 4) طبق مقررات پاراگراف (3) اين ماده دادگاههاي آلمان ميتوانند رأي صادره از يك دادگاه خارجي يا هيئت حكميتي را در مورد زير اجرا نكند: (باستثناي رأي صادره از هيئت حكميتي كه طبق مقررات موافقتنامه حاضر و ضمائم آن تشكيل شده باشد). (a)رأي دادگاهي كه فاقد صلاحيت باشد يا صلاحيت هيئت حكميتي كه رأي داده متكي بتوافق طرفين ذينفع نباشد يا. (d)در جريان محاكمه در دادگاه اصلي يا در هيئت حكميت به بدهكار فرصت دفاع داده نشده يا. (c)اجراي رأي مخالف مصالح عمومي جمهوري فدرال آلمان باشد مشروط بر اينكه اگر رأيي با مقررات موافقت نامة حاضر و ضمائم آن هماهنگي ندارد نبايد اجراي آن در حدود موافقتنامه حاضر و ضمائم آن مخالف مصالح عمومي تلقي گردد. 5) جمهوري فدرال آلمان بشوراي دارندگان اوراق قرضه و هيئتهاي مشابه آن كه در ضميمه 1 به آن اشاره شد و به نمايندگان طلبكاران كه در مادة 8ضميمة 2 موافقت نامة حاضر به آن اشاره شده حق ميدهد كه در صورت امتناع بدهكار از تسليم پيشنهاد تصفيه براي ديون اوراق قرضه طبق مقرراتضمائم 1 و 2 اين موافقتنامه بوسيله دادگاه و مقامات آلماني شروط پيشنهاد تصفيه را تعيين نمايد. 6) - (a) بدهكاري كه از دادن پيشنهاد تصفيه طبق ضميمه يك يا دو اين موافقتنامه امتناع ورزد حق ندارد در هيچيك از جريانات محاكمه در دادگاه آلماني كه طبق پاراگراف (1) و (3) يا 5 اين ماده انجام ميگيرد از مقررات مربوط به دشواريها كه در پاراگراف7 (1) () ضميمة 1 يا پاراگراف 2 مادة 5ضميمة 2 موافقتنامه حاضر پيشبيني شده استفاده نمايد دادگاه هنگام تعيين شرايط پيشنهاد تصفيه يا شرايط تصفيه ديني بايد نزديكترين سررسيدي كهطبق مقررات ضميمه مربوطه ميتوان براي تصفيه ديني تعيين نمود معين نمايد. دادگاه مكلف است كه در رأي خود هزينههائيكه در پاراگراف 7 (e)(i) ضميمة يك يا پاراگراف 2 مادة ده ضميمة 2 موافقتنامه حاضر به آن اشاره شده بنفع خواهان (مدعي) منظور دارد كه توسط بدهكار پرداخت شود. اينهزينهها بايستي بدون سررسيد و بلافاصله قابل پرداخت باشد. دادگاه همچنين بايستي براي پرداخت هزينههاي محاكمه از طرف مديون و كليةهزينههاي قابل قبولي كه در جريان محاكمه شده خواه بوسيلة طلبكار غير اوراق قرضه يا بوسيلة شوراي دارندگان اوراق قرضه و يا هيئتهاي مشابه يا بوسيله نمايندگان طلبكاران مربوطه در مورد ديون اوراق قرضه ترتيبي بدهد. (b)هر گاه بدهكار از الحاق خود طبق بند22 ضميمة 3 موافقتنامه حاضر امتناع ورزد طلبكار مربوطه ميتواند در هر محاكمهاي كه طبق پاراگراف 1 يا 3اين ماده انجام ميگيرد حقوق خود را طبق مفاد ضميمه مزبور (كه مستقيماً بطلبكار مديون است) فقط پس از انقضاي سي روز از تشكيل اولين جلسه كميسيون مشورتي كه در بند 17 ضميمه 3 پيش بيني شده ميتواند اقدام نمايد. دادگاه هنگام صدور دستور پرداخت ديني طبق مفاد ضميمه پيش گفته بايستي هزينة محاكمات و كلية هزينههاي معمولي كه از طرف طلبكار شده بنفع طلبكار منظور دارد كه از طرف بدهكار پرداخت گردد. (c)بدهكاري كه از اعلام شركت خود طبق مادة 14 ضميمه 4 موافقتنامه حاضر امتناع ورزد در هيچيك از محاكمات دادگاههاي آلماني كه طبق پاراگراف (1) يا (3) اين ماده انجام ميگيرد نميتواند از مقررات مربوط بدشواريها كه در مادة 2 آن ضميمه پيش بيني شده استفاده نمايد امتناعي كه صرفاً بر اساس انكار دين باشد نبايستي بدهكار را از اين حق محروم سازد مگر اينكه دادگاه قانوني يا دادگاه حكميت كه در مادة 15 ضميمة 4 به آن اشاره شده بوجود چنين ديني پي ببرد و مديون از اعلام الحاق خود ظرف مدت سي روز از تاريخ روزاداري صدور رأي دادگاه امتناع ورزد (كه در اين صورت از مقررات مزبور نميتواند استفاده كند) در جريان محاكمهاي كه بموجب اين پاراگراف جزء مديون حق استفاده از بند دشواري ها را ندارد دادگاه بايستي مخارج محاكمه و حقالوكالة وكيل خواهان را از طرف مديون امر بپرداخت نمايد. 7) جمهوري فدرال آلمان در حدود مقررات موافقتنامه حاضر و ضمائم آن بطلب كار حق ميدهد كه بوسيلة دادگاهها و مقامات آلماني دعاوي خود راعليه شخصي كه مقيم منطقة دويچ مارك شرقي است از محل اموال او در منطقه دويچ مارك غربي اجرا و حق خود را استيفا نمايد بشرط آنكه دعاوي مزبور ناشي از تعهداتي باشد كه منطبق با مفاد مادة 4 موافقت نامة حاضر به استثناي محل اقامت مديون باشد. حق انتقال وجوه دريافتي طلبكار به ارز تابع مقررات ارزي است كه گاه و بيگاه در منطقة دويچ مارك غربي جاري ميباشد. ماده هجدهم ادوار مرور زمان 1) هيچ بدهكار حق اقامة دعوي عليه استقرار پيشنهاد تصفيه يا عليه تصفية ديني كه انقضاي مرور زمان يا رافع مدت محدوديت براي اثبات حقي مربوط بچنين ديني قبل از اول ژوئن 1933 خاتمه نيافته زودتر از تاريخي كه براي برقراري مجدد ادواري كه از اول ژوئن 1933 معلق مانده و بوسيلة مذاكرات تعيين گرديده تا انقضاي 18 ماه از تاريخي كه موافقت نامة حاضر و ضمائم آن قابل انطباق با چنين ديني باشد ندارد. 2) بدون لطمه وارد ساختن بمفاد پاراگراف (1) اين ماده ادوار مرور زمان و رافع محدوديت كه در پاراگراف (1) به آن اشاره شده و قابل انطباق با ديون اوراق قرضة موصوفه در ضميمة دو و قسمت AوB ضميمة يك موافقتنامه حاضر ميباشد بمنظور تصفيه نبايستي قبل از تاريخي كه قبول پيشنهادبدهكار طبق مفاد پاراگراف 8 (b) ضميمة يك و مادة 15 موافقتنامه حاضر خاتمه مييابد منقضي شده تلقي گردد. 3) قبول پيشنهاد تصفيه يا موافقت يا تصفية ديني از طرف طلبكار طبق مفاد مادة 15 موافقت نامة حاضر موجب تعليق ادوار مرور زمان و رافع محدوديت براي اثبات حقي مربوط بچنين ديني ميگردد. 4) ادواري كه در پاراگرافهاي (1) و (2) و (3) اين ماده به آن اشاره شده شامل ادوار تقاضاي تجديد نظر در رأي دادگاه و هيئت حكميت و مقامات اداريو همچنين شامل ادوار مندرجة در قسمت 2 پاراگراف 3 قانون نيمة آلمان و ادوار پيشبيني شده در قانون معتبر ساختن اوراق قرضه آلمان نميشود. 5) هر گاه ادواري بوسيلة قوانين آلمان و غير آن و يا بوسيله دادگاه يا هيئت حكميت يا مقامات جمهوري فدرال آلمان اطمينان ميدهد كه اين مقررات در دادگاه هاي آلمان اجرا خواهد شد اگر چه تعهد از نوعي باشد كه مفادش تابع قوانين خارجي باشد. ماده نوزدهم موافقتنامههاي تكميلي (1) موافقتنامه ناشي از مذاكرات دربارة. (a)پاراگراف 11 ضميمة يك موافقتنامه حاضر (هيئت حكميت مختلط براي دعاوي آلمان و يونان). (b)پاراگراف 15 ضميمه يك موافقت نامة حاضر (تعهدات درباره ديون دولتي اطريش): (c)مادة ده ضميمه 4 موافقتنامه حاضر (پرداخت به (d)ضميمة جزء ضميمة 4 موافقتنامه حاضر (عوارض ارضي بفرانك سويس) بايستي بوسيلة جمهوري فدرال آلمان پس از تصويب آن در دستگاهي كه مقتضي است براي تصويب دولت هاي فرانسه انگلستان و آمريكا تسليم گردد. (2) هر يك از اين موافقتنامهها پس از تصويب اين دولت ها بايستي اجرا و بهر منظوري كه باشد بايد بمثابه ضميمه اين موافقتنامه تلقي گردد يادداشتي بدينمنظور از طرف دولت انگلستان براي تمام امضاء كنندگان موافقتنامه حاضر ارسال خواهد شد. ماده بيستم ديون آلمان ناشي از موافقتنامههاي چند جانبه پرداختي هاي مربوط به ديون آلمان يا نمايندهاش كه بموجب شرايط موافقتنامههاي چند جانبه بينالمللي يا اساسنامة يك سازمان بينالمللي ناشي ازكمك ها يا خدمات پرداخت نشده باشد طبق شروط موافقت نامة حاضر ممنوع نيست. دولت جمهوري فدرال آلمان طبق تقاضاي طلبكار مربوطه دربارة اين ديون بمذاكرات مستقيم خواهد پرداخت. ماده بيست و يكم تجديد ضميمة 3 موافقتنامه ضميمة 3 اين قرارداد بايستي ضميمة هر موافقتنامه يا موافقتنامههائي تلقي گردد كه پس از انقضاي موافقت نامة حاضر بمنظور تمديد مفاد ضميمة مزبورمنعقد ميگردد. هر موافقتنامهاي كه منعقد ميشود ممكن است شامل اصلاحاتي در مفاد ضميمة 3 باشد ولي بايد طوري تنظيم شود كه وسائل اعادة وضع عادي براي اداره كردن بازرگاني خارجي آلمان از لحاظ مالي طبق هدف كلي اين موافقتنامه تعيين و تأمين شده باشد. ماده بيست و دوم دعاوي ناشي از بيمههاي اجتماعي 1) جمهوري فدرال آلمان بمنظور و تصفية دعاوي بيمههاي اجتماعي ناشي از قوانين و مقررات آلمان كه قبل از 8 مه 1945 بقوت خود باقي بوده مربوط بهر مدت قبل از 8 مه 1945 و تا آنجا كه اين دعاوي طبق قوانين يا تعهدات جمهوري فدرال آلمان بمشابه تعهدات خودش با مؤسسات بيمههاي اجتماعي در خاك فدرال بايستي رسيدگي ميشد و تاكنون بموجب هيچ موافقتنامهاي با دولت طلبكار ذينفع حل نشده است با دولتهاي طلبكار داخل مذاكره خواهد شد. مفاد اين پاراگراف بهيچوجه مانع از اين نخواهد بود كه در چنين موافقتنامهاي موادي گنجانده شود مبني بر اينكه هرقانون و مقرراتيكه راجع به بيمههاي اجتماعي در جمهوري فدرال آلمان اجرا ميشود طبق اين قوانين براي اتباع كشورهاي ديگر امتيازات كمتري نسبت باتباع آلماني قائل شده باشد قابل اجرا نيست. 2) جمهوري فدرال آلمان براي تصفيه و انتقال دعاوي مندرجه در پاراگرافهاي قبلي كه در هيچ موافقتنامهاي كه با كشور طلبكار منعقد شده مذكور نيست اقدام لازم خواهد نمود مشروط بر اينكه اين دعاوي مربوط به اشخاصي باشد كه تبعه يا مقيم كشور طلبكاري باشند كه پرداختهاي مربوط بدعاوي مشابه از كشور مزبور در وجه اشخاصي كه تبعه يا مقيم جمهوري فدرال آلمان هستند قابل انتقال باشد. مقررات و قوانيني كه به راجع [راجع به] بيمههاياجتماعي در آلمان اجرا ميشود و براي اتباع كشورهاي ديگر امتيازات كمتري نسبت به اتباع آلماني قائل شده باشد قابل اجرا نيست مشروط بر اينكه كشور طلبكار مربوطه دربارة پرداختهاي مربوط به بيمههاي اجتماعي بين اتباع خود و اتباع آلمان يا بين اشخاص مقيم آن كشور و اشخاص مقيم آلمان تبعيض قائل نشود. 3) دعاوي كه در پاراگراف يك اين ماده به آن اشاره شده و ناشي از خدمات بيمههاي اجتماعي بوده و طلب اشخاصي باشد كه تبعه يا مقيم كشور طلبكاري بوده و طبق مفاد پاراگراف يك يا پاراگراف دو اين ماده تصفيه نشده باشد بايستي بموجب مفاد مادة 28 ضميمة 4 موافقت نامة حاضر تصفيه گردد. ماده بيست و سوم ديون بيمه 1) هر گاه در موافقتنامههاي دو جانبه كه بمنظور اجراي مادة 30 پاراگراف (1) ضميمة اين موافقتنامه منعقد شده دربارة انتقال پرداختها يا پرداخت ديون ناشي از بيمه و بيمة اتكائي يا هر نوع موافقتنامه ديگري يا مربوط بچنين قراردادها و موافقتنامههائي به دويچ مارك موادي گنجانده شده باشد اين مواد بايستي با موادي كه براي تصفية انواع ديگر ديون وضع شده منطبق وسازگار باشد. 2) هر گاه تا تاريخ 30 ژوئن 1953 موافقت نامة دو جانبهاي منعقد نشده باشد ديون ناشي از بيمه و بيمة اتكائي بايستي طبق مفاد مادة 30 پاراگراف (2) ومادة 31 بترتيب از ضميمه 4 موافقتنامه حاضر تصفيه شود. ضربالاجل تا 30 ژوئن 1953 ممكن است با توافق متقابل تمديد شود مساعدترين شرايط مندرجة در هر يك از موافقتنامههاي منعقده طبق پاراگراف(1) اين ماده بمنظور انتقال پرداختها يا براي پرداخت هر نوع ديني به دويچ مارك درمورد ديوني از همان نوع كه طلبكار مربوط مقيم كشوري است كه با آن چنين موافقتنامهاي منعقد نشده قابل اجرا است. ماده بيست و چهارم اجراي موافقتنامه در برلين 1) طبق مفاد پاراگراف (2 (b) )مادة 4 و پاراگراف (5) مادة 5 موافقت نامة حاضر بايستي در برلين اجرا شود و در حدود حوزه قضائي خود تعهداتي مشابه تعهدات جمهوري فدرال آلمان بموجب موافقتنامه و ضمائم آن را اجرا كند. 2) موافقت نامة حاضر بايستي در مورد برلين رسميت يابد و وقتي رسميت مييابد كه طبق پاراگراف 2 مادة 35 جمهوري فدرال آلمان اظهارنامهاي بدولت انگلستان بسپارد مبني بر اينكه كلية جريانات قانوني لازم براي اجراي موافقت نامة حاضر در برلين طرح شده است. ماده بيست و پنجم اقدامات در صورت وحدت آلمان امضاء كنندگان اين موافقتنامه در صورت وحدت آلمان موافقت نامة حاضر را براي مقاصد زيرين مورد تجديد نظر قرار خواهند داد: (a)اجراي مقررات ضمائم موافقت نامة حاضر دربارة انطباقي ديون خاصي كه در صورت وحدت آلمان پيدا ميشود به استثناي موارديكه طبق اين مقررات خود بخود بايد عملي شود. (b)منطبق ساختن مقررات موافقت نامة حاضر بر ديون اشخاصي كه مقيم منطقة متحد شده يا جمهوري فدرال آلمان هستند. (c)تجديد نظر عادلانه دربارة ديون كه هنگام تصفيه بفقدان يا بعدم امكان استفاده از دارائي واقعة در منطقه متحده شده با آلمان توجه ميشود. ماده بيست و ششم موافقتنامههاي قبلي هيچ مطلبي از موافقت نامة حاضر نبايد به اعتبار هر موافقتنامهاي كه بمنظور تصفية تعهدات قبل از انعقاد اين موافقتنامه با آلمان منعقد شده لطمه واردآورد. ماده بيست و هفتم متن موافقتنامه معتبر است در صورت عدم انطباق بين مقررات موافقتنامه حاضر و مقررات ضمائم آن مقررات موافقت نامة حاضر معتبر است. ماده بيست و هشتم هيئت حكميت 1) هيئت حكميت براي موافقتنامه دربارة ديون خارجي آلمان (كه بعد از اين هيئت ناميده خواهد شد) بايستي براي مقاصدي كه بعداً معين ميشود تشكيل گردد. تركيب و سازمان هيئت و مقررات بر اعمال قدرت قضائي آن در منشوري بعنوان ضميمه نهم اين موافقتنامه مندرج است. 2) طبق مقررات پاراگراف (5) اين ماده هيئت در مورد كليه دعاوي بين دو يا چند امضاء كنندة اين موافقتنامه بر سر تفسير يا انطباق موافقتنامه حاضر وضمائم آن كه نتوانند با مذاكره بين خود حل كنند قدرت قضائي انحصاري خواهد داشت به استثناي كلية دعاوي مربوط به تفسير يا اجراي مادة 34قرارداد حاضر كه خارج از صلاحيت هيئت يا هر دادگاه و هيئت ديگري است. در هر جريان محاكمهاي در هيئت كه مربوط بمرافعه بين امضاء كنندگان اين موافقتنامه بجز حكومت فدرال آلمان باشد بنا بتقاضاي هر يك از طرفين دعوي حكومت مزبور بايد وارد جريان محاكمه شود. 3) هيئت در محاكمات مربوط بمسائلي كه براي تفسير ضميمة 9 اين قرارداد اهميت اساسي دارد و در پاراگراف دوم مادة 16 ضميمة مزبور به آن اشاره و بوسيلة هر يك از امضاء كنندگان اين قرارداد به آن ارجاع شده است قدرت قضائي انحصاري دارد. مقررات اين پاراگراف نبايد بقدرت قضائي كميسيون مختلط كه در پاراگراف(2) مادة 31 اين قرارداد مندرج است لطمه وارد آورد. 4) هيئت در مورد دعاوي مطروحه طبق پاراگراف 7 مادة 31 موافقتنامه حاضر قدرت قضائي انحصاري دارد. 5) بدون لطمه وارد آوردن بمقررات پاراگراف (3و4) اين ماده در مورد مرافعاتي كه فقط مربوط به تفسير و اجراي يكي از ضمائم اين قرارداد است وطبق ضميمة مزبور هيئت حكميتي تشكيل شده و صالح براي اخذ تصميم در مورد تفسير و اجراي مورد بحث است هيئت صلاحيت ورود در اين مراجعات را ندارد. مقررات پيش گفته موجب محدوديت قدرت قضائي هيئت در هيچ مرافعهاي نيست حتي در مورد رأي هيئت حكميتي كه مغاير با هر يك از مقررات اين موافقتنامه باشد. 6) هر يك از امضاء كنندگان اين موافقتنامه كه در موضوع محاكمه مطروحه در هيئت ذينفع باشند حق دارند وارد محاكمه شوند. 7) هيئت قدرت اتخاذ تصميم نسبت بمسائلي كه طبق مقررات پيش گفته در اين ماده قدرت قضائي آنست دارد. 8) رأي هيئت. (a)در محاكمهاي طبق پاراگراف (2) اين ماده قطعي و براي طرفين دعوي و هر يك از امضاء كنندگان اين موافقتنامه كه وارد در دعوي شدهاند لازمالاجرااست. (b)در محاكمهاي طبق پاراگراف (3( اين ماده قطعي و براي طرف مطرح كننده دعوي و طرف ديگر كه وارد در دعوي ميشود لازمالاجرا است. (c)در محاكمهاي طبق پاراگراف (4) اين ماده براي طرف يا طرفين قطعي و لازمالاجرا است. 9) عدم حضور هر يك از طرفين دعوي در محاكمه بقدرت قضائي هيئت لطمه وارد نميسازد. 10) هر هيئت حكميتي بجز اين هيئت كه طبق موافقتنامه حاضر و ضمائم آن تشكيل ميشود در صدور رأي در مورد تفسير يا اجراي موافقت نامة حاضر و ضمائم آن محدود و تابع رأي مربوطه اين هيئت است. 11) هر گاه يكي از امضاء كنندگان اين موافقتنامه تقاضا كند هيئت بايد نظر مشورتي خود را درباره تفسير يا اجراي موافقت نامة حاضر بدهد (جز در موردتفسير يا اجراي ماده 34) اين نظر مشورتي لازمالاجرا نيست. ماده بيست و نهم حكميت دربارة پارهاي از اختلافات طبق ضميمة يك 1) فقط شوراي دارندگان اوراق قرضه يا هيئتهاي مشابه آن كه از طرف دولت كشوري كه در آن تشكيل شده بمثابه نماينده دارندگان اوراق قرضة كشورمزبور برسميت شناخته شده باشد كه بعداً نمايندگان طلبكاران ناميده ميشوند از يك طرف و مديون از طرف ديگر حق دارند در محاكمهاي كه دردادگاه حكميت مطرح است طرفين دعوي قرار گيرند و اين دادگاه براي اتخاذ تصميم نسبت به دعاوي مندرجه در قسمت 7 (1) (g) ضميمة يك اين موافقتنامه پيش بيني شده باشد. 2) دادگاه حكميت مندرجه در پاراگراف قبل مگر اينكه طرفين طور ديگري توافق كرده باشند مركب از سه عضو است كه بشرح زير منصوبميشوند: (a)يك عضو از طرف بدهكار تعيين ميشود. (b)يك عضو از نمايندة طلبكار و در صورتيكه نمايندة طلبكار بيش از يكنفر باشد متفقاً يكنفر تعيين ميشود (c)عضو سوم كه بعنوان رئيس (سرحكم) انجام وظيفه ميكند بايد از طرف حكمهائيكه طبق پاراگراف هاي جزء aوBاين پاراگراف تعيين شدهاند انتخاب شود. رئيس (سرحكم) نبايد از اتباع آلمان يا تبعه كشوري باشد كه نمايندة طلبكار طرف دعوي در آن كشور تشكيل شده باشد. 3) از تاريخيكه هر يك از طرفين دعوي تعيين حكم خود را بطرف ديگر ابلاغ ميكند ظرف مدت 90 روز طرف ديگر بايد حكم خود را تعيين نمايد.هر گاه ظرف مدت مذكور از تعيين حكم خود امتناع ورزد اطاق بينالمللي تجارت بنا بدرخواست طرفي كه حكم خود را تعيين كرده بايد حكم طرف ديگر را تعيين نمايد. 4) هر گاه حكم ها ظرف مدت 30 روز از تاريخ تعيين آخرين روز نتوانستند براي سر حكم توافق حاصل نمايند اطاق بينالمللي تجارت بنا بدرخواست يكي از حكمها سرحكم را تعيين ميكند شرايط مندرجه در پاراگراف (2 (c)( اين ماده دربارة اين سرحكم بايد مراعات شود. 5) در صورت خالي ماندن پست يكي از اعضاي دادگاه حكميت بعلت مرگ بيماري - استعفا يا قصور اين پست خالي ظرف 30 روز از تاريخ خالي ماندن بطريقيكه انتصابات اصلي صورت گرفته بايد اشغال شود. 6) دادگاه حكميت بايد آئين نامة كار خود را تنظيم كند و در صورت تنظيم نكردن يا در مورديكه آئين نامه پيش بيني نشده قانون حكميت اطاق بينالمللي تجارت بايد اجرا شود. 7) رأي دادگاه حكميت نسبت به تبديل كه موضوع حكميت قرار ميگيرد بايستي طبق شروط پيشنهاد تصفيه براي طرفين دعوي لازمالاجرا باشد ونمايندة طلبكار قبول پيشنهاد را بدارندگان اوراق قرضه توصيه مينمايد مشروط بر اينكه چنين پيشنهادي با ساير مقررات مندرجه در ضميمة يك اينموافقتنامه مطابقت داشته باشد. ماده سي وضع معتمدين امناء نسبت بضميمه دو و حكميت مربوطه. 1) كميتة حكميت و ميانجيگري كه طبق مادة 9 ضميمه در اين موافقتنامه تشكيل ميشود بايستي ضمن يادداشتي به امانت دار ديون اوراق قرضهاي كه مشمول ضميمه مزبور ميشود جريان مربوط به تصفية چنين ديني را كه مطرح است اطلاع دهد. امانت دار ميتواند ظرف مدت 20 روز از تاريخ تسليم يادداشت وارد دعوي گردد. 2) بمنظور كمك به امانت دار ديون اوراق قرضه براي انجام وظايفي كه در قبال طلبكاران دارد مديون بايستي هنگام تسليم پيشنهاد تصفيه بنمايندة طلبكاربموجب مادة 7 از ضميمة 2 اين قرارداد يك نسخه هم به امانت دار دين تسليم نمايد. امانت دار ميتواند هر ايرادي كه بشروط تصفيه مورد بحث وارد است به بدهكار و نماينده طلبكار ابلاغ نمايد كه در مذاكرات مورد نظر قرار گيرد. 3) قبل از حصول توافق قطعي با نمايندة طلبكار دربارة شروط پيشنهاد تصفيه بدهكار بايستي شروط تصفيه را كتباً به اطلاع امانت دار برساند. امانت دارظرف ده روز پس از دريافت يادداشت حق دارد هر اعتراضي كه نسبت بشروط پيشنهاد تصفيه دارد بكميته حكميت و ميانجيگري تسليم نمايد. اين اعتراضات ممكن است دربارة هر موضوعي باشد كه طبق قرائن موجود امانت دار با اعمال آزادي عمل و رأي خود موظف است به اينكه تعيين نمايد درمقابل طلبكاران ديون اوراق قرضه مسئول هستند. كميته حكميت و ميانجيگري بايستي بدهكار و نمايندة طلبكار را ضمن يادداشتي از جريان امر مطلع سازد و نماينده طلبكار و بدهكار هم ميتواند ظرف 20 روز از تاريخ وصول يادداشت با حضور خود در دادگاه وارد دعوي گردند. با عدم حضور نمايندث طلبكار يا بدهكار در دادگاه مربوط - به اين جريان بقدرت قضائي كميته حكميت و ميانجيگري لطمهاي وارد نميشود. هر گاه در ظرف مدت 10 روز مقرر اعتراضي بعمل نيايد بدهكار ميتواند با نماينده طلبكار توافق نمايد. 4) رأي كميته حكميت و ميانجيگيري [ميانجيگري] در محاكمهاي كه طبق پاراگراف (3) اين ماده انجام ميشود براي بدهكار و نمايندة طلبكار در حدود مفاد پاراگراف جزء از پاراگراف يك مادة 9 ضميمه 2 اين موافقتنامه لازمالاجرا است. در هر محاكمهايكه امانت دار طبق پاراگراف (1) يا (3) اين ماده وارد دعوي ميشود همان حقوقي را دارا خواهد شد كه طرف ديگر دعوي دارد. ماده سي و يكم كميسيون مختلط درباره مسائل مربوط بضميمه چهار 1) تركيب سازمان كميسيون مختلط كه در مادة 16 ضميمة 4 اين موافقتنامه پيش بيني شده و مقررات مربوط به اعمال قدرت قضائي آن در منشوريكه بمشابه ضميمه اين موافقتنامه ميباشد مندرج است. 2) كميسيون مختلط در موارد زير واجد صلاحيت است. - ((a در مورد اختلافات بين طلبكار و بدهكار دربارة تفسير ضميمة 4 اين موافقتنامه كه بوسيله بدهكار و طلبكار متفقاً به آن ارجاع ميشود يا بوسيله بدهكار يا طلبكاري كه دولت متبوعه او تصور ميكند مطلب مورد بحث براي تفسير ضميمة مزبور اهميت اساسي دارد ارجاع ميگردد. (b)-در مورد پروندههائيكه بموجب ماده 16 ضميمة 4 از طرف دادگاه حكميتي كه طبق مادة 17 ضميمة مزبور تشكيل شده به آن ارجاع شده يا بوسيله يكي از امضاء كنندگان اين موافقتنامه يا بوسيله دادگاه حكميت مزبور بعلت اينكه اين پروندهها دربارة تفسير ضميمة چهار داراي اهميت اساسي هستند ارجاع شده باشد مشروط بر اينكه فقط پروندههائيكه در دادگاه حكميت بموجب ماده 11 ضميمة 4 مورد رسيدگي استينافي قرارگرفته و براي تفسير ضميمة مزبور داراي اهميت اساسي ميباشند براي صدور رأي بكميسيون مختلط ارجاع گردد. 3) هر يك از امضاء كنندگان اين موافقتنامه كه در موضوع محاكمهاي در كميسيون مختلط ذينفع باشند حق دارند وارد دعوي شوند. 4) عدم حضور هر يك از طرفين دعوي در محاكمهاي كه در كميسيون مختلط انجام ميشود بقدرت قضائي كميسيون لطمه وارد نميسازد. 5) كميسيون مختلط در حدود قدرت قضائي خود طبق مقررات اين ماده صلاحيت رسيدگي بمسائل را دارد. 6) بموجب مفاد پاراگراف(7) ماده رأي كميسيون مختلط در موارد زير قطعي و لازمالاجرا است: (a)-براي طرفين هر دعوايي كه در آن كميسيون رسيدگي شده. (b) -براي هر يك از طرفين دعوائيكه بموجب پاراگراف(2(a)(اين ماده به آن ارجاع شده باشد. (c) -براي هر يك از امضاكنندگان اين موافقتنامه كه پرونده يا دعوائي را براي صدور رأي طبق پاراگراف (2(b)(اين ماده ارجاع كرده شده باشد. (d)براي دادگاه حكميتي كه از طرف آن يا بوسيلة آن مطلبي طبق پاراگراف(2 (a) (اين ماده ارجاع شده باشد. (e) -اگر شرط تصفيهاي موضوع محاكمه باشد براي شرط تصفيه. 7) - هر يك از امضاء كنندگان اين موافقتنامه حق دارند ظرف مدت سي روز از تاريخ ابلاغ رأي كميسيون مختلط بر اساس اينكه اين رأي مربوط بموضوع مهمي است از هيئت حكميت تقاضاي استيناف نمايند. تقاضاي استيناف فقط در مورد هر مطلبي از رأي بايد مورد رسيدگي قرار گيرد كه ازطرف خواهان واجد اهميت اساسي تلقي شده باشد وقتيكه هيئت حكميت رأي خود را دربارة چنين مطلبي صادر نمود كميسيون مختلط بايد اقداماتلازم را درباره محاكمهاي كه منجر به استيناف شده براي اجراي رأي بهعمل آورد. ماده سي و دوم دادگاههاي حكميت براي اختلافات مربوط بضميمة 4 1) هر طلبكار و بدهكاريكه طبق پاراگراف پنجم مادة 17 ضميمة چهار اين موافقتنامه براي ارجاع مرافعهاي بدادگاه حكميت توافق كردهاند هر كدام بايد ظرف مدت 30 روز از تاريخ توافق حكمي تعيين كنند. اگر تعداد طلبكار يا بدهكار بيش از يكي باشد حكم بايد بوسيلة طلبكاران يا بدهكاران متفقاً تعيين شود. اگر در ضربالاجل مذكور يكي از حكم ها تعيين نشود طرفين ديگر دعوي حق دارند كه از اطاق بينالمللي تجارت تقاضا كند كه حكم مزبور را تعيين نمايد دو نفر حكم بايستي ظرف مدت سي روز از تاريخ تعيين آخرين حكم، حكم ثالثي را بعنوان رئيس (سرحكم) انتخاب كند. اگرظرف مدت مقرر رئيس (سرحكم)انتخاب نشود هر يك از طرفين ميتوانند از اتاق بينالمللي تجارت تقاضا كنند كه يك نفر را تعيين نمايد. 2 (a) (هر طلبكاريكه طبق پاراگراف دوم مادة 11 ضميمة چهار اين موافقتنامه بدادگاه حكميت استيناف ميدهد بايد ظرف مدت سي روز از تاريخابلاغ رأي دادگاه آلماني. i-مراتب را بدادگاه آلماني كه رأي مورد استيناف را صادر كرده ابلاغ نمايد. ii-نام حكمي كه بايد در دادگاه حكميت حضور يابد به بدهكار ابلاغ نمايد. (b)وصول ابلاغية مندرج در پاراگراف جز (i)(a) اين پاراگراف بايستي بمحاكمات مربوط به اين رأي در دادگاه آلماني تا آنجائيكه مربوط بدين مورد استيناف است خاتمه دهد و بنابراين چنين رأيي بياثر خواهد بود. (c)بدهكار ظرف مدت سي روز از تاريخ وصول ابلاغية مندرج در پاراگراف جز (ii)(a) اين پاراگراف بايد نام حكمي كه براي حضور در دادگاه حكميت تعيين نموده به طلبكار ابلاغ نمايد. اگر بدهكار ظرف مدت مقرر اطلاع ندهد طلبكار حق دارد كه از اطاق بينالمللي تجارت تقاضا كند كه حكمي تعيين نمايد. حكم ثالث براي رياست (سرحكميت) بايد طبق تشريفات مندرجه در پاراگراف يك اين ماده انتخاب شود. (d)دادگاه حكميتي كه طبق مفاد پاراگراف 11 مادة دو ضميمة چهار اين موافقتنامه بتقاضاي استينافي رسيدگي ميكند بايستي. (i)جلسه خود را در داخل جمهوري فدرال آلمان تشكيل دهد مگر اينكه طرفين بخود ديگري توافق كرده باشند. (ii)اصولي را كه در پاراگراف اول ماده 11 ضميمة چهار اين موافقتنامه گنجانده شده بموقع اجرا گذارد. (iii)رسيدگي را بعنوان محاكمة جديدي عملي نمايد. (e)هر گاه در جريان رسيدگي بتقاضاي استينافي در دادگاه حكميت كه طبق مفاد پاراگراف دوم مادة 11 ضميمة چهار بعمل ميآيد موضوعي طبق پاراگراف (2 (b) (مادة 31 به كميسيون مختلط ارجاع شود دادگاه حكميت بايستي تا صدور رأي قطعي كميسيون دربارة موضوع مورد بحث جريان محاكمه را متوقف سازد. پس از صدور رأي دادگاه حكميت بايستي محاكمه را ادامه داده و براي رأي اقدامات لازمه را بعمل آورد. 3) دادگاه حكميت در مورد صدور رأي دربارة تفسير ضميمة چهار اين موافقتنامه تابع رأي كميسيون مختلط است. 4) در صورت خالي ماندن پست يكي از اعضاء دادگاه حكميت بعلت مرگ، بيماري، استعفا يا قصور پست خالي بايستي ظرف مدت 30 روز از تاريخ خالي ماندن بترتيبي كه انتصابات اوليه بعمل آمده اشغال شود. 5) دادگاه حكميت ميتواند طريقه پرداخت و تحمل مخارج محاكمه را به انضمام حقالمشوره تعيين نمايد و در مورد استيناف طبق پاراگراف (2) اين ماده ميتواند تعيين نمايد كه كدام يك از طرفين دعوي بايد مخارج محاكمهاي كه در دادگاه آلماني ميشود متحمل گردد يا چگونه بين آنها تسهيم شود.در صورتيكه طريقه پرداخت و تحمل مخارج تعيين نشده باشد هر يك از طرفين دعوي هزينة خود را متحمل ميشود و هزينة دادگاه حكميت و دادگاه آلماني را بدهكار يا بدهكاران و طلبكار يا طلبكاران بالمناصفه متحمل ميشوند. 6) دعاوي ناتمام در دادگاه حكميت فقط با رضايت طرفين دعوي قابل استرداد است. 7) طبق مقررات اين ماده و مادة 17 ضميمة چهار دادگاه حكميت خود بايد آيين نامة كار خود را تنظيم نمايد و در صورت فقدان چنين آيين نامهاي يا درمورد مسائلي كه در آيين نامه پيش بيني نشده قانون حكميت اطاق بينالمللي تجارت بايستي اجرا شود. 8) رأي دادگاه حكميت در هر محاكمهاي قطعي و براي طرفين دعوي لازمالاجرا است. ماده سي و سوم امور ناشي از عمليات تجزيه (عدم تمركز) مسائلي كه اختصاصاً در طرح مصوبه يا امريه يا مقررات صادره از طرف كميسيون عالي متفقين يا هر يك از نمايندگان تابعه آن كه براي رسيدگي به اين مسائل تعيين شده يا هر نمايندهاي كه در اين خصوص واجد قدرت كميسيون عالي متفقين گردد حل شده باشد بموجب قانون شمارة 27 كميسيونعالي متفقين(تجديد سازمان صنايع ذغال و آهن و فولاد آلمان) و قانون شمارة 35 (تجزيه اموال I:C.F arbenindustrie-A.G.. نبايد در هيئت حكميت يا هر هيئت حكميتي كه طبق اين موافقتنامه و ضمائم آن تشكيل ميشود مورد رسيدگي قرار گيرد. در چنين مواردي طلبكار و بدهكار مقاماتمتفقين و دادگاه تجديد نظر بايستي مقررات موافقتنامه حاضر و ضمائم آنرا اجرا كنند. قبل از اينكه طرحي تصويب برسد يا امريه يا مقرراتي دربارة حل موضوع مورد اختلافي دربارة تفسير يا اجراي مفاد اين موافقتنامه و ضمائم آن صادر شود چنين اختلافي بايد براي صدور رأي به هيئت حكميت ياهيئت داوري ديگري كه بموجب اين موافقتنامه و ضمائم آن واجد صلاحيت است ارجاع گردد. صلاحيت هيئت حكميت يا هر هيئت داوري ديگريكه طبق موافقتنامه حاضر و ضمائم آن تشكيل شده. در مورد مسائلي كه اختصاصاً در طرح يا امريه يا مقررات پيش گفته حل نشده باشد يا در مورد مسائل ناشي از حوادث ناشيه از اجراي طرح امريه و مقررات مذكور نبايد بوسيلة مقررات اين ماده مخدوش گردد. ماده سي و چهارم مشورت بمنظور ادامه و اجراي مؤثر موافقتنامه حاضر و ضمائم آن برضامندي كلية امضاء كنندگان مربوطه و بدون كاستن از تعهدات جمهوري فدرال آلمان. (A)بنا بتقاضاي جمهوري فدرال آلمان يا هر دولت طلبكاريكه سهم معتنابهي از ديون شامل اين موافقتنامه دارد بين امضاءكنندگان اين موافقتنامهجلسة مشورتي تشكيل خواهد شد. هر يك از امضاءكنندگان اين موافقتنامه حق دارند در اين جلسه مشورتي شركت كنند و در صورت شركت ميتوانندنمايندگان طلبكاران يا بدهكاران كشور خود را دعوت بحضور در جلسه بنمايند. (B)هر گاه مشورت دربارة وضعي باشد كه جمهوري فدرال آلمان در اجراي تعهدات خارجي خود مواجه با اشكالاتي شده باشد عليه مقامات اقتصادي مالي و پولي مربوطه را دربارة امكان انتقال از آلمان كه تحت تأثير عوامل داخلي و خارجي قرار گرفته و دربارة ادامه اجراي تعهدات آلمان طبق اين موافقتنامه و ضمائم آن و طبق موافقتنامه مربوط بكمكهاي اقتصادي پس از جنگ بايستي مستحضر نمود. به اصولي كه كنفرانس ديون خارجي آلمانمتكي به آن بوده و هدفهائيكه داشته و بتعهد آلمان مبني بر اينكه از هيچ اقدامي براي اجراي تعهدات خود فروگذار نكند توجه كافي مبذول خواهد شد. هر گاه مشورت كنندگان عمده از امضاء كنندگان اين موافقتنامه تصميم بگيرند ميتوانند سازمانهاي بينالمللي مربوطه يا كارشناسان مستقل را طرف مشورت قرار دهند. تقاضاي چنين مشورتي ميتواند از طرف آلمان يا هر يك از امضاء كنندگان اين موافقتنامه كه بمقدار معتنابهي علاقمند هستند بعمل آيد. ماده سي و پنجم رسميت يافتن 1) هر يك از امضاءكنندگان اين موافقتنامه پس از تصويب يا تصديق آن طبق قوانين خود وسيلة تصديق يا يادداشتي مبني بر تصويب موافقتنامه نزد دولت انگلستان ميسپارد. 2) موافقت نامة حاضر بمحض توديع وسيلة تصديق يا يادداشت مبني بر تصويب بموجب پاراگراف يك اين ماده از طرف آلمان - فرانسه – انگلستان و آمريكا نزد دولت انگلستان رسميت مييابد. اين امر درباره كليه دولتهاي امضاءكننده اين موافقتنامه كه در آن زمان وسيلة تصديق يا يادداشت را توديع كرده باشند صادق و معتبر است. دولت انگلستان هر يك از دولتهاي امضاءكننده اين موافقتنامه را از تاريخ رسميت يافتن آن و دولتهايي كه در مورد آنهارسميت مييابد مستحضر ميسازد. 3) تاريخ رسميت يافتن موافقتنامه حاضر در مورد هر دولت امضاءكنندهاي كه وسيله تصديق يا يادداشت تصويب را پس از رسميت يافتن موافقت نامة حاضر بموجب پاراگراف قبل توديع ميكند تاريخ يادداشت مزبور خواهد بود. دولت انگلستان بايستي ساير دول امضاءكننده و هر دولتي را كه طبق مادة 36 به اين موافقتنامه ملحق شده از توديع يادداشت آن مستحضر سازد. ماده سي و ششم الحاق 1) هر دولتي كه توسط دولتهاي فرانسه، انگلستان و آمريكا يا هر كدام از آنها و توسط آلمان دعوت شده باشد كه اين موافقتنامه را امضاء كند ميتواند طبق شروط دعوتنامه خود موافقتنامه را امضاء نمود يا به آن ملحق شود. هر دولتي كه پس از رسميت يافتن اين موافقتنامه با آلمان روابط سياسي برقرار سازد ميتواند به آن ملحق شود. الحاق بايستي بوسيله توديع وسيله الحاق نزد انگلستان بعمل آيد كه اين دولت بايد ديگر امضاءكنندگان وملحق شدگان را از توديع و تاريخ آن مستحضر سازد. 2) موافقت نامة حاضر بمحض توديع وسيلة الحاق در مورد هر ملحق شوندهاي رسميت مييابد ولي نه قبل از رسميت يافتن آن طبق مادة 35 . ماده سي و هفتم تعميم موافقتنامه در پارهاي از كشورها 1) هر دولتي ميتواند هنگام امضاء يا الحاق يا هر وقت پس از آن بوسيله ارسال يادداشتي به دولت انگلستان اعلام كند كه موافقتنامه حاضر از تاريخ مصرحه در يادداشت بتمام يا يكي از كشورهائيكه مسئول روابط بينالمللي آن ميباشد توسعه يابد. 2) دولت انگلستان كليه دول امضاءكننده يا ملحق شونده را از كليه يادداشتهائيكه طبق اين ماده دريافت ميدارد مستحضر خواهد ساخت. ماده سي و هشتم ملاحظات و مشخصات 1) هر دولتيكه وسيلة تصديق يا يادداشت تصويبي غير از آنچه كه در شروط دعوتنامه او قيد شده يا تابع ملاحظات و مشخصات ديگري بسپارد تازمانيكه ملاحظات و مشخصات مزبور را مسترد نداشته يا از طرف كلية امضاءكنندگان موافقتنامه قبول نشده باشد امضاء كننده تلقي نميشود. 2) هر يادداشتي كه طبق مادة 37 تسليم ميشود اگر داراي ملاحظات و مشخصاتي باشد تا رمانيكه [زمانيكه] ملاحظات و مشخصات مزبور مسترد نشده يا ازطرف كلية امضاءكنندگان موافقتنامه قبول نشده باشد رسميت نخواهد داشت. براي گواهي مراتب بايد امضاءكننده زير كه از طرف دولت متبوعه خود اختيار دارد موافقتنامة حاضر را كه ضمائم يك تا ده پيوست آنست امضاء بنمايد. اين موافقتنامه در تاريخ 27 فوريه 1953 بسه زبان انگليسي و فرانسه و آلماني كه هر سه زبان بالسويه معتبر است تنظيم و در بايگاني دولت انگلستان توديع گرديد كه دولت مزبور بايد رونوشت آنرا بهر يك از دولتهاي امضاء كننده يا ملحق شونده تسليم نمايد. براي بلژيك براي كانادا براي سيلان براي دانمارك براي فرانسه براي يونان براي ايران براي ايرلند براي ايتاليا براي دوك نشين ليختن شبتن براي لوكزامبورك براي نروژ براي پاكستان براي اسپانيا براي سوئد براي سويس براي اتحادية جنوب آفريقا براي انگلستان براي ايالات متحدة آمريكا براي يوگسلاوي براي آلمان ضميمه 1 يادداشت - متن زير متن قسمت الحاقي 3 بگزارش كنفرانس ديون خارجي آلمان ميباشد كه براي حصول وحدت معني بسه زبان تغييراتي در آن داده شده است توافق هاي تكميلي كه بوسيله امضاءكنندگان پس از ختم كنفرانس حاصل شده بعنوان ضميمة جزء A تا E پيوست است.) توصيههاي توافق شده دربارة تصفيه ديون آلمان و ساير مقامات كشوري A -ديون آلمان جمهوري فدرال آلمان كه بعد از اين حكومت فدرال ناميده ميشود متعهد ميشود كه بدارندگان اوراق قرضه پيشنهاد پرداخت و انتقال وجوه زير رابنمايد:
1
7 درصد وام خارجي(Dawes)1924. a-از اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1953 بهرهاي بميزان 1/2 5% در سال براي اوراق قرضه آمريكا و 5% در سال براي ساير اوراق قرضه b-از اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1958 وجه استهلاكي 3% براي اوراق قرضه آمريكا و 2% براي ساير اوراق بايستي به بهرة فوق اضافه شده و با آن قسط سالانه را تشكيل دهد. c-سررسيد بايد تا سال 1969 تمديد شود. d-بهرههاي معوقه بايستي با 5% بهره ساده مجدداً حساب شده و حكومت فدرال بميزان مجموع آن اوراق قرضه بيست ساله با بهره 3% و پس از پنج سال با قسط استهلاكي 2% منتشر سازد. در مورد اوراق قرضهاي كه مربوط به بهرههاي معوقه و سررسيد آن 31 دسامبر 1944 بوده از 15 آوريل 1953ببعد پرداخت ميشود و اوراق قرضه مانده حساب منتشر نميشود تا موقع وحدت آلمان كه پرداخت اين اوراق شروع خواهد شد.
5
شرايط قرارداد وام اصلي بجز آن چه در بالا مذكور است بايستي من جميع الجهات رعايت گردد. (f) -كليه هزينههاي اتفاقي براي اجراي جرح و تعديل هاي قراردادهاي اصلي كه فوقاً مذكور شده بعهدة حكومت فدرال خواهد بود. 1/2-2 5% وام بينالمللي (Young) 1930. (a)- از اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1953 بهرهاي بميزان 5% در سال براي اوراق قرضه آمريكا و 1/2 4% براي ساير اوراق قرضه. (b)از اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1953 وجه استهلاكي 1% در سال به بهره فوق اضافه شده و با آن قسط سالانه را تشكيل دهد. (c)-سررسيد بايد تا سال 1980 تمديد شود (d)بهرههاي معوقه بايستي 1/2 4% بهره ساده مجدداً حساب شده و حكومت فدرال ميزان مجموع آن اوراق قرضه بيست ساله با بهرة 3% در سالو پس از پنج سال با قسط استهلاكي 1% منتشر سازد. در مورد اوراق قرضهايكه مربوط به بهرههاي معوقه و سررسيد آن 31 دسامبر 1944 بوده از 15آوريل 1953 ببعد پرداخت شروع خواهد شد. (اكنون توافق شده است كه جمله دوم پاراگراف 2 (d) به اينصورت درآيد. در مورد اوراق قرضهاي كه مربوط به بهرههاي معوقه و سررسيد آن 31دسامبر 1944 بوده پرداخت اولين كوپن مربوط به بهرة 6 ماهه در اول ژوئن 1953 بعمل خواهد آمد). اوراق قرضه مانده حساب منتشر نميشود تا موقع وحدت آلمان كه پرداخت اين اوراق شروع خواهد شد. e-ساير ديون مربوط به اوراق قرضه 1/2 5% وام بينالمللي 1930 فقط بپول رايج كشوري قابل پرداخت است كه اوراق قرضه در آن منتشر شده است. نظر بوضع فعلي اقتصادي و مالي آلمان موافقت شده است كه مبناي محاسبة مقدار پول رايجي كه بترتيب فوق قابل پرداخت ميباشد عبارتاست از هم ارز پول رايج كشوريكه در آن اوراق منتشر شده به دلار آمريكائي با نرخهاي ارز معموله در تاريخ انتشار اوراق. مبلغ اسمي دلار كه به اين ترتيب به دست ميآيد مجدداً با نرخ جاري روز اول اوت 1952 بپولهاي رايج مربوطه تبديل ميشود. در صورت تغيير نرخ تبديل هر يك از پولهاي رايج اوراق قرضه در اول اوت 1952 و تغيير 5% يا بيشتر از آن ببعد اقساطي كه بايد از آن تاريخ ببعد پرداخت شود در عين حالي كه بپول رايج كشور منتشركننده پرداخت ميشود بايستي بر اساس پول رايجي كه كمتر از هم تنزل يافته (به نسبت نرخ روز اول اوت 1952)محاسبه و نرخ تبديل تاريخي كه پرداخت مورد بحث بايد بعمل آيد بپول رايج كشور منتشر كننده تبديل گردد. f-شرايط قرارداد وام اصلي بجز آنچه كه در بالا مذكور است بايستي من جميع الجهات رعايت گردد. g-كليه هزينههاي اتفاقي براي اجراي جرح و تعديل هاي قراردادهاي اصلي كه فوقاً ذكر شده بعهدة حكومت فدرال خواهد بود.
3
6% وام خارجي (Match) 1930. a-از اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1953 بهرهاي بنرخ 4% در سال. b-از اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1958 وجه استهلاكي 1/4 1% در سال به بهرة فوق اضافه شده و با آن قسط سالانه را تشكيل ميدهد. c-بهرههاي معوقه بايستي با نرخ 4% بهرة ساده مجدداً حساب شود و در غير اين صورت مانند بهرههاي مربوط بوام (Voung) عمل خواهد شد. d-سررسيد بايد تا سال 1994 تمديد شود. e-تا زماني كه خدمت وام Match طبق مفاد طرح تصفيه حاضر اجرا ميشود پرداخت بهره و اقساط وام به كرون سوئد معادل مبلغي كه بايد به دلارپرداخت شود بنرخ روز سررسيد به بانك اسكانديناو در استكهلم پرداخت خواهد شد. f-در موارد وام Match من جميع الجهات بجز در موارد جنبي عيناً مانند وام Voung رفتار خواهد شد.
4
اوراق قرضه صندوق تبديل Obljgations de la Konversionskasse حكومت فدرال متعهد ميشود كه در موارد اوراق قرضه و رسيدهاي موقتي صندوق تبديل پرداختهاي زير بعمل آورد: a-از اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1953 بهره بنرخهاي اصلي مقرره. b-از اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1958 وجه استهلاكي 2% در سال به بهرههاي پرداختي فوق اضافه شده و جمعاً قسط سالانه را تشكيل خواهدداد. c-سررسيد اين اوراق بايستي از سررسيدهاي فعلي تا 17 سال تمديد شود. d-دو سوم بهرههاي معوقه كه بنرخ اصلي مقرره محاسبه شده بايستي بخشوده شود. يك سوم بقيه بايستي با نرخ بهره و استهلاكي اوراق قرضه اصلي تبديل بوام ثابت شود. e-شروط اصلي اين اوراق قرضه من جميع الجهات بايد رعايت گردد. f-كليه هزينههاي اتفاقي براي اجراي جرح و تعديلهاي قرارداد اصلي كه فوقاً ذكر شد بعهدة حكومت فدرال است. g-رسيدهاي موقت و اوراق قرضه رايش مارك بنرخ ده به يك تبديل به دويچ مارك خواهد شد.
5
راجع به پارهاي ديون كوچك مربوط به Reichspost de la Reichsbank پول رايج خارجي بجز آنها كه مشمول ضميمة چهار ميباشد بين حكومت فدرال و طلبكار مذكوره خواهد شد.
6
ديون آلمان Reichsbank و Reichs post و ايالت پروس به رايشمارك آلمان حكومت فدرال در پاسخ تقاضاي نمايندگان طلبكاران متعهد ميشود كه: a-طبق تقاضاي آنها و براي اجراي اصول رفتار ملي منافع و مزايا و جبران خسارات مربوط به اصلاحات پولي كه درباره طلبكاران آلماني قائل شده يا خواهد شد دربارة آنها نيز قائل شود. b-بطلبكاران خارجي حق استفاده از مساعدترين شروط دربارة تبديل و تصفية ديون كه در قوانيني كه بعداً وضع خواهد شد براي طلبكاران آلماني قائل ميشود بدهد. c-اگر قانون مذكور در پاراگراف b قبل از اول ژانوية 1954 وضع نشده يا شامل انواع ديون نگردد قبل از اول آوريل 1954 با نمايندگان طلبكاران خارجي مذاكرات را شروع كند در جريان اين مذاكرات نمايندگان اين حق را براي خود محفوظ ميدارند كه تصفيه خاصي را براي اين ديون تقاضا نمايند. تعهدات حاضر دربارة كلية ديون آلمان به رايش مارك Reichspost et Reichsbank اجرا ميشود. خواه اين تعهدات بصورت اوراق قرضه (اسناد خزانه داري سهام( Ablösunganleihen باشد يا نباشد. d-حكومت فدرال متعهد ميشود كه در مورد تعهدات ايالت پروس به رايش مارك همان رويه را اعمال نمايد. E-اوراق قرضة خارجي كه بوسيلة ايالات (Länder) شهرداريها و مؤسسات كشوري مشابه واقع در قلمرو حكومت فدرال تضمين يا صادر شده است.
7
بدهكاران مربوطه بايستي مبالغ زير را براي انتقال بحكومت فدرال بپردازند.
1
در مورد اوراق قرضه بجز اوراق قرضه ايالت پروس. a-از اولين تاريخ كوپن پس از31 مارس 1953 - 75% از بهرة اصلي مقرره (حداقل 4% در سال و حداكثر 1/4 5% يا بهره مقرره در قرارداد اصلي اگركمتر از 4% باشد. b-بهره بهمان نرخ براي كليه بهرههاي معوقه (بجز بهرهايكه شامل اوراق قرضه صندوق تبديل با توافق هاي مشابه ميشود) اين بهرهها بايستي تبديل بوام ثابت شود. c-از اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1958 وجه استهلاكي 1% در سال و در مورد وامهاي بسررسيد سال 1968 و بعد از آن از 31 مارس 1963 دودرصد در سال به بهرههاي فوق اضافه شده و جمعاً قسط سالانه را تشكيل ميدهد. d-سررسيد اين وامها بايستي براي 20 سال از تاريخ سررسيدهاي فعلي تمديد شود. e-شروط قرارداد اصلي وام بجز موارد مذكور در فوق بايستي من جميع الجهات رعايت شود مگر اينكه در شرايط خاصي با طلبكار توافق شده باشد.هر گاه در مورد بدهكار معيني جريانات غيرعادي استثنايي وجود داشته باشد بطوريكه نمايندگان طلبكاران قانع شوند كه انجام تعهدات طبق قرار اصلي براي بدهكار غير عملي است نمايندگان بدهكار و طلبكار ميتوانند با توافق يكديگر اصلاحاتي را كه لازم ميدانند بعمل آورند. e-اوراق قرضهاي به رايش مارك كه خارج از قلمرو حكومت فدرال صادر و قابل پرداخت است بايستي به نسبت ده به يك به دويچ مارك تبديل گردد.بهرة آن بنرخ اصلي مقرره خواهد بود بهرههاي معوقه بايستي با همان نرخ بهره بر همين اساس تبديل بوام ثابت گردد. اوراق قرضه بايستي براي 15سال از تاريخ سررسيد تمديد شود و اين اوراق با قسط مساوي سالانه قابل بازخريد است كه سررسيد اولين قسط آن سررسيد اولين تاريخ كوپن در سال1958 خواهد بود. وجوه مربوط به بهره و بازخريد بپول رايج كشوريكه محل اقامت دارنده اوراق قرضه است انتقال داده خواهد شد. g-اشاره به قرارداد اصلي يا بهرة اصلي قراردادي بايستي اشاره به قرارداد يا بهرة اصلي قراردادي كه بين طلبكاران و بدهكار هنگام اولين استقراض يا انتشار اوراق قرضه وجود داشته تلقي گردد مگر اينكه قبل از تاريخ 9 ژوئن 1933 يا در آن تاريخ يا بعد از آن بعلت اعسار يا در معرض اعسار بودن بدهكار يا بعلت مذاكرات آزاد تبديل شده باشد (كه بعداً تبديل واقعي ناميده ميشود) مشروط بر اينكه: (i)در موارد مورد اختلاف حق اتخاذ تصميم با دادگاه حكميت خواهد بود و بعهده بدهكار است كه ثابت نمايد توافق آزادانه بعمل آمده است و (ii)در مورد توافق هائي كه اداره آلماني حفاظت اموال دشمن يا شخص منصوبه از طرف مقامات آلماني نمايندگي طلبكار را داشته يا در مورد توافق هاي ناشي از طرف قبولي پيشنهاد يك جانبه بدهكار از طرف طلبكار بايستي توافق هائي فرض شود كه آزادانه بعمل نيامده است. در محاسبة بهره آينده و بهرة معوقه طبق فرمول كلي نرخ اصلي مقرره بايد مبني قرار گيرد. در موارديكه تبديل قطعي بعمل آمده نرخ بهره تبديل شده بايستي منظور گردد مشروط بر اينكه نرخ تبديل شده چه در مورد بهرة معوقه و چه در مورد بهرة آينده قابل تقليل نباشد مگر اينكه بدهكار ترجيح دهد كه محاسبه بر مبناي نرخ اصلي مقرره طبق فرمول كلي بعمل آيد. (h)كلية هزينههاي اتفاقي براي اجراي جرح و تعديل هاي قراردادهاي اصلي بعهدة بدهكار است. i-هر گاه در مورد بدهكار معيني مبلغ اصلي باقيمانده از مجموع اوراق قرضه ارزي ناچيز باشد بدهكار ميتواند صرفنظر از محدوديت ها و مقررات پاراگراف dمربوط به تمديد ديون پيشنهاد كند كه قبل از سررسيد تمام مبلغ دين و بهرههاي معوقه را بطور قطع تصفيه نمايد. (i)-كليه سهام ثبتي كه بوسيله دولت يا شهر يا شهرداري يا هيئت دولتي ديگري تضمين شده باشد بايستي طبق توصيههاي توافق شده درباره تصفية ديون طويل المدة و متوسط المدة آلماني ناشي از معاملات سرمايههاي شخصي (ضميمة 2) تصفيه گردد مشروط بر اينكه اين تضمين طبق شروطي بقوت خود باشد (بضميمة 7 مراجعه شود)
2
اوراق قرضه ايالت پروس. حكومت فدرال از طرف عدهاي Lander كه اموال و اراضي كه سابقاً متعلق بدولت پروس بوده متصرف شدهاند بايستي پرداخت هاي زير را بعمل آورد: a-در مورد وجوه استهلاكي خارجي 1/2 6% اوراق قرضه دلاري مورخ 15 سپتامبر 1939 مه بسررسيد 15 سپتامبر 1951 و وجوه استهلاكيخارجي1/2 6% اوراق قرضه دلاري مورخ 15 سپتامبر 1927 بسررسيد 15 اكتبر 1952. i-حكومت فدرال اوراق قرضة دلاري جديدي منتشر خواهد ساخت كه اولين تاريخ كوپن اول آوريل 1953 و بمدت بيست سال و بهمان مبلغ اسمي اوراق قرضه معوقه با بهرة 4% قابل پرداخت در هر شش ماه آوريل و اول اكتبر باشد. در اول آوريل 1958 وجه استهلاكي 1% در سال به بهره فوق اضافه شده و با آن قسط سالانه را تشكيل ميدهد. مديون ميتواند اوراق قرضه را بوسيلة قرعه كشي و بمبلغ اسمي بپردازد يا در بازار آزاد يا بنحو ديگري بخرد و ميتواند تا زمانيكه طبق قرارداد خدمت ادامه دارد استهلاك اضافي قائل شود. (ii)كوپن هاي معوقه از انتشار قبلي كه تاريخ آن از 15 مارس 1933 تا 31 دسامبر 1936 است براي مدت 20 سال تمديد ميشود و در رأس موعد تمديد شده 50% مبلغ آن بايستي در تاريخهاي مشابه در سالهاي 1953 - 1954 - 1955 و 1956 به دلار آمريكائي پرداخت شود. (iii)كوپن هائي كه سررسيد آن اول ژانويه 1937 يا پس از آن است پرداخت نخواهد شد تا زمانيكه سرزمينهائي كه سابقاً متعلق به پروس بوده و اكنونخارج از قلمرو حكومت فدرال است به حكومت فدرال ملحق شود كه در آن زمان پرداخت اين كوپنها مورد مذاكره قرار خواهد گرفت. (iv)كلية هزينههاي اتفاقي براي اجراي مفاد تصميمات فوق بعهدة حكومت فدرال است. B -در مورد1/2 4% اوراق قرضه به كرون سوئد مربوط بوام ايالت لوبك Lübek بسال 1923 كه در سال 1938 ايالت پروس تحويل گرفته است. اوراق قرضه معوقه اين وام كه پرداخت آن براي اول مه و اول نوامبر 1944 آگهي شده بود در صورت ارائه دادن بنرخ روز شامل 50% تخفيف از مبلغ اسمي و بدون پرداخت بهرة معوقه خواهد بود.
3
ديون غير اوراق قرضه (بجز ديون مشمول ضميمة 4). شروط پاراگراف 7 (i) در مورد خدماتي كه از اول ژانويه 1953 شروع ميشود... اجرا ميگردد. در مورد تصفية دعاوي بمارك مقررات ضميمةچهارموافقتنامه دربارة ديون خارجي آلمان در نظر گرفته خواهد شد. C - مقررات عمومي
8
جريان اجراي اين پيشنهادها. (a)شروط پيشنهادها ممكن است روي اوراق قرضة موجود يا اوراقي كه بجاي آنها منتشر و روي اوراق يا رسيدهاي موقت جزء كه براي بهرههايمعوقه منتشر ميشود بسته بسهولت يا رسم معمول در بازارهائي كه اوراق اصلي منتشر شده ثبت نمود. اوراق قرضهاي كه شرايط روي آنها ثبت شده يا اوراق جديد با روش معمول ببازار مطابقت خواهد داشت. بدهكاران بخرج خود مؤسسه بانكي مناسبي را براي اجراي جزئيات پيشنهاد مأمور خواهد ساخت . بدهكاران بمنظور تأمين حداكثر ترويج اوراق كليه مقررات دولتي و بورس ها را رعايت و اجرا خواهند كرد. شروط پيشنهاد. (b)پيشنهاد در كشوري بعمل خواهد آمد كه با شوراي دارندگان اوراق قرضه يا هيئتهاي مشابه آن توافق شده باشد و بايستي لااقل مدت 5 سال براي قبول آن از طرف دارندگان اوراق قرضه فرصت داده شود. بدهكار بايستي با عذر موجه مدت مزبور را تمديد نمايد. محفوظ ماندن حقوق (c)هر گاه بدهكاري از اجراي تعهداتي كه طبق موافقتنامه حاضر بعهده گرفته است امتناع ورزد طلبكار حق دارد بحقوق اصلي قراردادي خود استناد و رجوع نمايد. هزينه امانت داران و عاملين پرداخت (d)هزينه و كارمزد عاملين پرداخت و حقالزحمه و هزينه امانت داران در آينده پرداخت و انتقال داده خواهد شد. هزينههاي ديگر (e)نمايندگان طلبكاران اين حق را براي خود محفوظ ميدارند كه كليه مخارجي كه بخاطر كنفرانس لندن متحمل شدهاند از بدهكاران مربوطه وصول نمايند و تسليم هر پيشنهادي از اين بابت بايستي قبول شده از طرف بدهكار تلقي گردد. هيچيك از اين مطالب مانع از اين نميشود كه نماينده طلبكار رااز پرداخت هزينههاي مناسب و وصول آن از دارندگان اوراق قرضه يا طلبكار طبق روش معمول باز دارد. اعتبار (f)حكومت فدرال متعهد ميشود كه بر مباني قانون تصديق اعتبار كه بتصويب پارلمان رسيده و در شرف اجرا است بمنظور استقرار جريان مناسبي براي معتبر شناختن اوراق قرضه ارزي آلمان آنچه در قوه دارد انجام دهد. اين جريان بايد هر چه زودتر منتهي تا اول فورية 1953 در چند كشور طلبكار اجرا شود. در مورد اوراق قرضه يا كوپن هائي كه بايد معتبر شناخته شوند هيچگونه پرداختي بعمل نخواهد آمد تا اينكه اين اوراق يا كوپنها بهمين ترتيب معتبرشناخته شده باشند.
9
شوراي دارندگان اوراق قرضه با هيئتهاي مشابه قبول اين شروط را به دارندگان اوراق قرضه توجه خواهند نمود. D -دعاوي ناشي از آراء دادگاه مختلط دعاوي
10
اوراق قرضهةدعاوي مختلط. هيئت نمايندگي آلمان براي ديون خارجي از يك طرف و نمايندگان كميته دارندگان آمريكائي اوراق براي اوراق قرضة دعاوي مختلط از طرف ديگر بشرح زير توافق نمودهاند: حكومت فدرال آلمان به دولت آمريكا پيشنهاد مينمايد كه تعهدات آلمان راجع به اوراق قرضة دعاوي مختلط كه بنفع اتباع آمريكا در سال 1930توسط آلمان منتشر شده و پرداخت نگرديده بشرح زير تصفيه شود و كميتة دارندگان اوراق به دولت آمريكا و افراد دارنده اوراق قبول شروط زير رانوصيه [توصيه] مينمايد.
1
پرداخت مبالغ زير از اول آوريل 1954 و در اول آوريل سالهاي بعد در مدت معينه از طرف آلمان: براي هر سال از پنج سال اول 3000000 دلار براي هر سال از پنج سال بعد 3700000 دلار براي هر سال از 16 سال بعد 4000000 دلار پرداخت به دلار رايج آمريكا به دولت آمريكا توزيع بين دارندگان اوراق بعمل خواهد آمد.
2
بهر يك از اقساط پرداخت نشده از تاريخ سررسيد تا تاريخ پرداخت3/4 3% بهره تعلق ميگيرد.
3
اوراق قرضهاي به دلار و بمبالغ و سررسيدهاي پرداختها در قبال تعهدات آلمان منتشر ميشود و بمحض انتشار مقدار متناسبي از اوراق قرضة دعاوي مختلط ابطال و بحكومت فدرال مسترد خواهد شد.
4
شروط تصفيه در موافقت نامة دو جانبهاي بين آلمان و آمريكا درج خواهد شد. اجراي كامل اين موافقتنامه بوسيلة آلمان و هر دولت جانشين آن و پرداخت مبالغ معينه بموجب اين موافقتنامه بايستي انجام تعهدات بوسيلة جمهوري فدرال و هر دولت جانشين آن و انجام كامل هر يك از آنها تعهدات مربوط بخود را و اوراق قرضه منتشر راجع به آراء كميسيون دعاوي مختلط طبق موافقت نامة 23 ژوئن 1930 منعقد بين آمريكا و آلمان از طرف اتباع آمريكا را شامل گردد. مطالب مندرجة در نامههاي متبادلة مورخ 23 اكتبر 1950 و 6 مارس 1951 بين آدنائر صدر اعظم آلمان و كميسرهاي عالي متفقين يا در يادداشت دسامبر 1951 كه بوسيلة كميسيون سه جانبه تعهد شده در صورت مغايرت از درجة اعتبار ساقط است.
11
دعاوي آلمان و يونان مربوط بدادگاه حكميت. بين هيئت اعزامي يونان و آلمان دربارة دعاوي اشخاص ناشي از تصميمات دادگاه مختلط آلمان و يونان كه پس از جنگ جهاني اول تأسيس شده تبادل نظر مقدماتي بعمل آمد كه با مذاكرات بيشتري موضوع تعقيب شده و در نتيجه آن در صورتيكه تصويب شود بايستي در موافقتنامههاي بينالدول گنجانده شود. E - متفرقه تصفيههاي زيرين توصيه ميشود:
12
اعتبار Credit Le Higinson صاحبان سهام براي تمام مبلغ سهام خودشان قبض دو ساله از جمهوري فدرال دريافت دارند (زيرا مدت اصلي اعتبار كه در سال 1930 اعطا شده دو سال بوده است( (b) سود تأخير ممنوع است. (c)شروط طلا ممنوع است. (d)بقبوض جديد از تاريخ اجراي اين موافقتنامه بهرة سالانهاي بنرخ1/2 3 درصد تعلق ميگيرد كه هر ماهه و پيشكي قابل پرداخت است. (e)سرماية جنسي بايد صورت دويچ مارك كه بنام ادارة ديون آلمان در Bank Deutscher Länder توديع ميشود مجدداً تشكيل شود. اين سرمايه معادل قبوض دويچ مارك بنرخ رسمي ارز محاسبه و بوسيلة جمهوري فدرال آلمان به 24 قسط مساوي ماهانه از تاريخ قبوض تقسيم گردد. (f) صاحبان سهام در صورتيكه مايل باشند حق داشته باشند تمام يا قسمتي از قبوض خود را به دويچ ماركي كه بنرخ رسمي تبديل شده قبلاً دريافت دارند كه در اينصورت بهمنزله انجام كامل تعهدات دلاري به استرلينگ خواهد بود. اين پرداخت بايستي به انتخاب صاحبان سهام و هنگامي كه قوانين و مقررات آلمان اجازه ميدهد بعمل آيد. هر پرداختي از اين قبيل بايستي از سرماية جنسي و تا حدودي كه منافع نسبي صاحب سهم اجازه ميدهد بعمل آيد و مانده حساب بايد مستقيماً از طرف حكومت فدرال به دويچ مارك پرداخت شود.
13
بانك تصفية بينالمللي اعتبارات (a) حكومت فدرال از تاريخ اول ژانوية 1925 از بابت بهرة جاري دعاوي بانك تصفية بينالمللي سالانه مبلغ 5600000 فرانك سويس ببانك مزبورخواهد پرداخت. (b)با توجه بپرداخت قسط سالانه بانك موافقت نموده است كه اعتبارات خود را تا 31 مارس 1966 بميزان فعلي نگاه دارد و نيز موافقت كرده است كه تصفية بهرههاي معوقه را تا تاريخ مزبور بتعويق اندازد. براي ملاحظه متن كامل اين قرار به ضميمة جزء A مراجعه نمائيد.
14
دريافت هاي صندوق تبديل (Konversions Kasse) a-حكومت فدرال موافقت ميكند كه مسئوليت پرداخت كامل وجوهي كه توسط بدهكاران در سال بصندوق تبديل پرداخت شده و طلبكاران از آن بابت ارزي دريافت نكرده يا بنحو ديگري راضي نشدهاند بپول رايج مربوطه بعهده بگيرد. b-حكومت فدرال آلمان موافقت ميكند كه مسئوليت پرداخت 60% از وجوهي كه توسط بدهكاران در اطريش - فرانسه - بلژيك و لوكزامبورك [لوكزامبورگ] بصندوق تبديل پرداخت شده و طلبكاران از آن بابت ارزي دريافت نكرده و يا بنحو ديگري راضي نشدهاند بپول رايج مربوطه بعهده گيرد. c-حكومت فدرال قبل از پايان دسامبر 1952 دربارة اجراي اين تعهدات با نمايندگان طلبكاران مذاكره خواهد كرد.
15
تعهدات دربارة ديون دولتي اطريش طلبكاران در اين باره نتوانستند توافقي حاصل نمايند و اين مسئله در اولين فرصت موضوع مذاكرات بعدي خواهد بود.
16
موافقتنامه بين بلژيك و جمهوري فدرال آلمان. پيش نويس موافقت نامة بين بلژيك و آلمان در 4 اوت 1952 تهيه شده است. (بضميمه جزء B مراجعه شود) ضميمۀ جزء A منضم بضميمۀ يك قرار بين جمهوري فدرال آلمان و بانك تصفية بينالمللي. (متن اين قرار جانشين طرح قرار مندرجة در ضميمة يك پيوست 3 از گزارش كنفرانس ميباشد.) دولت جمهوري فدرال بنمايندگي وزراي دارائي و اقتصاد حكومت فدرال و وزراي آخر بنمايندگي آقاي هرمان آبس (Hermann j.ABS) و بانك تصفية بينالمللي بازل بنمايندگي آقاي Roger Auboin مدير عامل و جانشين رئيس. دربارة سرمايه گذاري فعلي بانك تصفية بينالمللي در آلمان قرارداد زير را منعقد مينمايند:
1
دولت جمهوري فدرال آلمان از تاريخ اول ژانوية 1953 تا 31 مارس 1966 سالانه مبلغ 5600000 فرانك سويس در چهار قسط ببانك تصفية بينالمللي ميپردازد كه سررسيد هر قسط انقضاي هر سه ماه يعني اول آوريل اول ژوئيه اول اكتبر و دوم ژانويه خواهد بود.
2
اين پرداخت ها كليه دعاوي بانك را راجع به بهره جاري بانضمام بهرة بهرههاي معوقه كه در نتيجة سرمايه گذاري در آلمان بوجود آمده جبران مينمايد.
3
پرداختها بحساب اشخاص ذيمدخل بعمل خواهد آمد هر گاه بانك تصفيه بينالمللي راجع به بهره ناشي از سرمايه گذاري در آلمان عليه اشخاص يا مؤسساتي غير از جمهوري فدرال دعاوي داشته باشد اين دعاوي هنگاميكه پرداختها بموجب پاراگراف يك مذكور در فوق بعمل ميآيد به آلمان منتقل ميشود.
4
طبق مقررات مذكور در فوق بهيچوجه تصفية موقتي فعلي وضع قانوني موجود را تغيير نميدهد خصوصاً حقوق و تعهدات آلمان دربارهة سرمايه گذاري بانك تصفية بينالمللي در آلمان اضافه نخواهد شد.
5
با توجه به پرداختهاي مقرره در پاراگراف يك بانك تصفية بينالمللي قبل از آوريل 1966 پرداخت اصل مبالغي كه در آلمان سرمايهگذاري كرده يا بهرههاي معوقه را تقاضا نخواهد كرد.
6
متقابلاً برسميت شناخته شد كه اين قرارداد جزء لاينفك موافقت نامة لندن دربارة ديون خارجي آلمان و ضمائم آن ميباشد و در تاريخ رسميت يافتن موافقتنامه رسميت مييابد.
7
اين قرارداد در دو نسخه اصلي تنظيم شد كه يكي از آنها نزد وزير دارائي آلمان در بن و ديگري نزد بانك تصفية بينالمللي در بازل بايگاني است. بازل 9 ژانوية 1953 (امضاء) آبس (امضاء) اوبرآن مدير عامل جانشين رئيس ضميمۀ B جزء منضم بضميمۀ يك موافقتنامه بين بلژيك و جمهوري فدرال آلمان (متن اين موافقتنامه جانشين متن طرح موافقت نامة مندرج در ضميمة B از پيوست 3 گزارش كنفرانس ميباشد) موافقت نامة بين بلژيك و جمهوري فدرال آلمان درباره تصفية دعاوي بلژيك ناشي از اقساط سالانه مندرجه در موافقت نامة آلمان و بلژيك مورخ 13 ژوئيه 1929. بلژيك از يكطرف و جمهوري فدرال آلمان از طرف ديگر در نتيجة مذاكراتي كه در لندن هنگام كنفرانس بينالمللي براي ديون خارجي آلمان بعمل آوردند با انعقاد موافقت نامة زير موافقت نمودند:
ماده 1
دولت جمهوري فدرال آلمان اعتراف ميكند كه در تاريخ 10 مه 1940 مبلغي معادل 107856835/65 رايش مارك بابت اقساط سالانه مندرجة درموافقت نامة آلمان بلژيك مورخ 13 ژوئيه 1929 به بستانكار حساب دولت بلژيك منظور و تا 15 نوامبر 1936 بصندوق تبديل پول پرداخت نموده است. از طرف ديگر مبالغ زير را بصندوق تبديل پول پرداخت نكرده و طلب دولت بلژيك است. (a)اقساط جزء ماهانه از اقساط سالانه به سررسيد از 15 دسامبر 1939 تا 10 مه 1940 بمبلغ 10833333/33 (b)اقساط جزء ماهانه از اقساط سالانه به سررسيد 10 مه تا 8 مه 1954 بمبلغ 105908333/34 مجموع 224598502/32
ماده 2
از نظر تمايل بتوافق درباره تصفية ديون مذكور در فوق جمهوري فدرال متعهد ميشود كه مبلغي معادل چهل (40) ميليون دويچمارك در پانزده (15)قسط سالانه كه سررسيد قسط در اول ژوئيه هر سال از سال 1953 تا 1967 ميباشد شرح زير بپردازد و دولت بلژيك متعهد ميشود كه قبول نمايد. 5 قسط سالانه از سال 1953 تا 1957 هر قسط 2 ميليون دويچ مارك. 10 قسط سالانه از سال 1958 تا 1967 هر قسط 3 ميليون دويچ مارك. دولت بلژيك موافقت مينمايد كه پرداختهاي فوق را براي تصفية نهائي و قطعي دعاوي بلژيك تا تاريخ 8 مه 1945 قبول نمايد.
ماده 3
براي هر يك از اقساط سالانه مذكور در فوق بايستي اوراق قرضة جمهوري فدرال به دويچ مارك منتشر گردد و بپول رايج بلژيك بنرخ رسميBanque Deutscher Lander در روز قبل از سررسيد اوراق قرضه انتقال داده شود. اوراق قرضه بايد لااقل تا اول آوريل 1953 بدولت بلژيك تحويل داده شود.
ماده 4
به اوراق قرضهايكه در سررسيد پرداخت نشود بهرة معادل 3 درصد در سال بنفع بلژيك تعلق ميگردد. ماده 5 موافقت نامة حاضر تأييد و وسيله تأييد در بروكسل مبادله خواهد شد. موافقتنامه بمحض مبادله وسيلة تأييد رسميت خواهد يافت.
ماده 6
موافقتنامه حاضر بدو زبان آلماني و فرانسه تنظيم گرديد و هر دو متن بالسويه معتبر است. براي گواهي مراتب بالا سفراي فوقالعاده امضاءكننده كه مجاز به امضاء نمودن هستيم امضاي خود را زير اين موافقتنامه ميگذاريم. در تاريخ 23 دسامبر 1952 در دو نسخه اصلي بزبان فرانسه و آلماني در شهر بن تنظيم گرديد. از طرف بلژيك موتس MUUTS از طرف جمهوري فدرال آلمان - آبس ABS ضميمۀ جزء C منضم بضميمه يك مبادلة اوراق قرضة وام خارجي پروس 1926 و 1927 هيئت اعزامي آلمان براي ديون خارجي. DEL 243-1838/2151/52 رئيس كميسيون سه جانبه براي ديون آلمان. Cheustam Place آ29 London S.W.I. آقاي رئيس لندن مورخة 20 نوامبر 1952 موضوع - تبديل اوراق قرضة وام خارجي پروس 1926 و 1927 عطف بمكاتبات بين صدر اعظم آلمان و كميسرهاي عالي متفقين در آلمان بتاريخ 6 مارس 1951 اينجانب تأييد مينمايد كه اظهارات هيئت اعزامي آلمان در كنفرانس ديون لندن بتاريخ 12 مارس 1952 دربارة حاضر بودن جمهوري فدرال آلمان بقبول مسئوليت در مقابل طلبكاران وام خارجي 1/2 6%پروس بسال 1926 و وام خارجي 6% پروس بسال 1927 مفهوم و اثرش اينست كه ديون مربوط بوامهاي پروس بايد در حدود مفاد مكاتبات مورخ 6 مارس 1951 كه جمهوري فدرال مسئوليت آنرا بعهده دارد به مشابه تعهدات آلمان تلقي شود با در نظر گرفتن اظهارات هيئت اعزامي آلمان قوه مقننة جمهوري فدرال آلمان مقررات زير را در قانون معتبر شناختن اوراق قرضه خارجي آلمان مورخ 25 اوت 1952 منظور داشته است - صفحه 553 BundesgestzbIatt 1 No.35 پاراگراف 74 تا زمانيكه مقررات ديگري وضع نشده جمهوري فدرال بايستي منتشر كنندة اوراق قرضة ارزي كه بوسيلة ايالت سابق پروس منتشر شده شناخته شود. آقاي رئيس خواهشمند است احترامات فائقه را بپذيرد. امضا- هرمان آبسABS ضميمه جزء D منضم بضميمۀ يك موافقتنامه راجع به تبديل و تصفيه اوراق هزينه قرضه گلد مارك خارجي شهرداريهاي آلمان رئيس كميسيون سه جانبه براي ديون خارجي آلمان. آقاي رئيس. افتخار داريم به اطلاع شما برسانيم كه هيئت اعزامي آلمان براي ديون خارجي و كميتة انگليس طلبكاران طويل المدة و متوسطالمدت آلمان در مورد تبديل و تصفية اوراق قرضه گلد مارك خارجي شهرداريهاي آلمان بشرح زير توافق نمودهاند:
1
توافق شده است كه تصفيه و تبديل اوراق قرضه رايش مارك پيش بيني شده در پاراگراف 7 (1) (F) ضميمة 3 گزارش كنفرانس ديون - كه در خارج منتشر شده و قابل پرداخت است شامل وامهاي شهرداريهاي آلمان فدرال به گلدمارك يا به رايشمارك با شروط طلا نميشود.
2
در اساس توافق شده است كه اوراق قرضه وامهاي گلد مارك يا رايش مارك با شروط طلا مربوط بشهرداريهاي آلمان در آلمان فدرال كه داراي ماهيت خاص خارجي هستند به دويچ مارك تبديل شوند به اين نحو كه گلد مارك با يك رايش مارك با شروط طلا مساوي با يك دويچ مارك باشد. تعيين مشخصاتيكه نشان دهنده ماهيت خاص خارجي اين قبل اوراق قرضه باشد بايستي مقررات ناشي از مذاكرات پيش بيني شده در ملاحظات مادة 4 پاراگراف 3 پيوست چهار و مادة 6 پيوست 6 از گزارش كنفرانس ديون وفق دهد.
3
تعهدات شهرداريهاي آلمان در آلمان فدرال ناشي از اين قبيل اوراق قرضه به گلد مارك يا رايش مارك با شروط طلا كه داراي ماهيت خاص خارجي هستند بايستي طبق مفاد پاراگراف 7 قسمت (1 (a) (تا (g),(e) تا (j) از پيوست 3 گزارش كنفرانس كه به اوراق قرضه منتشره يا تضمين شده از طرف ايالات (Länder) شهرداريها يا هيئتهاي عمومي مشابه در داخل قلمرو و جمهوري فدرال آلمان اشاره كرده - تصفيه شود تقاضا داريم توافق ما را بشرح فوق تصويب و متن اين نامه را بمنزله ضميمة جزء بضميمه شمارة يك موافقتنامه ديون الصاق فرماييد. با تقديم احترامات... امضا - هرمان آبس امضا – نايميرNIEMEYER رئيس هيئت اعزامي آلمان رئيس كميته مذاكرات (A) در كنفرانس ديون خارجي آلمان براي ديون خارجي. ضميمۀ جزء E منضم بضميمۀ يك توافق دربارة تصفية تعهدات . Konversionkasse Für Deutsche Auslandsschulden ناشي از پرداختهائي كه از طرف بدهكاران در ناحيه سار - اطريش - فرانسه - لوكزامبورك و بلژيك بعمل آمده است. هيئت اعزامي آلمان براي ديون خارجي. 1934/52 - 38 Del 243/18 به آقاي اتو نايمير توسط شوراي دارندگان خارجي اوراق قرضه. آقاي عزيز. افتخار دارم كه توافق حاصله در مذاكرات مورخ 20 اكتبر و 14 نوامبر 1952 خودمان را بشرح زير تأييد نمايم. در مورد اجراي تعهدات حاصله بموجب مفاد پاراگراف 14 از پيوست 3 گزارش نهائي كنفرانس حكومت جمهوري آلمان فدرال حاضر است كه تعهدات Konversionkasse Für Deutsch Auslandsschulden را ناشي از پرداختهاي بدهكاران در منطقه سارو در اطريش - فرانسه - لوكزامبورك و بلژيك بشرح زير تصفيه نمايد مشروط بر اينكه طلبكاران پول غير آلماني دريافت نداشته و يا بنحو ديگري راضي نشده باشند.
1
ديون اوراق قرضه
1
بهرههاي معوقه. بازخريد كوپنهاي عرضه نشده در مورد پرداخت هاي بدهكاران به اين ترتيب بعمل خواهد آمد: (A)از ناحيه سار بطور كامل و از فرانسه - لوكزامبورك و بلژيك بنرخ 60% از پرداخت بدهكاران كه بازخريد از سال 1953 تا 1957 بطريق زير بعمل خواهد آمد. كوپنهائيكه تا پايان سال 1941 موعد آنها رسيده در اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1953. كوپنهائيكه تا در سال 1942 موعد آنها رسيده در اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1954. كوپنهائيكه تا در سال 1943 موعد آنها رسيده در اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1955. كوپنهائيكه تا در سال 1944 موعد آنها رسيده در اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1956. كوپنهائيكه تا در سال 1945 موعد آنها رسيده در اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1957. (B)از اطريش بنرخ 60% پرداخت بدهكاران كه بازخريد در سال 1953 تا 1957 بشرح زير بعمل خواهد آمد: كوپنهائيكه در سال 1938 موعد آنها رسيده در اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس 1953. كوپنهائيكه بين اول ژانويه 1939 و 30 ژوئن 40 موعد آنها رسيده كوپن پس از 31 مارس 1954. كوپنهائيكه ژوئيه 1940 و 31 دسامبر 40 موعد آنها رسيده كوپن از 31 مارس 1955. كوپنهائيكه ژانويه 1942 و 30 ژوئن 43 موعد آنها رسيده كوپن پس از 31 مارس 1956. كوپنهائيكه ژوئن 43 و 8 مه 1945 موعد آنها رسيده كوپن پس از 31 مارس 1957.
2
استهلاك استهلاك كل مبلغ يا بوسيلة به دست آوردن اوراق يا بوسيلة پرداخت نقدي طبق پرداخت بدهكاران بطريق زير بعمل خواهد آمد: (A)از ناحيه سار بطور كامل. (B)از اطريش، فرانسه، لوكزامبورك و بلژيك بنرخ 60% پرداخت بدهكاران در پنج قسط مساوي سالانه كه از اول ژوئيه 1953 شروع و پس از آن در اول ژوئيه سالهاي بعد 4 سال ادامه خواهد داشت. چنانچه حكومت فدرال آلمان در اول ژوئيه 1953 نتواند زمينة كلي از كل مبلغ استهلاك بدست آورد ميتواند پرداخت را منتهي پس از تاريخ مزبور شروع نمايد.
2
ديون ديگر در مورد پرداختهاي نقدي اصول قسمت اول اجرا ميشود يعني در پنج قسط مساوي كه از اول ژوئيه 1953 شروع و در اول ژوئيه هر سال تا چهار سال ادامه خواهد داشت. چنانچه حكومت فدرال آلمان در اول ژوئيه 1953 نتواند زمينه كلي از كل مبلغ استهلاك بدست آورد ميتواند پرداخت را منتهي شش ماه پس از تاريخ مزبور شروع نمايد. بمنظور بدست آوردن مبلغ كل تعهدات مورد بحث حكومت آلمان فدرال بوسيله آگهي از طلبكاران و بدهكاران تقاضا خواهد كرد كه صندوق تبديل را از هر نوع دعاوي تصفيه نشده يا پرداختي مطلع ساخته و كلية مدارك خود را تسليم صندوق مزبور بنمايد. بصندوق تبديل در برلين دستور داده خواهد شد كه تعهدات موعد رسيده را براي اقدام مقتضي ثبت نمايد.
3
مبالغ جزئي حكومت فدرال آلمان ممكن است بصلاح ديد خود مبالغ جزئي مربوط بديون اوراق قرضه يا ديون ديگري را در مدتهاي كوتاهتري پرداخت نمايد. در صورتيكه تأييد فرمائيد كه پيشنهادهاي مذكور در فوق بيان صحيحي از توافق حاصله بين ما ميباشد و بنابراين موضوع مكاتبات پيش بيني شده راتشكيل ميدهد خيلي ممنون ميشوم. خواهشمندم احترامات فائقه را بپذيرد امضاء آبس ABS شوراي دارندگان خارجي اوراق قرضه آقاي آبس با اظهار تشكر از نامه مورخ 14 نوامبر شما درباره تصفية دريافتي هاي صندوق تبديل كه در پاراگراف 14 (j) گزارش كميته A (پيوست 3 گزارش كنفرانس ضميمه يك موافقتنامه) به آن اشاره شده نظر اينجانب اين است كه كلمات بالاي صفحه 2 (قسمت اول - 1 (a) پاراگراف جزء يك) بايستي با عبارت 1941 am ersten auf der 31 mürz folgenden kupontermin bis Zum Ende des jahres اصلاح شود و جمله اولين تاريخ كوپن پس از 31 مارس معني ميدهد. با در نظر گرفتن نكات بالا اينجانب با مفاد نامه شما موافقم. با تقديم احترامات امضاء نايمير ضميمه 2 (يادداشت - متن زير شامل متن پيوست 4 گزارش كنفرانس ديون خارجي آلمان ميباشد كه براي همآهنگي سه زبان در آن تغييراتي داده شده است.توافق هاي تكميلي كه پس از كنفرانس بين طرفين دربارة اين ضميمه حاصل شده بعنوان ضميمه جزء پيوست شده است). توصيههاي توافق شده براي تصفيه ديون متوسط المدة و طويل المدة آلمان ناشي از معاملات سرمايههاي شخصي. فهرست مادة يك - مقدمه. مادة دوم - تعاريف. مادة سوم - ديون تأمين شده. مادة چهارم - مبالغ معوقه از ديون. مادة پنجم - شروط تصفيه.
1
اصول.
2
ديون بپول رايج خارجي با شروط طلا.
3
ديون بپول رايج آلمان با شروط طلا. 4 -بهرههاي معوقه.
5
نرخ بهرههاي آينده.
6
نرخ بهره در مواردي كه تبديل عملي شده.
7
پرداخت بهره.
8
پرداختهاي استهلاكي.
9
موعد رسيدن
10
پرداخت مجدد مبالغ جزئي از ديون.
11
موارد دشواري.
12
تأمين.
13
ذخائر و وجوه استهلاكي.
14
مقررات ارزي.
15
امتناع مديون.
16
تعديل شروط.
17
امتيازات براي استفادة بدهكاران. مادة ششم - مقررات متفرقه دربارة ديون.
1
پرداخت مجدد بپول رايج آلمان.
2
تغيير طلبكار.
3
تغيير بدهكار. مادة هفتم - تشريفات براي مذاكره دربارة قراردادهاي جديد. مادة هشتم - نمايندگي طلبكار. مادة نهم - كميته حكميت و ميانجيگري مادة دهم - هزينههاي طلبكاران نمايندگان طلبكار و ديگران. مادة يازدهم - رسميت يافتن. ماده يك مقدمه اين موافقتنامه شروط و تشريفات حاكم بر تصفية ديون مندرجة در مادة 3 زير را تثبيت مينمايد موافقتنامه بخودي خود شروط ديوني را كه شامل ميشود تعديل نميكند بلكه بدين منظور تدوين شده كه قراردادهاي جديد بين هر بدهكاري و طلبكارانش طبق مفاد آن منعقد گردد. قراردادهاي جديدبايستي حاوي شروط قراردادهاي موجود باشد مگر اينكه در حدود مفاد اين موافقتنامه بدهكار آنرا تعديل نمايند. ماده دوم تعاريف كلمات زير كه در هر جاي اين موافقتنامه استعمال شده باشد داراي معاني زير ميباشند مگر اينكه با متن مغايرت داشته باشد. قرارداد اصلي - قرارداد منعقده در زماني كه اولين دفعه وام دريافت شده. قرارداد موجود - قرارداد اصلي مگر در مورد قراردادي كه تابع تغيير يا تغييرات مؤثري گشته كه در اينصورت قرارداد موجود قرارداديست كه پس ازآخرين تغيير مؤثر باقي مانده باشد. تغيير مؤثر - هر تغييري كه قبل از ژوئن 1933 يا پس از آن تاريخ دربارة اعسار يا تهديد به اعسار مديون در شروط در قرارداد وام داده شده باشد مشروط بر اينكه: (a)در هر مرافعهاي مربوط به اينكه آيا تغيير با مذاكرات آزاد صورت گرفته يا خير بايستي چنين فرض شود كه در مواردي كه ادارة آلماني حفاظت اموال دشمن بنمايندگي طلبكار قراري را عرضه داشته يا قراري از صرف قبول پيشنهاد يك طرفة بدهكار از طرف طلبكار ناشي شده اين قرار آزادانه گذاشته نشده است. (b)در هر مطلب مورد اختلاف بعهده بدهكار است كه ثابت نمايد تغيير مؤثر بوده است. (c)در مورد وامهاي كليسا هر تغييري بايستي مؤثر تلقي شود. طلبكار - هر نمايندة طلبكاري را كه طبق مفاد ماده 8 اين موافقتنامه تعيين شده باشد در بر ميگيرد. آلمان - كلية مناطق داخل آلمان رايش در اول ژانوية 1937 مقيم - ساكن بطور معمول (Mitc Ewohntic hen Aufomthai toder sity) براي شخصيت هاي حقوقي بايستي محل سكونتشان را در جمهوري فدرال آلمان يا برلين غربي فرض نمود مشروط بر اينكه در آن نواحي به ثبت رسيده باشد. ماده سوم ديون تأمين شده (مشمول موافقتنامه) 1 - موافقتنامه حاضر شامل هر نوع وام اوراق قرضه يا غير اوراق قرضه كه خارج از آلمان منتشر يا تحصيل شده ميباشد مشروط بر اينكه: (a)وام قبل از 8 مه 1945 تحصيل شده باشد. (b)طبق قرارداد اصلي وام براي مدت پنج سال يا بيشتر گرفته شده باشد. (c)بدهكار هر نوع شركت تجارتخانه بانك كليسا مؤسسه خيريه يا هر مؤسسه غير دولتي باشد. (d)بدهكار در اول ژانويه 1953 يا هر تاريخي بعد از آن كه طلبكار تقاضاي تسليم پيشنهاد تصفيه مينمايد مقيم جمهوري فدرال آلمان يا برلن (غربي)باشد. (e)وام بپول رايج غير آلماني يا بپول آلمان حاوي شروط طلا يا شروط پول غير آلماني تعيين شده باشد. 2 - با وجود مقررات پاراگراف يك اين ماده موافقت نامة حاضر نبايستي شامل (I) انواع ديون زير كه محتاج برسيدگي جداگانه است بشود: (a)ديون مؤسسات عامالمنفعه كه در شهر برلين واقع شده و بوسيلة برلين كنترل ميشود. (b)ديونيكه بدهي بدهكار بطلبكاري است كه بطور مستقيم يا غير مستقيم مالك بدهكار است (بتعريف بدهكار مراجعه فرماييد. مترجم) (c) ديون مربوط بوامهائي كه مبلغ اصلي آن با تسعير بنرخ اول ژوئيه 1952 كمتر از چهل هزار دلار آمريكائي بوده است. (d)ديون مربوط به موافقت نامة سويس و آلمان مورخ 6 دسامبر 1920 و 25 مارس 1923(باصطلاح .(Schweizer Frankeengrundschulden (ii) ديون تأسيسات مشترك برق سرحدي آلمان و سويس واقع در رن (Rhine) سه وام اوراق قرضه و دو وام غير اوراق قرضه كه كمپانيهاي آلماني به دارندگان سويسي اوراق قرضه و ساير طلبكاران بدهكارند معوقه مانده است. نظر بملاحظات خاصي درباره اداره كردن تأسيسات مشترك برق در طول رن (Rhine) تصفية اين ديون مربوط بساير اوراق قرضه است. با توجه به اين جريانات تصفيه نهائي (كه توافق درباره آن فعلاً غير ممكن است)موكول بمذاكرات مستقيم بين سويس و جمهوري فدرال آلمان ميگردد. در هر حال طلبكاران موافقت مينمايند كه ضمن مذاكرات تصفيه تقاضاي پرداختي بيش از 5 ميليون فرانك سويس در سال براي 5 سال اول بعد از اول ژانويه 1953 ننمايند. 3 - هيچ ديني نبايد صرفاً بخاطر اينكه بدهكار جديدي بوسيلة اجراي قانون يا بنحو ديگري قبل يا بعد از 8 مه 1945 مسئول آن شناخته شده ياخواهد شد مستثني باشد. مثلا هر ديني كه تابع قانون شمارة 27 كميسيون عالي متفقين (تجديد سازمان صنايع ذغال و آهن و فولاد آلمان) باشد نبايد به استناد اينكه واحد ياكمپاني جانشين مؤسسه قبلي مسئول آنست مستثني شود. 4 - اين موافقتنامه شامل اوراق قرضه يا كوپنهائي كه طبق قانون معتبر شناختن مورخ 19 اوت 1949 (Wirtschaftsgesetzblatt P.295) وقانون معتبر شناختن اوراق قرضة خارجي مورخ اوت 1952 محتاج بمعتبر شناخته شدن ميباشد نميشود مگر اينكه اين قبيل اوراق قرضه يا كوپنها طبق مقررات اين قوانين و موافقتنامههاي بينالدول كه ممكن است با كشور منتشر كننده درباره اين قوانين منعقد گردد معتبر شناخته شود. 5 - مسئله ديون بانك مركزي كشاورزي آلمان بعلت وجود عوامل مختلف بغرنج شده است. از نتيجة تقسيم آلمان وجوه بكار انداخته شده در آلمان شرقي فعلا قابل وصول نيست و به اين علت مبلغ ديني كه مشمول اين موافقتنامه ميشود بمبالغ گوناگوني كه بوسيلة مقررات موجود تثبيت شده است تقليل يافته كه پورسانتاژ (درصد) آن در هر مورد متفاوت و از 20% تا 67% وامهاي معوقه ميباشد نمايندگان آلمان اظهار نمودند كه حكومت فدرال در حال حاضر قادر بتغيير اين وضع كه خصوصاً ناشي از مقررات مربوط بقانون تبديل پول است نميباشد.آنها موافقت دارند كه حكومت فدرال بايستي حتيالامكان براي تصفية ديون بانك و پرداخت بهره و اقساط استهلاكي طبق قوانين و مقررات مذكور در فوق تسهيلات لازمه را فراهم نمايند نمايندگان طلبكار اين حق را براي طلبكاران محفوظ ميدارند كه هر اقدام مجازي براي تصحيح هر موضوعي كه تصفيه تبعيضي و خصوصي بين طبقات مختلف طلبكاران تلقي نمايند بعمل آورند. بديهي است بانك تعهدات خود را در قبال طلبكاران درباره ديون ناشي از بدست آوردن اموال واقعه در آلمان شرقي بعهده گرفته و اين تعهدات را هر وقت كه اموال مزبور قابل وصول گردد اجرا خواهد كرد. مؤسسات ديگري نيز با وضع مشابه وجود دارند كه همين اصول درباره آنها بايد اجرا شود. 6 - در مورد تصفية وام پطاس در هر طرح تصفيهاي طبق موافقت نامة حاضر لازم است خصوصيات خاص اين وام در نظر گرفته شود. ماده چهارم مبلغ معوقة ديون 1 - مبلغ معوقة هر ديني عبارتست از اصل مبلغ پرداخت نشده و تمام بهرههاي پرداخت نشده كه تا اول ژانوية 1953 به آن تعلق ميگيرد. اين بهرهها بايستي بهره ساده و بنرخ معينه در قرارداد موجود محاسبه شود و صرفنظر از اينكه سررسيد دين قبل از آن تاريخ فرا رسيده يا خير و صرفنظر از نتايج هر نوع قصوري كه در اجراي قرارداد موجود قبل از آن تاريخ بعمل آمده است. 2 - وجهي بموجب مفاد پاراگراف اول اين ماده پرداخت نشده محسوب ميشود كه طلبكار صريحاً يا بطور ضمني دريافت و قبول نكرده باشد. قبول اوراق قرضه رسيد موقت يا وجه نقد بوسيلة طلبكار از صندوق تبديل در حكم پرداخت دين يا قسمتي از دين است كه اين چيزها از بابت آن قبول شده است. ماده پنجم شروط تصفيه 1 - اصل. هيچ تخفيفي در اصل مبلغ معوقه نبايد داده شود. 2 - ديون ارزي با شروط طلا. (a)دلار طلا و فرانك سويس طلا. در مورد ديون تصريح شده به دلار طلا يا فرانك سويس طلا اين ديون بايستي بر اساس هر يك دلار رايج معادل يك دلار طلا و هر يك فرانك سويس رايج معادل يك فرانك سويس طلا محاسبه و قراردادهاي جديد بايستي با دلار رايج با فرانك سويس رايج منعقد گردد. (b)ارزهاي ديگر با شروط طلا. در مورد ديون ديگر با شروط طلا (به استثناي ديون بپول رايج آلمان با شروط طلا به پاراگراف 3 در زير مراجعه فرمائيد) مبالغ بدهي بايستي فقط بپول رايج كشوري كه در آن وام تحصيل شده يا اوراق قرضه منتشر شده (در زير پول كشور ناشر خوانده شده) قابل پرداخت باشد و مبلغ بدهي بنرخ ارز در تاريخ سررسيد پرداخت معادل دلار آمريكائي محاسبه ميشود به اين ترتيب كه مبلغ اوراق قرضه بپول كشور ناشر بنرخ معمول در تاريخ تحصيل وام يا نشر اوراق قرضه به دلار آمريكايي تبديل ميشود. بهر صورت مبلغ پول كشور ناشر كه به اين ترتيب بدست ميآيد نبايد كمتر از مقداري باشد كه در صورت محاسبه بنرخ ارز در تاريخ اول اوت 1952 بدست خواهد آمد. 3 - ديون بپول رايج آلمان با شروط طلا. (a)اين اصل مورد قبول قرار گرفته كه ديون مالي و رهني به گلد مارك و به رايش مارك با شروط طلا چون ماهيت خاص خارجي داشتند بايستي بنرخ هر يك گلد مارك يا هر يك رايش مارك با شروط طلا معادل يك دويچ مارك تبديل بدويچمارك شوند. (b)تعريف مشخصاتي كه تشكيل دهنده ماهيت خاص خارجي ديون فوق هستند موضوع مذاكرات بعدي خواهد بود (بضميمه 7 مراجعه فرمائيد) هردو طرف در مورد اين مسئله كه در چه مواردي و به چه طريقي اصل فوق ميتواند اجرا شود وضع خود را محفوظ ميدارند. اخذ تصميم دربارة انطباق راه حل هاي پيدا شده با قوانين آلمان دربارة اصلاحات پولي و تقسيم تحميلات جنگ بعهدة هيئت اعزامي آلمان است. (c)مذاكرات مذكور در فوق بين يك هيئت اعزامي آلمان و نمايندگان اعزامي طلبكاران بايد منتهي تا 31 اكتبر 1952 بعمل آيد. 4 - بهرههاي معوقه. طبق مفاد پاراگراف 6 در زير دو سوم بهرههاي پرداخت نشده تا اول ژانويه 1953 بايستي تبديل به وام ثابت و يك سوم بخشيده شود. بهرههائيكه تبديل بوام ثابت شده با اصل وام پرداخت نشده اصل وام جديد را تشكيل ميدهند. 5 - نرخ بهرة آينده. طبق مفاد پاراگراف 6 در زير صرفنظر از تاريخ انعقاد قرارداد بموجب موافقتنامه حاضر بهرة از تاريخ اول ژانويه 1953 بنرخ 75% از نرخ بهرة مذكور در قرارداد حاضر شروع ميشود. نرخ جديد بهره در هر صورت نبايد در مورد ديون اوراق قرضه از1/4 5% و در مورد ديون غير اوراق قرضه از 6%تجاوز نمايد و همچنين نبايد كمتر از 4% باشد مگر در موارديكه نرخ بهره پيش بيني شده در قرارداد موجود كمتر از 4% باشد كه در اين صورت نرخ قرارداد موجود ملاك عمل است. 6 - نرخ بهره در موارديكه تبديل مؤثر بعمل آمده است. دربارة ديني كه مورد تبديل مؤثر واقع شده بدهكار بايد يكي از شقوق زير را انتخاب كند: (a)كليهة بهرههاي معوقه پرداخت نشده بموجب قرارداد موجود تا اول ژانويه 1953 را تبديل بوام ثابت نموده و از آن تاريخ بنرخ معينه در قرارداد موجود بهره بپردازد. (b)بهرههاي پرداخت نشده را تبديل بوام ثابت نموده و بهرههاي آينده را بپردازد مانند اينكه قرارداد اصلي هنوز بقوت خود باقي بوده و پاراگراف 4و 5 شامل آن ميشده است. 7 - پرداخت بهره. بهره براي مدتي كه از اول ژانويه 1953 شروع ميشود بايستي حداقل شش ماه بشش ماه قابل پرداخت باشد در موارديكه قرارداد جديد تابعه از اول ژانويه 1954 منعقد نشده اگر بعلل موجهي پرداخت بهره مدت بين اول ژانويه 1953 و تاريخهاي انعقاد قرارداد جديد را نتوان دفعتاً از بدهكار انتظار داشت بايستي تعديل مناسبي بعمل آيد. 8 - پرداخت هاي استهلاكي. (a)اقساط استهلاكي بايستي سالانه از سال 1958 تا سال 1962 بنرخ يك درصد مبلغ اصل و از آن ببعد تا سررسيد بنرخ 2% مبلغ اصل پرداخت شود. پرداختهاي استهلاكي براي هر سال پس از 1958 بايستي معادل بهره يك سال ديوني كه در سالهاي قبل مستهلك شده افزايش يابد به استثناي ديوني كه طبق پاراگراف جزء (d) در زير بوسيله پرداخت مستهلك شده باشد. (b)پرداختهاي استهلاكي بايد در اولين تاريخ پرداخت بهره در هر سال بعمل آيد اگر اولين تاريخ پرداخت بهره در سال 1958 با اول ژانويه مصادف نشود اولين پرداخت استهلاكي بايد براي مدت از اول ژانويه 1957 تا تاريخ پرداخت بهره محاسبه شود و همين اصل بايستي زمانيكه نرخ سالانه 2%ملاك عمل قرار ميگيرد مراعات شود. (c)تمام اين قبيل استهلاكات بايستي در مورد تقليل مبلغ اصل مراعات شود. در مورد اوراق قرضه منتشره پرداخت هاي استهلاكي بايستي براي از جريان انداختن اوراق بوسيلة آگهي قرعه كشي بقيمت اسمي يا صوري مراعات شود مگر اينكه بين بدهكار و طلبكاران طور ديگري توافق شده باشد. (d)مادام كه طبق قرارداد جديد خدمات ادامه دارد استهلاك اضافي بوسيله بدهكار بهر طريق امكان دارد منجمله بدست آوردن اوراق قرضه خواه در بازار آزاد يا بطريق ديگر. 9 - سررسيد. قرارداد جديد بايستي سررسيد را كمتر از ده سال و بيشتر از 25 سال از اول ژانويه 1953 تعيين ننمايد و تاريخ سررسيد جديد بايد با توافق بدهكار وطلبكار تعيين شود. بدهكار بايستي نزديكترين سررسيد را در حدود مدت فوق هر كدام كه از نقطه نظر اوضاع خاص خود عملي تر است پيشنهاد نمايد.چنين در نظر گرفته شده است كه براي سررسيدهاي 10 تا 15 ساله يا در موارد استثنايي 20 ساله با بدهكاران صنعتي بانكها از كليساها موافقت شود و بهر حال مؤسسات عامالمنفعه و صنايع اساسي ميتوانند سررسيد را به 20 سال برسانند ولي در هيچ مورد بيش از 25 سال ممكن نيست و در مورد ديون غير اوراق قرضه سررسيد معمولي بايد 10 سال باشد. 10 - پرداخت ديون جزئي. در موارديكه مبلغ پرداخت نشده ديني با مقايسه با اصل مبلغ وام خيلي ناچيز است صرفنظر از مفاد پاراگراف 8 و 9 اين ماده ميتوان براي زودتر پرداخت نمودن اصل و بهرههاي معوقه و خاتمه دادن بموضوع توافق نمود. 11 - موارد دشواري. هر گاه جريانات غير عادي به انضمام از دست دادن اموال و نظائر آن در خاك آلمان خارج از قلمرو جمهوري فدرال و برلين (غربي) در وضع مالي بدهكار طوري اثر نمايد كه تسليم پيشنهاد براي قرارداد جديد طبق شروط معينه در اين موافقتنامه براي وي غير ممكن يا غير عملي باشد نبايستي ازتوافق بين بدهكار و طلب كارانش بمنظور تعديل لازمه از نقطه وجود جريانات خاص اجتناب شود. 12 - وثيقه. طبق ساير مقررات قابل اجراي قانون مقررات موجود براي رهن تصرف و هر نوع وثيقهاي براي حفظ منافع طلبكاران بايد بقوت خود باقي بماند ولي اگر وثيقة مندرجة در قرارداد موجود كماً يا كيفاً با اصل مبلغ دين يا با شرايط موجود هنگام عقد قرارداد جديد مطابقت نكند بدهكار بايد تغيير كمي ياكيفي وثيقه را پيشنهاد نمايد. وثيقة پيشنهاد از طرف بدهكار بهر حال بايد كاملاً متناسب و براي طلبكار قابل قبول باشد. در نتيجة آسيب ديدن بادگرگوني كلي وثيقه بدهكار بايستي براي تأمين منافع طلبكار حداقل تا ميزان تعهد اوليه اصلاحات لازمه را بعمل آورد. طلبكار ميتواند وثيقه مناسبي يا تأمين قابل قبولي مطالبه نمايد و بدهكار بايستي تهيه نمايد. 13 - ذخائر و وجوه استهلاكي. چون پرداختهاي استهلاكي فقط در سال 1958 و با نرخ نازل يك درصد شروع ميشود و در سال 1963 فقط به 2% افزايش مييابد بدهكار بايستي سياست مطمئني را براي مستحكم ساختن وضع مالي خود تعقيب كند تا بتواند در سررسيد تعهدات خود را انجام دهد. بنابراين بايستي دربارة مقرراتاضافي براي استقرار ذخائر با وجوه استهلاكي بين بدهكاران و طلبكاران مذاكره بعمل آيد كه طبق آن سالانه مبلغي معادل چند درصد از سود ويژه قبل از تقسيم يا بطريق ديگري كه توافق حاصل شده باشد كنار گذاشته شود. 14 - مقررات ارزي. بدهكار بايستي اقدامات لازمه را طبق قوانين آلمان براي تهية ارز لازم بمنظور انجام كلية تعهدات خود بموجب قرارداد جديد بعمل آورد. 15 - قصور بدهكار در پرداخت. در صورت قصور بدهكار در پرداخت علاوه بر جرائم مقرره در قرارداد جديد طلبكار حق دارد براي مدت تأخير بهرهاي بنرخ مقرره در قرارداد موجود دريافت دارد. 16 - تعديل و شروط. هيچ چيزي در اين موافقتنامه نبايد مانع از اين شود كه هر بدهكار با جلب موافقت طلبكار شرايط مساعد تري از شروط مندرجة در اين موافقتنامه بدست آورد. 17 - امتيازات بنفع بدهكار. طلبكاران تصور مينمايند امتيازاتي كه بموجب اين موافقتنامه دادهاند منافع بدهكار را تأمين مينمايد. ماده ششم مقررات مختلف مؤثر در ديون 1 - پرداخت بپول رايج آلمان. هر بدهكاري بايستي بنا بتقاضاي هر يك از طلب كارانش ترتيب پرداخت تمام يا قسمتي از ديني را بپول رايج آلمان بدهد. 2 - تغيير طلبكار. بجز در مورد اوراق قرضه طلبكار ميتواند تمام يا يك قسمتي از دعاوي خود را بشخص ديگري كه معمولاً مقيم خارج آلمان فدرال و برلين (غربي)است واگذار نمايد مشروط بر اينكه: (a)مقيم منطقه همان پول رايج باشد. (b)هيچ تغيير در شروط تعهد ندهد. (c)بطور غير مستقيم يا مستقيم منجر به تصفيه آن نشود. 3 - تغيير بدهكار مقامات كميسيون ارز آلمان تقاضاهاي بدهكار جديد آلماني را مبني بر قبول دين موجود و بمنظور تعويض وثيقه مورد گرو يا وثيقه جديد با نظر مساعد تلقي مينمايد. ماده هفتم جريان مذاكرات درباره قراردادهاي جديد 1 - مفاد و جزئيات فني مربوط بقراردادهاي جديديكه بين طلبكاران و بدهكاران منعقد خواهد شد بايستي حاوي پيشنهاد تصفيهاي از طرف بدهكارباشد. 2 - كلية موافقتنامهها قراردادها يا يادداشت هاي مشابه پيشنهاد شده در صورت تمايل طلبكاران بايستي از نظر شكل و مضمون بتصويب شوراي حقوقي برسد. 3 - هر بدهكاري موظف است قبل از 30 ژوئن 1953 يا بفاصلة شش ماه از تاريخ سكونت در جمهوري فدرال آلمان يا برلين (غربي) پيشنهاد مشروح تصفيهاي تهيه و تسليم طلبكار خود نمايد. طلبكار ميتواند از بدهكار تقاضا نمايد كه در هر زمينهاي از پيشنهاد با او داخل مذاكره شود و بدهكار بايستي داخل چنين مذاكرهاي بشود. 4 - كلمة طلبكار كه در پاراگراف 2 و 3 اين ماده استعمال شده در مورد هر نوع اوراق قرضه نماينده طلبكاران كه طبق مادة 8 تعيين شده باشد معنيميدهد. 5 - در مورد ديون اوراق قرضه ممكن است شروط تصفيه روي اوراق قرضه موجود نوشته شود يا اوراق قرضة جديدي بجاي اوراق موجود منتشر گردد و براي بهرههاي معوقه اوراق جديد يا رسيد موقت جز كه با اوراق قرضه قابل تعويض باشند منتشر شود. عملي ساختن هر يك از شقوق فوق منوط بسهولت كار و عرف بازاري است كه اوراق قرضه در آن منتشر شده است. اوراق قرضهاي كه شروط روي آن نوشته شده يا اوراق قرضه جديد بايستي با روش معمول در بازار مطابقت داشته باشد بدهكار بمنظور تضمين قابل معامله بودن اوراق بايستي بخرج خود مؤسسة بانكي مناسبي رابراي اجراي تصفيه استخدام نموده و كلية احتياجات مقامات دولت و تضمينات لازمه براي بازار را تأمين نمايد. ماده هشتم نمايندگي طلبكار كميتهها و سازمانهائي كه هيئتهاي اعزامي آنان بمشابه نمايندگان گروههاي ملي مختلف طلبكاران در كنفرانس ديون خارجي آلمان شركت كردهاند)اين كميتهها و سازمانها بعداً كميتههاي طلب كار ناميده ميشود) بايستي بشرط تصويب دولت هاي متبوعه خود اشخاص يا سازمانهائي براي بميان گذاشتن امور تصفيه بين بدهكاران بخصوص و طلبكارانشان طبق اين موافقتنامه تعيين نمايند يا خودشان اينكار را بعهده گيرند. در هر مورد خاصي نبايد بيش از يكنفر نماينده يا يك سازمان نماينده تعيين شود به استثناي موارديكه كميتههاي طلبكار براي حفظ كامل حقوق دارندگان اوراق مختلف درمورد بدهكار بخصوص لازم بدانند كه در اين صورت براي هر يك از انواع اوراق قرضه نبايد بيش از يكنفر نماينده يا سازمان نماينده تعيين شود.بدهكار آلماني حق دارد كه از كميتههاي طلبكار تقاضا نمايد كه نمايندگاني تعيين نمايد. شركت در كنفرانس ديون نبايد هيچكس را با هر سمتي از شركت در مذاكراتيكه طبق اين موافقتنامه بعمل ميآيد مانع شود. ماده نهم كميتة حكميت و ميانجيگري 1 - حدود اختيارات. بمنظور اجراي تصفيه بين بدهكاران فردي و طلبكارانشان بايستي يك كميته حكميت و ميانجيگري تأسيس شود. وظيفة اين كميته اينست كه درموارديكه بدهكار و طلبكاران نميتوانند دربارة شروط پيشنهاد تصفيه توافق حاصل نمايند بين آنها حكميت و ميانجيگري نمايد. هر يك از طرفين حق دارند موضوع مورد اختلاف را بكميته احاله دهند. رأي كميته براي طرفين لازمالاجرا است. بدهكار موظف خواهد بود شروط مندرجه در رأي را بطلبكاران خود پيشنهاد نمايد. طلبكار موظف خواهد بود اين شروط را بپذيرد (بضميمة جزء مراجعه شود) يا در مورد اوراق قرضه كه دارندگان اوراق طبق مفاد مادة 8 اين موافقتنامه داراي نماينده هستند نمايندة طلبكاران موظف است قبول پيشنهاد را به دارندگان اوراق توصيه نمايد. در موارديكه نمايندة طلبكاران طبق مادة 8 تعيين شده حقوق طلبكاران ناشي از اين ماده بايستي بوسيلة نماينده اعمال شود. 2 - تركيب. كميته بايستي مركب از چهار عضو تعيين شده از طرف طلبكاران و چهار عضو تعيين شده از طرف بدهكاران باشد. كميته ميتواند در هر مورد بخصوصي و بتقاضاي اكثريت اعضاي خود يك عضو ديگر انتخاب نمايد. رئيس بايد از ميان اعضاي طلبكار انتخاب شود. اولين رئيس بايد عضوآمريكا باشد. براي هر عضو ميتوان يك عليالبدل تعيين نمود. هر يك از اعضاي كميته به انضمام رئيس يك رأي دارند. 3 - تعيين اعضاء. اعضاي كميته بايستي بشرح زير تعيين شوند: (a)اعضاي طلبكار بايستي بوسيلة سازمانهاي تعيين شده از طرف كميتههاي طلبكار آمريكا انگلستان سويس و هلند تعيين شوند. بنا بتقاضاي كميتة طلبكار كشوريكه طلبكارانش مخصوصاً در مورد بخصوصي ذينفع هستند بايستي عضوي كه بوسيله كميته طلبكار آن كشور تعيين شده بعنوان عليالبدل جانشين يكي از اين اعضاء گردد. (b)اعضاي بدهكار بايستي بوسيلة رئيس هيئت اعزامي آلمان براي ديون خارجي تعيين شود. 4 - جريان (تشريفات) كميته ميتواند سو كميسيونهائي براي هر مورد بخصوصي تشكيل داده و اعضاي موقتي براي حضور در آنها تعيين نمايد. طرز تسليم دعاوي زمان و مكان تشكيل جلسات و ارسال اخطاريه و ساير امور مربوطه بجريان يا ادارة كميته يا سوكميسيونهاي آن بوسيلة كميته معين ميشود. 5 - هزينهها. اعضاي كميته و اعضاي موقت بايستي كلية هزينة سفر و هزينههاي جزئي كه بر اين انجام وظيفه خود نمودهاند به اضافه پاداشي كه از طرف كميته درباره صرف وقت براي انجام وظيفه تعيين ميكند دريافت دارند. كلية مخارجي كه بوسيلة كميته يا اعضاء يا اعضاي موقت آن در مورد هر مرافعهاي ميشود بايستي بدهكار آلماني مربوطه بعهده گيرد. در هر مورديكه كميته يا سو كميسيون مربوطه تشخيص دهد كه مراجعه بكميته از طرف طلبكار با حسن نيت توأم نبوده يا دادخواست بيمعني است هزينهها تا حدودي كه از طرف كميته يا سوكميسيون دستور داده ميشود بعهدة طلبكار است. كلية مخارج ديگر كميته و اعضاي آن به انضمام پاداش اعضاء در مدت اشتغال به امور كميته بوسيلة تخمين يا طريق ديگري بايد توسط بدهكار پرداخت شود. ماده دهم مخارج طلبكاران و نمايندگان طلبكار و ديگران 1 - بدهكاران مشمول اين موافقتنامه بايستي كلية مخارج مربوط بكنفرانس ديون يا مربوط به اجراي كلي اين موافقتنامه كه بوسيلة هر طلبكاري بعمل آمده بپردازد. 2 - هزينههائيكه توسط طلبكار دربارة مذاكراتي كه طبق مادة 7 اين موافقتنامه بين بدهكاري و طلبكارانش بعمل آمده پرداخت شده است بدهكار مربوطه بايستي بعهده بگيرد. اين قبيل مخارج و پاداش ها در مورد ديون غير اوراق قرضه به طلبكار و در مورد ديون اوراق قرضه به نمايندگان طلبكار كه طبق مادة 8 اين موافقتنامه تعيين شدهاند بايستي پرداخت شود. 3 - كلمة مخارج كه در پاراگراف 1 و 2 اين ماده استعمال شده شامل پاداش مناسب براي خدمات ميباشد. هر اختلافي را دربارة مناسب بودن يا نبودن مخارج قابل پرداخت بموجب اين ماده ميتوان به كميته حكميت و ميانجيگري ارجاع نمود. 4 - پرداخت هاي پيش بيني شده در اين ماده نبايد سد راه يا مانع از اين شود كه هر نماينده طلبكاري مخارج اضافي نموده و آنرا از طلبكاران يا دارندگان اوراق قرضه وصول كند. ماده يازدهم رسميت يافتن هيچ پرداختي طبق شروط هر پيشنهاد تصفيهاي كه بموجب اين موافقتنامه بعمل آمده نبايد قبل از رسميت يافتن موافقتنامه بينالدول دربارة ديون خارجي آلمان بعمل آيد. معهذا بدهكاران بايستي براي تهيه و تقديم پيشنهادهاي تصفيه طبق مفاد مادة 7 اين موافقتنامه به طلبكاران خود سريعاً اقدام نمايند و مذاكرات لازم را ادامه دهند و بعبارت ديگر كلية اقدامات را براي تهية پيشنهادهاي جديد كه در نظر گرفته شده بعمل آورند: ضميمة جزء از ضميمة 2 تفسير پاراگراف دوم از قسمت اول از مادة نهم از ضميمة 2 كميسيون سه جانبة ديون آلمان 12 نوامبر 1952 آقايان محترم ما متوجه سوء تفاهمي شدهايم كه ناشي از معني پاراگراف دوم قسمت اول مادة نهم پيوست چهارم گزارش كنفرانس ديون خارجي آلمان است. اين پاراگراف بشرح زير است: رأي كميته براي طرفين لازمالاجرا است. بدهكار موظف خواهد بود شروط مندرجه در رأي را به طلبكاران خود پيشنهاد نمايد. طلبكار موظف خواهدبود اين شروط را بپذيرد يا در مورد اوراق قرضه كه دارندگان اوراق طبق مفاد مادة 8 اين موافقتنامه داراي نماينده هستند نمايندة طلبكاران موظف است قبول پيشنهاد را بدارندگان اوراق توصيه نمايد... كلمات اين شروط را بپذيرد موجب سوء تفاهم شده است. اگر بجاي آن جمله اين شروط را بعلت مطابق آن با مفاد موافقتنامه برسميت بشناسد گذاشته شود تفسير صحيح و روشن خواهد بود. هر گاه كميسيون سه جانبه در نظر بگيرد كه پاراگراف دوم قسمت اول مادة نهم پيوست چهار با تغييرات فوق كه بشرح زير است معني صحيح خود راخواهد داشت موجب امتنان است. رأي كميته براي طرفين لازمالاجرا است. بدهكار موظف خواهد بود شروط مندرجه در رأي را به طلبكاران خود پيشنهاد نمايد. طلبكار موظف خواهدبود اين شروط را بعلت تطابق آن با مفاد موافقتنامه برسميت بشناسد يا در موارد اوراق قرضه كه دارندگان اوراق طبق مفاد مادة 8 اين موافقتنامه داراي نماينده هستند نمايندة طلبكاران موظف است قبول پيشنهاد را بدارندگان اوراق توصيه نمايد. دوستدار امضاء – لگت Leggett امضاء - آبس رئيس كميتة مذاكرات B در كنفرانس ديون خارجي آلمان رئيس هيئت اعزامي آلمان براي ديون خارجي ضميمه 3 (يادداشت - متن زير عبارتست از متن پيوست 5 بگزارش كنفرانس دربارة ديون خارجي آلمان با تغييرات لازمه براي حصول هم آهنگي در سه زبان توافقهاي متمم كه دربارة ضميمه پس از ختم كنفرانس طرفين حاصل شده بعنوان ضميمة جزء به آن الصاق شده است.) توصيههاي توافق شده براي تصفيه ديون راكد: موافقتنامه اعتبار آلمان در سال 1952 موافقتنامه منعقده بين كميتهاي نمايندگي مؤسسات بانكداري تجارتي و صنعتي در جمهوري فدرال آلمان و برلين غربي (كه بعداً كميته آلماني ناميده نخواهد شد كه اين اصطلاح شامل هر مؤسسه يا هيئتي ميشود كه بعداً عهدهدار انجام هر قسمت از وظائف آن مربوط به اين موافقتنامه است گردد)بانك دويچرلاندر (كه شامل هر مؤسسه يا هيئتي ميشود كه بعداً عهدهدار انجام هر قسمت از وظايف آن كه مربوط به اين موافقتنامه است گردد)و هريك از كميتههاي نامبرده در زير (كه بعداً بطور دسته جمعي كميتة بانكداران خارجي ناميده ميشود) كه اين موافقتنامه را امضاء كند يعني كميتههائي بنمايندگي مؤسسات بانكداري كه در ايالات متحده آمريكا، انگلستان و سويس مشغول كار هستند. نظر باينكه (1) در جواب تقاضاي كنفرانس هفت دولت منعقده در لندن بسال 1931 مبني بر اينكه بانكداران خارجي طلبكار از آلمان بايستي اقدامات هم آهنگي براي تقويت حجم اعتباراتي كه تاكنون به آلمان دادهاند بعمل آورند و به اتكاي اعلامية كنفرانس مبني بر اينكه بمنظور تقويت ثبات وضع مالي آلمان كه از نظر منافع تمام دنيا داراي اهميت اساسي است دولتهاي ذينفع تا جائي كه در قدرت آنهاست براي اعاده اطمينان حاضر به تشريك مساعي بودند موافقتنامهاي براي تقويت اعتبارات بانكي كوتاه مدت اعطائي به آلمان كه در 17 سپتامبر 1931 رسميت يافت با طلبكاران بانكدار خارجي منعقد گرديد. (2) تقويت اعتبارات بانكي كوتاه مدت بوسيلة موافقتنامههاي متوالي سالانه ادامه داشت كه آخرين آنها (كه بعداً موافقت نامة 1939 ناميده ميشود) در31 مه 1940 منقضي ميشد و در نتيجة بروز جنگ بين آلمان و انگلستان و متفقين طبق آن موافقتنامه بوسيلة يادداشتي از طرف كميتههاي نمايندگان طلبكاران بانكدار در آمريكا و انگلستان در 4 سپتامبر 1939 خاتمه يافت. (3) پس از خاتمه موافقتنامه 1939 موافقتنامههاي ديگري بين كميتة طلبكاران آمريكائي و بدهكاران مربوطه آلماني در سال 1939 و 1940 براي ادامهة تقويت اعتبارات بانكي كه تا مدت مذكور در فوق (با بعضي جرح و تعديل ها و محدوديت ها) مانند آنچه كه طلبكاران يا بانكدار خارجي در آمريكا اعطا كرده بودند منعقد شده ولي دومين موافقتنامه در 31 مه 1941 منقضي گرديده. (4) پس از خاتمه موافقتنامه 1939 موافقتنامههاي ديگري بين كميتة طلبكاران سويس و بدهكاران مربوطة آلماني براي ادامة تقويت اعتبارات بانكي كوتاه مدت مذكور در فوق (با بعضي جرح و تعديل ها و محدوديت ها) مانند آنچه كه طلبكاران بانكدار خارجي در سويس اعطا كرده بودند منعقد شده ولي تمام اين موافقتنامه تا بحال منقضي گرديده است. (5) طبق شروط آخرين موافقتنامه از موافقتنامههاي قبلي سررسيد كليهةديون ناشي از اعتبارات بانكي كوتاه مدت اعطائي به آلمان در انقضاي موافقتنامه مربوطه است و سررسيد كلية اين ديون (به انضمام ديون ناشي از اعتبارات اعطائي بجاي اعتبارات كوتاه مدتيكه مشمول يك يا چند موافقتنامة قبلي ميشود) فرا رسيده و از طرف بدهكار مربوطه (با بهره و ساير هزينههائيكه تعلق گرفته يا خواهد گرفت) بپول رايج خارجي مربوطه قابل پرداخت شده و هنوز معوق مانده و قابل پرداخت است - به استثناي موارديكه ديون مذكور تا بحال پرداخت شده يا بوسيلة پرداخت يا جلب رضايت خواه بپول آلمان يا بپول ديگري تقليل يافته است هنوز هيچگونه مقرراتي براي پرداخت بقيه اين ديون بپول رايج مربوطه وضع نشده است. (6) مؤسسات بانكي تجارتي و صنعتي در آلمان فدرال بوسيلة كميتة آلمان از طلبكاران بانكدار خارجي خود تقاضا نمودهاند كه موافقتنامهاي براي تنظيم پرداخت ديون معوقة كوتاه مدت و استقرار وسائل اعاده شرايط عادي براي سرمايه گذاري در تجارت خارجي آلمان فدرال منعقد گردد و در جواب اين تقاضا مقررات متناسبي فرموله و در اين موافقتنامه گنجانيده شده است. كميتة بانكداران خارجي موافقت نموده است كه بطلبكاران بانكدارخارجي در كشورهاي مربوطه خود الحاق به اين موافقتنامه را توصيه نمايد. (7) اين موافقتنامه از طرف كميتة بانكداران خارجي به اين شرط تنظيم شده است كه حكومت جمهوري فدرال با مقامات مربوطه ديگري (بضميمة جزء مراجعه شود) آنچنان قوانين و مقرراتي وضع كنند كه براي اجراي مؤثر مفاد آن لازم است و قانون يا مقرراتيكه ناقض تعهدات اين موافقتنامه باشد وضع ننمايند و مخصوصاً با قوانين موضوعه بايستي نكات زير را تأمين نمايد: (I)مؤسسات بانكي و تجارتي و صنعتي در جمهوري فدرال در مورد پرداخت يا دادن وثيقه بين طلبكاران بانكدار خارجي خود اعم از اينكه به اين موافقتنامه ملحق شده باشد يا خير هيچگونه تبعيضي قائل نشود. (II)مؤسسات بانكي و تجارتي و صنعتي در جمهوري فدرال در سپردن وثيقه بين طلبكاران خواه در داخل فدرال و طلبكاران بانكدار خارجي خود اعم از اينكه به اين موافقتنامه ملحق شده باشند يا خير هيچگونه تبعيضي قائل نشود (بضميمة جزء مراجعه شود). (III)از نقل و انتقالات غير مجاز سرمايه جلوگيري شود. (بضميمة جزء مراجعه شود( (VI) كلية مؤسسات بانكي و تجارتي و صنعتي در جمهوري فدرال (بضميمة جزء مراجعه شود) كه بنحوي از انحاء ديني دارند كه مشمول اين موافقتنامه ميشود ملحق شوند و اكنون بشرح زير توافق حاصل ميشود: 1 - تعاريف. در اين قرارداد جملات آتيالذكر داراي معاني زير ميباشند مگر اينكه با متن مغايرت داشته باشد. اعتبارات كوتاه مدت. (I)كلية قبولي ها سپردههاي موعد دار مساعدههاي نقدي و يا هر نوع دين ديگري ناشي از موافقت نامة خاصي بپول رايج آلماني كه الحاق به آخرين موافقتنامه از موافقتنامههاي قبلي از طرف بانك خارجي طلبكار عملي شده و دين مزبور در تاريخ اين موافقتنامه تصفيه نشده است. ولي ديون ناشي ازاعتبارات بانكي كوتاه مدت كه بمؤسسات بانكي و تجارتي و صنعتي هر كشور ديگري خارج از قلمرو دولت آلمان در 31 دسامبر 1937 داده شده مشمول اين تعريف نيست مگر اينكه بانكداري يا مؤسسات بانكي يا صنعتي يا تجارتي يا شركتي كه معمولاً مقيم جمهوري فدرال باشد (بطوريكه بعداً تعريف ميشود) در مورد اين دين تعهدي داشته باشد. (خواه اصالتاً تعهد داشته باشد يا از طريق جانشين شدن يا ضمانت يا ظهرنويسي يا تضميناعتبار) (ii)هر قبولي ديگر سپردههاي موعد دار مساعدههاي نقدي و يا هر نوع اعتبار بانكي بپول رايج غير آلماني كه در تاريخ اين موافقتنامه معوق مانده وناشي از ترتيب خاص اعتباري است كه طبق مفاد هر يك از موافقتنامههاي قبلي اين ديون جانشين اعتبارات كوتاه مدت تابع آن موافقتنامهها يا يكي ازآنها شده يا بوسيلة استفاده از بقية اعتبار ثبت شده بموجب موافقتنامههاي قبلي يا هر يك از آنها جانشين ديون مزبور شده است. (iii) كلية ديون مربوط به بهره متعلقه بديوني كه مشمول پاراگراف (i) و (ii)ميشود تا تاريخ و به انضمام تاريخ اين موافقتنامه كه در مورد آن بانك طلبكار خارجي بايستي بتواند يا توانسته باشد حق انتخاب مصرحه در شرط (aii) را عملي كرده باشد. (IV)هر نوع ديني ناشي از هر نوع اعتبار بانكي كه بوسيلة تجارتي ساختن اعتبارات كوتاه مدت طبق تعريف پاراگرافهاي (i) تا (ii) طبق مفاد شروط 5اعطا شده است بدهكار آلماني . (i)هر بانكدار مؤسسة بانكي يا مؤسسه تجارتي يا صنعتي يا هر شركتي كه معمولاً مقيم جمهوري فدرال ميباشد و در مورد اعتبارات كوتاه مدت مسئوليتي دارد ولي شامل شعب خارجي شركتهاي فرعي و وابسته به آن نميشود مگر آن كه دربارة اعتبارات اعطائي بشعب خارجي و شركتهاي فرعي و وابسته ارتباط آن با يك مؤسسه تجارتي يا صنعتي يا شركت آلماني در مورديكه طبق موافقتنامههاي قبلي مجاز شمرده شده اعلام گشته باشد.در صورت وجود چنين ارتباطي با اين قبيل اعتبارات از هر جهت و از نقطه نظر اين موافقتنامه مانند اعتبارات كوتاه مدت اعطائي به مؤسسه يا شركت اصلي آلماني رفتار خواهد شد. (ii)هر يك از جانشينان بانكدار مؤسسه بانكي يا تجارتي يا صنعتي يا شركت بطوريكه قبلاً گفته شد. (iii)هر بدهكار عادي آلماني طبق توصيف موافقت نامة اعتباري بدهكاران عادي آلماني مورخ 1932 بانك بدهكار آلماني هر بدهكار آلماني كه شغل اساسي او بانكداري است. بدهكار تجارتي يا صنعتي آلماني هر بدهكار آلماني كه طبق تعاريف قبلي بانك بدهكار آلماني يا بدهكار عادي آلماني نيست. جانشينان. (i)هر شركت كنندة مقيم جمهوري فدرال كه در نتيجة فوت انحلال تجديد سازمان يا ورشكستگي بدهكار آلماني يا بدهكار سابق آلماني در مورد اعتبارات كوتاه مدت مسئوليتي دارد. (ii)هر كمپاني كه معمولاً مقيم جمهوري فدرال است و تمام يا قسمتي از دارائي خود را از بدهكار آلماني يا بدهكار سابق آلماني مسترد داشته و بوسيلة اجراي قانون يا بطريق ديگر در مورد اعتبارات كوتاه مدت مسئول شناخته ميشود. بانك طلبكار خارجي هر بانكدار يا مؤسسة بانكي يا تجارتخانه يا شركتي كه معمولاً مقيم يكي از كشورهاي نامبرده در مقدمة اين موافقتنامه است و دين مربوط به اعتبار كوتاه مدت طلب او است كه بهر صورت طبق شروط 22 بلا شرط به اين موافقتنامه ملحق شده باشد. جمهوري فدرال سرزمين هاي داخل جمهوري فدرال آلمان و منطقه غربي برلين در تاريخ موافقتنامه. آلمان متعلق بجمهوري فدرال بشرحي كه گفته شد. خارجي متعلق بهر كشوري خارجي از سرزمين دولت آلمان در 31 دسامبر 1937. تجارتخانه فردي كه بنام خود يا بنام تجارتخانهاي به امور بازرگاني مشغول است. اعسار هر جا كه با اشاره به بدهكار آلماني استعمال شده. حالتي كه بدهكاري بعلت احتياج به دارائي نقدي قادر بپرداخت تمام ديون خود در سررسيد نباشد. قراردادهاي قبلي موافقتنامه اعتبار آلمان از 1931 تا 1939 موافقت نامة اعتبار بدهكاران عمومي آلمان از 1932 تا 1938 - موافقتنامه راكد ماندن آلمان و آمريكا از 1939تا 1940 و موافقتنامههاي مربوط به اعتبارات كوتاه مدت طلب بانكهاي طلبكار در سويس كه بترتيب به نام Das deutschkreditabkommen von 940,I942,I941,I943,I944 شناخته شده است. ارزش صوري در مورد اعتبارات كوتاه معوقه كل مبلغ اعتبارات كوتاه مدت طبق آخرين اطلاعات واصله به كميتة بانكداران خارجي مربوطه بمنظور محاسبة بپول آلمان بر اساس نرخ متوسط درجمهوري فدرال در اولين رور [روز] كار قبل از تاريخ محاسبه. 2) مدت موافقتنامه - (بضميمة جزء مراجعه شود). مفاد اين موافقتنامه مگر اينكه طور ديگري اعلام گردد. بايستي از روز سال 1952 رسميت يابد و براي 12 ماه از آن تاريخ بقوت خود باقي ماند. درموارد زير كميتة بانكداران خارجي ميتواند قبل از مواعد آنرا مقتضي سازد. (i)هر گاه در جمهوري فدرال استمهالي اعلام گردد كه به تعهدات بدهكاران آلماني مشمول اين موافقتنامه در مقابل بانكداران طلبكار خارجي خللي وارد سازد. (ii)هر گاه در آينده تصميمات بينالمللي يا عمليات حكومتي در زمينههاي مالي و سياسي و اقتصادي و صنعتي بوجود آورد كه بعقيةه اكثريت كميتة بانكداران خارجي اجراي اين موافقتنامه جداً بخطر افتد. (iii)هر گاه كميتة بانكداران خارجي پس از جلب توجه كميتة آلمان مشاهده نمايد كه يكي از شروط مندرجه در گزارش شمارة 7 اجرا نشده است.
2
پايان يافتن موافقتنامه نبايد بحقوق و تعهدات متعلقه طبق اين موافقتنامه مربوط بقبل از تاريخ خاتمه موافقتنامه لطمهاي وارد سازد. براي خاتمه دادن بموافقتنامه بايد يادداشت كتبي يا تلگرام يا راديوگرامي (كه تاريخ انقضاء در آن قيد شده باشد) از طرف اكثريت كميتة بانكداران خارجي امضا و براي بانك تصفية بينالمللي و كميتة آلماني ارسال شود. قصور در ابلاغ به كميتة آلماني مانع از فسخ موافقتنامه نميشود.
3
اعلام استمهال عمومي خارجي در جمهوري فدرال بهر شكل كه باشد موجب انقضاي اين موافقتنامه ميگردد. 3 - نگهداري اعتبارات و غيره. (1) در مدت اين موافقتنامه حق هر بانك طلبكار خارجي در مورد استرداد اعتبارات كوتاه مدت كه بمناسبت آن اعتبارات به اين موافقتنامه ملحق شده است تا انقضاي اين موافقتنامه معوق ميماند به استثناي بانك طلبكار خارجي كه بموجب يكي از شروط اين موافقتنامه زودتر از مدت ملحق بدريافت وجهي باشد. هر بدهكار آلماني بوسيلة الحاق به اين موافقتنامه موافقت مينمايد كه سررسيد كلية اعتبارات كوتاه مدتي كه بمناسبت آن به اين موافقتنامه ملحق شده در انقضاي مدت اين موافقتنامه فرا رسيده و تمام آن به ارز مربوطه قابل پرداخت است مگر آن كه قبل از انقضاي موافقتنامه بموجب يكي از شروط آن تخفيفي داده شده باشد. (2) نه اجراي اين موافقتنامه نه هيچيك از مقررات آن نبايد هيچيك از حقوق و تعهدات بانك طلبكار خارجي و بدهكار خارجي و بدهكار آلماني وي رادر مورد اعتبارات كوتاه مدت ناشي از موارد زير را مخدوش سازد: (i)هر عمل انجام شده يا نشده بوسيلة بدهكار آلماني بنفع بانك طلبكار خارجي در مدت زمان بين انقضاي آخرين موافقتنامه از موافقتنامههاي قبلي قابل اجرا در مورد اعتبارات كوتاه مدت مربوط و رسميت يافتن اين موافقتنامه. (ii)اعمال هر قدرت و حقي بوسيلة بانك طلبكار خارجي كه در مدت مذكور در پاراگراف قبل براي وي ميسر بوده است. بانك طلبكار خارجي با الحاق خود به اين موافقتنامه در مورد اعتبارات كوتاهمدت بايستي هر عمل بدهكار آلماني را كه طبق پاراگراف قبل بنفع بانكطلبكار خارجي انجام شده تصويب و تأييد شده تلقي نمايد و اين تصويب بايستي در زمان اجراي عمل مربوطه نيز نافذ تلقي گردد. (3) تصويب مقرره در جملة قبل شامل هيچيك از پرداختهاي بدهكار آلماني بپول آلماني نميشود بجز پرداختهائي كه براي يا بحساب بانك طلبكار خارجي با رضايت او بعمل آمده است. (4) در مورد هر اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آن كه بانك بدهكار آلماني طبق تبصرة يك از ماده 7 موافقتنامه 1939 (يا مقررات مشابه از موافقتنامههاي بعدي) ملزم به دريافت Eigene Wechsel يا ضمانت نامه از مشتري بوده اين بانك بدهكار بمحض الحاق خود به اين موافقتنامه بايستي EigeneWechsel جديد يا (به انتخاب بانك طلبكار خارجي) ضمانت نامة جديدي براي بانك طلبكار خارجي تهيه نمايد كه تاريخ آن قبل از تاريخ اين موافقتنامه نباشد و هر طور كه در تبصره مذكور (يا مقررات مشابه آن) پيش بيني شده آنرا ضبط يا براي بانك طلبكار خارجي ارسال دارد. اين ضمانت نامه بايستي شامل تعهدي از طرف مشتري باشد كه هر گاه بانك بدهكار طبق مادة 10 داوطلبانه اعتبار كوتاه مدت مربوطه يا قسمتي از آن را بپول رايج آلمان پرداخت نمود مشتري نيز هر طور و بهر شكل كه بانك بدهكار تقاضا داشته باشد، پرداخت نمايد. (5) هر بانك بدهكار آلماني يا بدهكار تجارتي يا صنعتي آلماني موظف است هر سفتهايكه بحساب او از طرف بانك طلبكار خارجي قبولي نوشته شده در سررسيد پرداخت نمايد. (6) هر بانك طلبكار خارجي كه از بابت اعتبار كوتاه مدت بپولي غير از پول كشور خودش طلبي داشته باشد ميتواند با ارسال يادداشتي براي بدهكارآلماني خود در دست اين موافقتنامه مبلغ اين اعتبار را بپول كشور خود تبديل نمايد. اين تبديل بايستي در دفاتر بانك طلبكار خارجي و دفاتر بدهكارآلماني عمل شود. مبلغ اعتبار كوتاه مدت بپول جديد بايستي با مراجعه بنرخ متوسط رسمي تبديل پول آلمان بپول اصلي اعتبار و نرخ متوسط پول جديد بتاريخ يادداشت مذكور در آلمان محاسبه شود. 4 - تقليل ديون (موقتاً غير قابل اجرا) هر بانك طلبكار خارجي حق دارد سه ماه پس از تاريخ اين موافقتنامه و هر سه ماه پس از آن در مدت اين موافقتنامه ... درصد از كل مبلغ اعتباركوتاه مدت طلب خود را از بدهكار آلماني در زمان رسميت يافتن اين موافقتنامه بعنوان پرداخت متوالي مطالبه نمايد و اين پرداختها بايد بپول رايج كشور بانك طلبكار خارجي بعمل آيد. حق دريافت كل مبلغ اعتبار كوتاه مدت بوسيلة ... درصد ممكن است با اجراي حق مطالبه پرداختهاي جمعي متراكم در مورد اعتبارات كوتاه مدت كه اين يك يا چند بدهكار آلماني است توسط بانك طلب كار خارجي بهر ترتيب كه انتخاب كند اعمال گردد. بانك طلبكار خارجي مجاز است كه حق مطالبه پرداخت را بهر دين بخصوص كه بدهي هر بدهكار آلماني است تخصيص دهد. تبصره - براي نحوه پرداخت مقررات اضافي لازم است. 5 - تجارتي ساختن مجدد (1) Bank Deutscher lander بايستي گاه و بيگاه به بانكهاي طلبكار خارجي آگهي دهد كه چه پورسانتاژ معيني (كه بعداً پورسانتاژ گفته شده ناميده ميشود) از اعتبارات كوتاه مدت جمعي هر يك از بانكهاي طلبكار خارجي كه در تاريخ اين موافقتنامه معوق مانده ممكن است مجدداً بصورت تجارتي درآيد. (2) از آن ببعد هر يك طلبكار خارجي ميتواند ظرف 3 ماه از تاريخ آگهي با بانكها يا مؤسسات ديگري در جمهوري فدرال (كه طبق تعريف اين موافقتنامه بدهكار آلماني هستند يا ميتوانند بدهكار آلماني بشوند) براي افتتاح رشتههاي جديد اعتبار (بعداً اعتبارات جديد ناميده ميشود) بميزان پورسانتاژ گفته شده از اعتبارات كوتاه مدت جمعي قراري بگذارد. (3) بمحض انجام چنين قراري بانك طلبكار خارجي بايد پيشنهاد خود را به اطلاع Bank Deutscher lander برساند كه بمجرد پرداخت قطعي مبلغي مساوي با اعتبار كوتاه مدت معينه يا قسمتي از آن (كه بعداً دين معينه ناميده ميشود) كه بدهي بدهكار آلماني است (بعداً بدهكار معينه ناميده ميشود) و بوسيلة بانك طلبكار خارجي معين شده اعتبارات جديد افتتاح شود. بجز در موارديكه اعتبارات جديد نزد بانك آلماني مجاز براي بازرگاني خارجي Aussenhandelsbank افتتاح شده باشد بانك (Bank Deutscher lander) اگر قانع نشده باشد كه بدهكار جديد ميتواند اعتبار جديد را بمصرف صحيح برساند حق دارد با قرار مذكور موافقت ننمايد. (4) هر گاه Bank Deutscher lander طبق مفاد بند قبل با قرار تجارتي ساختن مجدد موافقت نكند بانك طلبكار خارجي بايد به بدهكار معينه ابلاغ نمايد كه دين معينه را بپردازد و بدهكار معينه بايد هر چه زودتر توسط Bank Deutscher lander ترتيب پرداخت آن را بپول رايج خارجي بدهد و به مجرد پرداخت اعتبار جديد براي استفاده مفتوح خواهد شد. (5(هر بانك طلبكار خارجي كه در مقابل دين معينه وثيقهاي دريافت كرده است در صورت پرداخت قسمتي از آن بايستي به بدهكار معينه اطلاع دهد كه در قبال آن پرداخت حاضر است قسمت متناسبي از وثيقه را آزاد سازد مگر آنكه وثيقه قابل تقسيم نباشد يا در موافقتنامه بين طرفين طور ديگري پيش بيني شده باشد. بانك طلبكار خارجي در صورت قصور در اطلاع دادن بحق محق به تقاضاي استرداد دين معينه نخواهد بود. (6) هر بانك طلبكار خارجي كه طبق بند 7 موافقتنامة اعتبار آلمان بسال 1931 اعتباري بحساب مشترك پرداخت كرده باشد يا در پرداخت آن شركت داشته باشد و (طبق هر موافقتنامه بعدي كه حقوق طرفين در مورد اعتبار مزبور بقوت خود باقي باشد) حق داشته باشد پرداخت جداگانهاي رابحساب مشاركت خود مطالبه نمايد مجاز نيست پرداخت ديني را كه بدهي بدهكار تجارتي يا صنعتي آلماني است مطالبه نمايد بدون اينكه در همان حال لااقل پرداخت سهم مشابهي از دين بانك بدهكار آلماني را در حساب مشترك مطالبه كند مشروط بر اينكه بانك بدهكار آلماني به اين موافقتنامه ملحق شده باشد. (7) هيچ سنديكائي نميتواند از هيچيك از حقوق مندرجه در اين ماده مربوط به هر بانك طلبكار خارجي استفاده نمايد. هيچيك از مفاد اين تبصره بحقوقي كه هر يك از شركت كنندگان در سنديكا بوسيلة كناره گيري از سنديكا يا بوسيلة توافق با آن مبني بر تقاضاي شخصي براي پرداخت دين معينه بموجب اين ماده بدست آوردهاند لطمهاي وارد نميسازد. (8) از اعتبارات جديد بايد فقط بوسيلة سفته و بمنظور تأمين پول براي تجارت بين جمهوري فدرال و كشورهاي ديگر استفاده شود نه بمقصد تحصيل ارز يا بقصد تأمين پول براي كارهائي كه بوسيلة اعتبارات داخلي بهتر ميتوان آنرا اداره كرد مشروط بر اينكه بانك طلبكار خارجي مجبور نباشد هر سفتهاي را كه مربوط بعامله غير مجاز است يا بوسيلة مقامات مربوطه كشور طلبكار خارجي رد شده قبول نمايد يا معمول بانكهاي اين كشورها نباشد كه با قبول اعتبار پول بدهند. هر گاه اشكالي در انطباق سفتهاي با مقررات پيش گفته رخ دهد اين اشكال بايستي با توافق بين كميتة بانكداران خارجي مربوطه و كميتة آلمان حل شود. تمام اين قبيل سفتهها كه در هر موقع معوق مانده بايستي در سررسيد بوسيلة بدهكار آلماني بپول اعتبار مربوطه نقداً پرداخت و اشكال موجود طبق مقررات اين بند برطرف شود. براي پرداخت نقدي كه در اينجا به آن اشاره شده بدهكار آلماني ميتواند سفته جديدي بدهد مشروط بر اينكه: (i)سفته جديد در صورت امكان يكهفته قبل و لااقل چهار روز كار پيش از سررسيد سفته موعد رسيده به بانك طلبكار خارجي تسليم شده و براي تعويض سفته موعد رسيده اختصاص داده شده باشد. (ii)سفته جديد با مقررات اين بند مطابق باشد. (iii)بانك طلبكار خارجي سفته جديد و يا قبل از سررسيد سفته موعد رسيده قبول كرده باشد هر گاه سفتة جديدي كه تسليم شده از طرف بانك طلبكارخارجي بعلت عدم انطباق با مفاد اين بند قبول نشده باشد بدهكار آلماني ملزم است كه در سررسيد وجه نقد تحويل دهد در اينصورت بدهكار آلماني ميتواند بوسيله كميتة آلماني بكميتة بانكداران خارجي مراجعه نمايد و اگر اين كميتهها موافقت نمايند كه سفتة جديد با مفاد اين بند مطابق است بانك طلبكار خارجي ملزم بقبول آنست. (9) اگر بانك طلبكار خارجي ظرف سه ماه از تاريخ اعلام پورسانتاژ معينه از تمام يا قسمتي از حقوق خود براي تجاري ساختن استفاده ننمايد اين حقوق ساقط ميشود (بدون لطمه وارد ساختن بحق اين بانك طلبكار خارجي براي تجاري ساختن كه ناشي از اعلام پورسانتاژهاي معينه بعدي باشد). (10) (Bank Deutscher lander) حداكثر كوشش خود را بكار خواهد برد كه مقدار معيني از معاملات مناسب براي تجاري ساختن مجدد در دسترس باشد. (11) هر بانك طلبكار خارجي كه اعتبار جديدي باز كرده و هر بدهكاري كه اعتبار جديدي بدو داده شده در مورد اين اعتبارات جديد تابع كلية مقررات اين موافقتنامه خواهند بود و فرمهاي الحاقي به آن بايستي با بانك طلبكار خارجي كه دين معينه مربوطه را دريافت ميدارد مبادله گردد. (12) هر گاه بعقيدة بانك دويچرلاندر (Bank Deutscher lander) اعتبار جديدي بمقدار كافي بنفع اقتصاد آلمان در دسترس نباشد بانك مزبور ميتواند از بانك طلبكار خارجي تقاضا كند كه آن مقدار از اعتبار جديد كه در دسترس نيست در اختيار بانك ديگر يا مؤسسة بانكي يا تجارتي ياصنعتي ديگر در جمهوري فدرال بگذارد كه اين مؤسسه از طرف بانك طلبكار خارجي انتخاب و بتصويب بانك دويچرلاندر رسيده باشد (مؤسسة مزبور بايد بدهكار آلماني بوده يا واجد شرايط بدهكار آلماني شدن باشد) در اينصورت اعتبار جديد اصلي بايستي باطل شده و اعتبار ديگري بهمان مبلغ جانشين اعتبار جديد تابع كلية مقررات اين موافقتنامه خواهند بود و فرمهاي الحاق به آن بايستي مبادله گردد. اگر بانك طلبكار خارجي در انتخاب بدهكار جديد آلماني با رضايت بانك دويچرلاندر قصور ورزد بانك مزبور ميتواند بدهكار جديد آلماني ديگري پيشنهاد نمايد و اگر بانك طلبكار خارجي از قبول بدهكار جديد آلماني كه پيشنهاد شده امتناع ورزد طبق تقاضاي بانك دويچرلاندر منطقي بودن امتناع بانك طلبكار خارجي بايستي با توافق بين كميتة آلماني و كميتة بانكداران خارجي مربوطه تعيين شود و اگر اين كميتهها نتوانند تو افق نمايند بايستي بوسيلة كميتة حكميت تعيين گردد. 6 - وثيقه a-1در مورديكه (i)بانك بدهكار آلماني از هر يك از مشتريان خود وثيقهاي خواه عمومي يا شخصي)مشاع يا مفروز مترجم) (به انضمام ضمانت نامهها) در مقابل اعتباريكه در اختيار اين مشتري گذاشته دريافت نموده باشد. (ii)اعتبار اعطائي به اين مشتري (خواه در مقابل وثيقه باشد يا نه) ناشي از اعتبار كوتاه مدت بوده كه بدهي بانك بدهكار آلماني به يك يا چند بانك طلبكار خارجي باشد تمام اين وثيقه يا سهم متناسبي از آن را تا زمانيكه در دست بانك بدهكار آلماني است بايستي همان شروط و مقرراتيكه خودش وثيقه مزبور را گرفته امانت براي بانك طلبكار خارجي يا بانك هاي طلبكار خارجي نگه دارد. وجود اين امانت مانع از اين نخواهد شد كه بانك بدهكار آلماني طبق روش معمولي بانكي بر اين وثيقهها نظارت نداشته باشد. (B)هر گاه وثيقهاي به اجرا گذاشته شود وجوه حاصله از آن بايد بين بانك بدهكار آلماني و بانكهاي طلبكار خارجي هر چه زودتر تقسيم شود. اين تقسيم بايد طبق مقررات موافقتنامه 1939 كه شامل اين تقسيم ميگرديد بعمل آيد. (c)بانكهاي بدهكار آلماني تا هر وقت كه براي حفظ منافع خودشان و بانكهاي طلبكار خارجي بنظرشان لازم ميآيد بايستي دريافت وثيقه را ازمشتريان خود تا مبلغ متناسبي ادامه دهند. (D)هر بانك بدهكار آلماني بايستي كتباً تأييد نمايد كه طبق مفاد اين بند وثيقههايي كه در اختيار دارد از طرف بانكهاي طلبكار خارجي نزد او امانت است و اين نوشته را به بانكهاي طلبكار خارجي خود تسليم نمايد و روي پرسش نامههاي معمولي يا معين كه بشكل واحدي با توافق كميتة آلماني و كميتههاي بانك داران خارجي تهيه شده در تاريخ هاي 30 ژوئن و 31 دسامبر اطلاعات زير را به بانكهاي طلبكار خارجي خود تسليم نمايد(i) پورسانتاژ تخميني اعتبارات كوتاه مدتي كه در پاراگراف a اين بند به آن اشاره شده و در مقابل آن وثيقه دريافت شده است (ii) جمع كل اعتبارات كوتاه مدت بدهي بانك بدهكار آلماني به بانك طلبكار خارجي كه اين اطلاعات را دريافت ميدارد (iii) ارزش تخميني سهم متناسب بانك طلبكار خارجي از وثيقههاي مذكور در قسمت (iY)-(i) جزئيات وثيقهها و نوع آن و ميزاني كه براي تعهدات هر مشتري بخصوصي در اختيار گرفته شده.
2
در مورد اعتبارات كوتاه مدت بحساب بدهكاران تجارتي يا صنعتي آلمان بدهكاران مزبور بايد وثيقههاي دو جانبه به نفع بانك طلبكار خارجي بشرح زير تهيه نمايند: (a)در موارديكه و تا حدوديكه بدهكار تجارتي يا صنعتي آلمان بموجب مقررات آخرين موافقتنامه از موافقتنامههاي قبلي كه قابل اجرا دربارة اعتبارات كوتاه مدت مربوطه ميباشد متعهد به تهيه وثيقه ميباشد بدهكار مزبور بايد در مدت اين موافقتنامه وثيقهاي با همان مشخصات و تا همان ميزان تهيه نمايد. (b)در موارديكه و تا حدوديكه دادن وثيقه با كسب و كار بدهكار تجارتي يا صنعتي آلمان هماهنگ بوده و دادن وثيقه ساير طلبكارانش را بمخاطره نمياندازد.
3
بدهكار آلماني بايد بمجرد تقاضاي هر يك از بانكهاي طلبكار خارجي خود يك نسخه از آخرين ترازنامه مصوبه و خصوصيات ديگري از وضع مالي خود كه بانك طلبكار خارجي منطقاً بدان احتياج دارد تسليم نمايد.
4
هر بانك طلبكار خارجي ميتواند با رضايت بانك دويچر لاندر هر وثيقهاي كه در تاريخ اين موافقتنامه در خارج از جمهوري فدرال وجود دارد ومربوط به اعتبارات كوتاه مدت ميباشد بفروش رسانده و وجه خالص حاصله از آنرا (پس از پرداخت مخارج فروش) بابت قسمتي از اعتباركوتاه مدت مزبور با تصفية آن محسوب نمايد. مشروط بر اينكه تعهد نمايد كه با مناسب ترين شروط قابل حصول بنفع بدهكار آلماني عمل نمايد. 7 - تغيير طلبكاران. هر بانك طلبكار خارجي حق دارد تمام يا قسمتي از اعتبار كوتاه مدت را (i) به بانك طلبكار خارجي ديگر (ii) بهر شخص ديگر و تجارتخانه يا شركتي كه از اين نقطه نظر بتصويب كميتة بانكداران خارجي كشور انتقال دهنده و كميتة آلماني رسيده باشد انتقال دهد مشروط بر اينكه: (a)اين انتقال هيچ تغييري در شروط منضم به اعتبار يا قسمتي از آن ندهد)مگر با موافقت بدهكار آلماني مورد بحث) (b)بمجرد وقوع چنين انتقال فرمهاي لازم بمنظور الحاق بايستي بين انتقال گيرنده و بدهكار آلماني مبادله گردد. (c)هر انتقالي از اين قبيل به يك بانك طلبكار خارجي يا به شخصي تجارتخانه يا شركت ديگري در كشور يكي از كميتههاي بانكداران خارجي منوط بموافقت بانك دويچر لاندر ميباشد. بمجرد وقوع چنين انتقالي و مبادله فرمهاي الحاق انتقال گيرنده در مورد تمام يا قسمتي اعتبار انتقال داده شده بعينه داراي همان حقوق و تعهدات طلبكار اصلي خواهد شد. 8 - تغيير بدهكاران. هر بانك طلبكار خارجي هر موقع در مدت اين موافقتنامه ميتواند با موافقت بدهكار آلماني (كه بايد قبلاً موافقت بانك دويچر لاندر را جلب نمايد)تعهدات مربوط به هر اعتبار كوتاه مدتي كه دين بدهكار آلماني است و بشرح بند 5 اعتبار جديد نباشد به بانكدار يا مؤسسة بانكي تجارتي صنعتي تجارتخانه يا شركت ديگري در جمهوري فدرال (كه بدهكار آلماني است يا واجد شرايط بدهكار آلماني شدن ميباشد) منتقل نمايد بمجرد وقوع چنين انتقالي بانك طلبكار خارجي و بدهكار جديد آلماني در مورد اين اعتبار كليه مقررات اين موافقتنامه بوده و فرمهاي الحاق مربوطه بايستي مبادله گردد. 9 - تمديد اعتبارات جديد.
1
اگر بانك طلبكار خارجي در مدت اين موافقتنامه بمنظور ادارة امور مالي بازرگاني بين جمهوري فدرال و ساير كشورها با اعطاي اعتبار جديدي بپول رايج غير آلماني (كه اعتبار جديد بشرح مذكور در بند 5 نباشد) به هر بانك مؤسسه بانكي تجارتخانه صنعتي يا تجارتي يا شركتي تسهيلات بيشتري در معاملات ارزي كه براي اقتصاد آلمان مفيد باشد فراهم آورد هر اعتبار اصلي و بعدي كه اعطا شود طبق مفاد اين بند منجر بحق استرداد مبلغي معادل 3% اعتبار مذكور در هر سه ماه ميگردد. هر اعتبار جديدي از اين قبيل تابع اين موافقتنامه نخواهد بود.
2
در اين بند كلمة فراهم آوردن شامل قبولي نوشتن سفته اعطاي مساعده نقدي و در مورد اعتبار تأييد شده افتتاح اعتبار مزبور است.
3
حق استرداد مذكور در فوق ممكن است بوسيلة بانك طلبكار خارجي با اجراي آن در مورد اعتبارات كوتاه مدت يا قسمتي از آن كه بدهي يك يا چند بدهكار آلماني وي ميباشند به انتخاب او اعمال گردد.
4
بمجرد فراهم شدن چنين اعتباري بانك طلبكار خارجي بايد يادداشتي ببدهكار يا بدهكاران آلماني كه در مورد اعتبارات كوتاه مدت آنان يا قسمتي از آن پيشنهاد اعمال حق استرداد را بشرح فوق مينمايد تسليم نمايد و مقارن آن رونوشت يادداشت مزبور را با خصوصيات اعتبار جديد وفراهم شدن آن به بانك دويچرلاندر ارسال دارد هر بدهكار آلماني موظف است هر چه زودتر بوسيلة بانك دويچر لاندر ترتيب استرداد نهائي مبلغ مندرجه در يادداشت طلبكار را به ارز بدهد.
5
مقررات تبصرههاي 5 و 6 و 7 از بند 5 بايستي جزء اين بند محسوب شود.
6
اگر بدهكار آلماني در اجراي يادداشت استرداد با سرعت مناسبي قصور ورزد بانك طلبكار خارجي طبق شروط پيش گفته حق دارد حق استرداد يا قسمتي از آنرا درباره اعتبار كوتاه مدت ديگري اعمال نمايد. 10 - استرداد بپول آلمان.
1
هر بدهكار آلماني ميتواند طبق تقاضاي بانك طلبكار خودش ترتيب استرداد اعتبار كوتاه مدت بخصوصي يا قسمتي از آن را بپول آلمان به ترتيبي كه بعداً مقرر ميگردد تا حدودي كه بدهكار مزبور ممكن بوده بموجب دستور (650) كميسيون بانكي متفقين مورخ 26 ژوئن 1950 به بانك دويچر لاندر در 24 مه 1952 داوطلبانه اقدام به استرداد نمايد بدهد.
2
تبديل پول خارجي بپول آلماني بايستي با نرخ متوسط رسمي در جمهوري فدرال بتاريخ يك روز كار قبل از تاريخي كه پرداخت بپول آلمان واقعاً صورت گرفته محاسبه شود.
3
هر پرداختي از اين قبيل بايستي بمجرد قبولي بانك طلبكار خارجي استرداد نهائي مبلغ ارزي اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آن كه طبق مفاد مادة 2اين فصل تبديل شده بشمار رود.
4
ماندههاي حساب بپول آلمان كه ناشي از استرداد اعتبارات كوتاهمدت طبق مقررات اين فصل يا فصل 11A ميباشد طبق مفاد هر يك از قوانين دستورها ديركتيوها و پروانههاي(به انضمام پروانههاي عمومي يا مخصوص صادره بوسيلة بانك دويچر لاندر) متفقين كه در تاريخ 24 مه 1952 درجمهوري فدرال مجري است يا بطريق ديگري كه بانك دويچرلاندر اجازه داده باشد قابل انتقال باشد. در هر صورت هيچيك از مقررات بانك دويچرلاندر در مورد انتقال و مصرف ماندههاي حساب بپول آلمان نبايد نسبت بحقوقي كه بموجب قوانين دستورهاي ديركتيوها و پروانههاي مذكور در فوق براي طلبكاران ايجاد شده نامساعدتر يا موجب محدوديت بيشتر حقوق آنان شود. 11 - هزينههاي كارمزد و بهره. از تاريخ اين موافقتنامه تمام هزينههاي نزولي و كارمزد طبق روش معمول بانكي به انضمام تمبر بايستي قبلاً پرداخت شود و بهره پول رايجي كه اعتبار مربوطه داده شده ماهانه پرداخت گردد. بسيار پسنديده است كه هزينههاي كارمزد و بهره بيش از حد معمول نباشد و اگر بين بانك طلبكار خارجي وبدهكار آلماني نسبت بمبلغ آن اختلافي پيش آيد ممكن است موضوع ببانكهاي مركزي مربوط آنان ارجاع شود. 11 -A- بهرههاي معوقه. بهره اعتبارات كوتاه مدت بنرخ 4% در سال براي مدت از تاريخ آخرين پرداخت بهره ببانك طلبكار خارجي يا از تاريخ انقضاي آخرين موافقتنامه ازموافقتنامههاي قبلي (هر كدام كه مؤخر باشد) تا تاريخ اين موافقتنامه بايستي به انتخاب بانك طلبكار خارجي مربوطه. (i)از تاريخ اين موافقتنامه به اصل مبلغ اعتبار كوتاه مدت مربوطه اضافه شده و بمنظور الحاق به اين موافقتنامه و مقاصد ديگر جزئي از آن بشماررود. (ii)معوق مانده و در انقضاي اين موافقتنامه بپول رايج خارجي قابل پرداخت شود مشروط بر اينكه در زماني قبل از انقضاي اين موافقتنامه تمام ياقسمتي از بهرههاي معوقه طبق مقررات فصل 10 بپول رايج آلمان به بانك طلبكار خارجي پرداخت شود (تبديل شده بنرخ متوسط رسمي درجمهوري فدرال بتاريخ يك روز كار قبل از تاريخي كه پرداخت واقعاً صورت گرفته است). هر بانك طلبكار خارجي بمجرد تسليم يادداشت به بدهكار آلماني خود در مورد الحاق به اين موافقتنامه بايستي در عين حال بدهكار خود را ازانتخاب خود مطلع سازد و اگر اين انتخاب به اطلاع بدهكار نرسد چنين تلقي ميشود كه طلبكارش (i) را انتخاب كرده است. 12 - سرشكن كردن پرداختها و وثيقهها توسط بانك هاي آلماني. (1) هر گاه بدهكار آلماني كه هم به يك بانك طلبكار خارجي و هم به يك بانك بدهكار آلماني ديني داشته باشد معسر شده يا قرار مصالحه با ترتيب مشابه ديگري با تمام يا عدهاي از طلبكاران خود داده باشد يا ظرف مدت اين موافقتنامه يا سه ماه پس از آن ورشكست اعلام شده باشد بانك بدهكارآلماني بايستي كلية وجوهي كه ظرف چهار ماه قبل از وقوع حادثه و كلية وثيقههائي كه ظرف مدت اين موافقتنامه از بدهكاران آلماني دريافت نموده ببانك طلبكار خارجي سرشكن نمايد. (2) مدير تصفيه در مورد ورشكستگي (Konkursverwal ter) هر صاحبمنصب آلماني مسئول مصالح يا ترتيب ديگري بطوري كه قبلاً گفته شد و بانك بدهكار آلماني بايستي تمام بانك هاي طلبكار خارجي ذينفع را از هر گونه پرداختي كه شده كاملاً مطلع سازد. 13 - ابقاء مسئوليت ضمانت كنندگان و غيره. (1) هيچ ضمانت كنندهاي با پشت نويسي يا بيمه كنندة اعتباري در جمهوري فدرال در مورد اعتبار كوتاه مدتي نميتواند به اتكاء يا در نتيجة اين موافقتنامه ذمة خود را از مسئوليتي كه در نتيجه ضمانت پشت نويسي يا بيمه بعهده گرفته بعلت تعليق يا هر تغييري در شكل اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آن(به انضمام تغييرات مقرره در فصل 19) بري سازد و هيچ بدهكاري در جمهوري فدرال كه مطلقاً يا احتمالاً در مورد اعتبار كوتاه مدتي تعهدي دارد نميتواند به اتكاء و يا در نتيجه اين موافقتنامه بعلت پرداخت قسمتي از دين خود بوسيلة شخص ثالثي يا بعلت هر تغييري در شكل اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آن ذمة خود را بري سازد. اگر دين بدهكار آلماني تضمين شده باشد يا اعتباري بوسيله ضامني بيمه شده يا بيمه كنندة اعتبار خارجي از جمهوري فدرال كه راضي به تعيين يا تغيير شكل دين مزبور نباشد بدهكار آلماني حق استفاده از اين موافقتنامه را ندارد (2 (اگر شخصي در مؤسسهاي كه بانك بدهكار آلماني يا بدهكار تجارتي يا صنعتي آلماني باشد شريك بوده و در مدت اين موافقتنامه خواه بعلت فوت يا بهر علت ديگري ديگر شريك نباشد تعهدات ناشيه از اعتبار كوتاه مدت مشمول اين موافقتنامه بايستي تعهد موجود در تاريخ انقطاع شركت شخص مزبور تلقي شود. تعهدات خصوصي شخص مزبور و در صورتيكه فوت كرده باشد مسئوليت ماترك وي دربارة تعهدات تجارتخانه او كه درتاريخ انقطاع وي وجود داشته بايستي شامل كليه مسئوليت هاي ناشيه از اعتبار كوتاه مدت مشمول اين موافقتنامه باشد. 14 - ورشكستگي، اعسار و توقف و نقض و نتيجه عدم النفع از اين موافقتنامه توسط بدهكار آلماني (1) هر گاه در هر وقتي از مدت اين موافقتنامه بدهكار آلماني ورشكست اعلام گردد يا معسر شود از آن ببعد از منافع و مزاياي اين موافقتنامه استفادهنخواهد كرد. اگر در مدت اين موافقتنامه بانك طلبكار خارجي ادعا كند كه بدهكار آلماني معسر شده و اين ادعا به مرافعه كشيده شود هر يك از طرفينحق دارند مرافعه را براي اخذ تصميم به كميته حكميت ارجاع نمايند. تا صدور رأي از طرف كميته حكميت مزبور بانك طلبكار خارجي بايستي از هراقدامي عايد بدهكار آلماني خودداري نمايد (2)اگر در هر زماني از مدت اين موافقتنامه بدهكار آلماني از دادگاه صالحه تقاضاي مصالحه (Vergleichsverfahren) يا قرار مشابه ديگري با تمام يا بعضي از طلبكاران خود را بنمايد هر بانك طلبكار خارجي بدهكار مزبور هر زمان قبل از تأييد مصالحه يا قرار ديگري از طرف دادگاه صالحه ميتواند يادداشتي مبني بر فسخ اين موافقتنامه بين طرفين به بدهكار مزبور تسليم نمايد و بمحض تسليم اين يادداشت بدهكار نميتواند از منافع ومزاياي اين موافقتنامه استفاده نمايد. (3) هر گاه در زماني از مدت اين موافقتنامه بانك طلبكار خارجي ادعا كند كه بدهكار آلماني يكي از مقررات اين موافقتنامه را نقض نموده و ظرف دوهفته از تاريخ دريافت يادداشت بانك طلبكار خارجي آنرا جبران نكرده است بانك طلبكار خارجي مزبور ميتواند مرافعه را بكميته حكميت براي اخذ تصميم ارجاع نمايد در صورت ارجاع موضوع بكميتة حكميت تا صدور رأي هيچيك از طرفين اين موافقتنامه نبايد اقدامي در اين موضوع بعمل آورند. اگر كميتة حكميت عليه بدهكار آلماني رأي دهد و بدهكار آلماني ظرف دو هفته از اجراي رأي كميتة مزبور امتناع ورزد بدهكار مزبور نميتواند ازمنافع و مزاياي اين موافقتنامه در مورد اعتبار كوتاه مدتي كه بوسيلة بانك طلبكار خارجي در اختيار وي گذاشته شده استفاده نمايد. (4) اگر بدهكار آلماني هر زمان طبق مقررات مواد اين فصل نتواند از مزاياي يا منافع اين موافقتنامه استفاده نمايد بنابراين در مورد ورشكستگي و اعساريا مصالحه (vergleichsverfahren) يا قرار مشابه ديگري با تمام يا بعضي از طلبكاران خود و در مورد نقض بدهي خود ببانك يا بانكهاي طلبكار خارجي دين او بلافاصله حال شده و قابل پرداخت ميشود و از اين جهت هيچ چيز مانع از اين نخواهد بود كه بانك يا بانكهاي طلبكار خارجي ذينفع تمام دعاوي خود را عليه بدهكار آلماني تعقيب نمايد به انضمام استفاده از وسايلي كه هر گاه دائماً مقيم جمهوري فدرال بودند ميتوانستند از آن استفاده نمايند. (5) از دست دادن امكان استفاده از اين موافقتنامه توسط بدهكار آلماني نبايستي بحقوق هر يك از طرفين كه در تاريخ قطع استفاده وجود داشته خللي وارد سازد مخصوصاً نبايد حقوق بانك طلبكار خارجي او را در مقابل دويچ گلدديسكنت بانك (Deutsche Golddiskontbank) مورد اعتباركوتاه مدتي كه بدهكار مزبور متعهد آن بوده متزلزل سازد. (6) هر گاه استفاده بدهكار آلماني از منافع و مزاياي اين موافقتنامه در نتيجه تسليم يادداشت طبق مادة 2 اين فصل بجز در مورد مصالحه(vergleichsverfahren) متوقف شود بنابراين مقررات فصل 16 درباره تعهدات بدهكار مزبور مربوط به دين مورد بحث قابل اجرا نخواهد بود. 15 - ابقاء اعتبارات براي مدتهاي طولاني تر. هر بانك طلبكار خارجي ميتواند با بدهكار آلماني خود براي ابقاء اعتبارات كوتاه مدت يا بعضي از آنها بمدتي طولانيتر از آنچه در فصل دوم اين موافقتنامه پيش بيني شده يا براي تعويض اين اعتبارات يا اعتباراتي كه مدت آنها طولانيتر از مدت مقرره در فصل مذكور باشد قراري بگذارد. در صورتعملي شدن چنين قراري اعتبار يا اعتبارات كوتاه مدتيكه تمديد يا تعويض شده با موافقت بانك دويچر لاندر تابع اين موافقتنامه نخواهد بود. 16 - تهيه ارز. بانك دويچر لاندر متعهد شود كه هميشه در طول مدت اين موافقتنامه ارز لازم را در دسترس داشته باشد تا بدهكاران آلماني بتوانند تعهدات خود رابراي تهية ارز كه طبق اين موافقتنامه بعهده دارند انجام دهند. 17 - كميته مشورتي. (1) بمنظور شور در مواقع لازم با كميتة آلماني و بانك دويچر لاندر و مطلع ساختن كميتة بانكداران خارجي از جريان اموري كه در مدت اين موافقتنامه اتفاق ميافتد و براي انجام وظايفي كه طبق شروط اين موافقتنامه و بموجب آن يا بوسيلهةكميتههاي بانكداران خارجي بعهده آن واگذارميشود. جلسه كميتة مشورتي مركب از هيئتهاي نمايندگي كميتههاي بانكداران خارجي ممكن است هر زمان بوسيلة رئيس كميته مشترك نمايندگان كميتههاي بانكداران خارجي تشكيل شود و نيز جلسه مزبور بنا بتقاضاي كميتة آلماني يا هر كميتة بانكدار خارجي بايد توسط شخص مزبور تشكيل گردد. هر كميتة بانكدار خارجي امضاء كننده اين موافقتنامه حق دارد هيئت نمايندگي تعيين نمايد. هر جلسهاي كه طبق اين فصل تعيين شده باشد ممكن است بوسيلة يادداشتي از طرف رئيس مشترك مزبور تعطيل يا معوق بماند. (2) طبق مقرراتي كه بعد پيش بيني شده كلية تصميمات هيئتهاي نمايندگي بايستي با رأي هيئتهاي نمايندگي حاضر در جلسهاي كه نماينده اكثريت كميتههاي بانكداران خارجي باشند گرفته شود مشروط بر اينكه اكثريت كميتههاي بانكداران خارجي داراي كمتر از 50% بهاي اسمي اعتبارات كوتاه مدت معوقه نباشد. (3) كميته مذكور ميتواند به اتفاق آراء هيئتهاي نمايندگي حاضر در جلسه و يا موافقت كميتة آلمان شروط اين موافقتنامه را گاه و بيگاه تغيير و اصلاح نمايد مشروط بر اينكه هيچ اصلاحي حقوق طرفين يا امضاء كنندگان اين موافقتنامه را تغيير اساسي ندهد. نظر كميته مذكور و كميتة آلماني مبني بر اينكه هر اصلاحي موجب تغيير اساسي حقوق موجود نخواهد شد براي كليه امضاء كنندگان و ملحق شوندگان موافقتنامه لازم الاجرا است. (4) هر گاه زماني طبق مقررات جاري در جمهوري فدرال براي بانك طلبكار خارجي ممكن شود كه تقاضاي پرداخت اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آنرا بپول رايج آلمان بنمايد در اين صورت كميتة مشورتي به اتفاق آراء هيئتهاي نمايندگي حاضر در جلسه (يا بوسيلة موافقت كتبي كليه هيئتهاي نمايندگي حاضر در جلسه يا بوسيلة موافقت كتبي كلية هيئتهاي نمايندگي بدون تشكيل جلسه) ميتواند فصل 10 و A 11 اين موافقتنامه را بنحوياصلاح نمايد كه در صورت تقاضاي بانك طلبكار خارجي پرداخت بپول رايج آلماني را براي بدهكار تا حدودي كه مقررات جاري جمهوري فدرال اجازه ميدهد اجباري سازد. هر اصلاحي از اين قبيل براي كلية امضاء كنندگان و ملحق شوندگان به اين موافقتنامه لازمالاجرا است. 18 - سرمايه گذاري بموجب موافقتنامههاي قبلي. از تاريخ اين موافقتنامه در مورد بهره و درآمد سرمايههاي بكار افتاده از محل ماندههاي اعتبارات ثبت شده (Registred Crédit Balances) طبق فصل 10 از هر يك از موافقتنامههاي قبلي بايستي طبق مقررات فصل 10 (5 (g) (موافقتنامه 1939 عمل شود مشروط بر اينكه نرخ اين بهره و درآمدها از نرخ بهرهاي كه فعلاً براي اعتبارات كوتاه مدت به بانكهاي طلبكار خارجي در همان كشور طلبكار پرداخت ميشود بيشتر نباشد. 19 - سررسيد اعتبارات. سررسيد كلية ديون ناشي از اعتبارات كوتاه مدت مشمول اين موافقتنامه در انقضاء يا خاتمة آن فرا ميرسد. علاوه بر اين در انقضاء يا خاتمة موافقت نامة بانكهاي طلبكار خارجي حق دارند مبالغ سفتههائي كه بحساب بدهكاران آلماني قبولي نوشتهاند به مديون حساب آنان منظور نمايند صرفنظر از اينكه سررسيد سفتههاي مزبور بعد از انقضاء يا خاتمه موافقتنامه باشد و تا سررسيد سفتههاي مزبور هزينهاي نبايد بحساب منظور شود در مورد اعتبارات تأييد شده بانكهاي طلبكار خارجي حق دارند مبالغ تمام سفتههاي مربوطه را قبل از انقضاي مدت اين موافقتنامه بعنوان تعهد واقعي بمديون حساب منظور نمايند با وجوديكه سفتههاي مزبور براي قبولي نوشتن ارائه نشده باشد و بقية اعتبار را كه مورد استفاده قرار نگرفته بعنوان تعهد موقت بحساب منظور نمايند ولي بهره تا سررسيد سفتهها يا پرداخت وجه نقد از طرف بانكهاي طلبكار خارجي از بابت اين اعتبارات نبايد بحساب منظور شود. 20 - حكميت. (1) در صورت بروز اختلاف بين بانكهاي طلبكار خارجي و بدهكاران آلماني (بضميمة جزء مراجعه شود) يا بانك دويچر لاندر دربارة تفسير اين موافقتنامه يا هر مطلب ديگري راجع به آن موضوع بايد بكميتة حكميتي كه طبق مواد اين فصل تشكيل ميشود مراجعه شود (2) كميتة حكميت بشرح زير تشكيل ميشود: (a)بانك بينالمللي تصفيه بايد سه نفر را براي عضويت دائم كميتة حكميت تعيين و يكي از آنها را بسمت رياست كميته و دومي را بسمت نايب رئيس كه در غياب رئيس جلسات را اداره نمايد معين كند. (b)بانك بين المللي تصفيه علاوه بر سه نفر فوق بايد سه نفر ديگر را كه براي عضويت عليالبدل كميتة حكميت مناسب باشند بجاي يك يا چند نفراز اعضاي اصلي كه ممكن است در نتيجه بيماري يا علل ديگري نتوانند در جلسه شركت كنند تعيين كرده و هر يك از اعضاي عليالبدل را بجاي هريك از اعضاي اصلي معين كند. هيچيك از اعضاي عليالبدل نميتوانند در جلسه شركت كنند مگر در غياب و بجاي عضو دائم مربوط بخود. (3) مقررات كميتة حكميت ضمن مسائل ديگر بايد شامل نكات زير باشد: (a)اخطاريهاي كه مدت آن كمتر از ده روز نباشد بايد براي هر يك از امضاء كنندگان اين موافقتنامه (يعني كميتههاي بانكداران خارجي - كميته آلماني -بانك دويچرلاندر) درباره مطلبي كه توسط يكي از امضاءكنندگان بكميتة حكميت ارجاع شده ارسال دارد و هر يك از امضاءكنندگان طبق مقررات پاراگراف بعدي اين ماده داراي حقوق طرف دعوا در جريان رسيدگي خواهند شد. (b)دربارة هر موضوعي كه بكميته حكميت ارجاع شده كلية طرفين دعوا حق دارند در جريان رسيدگي نماينده يا وكيل دعاوي يا عامل ديگري از طرفخود اعزام دارند تا طبق مقرراتيكه كميتة حكميت وضع نموده لايحهاي له يا عليه موضوعي كه براي رسيدگي احاله شده براي بررسي كميته حكميت تسليم نمايد. (c)كميتة حكميت بايد هر چند وقت يكبار اوقات و محلهائي كه جلسات بايد تشكيل شود تعيين و به اطلاع كلية امضاءكنندگان اين موافقتنامه برساند. (d)كميتة حكميت در مورد كلية آراء خود خواه اين آراء به اتفاق آراء صادر شده يا نشده باشد بايستي كتباً و به اختصار مبناي رأي خود را توضيح دهد مگر اينكه كميته قبلاً به اتفاق آراء چنين توضيحي را لازم ندانسته باشد ولي اگر قبل از صدور رأي يكي از طرفين كتباً تقاضا كرده باشد كه مبناي رأي توضيح داده شود بايستي انجام گردد. در موارديكه مبناي رأي توضيح داده نميشود در رأي صادره بايد قيد شود كه چنين تصميمي به اتفاق آراء دركميته گرفته شده و هيچيك از طرفين هم تقاضائي نكرده بودند. (e)هر گاه كميته حكميت در مورد هر موضوعي كه به آن ارجاع شده خود را واجد صلاحيت براي رسيدگي به آن ندارد و در صورت ارجاع آن بدادگاه قانوني مناسب در كشور يكي از طرفين دادگاه مزبور نيز بعلت صالح بودن كميتة حكميت از خود سلب صلاحيت نمايد يا تمام موضوع يا قسمتي از آن بكميته مرجوع شود كميته در هر صورت بايد درباره آن موضوع رأي بدهد. 21 - هزينهها. مخارج و هزينههايي كه براي تهيه و اجراي اين موافقتنامه و اجراي شروط آن به انضمام كلية هزينههاي قانوني كه قبل از اجراي اين موافقتنامه (و نهزودتر از اول نوامبر 1950) توسط كميتههاي بانكداران خارجي بعمل آمده بايستي بحساب بدهكاران آلماني منظور شود. ترتيب پرداخت تمام اين هزينهها بايستي توسط كميتة آلماني داده شود. 22 - الحاق. (1)- الحاق به اين موافقتنامه به اين ترتيب است كه هر بانك طلبكار خارجي ظرف دو ماه از تاريخ رسميت يافتن آن بوسيلة دو نسخه فرم چاپي متحد الشكلي كه ميتواند از كميتة بانكداران خارجي كشور خود دريافت نمايد بدهكار بايد همكاران آلماني خود را از آماده بودن براي الحاق مطلع ميسازد (در نامه مزبور بايد اعتبار كوتاه مدتيكه بدهكاران آلماني مسئول آن هستند و وي از آن بابت بموافقتنامهها ملحق شده معين شود) هر بدهكارآلماني بايد ظرف چهار روز از تاريخ دريافت اطلاعيه الحاق بانك طلبكار خارجي خود بوسيلة نامهاي روي فرم چاپي متحدالشكل كه ميتواند از بانك دويچر لاندر يا لاندز سنترال بانك (Landeszentralbank) (بضميمة جزء مراجعه شود) دريافت كند الحاق وي را تأييد نمايد. الحاق توسط بانك طلبكار خارجي ممكن است بوسيلة تلگرام اعلام و بهمان ترتيب نيز تأييد شود. (2) هر بانك طلبكار خارجي كه قبلاً رد سنديكاي اعتبار شركت داشته حق دارند از نظر شركت وي در اين معاملات به اين موافقتنامه ملحق شود. (3) بمحض رسميت يافتن الحاق بانك طلبكار خارجي و بدهكار آلماني در مورد اعتبارات كوتاه مدت مشروحه امضاءكنندگان اين موافقتنامه محسوبميشوند و از حقوق آن استفاده نموده و تعهدات مربوطه را نيز بانكهاي طلبكار خارجي و بدهكاران آلماني به ترتيب بعهده ميگيرد. (4) هر كميتة بانكدار خارجي ميتواند با رضايت كميتة آلماني مدتي را كه يك يا چند بانك طلبكار خارجي ميتواند به اين موافقتنامه ملحق شود تمديد نمايد مشروط بر اينكه در موارديكه شخص تجارتخانه يا شركتي در جمهوري فدرال در مورد اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آن از طرق جانشين شدن يا تعويض جانشين در مدت اين موافقتنامه متعهد شناخته شود يا در موارديكه طبق فصل 5 و 7 يا 8 الحاق ها مبادله شده است الحاق در مورداعتبار مذكور يا قسمتي از اعتبار ظرف مدت متناسبي پس از جانشين شدن محتاج بجلب رضايت مذكور در فوق نباشد. (5) در مورد هر اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آن كه ببانك بدهكاري اعطا شده كه معمولاً مقيم داخله جمهوري فدرال نيست يا بانك طلبكارخارجياش نميتواند محل و هويت او را تشخيص دهد و دربارة اعتبار مذكور مشتري اين بانك بدهكار كه معمولاً مقيم داخله جمهوري فدرال است تعهدي دارد اين مشتري (در صورت تقاضاي بانك طلبكار خارجي) در مورد اعتبار مذكور يا قسمتي از آن ملزم به الحاق به اين موافقتنامه است و كه دراينصورت مقررات اين موافقتنامه بعينه مانند اينكه اعتبار مزبور مستقيماً بيشتري اعطا شده قابل اجرا است. (6) در مورد هر اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آن كه بدهكار تجارتي يا صنعتي اعطا شده كه معمولاً مقيم داخله جمهوري فدرال نيست با بانك طلبكار خارجياش نميتواند محل و هويت او را تشخيص دهد و در مورد اعتبار مذكور شخص ديگري كه معمولاً مقيم داخل جمهوري فدرال است و بعنوان ضامن پشت نويس يا بيمه كنندة اعتبار تعهدي دارد اين شخص (در صورت تقاضاي بانك طلبكار خارجي) در مورد اعتبار مذكور يا قسمتي از آن ملزم به الحاق به اين موافقتنامه است و در اينصورت مقررات اين موافقتنامه بعينه مانند اينكه اعتبار مزبور مستقيماً بشخص مزبور اعطا شد قابل اجرا است. (7) در مورديكه مؤسسه بانكي تجارتي يا صنعتي آلماني طبق قانون آلماني (مثلاً 35 Reg بموجب قانون پولي شماره 63 يا قانون تأسيس اعتبارمصوبه 29 مارس 1952) از بابت كوتاه مدت يا قسمتي از آن جانشين متعهد اوليه بشود يا شده باشد بانك طلبكار خارجي ميتواند در مقابل اين مؤسسه در مورد اين اعتبار يا قسمتي از آن به اين موافقتنامه ملحق شده و مؤسسه مذكور بايد الحاق او را از طرف خود بطريق پيش بيني شده در اينموافقتنامه تأييد نمايد. اين مقررات بايستي درباره تعويض جانشين در مورد اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آن كه طبق قوانين جاري آلمان (مثلاً ماده 7(3) قانون تأسيس اعتبار مصوبه 29 مارس 1952) انجام شده قابل اجرا باشد. بمحض الحاق بدهكار آلماني خلف در مورد اعتبار كوتاه مدت يا قسمتياز آن الحاق بدهكار آلماني سلف ملغي الاثر است. (مگر اينكه طور ديگري مقرر شده باشد). (8) در موردي كه طبق قوانين جاري جمهوري فدرال (مثلاً 35.Reg بموجب قانون پولي شماره 63 يا قانون تأسيس اعتبار مصوبه 29 مارس 1952)يك يا چند مؤسسه بانكي خلف در مورد اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آن مشتركاً با بانك بدهكار آلماني اوليه متعهد بشود يا شده باشد بنابراين (طبقمفاد دو ماده اخير) مؤسسه يا مؤسسات جانشين بايستي در مورد اعتبار كوتاه مدت مزبور يا قسمتي از آن به اين موافقتنامه ملحق شوند ولي در چنين صورتي الحاق بانك بدهكار آلماني اوليه همچنين كاملاً بقوت خود باقي ميماند. (9) در مورد هر اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آن كه بانك بدهكار آلماني اعطاء شده و از اين بابت مشتري بانك مزبور هم كه مقيم جمهوري فدرال نيست تعهدي دارد نه بانك بدهكار آلماني و نه هيچ مؤسسه بانكي ديگري كه تعهد مشترك دارد مجبور نيستند طبق مقررات اين موافقتنامه درباره اعتبارمذكور اقدامي نمايند. (مگر اينكه با اعلام وجود چنين اعتباري ذكر مبلغ آن بموافقتنامه ملحق شوند) تا زمانيكه بانك طلبكار خارجي مجاز گردد كه حين فقدان اين موافقتنامه دين مربوطه را طبق قوانين آلماني در آلمان وصول نمايد. (10) در مورد اعتبار كوتاه مدت ناشي از مساعدة نقدي اوليه كه تبديل به اعتبار قبولي نشده و بانك طلبكار خارجي (بعلت قوانين جاري جمهوري فدرال مثلا 35.Reg بموجب قانون پولي شمارة 63 يا مادة 7(3) از قانون تأسيس اعتبار مصوبة 29 مارس 1952) فقط قسمتي از آنرا ميتواند وصول نمايد بانك بدهكار آلماني و هر مؤسسه بانكي ديگري كه تعهد مشترك دارد مجبور نيستند طبق مقررات اين موافقتنامه دربارة آن قسمت كه بانك طلبكار خارجي نميتواند وصول نمايد اقدامي بعمل آورند (مگر اينكه با اعلام وجود چنين ديني و ذكر مبلغ آن بموافقتنامه ملحق شوند) تازمانيكه بانك طلبكار خارجي مجاز گردد كه حين فقدان اين موافقتنامه دين مربوطه را طبق قوانين آلماني در جمهوري فدرال وصول نمايد. 23 - دويچ گلد ديسكنت بانك Deutsche Golddiskontbank هيچيك از مفاد اين موافقتنامه موجب محدوديت تعهدات و حقوق هيچ بانك طلبكار خارجي در مقابل دويچ گلدديسكنت بانك نميشود چون اين تعهدات و حقوق در آخرين موافقت از موافقتنامههاي قبلي كه در مورد اعتبار كوتاه مدت بخصوصي قابل اجرا است گنجانده يا پيش بيني شده و فصل23 از موافقتنامه 1939 در اين موافقتنامه گنجانده شده (كه از تاريخ اين موافقتنامه قابل اجرا است) به استثناي مفاد فصول زير: (a)فصل جزء (3) مربوط به آن بايد طوري اصلاح شود كه كلمات اين موافقتنامه در فصل جزء (5) (b) از فصل 23 موافقتنامه 1939 حذف و بجاي آن هريك از موافقتنامههاي قبلي گذاشته شود. (b)فصل جزء (4(مربوطه به آن بايد طوري اصلاح شود كه كلمات فصل 23 از موافقتنامههاي 1932 - 1933 - 1934 - 1935 - 1936 - 1937 -1938 حذف و بجاي آن فصل 23 از هر يك از موافقتنامههاي قبلي گذاشته شود. (c)فصل جزء (5) و (7(مربوط به آن بايد حذف شود. (2) مدير تصفيه دويچ گلدديسكنت بانك با امضاء كردن اين موافقتنامه مفاد بند(1) اين فصل را پذيرفته و به هر بانك طلبكار خارجي كه دارندة اعتبار كوتاه مدت يا قسمتي از آن ميباشد و پرداخت آن تا بحال از طرف دويچ گلدديسكنت بانك ضمانت شده و بهمين مناسبت الحاق به اين موافقتنامه بعمل آمده است جداً اعلام ميدارد كه تا حدوديكه اعتبار مذكور يا قسمتي از آن تا بحال پرداخت يا تصفيه نشده مسئوليت اين تضمين بقوت خود باقي است. 24 - پرداخت از منابع ديگر در صورتيكه هر بانك طلبكار خارجي در نتيجة الحاق خود به اين موافقتنامه در مورد دين موجودي كه بدهي بدهكاري مقيم قلمرو خاك آلمان در 31دسامبر 1937 بوده پرداخت وجهي را از منبع ديگري غير از بدهكار مزبور قبول نمايد كه از طريق اجراي قانون يا بطرز ديگري وصول كرده يا ترجيح دهد كه در مقابل اعتبارات كوتاه مدت مشمول اين موافقتنامه تقاضاي پرداخت نمايد بانك طلبكار خارجي مذكور بايد پرداخت اين وجوه را بابت تصفيه قطعي دين مربوط به اعتبار يا اعتبارات كوتاه مدت (در صورت وجود داشتن) به نسبتي كه دريافت نموده محسوب نمايد مشروط بر اينكه اگر اين وجه از بابت اعتبار يا اعتبارات كوتاه مدت بخصوصي دريافت نشده باشد آنرا به انتخاب خود بابت اعتبار يا اعتبارات كوتاه مدت محسوب نمايد مگر اينكه بانك طلبكار خارجي طلب ديگري (غير از اعتبارات كوتاه مدت) داشته باشد كه قانوناً ميتواند تقاضاي وصول نمايد و اين وجه را از آن بابت محسوب نمايد بمحض تقاضاي اين وجوه براي تقليل هر اعتبار يا اعتبارات كوتاه مدتي بانك طلبكار خارجي بايد بدهكار يا بدهكاران مربوطه و كميتة آلماني و كميته بانكداران خارجي خود را از اين تقاضا مستحضر سازد و دين مربوط به اعتبار يا اعتبارات كوتاه مدت كه اين قبيل وجوه در قبال آن تقاضا شده بايد پس از آن قطعاً پرداخت شود. 25 - اجرا و عنوان اختصاري (1) قسمت هاي اصلي اين موافقتنامه كه بوسيلة كميتة آلماني و بانك دويچر لاندر و كميتة بانكداران خارجي مربوطه اجرا ميشود بايستي بوسيلة بانك مركزي مربوطه براي بانك بينالمللي تصفيه بمنظور حفظ آن براي طرفين ذينفع ارسال گردد. (2) بمنظور مراجعه ميتوان اين موافقتنامه را موافقتنامة اعتبار آلمان 1952 ناميد. 26 - يادداشت ها هر يادداشت كتبي معمولي يا غير آن كه طبق مقررات اين موافقتنامه بايد فرستاده شود اگر بوسيلة پست تلگرام راديوگرام (هزينة آن قبلاً پرداخت شده باشد) به آدرس گيرنده فرستاده شده باشد و اگر آدرس در دست نباشد بمحل كار طرف ارسال شده باشد بايد تسليم شده تلقي گردد. 27 - حذف شده است 28 - عناوين عناوين فصول و مواد فقط بمنظور مراجعه بوده و قصد اينكه در مفاد اين موافقتنامه مؤثر باشند ابداً در بين نبوده است. 29 - امضاهاي لازمه اين موافقتنامه وقتي رسميت مييابد كه از طرف كميتة آلماني و بانك دويچرلاندر امضاء شده و از طرف كميتههاي بانكداران خارجي بنمايندگي بانكهاي طلبكار خارجي كه اعتبارات كوتاه مدت آنان 75% قيمت اسمي اعتبارات كوتاه مدت معوقه را تشكيل ميدهد امضاء و در موارد لازم تأييد شده باشد. ضميمۀ جزء از ضميمه 3 مكاتبات بين نمايندگان بدهكاران و طلبكاران درباره توافقهاي متمم كه دربارة ضميمة 3 حاصل شده است. كميتة آمريكائي طلبكاران راكد آلمان. كميتة بانكي انگلستان براي امور آلمان. كميتة بانكي سويس براي موافقت نامة اعتباري آلمان. آقايان محترم 19 فوريه 1953 موافقتنامه اعتباري آلمان 1952 عطف به اظهارات كميسيون سه جانبة ديون آلمان از طرف دولتهاي عضو كميسيون و اظهارات هيئت نمايندگي آلمان از طرف جمهوري فدرال آلمان مبني بر اينكه دولتهاي آنان حاضرند كه با اقدامات مناسب اداري در آلمان اجازه دهند كه موافقتنامه اعتباري آلمان 1952)مندرج در ضميمة 3 ازموافقتنامة ديون خارجي آلمان كه ذيلاً موافقتنامه 1952 ناميده ميشود) پس از تأييد موافقتنامه ديون خارجي آلمان از طرف جمهوري فدرال آلمان رسميت يابد به استثناي پرداختهاي ارزي پيش بيني شده در موافقتنامه 1952 بجز موارديكه معمولاً طبق فصل 5 آن پيش ميآيد كه بايد تا رسميت يافتن موافقتنامة ديون خارجي (كه ذيلاً موافقتنامة بينالدول ناميده ميشود) طبق مادة 35 آن معوق بماند. و نيز عطف بفرمهاي الحاق كه طبق موافقتنامه 1952 بايستي بين بدهكاران و طلبكاران مشورتي مبادله شود و در فرم مزبور (ضمن ساير مطالب) به تعيين پرداختهاي ارزي بموجب موافقتنامه مزبور اشاره شده و بدهكاران موافقت مينمايند كه بمحض رسميت يافتن كامل موافقتنامه 1952 طبق موافقتنامه بينالدول مذكور كلية ارزهائيكه بايد بموجب موافقتنامة 1952 پرداخت ميشده و معوق مانده است هر چه زودتر به طلبكاران بپردازد. مابدين وسيله موافقت مينمائيم كه موافقتنامة 1952 بمحض انجام شدن مفاد فصل 29 آن و پس از تصويب موافقتنامه بينالدول مذكور در فوق از طرف جمهوري فدرال آلمان رسميت يابد ولي چنانچه حين رسميت يافتن موافقتنامة بينالدول ضميمه آن نباشد ديگر رسميت نخواهد داشت. بنابراين فصل2 موافقتنامه 1952 بايد اينطور تفسير شود كه تاريخ اجراي فصل 2 موافقتنامه مزبور و تاريخ تصويب موافقتنامة بينالدول از طرف جمهوري فدرال بمنزلة تاريخ رسميت يافتن مقررات موافقتنامه 1952 در آن گنجانده شده است. ما موافقت مينمائيم كه هر گاه حين رسميت يافتن موافقتنامه بينالدول طبق مادة 35 آن موافقتنامة 1952 نيز ضميمه آن باشد آن چه در قوه داريم عملي سازيم كه كلية ارزهائيكه پرداخت آن به طلبكاران بموجب 1952 معوق مانده است فوراً پرداخت شود. ما تأييد مينمائيم كه طبق توافق بين امضاءكنندگان موافقتنامه 1952 اصلاحات زير بشرح مندرجه در ضميمة 5 گزارش نهائي كنفرانس ديون خارجي آلمان بايد در متن موافقتنامه مزبور بعمل آمده و در آن بشكلي كه امضا شده گنجانده شود. پاراگراف (7) از مقدمه - كلمات حكومت جمهوري فدرال يا مقامات صالحه ديگري با كلمات مقامات صالحه دولتي در جمهوري فدرال آلمان ومنطقه غربي برلين تعويض شود كلمه و در آخر پاراگراف جزء (ii) اضافه و همين كلمه از آخر پاراگراف جزء (iii) حذف شود. كلمات و تا آنجا كه ممكن است بايد اطمينان داده شود قبل از پاراگراف جزء (iv) گذاشته شود. فصل 1- تعاريف - كلمات و مربوط به تشخيص نواحي است نه قلمرو حكومتي بايد آخر تعريف جمهوري فدرال اضافه شود. فصل 20: حكميت - در مادة (1) كلمات كه بدين موافقتنامه ملحق شدهاند پس از كلمات بدهكاران آلمان اضافه شود. فصل 22: الحاق - در مادة (1) كلمات الحاق خود را تأييد نمايد حذف و كلمات الحاق خود را به اين موافقتنامه تأييد و (در صورت تقاضاي طلبكار)موافقت نمايد كه بهر موافقتنامة تمديدي يا تجديدي كه بوسيلة كميتة آلماني و بانك دويچرلاندر امضاء ميشود ملحق شود به آخر جمله دوم مادة مزبور اضافه شود. ما كميتة آلماني امضا كنندة زير طبق فصل 22 (4) موافقتنامه 1952 با عمل كميته شما مبني بر تمديد مدت الحاق بموافقتنامة 1952 كه طرف آن هر بانك يا بانكهاي طلبكار خارجي در كشورهاي مربوطه شما ميتوانند به آن ملحق شوند و الحاق به آنرا هر زمان ظرف مدت دو ماه از تاريخ رسميت يافتن موافقتنامة بينالدول مذكور ممكن ميسازد موافقت داريم. با تقديم احترامات از طرف كميتة آلماني براي ديون راكد امضاء از طرف بانك دويچرلاندر كميتة آلماني براي ديون راكد بانك دويچرلاندر آقاي محترم 20 فورية 1953 موافقت نامة اعتباري آلمان 1952 با تأييد وصول نامة شما مبني بر ترتيبات لازم براي رسميت دادن بموافقتنامة مزبور و لغو موقت پرداخت ارز بطلبكاران كه پرداخت آن در آن موافقتنامه پيش بيني شده بجز موارد معمولي طبق فصل 5 بدينوسيله قبول شروط مندرجه در نامة شما را تأييد مينمائيم. مخصوصاً موافقت مينمائيم. (a)كه موافقتنامة 1952 بمحض انجام شدن مقررات فصل 29 آن و تصويب موافقتنامة ديون خارجي آلمان (كه ذيلاً موافقتنامة بينالدول ناميده ميشود) از طرف جمهوري فدرال آلمان رسميت مييابد ولي چنانچه حين رسميت يافتن موافقتنامه بينالدول مذكور ضميمة آن نباشد ديگر رسميتنخواهد داشت. (b)كه كلية پرداختهاي ارزي مقرره در موافقتنامة 1952 بجز موارد معمولي كه طبق فصل 5 آن تا رسميت يافتن موافقتنامه بينالدول طبق فصل 35 آن معوق بماند و (c)كه اصلاحات در متن موافقتنامة 1952 بشرحي كه در نامة خودتان پيشنهاد نموده بوديد بشكلي كه امضاء شده در آن موافقتنامه گنجانده شود. اين نامه در چند نسخه تهيه شده كه تمام آنها حكم واحد را دارد. با تقديم احترامات -امضاء از طرف كميتة آمريكائي براي طلبكاران راكد آلمان - امضاء از طرف كميتة بانكي انگليس براي امور آلمان - امضاء از طرف كميتة بانكي سويس براي موافقتنامة اعتباري آلمان ضميمه 4 يادداشت - متن زير عبارتست از (متن ضميمة 6 گزارش كنفرانس ديون خارجي آلمان با تغييراتيكه براي هماهنگي بين سه زبان لازم بوده است). توصيههاي توافق شده براي تصفيه دعاوي ناشي از معاملات كالا و خدمات و پارهاي دعاوي ناشي از معاملات سرمايه و ساير دعاوي مختلف. فهرست
قسمت A -طبقهبندي دعاوي.
مادة 1- دعاوي ناشي از معاملات كالا و خدمات. مادة 2- دعاوي ناشي از معاملات شخصي مالي. مادة 3- درآمد سرمايه گذاريها. مادة 4- دعاوي پولي ديگر. مادة 5- مستثنيات.
قسمت B -اصول كلي.
مادة 6- تبديل بدويچ مارك. مادة 7- دعاوي ارزي با شروط طلا. مادة 8- محاسبه دعاوي ارزي به دويچ مارك. مادة 9- صندوق تبديل براي ديون خارجي آلمان. مادة 10- پرداخت به Deutsche Verrechnungskasse مادة 11- شروط دشواري. مادة 12- جانشين شدن در ديون و دعاوي بوسيلة اجراي قانون. مادة 13- تغيير طلبكار. مادة 14- مشاركت در تصفية دين مقررات ارزي تعهدات بدهكار. مادة 15- تصفية اختلافات. مادة 16- كميسيون مختلط. مادة 17- دادگاه حكميت. مادة 18- پرداخت دويچ مارك. مادة 19- استفاده از حسابهاي مسدود دويچ مارك. مادة 20- اثرات تصفيه دعاوي. مادة 21- شروط انتخاب ارز بدون شروط طلا. مادة 22- امتيازات بنفع بدهكاران. مادة 23- تبديل مؤثر. مادة 24- پول رايج پرداخت. مادة 25- قانون معتبر شناختن براي اوراق قرضه آلماني.
قسمت C -تصفية دعاوي قديمي بازرگاني
مادة 26- دعاوي ناشي از تحويل كالا. مادة 27- دعاوي ناشي از تحويل كالا پيش پرداختهاي براي تحويل كالا و خدمات. مادة 28- دستمزد حقوق حقوق بازنشستگي بر مبناي استخدام و مأموريت. مادة 29- خدمات مربوط به بيمههاي اجتماعي. مادة 30- دعاوي ناشي از معاملات خصوصي بيمه. مادة 31- دعاوي قديمي بازرگاني. مادة 32- مقررات مشترك براي ديون قديمي بازرگاني. قسمت D -تصفيه دعاوي ناشي از معاملات مالي خصوصي مادة 33- دعاوي بپول آلمان. مادة 34- دعاوي بپول غير آلماني.
قسمت E- درآمدهاي معوقه ناشي از سرمايه گذاري
مادة 35-
قسمت F -دعاوي ديگر پولي
مادة 36- ضميمۀ جزء - اعلامية مشترك توسط هيئت نمايندگي آلمان و سويس دربارة مذاكرات مربوط بعوارض ارضي بفرانك سويس (Schweizer Frankengrundschulden)
قسمت G
طبقه بندي دعاوي تصفيه شامل مواد زير است: ماده 1 دعاوي پولي ناشي از معاملات بينالمللي براي كالا و خدمات و همچنين دعاوي پولي با ماهيت مشابه عليه بدهكاران عمومي يا خصوصي كه سر رسيد آن قبل از 8 مه 1945 فرا رسيده است (دعاوي قديمي بازرگاني). مخصوص شامل موارد زير: (1) دعاوي ناشي از تحويل كالا (2) دعاوي ناشي از پيش پرداخت براي تحويل كالا و خدمات. (3) مخارج اتفاقي مربوط بمبادلة كالا تا حدودي كه در فاكتور ذكر شده شامل هزينه حمل و اقلام مشابه. (4) دعاوي ناشي از خدمات تا حدودي كه ضمن ساير اقلام گنجانده نشده شامل حقالزحمه مديران و امانت داران. (5) دعاوي مربوط بحقوق اموال صنعتي حقوق تأليف كمك هاي فني و دعاوي مشابه. (6) دعاوي خسارات مربوط به معاملات كالا و خدمات كه قبل از 8 مه 1945 طرح و سررسيد آن فرا رسيده است. (7) دستمزد حقوق و حقوق بازنشستگي بر مبناي استخدام و مأموريت. (8) پرداخت هاي ناشي از بيمههاي اجتماعي. (9) دعاوي ناشي از معاملات بيمه خصوصي. دعاوي كه مشخصاً در پاراگراف هاي (1) تا (9) ذكر شده بطور وضوح مشمول معاملات بينالمللي كالا و خدمات مورد بحث اين قسمت ميشود بايستي بموارد مشابه تخصيص داده شود. ماده 2 دعاوي زير كه قبل از 8 مه 1945 از معاملات مالي ناشي شده به انضمام بهرههاي معوقه عليه بدهكاران غير عمومي. 1( دعاوي بپول آلمان بدون شرط طلا يا ارز. 2) دعاوي ارزي يا بپول آلمان با شروط طلا با ارز كه. (a)بدهي اشخاص معمولي بوده و بنام تجارتخانه متعلق به بدهكار نباشد صرفنظر از مدت و مبلغ آن يا (b)بدهي تجارتخانههاي آلماني بوده كه متعلق به اشخاص معمولي يا حقوقي يا عدهاي از اشخاص بوده كه مستقيماً يا غير مستقيم صاحب تجارتخانههاي آلماني مربوطه ميباشند صرفنظر از اينكه دعاوي بشكل اوراق قرضه غير قابل فروش باشد يا بشكل ديگر يا. (c)در اصل مدت آن كمتر از 5 سال بوده يا (d)در اصل مبلغ آن كه كمتر از 40000 دلار آمريكائي يا معادل بوده (بنرخ ارز در اول ژوئيه 1952) صرفنظر از مدت آن. 3) دعاوي كه مشخصاً در پاراگراف هاي(1) تا (9) ذكر نشده و بطور وضوح مشمول دعاوي ناشي از معاملات مالي شده و مشمول پيشنهادهاي تصفيه مندرجه در ضمائم يك تا سه موافقتنامة ديون خارجي آلمان نميشود. 4) بطور استثناء دعاوي ناشي از معاملات رهني و عوارض ارضي (Grund - und Rentenschulden) كه بدهكار يا مالك زمين (Gemeinde) (شهرداري) يا مؤسسه عمومي است و عوارض قسمتي از قرارداد وام نميباشد. بضميمة جزء مربوط به عوارض ارضي بفرانك سويس (Schweizer Franken grund schulden) طبق موافقتنامة آلمان و سويس مورخ 6 دسامبر 1920 و 25 مارس 1923 مراجعه شود.
ماده 3
درآمد طلبكاران خارجي از سرمايه گذاري در جمهوري فدرال آلمان و برلين (غربي) كه سررسيد آن قبل از 8 مه 1945 فرا رسيده تا حدوديكه در موافقتنامة ديون خارجي آلمان يا در ضميمة ديگران ترتيبي داده نشده است. مخصوصاً شامل موارد زير است: (1) سود سهام منتشره در جمهوري فدرال يا برلين (غربي). (2) منافع. (3) اجاره بها.
ماده 4
دعاوي پولي كه قبل از 8 مه 1945 مطرح شده و در ضمائم ديگر موافقتنامة ديون خارجي آلمان براي آن ترتيبي داده نشده و در مواد يك تا سه اين پيشنهاد تصفيه ذكر نشده و ماهيتاً مشمول اين پيشنهاد تصفيه ميشود.
ماده 5
مستثنيات: دعاوي عليه شهر برلين و مؤسسات عمومي واقعه در نواحي تحت كنترل برلين از اين پيشنهاد تصفيه مستثني است مگر آنكه طور ديگري مقرر گردد.
قسمت B
اصول عمومي
ماده 6
تبديل به دويچ مارك 1) دعاوي به رايش مارك بايد پس از اينكه طلبكار خارجي موافقت خود را با تبديل آن به دويچ مارك بنرخي كه در مورد ادعاي مشابه طلبكار محليعمل ميشود اعلام نمود تصفيه گردد. اين مقررات در مورد دعاوي پولي به گلد مارك يا رايش مارك با شروط طلا كه در حدود مفاد پاراگراف زير (2) داراي ماهيت خارجي نيستند بايد عملي شود. مقامات كميسيون ارز آلمان بايد تا حدوديكه طلبكار استحقاق تبديل يا تعديل را دارد بصدور پروانه براي تبديل طبق قانون تبديل يا براي تعديل نرخ تبديل طبق قوانين ترازنامة دويچ مارك ادامه دهد. 2) اين اصل مورد قبول است كه دعاوي پولي ناشي از معاملات مالي و رهني به گلد مارك يا رايش مارك با شرط طلا كه داراي ماهيت خاص خارجي بوده بايد بدويچ مارك تبديل شود نرخ تبديل عبارتست از يك گلد مارك يا يك رايش مارك با شروط طلا مساوي با يك دويچ مارك. تعريف اوضاعي كه ماهيت خاص خارجي اين دعاوي را تشكيل ميدهد موضوع مذاكرات بعدي خواهد بود (بضميمة 7 مراجعه شود) طرفين درباره اينكه در چه موردي و بچه طريقي اصل بالا اجرا ميشود وضع خود را محفوظ ميدارند انطباق راهحل هاي مطلوبي با قوانين آلمان درباره فرم پولي ومتساوي ساختن خسارات جنگ و پس از جنگ بعهده هيئت نمايندگي آلمان است. مذاكرات مذكور در فوق بين هيئت نمايندگي آلمان و نمايندگان طلبكاران نبايد ديرتر از 31 اكتبر 1952 بعمل آيد. ماده 7 دعاوي ارزي با شروط طلا. بمنظور تصفيه اين قبيل دعاوي اصول زير بايد اجرا شود: در مورد ديون به دلار طلا يا فرانك سويس طلا اين ديون بايد بر اساس يك دلار رايج مساوي با يك دلار طلا و يك فرانك سويس رايج مساوي با يك فرانك سويس طلا محاسبه و قراردادهاي جديد بايد به ترتيب به دلار رايج يا فرانك سويس رايج منعقد گردد. در مورد ديون ديگر با شروط طلا (به استثناي ديون بپول آلمان با شروط - طلا بمادة 6 پاراگراف 2 مراجعه شود) مبالغ بدهي بايد فقط بپول رايج كشوري كه وام در آن تحصيل شده يا اوراق قرضه منتشر گشته پرداخت شود (در زير پول كشور منتشر كننده ناميده ميشود) مبلغ بدهي بنرخ ارز درتاريخ سررسيد پرداخت معادل مبلغي به دلار آمريكائي محاسبه ميشود به اينطريق كه مبلغ اوراق قرضه بپول كشور منتشر كننده بنرخ تاريخ تحصيل وام يا انتشار اوراق قرضه به دلار آمريكائي تبديل ميشود. در هر صورت مبلغ پول كشور منتشركننده كه از اين طريق بدست ميآيد نبايد كمتراز مبلغي باشد كه از طريق محاسبه با نرخ ارز در اول اوت 1952 بدست ميآيد.
ماده 8
محاسبة دعاوي ارزي به دويچ مارك بايد بر اساس معيار روز قبل از تاريخ استرداد كه بصندوق بينالمللي پول اطلاع داده شده بعمل آيد. در موارديكه هيچ معياري در دست نباشد محاسبه مذكور بايد با نرخ متوسط ارز در روز قبل از تاريخ پرداخت كه توسط بانك دويچرلاندر داده شده بعمل آيد.
ماده 9
صندوق تبديل (Konversionskasse) براي ديون خارجي آلمان. i) - هيئت نمايندگي آلمان معتقد بود كه بدهكار آلماني با پرداخت دين خود بصندوق تبديل ذمهاش بري ميشود. از طرف ديگر نمايندگان طلبكارانمعتقد بودند كه طبق قوانين كشورهاي متبوعه خود پرداخت بصندوق تبديل بمنزله بريالذمه شدن بدهكاران آلماني شناخته نميشود. نظر بتمايلي كه بپايان دادن مباحثات حقوقي بيحاصل داشتند طرفين موافقت نمودند راه حل عملي كه بتوان دعاوي طلبكاران را بدون تشريفات غير لازم تصفيه نمود پيدا نمايند بنابراين هيئت نمايندگي آلمان و نمايندگان طلبكاران خارجي با حفظ وضع حقوقي خود بشرح زير توافق نمودند: (1) بدهكار آلماني متعهد ميشود كه طبق شروط جديد تصفيه دعاوي طلبكار را تصفيه نمايد صرفنظر از اينكه پرداختهائي بصندوق تبديل بعمل آمده مشروط بر اينكه: (a)طلبكار وجهي را كه بدهكار از آن بابت بصندوق تبديل پرداخته دريافت نكرده باشد يا (b)طلبكار از قبول پرداخت از طرف صندوق تبديل بابت پرداختي كه از طرف بدهكار شده امتناع ورزيده باشد به اين علت كه نخواسته است (يعني طلبكار) اين پرداخت را بعنوان تأديه دين بشناسد. در مورد اسنادي كه تابع قانون معتبر شناختن براي اوراق قرضه ارزي آلمان ميباشند ترتيب بالا فقط شامل اوراق و كوپن هائي ميشود كه طبق اين قانون يا موافقتنامهاي با كشور منتشر كننده درباره اجراي اين قانون يا طبق تصويب نامهاي[Fest sellungs bescheibe] (Feststellungsbescheibe) كه طلبكار بموجب اين قانون در دست دارد معتبر شناخته شده باشد. (2) مبالغي كه به اين ترتيب بدهكاران آلماني پرداختهاند بايد از محل اعتبارات عمومي آلمان به آنان مسترد شود. (3) پرداختهائيكه از طرف بدهكار بصندوق تبديل بعمل آمده كه مشمول مقررات پاراگراف جزء (1) نميشود تا ميزان پرداخت بايد تأدية دين محسوب شود. II) - طبق مقررات كلي مندرج در پاراگراف (1) فوق. (a)حكومت فدرال موافقت مينمايد كه مسئوليت پرداخت كامل ارزهاي مربوطه به طلبكاران خارجي را از بابت مبالغي كه بدهكاران در ناحية سار بصندوق تبديل پرداخته و از آن بابت ارزي دريافت ننموده يا بنحو ديگري راضي نشدهاند بعهده گيرد. (b)حكومت فدرال موافقت مينمايد كه مسئوليت پرداخت ارزهاي مربوطه بطلبكاران خارجي را تا ميزان 60% از بابت مبالغي كه بدهكاران دراطريش، فرانسه، بلژيك و لوكزامبورك بصندوق تبديل پرداخته و از آن بابت ارزي دريافت ننموده يا بنحو ديگري راضي نشدهاند بعهده گيرد. (c)حكومت فدرال براي اجراي اين تعهدات قبل از پايان دسامبر 1952 با نمايندگان طلبكاران خارجي مذاكره خواهد كرد. ماده 10 درباره پرداخت ها به Deutsche Verrechnungskasse طرفين مذاكرات راجع به پرداختهائي كه توسط بدهكاران DeutscheVerrechnungskasse بعمل آمده و به طلبكاران پرداخت نشده مذاكره نمودند. نظر به اختلافي كه در شروط قراردادهاي منعقده بين آلمان و كشورهاي ديگر مشاهده ميشود كه هنوز اجرا نشده بدهكاران و طلبكاران معتقدند مطالبي كه هنوز روشن نشده بايد بوسيلة مذاكرات دولتي بين جمهوري فدرال آلمان و دولتهاي ذينفع حل شود.
ماده 11
شروط دشواري در موارديكه و تا حدوديكه وضع مالي بدهكاري در اثر جنگ يا نتايج جنگ يا شرايط غير عادي ديگر آن قدر مختل شده كه نميتوان از بدهكار انتظار داشت كه تعهدات خود را طبق شروط اين پيشنهاد تصفيه و ظرف مدت معينه در آن انجام دهد بايستي بوي مهلت داده شود. اين مهلت بايد عادلانهبوده و شرايط خاص بدهكار در نظر گرفته شود. مهلت مذكور بايد مانند امتيازاتي باشد كه بدهكار طبق قانون آلمان در زمينه مشابه از بدهكار به دستآورده يا ميتواند به دست آورد مخصوصاً طبق قانون مهلت به بدهكاران (Vertragshilfrecht) در موارديكه طلبكار و بدهكار نتوانند توافق حاصل نمايد دادگاه صالح آلماني بايد رأي صادر نمايد طلبكار مختار است كه بموجب قانون از رأي صادره از دادگاه بدوي استيناف دهد يا ظرف مدت30 روز از تاريخ ابلاغ راي دادگاه، بدادگاه حكميت طبق مفاد مادة 17 تشكيل شده باشد استيناف دهد. رأي دادگاه حكميت لازمالاجرا است.
ماده 12
جانشين شدن در ديون و دعاوي بوسيلة اجراي قانون 1) در موارديكه طلبكار خارجي دعاوي طلبكار خارجي ديگري را بعلت فوت وي قانوناً بدست آورده يا بعداً بدست خواهد آورد به اين دعاوي بايد در حدود مقررات اين پيشنهاد تصفيه همانطور رفتار كرد كه با طلبكار اصلي رفتار ميشد. اين مقررات در مورد مشابه هم براي جانشين شدن بوسيلة قانون بايد اجرا شود. 2) هر شخصي كه بحكم قانون يا دستور لازمالاجرا ملزم است كه ديني را بعهده گيرد يا بموجب قراردادي آن را بعهده گرفته است بايستي بمثابه جانشين بدهكار مسئول دين باشد.
ماده 13
تغيير طلبكار 1) طلبكار ميتواند تمام مبلغ مورد ادعاي خود را كه از آن بابت ميتواند تقاضاي پرداخت بكشور خارجي بنمايد بخارجي ديگري واگذار كند مشروط بر اينكه اين واگذاري: (a)بشخص مقيم ناحية همان پول رايج بعمل آمده باشد. (b)موجب تعديل شروط ادعا نشود. (c)مستقيماً يا غير مستقيم در تصفيه ادعا اثري نداشته باشد. در صورت اجراي شرايط مقررة در مواد (a) تا (c) مقامات صلاحيت دار آلماني اجازه واگذاري خواهند داد. بعلاوه و گذشته از آن تقاضاهاي منطقي ودرست طلبكار خارجي را براي موافقت با واگذاري قسمتي از ادعاي خود با نظر مساعد بايد تلقي نمايند. طلبكار جديد با بدست آوردن ادعا بايد همان حقوق و تعهدات طلبكار اصلي را داشته باشد. در صورتيكه طلبكار جديد تصفيه ادعا را از بدهكار به دويچ مارك طلب كند مقررات مربوط بحساب هاي اصلي مسدود بايد در مورد حساب مسدودي پس از انقضاي سه ماه از تاريخ تغيير طلبكار اجراشود. 2) مقررات مربوط به استفاده و واگذاري چنين دعاوي كه در قلمرو جمهوري فدرال آلمان و برلين (غربي) جاري است تا حدوديكه مربوط بواگذاري ادعائي باشد كه طلبكار ميتواند از آن بابت پرداخت به دويچ مارك را تقاضا كند بايد قاطع باشد.
ماده 14
مشاركت طلبكاران و بدهكاران در تصفية دين- مقررات ارزي - تعهدات بدهكار. 1) طلبكاران و بدهكارانيكه مايل به تصفية دين و تعهدي طبق شروط اين پيشنهاد تصفيه باشند بايد اعلاميه كتبي مبني بر اين امر مبادله نمايند اعلامية مشاركت طلبكار ممكن است بوسيلة نمايندگي كه در كشور طلبكار براي انتقال و ارسال چنين اعلاميههائي تشكيل شده ارسال گردد. 2) مقررات كنترل ارز كه در آلمان و خارج از آن كشور معتبر است با توجه به تسهيلات مخصوص و اطمينانهائيكه در اين پيشنهاد تصفيه قيد شده بايد در مورد روابط بين طلبكار و بدهكار اجرا شود. 3) در مورديكه بدهكار از ارسال اعلاميه امتناع ورزد ولي طلبكار خود را مقيد به اعلامية مشاركت مربوط به بدهكار ميداند مقامات كميسيون ارزآلمان بايد بنا بتقاضاي طلبكار در حدود اعلاميه مشاركت وي پروانه ارزي لازم را براي او صادر نمايد. اين پروانههاي ارزي بايد به طلبكار امكان دهد كه دعاوي خود را عليه بدهكار تا حدوديكه و بطريقي كه در اين پيشنهاد تصفيه براي اين قبيل دعاوي مقرر شده تعقيب و وصول نمايد. تا وقتيكه طلبكار طبق قانون موجبات رضايتش فراهم نشده ميتواند اعلامية مشاركت خود را تجديد كند. صدور پروانه ارزي نبايد موجب اخذ تصميم دربارة موجوديت مبلغ ادعا شود. 4) در صورتيكه طلبكار درخواست پرداخت به دويچ مارك كرده باشد موظف است اعلامية كتبي براي بدهكار ارسال و اعلام دارد كه اين پرداخت را بابت تصفية ادعاي خود بپذيرد. 5) در مورديكه طلبكار حق داشته باشد كه تقاضا نمايد پرداخت در كشور خارجي بعمل آيد و چنين تقاضائي كرده باشد بدهكار موظف است بموجب مقررات ارزي آلمان كلية اقدامات لازم را براي تحصيل وسيله پرداخت ارز بعمل آورد.
ماده 15
تصفيه اختلافات جز در موارديكه طور ديگري در اين پيشنهاد تصفيه مقرر گرديده كلية اختلافات بين طلبكار و بدهكار در مورد موجوديت و مبلغ هر ادعائي بايد بوسيله دادگاه قانوني يا دادگاه حكميتي كه مورد توافق طرفين باشد حل شود.
ماده 16
كميسيون مختلط كميسيون مختلطي مركب از عدة مساوي از نمايندگان كشورهاي طلبكار از يك طرف و نمايندگان حكومت فدرال از طرف ديگر با يك رئيس بايد براي رسيدگي به اختلافها در مورد تفسير اين پيشنهاد تصفيه تشكيل گردد. توصيه ميشود كه كميسيون براي اخذ تصميم نسبت بمسائلي كه داراي اهميت اساسي براي تفسير اين پيشنهاد تصفيه ميباشد و از طرف دولتهاي ذينفع به آن ارجاع شده بايد داراي صلاحيت باشد. در مورديكه دولتي معتقد است پروندهاي كه در دادگاه حكميت معوق مانده(مادة12) داراي اهميت اساسي است توصيه ميشود كه آن دولت از دادگاه حكميت تقاضا نمايد كه پرونده را به كميسيون مختلط ارسال دارد. دادگاه حكميت هم بايد اين حق راداشته باشد.
ماده 17
دادگاه حكميت دادگاه حكميت كه در مادة 11 به آن اشاره شده مركب از دو حكم است كه هر يك از طرفين يكنفر از آنها را معين مينمايند. دو حكم بايد يكنفر را بعنوان رئيس انتخاب نمايند و اگر در انتخاب رئيس نتوانند توافق حاصل كنند بايد از رئيس اطاق تجارت بينالمللي تقاضا نمايند كه وي را تعيين نمايد.حكم ها بايد براي اشغال مناسب قضائي در كشور خود داراي صفات لازمه باشند ولي اين امر درباره رئيس اجرا نميشود دادگاه حكميت خود براي تشريفات كار تصميم ميگيرد و نيز معين خواهد كرد كه كداميك از طرفين هزينة دعوي را بايد متحمل شود. هيئت نمايندگي آلمان بحكومت فدرال توصيه خواهد نمود ترتيبي بدهد كه در موارديكه طرفين قادر نيستند هزينهها را قبلاً بپردازند يا هزينهها را بميزانيكه تعيين شده متحمل شوند پرداخت اين هزينه بطرز مناسبي تصفيه شود. طبق تقاضاي مشترك طرفين دادگاه حكميت ميتواند بساير اختلافات بين طلبكاران و بدهكاران نيز رسيدگي نمايد. مقررات مشروح مربوط بدادگاه حكميت كه در اين ماده پيشنهاد شده بايد بمنظور اجراي توصيههاي كنفرانس ديون خارجي آلمان در مذاكرات دولتي مورد توافق قرار گيرد.
ماده 18
پرداخت به دويچ آلمان پرداخت به دويچ مارك طبق اين پيشنهاد تصفيه يعني پرداخت بپول رايج آلمان بحساب طلبكار خارجي كه در مؤسسة مالي در قلمرو جمهوري فدرال آلمان و برلين (غربي) در اختيار دارد يا بنام او باز شده است. اين حساب تابع مقررات جاريه كنترل ارز آلمان ميباشد اين امر مانع از صدور پروانههاي مخصوص براي اشكال ديگر پرداخت نخواهد بود.
ماده 19
استفاده از حسابهاي دويچ مارك مسدود 1) به طلبكار خارجي حساب اعتباري بپول آلمان بايد اجازه داده شود كه در حدود مقررات قانوني جاريه در جمهوري فدرال آلمان و برلين (غربي)هنگام اجراي اين پيشنهاد تصفيه از اين حسابها استفاده نمايد و حق داشته باشد كه اين اعتبارات را بشخص ديگري در خارج از آلمان واگذار نمايد. 2) طلبكار خارجي حساب اعتبار تحصيلي بپول آلمان بايد اجازه داشته باشد كه اعتبار خود را مشخص ديگري خارج از آلمان واگذار نمايد. طلبكار خارجي اين حساب بايد اجازه داشته باشد كه از اعتبار خود براي سرمايه گذاري طويلالمدت در اقتصاد آلمان استفاده نمايد. 3) مقامات صالحة آلماني بايد مقررات لازم را براي جلوگيري از تصاحب غير قانوني اعتبارات بپول آلمان وضع و از هر نوع سوء استفاده كه براياقتصاد آلمان و بطور كلي براي طلبكاران مضر است جلوگيري نمايد. استفاده كردن از اعتبارات كه بوسيلة پروانة عمومي اجازه داده شده ممكن است بمنظور تأمين كنترل صحيح موكول بصدور پروانه جداگانهاي كرد و بدون اينكه امكانات كلي استفاده را محدود سازد. 4) مقامات صالحة آلماني كوشش خواهند كرد تا حدوديكه وضع ارزي اجازه ميدهد تسهيلات لازمه را براي استفاده از حسابهاي دويچ مارك مسدود فراهم نمايند و نيز سعي خواهند كرد كه تشريفات پروانه هر قدر كه ممكن است ساده تر شود. 5) حكومت فدرال بايد براي مذاكره در اطراف مسائل كلي مربوط به استفاده از حسابهاي دويچ مارك مسدود كميتة مشورتي مركب از عده مساوي ازنمايندگان كشورهاي طلبكار عمده از يكطرف و نمايندگان جمهوري فدرال از طرف ديگر تشكيل دهد.
ماده 20
اثرات تصفيه در دعاوي موجود در صورت فقدان مقررات متناقض اين پيشنهاد تصفيه نبايد دعاوي مورد بحث را تعديل نمايد.
ماده 21
شروط انتخاب پول بدون شرط طلا اخذ تصميم نسبت بنوع پولي كه دعاوي با شروط انتخاب پول (بدون شرط طلا) بوسيلة آن بايد تصفيه شود موكول به ترتيباتي است كه دولت ها بين خود ميدهند.
ماده 22
امتيازات بنفع بدهكاران طلبكاران معتقدند امتيازاتيكه بموجب شروط اين پيشنهاد تصفيه اعطاء شده با منافع بدهكاران منطبق است.
ماده 23
تبديل مؤثر 1) تغيير در شروط دين بين طلبكار و بدهكار اگر قبل از 9 ژوئن 1933 بعمل آمده يا اگر بعد از 9 ژوئن 1933 بعلت اعسار بدهكار يا تهديد شدن وي به اعسار يا مذاكرات آزاد صورت گرفته باشد بايد تبديل مؤثر تلقي گردد. 2) چنانچه در زمان تبديل ادارة آلماني حفاظت اموال دشمن نمايندگي طلبكار را بعهده داشته يا شخص مشابه ديگري از طرف مقامات آلماني بدون رضايت طلبكار نماينده او بوده هيچ تبديل ناشي از مذاكرات آزاد را نميتوان مؤثر فرض نمود. 3) در مورد دعاوي اوراق قرضه اگر طلبكار صرفاً پيشنهاد يك جانبة بدهكار را پذيرفته باشد آن تبديل هم نبايد مؤثر تلقي شود. 4 -اثبات اينكه تبديل مزبور تبديل مؤثر بوده بعهدة بدهكار است. 5 -در مورد وامهاي كليسا هر تبديلي بايد تبديل مؤثر محسوب شود. ماده 24 پول رايج پرداخت مقررات مربوط پول رايجي كه دعاوي پولي با آن بايد پرداخت شود منوط به ترتيبات بينالدول است.
ماده 25
قانون معتبر شناختن بر اوراق قرضه آلمان اين پيشنهاد تصفيه شامل اوراق قرضه و كوپنهاي بهره بموجب قانون معتبر شناختن اوراق قرضه مورخ 19 اوت 1949 (Wirtschaftsgesetzbl; Page 295) و قانون معتبر شناختن ديون خارجي آلمان مورخ اوت 1953 محتاج بمعتبر ساختن ميباشد نميشود تا زمانيكه اين اوراق قرضه و كوپنهاي بهره طبق مقررات اين قوانين يا هر موافقتنامهاي كه درباره اين قوانين با كشور منتشر كننده منعقد گردد معتبر شناخته شده باشد.
قسمت C
تصفية دعاوي قديمي بازرگاني (مادة 1).
ماده 26
دعاوي ناشي از تحويل كالا (مادة 1(1)). 1) طلبكار حق دارد بشرح زير تقاضاي پرداخت بكشور خارجي را بنمايد: (a)دربارة يك سوم مبلغ بدهي از ابتداء سال 1953. (b)دربارة دو سوم بقيه مبلغ دين در ده قسط مساوي سالانه از اول ژانوية 1954 2) طلبكار ميتواند تا 31 دسامبر 1953 تقاضا كند كه بدهكار بجاي پرداخت بكشور خارجي طبق بند (1) (b) ظرف سه ماه پس از تسليم تقاضا بقية مدعا به را (دو سوم اصل مبلغ بدهي) به دويچ مارك بپردازد. تمديد مدت براي سه ماه ديگر در موارد خاصي بسته بتوافق طلبكاران و بدهكاران است. 3) پس از 31 دسامبر 1953 پرداخت بقية مدعا به به دويچ مارك فقط با موافقت بدهكار ممكن است تقاضا شود. ماده 27 دعاوي ناشي از پيش پرداخت براي تحويل كالا و خدمات (مادة1(2)). 1) طلبكاران و بدهكاران ميتوانند در موارد لازم با موافقت مقامات صالحه در مورد تصفية متناسب با جريان امر توافق نمايند. 2) در صور عدم امكان حصول توافق طلبكار حق دارد از بدهكار تقاضا كند كه مبلغ دين را در ده قسط مساوي سالانه از اول اكتبر 1953 بكشورخارجي بپردازد. 3) طلبكار ميتواند تا 31 دسامبر 1953 تقاضا كند كه بدهكار بجاي پرداختن به كشور خارجي طبق بند (2) ظرف سه ماه از تسليم تقاضا تمام مبلغ مدعا به را به دويچ مارك بپردازد. تمديد مدت در موارد خاصي براي سه ماه ديگر بسته بتوافق طلبكاران و بدهكاران است. 4) پس از 31 دسامبر 1953 پرداخت مدعا به به دويچ مارك فقط با موافقت بدهكار ممكن است تقاضا شود.
ماده 28
دستمزد حقوق و حقوقهاي بازنشستگي مبتني بر استخدام و مأموريت (مادة 1(27)) 1) طلبكار حق دارد از بدهكار تقاضا كند كه مبلغ دين را در پنج قسط مساوي سالانه از اول ژانويه 1953 بكشور خارجي بپردازد. در صورت تسليم دادخواست بمقامات صالحة آلماني از طرف مدعي يا از طرف سازمان خصوصي يا دولتي كه مدعي به آن وكالت داده اين پيشنهاد تصفيه ميتواند شامل مبالغي شود كه از طرف مدعي طبق مدارك ارائه شده بحسابي نزد مؤسسه مالي در جمهوري فدرال يا برلين (غربي) يا از طرف كارفرماي وي بحساب مدعي پرداخت شده است. به عهدة مقامات صالحة آلماني است كه در موارد دشواري امكان پرداخت هر چه زودتر بكشور خارجي را با نظر مساعد بررسي نمايند. 2) طلبكار ميتواند هر موقعي از بدهكار تقاضا كند كه ظرف سه ماه از تاريخ تقاضا بقية محاسبه را كه بكشور خارجي منتقل نشده به دويچ مارك بپردازد.
ماده 29
خدمات مربوط به بيمههاي اجتماعي (مادة1(8)) خدمات در برنامه مذاكرات و توافق هاي دو جانبه گنجانده شده يا گنجانده خواهد شد. توصيه ميشود كه اين قبيل پرداختهاي معوقه در اين توافق ها گنجانده شود.
ماده 30
دعاوي ناشي از معاملات بيمة خصوصي(مادة1(9)) 1) ديون و دعاوي هر يك از طرفين كه ناشي از قراردادهاي بيمه يا بيمة اتكائي يا موافقتنامههائي از هر قبيل باشد يا مربوط بچنين قراردادها يا موافقتنامههائي باشد ممكن است موضوع مورد توافق دو جانبه قرار گيرد. اين قبيل دعاوي فقط طبق موافقتنامههاي دو جانبة مربوطه ممكن است تصفيه شود. 2) در موارديكه موافقتنامههاي دو جانبهاي براي بيمههاي مستقيم وجود ندارد يا تا 31 مارس 1953 منعقد نشده دعاوي بيمه شدگان خارجي عليه شركتهاي بيمه در جمهوري فدرال آلمان و برلين(غربي) بايد طبق مقررات زير تصفيه شود. (a)دعاوي ناشي از قراردادهاي بيمة عمر طبق مقررات مادة 33 و 34. (b)دعاوي ناشي از قراردادهاي بيمة خسارت حادثه يا شخص ثالث: (aa)در موارديكه قرارداد بيمه براي حفاظت اموال واقعه جمهوري فدرال آلمان يا برلين (غربي) منعقد شده بايد طبق مقررات ارزي جاري درجمهوري فدرال آلمان و برلين (غربي) به دويچ مارك پرداخت شود. (bb)تمام دعاوي ديگري از اين قبيل بايد طبق مقررات مادة 31 تصفيه شود. (c)دعاوي ناشي از هر نوع قرارداد بيمه براي پرداخت حقوق بازنشستگي طبق مقررات مادة 28 جزئيات مقررات پاراگراف (2) بايد در موافقتنامة بين الدول درج شود. ماده 31 ساير دعاوي قديمي بازرگاني(مادة 1 (3)(4)(5)(6)). 1) طلبكار حق ندارد از بدهكار تقاضا نمايد كه مبلغ دين را در ده قسط مساوي سالانه از اول ژوئيه 1953 بكشور خارجي بپردازد. 2) طلبكار ميتواند تا 31 دسامبر 1953 تقاضا كند كه بدهكار بجاي پرداخت بكشور خارجي طبق بند (1) مذكور در فوق ظرف مدت سه ماه ازتاريخ تسليم تقاضا مبلغ دين را به دويچ مارك بپردازد. تمديد مدت سه ماه در مواد خاصي براي سه ماه ديگر بسته بتوافق طلبكاران و بدهكاران است. 3) پس از 31 دسامبر 1953 طلبكار فقط با موافقت بدهكار ميتواند پرداخت به دويچمارك را تقاضا كند. 4) در موارد بخصوصي طلبكار و بدهكار ميتواند با تصويب مقامات صلاحيتدار براي تصفية دين توافق نمايند. ماده 32 مقررات مشترك براي ديون قديمي بازرگاني (مادة 1(1)تا(9)). 1) بهرههاي معوقه. در مورديكه بمدعابهي بهره تعلق گيرد نرخهاي زير بايد بدون اينكه براي بهرة مركب مجاز باشد مبني احتساب بهرههاي معوقه تا 31 دسامبر 1952 قرارگيرد. (a)در موارديكه نرخ سالانة بهره قبلا 4% يا كمتر بوده نرخ بهره بميزان سابق بايد باقي بماند. (b)در موارديكه نرخ سالانه بهره قبلا بيش از 4% بوده اين نرخ بايد به2/3 تقليل داده شود ولي كمتر از 4% در سال نباشد. مبلغ تخفيف يافته بهرههاي معوقه بايد با اصل اضافه شود. 2) بهرههاي آينده. هيچ بدهي از بابت بهره براي مدت از اول ژانوية 1953 تا 31 دسامبر 1957 نبايد وجود داشته باشد در مورديكه براي مدت تا اول ژانوية 1953 ازبابت بهرة بدهي وجود داشته بمبلغ مدعابه كه در اول ژانوية 1958 يا بعد از آن تاريخ معوق مانده بهره تعلق خواهد گرفت. نرخ بهره 75% معهود خواهد بود.نرخ جديد بهره بهر حال نبايد كمتر از 4% و بيش از 6% در سال باشد. در موارديكه قبلاً نرخ بهره 4% يا كمتر معين شده نرخ مزبور بايد باقي بماند. بهره بايد در آخر هر سال با مبلغ استهلاكي بپول غير آلماني پرداخت شود. 3) سپردة مخصوص. (a)طلبكار ميتواند در صورتيكه مطالباتش بخطر افتاده باشد و تا حدوديكه مربوط بدعاوي مندرجه در مادة يك (1) تا (7) باشد بعوض تعيين پرداخت طبق مواد 28-27-28 يا 31 از بدهكار تقاضا كند كه پرداخت را بحساب سپردة دويچ مارك بعمل آورد كه حساب مزبور بنام وي نزد دستگاهي كه توسط مقامات صلاحيت دار آلماني تعيين گشته افتتاح شده باشد هر گاه طلبكار در مورد چنين تقاضائي بشروط دشواري استناد كند (بمادة 11 مراجعه كنيد) تقاضاي پرداخت سپرده از طرف طلبكار وقتي عملي ميشود كه استناد بدهكار بشروط دشواري قطعاً مردود شناخته شده باشد. (b)بدهكار ميتواند مبلغ دين كه مشمول دستههاي مشخصه در پاراگراف (a) باشد بنفع طلبكار بحساب سپرده مزبور بپردازد مشروط بر اينكه ثابت نمايد كه: (aa)و (بدهكار) وارث يا وصي بدهكار اصلي است و ماترك وي بايد تقسيم شود. (bb)و (بدهكار) شركتي است كه رو بانحلال ميرود. (cc)وصي يا مدير تصفية بدهكار است كه سهم هر يك از غرما را در مورد ورشكستگي يا در مورد تصفيه ميپردازد. (c)پرداخت بحساب سپرده طبق مقررات مذكور در فوق بدهكار را از دين خود بريالذمه ميسازد. در چنين صورتي با طلبكار بايد در مورد پرداخت بكشور خارجي همانطور موافقت شود كه گويا مبلغ توديع شده (چنانچه گيرندة سپرده بهرهاي بپردازد به انضمام بهره) در اختيار بدهكار بوده است. (d)طلبكار بايد هميشه حق داشته باشد كه انتقال مبلغ پرداخت شده بحساب سپردة مخصوص را بحساب دويچ مارك خود تقاضا نمايد (مادة 18). 4) دعاوي كوچك. در مورد دعاوي يا مدعابه كوچك مقامات صلاحيت دار آلماني بايد تقاضاي طرفين ذينفع را براي موافقت با پرداخت زودتر بكشور خارجي با نظرمساعد تلقي نمايد. 5) پرداخت براي تحويل كالا و خدمات در مورديكه طلبكار بتواند مداركي ارائه دهد كه پرداخت مزبور بدون رضايت او بحساب او بعمل آمدهاست. طلبكاري كه مداركي ارائه دهد كه پرداختي از بابت كالا و خدمات بدون رضايت وي بحساب بانكي يا Podtscheckkonto او شده (مادة 1) با پرداخت بحساب مزبور نبايد از حقوق خود راجع بتصرف پرداخت مشمول قسمت cصرفنظر كند.
قسمت D
تصفيه دعاوي ناشي از معاملات مالي خصوصي )مادة 2)
ماده 33
تصفية دعاوي ناشي از معاملات مالي بپول آلمان بانضمام دعاوي به گلد مارك يا رايش مارك با شروط طلا كه داراي ماهيت خاص خارجي نيستند(مادة 6) بموجب شروط استهلاك و نرخ بهره قراردادي طبق مقررات ارزي جاري در جمهوري فدرال آلمان و برلين (غربي) ممكن است ادامه يابد.طبق مقررات جاري فعلي پرداختها بايد فقط به دويچمارك بعمل آيد. دعاوي ارزي ناشي از معاملات مالي و دعاوي به گلدمارك يا رايشمارك باشروط طلا كه داراي ماهيت خاص خارجي هستند (مادة 6) بايد بشرح زير تصفيه شود: 1) در مورديكه بدهكار پرداختي به. . Konversionskasse für deutsche Auslandsschulden بعمل آورده مبالغ اصل و بهرة پرداخت نشده بايد طبق مقررات مادة 9 تعيين شود. 2) در مورديكه بهرهاي پرداخت نشده باشد نرخهاي بهرة زير بدون مجاز بودن براي بهرة مركب بايد اساس احتساب بهرههاي معوقه تا تاريخ 31دسامبر 1952 قرار گيرد. (a)در مورديكه نرخ سالانه بهره قبلاً 4% يا كمتر بود نرخ بهره بايد بميزان سابق باقي بماند. (b)در مورديكه نرخ سالانه بهره قبلاً بيش از 4% بود اين نرخ بايد به 2/3 تقليل يابد ولي كمتر از 4% در سال نباشد. 3) بهرههاي معوقه كه طبق پاراگرافهاي (1) و (2) محاسبه شده بايد به مدعابه پرداخت نشده اضافه شود. بمبلغ جديد از تاريخ اول ژانوية 1953بهرهاي بنرخ 75% نرخ بهرة معمول در تاريخ رسميت يافتن اين قضيه تعلق ميگيرد. نرخ جديد بهره بهر حال بايد. (a)در مورد دعاوي اوراق قرضه حداقل 4% و حداكثر 1/4 5% در سال باشد. (b)در مورد ساير دعاوي حداقل 4% و حداكثر 6% در سال باشد. در مورديكه نرخ بهره قبلاً 4% يا كمتر بود اين نرخ بحال خود باقي ميماند بهره بايد حداقل هر شش ماه يكبار قابل پرداخت بكشور خارجي باشد. 4) در مورد دعاوي كه مورد تبديل مؤثر واقع شده نرخ بهرهاي كه در تبديل مؤثر مورد موافقت گرفته بايد اساس محاسبه هر تخفيفي كه طبق پاراگراف هاي (2) و (3) داده ميشود واقع گردد. تخفيف هاي بهره كه داراي محدوديت زماني هستند فقط براي مدتيكه توافق شده بايد در نظر گرفته شود. 5) در مورد دعاوي كه موضوع تبديل غير مؤثر بود آن نرخ بهرهاي كه در غير تبديل معتبر شناخته ميشد بايد اساس محاسبه هر تخفيفي كه طبق پاراگراف هاي (2) و (3) داده ميشود واقع گردد. 6) اصل مبلغ جديد بايد از اول ژانوية 1958 بوسيلة پرداخت بكشور خارجي بشرح زير ثابت شود: (a)در مدت پنج سال اول (اول ژانويه 1958 تا 3 دسامبر 1962 (5% در سال. (b)در مدت پنج سال بعد (اول ژانوية 1963 تا 31 دسامبر 1967) 8% در سال. (c)در مدت سه سال بعد (اول ژانويه 1968 تا 31 دسامبر 1970 (15% در سال بهره بايد نسبت به اصل مبلغ پرداخت نشده احتساب شود. 7) طلبكار ميتواند تا 30 ژوئن 1953 تقاضا نمايد بهرههاي معوقه كه طبق پاراگراف هاي (2) و (4) حساب شده به اصل مبلغ طبق پاراگراف (3) اضافه نشده و با پرداخت به دويچ مارك تصفيه شود. بدهكار بايد ظرف مدت 6 ماه از تاريخ تقاضا پرداخت بعمل آورد. 8) در مورد مبالغ جزئي طرفين ذينفع در موارد خاصي ميتوانند با تصويب مقامات صلاحيت دار آلماني روي شروط پرداخت ديگري توافق نمايند. 9) طلبكاران و بدهكاران ميتوانند طبق مقررات ارزي جاري در جمهوري فدرال آلمان و برلين (غربي) براي پرداخت مدعابه يا قسمتي از آن به دويچ مارك توافق نمايند. 10) مقامات صلاحيت دار آلماني در مورد دشواري اين حق را براي خود محفوظ ميدارند كه تقاضاي طرفين ذينفع را براي تصويب شروط پرداخت ديگري نظر مساعد تلقي نمايد. 11) طلبكاران خارجي دعاوي مندرجه در مادة 2 پاراگراف (2) (b) ميتوانند پرداخت بهرههاي تا 31 دسامبر 1952 را به دويچمارك بدون تخفيفپيشنهاد شده در پاراگراف 2 اين ماده تقاضا نمايند مشروط بر اينكه اين پرداخت بمنزله تأديه مدعابه خود قبول نمايند. 12) در صورت لزوم ممكن است اصول مندرج در ضميمة 2 موافقتنامة ديون خارجي آلمان براي تكميل مقررات بقية دعاوي ناشي از اوراق قرضه وكوپنهاي بهره مشمول اين پيشنهاد تصفيه مورد استفاده قرار گيرد.
قسمت E درآمدهاي معوقه از سرمايه گذاري (مادۀ 3
. ماده 35 پرداخت بايد طبق مقررات ارزي جاري در جمهوري فدرال آلمان و برلين (غربي) به دويچ مارك بعمل آيد.
قسمت F ساير دعاوي پولي (مادۀ 4
قسمت F ساير دعاوي پولي (مادۀ 4)
ماده 36
اين قبيل دعاوي بايد طبق مقررات آندسته از دعاوي كه مشمول آن ميشوند يا بنا بماهيت خود به آن شبيهتر هستند تصفيه شود. در موارديكه ترديد وجود دارد بايد مانند موافقتنامههاي پرداخت عمل شود. ضميمه جزء بضميمه 4 (يادداشت - متن زير عبارتست از متن ضميمه پيوست 6 بگزارش كنفرانس ديون خارجي آلمان) اعلامية مشترك هيئتهاي نمايندگي آلمان و سويس دربارة مذاكرات براي تصفية عوارض ارزي بفرانك سويس (SchweizerFrankengrundschulden) براي توجه كنفرانس ديون لندن و بمنظور اجراي اعلاميه مورخ 20 مارس 1952 جلسه مذاكرات بوسيله نمايندگان طلبكاران و بدهكاران در تاريخ 10 و 11 ژوئن 1952 در فريبورگ تشكيل گرديد و در هر حال مذاكرات به نتيجه نرسيد و موضوع ضمن اعلاميه 11 ژوئن 1952 به اطلاع كنفرانس لندن رسيد. بعلل مختلف ثابت شده است در هر صورت طرفين با مشورت با vertrauensstelleمذاكرات را در اولين فرصت ممكنه دنبال خواهند كرد. هيئت نمايندگي آلمان بموقع خود قبل از امضاي موافقتنامة كلي دولتي براي تصفية ديون خارجي آلمان نتيجه را به اطلاع كنفرانس لندن خواهد رساند. نمايندگان سويس مجدداً به لايحه عوارض ارضي بفرانك سويس اشاره نمود كه در تعقيب بيانات هيئت نمايندگي سويس در دومين جلسة عمومي مورخ 29 فوريه 1952 بكنفرانس تسليم شده و بيانات مزبور شماره GD/V/Negotiating Committee D/D8C,3مورخ 13 مارس 1952توزيع گرديده است. بنابراين نمايندگان سويس حق صدور اعلاميه مجددي را دربارة نتيجة مذاكرات دو جانبه براي خود محفوظ ميدارند از طرف ديگر نمايندگان آلمان معتقدند كه عوارض ارضي بفرانك سويس مشمول شروط ارجاع بكنفرانس لندن براي تصفية ديون خارجي آلمان ميباشد و بايد طبق اصول موضوعه بوسيلة كميتة مذاكرات بايد تشكيل شود. براي رسيدگي بعوارض ارضي بفرانك سويس صالح نيست و پروندههاي ناشي از آن بايد به vertrauensstelle كه طبق موافقتنامة آلمان وسويس تشكيل ميشود تسليم گردد. لندن مورخ 25 ژوئيه 1952 امضاء امضاء ضميمه 5 توصيههاي توافق شده براي نحوة عمل دربارة پرداختهائي كه بصندوق تبديل بعمل آمده است (يادداشت - متن زير عبارت است از متن پيوست 7بگزارش كنفرانس ديون خارجي آلمان) (I)هيئت نمايندگي آلمان معتقد بود كه بدهكار آلماني در صورت پرداخت بصندوق تبديل بطور قطع ذمهاش از دين مربوطه بري ميشود، نمايندگان طلبكاران از طرف ديگر معتقد بودند كه طبق قوانين كشورهاي مربوطه خود اين قبيل پرداختها بصندوق تبديل بطور كلي بمنزله بري الذمه ساختن بدهكار شناخته نميشود. نظر بتمايل موجود براي پايان دادن بمذاكرات بيحاصل طرفين موافقت نمودند راه حل عملي كه امكان تصفية دعاوي طلبكاران را بدون تشريفات غير لازم بوجود آورد پيدا نمايند. بنابراين هيئت نمايندگي آلمان و نمايندگان طلبكاران خارجي با حفظ وضع حقوقي خود بشرح زير توافق نمودهاند. (1) بدهكار آلماني تعهد ميكند كه دعاوي طلبكار را طبق شروط جديد تصفيه صرفنظر از پرداختهائيكه بصندوق تبديل شده تصفيه نمايد مشروط براينكه طلبكار. (a)حقيقتاً پولي معادل پرداخت بدهكار از صندوق تبديل دريافت نكرده باشد. (b)از قبول پولي از صندوق تبديل بر اساس پرداخت بدهكار بعلت اينكه وي (طلبكار) مايل بشناسائي چنين پرداختي بمنزله تأديه دين نيست امتناع ورزيده باشد. در مورد اسناد تابع قانون معتبر شناختن اوراق قرضه ارزي ترتيبات فوق فقط دربارة اوراق و كوپنهائي اجرا ميشود كه طبق مقررات قوانين مذكور يا طبق موافقتنامة منعقده با كشور منتشر كننده دربارة اجراي اين قانون يا طبق تصويب نامههاي مربوطه (Fest sellungs bescheide) كه طلبكار طبق قوانين مذكور تحصيل ميكند معتبر شناخته شده باشد. (2) مبالغيكه به اين ترتيب توسط بدهكاران پرداخت ميشود بايد از محل اعتبارات عمومي آلمان به آنان مسترد شود. (3) پرداختهائيكه توسط بدهكار بصندوق تبديل بعمل آمده و مشمول مقررات پاراگراف جزء (1) نميشود بايد تا ميزان اين قبيل پرداختها تأدية دين تلقي شود. (II)طبق مقررات كلي مندرجه در پاراگراف 1 فوق. (a)حكومت فدرال موافقت دارد كه مسئوليت پرداخت كامل مبالغي را كه بدهكاران در منطقة سار بصندوق پرداخته و طلبكاران خارجي از آن بابت ارزي دريافت ننموده يا بنحو ديگري راضي نشدهاند به ارزهاي مربوطه به طلبكاران خارجي بعهده گيرد. (b)حكومت فدرال موافقت دارد كه مسئوليت پرداخت 60% مبالغي را كه بدهكاران در اطريش فرانسه - بلژيك و لوكزامبورك بصندوق تبديل پرداخته و طلبكاران خارجي از آن بابت راضي شدهاند بعهده گيرد و (c)حكومت فدرال قبل از پايان دسامبر 1952 دربارة اجراي اين تعهدات با نمايندگان طلبكاران خارجي مذاكره خواهد كرد. ضميمه 6 (يادداشت - متن زير عبارتست از متن پيوست (بگزارش كنفرانس ديون خارجي آلمان) توصيههاي توافق شده براي استفاده از حساب هاي دويچ مارك مسدود ترتيبات مشروحة زير براي استفاده از حساب هاي دويچ مارك مسدود مورد موافقت قرار گرفته است. (1) بطلبكار خارجي اعتباري اصلي بپول آلمان بايد اجازه داده شود كه در حدود مقررات جاري در جمهوري فدرال آلمان و برلين (غربي) در تاريخ رسميت يافتن اين پيشنهاد تصفيه از آن استفاده نمايد به انضمام حق واگذاري اين حساب ها بشخص ديگري خارج از آلمان. (2) به طلبكار خارجي حساب اعتباري بدست آمده بپول آلمان باز هم اجازه داده شود كه حساب خود را بشخص ديگري خارج از آلمان واگذار نمايد. به طلبكار خارجي اين قبيل حساب ها بايد اجازه داده شود كه از حساب خود بطور عمده براي سرمايه گذاري طويلالمدة در اقتصاد آلمان استفاده نمايد. (3) مقامات صلاحيت دار آلماني بايد قوانين و مقررات لازم را بمنظور جلوگيري از استفادة غير قانوني از حساب هاي بپول و ساير سوء استفادههاي مضر بحال اقتصاد آلمان و طلبكاران بطور كلي وضع نمايند. حق استفاده بموجب پروانة عمومي در زمان رسميت يافتن اين پيشنهاد تصفيه ممكن است بمنظور تأمين كنترل بيشتري منوط بصدور پروانة مخصوصي شود بدون اينكه موجب محدوديت امكانات كلي حق استفاده گردد. (4) مقامات صلاحيت دار آلماني كوشش خواهند كرد تا حدوديكه وضع ارزي اجازه ميدهد تسهيلات لازم براي استفاده از حسابهاي دويچ مارك مسدود فراهم سازند. (5) دولت آلمان بمنظور مذاكره دربارة امور كلي مربوط به استفاده از حسابهاي دويچ مارك مسدود كميتة مشورتي مركب از تعداد مساوي از نمايندگان كشورهاي طلبكار عمده از يك طرف و نمايندگان جمهوري فدرال آلمان از طرف ديگر تشكيل خواهد داد. ضميمه 7 موافقت نامه دربارة تعهدات به گلد مارك و تعهدات به رايش مارك با شروط طلا كه داراي ماهيت خاص خارجي هستند. هيئت نمايندگي آلمان براي ديون خارجي -I8DeI.52/392177 243 رئيس كميسيون سه جانبة ديون آلمان 21 نوامبر 1952 آقاي رئيس مذاكرات پيش بيني شده در مادة 5 پاراگراف 3 از ضميمة 4 و در مادة 6 از ضميمة 6 گزارش نهائي كنفرانس ديون لندن كه در نامة مشترك آقاي اتو نايميرو آقاي هرمان آبس خطاب بكميسيون سه جانبة ديون آلمان مبني بر توصيف وضع مشخص كنندة ماهيت خاص خارجي تعهدات به گلد مارك وتعهدات به رايش مارك با شروط طلا با حق انتخاب طلا به آن اشاره شده در تاريخ 21اكتبر تا 21نوامبر 1952 بين هيئت نمايندگي آلمان براي ديون خارجي و هيئتي مركب از نمايندگان طلبكاران انگليس - آمريكا - سويس و هلند انجام شد. خوشوقتم كه به اطلاع شما برسانيم كه اين مذاكرات مثمرثمر شده و نتيجة آن در موافقت نامهاي كه امروز به امضاء رسيده ثبت گرديد. رئيس دو هيئت نمايندگي ضمن امضاي موافقت نامه چهار نامه بتاريخ 21نوامبر 1952 كه براي روشن ساختن مسائل مربوط بموافقت نامه تنظيم شده بود مبادله نموده كه نامههاي مزبور بشرح زير است: 1 -مكاتبات مربوط به انتقال مبالغ موعد رسيد دعاوي گلد مارك با ماهيت خاص خارجي.
2
مكاتبات مربوط بتفسير مقررات قرارداد امانت داري
3
مكاتبات مربوط بمطلبي از تفسير مربوط بدستور اجرائي شمارة 40 قانون تبديل پول.
4
مكاتبات مربوط بحفظ حقوق طلبكاران براي اقامة دعوي عليه بدهكاران درجة دوم و امكان پس گرفتن اين حق. مفتخراً يك نسخه از متن موافقت نامه بزبانهاي آلماني و انگليسي و همچنين چهار نامه متبادله به اين زبانها تقديم و تقاضا دارد هر چه زودتر آنها راتصويب نمائيد اگر موافقت نامه و چهار نامة متبادله ضميمه جزء بضميمة I وII و Ivموافقت نامه ديون ملحق شود موجب امتنان خواهد بود. آقاي رئيس احترامات فائقه ما را بپذيرند. هرمان آبس رئيس هيئت نمايندگي آلمان براي ديون خارجي ليگيت رئيس كميتة مذاكرات b در كنفرانس ديون خارجي آلمان تبصره:
1
امضاءكنندگان نامه فوق موافقت نمودند كه اين اسناد بجاي اينكه طبق پاراگراف آخر نامة مزبور ضميمههاي جزء بضمائم 4/2/1موافقت نامه ديون خارجي آلمان محسوب شود ضميمة 7 آن موافقت نامه محسوب گردد.
2
مكاتبات اشاره شده در پاراگراف فوق تلخيص شده و بعنوان ضميمه جزء بضميمة 7 محسوب ميشود موافقت نامه درباره تعهدات به گلد مارك وتعهدات به رايش مارك با شروط طلا با ماهيت خاص خارجي. لندن بتاريخ 21 نوامبر 1952 نظر بشرط مندرجه در مادة 5 پاراگراف 3 از پيوست 4 و در مادة 6 از پيوست 6 گزارش نهائي كنفرانس ديون لندن و در نامة مشترك رئيس هيئت نمايندگي آلمان آقاي هرمان آبس و سر اتو نايمير خطاب بكميسيون سه جانبة ديون آلمان مورخ 19 نوامبر دربارة وامهاي شهرداريهاي آلمان به گلد مارك موافقت هاي مشروحه زير بعمل آمده است: ديون و دعاوي مشروحة زير در حدود مفاد مقررات مذكور در فوق داراي ماهيت خاص خارجي هستند:
1
دعاوي به گلد مارك يا به رايش مارك با شروط طلا با حق انتخاب طلا ناشي از اوراق قرضه منتشره بوسيلة بدهكار آلماني در خارج از كشور آلمانهر گاه: (a)آنها وامي را تشكيل دهند و شرايط آن نشان دهد كه فقط بمنظور سرمايه گذاري يا فروش يا معامله منتشر شده است. در موارديكه بهرة اوراق قرضه از ماليات بر درآمد سرمايه معاف شده باشد اوراق مزبور بايد بمثابه قسمتي از وام كه فقط بمنظور سرمايه گذاري و فروش يا معامله در كشور خارجي تحصيل شده تلقي گردد. (b)آنها فقط طبق شروط مندرجه در اوراق قرضه قابل پرداخت در كشور خارجي باشند هر قسمت از وامي كه از نظر ماليات يا نرخ يا قسمت هاي ديگر آنوام در آلمان اختلاف داشته باشد بايد وامي بمعني وامهاي مشمول (a)و(b) تلقي گردد به استثناي موارديكه اوراق قرضه مربوط به آن قسمت از وامي باشد كه قبل از اول سپتامبر 1939 در بورس آلمان رسماً داراي مظنه باشد.
2
دعاوي به گلد مارك يا به رايش مارك با شروط طلا با حق انتخاب طلا ناشي از وامها يا مساعدههاي نقدي ديگر متكي بمعاملات مالي كه بوسيلة بدهكاران آلمان در خارج از آلمان تحصيل شده به انضمام دعاوي مشابه ناشي از هزينههاي معاملات رهني: هر گاه. (a)در قرار كتبي دين صراحتاً موافقت شده باشد كه محل پرداخت يا دادگاه صلاحيت دار خارج از كشور آلمان واقع شده يا قوانين خارجي دربارة آنها قابل اجرا ميباشد. و هر گاه. (b)دين هر زمان پس از 31 ژوئيه 1931 بعهده گرفته شده باشد و هم ارز آن به ارز يا رايش مارك آزاد يا طلا قابل پرداخت باشد يا از حساب رايش مارك مسدود ناشي شده باشد كه پرداختهاي به گلد مارك يا وام ارزي خارجي اعطائي قبل از 31 ژوئيه 1931 به بستانكار حساب مزبور منظورشده باشد مشروط بر اينكه طلبكار خارجي با رضايت مقامات كميسيون ارز آلمان مجدداً مبالغ برداشتي از حساب رايش مارك مسدود را به بدهكار آلماني ديگري وام داده و شرط طلا يا حق انتخاب طلا را در شرايط وام جديد گنجانده باشد. هر گاه بدهكاري هنگام قبول دين آگاه باشد كه طلبكار آلماني بعلت وجود قرارداد امانت داري صرفاً امانت دار قرض دهندة خارجي است بايد چنين تلقي گردد كه وام يا مساعده از كشور خارجي بدست آمده است. وام يا مساعدهاي كه بوسيلة امانت دار خارجي قرض دهندة آلماني بدست آمده باشد نبايد چنين تلقي شود كه از كشور خارجي بدست آمده است. (II)ديون و دعاوي مندرجه در قسمت 1 شامل دعاوي مؤسسات اعتباري و بيمه خارجي كه طبق قانون آلمان بايد ورقة تبديل تهيه نمايند نميشود مگرآنكه دعاوي مزبور بعنوان رقم دارائي در ورقة تبديل درجه شده باشد. (III) -در مورد تصرف وثيقة ملكي (معاملات رهني - عوارض ارضي و اقساط ساليانه قابل فسخ (كه در تاريخ 20 ژوئن 1948 بمنظور استيفاي دعاوي خصوصي طلبكار خارجي كه در موافقتنامة مربوطه توصيه شده بعمل آمده است تبديل اصلي طبق مقرراتي كه بعداً پيش بيني ميشود بايد ادامه يابد بمثابه اينكه طبق قانون تبديل و دستور اجرائي شمارة 40 آن اجرا شده است. در موارديكه طبق اين مقررات وثيقهاي با نرخي غير از I:Iتبديل شده باشد وثيقهاي بنفع طلبكار بشكل وثيقة ملكي بهمان مبلغ اسمي وثيقة ملكي در تاريخ 20 ژوئن 1948 و از همان نوع منهاي تخفيف هاي پس از آن تاريخ مجدداً تخصيص داده ميشود و اين عمل تا حدودي امكان پذير است كه مخل حق مالكيت شخص ثالثي كه اين حق را در مدت بين 21ژوئن 1948 و 15 ژوئيه 1952 بدست آورده نباشد. نظر باينكه ممكن است اشخاص ثالثي در مدت مذكور حقوقي بدست آورده باشند مقررات زير بايد در مورد آنها اجرا شود و موافقت شده كه در قوانين آلمان نيز گنجانده شود. (a)در مورديكه ملكي كه مالكش تغيير كرده باشد وثيقهاي بنفع طلبكار بشكل وثيقه ملي مجدداً تخصيص داده ميشود مشروط بر اينكه هزينة عمومي از بابت ماليات بر سود معاملات رهني تقليل داده شده يا تقليل خواهد يافت. (b)در مورديكه شخص ثالثي حق مالكيت ديگري در ملك بدست آورده باشد وثيقة ديگري بشكل وثيقة ملكي فقط از بهترين نوع بعد از آن تخصيص داده ميشود. در مورديكه هزينة عمومي مربوط بماليات سود معاملات رهني. (Hypothekengewinnababe) تقليل يافته باشد وثيقه مجدد تا حدودي كه شخص ثالث از تقليل مزبور منتفع ميشود بر حقوق شخص ثالث مذكور مقدم ميباشد. (c)بطلبكاريكه ادعائي با ماهيت خاص خارجي داشته باشد بايد معادل اين ادعا طبق آن چه كه دربارة بدهكار رأي صادر ميشود وثيقة ملكي داده شود مشروط بر اينكه وثيقه ملكي اين طلبكار را نتوان مجدداً از نوع اصلي يا براي كل مبلغ مدعابه تخصيص داد. (d)در موارديكه نتوان وثيقه ملكي معادل مبلغ وثيقه ملكي قبلي بطلبكار داد بايد از محل اعتبارات عمومي براي تأمين مدعابه ببدهكار كمك كرد مشروط بر اينكه و تا حدوديكه نتوان از وثيقه بعلت عدم امكان تخصيص مجدد وثيقه قبلي استفاده نمود. موافقت شده است كه در مورد برلين (غربي) ترتيبات مشابهي منطبق با خصوصيات خاص قوانين محل اجرا شود بدون اينكه حقوق فعلي طلبكاران يا حقوقي كه طبق شروط مذكور در فوق به آنها تعلق ميگيرد تقليل يابد. IV-در كليه موارد لازمه دعاوي با ماهيت خاص خارجي اينست كه اين دعاوي در اول ژانوية 1945 توسط اشخاص اقامه شده باشد كه در آن تاريخ تابع كشور طلبكاري بوده يا بدون داشتن تابعيت آلمان مقيم كشور خارجي بوده باشد. در موارديكه مدعابهي با وثيقة ملكي در تاريخ مذكور در اختيار امانت داري بوده شخص امين ملاك نبوده بلكه شخص واگذاركنندة امانت داري ملاك است. هر شخصيت حقوقي بايد تابع كشوري تلقي شود كه بموجب قوانين آن كشور تأسيس شده است. V-نمايندگان طلبكاران تقاضا نمودند كه دعاوي طلبكاران خارجي به انضمام دعاوي مربوط بوثيقههاي ملكي عليه بدهكاران دست دوم (طبق تصويب مادة 15 پاراگراف (8) از قانون تبديل كه اخيراً بنام قانون AHGLaw No.46ناميده ميشود. (مجلة رسمي 1951 شمارة 46 صفحة 756 بدون محدود ماندن به اتباع ملل متحد) در موارديكه اين دعاوي به گلد مارك يا رايش مارك يا شروط طلا يا حق انتخاب طلا باشد بايد دعاوي با ماهيت خاص خارجي تلقي شده و با نرخ يك گلد مارك يا رايش مارك با شروط طلا مساوي با يك دويچ مارك تسعير شود. هيئت نمايندگي آلمان به اين تقاضا پاسخ داد كه اين دعاوي و وثيقههاي ملكي بايد از نقطه نظر وثيقهاي كه بدهكار اوليه در پيشنهاد تصفيهاي كه طبق تصفيه ديون لندن بايد تسليم نمايد مورد بررسي قرار گيرد. موافقت شد كه اين موضوع موكول بروشن شدن موضوع وثيقه در مقابل تعهدات هر يك از بدهكاران اوليه گردد. در هر حال نمايندگان طلبكاران اين حق را براي خود محفوظ داشتند در صورتيكه وثيقة پيشنهادي از طرف بدهكار اولية آلماني در هر موردي كافي نباشد از بدهكار دست دوم تقاضاي تصفية نهائي با تسعير بنرخ يك دويچ مارك مساوي با يك گلد مارك يا يك رايش مارك با شرط طلا يا حق انتخاب طلا را بنمايند. امضاء امضاء هرمان آبس ليگيت رئيس هيئت نمايندگي آلمان رئيس كميتة مذاكرات در كنفرانس براي ديون خارجي ديون خارجي آلمان ضميمۀ جزء بضميمۀ 7 مقررات موافقت شده براي روشن ساختن مسائل مختلفي مربوط بضميمة 7 رئيس كميسيون سه جانبه ديون آلمان. لندن مورخه 9 فوريه 1953 آقاي رئيس پيرو نامة مورخ 21 نوامبر 1952 ما كه طي آن چهار فقره نامههاي متبادله بمنظور روشن ساختن مسائل مختلفي مربوط بموافقت نامة 21 نوامبر 1952دربارة تعهدات به گلد مارك يا رايش مارك با شروط طلا و داراي ماهيت خاص خارجي ارسال داشتيم چنين پيشنهاد شده بود كه بخاطر سهولت وسادگي چهار فقره نامههاي مذكور در سند واحدي گنجانده شده كه ضميمة موافقت نامه 21 نوامبر 1952 گردد. دربارة متن چنين ضميمهاي بين ما توافق حاصل شده و محترماً متن آنرا بزبانهاي انگليسي و آلماني بپيوست ارسال و تقاضا داريم بعنوان ضميمهاي بموافقتنامه مذكور الصاق گردد. با تقديم احترامات امضاء - هرمان آبس امضاء – ليگيت ضميمة موافقت نامة 21 نوامبر 1952 دربارة تعهدات به گلد مارك يا به رايش مارك با شروط طلا و داراي ماهيت خاص خارجي مقررات زير ضميمة موافقت نامه 21 نوامبر 1952 را تشكيل ميدهد.
1
بدين وسيله تأييد ميشود كه دربارة مبالغ قابل پرداخت از بابت دعاوي به گلد مارك يا رايش مارك با شروط طلا با حق انتخاب طلا بموجب پيوستهاي 3 و 4 گزارش كنفرانس ديون خارجي آلمان همان طور عمل شود كه گويا دعاوي مزبور طبق مادة 11 پاراگراف 1 (a) موافقت نامة بينالدول دربارة ديون خارجي آلمان بپول رايج غير آلماني در كشور خارجي قابل پرداخت بوده است.
2
بدين وسيله تأييد ميشود كه وجود قرارداد امانت داري. بطوريكه در آخرين پاراگراف مادة 12 موافقتنامة 21 نوامبر 1952 به آن اشاره شده نه فقط بوسيلة قرارداد يا نامههائي كه به امانتداري اشاره نموده اثبات ميشود بلكه بوسيلة رفتار مقامات صلاحيتدار كميسيون ارز آلمان كه سالها با وام دهندة خارجي بمثابه طلبكار نمودهاند نيز اثبات ميشود.
3
بدينوسيله موافقت ميشود كه در مورد معاملات رهني (Gr nudpfandrechte) دعاوي بپول رايج غير آلماني كه طبق مادة يك پاراگراف 2فصل 1 و 2 و 5 دستور اجرائي شمارة 40 مربوط بقانون تسعير پول بنرخ يك دويچ مارك مساوي با يك رايش مارك يا رايش مارك با شرط طلا با حق انتخاب طلا تسعير شده اين تسعير قطعي است بهمين دليل اين موارد در موافقتنامة 21 نوامبر 1952 درج شده است.
4
طبق مادة 5 موافقتنامه 21 نوامبر 1952 طلبكاران اين حق را براي خود محفوظ داشتند كه در مورد دعاوي خود (بانضمام وثيقههاي ملكي) عليه بدهكاران دست دوم چنانچه وثيقه پيشنهادي از طرف هر بدهكار اوليه آلماني در پيشنهاد خود براي تصفية تعهداتش بنظر طلبكار كافي نرسد تصفية نهائي تسعير را بنرخ يك دويچ مارك مساوي با يك گلد مارك يا يك رايش مارك با شروط طلا يا حق انتخاب طلا تقاضا نمايد. از اينجهت آقاي هرمان آبس رئيس هيئت نمايندگي آلمان براي ديون خارجي نفوذ خود را بكار خواهد برد كه بدهكاران اولية مربوطه بدون تأخير پيشنهاد تصفيهاي بطلبكاران خود تسليم نمايند كه در صورت قبول شدن طلبكاران در وضعي قرار گيرند كه بدتر از وضع پيش بيني شده در دستور اجرائي شمارة 40 مربوط بقانون تسعير پول نباشد. اگر چنين پيشنهادهائي تسليم شده و مورد قبول قرار گيرد در نظر گرفته شده كه طلبكاران از حقي كه دربارة تسعير دعاوي خود عليه بدهكاران دست دوم در مادة 5 براي خود محفوظ داشتهاند صرفنظر نمايند. اگر چه قيود مذكور در فوق فقط مربوط بطلبكاراني ميباشد كه مشمول دستور اجرائي شمارة 40 قانون تسعير پول و مادة 15 آن قانون ميشوند (كه بموجب قانون 46 اصلاح شده) يعني اتباع ملل متحد معهذا طبق اصل عدم تبعيض و رفتار مساوي با تمام طلبكاران موافقت ميشود كه قيود مذكورشامل (عادي طلبكاران) غير اتباع ملل متحد عليه بدهكاران دست دوم نيز بشود. ضميمه 8 تفسير توافق شده دربارة پاراگراف 2 مادة 5 موافقتنامة ديون خارجي آلمان هيچيك از مفاد پاراگراف (2) مادة 5 موافقتنامة ديون خارجي آلمان نبايد مخل حقوقي شود كه در قوانين جاري جمهوري فدرال آلمان يا در هر موافقتنامهاي كه قبل از امضاي موافقتنامه ديون خارجي آلمان بين جمهوري فدرال آلمان و هر يك از امضاءكنندگان ديگر موافقتنامه اخيرالذكر منعقد شده پيش بيني شده باشد. ضميمه 9 منشور دادگاه حكميت براي موافقتنامة ديون خارجي آلمان.
ماده 1
1) دادگاه حكميت براي موافقتنامة ديون خارجي آلمان (كه بعد دادگاه ناميده ميشود) بايد مركب از 8 نفر عضو دائم باشد كه بشرح زير منصوبميشوند: (a)سه عضو از طرف دولت جمهوري فدرال آلمان منصوب ميشوند. (b)يك عضو از طرف دولت جمهوري فرانسه منصوب ميشود. (c)يك عضو از طرف دولت انگلستان منصوب ميشود. (d)يك عضو از طرف ايالات متحده آمريكا منصوب ميشود. (e)يك رئيس و يك نايب رئيس كه از طرف دولتهائي كه حق انتصاب اعضاي دائمي دادگاه را دارند منصوب ميشوند. اگر اين دولت ها ظرف مدت چهار ماه از تاريخ رسميت يافتن موافقت نامة ديون خارجي آلمان (كه بعداً موافقت نامه ناميده ميشود) نتوانند براي انتصاب رئيس و نايب رئيس يا يكي از آنها توافق حاصل نمايند رئيس دادگاه بينالمللي دادگستري بايد طبق تقاضاي دولت انگلستان كه امضاءكنندگان اين موافقت نامه اختيار اينكار را بدولت مزبور دادهاند انتصاب يا انتصابات را عملي سازد. 2) هر گاه يكي از امضاءكنندگان اين موافقت نامه بغير از دولت هاي مذكور در پاراگراف (1) اين ماده طرف دعوائي در جريان محاكمه در دادگاه باشد اينامضاءكننده حق دارد كه يك عضو اضافي براي شركت در جلسات دادگاه منصوب نمايد. اگر بيش از يكي از امضاءكنندگان موافقت نامه واجد اين حق شوند اين امضاءكنندگان حق دارند يك عضو اضافي مشتركاً منصوب نمايند. 3) دولت جمهوري فدرال آلمان حق دارد در موارديكه يك عضو اضافي طبق پاراگراف 2 اين ماده منصوب ميشود يك عضو اضافي ديگر براي شركت در جلسات دادگاه منصوب نمايد. 4) نخستين انتصابات اعضاي دائمي دادگاه بايد ظرف دو ماه از رسميت يافتن موافقت نامه به اطلاع دولت انگلستان برسد. انتصابات براي اشغال كرسي هاي خالي بايد ظرف يك ماه از خالي ماندن آنها اطلاع داده شود. 5) امضاءكنندگان موافقت نامه كه بموجب پاراگراف 2 اين ماده يك عضو اضافي منصوب مينمايند بايد ظرف يكماه از تاريخ تشكيل جلسة دادگاه كه انتصاب اضافي مربوط بجلسة مزبور بعمل آمده دادگاه را از اين انتصاب مستحضر سازند. هر گاه انتصاب عضو اضافي ظرف مدت مقرر اطلاع داده نشود جلسات دادگاه بايد بدون شركت عضو اضافي تشكيل شود. 6) دولت جمهوري فدرال آلمان بايد ظرف يك ماه از تاريخ دريافت يادداشت دادگاه مبني بر تعيين عضو اضافي بموجب پاراگراف 2 اين ماده دادگاه رااز انتصاب عضو اضافي مستحضر سازد. هر گاه انتصاب عضو اضافي ظرف مدت مقرر اطلاع داده نشود جلسات دادگاه بايد بدون شركت عضو اضافي تشكيل شود.
ماده 2
1) مدت مأموريت اعضاي دائمي دادگاه پنج سال است و ممكن است براي يكدورة پنج ساله ديگر مجدداً منصوب شوند. 2) در صورت فوت يا مستعفي شدن رئيس يا نايب رئيس يا جلوگيري آنان از انجام وظيفه رئيس يا نايب رئيس بعدي بايد توسط دولتهائي كه حق انتصاب اعضاي دائمي دادگاه را دارند مشتركاً منصوب شود. هر گاه اين دولت ها نتوانند ظرف يكماه از تاريخ خالي ماندن كرسي دربارة جانشين آن توافق حاصل نمايند از رئيس دادگاه بينالمللي دادگستري بايد تقاضا شود كه طبق مقررات پاراگراف 1 (e) ماده يك اين منشور انتصاب را عملي سازد. 3) هر گاه يك عضو دائمي بغير از رئيس يا نايب رئيس فوت شده يا مستعفي شود يا از انجام وظيفه وي جلوگيري شود دولتي كه او را منصوب نموده بايد ظرف دو ماه از تاريخ خالي ماندن كرسي جانشين او را منصوب نمايد كه براي بقية مدت مأموريت سلف خود انجام وظيفه كند. 4) هر گاه عضوي دائمي موقتاً قادر بحضور در جلسات دادگاه نباشد دولتي كه او را منصوب نموده ميتواند عضو عليالبدل منصوب نمايد كه درمدت غيبت عضو دائمي جانشين وي شود. 5) عضو دائمي كه مدت مأموريتش پايان يافته يا مستعفي ميشود بايد تا انتصاب جانشين خود وظائفش را انجام دهد و پس از انتصاب جانشين بايد وظائف خود را در مورد پروندههاي معوقه كه در آن دخالت داشته انجام دهد تا اينكه پروندههاي مزبور خاتمه يابد مگر اينكه رئيس دادگاه دستورديگري بدهد. 6) هيچيك از اعضاي دائمي را قبل از خاتمة مدت مأموريتش نميتوان از كار بركنار كرد مگر با موافقت دولت هاي مذكور در پاراگراف (1) مادة يك اين منشور و در مورد هر عضوي كه توسط رئيس دادگاه بينالمللي دادگستري منصوب شده با موافقت رئيس دادگاه مذكور.
ماده 3
1) كلية اعضاي دادگاه بايد واجد شرايط لازم براي اشغال پستهاي عالي قضائي در كشور خود باشند يا بايد وكيل دعاوي يا كارشناس صلاحيت دار معروف در حقوق بينالملل باشند. 2) اعضاء دادگاه نبايد از هيچ دولتي دستوري كسب يا قبول كنند و نبايد در هيچ فعاليتي كه مغاير اجراي وظائف آنها است شركت نمايند و نيز نبايد درمورد هر پروندهاي كه قبلاً در مشاغل ديگري با آن ارتباط داشته يا در آن نفع مستقيم دارند مبادرت بقضاوت و صدور رأي نمايند. 3) - (a) اعضاي دادگاه كه داراي تابعيت آلمان نيستند در مدت مأموريت و پس از آن در مورد عملياتيكه براي اجراي وظائف خود انجام دادهاند مصون از تعقيب هستند. اعضاي آلماني دادگاه در مورد عملياتي كه براي اجراي وظائف خود انجام داده تا حدودي كه قضات دادگاههاي آلمان درجمهوري فدرال آلمان مصونيت دارند از اين مصونيت برخوردار هستند. (c)اعضاي دادگاه كه تابعيت آلمان را ندارند و بايد در خاك حكومت فدرال از مزايا و مصونيتي كه به هيئتهاي سياسي اعطا شده استفاده نمايند.
ماده 4
1) كلية مطالب مطروحه در دادگاه بايد در جلسة عمومي دادگاه رسيدگي شود. جلسة عمومي بايد بطور كلي شامل كليه اعضاي دائمي دادگاه واعضاي اضافي كه براي دعوي يا مطلب خاصي منصوب شدهاند باشد به استثناي اينكه رئيس و نايب رئيس نبايد هر دو در آن واحد در يك جلسه شركت كنند. حد نصاب پنجنفر است. جلسة عمومي مركب از اعضاي زير است: (a)رئيس يا در غياب او نايب رئيس. (b)عده مساوي از اعضاي دائمي كه توسط دولت جمهوري فدرال آلمان منصوب شده و عده مساوي از اعضاي دائمي كه توسط امضاءكنندگان ديگر موافقتنامه منصوب شدهاند. (c)اعضاي اضافي كه مجاز بحضور در جلسه هستند. 2) در غياب رئيس نايب رئيس از اختيارات او استفاده نموده و وظائفش را انجام ميدهد.
ماده 5
مقر دادگاه در محلي واقع در خاك جمهوري فدرال آلمان خواهد بود كه اين محل بوسيلة موافقتنامة تكميلي اداري منعقده بين دولت هائي كه حق انتخاب اعضاي دائمي دادگاه را دارند تعيين ميشود.
ماده 6
دادگاه در تفسير موافقتنامه و ضمائم آن بايد مقررات حقوق بينالمللي را كه مقبوليت عامه دارد اجرا نمايد.
ماده 7
1) - (a) زبانهاي رسمي دادگاه بايد انگليسي و فرانسه و آلماني باشد. رئيس ميتواند با موافقت طرفين دستور دهد كه فقط يك يا دو از اين زبانها در جريان هر پروندهاي استعمال شود. (b)آراء دادگاه بايد بهر سه زبان صادر شود. 2) دولت ها و طرفين محاكمات در دادگاه بايد نمايندگاني داشته باشند و اين نمايندگان ميتوانند از مشاور كمك بگيرند. 3) جريان محاكمات از دو قسمت تشكيل ميشود كتبي و شفاهي. ممكن است در صورت تقاضاي طرفين محاكمه از محاكمات شفاهي صرفنظر شود. 4) كلية آراء صادره از دادگاه بايد به اكثريت آراء باشد. آراء بايد كتباً صادر شده و شامل بيان حقايق و علل صدور رأي يا عقيده هر عضو مخالف باشد.
ماده 8
1) نصف حقوق و فوقالعاده رئيس و نايب رئيس بوسيلة دولت جمهوري فدرال آلمان و نصف ديگر به نسبت مساوي توسط دولتهائي كه حقانتخاب اعضاي دائمي را دارند پرداخت ميشود. 2) حقوق و فوقالعاده هر يك از اعضاي ديگر دادگاه بايد توسط دولتي كه وي را منصوب نموده پرداخت شود و اگر يك عضو توسط بيش از يك دولت منصوب شده باشد حقوقش به نسبت مساوي توسط دولت هاي منصوب كننده پرداخت ميشود. 3) وجوه لازم براي هزينههاي ديگر دادگاه بايد توسط دولت جمهوري فدرال آلمان تهيه شود. 4) اداره كردن و تهية وسائل دادگاه و انتصابات و حقوق كارمندان بايد توسط موافقتنامة تكميلي اداري منعقده بين دولت هائي كه حق دارند اعضاي دائمي دادگاه را انتخاب كند تعيين گردد.
ماده 9
دادگاه بايد مقررات اداري خود را منطبق با مقررات اين منشور و موافقت نامه تعيين نمايد. ضميمه 10 منشور كميسيون مختلط
ماده 1
1) كميسيون مختلط (كه بعداً كميسيون ناميده ميشود) براي تفسير ضميمة 4 موافقتنامة ديون خارجي آلمان (كه بعداً موافقتنامه ناميده ميشود) بايد مركب از 8 نفر عضو دائم دادگاه حكميت باشد كه طبق ماده 28 موافقتنامه تشكيل شده به انضمام اعضاي اضافي كه ممكن است گاه و بيگاه طبق مقررات پاراگراف (2) و(3) اين ماده منصوب شوند مشروط بر اينكه هر دولتي كه عضوي دائمي در دادگاه حكميت منصوب نموده بتواند بعوض انتصاب عضو دائمي مزبور در كميسيون شخص ديگري را منصوب نمايد. (اعضاي كميسيون كه اعضاي دائمي دادگاه حكميت هستند يا بجاي عضودائمي در دادگاه مزبور منصوب شدهاند بعداً اعضاي دائمي كميسيون ناميده ميشود). 2) هر گاه دولت كشور طلبكاري غير از دولتهائيكه حق انتصاب اعضاي دائمي دادگاه حكميت را دارند يا شخص تابع يا مقيم چنين كشوري طرف دعوائي در محضر كميسيون باشد اين دولت حق دارد عضو اضافي براي شركت در جلسات محاكمه منصوب نمايد. اگر بيش از يك دولت داراي اين حق باشند اين دولت ها بايد عضو اضافي را مشتركاً منصوب نمايند. 3) در موارديكه عضو اضافي طبق مفاد پاراگراف (2) اين ماده براي شركت در جلسه منصوب شده دولت جمهوري فدرال آلمان بايد حق داشته باشد كه عضو اضافي براي شركت در جلسات محاكمه منصوب نمايد. 4) انتصاب هر يك از اعضاي دائمي كميسيون بجاي هر يك از اعضاي دائمي دادگاه حكميت بايد ظرف دو ماه از رسميت يافتن موافقت نامه به اطلاع دولت انگلستان برسد. انتصاب براي اشغال كرسي هاي خالي اعضائي كه طبق مقررات اين پاراگراف منصوب شدهاند بايد ظرف يكماه از تاريخ خالي ماندن كرسي اطلاع داده شود. 5) امضاءكنندگان موافقت نامه كه طبق پاراگراف (2) اين ماده عضو اضافي منصوب مينمايند بايد ظرف يكماه از تاريخ شروع محاكمهاي كه عضو اضافي براي آن منصوب شده كميسيون را مطلع سازند اگر انتصاب عضو اضافي ظرف مدت مقرر اطلاع داده نشود محاكمه بايد بدون شركت اعضاي اضافي ادامه يابد. 6) دولت جمهوري فدرال آلمان بايد ظرف يكماه از تاريخ ابلاغ كميسيون مبني بر منصوب نمودن عضو اضافي بموجب پاراگراف (2) اين ماده انتصاب عضو اضافي را طبق پاراگراف (3) اين ماده به اطلاع كميسيون برساند. اگر انتصاب عضو اضافي مزبور ظرف مدت مقرر به اطلاع كميسيون نرسد محاكمه بدون شركت عضو مزبور بايد ادامه يابد.
ماده 2
اعضاي دائمي كميسيون از نظر مدت مأموريت و تجديد انتصاب اعضاي جانشين و عليالبدل انجام وظيفه متعاقب استعفا يا خاتمه مدت مأموريت و بركناري مشمول مقررات پيش بيني شده در مادة 2 منشور دادگاه حكميت (ضميمة 9 موافقتنامه) براي اعضاي دائمي دادگاه مزبور ميباشند.
ماده 3
1) كلية اعضاي كميسيون بايد واجد شرايط لازم براي اشغال مناصب عالي قضائي در كشور خود باشند يا وكيل دعاوي بوده يا كارشناس صلاحيت دارحقوق بينالمللي باشند. 2) اعضاي دادگاه نبايد از هيچ دولتي دستوري كسب يا قبول كنند و نبايد در هيچ فعاليتي كه مغاير اجراي وظائف آنها است شركت نمايند و نيز نبايد درمورد هر پروندههائي كه قبلاً در مشاغل ديگري با آن ارتباط داشته يا در آن نفع مستقيم دارند مبادرت بقضاوت صدور رأي نمايند. 3) - (a) اعضاي كميسيون كه داراي تابعيت آلمان نيستند در مدت مأموريت و پس از آن در مورد عملياتي كه براي اجراي وظائف خود انجام دادهاند مصون از تعقيب هستند. اعضاي آلماني دادگاه در مورد عملياتي كه براي اجراي وظائف انجام دادهاند تا حدودي كه قضات دادگاههاي آلمان در جمهوري فدرال مصونيت دارند از اين مصونيت برخوردار هستند. (b)اعضاي دادگاه كه تابعيت آلمان را ندارند بايد در خاك حكومت فدرال از مزايا و مصونيتي كه به هيئتهاي سياسي اعطا شده استفاده نمايند. ماده 4 محاكمه در محضر كميسيون بوسيلة سه عضو دائمي كميسيون و در صورتيكه عضو اضافي براي اين محاكمه منصوب شده باشد با شركت اعضاي اضافي مذكور بعمل خواهد آمد اعضاي دائمي كميسيون كه در جلسات محاكمه حضور پيدا ميكنند بشرح زير است: (a)رئيس كه بايد رئيس دادگاه حكميت و در غياب وي يا بدستور وي نايب رئيس دادگاه مذكور. (b)يك عضو به انتخاب رئيس از ميان اعضاي دائمي كميسيون كه از طرف دولت جمهوري فدرال آلمان منصوب شدهاند. (c)يك عضو به انتخاب رئيس از ميان ساير اعضاي دائمي كميسيون مشروط بر اينكه در هر محاكمهاي كه يكي از طرفين. (I)دولت كشور طلبكاري است كه حق انتصاب يك عضو دائم را دارد يا.. (II)شخصي است كه تابع يا مقيم چنين كشوري است. عضو دائمي كه از طرف دولت مذكور منصوب شده در جلسه شركت كند. اگر طبق اين مقررات بيش از يكنفر حق شركت در جلسات را داشته باشند رئيس بايد يكي از آنها را منصوب نمايد.
ماده 5
مقر كميسيون در همان محلي خواهد بود كه مقر دادگاه حكميت است. ماده 6 كميسيون بايد در تفسير ضميمة 4 موافقت نامه مقررات حقوق بينالمللي را كه مقبوليت عامه دارد اجرا نمايد.
ماده 7
1) (a) زبانهاي رسمي كميسيون بايد انگليسي و فرانسه و آلماني باشد رئيس ميتواند با موافقت طرفين دستور دهد كه فقط يك يا دو از اين زبانها درجريان هر پروندهاي استعمال شود. (b)آراء كميسيون بايد بهر سه زبان صادر شود. 2) دولت ها و طرفين محاكمات در كميسيون بايد نمايندگاني داشته باشند و اين نمايندگان ميتوانند از مشاور كمك بگيرند. مشاور ممكن است نمايندة شخصيت هاي خصوصي شود. 3) جريان محاكمات از دو قسمت تشكيل ميشود كتبي شفاهي. در صورت تقاضاي طرفين محاكمه ممكن است از محاكمات شفاهي صرفنظر شود. 4) كلية آراء صادره از كميسيون بايد با اكثريت آراء باشد. آراء بايد كتباً صادر شده و شامل بيان حقايق و علل صدور رأي با عقيده هر عضو مخالف باشد. 5) كميسيون ميتواند در هر محاكمهاي مطلبي را كه از نظر خودش براي تفسير ضميمة 4 موافقت نامه داراي اهميت اساسي است براي صدور رأي دادگاه حكميت مراجعه كند. در اين صورت كميسيون بايد جريان محاكمه را متوقف و موكول برأي دادگاه حكميت نمايد. 6) هر گاه يكي از امضاءـكنندگان موافقتنامه طبق مقررات پاراگراف (7) مادة 31 موافقت نامه از رأي كميسيون بدادگاه حكميت تقاضاي استيناف نمايد بايد يادداشتي حاكي از اينكار بكميسيون ارسال دارد. 7) هر يك از طرفين محاكمه بايد هزينههاي خود را متحمل شوند مگر اينكه كميسيون دستورديگري بدهد.
ماده 8
1) حقوق و فوقالعادة عضو دائمي كميسيون كه بجاي عضو دائمي دادگاه حكميت منصوب شده و هر عضو اضافي بعهده دولت يا دولت هاي منصوب كننده او ميباشد. 2) ميزان حقالزحمهايكه توسط طرفين دعوي قابل پرداخت است بايد ضمن موافقتنامه تكميل اداري منعقده بين دولتهائي كه حق انتخاب اعضاي دائمي دادگاه حكميت را دارند تعيين شود. 3) هر نوع مخارج ديگر به كميسيون كه ضمن حقالزحمه منظور نشده باشد بعهده جمهوري فدرال آلمان است. 4) كميسيون بايد از نظر لوازم اداري و ساير وسائل كار و كارمند از وسائل دادگاه حكميت استفاده نمايد هر ترتيب خاص اداري ديگري براي كميسيون بايد در موافقت نامة تكميلي اداري كه در پاراگراف (2) اين ماده به آن اشاره شده پيش بيني شود. ماده 9 كميسيون بايد مقررات اداري خود را منطبق با مقررات اين منشور و موافقت نامه تعيين نمايد. پيوست A مكاتبات مربوط به موافقت نامة 6 مارس 1951 بين دولت هاي فرانسه و آمريكا و دولت جمهوري فدرال آلمان A - نامة صدراعظم آلمان فدرال به كميسيون عالي متفقين. بن - 6 مارس 1951 آقاي كميسر عالي. در پاسخ نامة مورخ 23 اكتبر 1950 2339-IAGSEC(50)مفتخراً مراتب زير را به اطلاع ميرساند: I جمهوري فدرال بدينوسيله تأييد مينمايد كه براي ديون خارجي آلمان قبل از جنگ به انضمام ديون مؤسساتي كه بعهدة آلمان رايش اعلام گردد وهمچنين براي بهره و ساير هزينههاي اسناد دولت اطريش كه پس از 21 مارس 1938 و قبل از 8 مه 1945 سررسيد آن فرا رسيده خود را مسئول و متعهد ميداند. حكومت فدرال توجه دارد كه در تعيين روش و حدودي كه جمهوري فدرال بايد تعهدات خود را انجام دهد وضع عمومي جمهوري فدرال و خصوصا ًاثرات محدوديت قلمرو حكومتي و ظرفيت پرداخت آن در نظر گرفته خواهد شد. II بدينوسيله حكومت فدرال بطور كلي دين ناشي از كمك اقتصادي به آلمان را از تاريخ 8 مه 1945 تا حدودي كه قبلا ضمن موافقت نامة همكاري اقتصادي مورخ 15 دسامبر 1949 منعقده بين جمهوري فدرال و ايالات متحده آمريكا قبول نكرده يا تاكنون بموجب مادة 133 قانون اساسي مسئوليت آنرا بعهده نگرفته است قبول مينمايد. حكومت فدرال حاضر است كه براي تعهدات ناشي از كمك اقتصادي در مقابل تمام دعاوي عليه آلمان واتباعش حق تقدم قائل شود. حكومت فدرال بيمناسبت نميداند كه كلية مسائل مربوط بقبول و تصفية اين ديون را بوسيلة عقد موافقت نامههاي دوجانبه با دولت هائي كه از روي طرح موافقت نامه 15 دسامبر 1949 منعقده با آمريكا كمك اقتصادي كردهاند تنظيم نمايد. حكومت فدرال مسلم ميداند كهاين موافقت نامهها شامل فصلي براي حكميت در مورد مسائل متنازع فيه خواهد بود. حكومت فدرال حاضر است فوراً با دولت هاي ذينفع براي عقد اين موافقت نامهها داخل مذاكره شود. III حكومت فدرال بدينوسيله تمايل خود را به ادامة پرداخت ديون خارجي آلمان اعلام ميدارد و توجه دارد كه بين او و دولت هاي فرانسه - انگلستان وآمريكا دربارة مسائل زير توافق وجود دارد. بنفع استقرار مجدد روابط عادي اقتصادي بين جمهوري فدرال و كشورهاي ديگر خواهد بود كه هر چه زودتر طرح تصفيهاي كه حاكم بر تصفية دعاوي عمومي و خصوصي عليه آلمان و اتباعش باشد تهيه شود. دول ذينفع به انضمام جمهوري فدرال بدهكاران و طلبكاران بايد در تهية طرح شركت داشته باشند. طرح تصفيه مخصوصاً بايد شامل دعاوي باشد كه تصفيه آنها بعادي ساختن روابط اقتصادي و مالي بين جمهوري فدرال و ساير كشورها منجر خواهد شد. طرح مزبور وضع عمومي جمهوري فدرال مخصوصاً افزايش تعهدات و تقليل ثروت اقتصادي آنرا مد نظر خواهد داشت. اثرات كلي اين طرح نبايد اقتصاد آلمان را از طريق اثرات نامطلوب در وضع مالي داخلي يا تهي ساختن نابهنگام منابع ارزي موجود يا بالقوت آلمان مغشوش سازد. و نيز نبايد بر تحميلات مالي قواي اشغال كننده اضافه كند. دولت هاي ذينفع ميتوانند در تمام مسائل ناشي از مذاكرات دربارة طرح تصفيه و ظرفيت پرداخت از كارشناسان نظريه بخواهند. نتيجة مذاكرات در موافقت نامهاي درج خواهد شد. موافقت ميشود كه طرح مزبور ماهيتاً موقتي بوده و بمجرد تجديد وحدت آلمان و امكان انعقاد پيمان قطعي صلح قابل تجديد نظر است. از آن جناب تقاضا دارم احترامات فائقهام را بپذيرد. امضاء – آدنائر B - پاسخ نامه صدر اعظم آلمان فدرال توسط كميسرهاي عالي متفقين از طرف دولت هاي فرانسة انگلستان و آمريكا. 6 مارس 1951 آقاي صدر اعظم پاسخ نامة مورخ 6 مارس 1951 شما دربارة ديون آلمان افتخار داريم كه از طرف دولت هاي فرانسه - انگلستان و آمريكا تعهدات دولت فدرال را دربارة ديون خارجي آلمان قبل از جنگ و ديون ناشي از كمكهاي اقتصادي سه دولت از تاريخ 8 مه 1945 بدولت آلمان قبول نمائيم. دربارة حق تقدم قائل شدن براي تعهدات ناشي از كمكهاي اقتصادي پس از جنگ اجازه داريم اعلام نمائيم كه سه دولت در نظر ندارند كه از اين حق تقدم طوري استفاده كنند كه موجب محدوديت تصفيه دعاوي خارجي شود كه دعاوي مزبور ناشي از امور بازرگاني پس از 8 مه 1945 بوده و براي تجديد حيات اقتصادي جمهوري فدرال داراي اهميت اساسي است. دربارة گنجاندن فصل حكميت در موافقت نامه براي ديون ناشي از كمكهاي اقتصادي پس از جنگ سه دولت حاضرند كه هنگام مذاكره دربارة اين موافقتنامه اين موضوع را مورد مطالعه قرار دهند كه گنجاندن فصل حكميت براي رسيدگي بمسائلي كه از چنين راهي ممكن است بهتر شود مفيد خواهد بود يا خير. ما افتخار داريم كه از طرف سه دولت نظريات دولت فدرال مندرجه در پاراگراف دوم مادة يك و در مادة 3 آنجناب را تأييد نمائيم. فعلاً مشغول تهية پيشنهادها براي تنظيم طرح تصفيه ميباشند كه ضمن آن شركت طلبكاران خارجي بدهكاران آلماني و دول ذينفع به انضمام دولت فدرال پيش بيني خواهد شد. پيشنهادها طوري تهيه ميشود كه منتج به تصفية مرتب و كامل دعاوي قبل از جنگ عليه آلمان و بدهكاران آلماني و ديون ناشي از كمكهاي اقتصادي پس از جنگ گردد بنحويكه براي طرفين عادلانه و مناسب باشد منجمله براي دولت فدرال. در نظر است كه طرح تصفيه در موافقتنامة چندجانبهاي گنجانده شود و چنانچه موافقتنامه دو جانبهاي لازم بنظر برسد در حدود طرح تصفيه منعقد خواهد شد. سه دولت بمجردي كه پيشنهادهايشان حاضر شد براي دولت فدرال و ساير دول ذينفع فرستاده و با آنها دربارة پيشنهادها و روشي كه بايد براي عملي كردن آن در پيش گرفت مذاكره نخواهند نمود. ما افتخار داريم اعلام نمائيم كه سه دولت نامة آنجناب را كه به آن اشاره نموديم و اين نامه را بمنزلة ثبت موافقتنامه بين دولت هاي فرانسه و انگلستان به آمريكا از يكطرف و دولت جمهوري فدرال از طرف ديگر دربارة مسائل مربوط بديون آلمان مندرجه در اين نامهها تلقي ميكند. اين نامهها بسه زبان انگليسي و فرانسه و آلماني تهيه شده كه متن هر يك بالسويه معتبر است. آقاي صدر اعظم احترامات فائقه را بپذيريد. امضاء امضاء امضاء فرانسوا پونسه ايوان كيرك پاتريك جان ماك كلوي از طرف دولت فرانسه از طرف دولت انگلستان از طرف دولت آمريكا پيوست B گزارش كنفرانس ديون خارجي آلمان (بدون پيوست هاي آن) لندن فوريه-اوت 1952 1مقدمه 1 - كنفرانس بينالمللي ديون خارجي آلمان توسط دولتهاي فرانسه و انگلستان و آمريكا تشكيل شد كه موافقتنامة كلي براي تصفية ديون خارجي آلمان تهيه گردد. كنفرانس اين گزارش را كه حاوي جريان كار و توصيههاي آن دربارة تصفيه اين ديون ميباشد بدولت هاي شركت كننده تقديم ميكند. كنفرانس پيشنهاد ميكند كه نسخههاي گزارش در دسترس دول ذيعلاقه ديگر گذارده شود. 2 - قبل از تشكيل كنفرانس دولت هاي فرانسه و انگلستان و آمريكا در تاريخ 6 مارس 1951 موافقت نامهاي با جمهوري فدرال آلمان امضاء نمودند كه ضمن آن جمهوري فدرال تعهدات خود را در مورد ديون قبل از جنگ آلمان تأييد و بطور كلي ديون پس از جنگ ناشي از كمك هاي اقتصادي سه دولت به آلمان را قبول و حاضر بودن خود را بادامة پرداخت ديون خارجي آلمان طبق طرحي كه توسط كلية علاقمندان به موضوع تهيه شود ابراز داشت. رونوشت مكاتبات حاوي اين موافقتنامه در پيوست يك مندرج است. 3 - در مه 1951 سه دولت كميسيون سه جانبه ديون خارجي آلمان را تشكيل دادند كه در مذاكرات مربوط بتصفية ديون خارجي آلمان از طرف آنها نمايندگي داشته باشد و كارهاي كنفرانس را تنظيم نمايد. نمايندگان سه دولت در كميسيون سه جانبه عبارت بودند از آقاي فرانسوا ديديه گرگ (فرانسه) سرژرژ رندل (انگلستان) و سفير كبير وارن لي پيرسون (آمريكا) و اعضاي عليالبدل آنها عبارت بودند از آقاي رنه سرژان (فرانسه) كه بعداً آقاي رودوكاناشي وداويت جانشين وي شد و سر داويد والي (انگلستان) و وزير مختار گونتر (آمريكا). 4 - كميسيون در ژوئن و ژوئيه 1951 مذاكرات مقدماتي را با هيئت نمايندگي آلمان براي ديون خارجي كه از طرف جمهوري فدرال آلمان تعيين شده و با نمايندگان چند كشور طلبكار عمده شروع نمود. رئيس هيئت نمايندگي آلمان آقاي هرمان آبس و عضو عليالبدل آن دكتر كرايك ميباشد. 5 - كميسيون سه جانبه در دسامبر 1951 هيئت نمايندگي آلمان را از مبلغ و شروط پرداختي كه سه دولت براي تصفية كامل دعاوي خود مربوط بكمكهاي اقتصادي پس از جنگ حاضر بقبول هستند مستحضر ساخت مشروط بر اينكه تصفية عادلانه ديون قبل از جنگ آلمان كوشش شود. ضمن كنفرانس ايالات متحدة آمريكا مجدداً پيشنهاد كرد كه مدت وصول اصل مطالباتش براي مدت 5 سال تغيير نمايد و پيشنهاد دسامبر 1951 خود را اصلاح نمود. مبالغ و شروط در ضميمة دو اين گزارش درج شده است. (ضميمة 2 گزارش كنفرانس بوسيلة موافقتنامة تصفية دعاوي سه دولت ناشي از كمكهاي اقتصادي پس از جنگ با آلمان كه در همان روز امضاي موافقت نامة ديون خارجي آلمان به امضاء رسيد لغو شده است. پاراگراف آخر مقدمة موافقتنامة اخير به اين موافقت نامه اشاره ميكند( II -سازمان كنفرانس 6 - كنفرانس اولين جلسة عمومي خود را در خانة لانكلستر واقع در لندن در تاريخ 28 فوريه 1952 تشكيل داد كميسيون سه جانبة ديون آلمان نمايندگي دولت هاي فرانسه و انگلستان و آمريكا را در كنفرانس بعهده داشته و طلبكاران خصوصي اين كشورها هيئتهاي نمايندگي جداگانهاي اعزام داشته بودند-22 كشور طلبكار هيئتهاي نمايندگي ملي مركب از نمايندگان دولتي و در بسياري از موارد نمايندگان طلبكاران خصوصي 3 كشور ناظر اعزام داشته وبانك تصفية بينالمللي بعنوان طلبكار از طرف خود نمايندهاي فرستاده بود - هيئت نمايندگي جمهوري فدرال آلمان شامل نمايندگان دولتي و نمايندگان بدهكاران خصوصي بود. 7 - طبق تصميمات كنفرانس كميسيونهاي زير تشكيل گرديد: (a)كميتة مديره مركب از سه عضو از كميسيون سه جانبه 13 نماينده از طلبكاران بلژيك و برزيل - فرانسه - ايتاليا - هلند - سوئد - سويس -انگلستان و آمريكا و 5 عضو بنمايندگي بدهكاران عمومي و خصوصي. وظيفة اين كميته عبارت بوده از سازمان دادن كار كنفرانس و تأمين اين نظر كه كلية توصيههاي تقديمي بجلسة عمومي طوري باشد كه تصفية كامل و عادلانه و رفتار مساوي ما تمام طلبكاران درصد هر موضوع را در برداشته باشد. (b)كميتة طلبكاران كه هر يك از هيئتهاي نمايندگي كشورهاي طلبكار در آن نماينده داشتند. وظيفة اين كميته اين بود كه نظريات گروههاي مختلف طلبكاران را هماهنگ ساخته و نمايندگان طلبكاران را در كميتة مذاكرات تعيين نمود و نظريات طلبكاران در مورد توصيههاي كميتة مذاكرات براي كميته مديره ارسال دارد. (c)دبيرخانه كنفرانس زير نظر يك دبير كل. دبير كل اول آقاي كريدلند و بعداً آقاي پك بود. 8 - كميته مديره چهار كميته مذاكرات تشكيل داد كه بترتيب دربارة چهار دسته از ديون زير اقدام نمايند. كميتة A- ديون آلمان و ساير ديون ادارات عمومي. كميتة B -ساير ديون متوسطالمدة و طويلالمدة. كميتة C -ساير ديون متوسطالمدة و طويلالمدة. كميتة D- ديون بازرگاني و متفرقه. هر كميتهاي مركب بوده از نمايندگان طلبكاران و بدهكاران و ناظرين كميسيون سه جانبة از طرف كميتههاي مذاكرات براي اقدام دربارة انواع خاص ديون سو كميسيون نهائي تشكيل شد. 9 - كميتة مديره نيز يك كميتة امور براي كمك بكنفرانس تشكيل داد. 10 - جلسات كنفرانس بين 28 فوريه و 8 اوت 1952 تشكيل شد كه بين 5 آوريل و 19 مه بمنظٶر [بمنظور] مشاوره تنفس داده شد. حدود كار 11 - در انجام كارهاي خود كنفرانس حقايق و اصول و هدف هاي زير را راهنماي خويش قرار داد. (a)دولت هاي فرانسه و انگلستان و آمريكا بدولت جمهوري فدرال آلمان درباره پائين آوردن ديون و شروط تصفيه دعاوي پس از جنگ مربوط بكمكهاي اقتصادي به آلمان اطمينان دادند كه از طرف سه دولت قبول خواهد شد مشروط بر اينكه ديون قبل از جنگ بطور عادلانه و رضايت بخش تصفيه شود. (b)طرح تصفيه بايد. (i)وضع عمومي جمهوري فدرال و اثرات محدوديت قلمرو حكومتي آن را در نظر گرفته و نبايد بوسيلة اثرات نامطلوب در وضع مالي داخلي آلمان و خالي كردن نابهنگام منابع ارزي موجود بالقوة آن اقتصاد آلمان را مغشوش سازد و نيز نبايد به (ii)تصفية كامل و منظم را پيش بيني كرده و رفتار عادلانه با تمام صاحبان منافع را تأمين نمايد. (iii)پيش بيني لازم در صورت تجديد وحدت آلمان بنمايد. c-طرح تصفيه بايد استقرار مجدد روابط عادي مالي و بازرگاني بين جمهوري فدرال آلمان و ساير كشورها را توسعه دهد. بنابراين بايد. (I)عدم توانائي پرداخت آلمان را با رفتار مناسب دربارة ديون و بهرههاي معوقه موعد گذشته و موعد رسيده ريشه كن ساخت. (II)بوضعي منجر شود كه روابط عادي بدهكار را بتوان برقرار نمود. (III)داراي خصائصي باشد كه به اعادة اعتبار بينالمللي آلمان از راه احياي اعتبار بوضع مالي او كمك شود در ضمن اينكه اطمينان كافي داده شود كه بار ديگر آلمان در انجام تعهدات خود قصور نخواهد كرد. (IV)با قبول تعهدات از طرف جمهوري فدرال مربوطه به اعضاي صندوق بينالمللي پول و سازمان همكاري اقتصادي اروپا دربارة انتقال پرداختها براي معاملات جاري به انضمام بهره و درآمدهاي سرمايه گذاري سازگار بوده و تسهيلات لازمه تا حدود امكان فراهم سازد. IVتوصيهها 12 - ديون آلمان و ساير ديون ادارات عمومي - توصيههاي مربوط به تصفيه اين دسته از ديون در ضميمة 3 مندرج است. 13 - ساير ديون متوسط و طويلالمدة توصيههاي مربوط به تصفيه اين دسته از ديون در ضميمة 4 مندرج است. 14 - ديون راكد: توصيههاي مربوط و تصفية اين دسته از ديون در ضميمة 5 مندرج است كنفرانس موافق است كه اين توصيهها در اولين فرصت ممكنه اجرا شود. 15 - ديون بازرگاني و متفرقه - توصيههاي مربوط به تصفيه اين دسته از ديون در ضميمة 6 مندرج است. 16 - كنفرانس ديون چندي را كه تصفيه كامل و قطعي آنها بعلت ماهيت خاصي كه داشتهاند در كنفرانس ممكن نبود مورد بررسي قرار داد. طرحي براي حل بعدي آنها طي مذاكرات بين صاحبان منافع تهيه شد، مقررات خاصي در اين باره در ضميمة مربوطه اين گزارش گنجانده شده است. در اين مذاكرات اصول و هدفهاي كنفرانس بايد راهنما باشد و توصيههاي ناشي از اين مذاكرات در صورت تصويب در موافقتنامة بينالدول درج شود. 17 - شروط پيشنهادي براي تصفية ديون آلمان مندرجه در طرح تصفيه حاصل مذاكرات وسيع و طولاني بين نمايندگان طلبكاران و بدهكاران است كه تا سرحد امكان با قراردادهاي موجود تطبيق ميكند. 18 - بطوريكه در پيوستهاي 3 تا 6 ملاحظه ميشود تا مدت 5 سال هيچ پرداخت ارزي از بابت اصل ديون مشمول توصيهها نبايد بعمل آيد مگر درموارد بخصوصي كه در شروط تصفيه توصيه شده مقرراتي دارد كه پرداخت اصل را در مدت مذكور مجاز ميسازد. 19 - مقررات مناسبي براي موارد دشواري در پيوست پيش بيني شده است. هر گاه بدهكاري كه چندين وام خارجي معوق دارد قادر به انجام تعهدات خود طبق طرح تصفيه نباشد هر نوع مذاكرهاي بين بدهكاران بايد طوري انجام گيرد كه منافع طلبكاران مربوطه را بالسويه حفظ نمايد. 20 - تصفية ديون شهر برلين يا مؤسسات عمومي كه متعلق به شهر برلين بوده و يا برلين به آنها نظارت دارد فعلا مسكوت گذارده شده و بهر حال با بدهكاران خصوصي مقيم منطقه غربي برلين بايد مانند ساكنين جمهوري فدرال رفتار شود. 21 - در موافقتنامة بينالدول كه در پاراگراف 38 به آن اشاره شده بايد پيش بيني شود كه دولت فدرال انتقال بهره و اقساط استهلاكي را طبق طرح تصفيه ادامه داده و هر چه در قوه دارد براي عملي ساختن اين انتقالات بكار خواهد برد. كنفرانس اين اصل را برسميت شناخت كه انتقال پرداختها طبق طرح تصفيه مستلزم توسعه و نگاهداري وضع موازنة پرداختها است كه آن پرداختها رابتوان مانند پرداختهاي ديگر معاملات جاري از محل درآمدهاي ارزي معاملات مرئي و نامرئي تأمين نمود بطوريكه از برداشت ديگري جز برداشت موقت از ذخائر پولي اجتناب شود. از اين جهت بايد باين حقيقت توجه داشت كه تسعير پولها هنوز مجدداً برقرار نشده است. بنابراين كنفرانس مسلم دانست كه توسعه و نگاهداري اين موازنه پرداختها بوسيلة ادامه همكاري بينالمللي براي ارتقاء سياست بازرگاني آزاد توسعه بازرگاني جهاني و احياء تسعير آزاد پولها تسهيل خواهد شد. توصيه ميشود كه كلية صاحبان منافع اصول مندرجه در اين پاراگراف را مورد توجه قرار دهند. در تهيه موافقتنامة بينالدول بايد توجه داشت تا مقرراتي پيش بيني بشود كه طرح تصفيه با تأمين رضايت تمام صاحبان منافع عملي و اجرا شود به انضمام مقرراتيكه هر گاه جمهوري فدرال عليرغم حد اعلي كوشش خود در اجراي تعهداتش طبق اين طرح مواجه با مشكلاتي شد مقررات مزبور اجراشود. 22 - انتقالات بهره و پرداخت هاي استهلاكي بموجب طرح تصفيه بايد مانند پرداخت معاملات جاري تلقي شود و در موارد مقتضي در موافقتنامههاي مربوط به بازرگاني و يا پرداختها بين جمهوري فدرال و هر كشور طلبكار ديگر گنجانده شود صرفنظر از اينكه اين موافقتنامهها دو جانبه و يا چند جانبه باشد. 23 - جمهوري فدرال نبايد با هيچ عمل تبعيض يا ترجيحي در اجراي شروط موافقت شده براي دستههاي مختلف ديون يا پولي كه با آن پرداخت ميشود يا از هر جهت ديگر موافقت كند يا كشورهاي طلبكار درصدد بدست آوردن آنها باشند. 24 - دولت جمهوري فدرال بايد براي اجراي اين طرح قوانين لازم را وضع و اقدامات اداري لازم را بعمل آورد منجمله بطلبكاران اين حق را بدهد كه دعاوي خود را در محاكم آلمان طرح نمايند. 25 - اساس تصفيههاي پيش بيني شده در اين گزارش پيشنهادي است كه بدهكار به طلبكار تسليم كرده يا خواهد كرد. اين پيشنهاد حتي اگر از طرف نمايندگان طلبكاران توصيه شده باشد يا نتيجه حكميت باشد در موارديكه مخصوصاً توافق شده باشد كه رأي حكميت براي طلبكاران فردي لازم الاجرا است. ممكن است از طرف طلبكار رد شود كه در اين صورت نميتواند از مزاياي طرح تصفيه استفاده نمايد دولت جمهوري فدرال بايد حق داشته در اجراي مقررات پاراگراف 24 از اين وجه استفاده نمايد. 26 - در موافقتنامة بينالدول بايد اعلام شود كه در مورد پيشنهاديكه قبول شده هر گاه بموجب طرح تصفيه رابطة اصلي دين بين طلبكار و بدهكارتعديل شود با قرارداد جديدي بين طلبكار و بدهكار بمحض اجراي كامل تعهدات مندرجه در آن بايد از تعهدات مشمول رابطة تعديل با رابطة جديد وتعهدات اصلي كالا و كاملا بريالذمه شناخته شود. 27 - عمليات اجرائي بابت دعاوي مشمول اين طرح تصفيه نبايد در مدتيكه مبالغ موعد رسيده طبق قرارداد اصلي براي طلبكار قابل وصول نيست تعقيب شود تا زمانيكه مبالغ موعد رسيده بموجب اين طرح تصفيه قابل وصول گردد. به اضافه عمليات اجرائي نبايد عليه منافع دارندگان خارجي اسناد داخلي آلمان (به انضمام برات و سفته) انجام شود مگر يكسال پس از اينكه انتقال بهره يا سود سهام اين اوراق به ارز عملي باشد. دولت فدرال بايد كلية اقدامات لازم را براي مراعات اين اصل بعمل آورد. 28 - بعضي وامها حاوي حق انتخاب پول است يعني بنظر طلبكار ممكن است تقاضا شود كه پرداخت بپولي غير از پول كشوريكه قرضه در آن بدست آمده بعمل آيد. قراردادهاي ديگري هم ممكن است شامل مقررات مشابهي باشد. اين موضوع بايد بعداً بوسيله دول ذينفع با اين نظر موردمذاكره قرار گيرد كه قبل از انعقاد موافقتنامة بينالدول بتوافق كامل منجر شود. بدون مخدوش ساختن هر توافقي كه ممكن است دربارة نوع پولي كه با آن بايد پرداخت شود بعمل آيد حق انتخاب پول بايد در مواردي كه قرارداد پرداخت مبلغ ثابتي را بپول ديگري پيش بيني كرده معتبر شناخت يعني هر طلبكاريكه داراي قرارداد وامي است كه حاوي حق انتخاب پول است بايد حق داشته باشد معادل مبلغي كه در صورت اعمال حق انتخاب از پول ديگري ميتوانست دريافت نمايد بنرخ ارز در روز سررسيد و بپول كشوريكه قرضه در آن بعمل آمده دريافت كند. 29 - بمنظور تصفيههاي پيش بيني شده در توصيههاي توافق شده جز در موارديكه طور ديگري مقرر گرديده مثلاً در مورد وام Young مقررات زيربايد اجرا شود: در مورد ديون به دلار طلا يا فرانك سوئيس طلا ديون مزبور بايد بر اساس يك دلار رايج مساوي با يك دلار طلا و يك فرانك سوئيس رايج مساوي بايك فرانك سوئيس طلا حساب شود و قراردادهاي جديد با دلار رايج يا فرانك سوئيس رايج منعقد گردد. در مورد ساير ديون با شروط طلا (به استثناي ديون بپول آلمان با شروط طلا – بپيوست هاي 4 و 6 مراجعه شود) مبالغ دين بايد فقط بپول كشوري كه قرضه در آن بدست آمده يا اوراق منتشر شده قابل پرداخت باشد (كه بعداً پول كشور منتشر كننده ناميده ميشود) مبلغ قابل پرداخت بايستي معادل مبلغي به دلار آمريكا بنرخ ارز در سررسيد پرداخت مبلغ مزبور محاسبه شود كه مبلغ دلاري با تسعير مبلغ اوراق قرضه بپول كشور منتشر كننده بنرخ روز تحصيل وام با انتشار اوراق قرضه بدست ميآيد. مبلغ پول كشور منتشر كننده كه به اين ترتيب بدست ميآيد نبايد كمتر از مبلغي باشد كه بنرخ ارز روز اول اوت 1952 تسعير ميشد. 30 - دربارة مسئلة شروط طلا بطور كلي كميسيون سه جانبه به اطلاع كنفرانس رسانيد كه دولتهاي فرانسه - انگلستان و آمريكا بعنوان قسمتي ازتوافق حاصله براي امكان حل جامع مسئله ديون آلمان و تا حدودي كه مربوط بتصفيه ديون آلمان است تصميم گرفتهاند كه شروط طلا را حفظ نكنند اما نوعي از تضمين ارزي بايد جانشين آن شود. در مورد وام Young مسلماً واجب دانسته شد كه تساوي عمل براي سري هاي مختلف وام مزبور كه در قرارداد پيش بيني شده حفظ گردد. نمايندگان دارندگان اروپائي اوراق قرضه تأسف خود را از تصميم مبني بر اعتراف از حق قراردادي دارندگان اوراق قرضه اين وام بينالمللي در مورد پرداخت بپول كشور خودشان بر اساس طلا ابراز داشتند. آنان مقررات توصيههاي توافق شده براي تصفية ديون آلمان و ديون ادارات عمومي ديگر (ضميمه 3)را فقط از نقطة نظر اين تصميم دولتي تنظيم نمودند هر جا كه مقتضي بود مقررات مشابهي در گزارشهاي ديگر گنجانده شده است. 31 - ضميمة 7 شامل توصيههاي توافق شده براي طرز عمل دربارة پرداختهائي است كه بصندوق تبديل بعمل آمده. 32 - ماندههاي حساب دويچ مارك كه در نتيجة تصفية دين آلمان كه مشمول اين طرح است به طلبكار خارجي تعلق ميگيرد بايد طبق مقررات جاري فعلي در جمهوري فدرال آلمان قابل استفاده باشد به انضمام حق انتقال اين ماندهها بشخص ديگري كه مقيم آلمان نميباشد. توصيههاي توافق شده براي استفاده از حسابهاي دويچ مارك در ضميمة 8 درج شده است. 33 - اين مسئله بررسي شده كه آيا لازم است بكشورهاي طلبكار توصيه شود كه مقرراتي وضع نمايد تا فعاليت طلبكاران را براي تصفيه دعاوي آنان عليه آلمان محدود نمايد يا خير. اين نتيجه بدست آمد كه وضع چنين مقرراتي براي اجراي موفقيت آميز طرح تصفيه ضروري نيست. 34 - كنفرانس معتقد است كه توصيههائي كه ضمن اين گزارش شده با اصول مندرجه در پاراگراف ii مطابق است. 35 - نمايندگان طلبكاران خصوصي كه در كنفرانس شركت كردهاند به طلبكاران خصوصي توصيه خواهند كرد كه شرايط تصفيه را تا حدودي كه مربوط به آنان است بايد قبول نمايند. 36 - دولت جمهوري فدرال بايد متعهد شود كه تداركات فني لازم را براي اجراي مؤثر پيشنهادهاي حاضر در تاريخ هاي مصرحه در پيوست هاي مربوطه فراهم نمايد. 37 - كنفرانس اميدوار است كه امانت داران مربوطه در تصفية وامها بتوانند كوشش خود را براي اجراي شروط طرح تصفيه بكار برند. 38 - بمنظور استقرار مجدد اعتبار آلمان در خارج و بخاطر طلبكاراني كه دعاويشان سابقاً تصفيه نشده توصيههاي مندرجه در اين گزارش بايد بدون تأخير توسط دول ذينفع اجرا شود به اين منظور كه مقارن با تصفية ديون جمهوري فدرال مربوط بكمكهاي اقتصادي پس از جنگ موافقت نامه بينالدولي امضاء نمايند كه بطرح تصفية بينالمللي بدهد. در جلسة عمومي كنفرانس منعقده در تاريخ 8 اوت 1952 بتصويب رسيد. موافقت نامه لندن در باب ديون خارجي آلمان بشرح بالا در جلسة يكشنبه بيست و هفتم آبان ماه 1335 بتصويب مجلس شوراي ملي رسيد. رئيس مجلس شوراي ملي - رضا حكمت قانون بالا در جلسه 1335/3/12 بتصويب مجلس سنا رسيده است.