قانون تجديد نظر در مقاوله نامههاي بينالمللي حمل بار و مسافر توسط راه آهن مصوب 1350,03,10 با اصلاحات و الحاقات بعدي
ماده واحده
بدولت شاهنشاهي ايران اجازه داده ميشود كه كليه اقدامات لازم را براي الحاق بمتون تجديد نظر شده مقاوله نامههاي بينالمللي حمل بار و مسافرCIM) و (CIV و ضمائم آن بعمل آورده و قراردادهاي لازم را امضاء نمايد. قانون فوق مشتمل بر يك ماده و متن مقاوله نامههاي ضميمه پس از تصويب مجلس شوراي ملي در جلسه روز يك شنبه 23ر12ر1349 در جلسه روز دوشنبه دهم خرداد ماه يكهزار و سيصد و پنجاه شمسي به تصويب مجلس سنا رسيد. رئيس مجلس سنا - جعفر شريف امامي مقاوله نامه بينالمللي مربوط به حمل و نقل مسافر و توشه با راه آهن نمايندگان تامالاختيار امضاء كنندگان زير كه تجديد نظر در مقاوله نامه بينالمللي مربوط بحمل و نقل مسافر و توشه با راه آهن را لازم دانستهاند (مصوب برن 25 فوريه 1961) طبق مادة 68 مقاوله نامه نامبرده تصميم به تهيه و تنظيم مقاوله نامه جديد گرفتند و بدين منظور نسبت بمواد زير توافق نمودند:
قسمت اول
موضوع مقاوله نامه و موارد شمول آن ماده اول - راه آهن ها و حمل و نقلهاي مشمول مقاوله نامه: بند 1 - در مورد كليه حمل و نقلهاي مسافر و توشه كه بعنوان حمل و نقل بينالمللي روي خطوط واقعه در سرزمينهاي حداقل دو دولت عضو مقاوله نامه انجام بشود مقررات اين مقاوله نامه (باستثناي موارديكه بعداً ذكر خواهد شد) لازمالاجراست. ضمناً اين حمل و نقلها بايد منحصراً در روي خطوطي كه در فهرست تنظيمي بموجب مادة 55 مندرج است انجام گردد. بند 2 - حمل و نقلهائيكه ايستگاه مبداء و مقصد آن در يك كشور باشد و از سرزمين كشور ديگر فقط بعنوان ترانزيت استفاده شود تابع اين مقاوله نميباشد بشرح زير: الف - در صورتيكه خطوط آهني كه بطور ترانزيت از آنها استفاده ميشود منحصراً وسيله راه آهن كشور مبداء بهره برداري شود.
ب
حتي در صورتيكه خطوط آهني كه بطور ترانزيت از آنها استفاده ميشود منحصراً وسيله راه آهن كشور مبداء بهره برداري نشود ولي كشورها يا راه آهنهاي ذينفع با انعقاد موافقتنامه اين حمل و نقلها را بينالمللي تلقي ننمايند. بند 3 - حمل و نقلهاي بين ايستگاههاي دو كشور هم مرز و ايستگاههاي بين دو كشور كه از كشور سوم بعنوان ترانزيت استفاده ميكنند چنانچه خطوط مورد بهره برداري منحصراً وسيله يكي از راه آهنهاي اين سه كشور بهره برداري شود و قوانين و مقررات هيچيك از اين كشورها با آن مغاير نباشد تابع قوانين كشوري خواهد بود كه راه آهن بهره برداري كننده از خط مزبور تابع آن باشد. بند 4 - تعرفههاي بينالمللي خطوطي را كه براي آن بليطهاي حمل و نقل بينالمللي صادر ميشود تعيين مينمايد. ماده دوم - مقررات مربوط به حمل و نقلهاي مختلط: بند 1 - ممكن است در فهرست مندرج در ماده 1 علاوه بر خطوط راه آهنها خطوط منظم اتومبيل راني يا كشتيراني كه مكمل مسير راه آهنهائي است كه روي آنها حمل و نقل بينالمللي انجام ميشود منظور گردد مشروط بر اينكه اين خطوط كه حداقل دو كشور عضو را بهم متصل ميسازد با موافقت مشترك آنان در فهرست منظور شود. بند 2 - موسسات اين خطوط تابع كليه تعهدات موضوعه بوده و همچنين از كليه حقوق شناخته شده براي راه آهنها بموجب اين مقاوله نامه بهرهمند خواهند شد باستثناي موارد مغايري كه الزاماً در نتيجه كيفيتهاي مختلف حمل و نقل پيش ميآيد. و در هر صورت مقررات مربوط بمسئوليتهاي مندرج در اين مقاوله نامه نميتواند مورد تخلف قرار گيرد. بند 3 - هر كشوريكه بخواهد يكي از خطوط مندرج در بند 1 را در فهرست مربوطه قيد نمايد بايد موارد استثنائي مذكور در بند 2 را هم اطلاع دهد تا بهمان صورتيكه تعرفهها انتشار مييابند در دسترس عامه قرار گيرند. بند 4 - براي حمل و نقلهاي بينالمللي كه بوسيله راه آهنها و سرويسهاي حمل و نقل ديگر (غير از سرويسهاي نامبرده در بند 1) انجام شود راه آهنها ميتوانند مشتركاً با موسسات حمل و نقل ذينفع و بمنظور رعايت كليه موارد مختلف و خصوصيات هر نوع حمل و نقل مشتركاً مقررات تعرفهاي مخصوص با جنبه حقوقي ديگري غير از مفاد اين مقاوله نامه وضع نموده و نوع ديگري (بليط مسافرت) (غير از آنچه كه در اين مقاوله نامه پيش بيني نمودهاست) معين نمايند. ماده سوم - الزام راه آهن ها در انجام حمل و نقل: بند 1 - راه آهن موظف است هر نوع حمل و نقل مسافر و توشه را طبق شرايط اين مقاوله نامه قبول و اجرا نمايد مشروط بر اينكه: الف - مسافر مقررات اين مقاوله نامه و تعرفههاي بينالمللي را براي حمل و نقل بپذيرد.
ب
حمل و نقل با وسايل معمولي حمل و نقل امكان پذير باشد.
ج
حمل و نقل در اثر حوادثي كه راه آهن نتواند از آنها اجتناب نمايد و نيز نتواند در مورد آنها چاره جوئي كند متوقف نگردد. بند 2 - هر گاه مقام صلاحيتداري تصميم بگيرد كه سرويس حمل و نقل كاملاً يا قسمتي حذف و يا معلق گردد لازم است تصميمات متخذه بدون درنگ باطلاع عموم و راه آهنها رسيده و راه آهنها نيز موظفند مراتب را جهت انتشار و آگهي عمومي براه آهنهاي كشورهاي ديگر اعلام دارند. بند 3 - هر راه آهني كه مقررات اين ماده را نقض كند براي جبران خسارت ناشيه عليه آن اقامه دعوا خواهد شد.
قسمت دوم
قرارداد حمل و نقل
فصل اول
حمل و نقل مسافر ماده چهار - مجوز مسافرت: مسافر از بدو مسافرت خود (باستثناي موارديكه در تعرفههاي بينالمللي پيش بيني شده) ملزم است كه داراي بليط معتبر بوده و موظف است كه آنرا در تمام طول مسافرت نگهداري نمايد و در صورت مطالبه آنرا بمامور موظف كنترل بليط ارائه نمايد و پايان مسافرت نيز آنرا تسليم كند. ماده پنج - بليط ها: بند 1 - بليط هائيكه براي مسافرت بينالمللي مربوط باين مقاوله نامه تسليم مسافر ميگردد بايد داراي علامت مشخصه C باشد. بند 2 - اطلاعات زير بايد حتماً روي بليطها قيد گردد (جز موارد استثنائي پيش بيني شده در تعرفههاي بينالمللي): الف - نام ايستگاههاي مبداء و مقصد.
ب
مسير - و اگر استفاده از مسيرها يا وسايل نقليه مختلف مجاز باشد اين امر بايستي روي بليط قيد گردد.
ج
نوع قطار و درجه سالن مسافري. د - كرايه مسافرت. ھ - روز شروع اعتبار بليط. ز - مدت اعتبار بليط. بند 3 - تعرفههاي بينالمللي يا موافقتنامه بين راه آهنها زبانيكه بليط بايد بآن زبان چاپ بشود و همچنين شكل و مندرجات بليط را تعيين مينمايند. بند 4 - دفترجههاي [دفترچههاي] بليط بصورت كوپن كه بر اساس تعرفه بينالمللي تنظيم و تحويل ميشود از نظر اين مقاوله نامه عنوان يك بليط واحد بينالمللي را خواهد داشت. بند 5 - بليط قابل انتقال بغير نميباشد (جز در موارد استثنائي پيش بيني شده در تعرفههاي بينالمللي) مگر اينكه بليط اصولاً بدون نام بوده و مسافرت با آن شروع نشده باشد. بند 6 - مسافر موظف است موقع دريافت بليط اطمينان حاصل كند كه بليط دريافتي مطابق مشخصات مسافرت او ميباشد.
ماده 6
تخفيف قيمت بليط اطفال: بند 1 - اطفال تا پنج سال تمام بدون بليط و بطور رايگان مسافرت ميكنند بشرط آنكه براي آنان جاي مشخصي خواسته نشود. بند 2 - براي اطفال بزرگتر از پنج سال تا ده سال تمام و اطفال كوچكتر كه براي آنان جاي مشخص خواسته شود بليط هاي با تخفيف صادر ميشود ميزان تخفيف بايد بنحوي باشد كه كرايه دريافتي از نصف كرايه اشخاص بزرگ تجاوز ننمايد اضافه قيمتهاي مربوط به استفاده از بعضي سالنها يا بعضي قطارها و همچنين مبلغي كه طبق مقررات راه آهنها در محاسبه قيمتها براي رساندن قيمت به عد [عدد] كامل اخذ ميشود شامل تخفيف نميشوند. در مورد بليط هائي كه از طريق ديگري بدريافت تخفيف نائل شدهاند اجراي تخفيف مندرج در اين بند اجباري نيست. بند 3 - تعرفههاي بينالمللي ميتوانند حدود سنهاي مختلفي را براي استفاده از تخفيف يا مسافرت مجاني مصرح در بندهاي 1 و 2 تعيين نمايند بشرط آنكه حدود سن براي مسافرت مجاني موضوع بند 1 از چهار سال تمام و در موارد اجراي بند 2 در مورد تخفيف قيمت از ده سال تمام كمتر نباشد. ماده هفتم - مدت اعتبار بليطها - توقف در ايستگاههاي بين راه - استفاده از جا: تعرفههاي بينالمللي مدت اعتبار بليطها و توقف در ايستگاههاي طول مسير را تعيين مينمايند. تعرفهها و مقررات راه آهن ها نحوه اشغال و ذخيره جا در قطارها را تعيين مينمايند. ماده هشتم - تغيير درجه بليط يا قطار: مسافر ميتواند در شرايط تعيين شده در تعرفههاي بينالمللي از درجه بالاتر استفاده نموده و يا بقطار نوع بالاتر از قطاريكه روي بليط آن قيد شده سوار شود و يا مسير خود را تغيير دهد. ماده نهم - مسافر بدون بليط معتبر: بند 1 - مسافريكه نتواند بليط با اعتبار ارائه نمايد بايد علاوه بر كرايه مسافرت مبلغي هم اضافه بپردازد اين اضافه كرايه طبق مقررات تعرفه راه آهن محاسبه خواهد شد كه اين عمل در حدود شبكه آن انجام ميشود. بند 2 - بليطهائيكه بطور غير قانوني تغييري در آن داده شده باشد بدون اعتبار تلقي و توسط مامور مربوطه اخذ خواهد شد. بند 3 - مسافري كه كرايه مسافرت و يا اضافه كرايه مربوطه را فوراً نپردازد از ادامه مسافرت ممنوع خواهد شد. مسافري كه از ادامه مسافرت ممنوع ميگردد نميتواند تقاضاي تحويل توشه خود را در ايستگاهي غير از ايستگاه مقصد بنمايد. ماده دهم - اشخاصيكه از قطار طرد ميشوند و يا تحت شرايطي پذيرفته ميشوند. بند 1 - اشخاص زير از مسافرت با قطارها ممنوع و اگر در قطار باشند پياده خواهند شد.
الف
اشخاص مست و نيز كسانيكه رفتار ناشايسته در قطار از خود ظاهر سازند و قوانين و نظامات قطار را رعايت نكنند اين اشخاص حق ادعاي استرداد بهاي بليط و همچنين كرايه حمل توشه را ندارند.
ب
اشخاصيكه بعلت بيماري يا علل ديگر مسافرين همجوار خود را ناراحت مينمايند و براي اين قبيل اشخاص قبلاً كوپه دربست خريداري نشده و يا امكان واگذاري كوپه در مقابل دريافت كرايه نباشد. معذالك مسافريني كه بين راه مريض ميشوند بايد تا ايستگاهي كه وسايل مداوا و مراقبت آنانموجود باشد مسافرت خود را ادامه دهند. ضمناً قيمت بليط اين قبيل مسافرين طبق شرايط ماده 23 پس از كسر كرايه مسافت استفاده شده مسترد خواهد شد و در صورت لزوم در مورد حمل توشه هم بهمين نحو عمل خواهد شد. بند 2 - حمل و نقل اشخاص مبتلا بامراض ساريه تابع قراردادها و مقررات بينالمللي و در صورت نبودن آن تابع قوانين و مقررات جاريه هر كشور خواهد شد.
ماده 11
آوردن بستههاي دستي و حيوانات در واگن مسافري. بند 1 - مسافرين مجازند همراه خود اشيائي كه حمل آنها آسان است مانند بستههاي دستي بطور مجاني در واگن مسافري حمل نمايند. هر مسافربراي اينقبيل بستهها فقط ميتواند سطح بالاي سر و پائين پاي صندلي اختصاصي خود را اشغال نمايد. در واگنهاي مخصوص هم بهمين نحو عمل ميشود. مخصوصاً واگنهائيكه جايگاه معين براي توشه دارند. بند 2 - اشياء زير نبايد در سالن مسافري آورده شوند: الف - مواد و اشيائيكه بموجب ماده 15 رديف ج از حمل و نقل بعنوان توشه ممنوع گرديده است مگر در موارد استثنائي مذكور در تعرفهها معذالك مسافريني كه در حين انجام وظيفه محوله يا باستناد اجازه قانوني يا اداري مجازند با خود اسلحه گرم حمل نمايند ميتوانند با خود تجهيزات و لوازم مربوطه را بميزان حداقل مقرره در سرزمين مربوطه همراه داشته باشند. همچنين محافظين زندانيانيكه با آنان در سالن و يا كوپه مخصوص مسافرت مينمايند مجازند اسلحه گرم پر با خود حمل نمايند. ب - اشيائيكه جنس آنها ايجاد مزاحمت يا ناراحتي براي مسافريني مينمايد و يا موجب خسارت ميگردند. ج - اشيائي كه مقررات گمركي يا ساير مقامات اداري ورود آنها را بواگن منع كردهاند. د - حيوانات زنده - سگها در صورتيكه روي زانو حمل شوند و يا در كف سالن با پوزهبند و افسار از نزديك نگهداري شوند بنحويكه موجب خطر براي اطرافيان نگردد و همچنين ساير حيوانات كوچك در صورتيكه در قفس، صندوق، سبد يا ساير بسته بنديهاي مخصوص بوده بنحويكه نتوانند موجب جراحت و آلودگي مسافرين و خسارت و آلودگي سالنهاي مسافري و بستههاي دستي موجود در واگن بشوند براي حمل قبول ميشوند مشروط بر اينكه اين بستهها را بتوان روي زانو حمل نمود و يا مثل بستههاي دستي در كف سالن مسافري قرار داد. بعلاوه سگها و ساير حيوانات كوچك در صورتي براي حمل قبول ميشوند كه بوي بد و صداي آنها موجب ناراحتي مسافرين نشده و همچنين قوانين و مقررات كشورهاي مختلف مخالف آن نبوده و مسافري هم به آن اعتراض ننمايد. تعرفهها و برنامه حركت قطارها ممكن است قبول حيوانات را در بعضي از سالنهاي مسافري يا بعضي قطارها مجاز دانسته و يا آنرا ممنوع نمايد و همچنين تعرفهها تعيين مينمايند كه در چه صورت و براي چه حيواناتي بايستي كرايه حمل دريافت شود. بند 3 - تعرفهها تعيين مينمايند در صورتيكه مسافر بر خلاف مقررات بندهاي 1 و 2 رديف ب اشياء يا حيوانات را با خود به سالن مسافري بياورند در چه شرايطي اين اشياء و حيوانات را ميتوان بعنوان توشه يا بسته دستي حمل نمود. بند 4 - مأمورين راه آهن حق دارند با حضور مسافر بستههاي موجود در واگن را از لحاظ اطمينان از نوع اشياء بازديد نمايند و در صورتيكه جهات قطعي براي احتمال تخلف از مقررات بند 2 وجود داشته باشد به استثناء موارديكه مربوط بحرف ج از بند 2 ميباشد. اگر صاحب اينقبيل اشياء شناخته نشود راه آهن با حضور دو نفر گواه غير راه آهني رسيدگي را بعمل خواهد آورد. بند 5 - مواظبت از اشياء و حيواناتيكه مسافر با خود در واگن دارد بر عهده خود او است مگر در موارديكه مسافر نتواند عمل مواظبت را انجام دهد، مانند اينكه توشه در واگنهاي سري مخصوص در جايگاه معين قرار گرفته باشد بشرحي كه در بند 1 پيش بيني شده است. مسافر مسئول كليه خساراتيست كه از اشياء و حيوانات كه با خود حمل مينمايد وارد شود. مگر اينكه ثابت شود كه خسارت وارده مربوط بخطاي راه آهن بوده است.
ماده 12
قطارها - برنامه حركت قطارها: بند 1 - قطارهاي دائمي پيش بيني شده در برنامه حركت قطارها و همچنين قطارهاي مخصوصي كه بر حسب احتياج اعزام ميگردند براي حمل و نقل اختصاص داده ميشوند. بند 2 - راه آهنها موظفند برنامه حركت قطارها را بنحو خاصي به اطلاع عموم برسانند. بند 3 - برنامه حركت قطارها يا تعرفهها بايد محدوديتهائي را كه در مورد استفاده از بعضي قطارها يا بعضي از درجات ميباشد تعيين نمايند.
ماده 13
مبادلات انجام نشده - حذف قطارها: هر گاه در اثر تاخير يك قطار مبادله با قطار ديگر ممكن نگردد يا اگر قطاري كلاً يا در قسمتي از مسير خود حذف گردد و مسافر بخواهد مسافرت خود را ادامه دهد راه آهن موظف است مسافر و توشه او را بوسايل ممكنه و بدون دريافت وجه اضافي بمقصد برساند چه بوسيله قطاريكه از همان خطسير به مقصد حركت ميكند و يا توسط خط ديگريكه اداره كنندگان مسير اوليه مسافرت از آن بهره برداري ميكنند بنحوي كه مسافر با حداقل تأخير به مقصد خود برسد. رئيس ايستگاه مربوطه در صورت لزوم بايد روي بليط مسافر گواهي نمايد كه مبادله غير ممكن يا قطار حذف شده و اعتبار بليط او را براي مدت لازمه تمديد نمايد و همچنين اعتبار بليط را براي خط سير جديد با درجه بالاتر يا با قطاري با نرخ بالاتر تأييد نمايد. راه آهن در هر صورت ميتواند نامبرده را از استفاده از بعضي قطارها طبق مقررات تعرفه يا برنامه منع نمايد.
فصل دوم
حمل و نقل توشه
ماده 14
اشيائيكه براي حمل قبول ميشوند: بند 1 - اشياء زير بعنوان توشه پذيرفته ميشوند: اشياء محتوي در صندوق ها، سبدها، جامه دانها، كيفهاي مسافرت، جعبههاي مخصوص كلاه، و ساير بسته بنديهائي از اين قبيل و همچنين خود وسايل بسته بندي. بند 2 - تعرفههاي بينالمللي ميتوانند تحت بعضي شرايط حمل و نقل ساير اشياء و حيوانات را بعنوان توشه مجاز بدانند. بند 3 - راه آهن حق دارد كه از قبول و حمل توشه در بعضي قطارها و يا بعضي از انواع قطارها خودداري و يا آنرا محدود نمايد.
ماده 15
اشياء ممنوع از حمل و نقل: اشياء زير براي حمل و نقل بعنوان توشه پذيرفته نميشود. الف - اشيائيكه حمل و نقل آنها مخصوص اداره پست است ولو آنكه در يك قسمت از مسير براي حمل توشه باشد.
ب
اشيائيكه حمل و نقل آنها ممنوع است ولو آنكه در يك قسمت از مسير براي حمل توشه باشد.
ج
مواد و اشياء خطرناك مخصوصاً صلاحهاي [سلاحهاي] پر و مواد و اشياء قابل انفجار و اشتعال مواد سوختي سمي، راديواكتيو، خورنده همچنين مواد نفرت انگيز يا مستعد براي توليد عفونت و مرض. تعرفههاي بينالمللي ميتوانند در شرايط معين بعضي از مواد اشياء مذكوره در رديف ج را براي حمل و نقل بعنوان توشه بپذيرند.
ماده 16
مسئوليت مسافر نسبت به توشه خود - اضافه كرايه: بند 1 - دارنده قبض توشه مسئول مراعات مقررات مواد 14 و 15 ميباشد ضمناً عواقب هر گونه تخلف از مقررات مزبور بعهده او است. بند 2 - اگر قوانين مقررات كشور محل اجرا خلاف منعي نداشته باشد راه آهن مجاز است در صورت وجود احتمال قوي بر تخلف از مقررات محتوي بستههاي توشه را از نظر مطابقت با مقررات مربوطه رسيدگي نمايد. دارنده قبض توشه براي حضور و شركت در رسيدگي دعوت ميشود چنانچه دارنده قبض حضور نيابد يا دسترسي باو ممكن نباشد و در صورت نبودن قانون و مقررات ديگري در آن كشور بايد عمل رسيدگي با حضور دو نفرشاهد غير راه آهني انجام پذيرد و اگر تخلفي اثبات گردد هزينهاي كه عمل رسيدگي موجب آن شده از طرف دارنده قبض توشه بايد پرداخت شود. بند 3 - در صورت وجود تخلف از مقررات مواد 14 و 15 دارنده قبض توشه بايد بر طبق تعرفههاي بينالمللي اضافه كرايهاي بپردازد بديهي است درصورت ايجاب اضافه كرايه مسافرت يا غرامت ناشي از خسارت وارده را نيز بايد جداگانه بپردازد.
ماده 17
شرايط بسته بندي و علامت گذاري توشه. بند 1 - بستههاي توشه كه وضع شرايط آنها ناقص بوده يا بسته بندي آنها غير كافي باشد يا علائم آسيب ديدگي بطور آشكار در آنها ديده شود ممكن است از طرف راه آهن براي حمل و نقل قبول نگردد. با وجود اين اگر راه آهن چنين اشيائي را قبول نمايد حق دارد در قبض توشه مراتب را قيد نمايد و قبول چنين قبضي از طرف صاحب توشه دليل آنست كه نكته مزبور صحيح بوده و مورد تأييد نامبرده است. بند 2 - مسافر موظف است كه روي هر بسته و در محلي كاملاً مرئي نام و آدرس خود و ايستگاه و كشور و مقصد را در شرايطي باندازه كافي ثابت و بنحوي روشن و پاك نشدني و بدون هيچ ابهامي قيد نمايد راه آهن حق دارد بستههائي را كه فاقد مشخصات مزبور باشند براي حمل نپذيرد. مشخصات سابق بستهها بايد بوسيله مسافر پاك شده و يا بصورت ناخوانا درآيد.
ماده 18
ثبت توشه و حمل و نقل آن: بند 1 - ثبت توشه فقط در مقابل ارائه بليطي كه حداقل تا مقصد توشه معتبر باشد و در مسيري كه روي بليط قيد شده بعمل ميآيد. اگر بليط براي مسيرهاي متعددي ارزنده باشد يا در محل مقصد توشه چندين ايستگاه وجود داشته باشد مسافر بايد بطور دقيق خطر سير و نام ايستگاه مقصد را براي ثبت معين نمايد و اگر مسافر اين مقررات را رعايت ننمايد راه آهن نتايج و عواقب حاصله را بر عهده نميگيرد چنانچه در تعرفهها پيش بيني و قيد شده باشد مسافر ميتواند در مدت اعتبار بليط خود چه براي تمام طول مسير از مبداء تا مقصد چه براي قسمتي از مسير توشهها را به ثبت برساند. تعرفهها تعيين مينمايند كه در تحت چه شرايطي ميتوان توشه را براي حمل و در مسيري غير از مسير قيد شده روي بليط پذيرفت و يا توشه را بدون ارائه بليط قبول نمود. در صورتيكه تعرفهها قبول توشه بدون ارائه بليط را براي حمل پيش بيني كرده باشند مقررات اين مقاوله نامه كه حقوق و تعهدات مسافر را نسبت بتوشهاي كه در معيت او حمل ميشود تعيين مينمايد درباره فرستنده توشه بدون ارائه بليط نيز اجرا خواهد شد. بند 2 - كرايه حمل توشه بايد در موقع صدور قبض توشه پرداخت شود. بند 3 - علاوه بر آنچه كه ذكر شده تشريفات ثبت توشه بموجب قوانين و مقررات جاريه ايستگاه مبداء تعيين خواهد شد. بند 4 - مسافر ميتواند طبق شرايط مورد عمل در ايستگاه مبداء قطاري را كه توشه او با آن بايد فرستاده شود معين نمايد و اگر مسافر قطاري را تعيين نكند توشه با اولين قطار مربوطه حمل خواهد شد. اگر توشه بايد در يك ايستگاه مبادله از قطاري بقطار ديگر منتقل شود با توجه بشرايط مقررات داخل آن كشور بايد با اولين قطاري كه داراي سرويس معمولي توشه ميباشد بمقصد حمل گردد ارسال توشه در شرايط نامبرده بالا فقط هنگامي اجرا ميشود كه مقررات گمركي در مبداء و يا در طول راه كه بوسيله گمركات و ساير مقامات اداري انجام ميگيرد با آن مخالفتي نداشته باشد.
ماده 19
قبض توشه: بند 1 - در موقع ثبت توشه يك قبض بمسافر داده ميشود. بند 2 - قبوض توشه كه براي حمل و نقل بينالمللي بموجب مقررات اين مقاوله نامه صادر ميشوند بايستي داراي علامت C بوده و جز در موارد استثنائي پيش بيني شده در تعرفههاي بينالمللي بايد حاوي اطلاعات زيرين باشند: الف - مشخصات ايستگاههاي مبداء و مقصد.
ب
خط سير.
ج
روز تحويل و قطاري را كه براي ارسال توشه در نظر گرفته شده است. د - تعداد بليطها مگر اينكه توشه بدون ارائه بليط تحويل شده باشد. ھ - تعداد و وزن بستههاي توشه. و - مبلغ كرايه حمل و ساير هزينهها. بند 3 - تعرفههاي بينالمللي يا موافقتنامه بين راه آهنها شكل و زباني را كه با آن زبان قبوض توشه بايد چاپ و صادر شوند تعيين مينمايند. بند 4 - مسافر موظف است كه در موقع دريافت قبض توشه مطمئن گردد كه قبض توشه برابر مشخصاتي كه تعيين نموده ميباشد.
ماده 20
تحويل توشه. بند 1 - تحويل توشه در مقابل قبض توشه و در صورت اقتضا در مقابل پرداخت هزينههائي كه بمحموله تعلق ميگيرد انجام ميشود. راه آهن وظيفه ندارد تحقيق كند كه دارنده قبض صلاحيت دريافت توشه را دارد يا نه. توديع توشه طبق مقررات جاري در جايگاههاي ارسال يا انبارهاي مقامات گمركي يا مالياتي در صورتيكه تحت مراقبت راه آهن نباشد و همچنين سپردن حيواناب [حيوانات] زنده به شخص ثالث بمنزله تحويل توشه بدارنده قبض توشه خواهد بود. بند 2 - دارنده قبض توشه حق دارد پس از ورود قطاري كه توشه او را حمل نموده است و بلافاصله پس از انجام تشريفات گمركي و ساير مقامات اداري از سرويس تحويل توشه ايستگاه مقصد تحويل توشه خود را خواستار شود. بند 3 - در صورت عدم تحويل قبض توشه راه آهن موظف بتحويل توشه نميباشد مگر اينكه ادعا كننده حق خود را ثابت كند و اگر اين اثبات حق غير كافي باشد راه آهن ميتواند تقاضاي ضامن با وثيقه نمايد. بند 4 - توشه در ايستگاهي تحويل ميشود كه در قبض توشه قيد شده معذالك بر حسب تقاضاي بموقع صاحب قبض چنانچه امكانات اجازه دهد و مخالف مقررات گمركي و مقامات اداري نباشد ممكن است توشه در مقابل تسليم قبض توشه در ايستگاه مبداء مسترد و يا در يكي از ايستگاههاي بين راه تحويل شود بعلاوه اگر مقررات تعرفه ايجاب كند بليط را هم بايد ارائه نمايند. بند 5 - دارنده قبض توشه كه توشه او طبق مقررات بند 2 تحويل نگرديده ميتواند تقاضا كند كه در روي قبض توشه روز و ساعتي را كه نامبرده تحويل توشه را مطالبه كرده قيد و مشخص نمايند. بند 6 - چنانچه دارنده قبض توشه تقاضا نمايد راه آهن موظف است كه در حضور وي اقدام به بررسي توشه از نقطه نظر تحقيق خسارت ادعا شده بنمايد و در صورتيكه راه آهن بدرخواست او ترتيب اثر ندهد نامبرده حق خواهد داشت از تحويل گرفتن توشه خود داري كند. بند 7 - علاوه بر آنچه كه گذشت تحويل توشه تابع قانون و مقررات جاريه راه آهن تحويل دهنده توشه ميباشد.
فصل سوم
مقررات عمومي در حمل و نقل مسافر و توشه
ماده 21
تعرفهها - توافقهاي خصوصي: بند 1 - تعرفههاي بينالمللي كه راه آهنها تنظيم مينمايند بايد محتوي كليه شرايط خاص حمل و نقل و تمام مشخصات لازم براي محاسبه كرايه حمل و ساير مخارج فرعي باشد و در صورت لزوم شرايط مربوط بتبديل پول را نيز تعيين نمايد. بند 2 - طبع و نشر تعرفهها الزامي نيست مگر در كشورهائي كه راه آهنهاي آنها در اين تعرفهها بعنوان شبكه مبداء يا مقصد شركت نمايند اين تعرفهها و اصلاحيههاي آنها از تاريخ تعيين شده هنگام نشر آنها قابل اجرا ميباشد. افزايش نرخ تعرفهها يا ساير تصميماتي كه نتيجتاً شرايط حمل و نقل را مشگل تر [مشكل تر] نمايد حداقل شش روز پس از انتشار آنها قابل اجرا ميباشد تغييراتي كه بدنبال نوسانات ارزي يا تصحيح اشتباهات فاحش در قيمتهاي حمل و نقل و ساير هزينههاي فرعي پيش بيني شده در تعرفههاي بينالمللي داده ميشود از فرداي روز انتشار بمورد اجرا گذارده خواهد شد. بند 3 - در هر ايستگاهي كه براي حمل و نقل بينالمللي مفتوح است مسافر ميتواند اطلاعات لازم از تعرفهها يا خلاصه تعرفهها كه قيمت بليطهاي بينالمللي قابل فروش در آن ايستگاه و كرايه حمل توشه را معلوم ميكنند كسب نمايد. بند 4 - تعرفههاي بينالمللي بايد براي همه بطور يكسان اجرا شوند. راه آهنها ميتوانند موافقتنامههاي خاصي براي دادن تخفيف در كرايه يا ساير تسهيلات با تصويب دولت هاي مربوطه تنظيم كنند بشرط اينكه شرايط يكساني در مورد مسافريني كه در وضع مشابهي هستند رعايت و اجرا گردد. تخفيف قيمت يا ساير تسهيلات ممكنست براي حمل و نقل اداري راه آهن خدمات سازمانهاي دولتي امور خيريه و كارهاي تعليم و تربيت باشد. طبع و نشر تصميمات متخذه در موارد قسمتهاي دوم و سوم اجباري نميباشد.
ماده 22
تشريفاتي كه بوسيله گمركات و ساير مقامات اداري انجام ميشود: مسافر ملزم است بمقرراتي كه وسيله گمركات يا ساير مقامات اداري ابلاغ ميشود در مورد شخص خود يا در مورد بازديد توشه او و يا بستههاي دستي تبعيت نمايد. مسافر بايد در بازديد توشه و بستهها حضور پيدا كندمگر در موارد استثنايي كه وسيله قانون و مقررات تعيين شده باشد اگر مسافر مقررات مربوطه را رعايت ننمايد راه آهن در برابر مسافر هيچگونه مسئوليتي بعهده نميگيرد.
ماده 23
استردادها و پرداختهاي اضافي: بند 1 - كرايه هاي حمل و نقل كلاً يا جزئاً در موارد زير مسترد مي گردد: الف - در صورتيكه بليط استفاده نشده يا در قسمتي از مسير استفاده شده باشد.
ب
بعلت نبودن جا از درجه يا قطاري پائين تر از درجه يا قطاري كه بليط براي آن صادر شده است استفاده شده باشد.
ج
توشه در ايستگاه مبداء يا در ايستگاهي بين راه مسترد شده باشد. تعرفههاي بينالمللي مدارك و گواهينامههائي كه بايد ضميمه درخواست استرداد وجه شود و همچنين مبالغي كه بايد مسترد گردد و وجوهي كه مسترد نميشود تعيين خواهند نمود. بند 2 - معهذا همين تعرفهها ميتوانند در موارد مشخص استرداد كرايه حمل را بكلي منع يا آنرا تابع شرايط خاصي بنمايند. بند 3 - هر درخواست استرداد مستند بمقررات اين ماده و همچنين مقررات ماده 10 رديف ب اگر در ظرف مهلت ششماه براه آهن عرضه نشود غير قابل قبول خواهد بود. شروع مهلت مزبور در مورد بليط از تاريخ انقضاء اعتبار آن و در مورد قبض توشه از تاريخ صدور آن محسوب ميشود. بند 4 - اگر در اثر عدم اجراي صحيح تعرفه يا اشتباه در تعيين كرايه حمل يا ساير مخارج اضافه دريافتي يا كسر دريافتي مشاهده شود اضافه دريافتي از طرف راه آهن و كسر دريافتي از طرف مسافر پرداخت ميشود در صورتيكه اين مبالغ براي هر بليط يا هر قبض توشه بيش از دو فرانك باشد. بند 5 - در مورد محاسبه استرداد اضافه دريافتي از طرف راه آهن يا وصول كسر دريافتي از مسافر نرخ رسمي تبديل ارز در روزي كه كرايه حمل دريافت شده اجرا ميشود اگر پرداخت بواحد پولي غير از پول كرايه دريافتي مبداء بعمل آيد نرخ قابل اجرا نرخ روزي است كه اين پرداخت انجام ميشود. بند 6 - در كليه مواردي كه در اين ماده نسبت بآنها پيش بيني نشده و موافقتنامههائي بين راه آهنها وجود نداشته باشد قوانين و مقررات جاريه كشور مبداء قابل اجراست.
ماده 24
اختلافات نظر بين مسافرين و مأمورين در ايستگاهها وسيله رئيس سرويس و در طول راه بوسيله رئيس قطار بطور موقت حل و فصل ميشود.
قسمت سوم
مسئوليت - دعاوي
فصل اول
مسئوليت
ماده 25
مسئوليت منتج از حمل و نقل مسافرين - بستههاي دستي - حيوانات: بند 1 - مسئوليت راه آهن در مورد مرگ، مجروح شدن يا هر گونه صدمه وارده بسلامتي جسمي مسافر و همچنين خسارتهاي ناشيه از تأخير يا حذف يك قطار يا عدم امكان مبادله بين راه تابع قوانين و مقررات كشوري است كه عمل در آنجا اتفاق ميافتد. بند 2 - راه آهن در مورد بستههاي دستي و حيواناتي كه مراقبت آنها بعهده مسافر است بموجب (ماده 11 بند 5) مسئوليتي ندارد مگر اينكه خسارت در اثر خطاي راه آهن باشد. بند 3 - مواد مذكور ذيل در اين فصل در موارد بندهاي 1 و 2 قابل اجرا نميباشد.
ماده 26
مسئوليت مشترك راه آهنها در مورد توشه: بند 1 - راه آهني كه توشه را براي حمل و نقل قبول كرده و قبض توشه بينالمللي صادر نموده است مسئول اجراء حمل در سراسر خط سير تا مرحله تحويل ميباشد. بند 2 - هر راه آهن بعدي با تحويل گرفتن توشه در قرارداد حمل توشه شركت ميكند و تعهداتي را كه از آن ناشي ميشود بدون نقض مقررات (ماده 39بند 2) كه مربوط به راه آهن مقصد است بعهده ميگيرد.
ماده 27
حدود مسئوليت: بند 1 - راه آهن مسئول تأخير در تحويل و خسارت ناشي از اتلاف تمام يا قسمتي از توشه و معيوب شدن آن از بدو قبول محموله تا تحويل نهائي ميباشد. بند 2 - اگر تأخير در تحويل اتلاف و يا معيوب شدن توشه بسبب خطاي مسافر و يا در اثر دستور او (كه ناشي از خطاي راه آهن نباشد) بعمل آيد و همچنين عيب ذاتي توشه و حوادثي كه براي راه آهن اجتناب ناپذير باشد و در نتيجه راه آهن نتواند از آنها جلوگيري كند راه آهن را از مسئوليت مبري ميدارد. بند 3 - هر گاه اتلاف يا معيوب شدن توشه مربوط بجنس خود توشه باشد و يا بعلت عدم بسته بندي و يا نقص آن صورت پذيرد و يا اينكه اشياءممنوعه از حمل و نقل بطور توشه حمل شده باشد راه آهن مسئوليتي ندارد.
ماده 28
مباشرت تحقيق: بند 1 - تحقيق اينكه تأخير در تحويل و اتلاف يا معيوب شدن در اثر يكي از موارد پيش بيني شده در ماده 27 بند 2 پيش آمده است بعهده راه آهن ميباشد. بند 2 - هر گاه راه آهن تأييد كند كه با توجه بجريان امر اتلاف يا معيوب شدن توشه ممكنست نتيجه يك يا چند از زيانهاي خاص پيش بيني شده درماده 37 بند 3 باشد خسارت وارده ناشي از موارد مذكور در فوق شناخته ميشود معذالك صاحب حق ميتواند خلاف آن را اثبات كند و مدلل سازد كه خسارت وارده كلاً يا جزئاً از عيوب نامبرده ناشي نشده است.
ماده 29
استنباط فقدان توشه - موارديكه مجدداً توشه پيدا ميشود: بند 1 - صاحب حق ميتواند بدون احتياج بتحقيق ديگري بستههائي را كه از تاريخ تقاضاي تحويل آنها طبق ماده 20 بند 2 پس از انقضاي مدت چهارده روز تحويل و يا در اختيار او گذارده نشود گم شده تلقي نمايد. بند 2 - اگر بستهاي كه گم شده تلقي شده است در مدت يكسال از تاريخ تقاضاي تحويل پيدا شود راه آهن موظف است مراتب را بصاحب بسته در صورتيكه منزل او شناخته و يا امكان يافتن آن باشد اطلاع دهد. صاحب بسته ميتواند در مدت سي روز از تاريخ دريافت اعلاميه بخواهد كه بسته را در يكي از ايستگاههاي مسير در مقابل پرداخت كرايه حمل از ايستگاه مبداء تا ايستگاهي كه بسته تحويل ميشود و استرداد غرامتي كه از بابت بسته مزبور دريافت داشته باو تحويل نمايند از مبلغ اين استرداد مخارج احتمالي كه در مورد اين غرامت متحمل شده است كسر ميشود ضمناً كليه حقوق ناشيه از تأخير موضوع ماده 32 براي صاحب بسته محفوظ است. اگر بسته پيدا شده در ظرف مهلت سي روز پيش بيني شده مطالبه نشود يا بسته گم شده پس از يكسال از تاريخ تقاضاي تحويل پيدا شود راه آهن در مورد بسته مزبور طبق مقررات قانوني كشور متبوع رفتار خواهد نمود.
ماده 30
مبلغ غرامت در صورت گم شدن توشه: وقتي كه بموجب مقررات اين مقاوله نامه غرامتي براي از بين رفتن تمام يا قسمتي از توشه بعهده راه آهن تعلق بگيرد ممكنست بشرح زير پرداخت شود: الف - چنانچه مبلغ غرامت اثبات شده باشد، مبلغي برابر با رقم اثبات شده پرداخت خواهد شد بدون اينكه مبلغ مزبور براي هر كيلوگرم وزن غير خالص از بين رفته از چهل فرانك تجاوز كند.
ب
اگر مبلغ غرامت اثبات نشده باشد مبلغي بطور مقطوع براي هر كيلوگرم وزن غير خالص محموله از دست رفته بيست فرانك پرداخت خواهد شد. علاوه بر مبلغ غرامت بايد كرايه حمل حقوق گمركي و ساير مبالغ پرداختي بابت حمل و نقل توشه گم شده نيز پرداخت گردد بدون در نظر گرفتن زيانهاي ناشي از عدمالنفع.
ماده 31
مبلغ غرامت در صورت معيوب شدن توشه: در صورت معيوب شدن توشه راه آهن بايد مبلغ كاهش قيمت وارده بتوشه را بدون ساير عدمالنفع ها بپردازد در هر صورت مبلغ غرامت نبايد از مبالغ نامبرده زير تجاوز كند: الف - اگر بر اثر معيوب شدن توشه تمام آن كاهش قيمت پيدا كند نبايستي مبلغ غرامت از مبلغي كه در صورت فقدان توشه پرداخت ميشود تجاوزنمايد.
ب
اگر فقط قسمتي از توشه معيوب شود مبلغ غرامت پرداختي نبايد از مبلغي كه در صورت فقدان آن قسمت معيوب توشه پرداخت ميشود تجاوزنمايد.
ماده 32
مبلغ غرامت در مورد تأخير در تحويل توشه: بند 1 - در صورت تأخير در تحويل توشه اگر ذيحق اثبات نكند كه خساراتي از تأخير در تحويل ناشي شده راه آهن موظف است غرامتي بميزان 20 سانتيم براي هر كيلوگرم وزن غير خالص توشه كه در تحويل آن تأخير شده در هر 24 ساعت كامل و براي مدت تأخير از تاريخ تقاضاي تحويل توشه حداكثر براي مدت چهارده روز بپردازد. بند 2 - اگر اثبات شود كه از تأخير در تحويل توشه خسارتي ناشي شده است بابت اين خسارت غرامتي كه حداكثر از چهار برابر غرامت مقطوع پيش بيني شده در بند 1 تجاوز نكند پرداخت ميشود. بند 3 - غرامتهاي پيش بيني شده در بندهاي 1 و 2 با غرامت مربوط بفقدان كل توشه توأماً پرداخت نميشود و در صورت فقدان قسمتي از توشه غرامتهاي بندهاي 1 و 2 در صورت لزوم فقط براي قسمت مفقود نشده پرداخت ميگردد و در صورت معيوب شدن توشه غرامتهاي بندهاي 1 و 2 درصورت لزوم با غرامت پيش بيني شده در ماده 31 تواماً پرداخت ميگردد. در هر حال توأم شدن غرامتهاي پيش بيني شده در بندهاي 1 و 2 با غرامتهاي پيش بيني شده در مواد 30 و 31 نبايد موجب پرداخت غرامتي بيش ازغرامت گم شدن كل توشه گردد. بند 4 - در صورت تأخير در تحويل اتومبيل يدك كش موتور سيكلت با سايدكار كه بطور توشه حمل و نقل شدهاند راه آهن موظف بپرداخت غرامت نيست مگر اينكه خسارت وارده اثبات شود و در اينصورت حداكثر غرامت معادل كرايه دريافتي خواهد بود.
ماده 33
مبلغ غرامت در صورت وجود تدليس يا خطاي فاحش منسوب به راه آهن در تمام مواردي كه تأخير در تحويل توشه فقدان كل يا قسمتي از توشه يا معيوب شدن آن بسبب تدليس يا خطاي فاحش منسوب به راه آهن پيش آيد راه آهن بايد غرامت كامل صاحب حق را بجبران خسارات اثبات شده بپردازد معهذا در صورت خطاي فاحش مسئوليت راه آهن محدود به دو برابر حداكثر پيش بيني شده در مواد 30 و 31 و 32 خواهد بود.
ماده 34
بهره غرامت - پس دادن غرامت: بند 1 - صاحب حق ميتواند بهره غرامت را مطالبه نمايد ميزان اين بهره كه پنج درصد در سال محسوب ميگردد فقط در صورتي پرداخت ميشود كه مبلغ غرامت از ده فرانك براي هر قبض توشه تجاوز نمايد. بهره غرامت از تاريخ روز تسليم شكايت اداري پيش بيني شده در ماده 37 و در صورت نبودن شكايت اداري از روز تسليم تقاضا بدادگستري محسوب ميشود. اگر ذيحق در ظرف مهلتي كه براي او تعيين شده مدارك مبتني بر دلايل لازمه را براي تصفيه حساب قطعي مبلغ مورد ادعاي خود به راه آهن تسليم ننمايد بهره بمدت زمان بين انقضاي مهلت تعيين شده و زمان تسليم مدارك مزبور تعلق نميگيرد. بند 2 - هر گونه غرامت كه من غير حق دريافت شده باشد بايد مسترد گردد.
ماده 35
مسئوليت راه آهن در مورد مامورين خود: راه آهن مسئول عمليات مأمورين خود و يا اشخاص ديگري است كه براي اجراي امر حمل و نقل كه بر عهده دارد بخدمت ميگمارد معذالك اگر بنا برتقاضاي مسافرين مأمورين راه آهن خدماتي انجام دهند كه مربوط براه آهن نباشد نامبردگان عاملين مسافريني كه براي آنان خدمتي انجام ميدهند تلقي ميگردند.
ماده 36
اقامه دعاوي خارج از قرارداد: در تمام موارد قيد شده در اين مقاوله نامه هر دعوا مربوط بمسئوليت به هر عنوان كه باشد فقط در شرايط و حدود پيش بيني شده در اين مقاوله نامه عليه راه آهن مؤثر خواهد بود و بهمين طريق است هر دعوا كه عليه اشخاص اقامه شود كه راه آهن بموجب ماده 35 جوابگوي آنان ميباشد.
فصل دوم
شكايات اداري - دعاوي قضائي - آئين دادرسي و مرور زمان
ماده 37
دعاوي اداري: بند 1 - شكايات اداري مربوط بقرارداد حمل و نقل بايد كتباً براه آهني كه در ماده 39 تعيين شده فرستاده شود. بند 2 - حق اقامه دعوي متعلق بكساني است كه حق تعقيب قضائي راه آهن را مطابق ماده 38 دارند. بند 3 - بايد اصل يا رونوشت بليط ها و قبوض توشه و ساير اوراقي كه صاحب حق انضمام آنها را بادعانامه مفيد ميداند ارائه نمايد و در صورت تقاضاي راه آهن رونوشتها بايد مصدق باشد. هنگام تصفيه حساب مربوط بشكايت راه آهن ميتواند تقاضا كند كه بليط ها و قبوض توشه را مسترد دارند.
ماده 38
اشخاصيكه ميتوانند بر عليه راه آهن اقامه دعاوي حقوق بنمايند: اقامه دعواي حقوقي عليه راه آهني كه از قرارداد حمل و نقل ناشي ميشود فقط مربوط بكسي است كه بليط يا قبض توشه را در دست دارد و يا در صورت نبودن كسيكه از لحاظ حقوقي جانشيني نامبرده را مدلل سازد.
ماده 39
راه آهن هائيكه عليه آنها ميتوان اقامه دعواي حقوقي نمود: بند 1 - دعواي حقوقي در مورد استرداد مبلغ پرداخت شده بموجب قرارداد حمل و نقل ممكن است عليه راه آهني كه وجه را دريافت كرده و يا راه آهني كه وجه بنفع آن دريافت شده اقامه گردد. بند 2 - ساير دعاوي حقوقي كه ناشي از قرارداد حمل و نقل باشد ممكن است منحصراً عليه راه آهن مبداء يا راه آهن مقصد و يا راه آهني كه موضوع دعواي حقوقي در خط آن اتفاق افتاده اقامه شوند. عليه راه آهن مقصد ميتوان حتي اگر توشه را دريافت نكرده باشد اقامه دعوا نمود. بند 3 - چنانچه اقامه كننده دعوي كه بين چند راه آهن اختيار اقامه دعوي داشته باشد بمحض اينكه عليه يكي از آنها اقامه دعوي نمود حق انتخاب او نسبت بسايرين ساقط ميشود. بند 4 - دعواي حقوقي ممكنست عليه راه آهني غير از راه آهنهاي مندرجه در بندهاي 1 و 2 اقامه شود بشرط اينكه اين دعوي عنوان دعواي متقابل را داشته و يا بعنوان اعتراض شخص ثالث نسبت بدعواي مربوط بتقاضاي اصلي كه بر مبناي همان قرارداد حمل و نقل اقامه گرديده بوده باشد.
ماده 40
صلاحيت: طرح دعاوي حقوقي بر اساس اين مقاوله نامه مورد اقدام قرار نميگيرد مگر در محضر دادرس صلاحيتدار كشوري كه راه آهن مشتكيعنه در قلمرو اوقرار دارد. مگر آنكه بر طبق موافقتنامه بين كشورها و يا پيمانهاي امتيازي ديگر بين آنها تصميم ديگري اتخاذ شده باشد و هر گاه مؤسسهاي از شبكههاي مستقلي در كشورهاي مختلف بهره برداري كند هر يك از اين شبكهها از نظر اجراء اين ماده مانند يك راه آهن مستقل تلقي ميشود.
ماده 41
تسجيل فقدان قسمتي از توشه يا معيوب شدن آن: بند 1 - هر گاه يك كسري يا معيوب شدن توشه وسيله راه آهن كشف يا قبول شود يا صاحب حق وجود آنرا اثبات كند راه آهن موظف است بلافاصله و در صورت امكان با حضور ذيحق يك صورتمجلس مستدل مبتني بر خسارت و وضع توشه و وزن آن و در حدود امكان اهميت خسارت و علت آن و زماني كه خسارت بوجود آمده تنظيم نمايد. يك رونوشت از اين صورتمجلس بطور رايگان بايستي بصاحب حق داده شود. بند 2 - وقتي كه صاحب حق تحقيقات مندرج در صورتمجلس را نپذيرد ميتواند تقاضاي تحقيق قضائي نسبت بوضع، وزن توشه همچنين نسبت بعلل و مبلغ خسارت وارده بنمايد و اقامه دعوي در اينمورد تابع قوانين و مقررات كشوري است كه تحقيق قضائي در آنجا انجام ميشود. بند 3 - در صورت مفقود شدن بستهها صاحب حق موظف است براي تسهيل امر جستجو توسط راه آهن حتيالمقدور مشخصات صحيح بسته گم شده را بدهد.
ماده 42
منتفي شدن دعواي اقامه شده عليه راه آهن ناشي از قرارداد حمل توشه: بند 1 - دريافت توشه وسيله دارنده حق هر گونه دعواي ناشي از قرارداد حمل و نقل را عليه راه آهن در مورد تأخير در تحويل كسري يا معيوب بودن توشه منتفي ميسازد. بند 2 - در موارد زير دعوي اقامه شده عليه راه آهن منتفي نميگردد. الف - اگر صاحب حق اثبات كند كه خسارت در اثر تقلب يا خطاي فاحش منصوب [منسوب] به راه آهن ايجاد گرديده است. ب - در صورت اعتراض نسبت بتأخير در تحويل توشه از طرف ذيحق بيكي از راه آهنهاي تعيين شده در ماده 39 بند 2 در ظرف مهلتي كه از 21 روز تجاوز نكند. روز دريافت توشه از طرف دارنده حق جزء مهلت محسوب نميشود. ج - در مورد اعتراض نسبت به كسري يا معيوب بودن توشه بشرح زير: اولاً - چنانچه كسري يا معيوب بودن توشه قبل از دريافت آن وسيله صاحب حق اثبات شده باشد (طبق ماده 41) ثانياً چنانچه رسيدگي كه بر طبق ماده 41 بايستي صورت گيرد فقط بعلت قصور راه آهن انجام نشده باشد. د - در مورد اعتراض نسبت بخسارت غير مشهود كه پس از دريافت توشه بوسيله صاحب حق اثبات شود باستثناي دو مورد زير اقامه دعوي منتفي است: اولاً بايد بلافاصله پس از كشف خسارت و حداكثر در ظرف سه روز از تاريخ دريافت توشه مطابق مادة 41 بوسيله ذيحق تقاضاي رسيدگي شود و اگر روز انقضاي اين مهلت با روز يكشنبه يا روز تعطيل رسمي مصادف باشد انقضاي مهلت به اولين روز اداري بعد تمديد ميشود. ثانياً بايد صاحب حق اثبات نمايد كه خسارت در فاصله بين قبول توشه براي حمل و زمان تحويل آن وارد شده است.
ماده 43
مرور زمان در مورد دعوي ناشي از قرارداد حمل و نقل: بند 1 - دعواي ناشي از قرارداد حمل و نقل بعد از يكسال مشمول مرور زمان ميگردد معذالك اگر دعوا مربوط بموارد زير باشد مدت مرور زمان دو سال است: الف - دعوا بر اساس خسارت ناشي از تدليس باشد.
ب
دعوا بر اساس قاچاق باشد. بند 2 - مدت مرور زمان بشرح زير شروع ميشود: الف - براي دعاوي مربوط بغرامات تأخير در تحويل كسري يا معيوب بودن از روزي كه توشه تحويل شده است. ب - براي دعاوي مربوط بغرامات مفقود شدن تمام توشه از روز چهاردهم پس از انقضاء مهلتي كه در ماده 20 بند 2 پيش بيني شده است. ج - براي دعاوي مربوط بپرداخت يا استرداد كرايه حمل و مخارج فرعي و اضافي ديگر همچنين براي دعاوي مربوط برسيدگي به بدي اجراء تعرفه يا اشتباه در محاسبه از روز پرداخت و اگر پرداختي نشده باشد از روزي كه ميبايستي اين پرداخت بعمل آمده باشد. د - براي دعاوي مربوط بپرداخت حقوق گمركي اضافي كه بوسيله گمرك يا ساير مقامات اداري ادعا ميشود از روز مطالبه گمرك و يا اين مقامات. و - براي ساير دعاوي مربوط به حمل و نقل مسافر از روز انقضاء مدت اعتبار بليط و روزي كه بعنوان شروع مدت مرور زمان تعيين شده است جزء مهلت منظور نميشود. بند 3 - در مورد اعتراض اداري كه براي راه آهن طبق ماده 37 ارسال شده باشد مرور زمان تا روزي كه راه آهن ادعا نامه را كتباً رد نكرده و ضمائم ملحقه آنرا مسترد ننموده است معلق ميماند. در صورت پذيرش قسمتي از اعتراض مرور زمان فقط شامل قسمت باقيمانده كه مورد اختلاف است ميشود. اثبات وصول ادعا نامه و يا جواب آن و يا استرداد ضمائم آن بعهده طرفي است كه ادعا نامه را تعقيب مينمايد. ادعا نامههاي بعدي مربوط بهمان موضوع مرور زمان را معلق نميكند. بند 4 - دعواي مشمول مرور زمان ديگر قابل تعقيب نميباشد حتي بصورت دعواي متقابل يا اعتراض شخص ثالث. بند 5 - با رعايت مقررات فوقالذكر تعليق يا قطع مرور زمان تابع قوانين و مقررات كشوري است كه دعوا در آنجا مورد رسيدگي قرار ميگيرد.
فصل سوم
واريز حسابها - دعواي راه آهنها بين خود
ماده 44
واريز حسابها بين راه آهنها. هر راه آهن ملزم است كه سهميه راه آهنهاي ذينفع ديگر را از مبلغ كرايه حملي كه دريافت نموده و يا ميبايستي دريافت نمايد بپردازد.
ماده 45
دعاوي راه آهنها در مورد پرداخت غرامت براي فقدان و يا معيوب شدن توشه: بند 1 - راه آهني كه غرامت گم شدن يا كسري يا معيوب شدن توشه را بموجب مقررات اين مقاوله نامه پرداخت ميكند حق دارد طبق مقررات عليه راه آهنهاي ديگري كه در اين حمل و نقل شركت داشتهاند اقامه دعوي نمايد: الف - راه آهني كه خسارت صرفاً از عمليات آن ناشي شده است تنها مسئول تأديه خسارت ميباشد.
ب
اگر خسارت در اثر عمليات چند راه آهن ناشي شده باشد هر يك از آنها جوابگوي خسارتي ميباشد كه موجب شده است و اگر تشخيص نوع خسارت ممكن نباشد پرداخت مبلغ غرامتها با رعايت اصول مندرجه در حرف ج بين راه آهنها تقسيم ميشود.
ج
اگر اثبات خسارت بوسيله عمل يك يا چند راه آهن ممكن نباشد مبلغ غرامت حاصله بين راه آهنهائي كه در حمل و نقل شركت داشتهاند تقسيم ميشود مگر راه آهنهائي كه بتوانند ثابت كنند كه خسارت در خطوط آنها ايجاد نگرديده است تقسيم غرامت بنسبت تعداد كيلومتر مسافات اجرائي تعرفهها ميباشد. بند 2 - در موردي كه يكي از راه آهنها قادر بپرداخت سهم متعلقه بخود نباشد سهم متعلقه باو كه پرداخت نگرديده بين ساير راه آهنهائي كه در حمل و نقل شركت داشتهاند بنسبت تعداد كيلومتر مسافات مورد اجراي تعرفهها تقسيم ميشود.
ماده 46
اقامه دعوي در مورد غرامت تأخير در تحويل: مقررات مذكور در ماده 45 در مورد پرداخت غرامت تأخير در تحويل قابل اجرا است. اگر علت تأخير در تحويل بي نظميهاي مدلل شده در چند راه آهن باشد مبلغ غرامت بين آنها به نسبت مدت تأخيري كه روي شبكههاي مربوط صورت گرفته است تقسيم خواهد شد.
ماده 47
آئين دادرسي: بند 1 - راه آهني كه عليه او يكي از دعاوي مندرج در مواد 45 و 46 اعمال شود حق اعتراض بپرداخت انجام شده توسط راه آهني كه اقامه دعوا را نموده است در صورتيكه غرامت وسيله يك مقام قضائي تعيين شده باشد ندارد مشروط بر اينكه مبلغ غرامت توسط يك مقام قضائي تثبيت و ابلاغ اقامه دعوي بطريق صحيحي انجام گرفته و مقام مزبور از مجراي قانوني در اين دعوا مداخله كرده باشد. دادرسي دادگاه كه دعواي اصلي نزد او مطرح است بر حسب اوضاع و احوال مهلت هاي مربوط بابلاغ و ورود بدعوا را تعيين ميكند. بند 2 - راه آهني كه ميخواهد اقامه دعوا كند بايد تقاضاي خود را فقط در يك ادعا نامه بر عليه همه راه آهنهاي مربوطه كه با آنها مصالحه نكرده تنظيم نمايد وگرنه ادعاي او عليه ساير راه آهنهائي كه بمحاكمه دعوت نشدهاند منتفي ميشود. بند 3 - دادرس بايد رأي خود را در مورد كليه دعاوي كه باو احاله شده فقط در يك حكم صادر نمايد. بند 4 - راه آهنهائي كه عليه آنها اقامه دعوي شده حق هيچگونه دعواي بعدي را ندارند. بند 5 - در ادعا نامههاي تنظيمي براي دعاوي اصلي مربوط بغرامت نبايستي دعاوي تضميني را وارد نمود.
ماده 48
صلاحيت براي اقامه دعوي: بند 1 - دادرسي قلمرو راه آهني كه عليه آن راه آهن اقامه دعوا ميشود منحصراً صلاحيت رسيدگي بتمام دعاوي مطروحه را دارد. بند 2 - اگر دعوي بر عليه چند راه آهن بايد اقامه شود راه آهن تقاضا كننده حق دارد از بين دادرسان صلاحيتدار بموجب بند 1 دادرسي را كه دعواي خود را پيش او طرح مي كند انتخاب كند.
ماده 49
موافقت در موضوع دعاوي راه آهنها: راه آهنها ميتوانند بموجب موافقت نامههاي خاصي از مقررات مربوط باقامه دعواي متقابل عليه يكديگر كه در فصل سوم بيان شده است عدول نمايند.
قسمت چهارم
مقررات مختلف
ماده 50
اجراي حقوق ملي: در صورتيكه مندرجات اين مقاوله نامه و مقررات تكميلي و تعرفههاي بينالمللي نسبت بامور حمل و نقل مواردي را پيش بيني نكرده باشد قوانين و مقررات ملي خاص هر كشور در امور حمل و نقل قابل اجرا ميباشد.
ماده 51
قواعد عمومي آئين دادرسي: براي تمام اختلافات ناشي از حمل و نقلهاي تابعه اين مقاوله نامه آئين دادرسي مربوط بقاضي صلاحيتدار قابل اجراست باستثناي موارد مغايري كه در اين مقاوله نامه قيد شده است.
ماده 52
اجراي حكم دادرسي - توقيف و تضمين: بند 1 - وقتي كه بموجب مقررات اين مقاوله نامه احكام صادره وسيله قاضي صلاحيتدار اعم از حضوري و يا غيابي صادر و طبق مستند لازم الاجرا شد اين احكام در هر يك از كشورهاي عضو مقاوله نامه بلافاصله پس از انجام تشريفات مربوطه بآن كشور نيز لازم الاجراء ميباشد و تجديد نظر دراساس موضوع پذيرفته نميشود. اين مقررات شامل احكامي كه بطور موقت لازم الاجراست و همچنين در مورد محكوميتهاي عدم النفع كه احكام آن علاوه بر هزينه دادرسي بر عليه خواهاني كه بملاحظه رد داد خواستش صادر گرديده نميباشد. بند 2 - مطالباتي كه در اثر يك حمل و نقل بينالمللي بنفع يك راه آهن عهده راه آهن ديگري كه از يك كشور تبعيت نميكنند بوجود ميآيد نميتوانند مورد توقيف قرار گيرند مگر بموجب حكم صادره از قوه قضائيه كشوري كه راه آهن بستانكار و خواستار توقيف از آن تبعيت ميكند. بند 3 - كليه وسائل نقليه راه آهن همچنين اشياء مختلفي كه براي حمل و نقل بكار ميرود و متعلق به راه آهن است مانند آوندها و لوازم بارگيري پوشش واگنها و غيره نميتواند مورد توقيف قرار گيرد مگر در كشوري كه راه آهن مالك اين اشياء در آن كشور بوده و بموجب حكم صادره از قوه قضائي كشور راه آهن مالك. واگنهاي اختصاصي و همچنين اشياء مختلفي كه در امر حمل و نقل بكار ميرود و در اين واگنها قرار دارند و متعلق بمالك واگن اختصاصي ميباشند در سرزمين كشوري غير از سرزمين كشور اقامتگاه مالك واگن نميتوانند مورد توقيف قرار گيرند مگر بموجب حكم صادره از قوه قضائيه كشور اقامتگاه مالك واگن. بند 4 - براي تأمين مخارج دادرسي در مورد دعاوي قضائي كه بر اساس قرارداد حمل و نقل بينالمللي باشد وثيقه مطالبه نميشود.
ماده 53
واحد پولي - نرخ تسعير و يا قبول پولهاي خارجي: بند 1 - مبالغي كه بواحد فرانك در اين مقاوله نامه يا ضمائم آن تعيين شده عبارت از فرانك طلا بوزن 10/31 گرم بعيار 900/0 ميباشد. بند 2 - راه آهن موظف است نرخهاي تسعيري مورد عمل خود را نسبت به تبديل پولهاي خارجي به پول داخلي كشور (نرخ تسعير) چاپ و منتشرسازد. بند 3 - همچنين راه آهني كه پول خارجي را براي پرداخت قبول ميكند بايد نرخ تبديل آن را به پول داخلي چاپ و منتشر نمايد (نرخ تسعير پولهاي خارجي).
ماده 54
دفتر مركزي حمل و نقلهاي بينالمللي وسيله راه آهن: بند 1 - براي تسهيل و تأمين اجراء اين مقاوله نامه يك دفتر مركزي حمل و نقل بينالمللي وسيله راه آهنها تاسيس گرديده كه وظايف آن بشرح زيراست: الف - دريافت اطلاعات از هر يك از كشورهاي عضو مقاوله نامه و هر يك از راه آهنهاي ذينفع و ابلاغ آنها بكشورها و راه آهنهاي ديگر. ب - جمع آوري و تنظيم و چاپ و انتشار اطلاعات مكتسبه از هر نوع كه مربوط بسرويس حمل و نقلهاي بينالمللي باشد. ج - تسهيل روابط مالي حاصله از حمل و نقل بينالمللي بين راه آهنهاي مختلف و واريز مطالبات معوقه و ايجاد اطمينان از اين نظر در روابط بين راه آهنها. د - بنا بتقاضاي يكي از كشورهاي عضو مقاوله نامه يا يكي از موسسات حمل و نقل كه خطوط آن در ليست خطوط پيش بيني شده در ماده 55 ثبت شده است اقدام نمودن براي رفع اختلافات بين كشورها يا موسسات مزبور درباره تفسير و اجراء مقاوله نامه چه از طريق جلب همكاري و وساطت يا هر طريقه ديگر. ھ - بنا بتقاضاي اعضاي علاقمند (كشورها موسسات حمل و نقل مشتريان) اعلام نظر مشورتي در مورد اختلافات مربوط به تفسير يا اجراي مقاوله نامه. و - همكاري براي رفع اختلاف مربوط به تفسير يا اجراي مقاوله نامه از طريق حكميت. ز - بررسي تقاضاي اصلاح اين مقاوله نامه و پيشنهاد تشكيل كنفرانسهاي پيش بيني شده در ماده 64 در صورت اقتضاء: بند 2 - مقررات مخصوصي كه ضميمه شماره 1 اين مقاوله نامه را تشكيل ميدهد مقر و تركيب و سازمان اين دفتر و همچنين وسايل كار شرايط كار و نظارت آن را تعيين ميكند.
ماده 55
فهرست خطوط تابع اين مقاوله نامه. بند 1 - دفتر مركزي كه در ماده 54 پيش بيني شده مامور تهيه و مرتب نگاهداشتن و انتشار فهرست خطوط تابع اين مقاوله نامه ميباشد بدينمنظوراطلاعات مربوطه را براي درج در فهرست يا حذف خطوط يك راه آهن يا يك موسسه حمل و نقل كه در ماده 2 ذكر شده دريافت ميكند بند 2 - ورود يك خط جديد در سرويس حمل و نقل بينالمللي عملي نميشود مگر يكماه پس از تاريخ اعلاميه دفتر مركزي در مورد درج اين خط در فهرست بعنوان ساير كشورهاي عضو. بند 3 - حذف يك خط وسيله دفتر مركزي انجام ميشود بمحض اينكه دفتر حمل و نقل كشوري از كشورهاي عضو مقاوله نامه كه بنا بتقاضاي او اين خط در فهرست حمل و نقل بينالمللي ثبت گرديده است اعلام نمايد كه اين خط بايستي حذف شود. بند 4 - فقط دريافت اعلاميه منتشره از طرف دفتر مركزي به راه آهن بلا فاصله حق ميدهد كه كليه روابط حمل و نقل بينالمللي خود را با راه آهن حذف شده قطع نمايد فقط حمل و نقلهاي در جريان بايستي خاتمه پذيرد.
ماده 56
مقررات تكميلي مقررات تكميلي كه بعضي از كشورهاي عضو مقاوله نامه يا بعضي از راه آهنهاي شركت كننده براي اجراي همين مقاوله نامه منتشر كنند توسط آنان بدفترمركزي فرستاده ميشود. اين مقررات تكميلي ممكن است در راه آهنهائيكه بآن ملحق ميشوند در قالب قوانين و مقررات هر كشوري مورد اجرا قرار گيرد بدون آنكه ناقض مقررات اين مقاوله نامه باشد. بموقع اجرا گذاردن مقررات تكميلي بدفتر مركزي اطلاع داده ميشود.
ماده 57
حل و فصل اختلافات از طريق حكميت. بند 1 - در صورتيكه اختلافات مربوط به تفسير يا اجراء مقاوله نامه بين طرفين اختلاف از طريق قوانين ملي يا حقوق توافقي يا مقررات تكميلي مورد عمل بعضي از كشورهاي عضو مقاوله نامه حل و فصل نگردد ممكن است در اثر تقاضاي طرفين اختلاف بدادگاه حكميت كه تشكيل و طرز عمل آن موضوع ضميمه شماره 3 مقاوله نامه است ارجاع شود. بند 2 - معهذا اگر اختلاف بين دولتها باشد رعايت مقررات مندرج در ضميمه شماره 3 براي طرفين كه ميتوانند دادگاه حكميت و طرز عمل آن را انتخاب نمايند الزامي نيست. بند 3 - بنا تقاضاي طرفين اختلاف ممكن است داوري حكميت بشرح زير متوقف بماند. الف - بدون اينكه بحل اختلاف از طريق مقررات قانوني ديگر لطمهاي وارد شود. اولاً در مورد اختلافات بين دولتهاي عضو مقاوله نامه. ثانياً در مورد اختلافات بين دولتهاي عضو قرارداد از يكطرف و دولتهائيكه عضو قرارداد نيستند از طرف ديگر. ثالثاً - در مورد اختلافات بين دولتهائيكه عضو مقاوله نامه نميباشند. بشرط آنكه در دو مورد اخيرالذكر اين مقاوله نامه مانند يك قانون ملي يا بعنوان حقوق توافقي قابل اجرا باشد. ب - در مورد اختلافات بين موسسات حمل و نقل. ج - در مورد اختلافات بين موسسات حمل و نقل و مشتريان. د - در مورد اختلافات بين مشتريان. بند 4 - اقدام بدادرسي از طريق حكميت در مورد تعليق و قطع مرور زمان مربوط بمطالبه مورد اختلاف همان اثر را دارد كه اقامه دعوي در دادگاه عادي دارا ميباشد. بند 5 - احكام صادره از دادگاههاي حكميت درباره موسسات حمل و نقل يا مشتريان در هر يك از كشورهاي عضو قرارداد بلا فاصله پس از انجام تشريفات خاص آنكشور لازمالاجرا ميگردد.
قسمت پنجم
مقررات استثنائي
ماده 58
مسئوليت در مورد حمل و نقل (راه آهن - دريا) بند 1 - در مورد حمل و نقلهاي (راه آهن - دريا) كه از خطوط مندرجه در ماده 2 بند 1 استفاده ميشود هر كشوري ميتواند ضمن تقاضاي اينكه تذكرات لازم در ليست خطوط تابعه مقاوله نامه منظور شود بخواهد كه كليه علل معافيت مشروحه زير بمقررات ماده 27 علاوه شود. حمل و نقل كننده نميتواند از علل معافيت استفاده نمايد مگر اينكه ثابت كند كه تاخير در تحويل فقدان يا معيوب شدن توشه در مسير كشتيراني از زمان بارگيري توشه در كشتي تا زمان تخليه آن از كشتي پيش آمده است اين علل معافيت بشرح زير ميباشد. الف - اقدامات مسامحه كاري يا قصور ناخدا ملوان و راهنماي كشتي و يا مراجعين حمل كالا در امر كشتيراني يا در اداره امور كشتي.
ب
عدم قابليت كشتي براي دريا نوردي بشرط اينكه حمل و نقل كننده ثابت كند كه اين پيش آمد مربوط بعدم دقت لازم از طرف او نبوده و مراقبتهاي لازم براي اينكه كشتي جهت دريا نوردي آماده باشد انجام داده است و كشتي را با وسائل لازم و سوخت و تدارك كافي مجهز نموده است وتمام قسمت هاي كشتي را براي بارگيري توشه آماده و در وضع مناسبي قرار داده است. بطوري كه تمام قسمتهاي كشتي براي قبول توشه و حفاظت آن آماده بوده است.
ج
آتش سوزي بشرط آنكه حمل و نقل كننده ثابت كند كه آتش سوزي بسبب عمل يا خطاي او و همچنين عمل يا خطاي ناخدا ملوان راهنماي كشتي و يا مامورين ديگر اتخاذ نشده است. د - مخاطرات - خطرات يا سوانح دريا يا ساير آبهاي قابل كشتيراني. ھ - عمليات يا كوشش براي نجات جان و يا مال در دريا. علل معافيت مشروحه فوق تعهدات كلي حمل و نقل كننده را كم و يا از بين نميبرد و مخصوصاً او متعهد است كه توجه خاص نسبت بآماده كردن كشتي براي كشتيراني از هر جهت مبذول دارد و نيز تجهيزات و ذخيره مناسب كشتي را تامين كند و كليه محلهاي كشتي را كه در آن محلها توشه بارگيري ميشوند بنحويكه مناسب براي پذيرش و حمل و حفظ و حراست توشه باشد آماده سازد. هر گاه حمل و نقل كننده از علل معافيت مشروحه فوق استفاده كند مسئوليت او بقوه خود باقي خواهد بود. زمانيكه صاحب حق ثابت كند كه تاخير در تحويل فقدان يا معيوب شدن معلول يك خطاي حمل و نقل كننده ناخدا ملوان راهنماي كشتي يا مأمورين حمل و نقل بوده است و اين خطا غير ازخطاهاي مذكوره در حرف الف ميباشد. بند 2 - هر گاه مسير واحد دريائي توسط چند موسسه حمل و نقل كه در فهرست مذكوره در ماده يك ثبت شده بهره برداري گردد مسئوليتهائيكه حمل و نقل اين مسير در بر دارد در مورد كليه موسسات حمل و نقل اين مسير بطور يكسان قابل اجرا ميباشد بعلاوه وقتيكه در اثر تقاضاي چندين دولت اينگونه موسسات حمل و نقل در فهرست ثبت و منظور شوند بايستي مسئوليتهاي مربوطه طبق يك موافقتنامه قبلي بين اين دول روشن گردد. بند 3 - تصميماتي كه باستناد اين ماده اتخاذ ميشود بدفتر مركزي اعلام ميگردد اين تصميمات پس از سي روز از تاريخ نامهايكه بموجب آن دفتر مركزي تصميمات متخذه را بكشورها ابلاغ ميكند قابل اجرا خواهد شد و توشههائيكه در اين مدت در جريان حمل و نقل هستند مشمول تصميمات مزبور نميگردند.
ماده 59
مسئوليت در صورت وقوع سانحه ناشي از انفجار نيروي هستهاي: راه آهن از مسئوليتي كه بموجب اين مقاوله نامه دارد مبري ميشود هر گاه خسارت بعلت يك سانحه نيروي هستهاي بوده و باستناد مقررات مخصوص جاري در يكي از دول عضو مقاوله نامه ناظر بر مسئوليت در زمينه انرژي اتمي موسسه بهره برداري كننده از يك دستگاه هستهاي يا جانشين او مسئول اين خسارت باشد.
قسمت ششم
مقررات نهائي
ماده 60
امضاء اين مقاوله نامه كه ضمائم مربوطه آن قسمت تكميلي آن را تشكيل ميدهد تا سيام آوريل 1970 براي امضاء كشورهاي عضو پيشين و كشورهائيكه به كنفرانس عادي تجديد نظر دعوت شدهاند باز ميماند.
ماده 61
تصويب و بمورد اجرا گذاردن. اين مقاوله نامه بتصويب خواهد رسيد و اسناد آن هر چه زودتر نزد دولت سويس توديع خواهد شد وقتيكه مقاوله نامه از طرف پانزده كشور مورد تصويب قرار گرفت يا حداكثر يكسال پس از امضاء آن دولت سويس يا دولتهاي ذينفع موضوع امكان بمورد اجرا گذاردن مقاوله نامه را در ميان خواهد گذاشت.
ماده 62
الحاق به مقاوله نامه. بند 1 - هر كشوري كه اين مقاوله نامه را امضا نكرده است و بخواهد بآن ملحق شود تقاضاي خود را بدولت سويس ارسال ميدارد و دولت سويس اين تقاضا را بكشورهاي عضو مقاوله نامه با يك اطلاعيه از طرف دفتر مركزي درباره مشخصات راه آهنهاي كشور تقاضا كننده براي مطالعه از لحاظ حمل و نقل بينالمللي ارسال ميدارد. بند 2 - اگر در ظرف ششماه از تاريخ اعلاميه مزبور حداقل دو كشور مخالفت خود را بدولت سويس اطلاع ندهند تقاضاي عضويت پذيرفته تلقي ميشود و اعلاميه آن از طرف دولت سويس بكشور تقاضا كننده و كشورهاي عضو مقاوله نامه فرستاده ميشود. و در صورت عكس دولت سويس بكشور تقاضا كننده و كشورهاي عضو مقاوله نامه اطلاع ميدهد كه تقاضا معوق ميماند. بند 3 - هر پذيرش عضويتي يكماه بعد از تاريخ ارسال اعلاميه از طرف دولت سويس رسميت پيدا ميكند و يا اگر در انقضاء اين مهلت هنوز مقاوله نامه بموقع اجرا گذارده نشده باشد از تاريخ اجراء مقاوله نامه خواهد بود.
ماده 63
مدت تعهد كشورهاي عضو مقاوله نامه. بند 1 - مدت اين مقاوله نامه نامحدود است ولي هر كشور عضو ميتواند با توجه بشرايط زير از عضويت مقاوله نامه خارج شود. مقاوله نامه براي هر كشور عضو تا 31 دسامبر پنجمين سال از تاريخ اجراء اعتبار دارد. هر كشوري كه بخواهد در خاتمه اين دوره خود را از عضويت مقاوله نامه خارج نمايد بايد تصميم خود را حداقل يكسال قبل از خاتمه دوره مذكور بدولت سويس اعلام دارد تا دولت نامبرده مراتب را بتمام دول عضو مقاوله نامه اطلاع دهد. در صورت عدم اطلاعيه در مدت مذكوره فوق تعهدات ناشي از مقاوله نامه براي مدت سه سال قوت قانوني خواهد داشت و نيز در صورت عدم اطلاع حداقل يكسال قبل از 31 دسامبر آخرين سال يكدوره سه ساله تعهدات مقاوله نامه سه سال بسه سال تمديد خواهد شد. بند 2 - كشورهائيكه در خلال دوره پنجساله يا يكي از دورههاي سه ساله براي شركت در مقاوله نامه قبول شوند تا انتهاي آن دوره متعهد مقاوله نامه خواهند بود و همچنين تعهدات آنها تا آخر هر يك از دورههاي سه ساله بعدي چنانچه يكسال قبل از خاتمه دوره سه ساله مقاوله نامه خروج خود را از آن اعلام ننمايند پا بر جاست.
ماده 64
تجديد نظر در مقاوله نامه. بند 1 - نمايندگان كشورهاي عضو مقاوله نامه براي تجديد نظر در مقاوله نامه بموجب دعوت دولت سويس حداكثر بعد از پنجسال از تاريخ اجراء اين مقاوله نامه تشكيل جلسه خواهند داد. قبل از اين تاريخ چنانچه حداقل ثلث دول عضو امضاء كننده مقاوله نامه تقاضاي تشكيل جلسه بنمايند كنفرانس تشكيل خواهد شد. با موافقت اكثريت كشورهاي عضو مقاوله نامه دولت سويس از كشورهاي غير عضو نيز دعوت مينمايند. با موافقت اكثريت دولتهاي عضو مقاوله نامه دفتر مركزي براي شركت در كنفرانس از نمايندگان زير دعوت بعمل ميآورد. الف - از سازمانهاي بينالمللي دولتي كه در امر حمل و نقل صلاحيت دارند.
ب
از سازمانهاي بينالمللي غير دولتي كه بامر حمل و نقل اشتغال دارند. ترتيب شركت نمايندگان دولتهاي غير عضو و همچنين نمايندگان سازمانهاي بينالمللي قيد شده در بند بالا در مذاكرات براي هر كنفرانس در آئيننامه مربوطه پيش بيني خواهد شد. با موافقت اكثريت دولتهاي عضو مقاوله نامه دفتر مركزي ميتواند قبل از تشكيل كنفرانس تجديد نظر معمولي يا فوقالعاده كميسيونهاي مقدماتي را دعوت نمايد كه پيشنهادات رسيده در مورد تجديد نظر را قبلاً بررسي نمايند. مقررات ضميمه شماره 2 متشابهاً در اين كميسيونها قابل اجرا ميباشد. بند 2 - بمورد اجرا گذاردن مقاوله نامه جديدي كه كنفرانس تجديد نظر تدوين نموده شامل فسخ مقاوله نامه قبلي و ضمائم آن حتي در مورد دولتهاي عضوي كه اين مقاوله نامه جديد را تصويب نكردهاند ميباشد. بند 3 - در فاصله كنفرانسهاي تجديد نظر مواد 4 - 5 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15 - 17 - 18 - 19 - 20 - 22 - 23 - 24- 29 - 37 - 44 45 - 46 - 49 - و ضميمه 3 را ميتوان در يك كميسيون تجديد نظر اصلاح نمود. سازمان و طرز كار اين كميسيون در ضميمه شماره 2 اين مقاوله نامه ذكر شده است. تصميمات متخذه كميسيون تجديد نظر بلافاصله بدولتهاي كشورهاي عضو مقاوله نامه توسط دفتر مركزي اعلام خواهد شد. چنانچه در ظرف چهار ماه از تاريخ اعلام اين تصميمات حداقل پنج دولت عضو مقاوله نامه اعتراضي ننمايند تصويب شده تلقي ميشود. اين تصميمات از روز اول هشتمين ماه بعد از ماهيكه در ظرف آن دفتر مركزي پذيرش آنها را باطلاع كشورهاي عضو مقاوله نامه رسانده قابل اجرا ميباشند. دفتر مركزي روز اجرا را در اعلام پذيرش تعيين ميكند.
ماده 65
متون مقاوله نامه - ترجمههاي رسمي. اين مقاوله نامه طبق معمول ديپلماسي بزبان فرانسه مورد توافق قرار گرفته و امضاء شده است. به متن فرانسه نيز يك متن بزبان آلماني يك متن بزبان انگليسي و يك متن بزبان ايتاليائي و يك متن بزبان عربي ضميمه است كه اعتبار ترجمه رسمي را دارند و در صورت اختلاف متن فرانسه معتبر است. با اعتقاد كامل نمايندگان مختار زيرين با داشتن اختيار تام كه كامل و معتبر بوده مقاوله نامه حاضر را امضاء كردهاند. -امضاء شده در برن بتاريخ هفتم فوريه يكهزار و نهصد و هفتاد در يك نسخه فقط كه در آرشيو كنفدراسيون سويس توديع شده و از آن يك نسخه رسمي هر يك از اعضاء تحويل ميشود. از طرف دولت از طرف دولت الجزاير بلژيك اتريش بلغارستان دانمارك اسپانيا فنلاند فرانسه يونان هنگري (مجارستان) عراق ايران ايرلند ايتاليا لبنان ليختناشتاين لوكزامبورگ مغرب نروژ هلند لهستان پرتغال روماني پادشاهي انگلستان و ايرلند شمالي سوئد سويس سوريه چكوسلواكي تونس تركيه يوگسلاوي پروتكل الحاقي بكنوانسيونهاي بينالمللي مربوط بحمل و نقل كالا (CIM) و مسافر و توشه (CIV) با راهآهن كه در تاريخ هفتم فوريه 1970 در برن بامضاء رسيده است. نمايندگان تامالاختيار امضاءكننده در مورد مقررات زير توافق نمودند:
1
طبق قوانين بريتانياي كبير براي موظف نمودن مشتريان راهآهن به رعايت آن قسمت از مقررات كنوانسيونهاي مصوب 1970 كه مربوط است بهخطوط راهآهن دولتهائي كه كنوانسيونهاي فوق را امضاء ننموده يا بآنها ملحق نگشتهاند بدولت بريتانياي كبير اختيار داده ميشود كه برخلافمقررات اين كنوانسيونها در مورد حمل و نقلهاي از مبدأ انگلستان در بارنامههاي چاپي (CIM) بليطهاي بينالمللي و قبض توشه (CIV) تذكري بهاستناد اين پروتكل الحاقي قيد نمايد.
2
با توجه باينكه در بريتانياي كبير ضمن قوانين مربوط به حمل و نقل هيچگونه اجباري براي انتشار و يا اعمال يكنواخت تعرفه درباره كليهمشتريان وجود ندارد لذا موافقت ميشود كه:
الف
مقررات (CIM) در مورد لزوم انتشار و اعمال يكنواخت تعرفه نسبت بكليه مشتريان در بريتانياي كبير اجرا نگردد.
ب
كرايههاي حمل و نقل و هزينههاي فرعي كه راهآهن بريتانياي كبير در سرويس داخلي مجاز به اخذ آن ميباشد در خطوط بينالمللي تابع (CIM) خود نيز اجراء نمايد.
3
تا انعقاد و بمورد اجراء گذاردن يك ضميمه مخصوص بضميمه (CIM) براي مقررات استثنائي حمل و نقل مختلط راهآهن - دريا براي حملمواد خطرناك بين قاره اروپا و انگلستان مواد خطرناكي كه تحت رژيم (CIM) از مبدأ اين كشور يا بمقصد آن حمل ميشوند بايستي در عين حال واجدشرايط منظور در ضميمه I و شرايط حمل اين مواد در سرويسهاي راهآهن و دريائي كشور مزبور باشند. II
1
طبق قوانين ايرلند براي موظف نمودن مشتريان راهآهن برعايت آن قسمت از مقررات كنوانسيونهاي مصوب 1970 كه مربوط است بخطوط راهآهن دولتهائي كه كنوانسيونهاي فوق را امضاء ننموده يا بآنها ملحق نگشتهاند بدولت ايرلند اختيار داده ميشود كه در خصوص حمل و نقلهاي ازمبدأ ايرلند در بارنامههاي چاپي (CIM) بليطهاي بينالمللي و قبض توشه (CIV) تذكري باستناد اين پروتكل الحاقي قيد نمايد.
2
با توجه باينكه در ايرلند ضمن قوانين مربوط بحمل و نقل هيچگونه اجباري براي انتشار يا اعمال يكنواخت تعرفه درباره كليه مشتريان وجودندارد لذا موافقت ميشود كه: الف - مقررات CIM در ايرلند هنگامي قابل اجرا است كه متضمن الزامي جهت انتشار و اعمال يكنواخت تعرفهها نسبت بكليه مشتريان باشد.
ب
كرايههاي حمل و نقل و هزينههاي فرعي كه راهآهن ايرلند در سرويس داخلي مجاز به اخذ آن ميباشد در آن كشور نسبت بخطوط بينالملليتابع CIM نيز قابل اجرا ميباشد.
3
تا انعقاد و بمورد اجراء گذاردن يك ضميمه مخصوص بضميمه (CIM)Iبراي مقررات استثنائي حمل و نقل مختلط راهآهن - دريا براي حملمواد خطرناك بين قاره اروپا و ايرلند - مواد خطرناكي كه تحت رژيم (CIM) از مبدأ اين كشور يا بمقصد آن حمل ميشوند بايستي در عين حال واجدشرايط منظور در ضميمه I و شرايط حمل اين مواد در سرويسهاي راهآهني و دريائي ايرلند باشد. III مقررات كنوانسيونهاي CIM و CIV ناقض كنوانسيونهائي كه بعضي دولتها براي حمل و نقل بين خود منعقد نموده و عمل مينمايند نميباشند مانند كنوانسيونهاي مربوط بجامعه اروپائي ذغال و فولاد و جامعه اقتصادي اروپائي. IV اين پروتكل كه مكمل كنوانسيونهاي 1970 است تا 30 آوريل 1970 براي امضاء مفتوح خواهد ماند و بايستي بتصويب رسد. دولتهائي كه اينپروتكل را قبل از انقضاي مهلت فوق امضاء نكرده باشند و همچنين دولتهائي كه مايل بالحاق باين پروتكل باشند ميتوانند با توجه بمواد 67 -CIM و 62 - CIVرسماً تقاضاي الحاق نمايند. سند تصويب اين پروتكل يا تقاضاي الحاق بآن بايستي نزد دولت سوئيس توديع شود. بنا بمراتب فوق نمايندگان تامالاختيار مشروحه زير كه اختيارنامههاي آنها در كمال صحت و اعتبار بود اين پروتكل را امضاء نمودهاند. برن بتاريخ هفتم فوريه هزار و نهصد و هفتاد (1970). اصل پروتكل امضاء شده در بايگاني كنفدراسيون سويس توديع گرديده و از آن يك نسخه رسمي بهر يك از طرفهاي كنوانسيون داده خواهد شد. نمايندگان دولتهاي: الجزاير - ايران روماني - اطريش ايرلند - ممالك متحده پادشاهي بريتانياي كبير و ايرلند شمالي بلژيك - ايتاليا بلغارستان - لبنان دانمارك - ليختنشتاين سوئد - اسپانيا لوكزامبورگ - سويس فنلاند - مغرب سوريه - فرانسه نروژ - چكسلواكي يونان - هلند تونس - مجارستان لهستان - تركيه عراق - پرتغال يوگسلاوي پروتكلهاي فوق منضم بقانون پروتكل الحاقي بقراردادهاي بينالمللي حمل و نقل كالا و مسافر و توشه بوسيله راهآهن ميباشد. رئيس مجلس سنا - جعفر شريف امامي مقاوله نامه بينالمللي مربوط به حمل و نقل كالا با راه آهن نمايندگان تامالاختيار امضاء كنندگان زير كه تجديد نظر در مقاوله نامه بينالمللي مربوط به حمل و نقل كالا با راه آهن (مصوب 25 فوريه 1961 در برن) را لازم دانستهاند طبق ماده 69 مقاوله نامه نامبرده تصميم به تهيه و تنظيم مقاوله نامه جديدي گرفته و در نتيجه در موارد زير توافق نمودهاند:
قسمت اول
موضوع مقاوله نامه و موارد شمول آن ماده اول - راه آهن ها و حمل و نقلهائيكه اين مقاوله نامه در مورد آنها اجرا ميشود: بند 1 - اين مقاوله نامه باستثناي موارد پيش بيني شده در زير در مورد حمل كليه كالاهائيكه با يك بارنامه براي حمل مستقيم در مسيريكه حداقل از سرزمين دو كشور عضو مقاوله نامه عبور كند و منحصراً از خطوط مندرج در ليست تهيه شده طبق ماده 59 استفاده شود اعمال ميگردد. بند 2 - محمولههائيكه ايستگاه مبداء و مقصد آنها در سرزمين يك كشور واقع ميباشد و از سرزمين ديگري فقط بعنوان ترانزيت عبور مينمايد مشمول اين مقاوله نامه نخواهند بود مشروط بر اينكه: الف - خطوط استفاده شده منحصراً بوسيله راه آهن دولت مبداء بهره برداري شود.
ب
خطوط استفاده شده بعنوان ترانزيت منحصراً بوسيله راه آهن مبداء بهره برداري نشود اما كشورها يا راه آهنهاي ذينفع موافقتنامهاي منعقد نموده باشند كه بموجب آن اين قبيل حمل و نقل ها بينالمللي تلقي نگردد. بند 3 - محمولههائيكه بين ايستگاههاي دو كشور مجاور يا بين ايستگاههاي دو كشوريكه از سرزمين كشور سومي بطور ترانزيت استفاده ميكنند مبادله ميشوند يا اگر خطوطي كه حمل و نقل روي آنها انجام ميگيرد منحصراً توسط يكي از اين سه كشور بهره برداري گردد تابع مقررات داخلي اين كشور خواهند بود بشرط آنكه فرستنده هنگام تنظيم بارنامه تقاضا نمايد كه مقررات جاري در آن كشور در مورد او اجرا گردد ضمناً قوانين و مقررات هيچ يك از كشورهاي ذينفع با آن درخواست مخالفتي نداشته باشند. ماده دوم - مقررات مربوط به حمل و نقلهاي مختلط: بند 1 - در فهرست پيش بيني شده در ماده اول علاوه بر خطوط راه آهن ميتوان خطوط منظم سرويس هاي اتومبيل راني و يا كشتيراني را كه مكمل خط سير راه آهن هستند و روي آنها حمل و نقلهاي بينالمللي انجام ميگيرد درج نمود و در صورتيكه اين خطوط حداقل دو كشور عضو مقاوله نامه را بهم مربوط سازد درج آنها در فهرست مربوطه موكول بموافقت دو كشور ذيربط ميباشد. بند 2 - مؤسساتيكه از اين خطوط بهره برداري ميكنند تايع [تابع] كليه تعهدات مقرره بوده و نيز از كليه حقوقي كه براي راه آهنها بموجب اين مقاوله نامه شناخته شده است بهرهمند ميگردند باستثناي موارديكه شرايط مختلف حمل و نقل ايجاب ميكند در هر حال مقررات مربوط به مسئوليت ناشي از اين مقاوله نامه غير قابل تغيير است. بند 3 - هر دولتي كه بخواهد يكي از خطوط مندرجه در بند 1 را در فهرست ثبت نمايد بايستي اقداماتي بعمل آورد كه موارد استثنائي پيش بيني شده در بند 2 را بهمان صورتيكه تعرفهها انتشار مييابند در دسترس عامه قرار دهد. بند 4 - براي حمل و نقلهاي بينالمللي كه در عين حال از خطوط راه آهن و سرويسهاي حمل و نقل غير از آنچه كه در بند 1 مشخص شده است استفاده ميشود راه آهنها ميتوانند با همكاري مؤسسات حمل و نقل مربوطه و بمنظور رعايت كليه موارد مختلف و خصوصيات هر نوع حمل و نقل مشتركاً مقررات تعرفهاي مخصوصي با جنبه حقوقي ديگري غير از مفاد اين مقاوله نامه وضع نموده و نوع ديگري بارنامه غير از آنچه كه بموجب بند 1از ماده 6 اين مقاوله نامه معين شده است پيش بيني و مورد اجرا گذارند. ماده سوم - اشيائي كه حمل و نقل آنها ممنوع است. اشياء زير براي حمل و نقل پذيرفته نميشوند: الف - اشيائيكه حمل آنها مخصوص اداره پست است حتي اگر اين امتياز مربوط به يكي از سرزمينهائي باشد كه خط بينالمللي از آن عبور مينمايد.
ب
اشيائيكه از حيث ابعاد، وزن و يا ساير شرايط خاص آنها با توجه به تأسيسات و وسايل نقليه راه آهنهاي مسير براي حمل و نقل مورد نظر مناسب نيستند حتي اگر در مورد يكي از راه آهنهاي مسير بوده باشد.
ج
اشيائيكه حمل و نقل آنها منع شده است ولو آنكه اين ممنوعيت براي يكي از سرزمينهاي مسير بوده باشد. د - مواد و اشيائيكه بموجب ضميمه شماره 1 اين مقاوله نامه از حمل و نقل ممنوع شدهاند مگر در موارد پيش بيني شده در بند 2 ماده 4. ماده چهارم - اشيائيكه تحت شرايط خاص براي حمل و نقل پذيرفته ميشوند: بند 1 - اشياء نامبرده زير تحت شرايط مخصوص براي حمل پذيرفته ميشوند. الف - مواد و اشيائيكه تحت شرايط مندرج در ضميمه شماره 1 اين مقاوله نامه يا موافقتنامهها و قراردادهاي تعرفهاي پيش بيني شده در بند 2 حمل گردند. ب - حمل جنازه تحت شرايط زير پذيرفته ميشود. اولاً - حمل جنازه با قطار سريعالسير. ثانياً - پرداخت هزينه حمل توسط فرستنده بايد انجام شود. ثالثاً - استرداد بها و عليالحساب پذيرفته نميشود. رابعاً - قيد عبارت «ايستگاه - دفتر امانات» در بارنامه مجاز نيست. خامساً - حمل جنازه تابع قوانين و مقررات هر يك از كشورها ميباشد مگر آنكه بين چند كشور مقاوله نامههاي خاصي در اين مورد منعقد شده باشد. مشايعت جنازه توسط يكنفر ضرورت ندارد بشرط آنكه فرستنده در بارنامه تعهد نمايد كه در مهلت پيشبيني شده در كشور مقصد آن را خارج نمايد. ج - وسايط نقليه راه آهن كه بتوانند با چرخهاي خود روي ريل حركت نمايند پذيرفته ميشوند بشرط آنكه يك مؤسسه راه آهني تأييد كند كه وسايط مزبور بدون عيب بوده و ميتواند در روي خطوط راه آهن حركت كنند و اين نظريه را ضمن نوشتهاي كه روي اين قبيل وسايط نصب ميشود اعلام نمايد يا اينكه ضمن گواهي نامه مخصوص نظريه خود را اعلام دارد. لكوموتيوها تندروها و اتوموتوريسها بايد علاوه بر واجد بودن شرايط مزبور يكنفر مأمور مطلع براي تأمين روغنكاري همراه داشته باشند. ساير وسايط نقليه راه آهن كه ميتوانند روي ريل حركت كنند ممكن است يكنفر براي روغنكاري همراه داشته باشند بشرط آنكه فرستنده تمايل خود را براي استفاده از اينموضوع در بارنامه قيد كند. د - حيوانات زنده با شرايط زير پذيرفته ميشود. اولاً - بايد با يكنفر مراقب از طرف فرستنده همراه باشند مگر اينكه - حيواناتيكه از لحاظ جسمي كوچك بوده و در قفس مناسبي باشند. - در صورتيكه در تعرفههاي بينالمللي پيش بيني شده باشد. - در صورتيكه بر حسب تقاضاي فرستنده راه آهنهاي مربوطه از همراهي مراقب صرف نطر [نظر] نموده باشند در اينصورت راه آهن در مورد فقدان يا آسيبي كهدر صورت همراه بودن مراقب ممكن بود پيش نيايد هيچگونه مسئوليتي نخواهد داشت مگر اينكه قرار ديگري بين راه آهن و فرستنده گذارده شود. فرستنده ملزم است تعداد مراقبي كه همراه حيوانات ميفرستد در بارنامه قيد نمايد و در صورتيكه مراقبي همراه حيوانات نباشد عنوان «بدون مراقب» در بارنامه قيد شود. ثانياً - فرستنده حيوانات بايد مقررات دامپزشكي كشورهاي مبداء و مقصد و عبوري را رعايت نموده و طبق آن حمل نمايد. ثالثاً - عنوان «ايستگاه - دفتر امانات» در بارنامه نبايد قيد شود. ھ - اشيائيكه حمل و نقل آنها بعلت ابعاد وزن يا شرايط ديگر آنها با توجه بوسائل و تأسيسات يكي از راه آهنهاي مسير مشكلاتي ايجاد نمايد براي حمل پذيرفته نميشوند مگر تحت شرايط خاصي كه بايد در هر مورد توسط راه آهن پس از مشورت با فرستنده تعيين شود. البته اين شرايط ممكن است با مقررات اين مقاوله نامه مغاير باشد. بند 2 - بين دو يا چند كشور متعاهد ممكن است موافقتنامههائي بامضاء برسد مبني بر اينكه بعضي از مواد يا اشيائيكه بموجب ضميمه شماره 1 اين مقاوله نامه ممنوع از حمل شناخته شدهاند تحت شرايط خاصي براي حمل و نقل بينالمللي بين اين كشورها پذيرفته شوند يا آنكه مواد و اشيائيكه در ضميمه شماره 1 مندرج است تحت شرايط آسانتر از آنچه كه در اين ضميمه مذكور است براي حمل قبول شود راه آهنها ميتوانند همچنين بموجب موادي كه در تعرفههاي خود قيد ميكنند حمل بعضي از اشياء و مواد ممنوع از حمل مندرج در ضميمه شماره 1 اين مقاوله نامه را مجاز بدانند يا اينكه شرايط آسانتري از آنچه كه در ضميمه شماره 1 پيش بيني شده است براي حمل اشياء و مواد ممنوع از حمل قائل شوند. موافقتنامهها و اين قبيل مواد خاص تعرفهاي بايد باداره مركزي حمل و نقل بينالمللي راه آهنها اعلام شود. ماده پنج - الزام راه آهن در انجام حمل و نقل. بند 1 - راه آهن موظف است با رعايت مقررات اين مقاوله نامه و در صورت وجود شرايطي كه ذيلاً ذكر ميشود كليه كالاهاي تجارتي را حمل نمايد. الف - فرستنده كالا مقررات مقاوله نامه را رعايت نمايد.
ب
حمل كالا با وسايل معمولي كه احتياجات عادي حمل و نقل را مرتفع سازد امكان پذير باشد.
ج
حمل و نقل بعلت پيش آمدهاي غير قابل اجتناب كه رفع آنها نيز مربوط به راه آهن نباشد متوقف نگردد. بند 2 - راه آهن موظف نيست حمل و نقل اشيائي را كه بارگيري تعويض واگن همچنين تخليه آنها محتاج بكار بردن وسايل مخصوص است بپذيرد مگر در ايستگاههائي كه براي اينگونه عمليات وسايل لازم در اختيار دارد. بند 3 - راه آهن فقط محمولاتي را مي پذيرد كه حمل آنها بلافاصله پس از قبول انجام شود. در صورتيكه حمل كالائي بلافاصله ممكن نباشد مقررات جاري هر ايستگاه فرستنده تعيين ميكند در چه مواردي ايستگاه موظف است محمولات امانتي را موقتاً در انبار نگاهداري نمايد. بند 4 - چنانچه مقامات صلاحيتدار كشوري تصميم بگيرد كه الف - تمامي يا قسمتي از سرويس حمل و نقل را حذف يا موقتاً تعطيل نمايد.
ب
بعضي از كالاها را ممنوع از حمل و نقل اعلام نموده يا اينكه فقط تحت شرايطي بپذيرد بلافاصله بايد اين تصميمات را باطلاع عموم و مؤسسه راه آهن رسانيده و راه آهن نيز موظف است مراتب را براه آهنهاي ساير كشورها اطلاع دهد تا نسبت بانتشار آن اقدام لازم بعمل آورند. بند 5 - راه آهنها ميتوانند با رضايت دولتهاي متبوع خود تصميم بانعقاد مقررات مشتركي براي محدود كردن حمل كالا در بعضي از خطوط يا نقاط مرزي و همچنين برخي از كشورهاي ترانزيتي اتخاذ نمايند. اين تصميمات بايد باطلاع دفتر مركزي حمل و نقل بينالمللي برسد تا كليه دولتهاي عضو را از موضوع آگاه سازد. اين تصميمات موقعي پذيرفته شده تلقي خواهند شد كه در مدت يكماه از تاريخ اعلان آن مورد مخالفت هيچيك از دول عضو قرار نگيرد. چنانچه با تصميمات مزبور مخالفت شود و دفتر مركزي نتواند اختلافات را مرتفع سازد نمايندگان دول عضو را براي تشكيل جلسه دعوت خواهد كرد. بمحض اينكه تصميمات متخذه مورد قبول اعضاء قرار گرفت دفتر مركزي مراتب را باطلاع كليه دول عضو خواهد رسانيد. اين تصميمات در فهرستهاي مخصوصي ثبت و بشكل تعرفههاي بينالمللي انتشار يافته و يكماه پس از اعلام دفتر مركزي مورد اجرا خواهد بود. بند 6 - هر گونه تخلفي كه از مقررات اينماده بوسيله راه آهن بشود موجب اقامه دعوي براي جبران خسارت وارده خواهد بود.
قسمت دوم
قرارداد حمل و نقل
فصل اول
شكل و شرايط قرارداد حمل و نقل ماده ششم - متن و شكل بارنامه بند 1 - براي محمولاتي كه حمل آنها بر اساس اين مقاوله نامه انجام ميگيرد فرستنده بايد بارنامه كاملي تنظيم و ارائه دهد. نمونه بارنامهها را براي حمل سريع يا عادي محمولات در دو نسخه (يكي براي فرستنده) راه آهن تعيين ميكند. نمونه بارنامه بر طبق مندرجات قسمت دوم بند 5 از ماده 5 از طرف راه آهنها تعيين ميشود. براي بعضي از حمل و نقل هاي مهم و پارهاي از حمل و نقلهاي بين كشورهاي هم مرز ميتوان يك نمونه بارنامه ساده تري كه با مشخصات اين حمل ونقل تطبيق نمايد در تعرفهها پيش بيني نمود. بند 2 - بارنامهها بايد در دو يا احتمالاً سه زبان چاپ بشوند كه يكي از آنها بايد از بين زبانهاي فرانسه، آلماني، ايتاليائي انتخاب شود. تعرفههاي بينالمللي ميتوانند زباني را كه با آن فرستنده بايد قسمت مربوط بخود را تكميل نمايد تعيين نمايند و در صورت فقدان مقررات خاصي دراينمورد فرستنده بايستي مطالب خود را با يكي از زبانهاي رسمي كشور مبداء تكميل نموده و با آن يك ترجمه بزبان فرانسه، آلماني و يا ايطاليائي ضميمه نمايد مگر آنكه مواد قيد شده در بارنامه بيكي از اين زبانها باشد. راه آهن ميتواند از فرستنده بخواهد اظهارات و اطلاعات خود را در روي بارنامه و ضمائم آن با حروف لاتين بنويسد. بند 3 - انتخاب بارنامه سفيد رنگ و يا بارنامه با حاشيه قرمز رنگ نشانه آنست كه بار بايد با قطار عادي يا سريع حمل شود. تقاضاي حمل بار درقسمتي بوسيله سريعالسير و در قسمت ديگر از مسير با سرعت عادي پذيرفته نميشود مگر اينكه در اين مورد موافقتنامهاي بين راه آهنها وجود داشته باشد. بند 4 - تذكرات مندرج در روي بارنامه بايستي با حروف چاپي و يا حروف پاك نشدني نوشته شود بارنامههائي كه كلمات آنها روي يكديگر نوشته شده و يا تراشيدگي داشته باشد و يا قطعات كاغذ روي آنها چسبانيده شده باشد قبول نميشود. ولي در مورد قلم خوردگي و اصلاح اعداد مربوطه بمقداروزن و تعداد بستهها در صورتيكه فرستنده با امضاي خود آنها را تأييد و گواهي نمايد پذيرفته خواهد شد. بند 5 - نكات زير بايد حتماً در بارنامه ذكر گردد. الف - تعيين ايستگاه مقصد با ذكر مشخصات لازم براي اجتناب از هر گونه اشتباهي بين ايستگاههاي مختلف اعم از اينكه مربوط بيك محل يا بمحلهاي مختلفي كه داراي يك اسم يا اسامي مشابهي باشند. ب - نام و آدرس گيرنده - گيرنده بايد يك شخص حقيقي يا شخصيت حقوقي داشته باشد. تعيين ايستگاه يا مأمور ايستگاه بعنوان گيرنده كالا پذيرفته نميشود مگر اينكه تعرفه صراحتاً آن را اجازه داده باشد. آدرسهائي كه نام گيرنده در آن تعيين نشده باشد و عباراتي از قبيل «بحواله... و يا به آورنده نسخه ثاني بارنامه» در آن ذكر شده باشد قابل قبول نيستند. ج - تعيين نوع كالا - فرستنده بايد كليه كالاهائي را كه در ضميمه شماره 1 اين مقاوله نامه تحت شرايط مخصوص حمل ميشوند بر طبق ماده 4 بند 1رديف الف و بند 2 بهمان نام كه برايشان معين شده است در بارنامه ذكر نمايد و كالاهاي ديگر بر حسب نوع معينه در تعرفهايكه كالاهاي مزبور براساس آن حمل ميگردند بايد نام برده شوند و در ساير موارد بايد بعنواني ذكر گردند كه در بازرگاني كشور مبداء معمول ميباشد. د - تعيين وزن كالا و در صورت عدم امكان اطلاعات مشابهي طبق مقررات راه آهن فرستنده در صورتيكه قوانين يا مقررات كشور مبداء اجازه دهد كه فرستنده كالاي خود را بدون تعيين وزن با اطلاعات مشابهي براي حمل بدهد وزن و اطلاعات مورد لزوم بايد وسيله راه آهن فرستنده ذكر گردد. ھ - براي محمولات خورده بار و جزئي - تعداد بستهها و مشخصات بسته بندي آنها. همچنين بايد در بارنامه مربوط بواگنهاي كاملي كه حامل يك يا چند بسته هستند كه بايد با راه آهن و كشتي حمل گردند و از راه آهن بكشتي يا بالعكس انتقال مييابند مشخصات مذكور قيد گردد. و - ذكر جزئيات اوراقيكه براي مقامات گمركي و اداري لازم است و ضميمه بارنامه هستند يا در اختيار كدام ايستگاه معين راه آهن يا دفتر گمرك يا هر مقام اداري ديگر ميباشند ضروري است. ز - در بارنامه همچنين بايد نام و آدرس فرستنده و در صورت لزوم آدرس تلفوني يا تلگرافي او قيد گردد. يك شخصيت حقيقي و يا حقوقي بايستي بعنوان فرستنده در بارنامه قيد شود. اگر مقررات ايستگاه فرستنده اقتضا نمايد فرستنده بايد نمونه امضاء دستي يا چاپي يا مهر خود را بنام و آدرس خويش اضافه نمايد در اينصورت لازم ميايد كه بارنامه عنوان «امضاء» داشته باشد. بند 6 - بارنامه بايد بعلاوه حاوي نكات پيش بيني شده در اين مقاوله نامه و بخصوص مواد مذكور زير باشد. الف - ذكر كلماتي از قبيل «ايستگاه» (دفتر امانات)«و يا» قابل تحويل در محل سكونت» بشرط آنكه تحويل در ايستگاه مقصد بدين نحو معمول باشد. در صورتيكه فرستندهاي بخواهد كه محموله روي خط انشعابي گيرنده تحويل شود بايد در بارنامه بعد از نام و آدرس گيرنده عنوان مربوطه را ذكرنمايد. ب - ذكر نوع تعرفه اجرا شده بخصوص تعرفههاي اختصاصي يا استثنائي پيش بيني شده در ماده 11 بند 4 رديف ج و ماده 35. ج - ذكر مبلغ با رقم با توجه بسود تحويل كه اظهار شده طبق ماده 20. د - هزينههائيكه فرستنده طبق مفاد ماده 17 بعهده ميگيرد. ھ - ذكر مبلغ قابل استرداد با رقم و همچنين مبلغ پيش پرداخت با رقم طبق ماده 19. و - ذكر مسيري كه محموله بايد طي كند طبق بند 1 ماده 10 و تعيين ايستگاههائيكه در آنجا بايد عمليات گمركي با اقدامات ساير مقامات اداري اجرا شود. ز - اطلاعات مربوط به تشريفات گمركي و اداري كه طبق رديف 2 بند 1 از ماده 15 بايد صورت بگيرد. ح - ذكر اينكه گيرنده كالا حق تغيير قرارداد حمل و نقل را ندارند. اين جمله بايد در ستون اظهارنامه بصورت زير قيد شود. «گيرنده مجاز بدادن دستورات بعدي نيست» ط - ذكر تعداد همراهان يا قيد جمله «بدون همراه» بر طبق مفاد ماده 4 بند 1 رديف د قسمت اولاً. بند 7 - اگر مقدار جائي كه در بارنامه براي اظهارات فرستنده معلوم شده كافي نباشد ميتوان به بارنامه برگهائي اضافه نمود اين برگها جزء بارنامه بوده و بايد بهمان صورت بارنامه و بهمان تعداد نسخه كپي تهيه شده و توسط فرستنده امضاء گردد. در بارنامه بايد وجود برگهاي اضافي ذكر گردد و اگروزن كليه محموله نيز تعيين شده است بايد روي بارنامه ذكر شود. بند 8 - ذكر اظهارات ديگري روي بارنامه مجاز نيست مگر مطالبي كه قوانين و مقررات يك كشور و يا تعرفهها مقرر داشته است و مخالفت با مقاوله نامه فعلي نيز نباشد. جانشين كردن بارنامه با اوراق ديگري ممنوع است و نيز اضافه كردن اسناد ديگري سواي آنچه را كه بموجب اين مقاوله نامه و يا تعرفه مقرر شده است مجاز نميباشد. بند 9 - براي هر محموله بايد يك بارنامه تنظيم گردد و در هر صورت تحت عنوان يك بارنامه نبايد كالاهاي زير براي حمل تحويل شود. الف كالاهائيكه بعلت جنس آنها نميتوان با كالاهاي ديگر بدون اشكال بارگيري نمود.
ب
كالاهائيكه بارگيري آنها قسمتي بعهده راه آهن و قسمتي بعهده فرستنده ميباشد.
ج
كالاهائيكه بارگيري آن ها با هم با مقررات گمركي يا ساير مقامات اداري مغاير باشد. د - كالاهائيكه تحت شرايط خاصي براي حمل قبول شده است و شامل مواد و اشيائي باشند كه بارگيري آنها توام با ساير كالاها طبق ضميمه شماره 1اين مقاوله نامه با موافقتنامهها و مواد تعرفهاي پيش بيني شده در ماده 1 بند 2 ممنوعه اعلام شده است. بند 10 - يك بارنامه فقط بايد شامل محمولات يك واگون باشد ولي در بعضي مواد ميتوان كالاهاي زير را با يك بارنامه حمل نمود. الف - موقعيكه كالا از تودههاي غير قابل تقسيم و يا اشياء با ابعاد استثنائي تشكيل شده باشد و بارگيري آنها وجود بيش از يك واگن را ايجاب نمايد.
ب
وقتيكه مقررات مخصوص حمل و نقل و تعرفههاي بينالمللي يا موافقت نامههاي منعقده بين راه آهنهاي ذينفع اجازه دهد محمولات بارگيري شده در چندين واگن براي كليه مسير پذيرفته شود. بند 11 - فرستنده مجاز است در متن بارنامه در محل مخصوص و فقط بمنظور آگاهي گيرنده اطلاعات مختصري در بارنامه درباره محموله طبق نمونه زير بنويسد بدون آنكه هيچگونه تعهد و مسئوليتي براي راه آهن ايجاد نمايد. «محموله فلان...» «بنا بدستور فلان... «در اختيار فلان...» «براي ارسال مجدد به فلان...» «بيمه شده نزد فلان...» «براي خط كشتيراني فلان...» «براي كشتي فلان...» «براي خط سرويس اتومبيل راني فلان...» «رسيده از خط سرويس اتومبيل راني فلان...» «براي خط هوائي فلان...» «رسيده از خط هوائي فلان...» «رسيده از خط كشتيراني فلان...» «يا از كشتي فلان...» «براي صدور بمقصد فلان...» ماده هفتم - مسئوليت مربوط بمندرجات بارنامه - اضافه كرايه - اقدامات لازمه در مورد اضافه بار: بند 1 - فرستنده مسئول صحت اظهارات و اطلاعاتي خواهد بود كه در متن برنامه درج مينمايد كليه نتايج حاصله از مندرجات نامنظم غلط و ناقص در بارنامه و همچنين نوشته شده در محلي غير از محل مخصوص متوجه او خواهد بود و چنانچه در محل مربوطه براي درج كليه مطالب جاي كافي نباشد بقيه مطالب بايد در محل ديگري از بارنامه با گذاردن علامت مشخصي در محل اوليه درج گردد. بند 2 - راه آهن هميشه حق دارد رسيدگي نمايد كه محمول با مندرجات بارنامه مطابقت دارد يا خير و آيا مقرراتي كه در مورد قبول حمل بعضي كالاها تحت شرايط خاصي تعيين گشته رعايت شده است يا نه؟ چنانچه بازرسي خود محموله ضروري بنظر برسد بايد در ايستگاه مبداء با حضور فرستنده و در ايستگاه مقصد با حضور گيرنده انجام گيرد. اگر شخص ذينفع در رسيدگي حضور پيدا نكند يا اگر رسيدگي در بين راه بعمل آيد چنانچه دستورات قانوني يا مقررات ديگري در كشور محل رسيدگي مورد اجرا نباشد عمل رسيدگي بايد در حضور دو شاهد غير راه آهني انجام شود. بهر حال راه آهن نميتواند به چنين بازرسي در طول خط مبادرت ورزد مگر آنكه ضرورت بهره برداري و مقررات گمركي و يا اداري انجام آن را ايجاب نمايد. نتيجه رسيدگي بمندرجات بارنامه بايد در بارنامه قيد شود و در صورتيكه اين عمل در ايستگاه مبداء انجام گردد بايد در نسخه دوم بارنامه واگن نيز اگر در دسترس راه آهن باشد ذكر شود. در صورت وجود اختلاف بين محموله و مندرجات بارنامه و در صورت عدم رعايت مقررات مربوط بحمل و نقل كالاهاي مشروط هزينههاي بازرسي چنانچه فوراً پرداخت نشود بكرايه حمل و نقل اضافه ميگردد. بند 3 - قوانين و مقررات هر كشور معين ميكند كه راه آهن در چه شرايطي موظف است وزن و تعداد بستههاي كالا و همچنين وزن حقيقي واگنها را معلوم دارد. راه آهن موظف است نتيجه رسيدگي بوزن و تعداد بستههاي كالا و همچنين وزن واگن را در بارنامه مشخص كند. بند 4 - در مورد توزين با قپان خطي وزن محمولات بارگيري شده پس از كسر وزن خود واگن كه در بدنهاش نوشته شده است از وزن كل تعيين شده وسيله قپان بدست ميآيد. مگر اينكه مقدار ديگري براي وزن واگن خالي از طريق خاصي بدست آمده باشد. توزيني كه توسط قپانهاي خطي خصوصي انجام ميشود با توزين روي قپانهاي خطي راه آهن در صورتيكه شرايط مقرره راه آهن براي توزين انجام شده باشد يكسان تلقي خواهد شد. بند 5 - چنانچه در نتيجه توزين محمولات پس از انعقاد قرارداد حمل اختلاف وزني مشاهده شود وزن تعيين شده وسيله ايستگاه مبداء و در صورت فقدان آن وزن تعيين شده وسيله خود فرستنده در موارد زير مبناي محاسبه بهاي حمل قرار ميگيرد. الف - در صورتيكه اختلاف موجود بطور وضوح مربوط بجنس و كالا و يا در نتيجه تأثيرات جوي بوجود آمده باشد.
ب
در صورتيكه اختلاف حاصله از توزين محمولات كه پس از انعقاد قرارداد حمل و روي قپان خطي معلوم ميگردد از دو درصد (2 %) وزن تعيين شده وسيله ايستگاه مبداء و با وزن اعلام شده توسط فرستنده تجاوز ننمايد. بند 6 - براي محمولاتي كه بارگيري آن بعهده فرستنده است فرستنده بايد حد بارگيري را رعايت نمايد. مقرراتيكه حدود بارگيري را تعيين ميكند و بايد رعايت نمود مانند تعرفههاي [تعرفهها]و بهمان شكل توسط راه آهن انتشار مييابند و در صورت درخواست فرستنده راه آهن حد بارگيري كه بايد رعايت شود تعيين مينمايد. بند 7 - راه آهن غير از اختلاف بهاي حمل و يا غرامت براي خسارت احتمالي راه آهن ميتواند در شرايط و موارد زير اضافه كرايه دريافت نمايد. الف - در موارد زير براي هر كيلوگرم وزن غير خالص هر بسته دو فرانك. اولاً - چنانچه درباره مواد و اشيائيكه طبق ضميمه شماره 1 اين مقاوله نامه از حمل ممنوع ميباشند. يا مشخصات نامنظم غلط و يا ناقص اظهار شده باشد. ثانياً - چنانچه درباره مواد و اشيائيكه تحت بعضي از شرايط مندرج در ضميمه شماره 1 براي حمل قبول ميشوند مشخصات نامنظم غلط و يا ناقص ذكر گرديده يا اينكه شرايط مزبور رعايت نشده باشد. ب - براي هر صد كيلوگرم وزن اضافه بر حد بارگيري پانزده فرانك (در صورتيكه واگن توسط فرستنده بارگيري شده باشد). ج - در موارد زير دو برابر اختلاف كرايهاي كه از ايستگاه مبداء تا ايستگاه مقصد بايستي پرداخت شود و كرايهاي كه حساب شده است دريافت خواهد شد: اولاً - در صورتيكه كالاهائي غير از آنچه كه در رديف الف اين بند ذكر شده براي حمل ارائه شود ولي در مدارك حمل بطريق نامرتب و غلط يا ناقص تعيين شده باشد و يا به ترتيبي كه از تعرفههاي ارزانتر از تعرفههاي معموله استفاده گردد. در صورتيكه محموله از كالاهائي تشكيل شده باشد كه براي حمل آنها از قيمتهاي مختلف ميبايست استفاده شود وزن هر يك از اجزاء محموله را بدون اشكال بتوان تعيين كرد. اضافه كرايهايكه بهر يك از اجزاء محموله فوقالذكر تعلق ميگيرد بطريقي حساب ميشود كه كرايه كمتري دريافت گردد. ثانياً - در صورتيكه وزن كالا كمتر از وزن حقيقي آن تعيين شده باشد. د - اگر در يك واگن كالائي با وزن بيشتر از ظرفيت بارگيري شده باشد و ضمناً در بارنامه وزن كمتري مرقوم رفته باشد. اضافه كرايه هر دو خلاف دريافت خواهد شد. بند 8 - اضافه كرايهايكه مطابق بند 7 وصول ميشود بكرايه حمل كالاهاي محموله اضافه ميگردد و محلي كه در آن پرداخت اضافه كرايه لازم تشخيص داده شده است در اين امر تاثيري ندارد. بند 9 - مبلغ اضافه كرايه و علل وصول آن در بارنامه بايد ذكر شود. بند 10 - در موارد زير اضافه كرايه تعلق نميگيرد. الف - در صورت تعيين وزن غلط هنگامي كه توزين كالا بموجب مقررات جاري در ايستگاه مبداء براي راه آهن اجباري باشد. ب - تعيين وزن غلط و يا اضافه بارگيري در صورتيكه فرستنده در بارنامه قيد نموده باشد كه توزين بوسيله راه آهن انجام شود. ج - در صورت وجود اضافي بار بعلت تاثيرات جوي كه در جريان حمل و نقل بوجود ميآيد در صورتيكه ثابت شود كه واگن در ايستگاه مبداء بيش از حد مجاز بارگيري نشده است. د - در مورد افزايش وزن كالا در حين حمل در صورتيكه ثابت شود كه افزايش وزن مزبور در اثر عوامل جوي بوجود آمده است. ھ - در موردي كه وزن كالا بغلظ [بغلط] مرقوم رفته ولي اضافه بارگيري نشده باشد چنانچه اختلاف وزن تعيين شده در بارنامه و وزن بدست آمده از سه درصد وزني كه اعلام گرديده است تجاوز ننمايد. در مورد اضافه بارگيري واگن مشروط بر اينكه راه آهن حد بارگيري را براي فرستنده معين ننموده و ميزان آن را نيز انتشار نداده باشد. بند 11 - چنانچه وجود اضافه بار از طرف ايستگاه مبداء و يا يكي از ايستگاههاي بين راه تأييد شود حتي اگر اضافه كرايه هم بآن تعلق نگيرد بايد مازاد بار از واگن تخليه شود و در صورت امكان بايد فرستنده را نيز بدون تاخير دعوت نمود كه در مورد استفاده از مازاد نظر خود را ابراز دارد. در بعضياوقات نيز بايد گيرندهاي را كه قرارداد حمل را طبق ماده 22 تغيير داده است مطلع ساخته و از او دعوت كرد كه دستورات لازم را در مورد اضافه بار بدهد. كرايه حمل اضافه بار براي مسافتي كه پيموده است بر حسب نرخ حمل كالاي اصلي و در صورت ايجاب با توجه باضافههاي پيش بيني شده در بند 7 تعيين ميگردد و در صورت تخليه هزينه آن نيز بر اساس تعرفههاي مربوط بمخارج متفرقه راه آهني كه تخليه را انجام ميدهد تعيين و دريافت ميشود. چنانچه شخص ذينفع تقاضا نمايد كه اضافه بار بمقصد ايستگاهي كه بار عمده حمل ميشود يا بمقصد ديگر فرستاده شود و يا بايستگاه مبداء اعاده گردد درباره آن مانند كالاي جداگانه رفتار خواهد شد. ماده هشتم - انعقاد قرارداد حمل و نقل نسخه دوم بارنامه. بند 1 - بمحض آنكه ايستگاه فرستنده كالاي تجاري را همراه با بارنامه پذيرفت انعقاد قرارداد حمل رسميت پيدا ميكند و قبول آن با ممهور نمودن بارنامه بمهر تاريخ دار ايستگاه تأييد ميشود. بند 2 - مهر ايستگاه بايد بلافاصله پس از قبول تمام محموله مذكوره در بارنامه و بر حسب مقررات جاري در آن ايستگاه پس از دريافت هزينههائي كه فرستنده بعهده گرفته است با اخذ برگ تضمين مطابق بند 7 ماده 17 روي بارنامه و اوراق مكمل آن اگر داشته باشد زده شود. و با درخواست فرستنده اين عمل بايد در حضور او انجام گيرد. بند 3 - بارنامه ممهور بمهر ايستگاه عنوان مدرك قرارداد حمل را خواهد داشت. بند 4 - در مواقعي كه طبق مقررات تعرفهها و يا بنا بر قراردادهاي منعقده بين فرستنده كالا و ايستگاه مجاز بانعقاد چنين قراردادها بارگيري كالا بعهده فرستنده واگذار شده باشد چنانچه راه آهن تحقيقات لازم را در مورد وزن و بستههاي محمولات مزبور بعمل نياورد و در بارنامه قيد نكرده باشد ازلحاظ مندرجات بارنامه هيچگونه مسئوليتي متوجه راه آهن نخواهد بود. اما در صورت لزوم براي رسيدگي بوزن كالا و تعداد بستههائي كه در بارنامه ذكر شده راه آهن ميتواند بنحوي كه صلاح بداند اقدام نمايد بدون آنكه در بارنامه قيد كند: وقتي كه مسلم شود تفاوت فاحشي بين مندرجات بارنامه با وزن كالا و تعداد بستهها وجود ندارد راه آهن هيچگونه مسئوليتي نخواهد داشت. بند 5 - با زدن مهر تاريخ دار روي رونوشت بارنامه واگن قبول كالا و تاريخ تحويل آن براي حمل قبل از واگذاري رونوشت بفرستنده توسط راه آهن اعلام ميگردد اين رونوشت ارزش بارنامهاي كه با محموله فرستاده ميشود و همچنين ارزش يك رسيد را ندارد. ماده نهم - تعرفهها - موافقتنامههاي خصوصي. بند 1 - كرايه حمل و هزينههاي فرعي مربوط به آن حتي در صورتيكه جداگانه و در قسمتهاي مختلف خط سير محاسبه شود طبق تعرفههاي قانوني معمول و منتشره در هر كشور كه در موقع انعقاد قرارداد حمل نيز معتبر باشند محاسبه گردد با وجود اين انتشار تعرفههاي بينالمللي فقط در كشورهائي كه بعنوان شبكههاي مبداء و مقصد در تعرفههاي نامبرده شركت ميكنند اجباري ميباشد. ترقي نرخ و تعرفههاي بينالمللي و مقررات ديگري كه باعث تشديد شرايط حمل پيش بيني شده در تعرفههاي مزبور گردند حداقل پانزده روز پس از انتشار داراي اعتبار قانوني خواهند بود مگر در موارد زير: الف - چنانچه تعرفه بينالمللي اجراي يك تعرفه داخلي را در مجموع خط سير پيشبيني نموده باشد در اينصورت از لحاظ مدت انتشار تابع مقررات تعرفه داخلي مزبور خواهد بود. ب - اگر ترقي قيمتهاي يك تعرفه بينالمللي متعاقب بالا رفتن سطح قيمتهاي تعرفههاي يك راه آهن سهيم در حمل و نقل بينالمللي بعمل آمده است بلافاصله در روز بعد از انتشار داراي اعتبار قانوني خواهد بود بشرط آنكه تطبيق قيمتهاي تعرفه بينالمللي كه در اثر ترقي تعرفه داخلي بهاي مورد بحث بوجود آمده است پانزده روز قبل اعلام شده باشد و در اين مورد بايد باين نكته توجه داشت كه تاريخ اعلام مزبور نميتواند مقدم برانتشار ترقي بهاي تعرفههاي داخلي مذكور در فوق باشد. اجراي تعرفهها و اصلاحيهها از طرف راه آهن بعد از انتشار رسمي آنها بعمل خواهد آمد. ج - چنانچه موقعيت باربري و هزينههاي پيشبيني شده در تعرفههاي بينالمللي بايد با توجه به نوسانات قيمتها تغيير نموده و يا چنانچه اشتباهات واضحي بايد تصحيح گردند اين تغييرات و اين تصحيحات فرداي روز انتشار آنها قوت قانوني خواهند داشت تعرفهها بايد شامل تمام اطلاعات لازم مربوط به محاسبه قيمتهاي حمل و نقل و همچنين هزينههاي فرعي بوده و در صورت لزوم كليه شرايط مربوط به در نظر گرفتن مسائل ارزي را مشخص نمايد. بند 2 - در تعرفهها بايد كليه شرايط خاص حمل و نقلهاي مختلف و مخصوصاً سرعتهائي كه در اينگونه موارد اجرا ميگردد مشخص شود اگر راه آهن براي تمام كالاها و يا بعضي از آنها و يا در بعضي از مسيرهاي خود تعرفهاي فقط با يك نوع سرعت داشته باشد تعرفه مزبور ميتواند در مورد كالاهاي سريعالسير كه با بارنامه حاشيه قرمز و كارهاي [كالاهاي] بطيالسير كه با بارنامههاي سفيد حمل ميگردد اجرا شود بشرط آنكه مدت تحويل مربوط به هر يك از بارنامه مزبور طبق مقررات بند 3 از ماده 6 و ماده 11 انجام گيرد. شرايط مندرج در تعرفهها در صورتيكه مخالف با اين مقاوله نامه نباشد معتبر خواهد بود و الا منتفي شده و باطل تلقي خواهد شد. ممكن است از تعرفههاي داخلي صرفنظر نموده و اجراي تعرفههاي بينالمللي را در حمل و نقل بينالمللي اجباري اعلام نمود. بشرط آنكه كرايههاي حساب شده با اين تعرفه بطور متوسط خيلي بيش از كرايههائي كه از پيوند تعرفههاي داخلي نتيجه ميشود نباشد. اجراي يك تعرفه بينالمللي مستلزم درخواست صريح آن در بارنامه ميباشد. بند - 3 تعرفهها بايد درباره عموم يكسان اجرا شود. راه آهنها ميتوانند بشرط موافقت دولتهاي متبوع خود و تا حدي كه در شرايط مشابه با ساير مشتريان اقدام نمودهاند در مورد تخفيفها و ساير تسهيلات موافقت نامههاي خصوصي منعقد نمايند. ممكن است تخفيف نرخ براي خدمات راه آهن و موسسات دولتي و يا براي امور خيريه منظور نمود انتشار تصميمات متخذه در اين موارد اجباري نيست. بند 4 - علاوه بر كرايه و مخارج فرعي پيشبيني شده در تعرفهها وجهي بنفع راه آهن دريافت نميشود مگر هزينههائيكه مستقيماً از طرف راه آهنها صورت گرفته است از قبيل حقوق گمركي و عوارض و حقوق پليس و همچنين مخارج حمل كالا از ايستگاهي به ايستگاه ديگر توسط كاميون كه درتعرفه پيش بيني نشده است و نيز مخارج ترميم لفاف خارجي و داخلي كالا كه براي حفاظت آن ضروري باشد و ساير هزينههاي مشابه صورت ريز اين مخارج حتماً بايد روي بارنامه قيد شده و همچنين مدارك مثبته مخارج ضميمه بارنامه گردد. هر گاه پرداخت اين مخارج با فرستنده باشد مدارك مثبته همراه بارنامه به گيرنده تحويل نميگردد بلكه آنها بانضمام صورت حساب هزينههاي انجام شده طبق ماده 17 بند 7 بفرستنده كالا تحويل ميشود. ماده دهم - مسيرها و تعرفههاي مورد اجرا بند 1 - فرستنده ميتواند مسيري را كه كالا بايد طي كند با ذكر نقاط يا ايستگاههاي مرزي و در صورت لزوم ايستگاههاي ترانزيتي بين راه آهنها در بارنامه مشخص نمايد. فرستنده بايد فقط نقاط يا ايستگاههاي مرزي كه براي حمل و نقل بينالمللي بار اعلام شدهاند ذكر نمايد. بند 2 - ايستگاههاي نامبرده زير را ميتوان نقاط مربوط به سير محسوب داشت. الف - تعيين ايستگاههائيكه بايد در آنجا تشريفات گمركي و اداري انجام شود همچنين ايستگاههائيكه در آنجا بايد محمولات تحت مراقبتهاي خاص قرار گيرد (مراقبت مربوط به حيوانات خنك نمودن و غيره).
ب
تعيين تعرفههاي قابل اجرا در مورد كالاي حمل شده به نحويكه بتوان ايستگاههائي را كه بين آنها تعرفههاي مزبور اجرا ميگردد تشخيص داد.
ج
تعيين مبلغ كلي هزينهها تا نقطه (نقطه محل پيوند تعرفههاي كشورهاي هم مرز را مشخص مينمايد. بند 3 - راه آهن نميتواند غير از موارد مندرج در بندهاي 4 و 5 ماده 5 و بند 1 ماده 24 حمل كالا را بر خلاف مسيري كه بوسيله فرستنده تعيين شده اصت [است] انجام بدهد مگر اينكه شرايط دو گانه زير موجود باشد. الف - در صورتيكه تشريفات گمركي يا مقامات ديگر اداري و همچنين مراقبتهاي معموله درباره محمولات (حيوانات سرد نمودن كالا و غيره) بايد در همان ايستگاههائي انجام پذيرد كه فرستنده در خط سير تعيين كرده است.
ب
در صورتيكه هزينهها و مدت تحويل محمولات در مسير جديد بيش از هزينهها و مدتهاي تحويل مربوط بمسير تعيين شده از طرف فرستنده نباشد. بند 4 - با رعايت مقررات بند 3 هزينهها و مدت تحويل را بايد بر اساس مسير تعيين شده توسط فرستنده و در صورت غير طبق مسيريكه راه آهن انتخاب نموده است محاسبه نمود. بند 5 - فرستنده ميتواند تعرفههائيكه بايد درباره كالاي او اجرا شود در بارنامه قيد نمايد. راه آهن موظف است در صورتيكه وجود شرايط لازم اين تعرفه را اجرا نمايد. بند 6 - چنانچه اطلاعاتيكه در مورد مسير و نوع تعرفه از طرف فرستنده داده شده است براي تعيين مسير و يا نوع تعرفه كافي نباشد و يا اصولاً بعضي از اين اطلاعات با هم وفق ندهد راه آهن بايد مسير و تعرفهاي را انتخاب نمايد كه بيشتر بسود فرستنده بداند راه آهن مسئول خسارت منتج از اين انتخاب نخواهد بود مگر در موارديكه تقلب يا خطاي بزرگي رخ دهد. بند 7 - اگر بين ايستگاه مبداء تا مقصد يك تعرفه بينالمللي وجود داشته باشد و راه آهن بعلت در دست نداشتن مشخصات كافي از طرف فرستنده اين تعرفه را اجرا نمايد در صورتيكه ذيحق درخواست كند راه آهن موطف [موظف] است تفاوت احتمالي بين كرايه حساب شده و كرايهاي كه ممكن بود روي همين مسير در اثر پيوند تعرفههاي ديگر پرداخت شود باو مسترد دارد بشرط آنكه اين اختلاف براي هر بارنامه از ده فرانك تجاوز نمايد.
ماده 11
مهلت تحويل بند 1 - مهلت تحويل بوسيله مقررات جاري بين راه آهنهاي سهيم در حمل و نقل و يا بوسيله تعرفههاي بينالمللي كه از ايستگاه مبداء تا ايستگاه مقصد كالا قابل اجرا باشند تعيين ميگردند مهلت تحويلي كه بر اساس موارد فوق تعيين ميشود نبايد از مهلتهاي تحويل طبق مقررات مذكور در بندهاي زير تجاوز نمايد. بند 2 - در صورت عدم تعيين مهلت تحويل در آئين نامهها و يا تعرفههاي بينالمللي كه در بند 1 پيش بيني شده است و با رعايت مقررات بندهاي زير مهلت تحويل چنين ميباشد. الف - براي واگنهاي كامل اولاً قطارهاي سريعالسير مهلت ارسال كالا 12 ساعت - مهلت حمل كالا در سيصد كيلومتر اول 24 ساعت - براي هر قطعه كامل 400 كيلومتري 24 ساعت - ثانياً قطارهاي بطيالسير - مهلت ارسال كالا 24 ساعت - مهلت حمل كالا براي دويست كيلومتر اول 24 ساعت و بعد براي هر قطعه كامل 300 كيلومتري 24 ساعت ب - براي محمولات خورده بار اولاً قطار سريعالسير - مهلت ارسال 24 ساعت - مهلت حمل براي هر قطعه كامل 300 كيلومتري 24 ساعت ثانياً قطار بطيالسير - مهلت ارسال 24 ساعت - مهلت براي هر قطعه 200 كيلومتري 24 ساعت منظور از اين مسافتها فاصلههائي است كه تعرفهها اجرا ميشوند. بند 3 - مهلت حمل كالا بر اساس فاصله كلي واقع بين ايستگاه فرستنده و گيرنده كالا محاسبه ميشود مهلت ارسال فقط يكبار بحساب ميآيد و به تعداد راه آهنهائيكه مورد استفاده قرار گرفتهاند بستگي ندارد. بند 4 - قوانين و مقررات هر كشور تعيين ميكند كه تا چه حدي راه آهنها اختيار دارند مهلتهاي اضافي را در موارد زير تعيين نمايند. الف - براي محمولاتيكه بايد در خارج از ايستگاهها براي حمل تحويل گرفته شوند و يا پس از رسيدن به مقصد در خارج از ايستگاهها تحويل داده شوند. ب - براي حمل و نقل كالاهائيكه از مسيرهاي زير استفاده ميكنند. - خط يا شبكهاي كه مجهز براي حمل سريع بار نيستند. - بوسيله دريا و خطوط كشتيراني داخلي كه حمل و نقل بوسيله قايق يا كشتيهاي كوچك انجام ميشود. - در جادههائي كه فاقد راه آهن است. - بعضي از خطوط كه راه آهنهاي يك شبكه و يا شبكههاي مختلف را بهم مربوط ميسازد. - خطوط فرعي. - راه آهني كه خطوط آن بعرض معمولي نباشد. ج - براي حمل و نقلهائيكه نرخ آنها بر اساس تعرفههاي اختصاصي و استثنائي داخلي و با تخفيف تعيين شده است. د - بمناسبت موقعيتهاي فوقالعاده زير. - توسعه بيش از اندازه حمل و نقل. - وجود اشكالات غير معمولي در بهره برداري. بند 5 - مهلتهاي اضافي پيش بيني شده در رديفهاي الف و ب و ج بند 4 بايد در تعرفهها ذكر گردد. و همچنين مهلتهاي اضافي پيش بيني شده دررديف د از بند 4 بايد انتشار يابند و قبل از انتشار قابل اجرا نخواهد بود. بند 6 - مهلت تحويل كالا از نيمه شب بعد از قبول كالاهاي مذكور در بند 1 ماده 8 براي حمل شروع ميشود و با وجود اين براي محمولاتيكه بايد سريعالسير حمل گردند چنانچه روز بعد از تحويل مصادف با يكشنبه و يا تعطيل رسمي بوده و در نتيجه ايستگاه فرستنده تعطيل باشد مدت تحويل از24 ساعت بعد از قبول كالا براي حمل شروع ميشود. بند 7 - مهلت تحويل كليه كالاهائيكه انجام اقدامات زير درباره آنها ضروري است مهلت توقفشان اضافه ميگردد مگر تاخيراتي كه از طرف راه آهن ناشي شده باشد. الف - براي رسيدگي و تحقيق طبق بندهاي 2 و 3 از ماده 7 در مورد اختلافات موجود بين مندرجات بارنامه و نتيجه بازرسي.
ب
براي انجام تشريفات لازم بوسيله گمرك و مقامات ديگر اداري.
ج
براي اصلاح قرارداد حمل و نقل كه طبق ماده 21 يا ماده 33 دستور داده شود. د - براي انجام مراقبتهاي اختصاصي نسبت بمحموله (از قبيل مراقبت حيوانات سرد كردن و غيره). ھ - تعويض واگن يا مرمت بارگيري كه توسط فرستنده بعمل آمده است. ز - در صورت وجود عللي كه موقتاً مانع شروع يا ادامه حمل گردد. بند 8 - مهلت تحويل در موارد زير به تعويق ميافتند. الف - در مورد كالاهائيكه بايد با قطار بطيالسير حمل بشود. يكشنبهها و روزهاي تعطيل رسمي.
ب
در مورد كالاهائيكه بايد سريعالسير حمل گردند روزهاي يكشنبه و بعضي از تعطيلات رسمي در صورتيكه طبق قوانين با مقررات جاريه در يك كشور تحويل كالا در چنين روزهائي براي حمل و نقل داخلي تعطيل باشد.
ج
در مورد كالاهائيكه بايد با سريعالسير يا بطيالسير حمل گردند روزهاي شنبه وقتيكه طبق قوانين يا مقررات جاري در يك كشور تحويل كالا در چنين روزهائي براي حمل و نقل داخلي تعطيل باشد. بند 9 - علت و همچنين مدت تمديد و مهلت تعليق در تحويل كالا پيش بيني شده در بندهاي 7 و 8 بايد در بارنامه قيد گردد و در صورت لزوم تعليقهاي مربوط مهلت تحويل ممكن است از طرق ديگري سواي آنچه كه در بارنامه قيد شده است اثبات گردد. بند 10 - هر گاه مهلت تحويل بعد از ساعت بسته شدن ايستگاه مقصد خاتمه پيدا كند انقضاء مهلت تحويل به در [دو] ساعت پس از افتتاح مجدد ايستگاه مزبور موكول ميشود. بعلاوه براي محمولات سريعالسير هر گاه مهلت تحويل در يكشنبه يا يك روز تعطيل بموجب (رديف ب از بند 8) خاتمه پذيرد انقضاء مهلت بساعت مشابه اولين روز غير تعطيل تمديد ميشود. بند 11 - چنانچه قبل از انقضاء مهلت تحويل شرايط زير وجود داشته باشد مهلت تحويل بايستي رعايت گردد. الف - در حاليكه محموله بايد با ابلاغ قبلي آگهي ورود در ايستگاه تحويل گيرنده شود و ورود كالا به مقصد رسماً بگيرنده ابلاغ شده باشد.
ب
وقتيكه محموله بايد بدون ابلاغ آگهي ورود در ايستگاه تحويل گيرنده شود.
ج
در حالتيكه بايستي محموله را خارج از ايستگاهها تحويل و در اختيار گيرنده قرار داد. ماده دوازده - وضع كالا بسته بندي و علامت گذاري كالا. بند 1 - موقعيكه راه آهن كالائي را براي حمل قبول ميكند در صورت مشاهده علائمي كه حاكي از آسيب ديدگي كالا باشد ميتواند ذكر آنرا در بارنامه خواستار شود. بند 2 - هر گاه جنس كالا وجود بسته بندي را ايجاب كند فرستنده بايد كالاي مزبور را بنحوي بسته بندي نمايد كه از آسيب ديدگي و يا از بين رفتن جزئي و كلي آن در مدت حمل جلوگيري بعمل آيد و همچنين به اشخاص و يا واگن حامل و كالاهاي ديگر هيچگونه خسارتي وارد نياورد. بسته بندي كالا نيز بايد طبق مقررات تعرفهها و آئين نامههاي راه آهن فرستنده انجام گيرد. بند 3 - چنانچه فرستنده مفاد بند 2 را رعايت ننموده باشد راه آهن ميتواند از قبول كالا براي حمل خودداري نمايد. مگر آنكه فرستنده فقدان بسته بندي و يا وضع ناقص آنرا با شرح صحيح جزئيات در بارنامه قيد نمايد. بند 4 - كليه عواقب ناشي از فقدان بسته بندي كالا و يا نواقص آن متوجه فرستنده خواهد بود و چنانچه از اين راه خسارتي به راه آهن وارد آيد فرستنده موظف است كه آنرا جبران نمايد و در صورتيكه در بارنامه فقدان بسته بندي كالا و يا نواقص آن ذكر نشده باشد اثبات آن بعهده راه آهن خواهد بود. بند 5 - چنانچه فرستنده يكنوع كالا را كه جنس آن بسته بندي لازم داشته باشد از يك ايستگاه معين بطور دائم ارسال نمايد و مايل باشد كه كالاي مزبور را بدون بسته بندي و يا با بسته بندي ناقص براي حمل بايستگاه تحويل نمايد براي اينكه در هر دفعه محتاج نشود كه مقررات بند 3 را اجرا نمايد بايد اظهارنامه كلي مطابق نمونه پيش بيني شده در ضميمه اين مقاوله نامه بايستگاه مزبور تسليم نمايد و موضوع تسليم اظهارنامه نيز بايد روي بارنامه قيد شود. بند 6 - فرستنده موظف است كه باستثناي موارديكه در تعرفهها پيش بيني شده است روي هر يك از بستههاي محموله خورده بار مشخصات لازم زيررا واضح و بنحويكه زايل نشود و همچنين با مندرجات بارنامه كاملاً تطبيق نمايد قيد كند. الف - آدرس گيرنده روي بسته و يا برچسبي كه مورد قبول راه آهن باشد.
ب
نام ايستگاه مقصد. در صورتيكه مقررات ايستگاه فرستنده پيش بيني نموده باشد نام و نشاني گيرنده را بايد بطور آشكار و يا تحت برچسبي تا شدني نوشته شود تا در مواقعي كه بارنامه در دسترس نباشد بتوان آنرا باز نمود و از نام و نشاني گيرنده مطلع شد. مشخصات مندرج در رديفهاي الف و ب بايستي در روي هر يك از اجزاء باز شده در واگنهاي كامل قيد شود تا اين محمولات در حمل و نقل راه آهن و دريا مورد استفاده قرار گرفته و از راه آهن بكشتي و يا بالعكس انتقال داده شوند. نوشتهها و برچسبهاي قديمي بايد توسط فرستنده تراشيده و حك شوند. بند 7 - باستثناي موارديكه در تعرفه بطور مؤكد تصريح گرديده است اشياء شكستني (مانند شيشه آلات ظروف سفالي و جيني[چيني]) و هم چنين اشيائيكه در واگنهاي متفرق ميشوند. (از قبيل ميوهها، گردو و امثالهم علوفه و سنگها) و نيز كالاهائيكه باعث كثيف شدن و يا فاسد شدن بستههاي ديگر ميگردند. (از قبيل ذغال، آهك، خاكستر، خاك هاي معمولي و خاكهاي رنگين) بايد در يك واگن جداگانه حمل گردند مگر آنكه بنحوي بسته بندي و جمعآوري شده باشند كه از خورد شدن و از بين رفتن آنها و يا كثيف و فاسد كردن بستههاي ديگر جلوگيري بعمل آيد. ماده سيزده - مدارك لازم براي انجام تشريفات گمركي و اداري - مهر و موم گمركي: بند 1 - فرستنده موظف است كليه مداركي كه قبل از تحويل جنس بگيرنده از لحاظ انجام تشريفات گمركي و يا براي ساير مقامات اداري لازم است به بارنامه پيوست نمايد مدارك مزبور بايد منحصراً مربوط به كالاهاي مندرج در يك بارنامه باشد مگر آنكه مقررات اداري و تعرفه ترتيب ديگري براي آن تعيين نموده باشد. چنانچه مدارك مزبور پيوست بارنامه نباشد (بند 1 از مادة 15) يا اينكه بايد توسط گيرنده ارائه شود، فرستنده موظف است در بارنامه قيد نمايد در كدام ايستگاه يا دفتر گمرك يا مقام اداري ديگري ميتواند اين مدارك را براي انجام تشريفات در اختيار راه آهن قرار دهد. اگر فرستنده در موقع انجام تشريفات گمركي يا اداري حضور مييابد يا آنكه نماينده معتبري بجاي خود ميفرستد كافي است كه مدارك مزبور هنگام اجراي تشريفات ارائه گردد. بند 2 - راه آهن وظيفه ندارد به كامل بودن يا كفايت مدارك رسيدگي كند هر گونه خسارتي كه از نبودن و عدم كفايت و يا تنظيم شدن غير قانوني مدارك فوقالذكر براه آهن وارد شود بعهده فرستنده خواهد بود مگر آنكه تقصير و يا اشتباه از طرف راه آهن بوجود آمده باشد. راه آهن نيز بعنوان مأمور حمل و نقل بعلت ارتكاب اشتباه در مقابل از بين رفتن، عدم استفاده يا استفاده غير قانوني از مدارك مندرج در بارنامه كه ضميمه آن بوده و براه آهن سپرده شده است مسئوليت دارد ولي در هر صورت غرامتي كه بايد پرداخت نمايد از غرامتي كه در صورت گم شدن كالا تعلق ميگيرد نبايد بيشتر باشد. بند 3 - فرستنده موظف است مقررات گمركي را در مورد بسته بندي و پوشش كالا رعايت نمايد چنانچه فرستنده محمولات خود را بر اساس مقررات گمرك بسته بندي نكرده و لفاف نكشيده باشد راه آهن عمل فوق را انجام داده و هزينههاي مربوطه را بكرايه حمل محمولات اضافه مينمايد. راه آهن ميتواند از قبول محمولههائي كه مهر و موم گمركي يا ساير مقامات اداري آنها آسيب ديده يا ناقص باشد خودداري نمايد.
فصل دوم
اجراء قرارداد حمل و نقل ماده چهارده - تحويل كالاها براي حمل و بارگيري آنها: بند 1 - عمليات مربوط بتوديع كالا براي حمل تابع قوانين و مقررات جاري در ايستگاه فرستنده است. بند 2 - بارگيري كالا بموجب مقررات معمول در ايستگاه فرستنده يا بعهده راه آهن و يا بعهده فرستنده خواهد بود مگر اينكه مقاوله نامه فعلي طرف ديگري را براي اينكار تعيين نموده باشد و يا اينكه موافقتنامه خاصي بين فرستنده و راه آهن وجود داشته باشد كه در بارنامه ذكر شده و بموجب آن ترتيب ديگري براي بارگيري اتخاذ گردد. هر گاه بارگيري وسيله فرستنده انجام شود نامبرده مسئول تمام عواقب ناشي از بارگيري ناقص بوده و مخصوصاً موظف است خسارتي را كه راه آهن ازاينكار متحمل ميشود جبران نمايد اثبات بارگيري ناقص بر عهده راه آهن است. بند 3 - كالاهاي تجارتي بايد بموجب تعرفههاي بينالمللي در واگنهاي مسقف و يا سر باز و يا واگنهاي مخصوص و يا واگنهاي سر بازي كه روي آن روپوش كشيده شده باشد حمل گردند. مگر اينكه مقاوله نامه فعلي مقررات ديگري در اينمورد وضع كرده باشد، در صورتيكه تعرفههاي بينالمللي وجود نداشته و يا حاوي مقررات در اين باره نباشند مقررات معمول در ايستگاه فرستنده براي تمام طول مسير اجرا خواهد شد. ماده پانزده - تشريفات گمركي و اداري. بند 1 - در طول راه تشريفات گمركي و اداري وسيله راه آهن انجام ميشود. و راه آهن در اينمورد مختار است بمسئوليت خود انجام اينكار را بيك نماينده قانوني واگذار نمايد و يا خود او انجام دهد ولي در هر دو حال راه آهن كليه وظايف يك نماينده را داراست. در هر صورت فرستنده با ذكر در بارنامه و يا گيرنده كه بموجب ماده 22 دستوري صادر ميكند ميتوانند انجام موارد زير را بخواهند: الف - شخصاً در انجام تشريفات پيش بيني شده در بند بالا شركت نموده و يا نماينده قانوني خود را براي ارائه كليه مدارك لازمه و اداء توضيحات مفيد معرفي نمايد.
ب
در موارديكه قوانين و مقررات كشورهائي كه تشريفات گمركي يا ساير مقامات اداري در آنجا انجام ميشود اجازه دهد تشريفات مزبور را شخصاً يا وسيله يك نماينده خود انجام دهد.
ج
با توجه به بندهاي الف و ب اقدام بپرداخت حقوق گمركي و ساير هزينهها بنمايد. در مورد فوق نه فرستنده و نه گيرنده كه حق تحويل كالا را دارد و همچنين نمايندگان قانوني آنها حق تصاحب كالا را ندارند. چنانچه فرستنده براي انجام تشريفات گمركي و اداري ايستگاهي را تعيين كرده باشد كه مقررات جاريه اجازه انجام تشريفات مزبور را در آن ايستگاه ندهد و يا براي طرز انجام تشريفات طرقي را تعيين نمايد كه بكار بردن آنها مقدور نباشد راه آهن ميتواند بنحويكه بيشتر بسود شخص ذينفع باشد تشريفات مورد بحث را انجام داده و نتيجه را باطلاع فرستنده كالا برساند. اگر فرستنده در بارنامه جمله بدون مخارج گمركي را قيد نموده باشد راه آهن حق دارد كه تشريفات گمركي را بنا به تصميم خود در طول راه يا در ايستگاه مقصد رأساً انجام دهد. بند 2 - چنانچه در ايستگاه مقصد دفتر گمرك وجود داشته باشد در بارنامه نيز انجام تشريفات گمركي را در موقع ورود كالا بايستگاه مقصد تعيين كرده باشد گيرنده كالا با رعايت مورد استثنائي مذكور در بند 1 قسمت اخير ميتواند تشريفات مزبور را در ايستگاه مقصد انجام دهد و در صورت فقدان تذكر فوق در بارنامه بطريق معمول در گمرك رفتار خواهد شد در صورتي كه گيرنده از حق فوق استفاده نمايد بايد قبلاً هزينههاي مربوطه را بپردازد. اگر در مهلت پيش بيني شده در مقررات جاريه در ايستگاه مقصد گيرنده براي اخذ بارنامه محمول اقدام نكند راه آهن ميتواند بطوريكه در بند 1پيش بيني شده اقدام نمايد. ماده شانزده - تحويل: بند 1 - راه آهن موظف است كه بارنامه و كالا را در ايستگاه مقصد در مقابل مفاصاحساب و پرداخت مطالبات بگيرنده كالا تحويل نمايد. قبول بارنامه از طرف گيرنده كالا مشاراليه را ملزم ميسازد مبالغي را كه پرداخت آنها بعهده اوست براه آهن بپردازد. بند 2 - موارد زير بعنوان تسليم كالا از طرف راه آهن بشخص گيرنده تلقي ميشود: الف - تحويل كالا بمقامات گمركي و يا بمقامات عوارضي در محلهاي ارسال و يا انبارهاي آنان در صورتيكه زير نظر راه آهن نباشد.
ب
توديع كالا نزد راه آهن يا يك حقالعمل كار ارسال كننده در انبارهاي عمومي. بند 3 - قوانين و مقررات جاري در ايستگاه مقصد يا قراردادهاي منعقده با گيرنده معين ميكند كه آيا راه آهن حق دارد و يا مجبور است كه كالا را در محل ديگري غير از ايستگاه مقصد مثلاً يك خط انشعابي خصوصي يا محل اقامت او يا در يك انبار راه آهن تحويل نمايد؟ چنانچه خود راه آهن و يا بوسيله ديگري كالاي تحويلي را در محلهاي نامبرده تسليم نمايد عمل تحويل فقط در هنگام تسليم كالا بمعناي واقعي انجام خواهد شد. عملياتي را كه راه آهن زير نظر و بحساب صاحب خط انشعابي انجام ميدهد بحساب قرارداد حمل و نقل منظور نميشود مگر آنكه قرارداد ديگري بين راه آهن و صاحب خط انشعابي وجود داشته باشد. بند 4 - پس از رسيدن كالا بايستگاه مقصد گيرنده حق دارد از راه آهن تقاضا كند بارنامه را باو تسليم و كالا را تحويل نمايد. و در صورت از بين رفتن كالا و يا نرسيدن آن در سر رسيد مهلت معينه در بند 1 مادة 30 گيرنده كالا مجاز است در مقابل راه آهن و بنام خود از حقوقي كه قرارداد حمل و نقل براي او تعيين نموده است استفاده نمايد. بند 5 - شخص ذيحق حتي پس از دريافت بارنامه و پرداخت هزينهها ميتواند تا خاتمه تحقيقات لازمه كه بمنظور اثبات خسارت ادعا شده انجام ميشود از تحويل گرفتن كالا خود داري نمايد. بند 6 - بعلاوه عمل تحويل مطابق قوانين و مقررات كشور مقصد انجام ميشود. ماده هفده - پرداخت هزينهها: بند 1 - هزينهها (كرايه حمل، هزينههاي فرعي، حقوق گمركي و ديگر هزينههائي كه از تاريخ قبول كالا براي حمل تا تاريخ تحويل آن پيش ميآيد) بايد بوسيله فرستنده يا گيرنده كالا بر طبق مقررات ذيل پرداخت گردد: در مورد اجراي مقررات مزبور كرايه حمل عبارت خواهد بود از كليه حقوقي كه طبق تعرفه تعلق ميگيرد باضافه قيمتهاي حاصله از محاسبه نرخها يا قيمتهاي استثنائي كه هنگام محاسبه كرايه حمل معلوم ميشوند. بند 2 - فرستندهاي كه تمام و يا قسمتي از مخارج را بعهده خود ميگيرد بايد در ستون مربوطه در بارنامه زير را قيد كند: اولاً جمله «بدون كرايه حمل» در صورتيكه فرستنده فقط كرايه حمل را بعهده بگيرد. ثانياً جمله «بدون كرايه حمل و...» اگر پرداخت هزينه را علاوه بر كرايه حمل بعهده بگيرد با تعيين صريح چه هزينههائي، از قبيل هزينههاي فرعي، هزينههائي كه از ابتداي قبول حمل تا تحويل كالا پيش ميآيد، حقوق و عوارض گمركي يا مقامات ديگر اداري اين عمل نبايد موجب تقسيم بندي مبلغ كلي يك نوع هزينه بشود مثلاً حقوق گمركي و عوارض گمركي يكجا پرداخت ميشود ولي عوارض روي اضافه ارزش كالا نوع ديگري از هزينهها محسوب ميگردد. ثالثاً جمله بدون كرايه تا«نمايش نقطهايست كه در آنجا پيوند تعرفههاي كشورهاي هم مرز صورت ميگيرد» چنانچه فرستنده كرايه حمل را تا نقطه بعهده بگيرد. رابعاً جمله بدون كرايه حمل و... تا) نقطه ايست كه در آنجا پيوند تعرفههاي كشورهاي هم مرز صورت ميگيرد) چنانچه علاوه بر كرايه حمل پرداخت كليه هزينهها را تا نقطه بعهده بگيرد باستثناي هر گونه هزينهايكه بكشور يا راه آهن بعدي مربوط خواهد شد. فرستنده بايد اين قبيلهزينهها را صريحاً قيد كند. از قبيل هزينههاي فرعي يا هزينههائيكه از ابتداي قبول حمل تا نقطه پيش ميآيد، حقوق و عوارض گمركي يا ساير مقامات اداري و اين عمل نبايد موجب تقسيم بندي مبلغ كلي يك نوع هزينه بشود. مثلاً حقوق و عوارض گمركي يكجا پرداخت ميشود ولي عوارض روي اضافه ارزش كالا نوع ديگري از هزينه محسوب ميگردد.
ب
جمله «بدون هيچگونه هزينه» در صورتيكه فرستنده كليه هزينهها (كرايه حمل، هزينههاي فرعي، حقوق گمركي و ساير هزينهها) را بعهده بگيرد.
ج
جمله «معاف از مبلغ...» چنانچه فرستنده مقدار معيني از مخارج را بعهده بگيرد و در اينصورت مبلغ مزبور بايد با تمام حروف نوشته شود و به پول كشور فرستنده تعيين گردد مگر اينكه ترتيب ديگري در تعرفهها مرقوم رفته باشد. مخارج فرعي و مخارج ديگري كه مطابق مقررات و تعرفههاي داخلي كشور مبداء يا در صورت لزوم طبق تعرفه بينالمللي اجرا شده بايد براي تمام مسير معينه حساب شود همچنين مبلغ انتفاع در تحويل كه در بند 2 مادة 20 پيش بيني شده است توسط فرستنده تمامي پرداخت خواهد شد در صورتيكه پرداخت بر طبق قسمت رابعاً از رديف الف صورت گيرد. بند 3 - تعرفههاي بينالمللي در مورد پرداخت هزينهها ميتواند مقرر دارند كه فقط از چند نوع از جملات پيش بيني شده در بند 2 يا از جملات نوع ديگر استفاده شود. بند 4 - مخارجي را كه فرستنده پرداخت نكرده است بعهده گيرنده كالا خواهد بود معالوصف كليه هزينهها تا موقعيكه گيرنده بارنامه را دريافت و يا حقوق خود را بر طبق مندرجات بند 4 از ماده 16 استيفا نكرده و بر طبق مندرجات ماده 22 قرارداد باربري تغيير نداده است بعهده فرستنده ميباشد. بند 5 - پرداخت مخارج فرعي از قبيل حق توقف، انبارداري توزين كه در صورت اقدام و يا بر حسب تقاضاي گيرنده تعلق ميگيرد هميشه بعهده او خواهد بود. بند 6 - در صورتيكه كالاي تسليمي طبق تشخيص راه آهن در معرض فساد فوري بوده و يا اينكه بعلت كمي ارزش و يا جنس آن تضمين كافي براي تأمين هزينهها نباشد، راه آهن مبداء ميتواند از فرستنده بخواهد كه هزينههاي مربوط را قبلاً بپردازد. بند 7 - هر گاه جمع هزينههائيكه فرستنده بعهده ميگيرد در موقع توديع كالا براي حمل نتواند دقيقاً معلوم گردد راه آهن ميتواند كه بعنوان تضمين توديع مبلغي را در حدود مخارج تقريبي كرايه در مقابل رسيد از فرستنده مطالبه نمايد اين هزينهها در برگ صورت حسابي كه مبناي تصفيه حساب با فرستنده خواهد بود ثبت ميگردد. اين تصفيه حساب حداكثر سي (30) روز بعد از انقضاء مهلت تحويل بايد صورت گيرد. و يك صورت حساب مشروح از مخارج مطابق مشخصات برگ صورت حساب در مقابل استرداد قبض رسيد بفرستنده تسليم ميگردد. بند 8 - ايستگاه فرستنده بايد در بارنامه و همچنين در نسخه رونوشت بارنامه مبالغ دريافتي بعنوان كرايه پرداخت شده را مشروحاً بنويسد. مگر اينكه مقررات يا تعرفههاي مورد عمل در ايستگاه مبداء مقرر دارند كه اين مبالغ نبايد مشروحاً جز در نسخه رونوشت بارنامه نوشته شود. در موارد پيش بيني شده در بند 7 اين مخارج نبايد نه در بارنامه و نه در نسخه رونوشت آن قيد گردد. ماده هيجده - اصلاح مبالغ دريافتي: بند 1 - در صورت اجراء نادرست تعرفهها يا اشتباه در تشخيص و دريافت مخارج، مبلغ اضافه دريافتي بايد از طرف راه آهن بفرستنده كالا مسترد و مبلغ كسر دريافتي بايد از طرف فرستنده براه آهن پرداخت گردد. بشرط آنكه تفاوت اضافه يا كسري براي هر بارنامه بيش از ده فرانك باشد. بند 2 - چنانچه از مبلغ مقرره وجهي كمتر از فرستنده كالا دريافت شود و در صورتيكه فرستنده كالا بارنامه مربوطه را اخذ نكرده باشد بايد مبلغي را كه كمتر پرداخت نموده است بپردازد و موقعيكه بارنامه توسط گيرنده كالا قبول شده و يا هنگاميكه قرارداد باربري طبق ماده 22 تغيير داده شده باشد فرستنده كالا موظف بپرداخت مبلغي كه كمتر پرداخت شده است نميباشد مگر نسبت بمخارجي كه طبق مندرجات بارنامه پرداخت آنها را بعهده گرفته است. و در هر حال پرداخت مبلغي كه كمتر پرداخت شده است بعهده گيرنده كالا ميباشد. بند 3 - بمبالغ مذكور در اين ماده در صورتيكه از ده فرانك در هر بارنامه تجاوز نمايد ساليانه پنج درصد (5 %) سود تعلق ميگيرد و تاريخ محاسبه سود از تاريخي است كه به ذينفع اخطار ميشود مبلغ مزبور را بپردازد و يا از روزي ميباشد كه مطابق ماده 41 از طرف راه آهن اخطار اداري ميشود ودر غير اين دو صورت از روزي خواهد بود كه از طريق قضائي براي تعقيب موضوع شروع باقدام ميگردد. ماده نوزده - استرداد بهاء و پيش كرايه. بند 1 - فرستنده ميتواند تحويل محموله خود را مشروط باسترداد مبلغي معادل ارزش كالا بنمايد اين مبلغ بايد با پول كشور مبداء تعيين گردد تعرفهها ممكن است موارد استثنائي را پيش بيني نمايند. بند 2 - راه آهن موقعي موظف باسترداد مبلغ فوق بفرستنده خواهد بود كه مبلغ نامبرده بوسيله گيرنده كالا بصندوق راه آهن پرداخت شده باشد اين وجه بايد در ظرف سي (30) روز از تاريخ پرداخت آن از طرف گيرنده بصندوق راه آهن در اختيار فرستنده محمولات قرار داده شود و در غير اينصورت سودي معادل پنج درصد (5 %) در سال از تاريخ انقضاء مدت مزبور مبلغ مورد بحث تعلق ميگيرد. بند 3 - چنانچه كالا كلاً يا جزئاً بدون دريافت قبلي مبلغ استرداد بگيرنده تحويل شود راه آهن موظف است خسارتي معادل مبلغ استردادي بفرستنده بپردازد مگر در مورديكه براي تأمين خسارت وارد بر عليه گيرنده كالا اقدام نموده باشد. بند 4 - ارسال محموله يا طريقه استرداد بها موجب ايجاد نرخي ميگردد كه توسط تعرفهها تعيين خواهد شد اين نرخ قابل اجراست حتي اگر استرداد بها باطل شود و يا بوسيله تغييري كه در قرارداد باربري حاصل شود تعديل گردد (ماده 21 بند1). بند 5 - پيش كرايه پذيرفته نميشود مگر مطابق مقررات مورد عمل در ايستگاه مبداء. ماده بيست - اظهارنامه دال بر سود در تحويل: بند 1 - هر حمل و نقل كالا ممكن است موضوع يك اظهار انتفاع در تحويل قرار گيرد و در روي بارنامه طبق مندرجات رديف ج از بند 6 ماده 6 قيد شود. مبلغ انتفاع اظهار شده بايد به پول كشور مبداء يا فرانك طلا يا هر پول ديگريكه تعرفهها مشخص ميكنند تعيين گردد. بند 2 - نرخ انتفاع در تحويل براي تمام مسير استفاده شده مطابق تعرفههاي راه آهن مبداء محاسبه ميشود.
فصل سوم
اصلاح قرارداد باربري ماده بيست و يك - حقوق فرستنده كالا در مورد اصلاح قرارداد باربري: بند 1 - فرستنده كالا حق دارد كه بر اساس موارد زير قرارداد باربري را اصلاح نمايد: الف - در موارديكه فرستنده كالا بخواهد كالاي ارسالي او در ايستگاه مبداء پس گرفته شود. ب - در مورديكه فرستنده كالاي ارسالي او در طول مسير متوقف گردد. ج - در مورديكه فرستنده كالا بخواهد تحويل كالا بتعويق افتد. د - در مورديكه فرستنده كالا بخواهد كالاي او بشخص ديگري غير از آنكه در بارنامه تعيين گرديده است تحويل شود. ھ - در مورديكه فرستنده كالا بخواهد كالاي او در ايستگاه ديگري غير از ايستگاه مقصديكه در بارنامه قيد شده است فرستاده شود و يا كالا بايستگاه مبداء عودت داده شود، در اين حالت فرستنده كالا ميتواند بخواهد كه محموله او كه با قطار بطيالسير آغاز سير كرده است با سريعالسير فرستاده شود ويا بالعكس بشرط آنكه ايستگاهي كه در آن حمل بار متوقف است داراي دو نوع سرويس براي حمل بار باشد، فرستنده كالا هم چنين ميتواند نوع تعرفه و مسيري را كه بايد محموله از آن مسير فرستاده شود تعيين نمايد. اگر فرستنده بر طبق مفاد بند 2 از ماده 17 تا محل پيوند تعرفهها مخارجي را بعهده گرفته و در نتيجه اصلاح قرارداد باربري محموله او ديگر از اين محل عبور نميكند بايد مراتب را در بارنامه قيد نمايد اما تذكر جديد فرستنده نبايد موجب اصلاح تذكر معافيت اوليه او در مورد كشورهائيكه تا كنون محموله سير كرده است بشود به استثناي اصلاحي كه در رديف ج پذيرفته ميشود. در صورتيكه مقررات مخالفي در تعرفههاي راه آهن مبداء وجود نداشته باشد تقاضاهاي اصلاح قرارداد باربري در موارد زير پذيرفته ميشود. و - در مورد طريقه استرداد بها. ز - در مورد افزايش يا تقليل يا انصراف از استرداد بها. ح - در مورد تقليل هزينههاي مربوطه بيك محموله كه هزينههايش پرداخت نشده باشد يا مورد افزايش هزينههاي قبول شده طبق موارد مذكوره دربند 2 از ماده 17 باستثناء موارد مذكور در بالا موارد ديگري براي استفاده از حق تغيير قرارداد باربري مجاز نخواهد بود ولي با وجود اين تعرفههاي بينالمللي ميتوانند بفرستنده كالا حق بدهند كه علاوه بر موارد فوق تغييرات ديگري را در قراردادهاي باربري درخواست نمايد. دستوراتي كه فرستنده كالا ميدهد هيچگاه نبايد موجب تقسيم محموله بشود. بند 2 - دستورهاي مذكور فوق بايد طبق يك اظهار كتبي مطابق نمونه معين و منتشر شده از طرف راه آهن بعمل آيد. مطالب اظهارنامه بايد عيناً در نسخه رونوشت بارنامه قيد و بامضاء فرستنده كالا رسيده و با بارنامه براه آهن ارائه شود ايستگاه فرستنده با زدن مهرتاريخ دار روي نسخه رونوشت بارنامه و در ذيل مطالب درخواستي فرستنده قبول دستورات بعدي او را مورد تأييد قرار داده و رونوشت مزبور را مجدداً بفرستنده كالا مسترد ميدارد. چنانچه راه آهني كه بايد دستورات مزبور را انجام دهد نسخه رونوشت بارنامه مورد بحث را از فرستنده مطالبه ننمايد در مورد كليه خسارات حاصله از اين عمل در برابر گيرنده كه رونوشت مزبور را از طرف فرستنده دريافت خواهد نمود مسئوليت دارد. هر گاه فرستنده تقاضاي افزايش يا كاهش و يا انصراف از مبلغ استردادي را بنمايد بايد مدرك اوليه را كه باو داده شده است ارائه دهد و در صورت افزايش و يا كاهش مبلغ استردادي مدرك مزبور پس از تصحيح مجدداً در اختيار نامبرده گذارده خواهد شد و در صورت انصراف از طريقه استردادي مدرك اوليه از يد او خارج خواهد گرديد. هر گونه دستوريكه بعداً و بصورتي غير از آنچه كه فوقاً ذكر گرديده از طرف فرستنده داده شود بدون اعتبار خواهد بود. بند 3 - راه آهن بدستورهاي بعدي فرستنده ترتيب اثر نميدهد مگر آنكه وسيله ايستگاه مبداء ابلاغ شود. اگر فرستنده تقاضا نمايد مراتب وسيله تلگرام يا تلفونگرام بخرج فرستنده از طرف ايستگاه مبداء بايستگاه مقصد يا ايستگاه محل توقف اطلاع داده ميشود و سپس با يك اعلاميه كتبي يا تلگرام ضبط شده ماشيني تأييد ميگردد. در موارديكه تعرفه بينالمللي و يا ساير موافقت نامههاي موجود بين راه آهنهاي ذينفع طريقه ديگري را پيش بيني ننموده باشند ايستگاه مقصد و يا ايستگاه توقف بايستي دستور بعدي فرستنده را كه توسط تلگرام و يا اخطار تلفوني از ايستگاه مبداء واصل ميگردد بدون انتظار وصول تأييد اجرا نمايد و در موارد مشكوك بايد صحت آنها مورد تحقيق قرار گيرد. بند 4 - در موارد زير حق تغيير قرارداد حتي در صورتيكه فرستنده كالا نسخه رونوشت بارنامه را نيز همراه داشته باشد از او سلب ميگردد. الف - موقعيكه بارنامه در اختيار گيرنده كالا گذارده شده باشد.
ب
موقعيكه گيرنده كالا را قبول كرده باشد.
ج
موقعيكه گيرنده كالا از حقوق مربوط بقرارداد باربري طبق بند 3 از ماده 16 كه باو تعلق ميگيرد استفاده نموده باشد. د - موقعيكه گيرنده كالا طبق ماده 26 اختيار دارد بمحض ورود محمول در منطقه گمركي كشور مقصد دستورات لازمه را صادر نمايد از اين لحظه راه آهن موظف است كه طبق دستورات گيرنده كالا عمل نمايد. ماده بيست و دو - حقوق گيرنده كالا در مورد قرارداد باربري: بند 1 - چنانچه فرستنده كالا مخارج مربوط بحمل و نقل محمولات در داخل كشور مقصد را بعهده نگرفته و موضوع را نيز طبق مقررات رديف ج از بند 6 از ماده 6 در بارنامه قيد نكرده باشد گيرنده حق دارد كه قرارداد باربري را تغيير دهد. دستورات گيرنده كالا فقط وقتي قابل اجراست كه محمول داخل منطقه گمركي كشور مقصد شده باشد. گيرنده كالا ميتواند دستورات زير را بدهد: الف - كالا در بين راه متوقف شود. ب - تحويل كالا معوق بماند. ج - كالا در كشور مقصد بشخص ديگري غير از آنكه در بارنامه بعنوان گيرنده تعيين شده تحويل گردد. د - تشريفات لازم گمركي با ساير تشريفات مقامات اداري بر حسب يكي از ترتيبات پيش بيني شده در (ماده 15 بند 1 قسمت دوم) اجرا گردد. بعلاوه به غير از مواردي كه تعرفههاي بينالمللي مقررات مغايري داشته باشند گيرنده ميتواند دستورات زير را بدهد: ھ - كالا در كشور مقصد در ايستگاهي غير از ايستگاه قيد شده در بارنامه تحويل شود. و يا آنكه حمل كالا كه با بطيالسير شروع شده با سريعالسير ادامه يابد و بالعكس بشرط آنكه ايستگاهي كه كالا متوقف است براي هر دو نوع حمل و نقل مفتوح باشد. همچنين ميتواند تعرفه مورد نظر خود و مسيرجديدي را تعيين نمايد. دستورات ديگري غير از آنچه شمرده شده پذيرفته نشود. تعرفههاي بينالمللي در هر صورت ميتواند بگيرنده كالا حق دهند كه علاوه بر تغييرات مذكوره در بالا تغييرات ديگري را دستور دهد. دستورات گيرنده كالا هرگز نبايد منجر بتجزيه محمول گردد. بند 2 - دستورات فوقالذكر بايد بصورت اظهارنامه كتبي مطابق نمونه معين و منتشر شده از طرف راه آهن در ايستگاه مقصد و يا ايستگاه ورودي كشور مقصد تسليم گردد. هر دستوري كه بوسيله گيرنده كالا در نمونه ديگري غير از آنچه كه مقرر گرديده داده شود بدون اعتبار خواهد بود. براي اعمال حق اصلاح قرارداد باربري ارائه نسخه رونوشت بارنامه از طرف گيرنده كالا لزومي ندارد. بند 3 - بر حسب درخواست گيرنده كالا ايستگاهي كه دستور را دريافت داشته است با خرج گيرنده كالا آن را بوسيله تلگرام يا تلفونگرام كه بعداً با اظهار كتبي يا تلگرام ضبط شده ماشيني تأييد ميشود بايستگاهي كه بايد آنرا اجرا كند اعلام ميدارد. اين ايستگاه ميتواند بدون آنكه منتظر تأييد كتبي باشد دستور واصله را كه توسط تلگرام يا تلفونگرام از ايستگاه ذيصلاحيت رسيده است اجرا نموده و در صورت ترديد صحت آنرا تحقيق نمايد. بند 4 - حق اصلاح قرارداد باربري از طرف گيرنده در موارد زير منتفي ميگردد: الف - وقتيكه بارنامه را دريافت كرده باشد.
ب
وقتيكه كالا را قبول كرده باشد.
ج
وقتيكه گيرنده كالا از حقوق ناشيه از قرارداد باربري مطابق بند 4 از ماده 16 استفاده كرده باشد. د - وقتيكه نمايندة برگزيده او (طبق رديف ج بند 1) بارنامه را دريافت نموده يا طبق بند 4 از ماده 16 از حقوق خود استفاده كرده باشد. ھ - اگر گيرنده دستور تحويل كالا را بشخص ديگري داده باشد اين شخص مجاز بتغيير قرارداد باربري نميباشد. ماده بيست و سه - اجراي دستورهاي بعدي: بند 1 - راه آهن نميتواند باستثناء موارد مذكور زير از اجراي دستورهائي كه مطابق ماده 21 و 22 داده شدهاند خودداري نموده و يا در اجراي آن تأخيركند. الف - دستور موقعي بايستگاه موظف بانجام واصل شود كه اجراي آن امكان پذير نباشد.
ب
اجراي دستور بنحوي سرويس منظم بهره برداري را مختل سازد.
ج
چنانچه هدف از اجراي دستور تعويض ايستگاه مقصد بوده و انجام آن با مقررات معموله در يكي از كشورهائي كه كالا بايد طي نمايد بخصوص از نقطه نظر مقررات گمركي و اداري مخالفت داشته باشد. د - در مورد تغييرات ايستگاه مقصد موقعي ميتواند اين عمل انجام گيرد كه ارزش كالا مخارج اين تعويض ايستگاه را تأمين نمايد مگر آنكه بفوريت تضمين و يا پرداخت شود. در موارد فوقالذكر كسي كه دستورهاي بعدي را صادر نموده است بايد بلا فاصله از موانعي كه اجراي دستورهايش را بتأخير مياندازند مطلع گردد. چنانچه راه آهن نيز نتوانسته باشد موانعي را كه براي اجراي دستورهاي نامبرده پيش آمد خواهند كرد پيش بيني نمايد كسي كه دستورهاي بعدي را صادر نموده است مسئول كليه عواقبي خواهد بود كه از شروع اجراي آن دستورها حاصل خواهد گرديد. بند 2 - چنانچه دستور بعدي مبني بر اين باشد كه كالا در يكي از ايستگاههاي بين راه تحويل گردد كرايه حمل از ايستگاه فرستنده تا آن ايستگاه محاسبه خواهد شد. ولي اگر موقعي دستور رسيده باشد كه كالا از ايستگاهي كه براي تحويل تعيين شده است گذشته باشد كرايه حمل از ايستگاه فرستنده تا ايستگاهي كه كالا توقف نموده و از اين ايستگاه تا ايستگاهي كه براي تحويل تعيين گرديده است محاسبه ميگردد. اگر دستور بعدي چنين باشد كه كالا مقصد ديگري تحويل شود يا اينكه بايستگاه مبداء اعاده گردد كرايه حمل از ايستگاه فرستنده تا ايستگاهي كه بارمتوقف شده و از آنجا تا مقصد جديد يا تا ايستگاه فرستنده محاسبه خواهد شد. تعرفههائي كه در اينمورد اجرا ميشود تعرفههائي هستند كه در طول اين مسيرها هنگام انعقاد قرارداد باربري جاري بوده است. مقررات مذكوره در مورد هزينههاي فرعي و ساير هزينهها نيز اجرا ميگردد. بند 3 - مخارج ناشي از اجراء دستور فرستنده يا گيرنده باستثناء آنهائي كه ناشي از اشتباه راه آهن باشد بكالا تعلق خواهد گرفت. بند 4 - باستثناء موارد مندرج در بند 1 راه آهن در صورت ارتكاب اشتباه مسئول عواقب ناشي از عدم اجراء يا اجراي نا صحيح دستورهاي صادره طبق مواد 21 و 22 ميباشد. معالوصف غرامتي را كه بر عهده راه آهن است هرگز از غرامتي كه در ازاء فقدان كالا تعلق ميگيرد تجاوز نخواهد كرد. ماده بيست و چهار - موانع و اشكالات در امر باربري: بند 1 - هر گاه موانع و اشكالاتي در راه باربري كالا بوجود آيد بر عهده راه آهن است كه تصميم بگيرد كه بدون مشورت با فرستنده كالا را با تغيير مسير ارسال نمايد يا اينكه از لحاظ نفع فرستنده نامبرده را از موضوع ضمن اطلاعات مفيدي كه در اختيار دارد براي كسب دستور مستحضر دارد. كرايه باربري از مسير جديدي كه استفاده شده است با در نظر گرفتن تمام مهلتهاي مربوطه بآن بايستي براه آهن پرداخت شود ولو آنكه اين مسير طولاني تر از مسير قبلي باشد. بند 2 - چنانچه طرق ديگري براي انجام حمل كالا وجود نداشته باشد و يا بعلل ديگري ادامه حمل امكان پذير نباشد راه آهن بايد از فرستنده كالا كسب تكليف نمايد ولي در مورد موانع موقتي كه بعلت اوضاع پيش بيني شده در بند 4 از مادة 5 بوجود آمدهاند تقاضاي تعيين تكليف از فرستنده كالا براي راه آهن اجباري نيست. بند 3 - فرستنده ميتواند در بارنامه تعليمات لازمه را براي موارديكه با باربري در نتيجه موانع و اشكالات متوقف ميگردد بدهد. چنانچه بنظر راه آهن اين تعليمات قابل اجرا نباشد مجدداً از فرستنده كالا تقاضاي صدور تعليمات جديدي مينمايد. بند 4 - فرستنده كالا پس از اطلاع از اشكالات باربري ميتواند تعليمات خود را بايستگاه فرستنده و يا ايستگاهي كه كالا در آن متوقف است بدهد. چنانچه فرستنده كالا نام گيرنده و يا ايستگاه مقصد را تغيير داده و يا اينكه تعليمات خود را بايستگاه ديگري غير از ايستگاه فرستنده صادر كند موظف است تعليمات خود را روي نسخه رونوشت بارنامه كه بايد ارائه دهد ثبت نمايد. چنانچه راه آهن به تعليمات صادره از طرف فرستنده بدون درخواست ارائه نسخه رونوشت ترتيب اثر دهد و رونوشت بارنامه بگيرنده تسليم شده باشد راه آهن در قبال گيرنده مسئول خسارت ناشي از آن ميباشد. بند 5 - چنانچه فرستنده كالا از وجود موانع در باربري مطلع شده ولي در فاصله زماني لازم تعليمات قابل اجرائي صادر ننمايد در اين مورد بر طبق مقرراتي كه درباره وجود موانع در تسليم كالا در راه آهني كه كالا در آنجا متوقف گرديده است عمل خواهد شد. چنانچه كالا فروخته شده باشد حاصل فروش پس از كسر مخارج متعلقه به كالا بايد در اختيار فرستنده قرار گيرد. اگر حاصل فروش از مخارج متعلقه كمتر باشد فرستنده بايد ما بهالتفاوت آنرا پرداخت نمايد. بند 6 - چنانچه موانع موجود در امر باربري قبل از وصول تعليمات فرستنده در اين مورد مرتفع شود كالا بمقصد خود بدون آنكه منتظر وصول تعليمات فرستنده باشد ارسال خواهد شد و جريان در اسرع وقت باطلاع فرستنده خواهد رسيد. بند 7 - چنانچه موانع مربوط بامر باربري بعد از آنكه گيرنده كالا قرارداد باربري را بموجب ماده 22 تغيير داده است بوجود آيد راه آهن موظف است گيرنده كالا را كه مقررات بندهاي 1، 2، 5 و 6 در مورد او قابل اجرا هستند مطلع سازد و گيرنده كالا موظف نيست رونوشت بارنامه را ارائه دهد. بند 8 - مقررات ماده 23 در مورد باربريهائيكه مطابق با مقررات اين ماده انجام ميگيرد نيز قابل اجرا ميباشد. ماده بيست و پنج - موانع و اشكالات در تحويل كالا: بند 1 - هنگاميكه در تحويل كالا موانعي پيش آيد ايستگاه مقصد بايد بوسيله ايستگاه مبداء موضوع را بدون تأمل باطلاع فرستنده كالا برساند و كسب دستور نمايد در صورتيكه فرستنده در بارنامه تقاضا نموده باشد بايد بدون وساطت ايستگاه فرستنده موضوع مستقيماً توسط نامه يا تلگراف و ياتلگرام ضبط شده ماشيني باطلاع او برسد و مخارج اين اطلاعيه بهزينههاي كالا افزوده خواهد شد. چنانچه موانع موجود براي تحويل كالا قبل ازوصول تعليمات فرستنده به ايستگاه مقصد مرتفع شود كالا تسليم گيرنده خواهد شد و موضوع تحويل بايد بلا فاصله توسط نامه سفارشي باطلاع فرستنده كالا برسد. هزينههاي مربوط باين امر بهزينههاي مربوط به كالا اضافه خواهد شد. چنانچه گيرنده كالا از قبول آن خود داري نمايد فرستنده ميتواند حتي اگر نسخه رونوشت بارنامه را در دست نداشته باشد تعليمات لازم را بدهد. فرستنده همچنين ميتواند در بارنامه قيد نمايد كه در صورت پيش آمد مانعي براي تحويل كالا آنرا بدون مشورت باو عودت دهند در غير اينصورت كالا بدون رضايت بعدي او اعاده نميشود. تعليمات فرستنده كالا مگر در موارديكه تعرفهها طرق ديگري را پيش بيني نمايند بوسيله ايستگاه فرستنده صادر خواهد شد. بند 2 - در جميع موارد مربوط باشكالات و موانع تحويل كالا سواي آنچه كه در بند 1 پيش بيني شده است با رعايت مفاد مادة 45 نحوه عمل بر طبق قوانين و مقررات جاري در راه آهن تحويل دهنده خواهد بود. اگر كالا فروخته شود پس از كسر مخارج متعلقه به كالا وجه آن در اختيار فرستنده قرار ميگيرد. اگر حاصل فروش كمتر از مخارج متعلقه به كالا باشد فرستنده بايد ما بهالتفاوت را بپردازد. بند 3 - اگر موانع تحويل كالا بعد از آنكه گيرنده قرارداد باربري را بموجب ماده 22 تغيير داده پيش آيد راه آهن موظف است مراتب را باين گيرنده اطلاع دهد. دستورات رديف 2 از بند 2 عيناً درباره گيرنده قابل اجرا ميباشد. بند 4 - دستورهاي ماده 23 در باربريهائيكه بموجب اين ماده انجام شده قابل اجراست.
قسمت سوم
مسئوليت - اقدامات قضائي
فصل اول
ماده بيست و شش - مسئوليت مشترك راه آهن ها: بند 1 - راه آهني كه كالا را با بارنامه براي باربري قبول كرده است مسئول اجراي اين باربري در تمام مسير تا تحويل آن ميباشد. بند 2 - هر راه آهن بعدي هم كه كالا را با بارنامه اوليه قبول نمايد. بموجب مفاد اين مدرك در قرارداد باربري شريك بوده و عهده دار كليه مسئوليتهاي ناشي از آن ميباشد بدون آنكه مقررات بند 3 ماده 43 مربوط براه آهن مقصد را نقض كرده باشد. ماده بيست و هفت - حدود مسئوليت: بند 1 - از لحظه قبول كالا براي حمل تا موقع تحويل آن بگيرنده راه آهن مسئول تأخير در تحويل از بين رفتن كلي يا جزئي كالا و همچنين آسيبهاي وارده به آن ميباشد. بند 2 - راه آهن از مسئوليت مبري ميشود چنانچه تجاوز از مهلت مقرره تحويل فقدان يا خسارت وارده بعلت اشتباه و دستور غلط ذيحق روي داده يا در اثر عيب خاص كالا از قبيل (فساد داخلي، آفت و كسري و غيره) بوده يا بسبب اوضاعي كه راه آهن نميتوانسته است اجتناب نمايد و از بروز عواقب ناشيه جلوگيري كند رخ داده باشد. بند 3 - راه آهن از مسئوليت بري ميشود هنگامي كه فقدان يا آسيب ديدگي كالا از آثار خاص مربوط بيك يا چند عامل نامبرده زير نتيجه ميشود: الف - حمل كالا بر طبق مقررات مربوطه و يا در اثر موافقتنامه منعقده با فرستنده كالا كه در بارنامه قيد گرديد در واگن سرباز صورت بگيرد. ب - چنانچه كالائي را كه بعلت جنس و طبيعت آن همواره در معرض تقليل و آسيب ديدگي قرار خواهد گرفت بسته بندي ننموده باشند و يا آنكه آنرابطور ناقص بسته بندي كرده باشند. ج - عمليات بارگيري و تخليه كالا كه بوسيله فرستنده و گيرنده و طبق مقررات مربوطه و يا بموجب موافقت نامههاي منعقده با آنها كه در بارنامه نيز ذكر گرديده است بعمل آمده باشد. در صورتيكه بارگيري غلط يا بارگيري در واگني كه عيب كاملاً مشخصي دارد بر طبق مقررات جاري يا موافقت نامههائي كه با فرستنده منعقد شده است و در بارنامه نيز قيد گرديده توسط فرستنده انجام شده باشد. د - اجراي تشريفات گمركي يا ساير مقامات اداري وسيله فرستنده يا گيرنده يا نمايندگي يكي از آنان صورت گيرد. ھ - در صورتيكه كالاي حمل شده بعلل نا گسستني از جنس و طبيعت آن در معرض تلف كلي يا جزئي يا معيوب شدن قرار گيرد. مخصوصاً اينكه خسارت در اثر خورد شدن، زنگ زدن فساد داخلي و خود بخود خشك شدن، تحليل رفتن بوجود آيد. و - فرستادن اشيائي كه از حمل ممنوع ميباشند تحت نام ديگري يا با نام غلط و يا ناقص همچنين فرستادن اشيائيكه تحت شرايط خاص بايد حمل شوند با نام ديگري يا با نام غلط يا ناقص و يا عدم رعايت احتياطات مقرره از طرف فرستنده. ز - حمل و نقل حيوانات زنده. ح - حمل و نقل محمولاتيكه بموجب اين مقاوله نامه و طبق مقررات جاري يا موافقت نامههاي منعقده با فرستنده كه در بارنامه نيز قيد شده است بايد بهمراهي مراقب جهت حفظ محمولات از مخاطرات مذكور انجام گيرد و فقدان يا آسيب ديدگي كالا در نتيجه بي دقتي مراقب بعمل آمده باشد. ماده بيست و هشت - مأموريت تحقيق: بند 1 - تحقيق و اثبات اينكه تجاوز مهلت تحويل از مدت معينه و يا فقدان و آسيب ديدگي كالا مربوط بيكي از علل پيش بيني شده در بند 2 مادة 27ميباشد بعهده راه آهن خواهد بود. بند 2 - وقتي نظر راه آهن بر اين باشد كه با توجه باوضاع و احوال فقدان كالا يا آسيب ديدگي ممكن است در اثر يك يا چند عامل مخصوص پيش بيني شده در بند 3 مادة 27 رخ داده باشد اين نظريه يك استنباطي بيش نخواهد بود. و در هر صورت ذيحق ميتواند ثابت كند كه خسارت وارده بطور كلي يا جزئي در اثر يكي از عوامل مذكور بوده است و در صورتيكه مقدار كسري كالا غير معمولي يا اينكه بسته كالا بكلي مفقود شده باشد. اين نظر و استنباط راه آهن در مورد پيش بيني شده در رديف الف بند 3 مادة 27 قابل اجرا نخواهد بود. ماده بيست و نه - استنباط در مورد حمل مجدد كالا. بند 1 - چنانچه محمولاتي كه در تحت شرايط اين مقاوله نامه حمل شدهاند مجدداً تحت شرايط همين مقاوله نامه حمل گردند و در هنگام حمل مجدد فقدان جزئي و يا آسيب ديدگي در آن مشاهده گردد در صورتيكه شرايط زيرين موجود باشد ميتوان استنباط نمود كه آنها در طول مسير اخير قرارداد باربري بوجود آمده است. الف - محموله دائماً تحت مراقبت راه آهن بوده است.
ب
محموله بهمان وضع كه بمقصد اوليه رسيده تجديد حمل شده باشد. بند 2 - همين استنباط بعمل خواهد آمد هر گاه قرارداد قبل از ارسال مجدد كالا تابع شرايط اين مقاوله نامه نبوده است بشرط آنكه اين مقاوله نامه براي حمل باربري مستقيم بين اولين ايستگاه فرستنده و آخرين ايستگاه مقصد قابل اجرا ميبود. ماده سي - استنباط درباره فقدان كالا - مورديكه كالا باز يافته ميشود. بند 1 - چنانچه محموله در موعد معينه بگيرنده كالا تحويل نگردد و يا در مدت سي (30) روز پس از انقضاي مهلت تحويل در اختيار ذيحق گذارده نشود نامبرده ميتواند بدون ارائه مدارك ديگري كالاي خود را مفقود شده بداند. بند 2 - شخص ذينفع حق دارد ضمن دريافت غرامت مربوط بكالاي مفقوده كتباً تقاضا نمايد در طي سالي كه از پرداخت غرامت آغاز ميگردد بمحض باز يافته شدن كالا او را مطلع سازند. رسيد اين درخواست كتباً بايد باو داده شود. بند 3 - در طي سي (30) روز پس از دريافت اطلاعيه مربوط به پيدا شدن كالا شخص ذينفع ميتواند تقاضا نمايد كه كالاي او در يكي از ايستگاههاي مسير تحويل داده شود. و موظف است مخارجي را كه بحمل كالا از ايستگاه فرستنده تا ايستگاه تحويل كالا بآن تعلق گرفته است بعلاوه مبلغ غرامت پس از كسر مخارجي كه احياناً در آن منظور بوده است و با رعايت كليه حقوق مربوط بغرامت كه در ماده 34 و در صورت امكان در مادة 36 براي تجاوز از موعد مقرره براي تحويل كالا ملحوظ است براه آهن بپردازد. بند 4 - در صورتيكه طبق بند 2 فوقالذكر تقاضائي بعمل نيامده باشد و يا در مدت سي (30) روز بموجب بند 2 اقدامي معمول نگردد و يا آنكه كالا بيش از يك سال پس از تاريخ پرداخت غرامت پيدا شود راه آهن مطابق مقررات و قوانين كشور متبوع خود عمل خواهد كرد. ماده سي و يك - مبلغ غرامت در صورت از بين رفتن كالا: بند 1 - هر گاه طبق مقررات اين مقاوله نامه غرامتي براي از بين رفتن كلي يا قسمتي از كالا بر عهده راه آهن باشد غرامت بر حسب: نرخ رسمي بورس. يا در صورت نبودن نرخ بورس به قيمت روز بازار. يا در صورت نبودن هيچكدام طبق ارزش معمولي. كالاهائي از همان نوع و جنس كه در محل و زمان قبول بار براي حمل از طرف راه آهن جاري بوده است محاسبه ميشود. معالوصف غرامت از پنجاه فرانك براي فقدان هر يك كيلوگرم وزن غير خالص كالا تجاوز نميكند البته با رعايت محدوديت هائيكه در ماده 35 پيش بيني شده است بعلاوه كرايه حمل و حقوق گمركي و كليه مبالغي كه بمناسبت حمل كالا دريافت شده است بدون هيچگونه خسارت ديگري بشخص ذينفع مسترد خواهد شد. بند 2 - اگر عناصريكه بعنوان مبناي محاسبه پرداخت غرامت بكار ميروند به پول كشوري كه در آنجا غرامت مطالبه شده است معلوم نباشند تبديل پول بر اساس نرخهاي روز در محلي كه غرامت پرداخت ميشود صورت خواهد گرفت. ماده سي و دو - تحديد مسئوليت در صورت افت كردن وزن و محمولات در موقع حمل. بند 1 - در مورد كالاهائيكه بسبب طبيعت خاصشان معمولاً هنگام حمل و در طول مسير افت وزن پيدا ميكنند راه آهن فقط در صورتي جوابگو خواهد بود كه افت كالا در هر مسيري كه محموله طي كند از حدود معينه زير تجاوز نمايد: الف - دو درصد (2 %) وزن براي مايعات و كالاهاي نمدار كه براي باربري تحويل شده باشد و نيز براي كالاهاي نامبرده زير. - ساقه شيرين بيان - چوبهاي رنگين رنده شده يا آسيا شده بصورت گرد. - قارچهاي تازه - ذغال سنك [سنگ] و كك. - شاخ و سم حيوانات - يال و دم حيوانات. - ميوههاي تازه خشك يا پخته - انواع چربيها. - انواع پشم - سبزيهاي تازه. - كندرهاي تازه - استخوان درست يا آسيا شده. - ضايعات پوستها - ذغال طبيعي. - انواع چرم - پوست درخت. - انواع پوست - برگ تازه توتون. - پوستهاي قيمتي - ماهيهاي خشك شده. - انواع ريشه - صابون و روغنهاي غليظ. - نمك - موي خوك. - ماستيك تازه - توتون بريده شده. - رگ و پي حيوانات. ب - يك درصد براي ساير كالاهاي خشك كه ممكن است در طول راه دچار افت بشوند. بند 2 - در صورتيكه بر حسب اوضاع و احوال ثابت شود كه افت كالا در اثر موجباتي كه باعث افت كالا ميشوند نباشد راه آهن نميتواند از محدوديت مسئوليت كه در بند 1 اين ماده پيش بيني شده استفاده نمايد. بند 3 - هر گاه تعداد زيادي بسته بوسيله يك بارنامه حمل شود افت مربوط بطول راه براي هر بسته محسوب خواهد شد در صورتيكه وزن هر يك از آنها جداگانه در بارنامه قيد شده باشد و يا بتوان بطريق ديگري آنرا تعيين نمود. بند 4 - در صورت فقدان تمام كالا براي محاسبه غرامت بعنوان افت وزن كالا در طول راه هيچگونه تقليلي نبايد بعمل آيد. بند 5 - مقررات اين ماده بهيچ وجه مقررات مواد 27 و 28 را نقض نمي كند. ماده سي و سه - مبلغ غرامت در مورد آسيب ديدگي كالا: بند 1 - در مورد آسيب ديدگي كالا راه آهن موظف به پرداخت غرامت ميباشد اين غرامت بر مبناي كسر ارزش كالاي آسيب ديده حساب خواهد شد وغير از اين غرامت هيچ نوع پرداخت جبران خسارت ديگري بعمل نخواهد آمد. مبلغ اين غرامت با در نظر گرفتن ارزش كالا كه در ماده 31 تعريف شده است و درصدي كه از ارزش كالا در مقصد كاسته شده است محاسبه مي گردد. همچنين مخارجي كه در رديف آخر بند 1 از ماده 31 پيش بيني شده است بهمين نسبت مسترد مي شود. در هر صورت نكات زير بايد رعايت شود: الف - هر گاه تمام محموله در اثر آسيب ديدگي ضايع و بيارزش شده باشد مبلغ غرامت پرداختي نبايد از مبلغي كه در صورت فقدان تمام آن پرداخت مي شد تجاوز كند.
ب
هر گاه فقط قسمتي از محموله در اثر آسيب ديدگي ضايع و بيارزش شده باشد مبلغ غرامت پرداختي نبايد از مبلغي كه در صورت فقدان قسمت آسيب ديده پرداخت ميشد تجاوز نمايد. ماده سي و چهار . مبلغ غرامت در مورد تاخير در تحويل كالا. بند 1 - در صورتيكه تاخير در تحويل كالا بيش از 48 ساعت از مهلت مقرره طول بكشد و اگر شخص ذينفع ثابت ننمايد كه در نتيجه آن خسارتي باو وارد شده راه آهن موظف است يكدهم كرايه حمل را كه حداكثر پنجاه (50) فرانك براي هر محموله خواهد شد باو مسترد دارد. بند 2 - چنانچه ثابت شود كه خسارتي در اثر تأخير در تحويل كالا باو وارد شده است راه آهن غرامتي كه حداكثر از دو برابر كرايه حمل تجاوز نكند باو پرداخت خواهد نمود. بند 3 - غراماتيكه طبق بندهاي 1 و 2 پرداخت ميشود با غرامت پرداختي براي فقدان تمام كالا توأم نميگردد. در صورتيكه قسمتي از كالا از بين برود غرامت تأخير در تحويل در صورت وقوع فقط براي قسمت باقيمانده مرسوله پرداخت مي شود. در صورت آسيب ديدگي كالا غرامت تأخير در تحويل در صورت وقوع با غرامت پيش بيني شده در ماده 33 توأم ميگردد. در هر حال جمع غرامتهاي پيش بيني شده در بندهاي 1 و 2 با غرامتهاي پيش بيني شده در ماده 31 و 33 نميتواند موجب پرداخت غرامتي بيشتر از غرامت تلف شدن تمام كالا گردد. ماده سي و پنج - محدوديت غرامت بر اساس بعضي از تعرفهها. هر گاه راه آهن جهت حمل بار با شرايط باربري خاصي موافقت نمايد (تعرفه اختصاصي يا استثنائي) و براي كرايه حمل تخفيفي بر اساس شرايط عادي بپذيرد )تعرفههاي عمومي) در اين حالت راه آهن ممكن است براي پرداخت غرامت بشخص ذينفع محدوديتي قائل شود اين محدوديت براي تأخيردر تحويل فقدان و يا آسيب ديدگي كالا خواهد بود بشرط آنكه اين محدوديت در تعرفه قيد شده باشد هر گاه محدوديت فوق از اعمال تعرفهها منتج بشود كه فقط در قسمتي از مسير كالا اجرا مي شود تأديه غرامت توسط راه آهن فقط براي قسمتي از مسير كه موجب اين غرامت شده است بعمل خواهد آمد. ماده سي و شش - مبلغ غرامت در صورت اظهار انتفاع در تحويل. هر گاه در موقع تحويل كالا انتفاع در تحويل تقاضا شده باشد ممكن است علاوه بر غرامات پيشبيني شده در ماده 31 و 33 و 34 و در صورت امكان درماده 35 مطالبه غرامتي براي خسارت اضافي كه تأييد گرديده است بشود مبلغ اين غرامت حداكثر بميزان مبلغي كه براي انتفاع در تحويل اظهار شده است ميباشد. ماده سي و هفت - مبلغ غرامت در صورت وجود تقلب و اشتباه فاحش كه مسئوليت آن بعهده راه آهن است. در تمام موارديكه تأخير در تحويل كالا فقدان كلي و يا جزئي آن و يا آسيب ديدگي آن در اثر تقلب و يا اشتباه فاحشي باشد كه مسئوليت آن متوجه راه آهن است. راه آهن بايد به ذينفع پس از اثبات موضوع خسارت مربوطه را كاملاً جبران نمايد. و در مورد اشتباه فاحش مسئوليت محدود است به دوبرابر حداكثر مبالغي كه در مواد 31 - 33 - 34 - 35 - 36 پيش بيني شده است. ماده سي و هشت - بهرة غرامت - برگشت غرامتها. بند 1 - شخص ذينفع ميتواند تقاضاي بهرة غرامت بنمايد. اين بهرهها كه بر مبناي پنج درصد (5 %) در سال محاسبه ميشوند فقط در مواردي قابل پرداختند كه غرامت از ده فرانك براي هر بارنامه تجاوز نمايد. بهرههاي غرامت از تاريخ اولين روز اعتراض اداري كه بموجب ماده 41 بعمل ميآيد و در غير اينصورت از تاريخي خواهد بود كه از طريق قضائي اقدام باين كار شده باشد. بند 2 - هر غرامتي كه من غير حق دريافت شده باشد بايد مسترد گردد. ماده سي و نه - مسئوليت راه آهن در مورد مأمورين خود. راه آهن مسئول اعمال كليه مأمورين رسمي خود و همچنين اشخاصي كه براي اجراي امر باربري اجير شدهاند ميباشد. معالوصف هر گاه بنا بر تقاضاي ذينفع مأمورين راه آهن بارنامهها را نوشته و يا ترجمههائي بنمايند و يا خدمات ديگري كه بر عهده راه آهن نيست انجام دهند بعنوان مأمور آن اشخاص شناخته ميشوند. ماده چهل - اجراء دعاوي خارج از قرارداد. در كليه موارد مشمول اين مقاوله نامه هيچ دعوي مربوط بمسئوليت به هر عنوان كه باشد عليه راه آهن اعمال نميشود مگر در شرايط و حدود پيش بيني شده در اين مقاوله نامه. همچنين است در مورد هر دعوي كه اقامه شده عليه اشخاصي كه طبق ماده 39 راه آهن جوابگوي آنست.
فصل دوم
اعتراضات و دعاوي اداري - دعاوي قضائي ائين [آئين] دادرسي و مرور زمان ماده چهل و يك - دعاوي اداري بند 1 - دعاوي اداري مربوط بقرارداد باربري بايد كتباً براه آهني كه طبق ماده 43 معين شده است ارسال شود. بند 2 - حق دعوي اداري متعلق باشخاصي است كه بموجب ماده 42 حق اقامه قضائي عليه راه آهن را دارند. بند 3 - اگر اعتراض توسط فرستنده كالا بعمل آيد بايد نسخه رونوشت بارنامه نيز ارائه شود. در صورت غير يا بايد اين عمل را با اجازه گيرنده انجام دهد يا اينكه مدركي دال بر رد كالا از طرف گيرنده ارائه نمايد. اگر اعتراض توسط گيرنده بعمل آيد بايد بارنامه را در صورت وصول ارائه نمايد. بند 4 - بارنامه - رونوشت بارنامه و اوراق ديگري كه ذيحق ضميمه كردن آنها را باعتراضات خود مفيد بداند بايد اصل يا رونوشت آنها پيوست شود و در صورت تقاضاي راه آهن رونوشتها بايد مصدق باشند. موقع رسيدگي باعتراض راه آهن ميتواند تقاضاي ارائه اصل بارنامه - رونوشت بارنامه و يا قبض استرداد بها را براي منعكس نمودن نتيجه رسيدگي مطالبه نمايد. ماده چهل و دو - اشخاصيكه ميتوانند عليه راه آهن دعوي قضائي اقامه كنند: بند 1 - اقامه دعوي قضائي براي استرداد مبلغ پرداخت شده بموجب قرارداد باربري متعلق بكسي ميباشد كه اين مبلغ را پرداخته است. بند 2 - اقامه دعوي قضائي مربوط باسترداد بهاي پيش بيني شده در ماده 19 فقط به فرستنده كالا مربوط است. بند 3 - اقامه دعاوي ديگر قضائي عليه راه آهن كه از قرارداد باربري ناشي ميشود مربوط باشخاص زير ميباشد. الف بفرستنده كالا تا موقعيكه گيرنده كالا بارنامه را اخذ يا كالا را قبول نموده و يا از حقوق متعلقه كه بموجب بند 4 از ماده 16 و يا ماده 22 برخوردار است استفاده نمايد.
ب
بگيرنده كالا از لحظهايكه:
1
بارنامه را دريافت كرده است.
2
كالا را قبول نموده است.
3
از حقوق خود به موجب بند 4 از ماده 16 استفاده كرده است.
4
از حقوق متعلقه بخود بموجب ماده 22 بهره مند شده است در هر صورت بمحض دريافت بارنامه يا قبول كالا وسيله شخص تعيين شده از طرف گيرنده طبق (رديف ج از بند 1 ماده 22) يا استفاده نامبرده از حقوق متعلقه بموجب بند 4 از ماده 16 حق اقامه دعوي از گيرنده سلب ميشود. براي اقامه اين قبيل دعاوي فرستنده بايد نسخه رونوشت بارنامه را ارائه نمايد و در صورت نبودن آن او نميتواند بموجب حقوق متعلقه مذكور دررديف الف بند 3 عليه راه آهن اقامه دعوي كند مگر با اجازه گيرنده يا اينكه مدركي بياورد كه گيرنده كالا را نپذيرفته است. ماده چهل و سه - راه آهنهائي كه عليه آنها ميتوان اقامه دعوي قضائي نمود. بند 1 - اقامه دعوي قضائي در مورد استرداد مبلغ پرداخت شده بموجب قرارداد باربري ممكنست عليه راه آهني كه وجه را دريافت كرده يا راه آهني كه وجه بنفع او بيشتر دريافت شده است اقامه گردد. بند 2 - دعوي قضائي مربوط باسترداد بهاي پيش بيني شده در ماده 19 اقامه نميشود مگر عليه راه آهن فرستنده. بند 3 - دعاوي قضائي ديگر كه از قرارداد باربري ناشي شود منحصراً عليه راه آهن مبداء يا راه آهن مقصد يا راه آهني كه عمل اصلي مورد دعوي در آنجا اتفاق افتاده است اقامه ميشود. عليه راه آهن مقصد نيز ميشود اقامه دعوي كرد حتي اگر كالا و بارنامه را دريافت نكرده باشد. بند 4 - هر گاه شخصي كه دعوا را طرح مينمايد بتواند آنرا عليه چندين راه آهن اقامه كند بمحض اينكه دعوا عليه يكي از آنها طرح گرديده حق او نسبت بساير راه آهنها منتفي ميگردد. بند 5 - دعوي قضائي ممكنست عليه راه آهن ديگري غير از آنهائي كه در بند 1 و 2 و 3 تعيين شده اقامه شود هر گاه اين يك دعوي رديه بوده باشد يا بصورت دعوي شخصي ثالث در رد اعتراض بدعوي اصلي مستند بر همان قرارداد باربري اقامه شود. ماده چهل و چهار - صلاحيت: دعاوي قضائي مستند باين مقاوله نامه نميتواند مورد رسيدگي قرار گيرد جز توسط قاضي صلاحيتدار كشوري كه راه آهن خوانده از آن تبعيت ميكند. مگر اينكه در موافقت نامههاي بين دولتها و يا در اسناد امتيازي تصميم ديگري اتخاذ شده باشد. هر گاه مؤسسهاي شبكههاي مستقلي از راه آهن را در كشورهاي مختلف بهره برداري كند هر يك از اين شبكهها از نظر اجراي اين ماده مانند راه آهن جداگانه تلقي ميشود. ماده چهل و پنج - تحقيق درباره فقدان جزئي يا معيوب شدن كالا. بند 1 - هر گاه فقدان قسمتي از كالا يا آسيب ديدگي آن از طرف راه آهن كشف و يا مشاهده شود و يا اينكه ذيحق وجود آن را اثبات نمايد راه آهن موظف است بلا فاصله و در صورت امكان يا حضور ذيحق صورتمجلسي تنظيم نمايد كه بر حسب نوع خسارت وضع كالا وزن آن و در صورت امكان اهميت خسارت و علت و زماني كه خسارت وارد شده است در آن تسجيل گردد. يك رونوشت از اينصورت مجلس بايد به رايگان تسليم ذيحق بشود. بند 2 - اگر ذيحق مفاد صورتمجلس را قبول نكند ميتواند تحقيق قضائي را نسبت بوضع و وزن كالا و همچنين علل و ميزان خسارت تقاضا نمايد. نحوه اقدام تابع قوانين و مقررات كشوري است كه تحقيق قضائي در آنجا بعمل مي آيد. ماده چهل و شش - منتفي شدن اقامه دعوا عليه راه آهن. بند 1 - دريافت كالا از طرف ذيحق هر گونه دعوي ناشي از قرارداد باربري عليه راه آهن مربوط بتجاوز مهلت تحويل كالا يا فقدان قسمتي از آن و يا آسيب ديدگي را منتفي ميسازد. بند 2 - اقامه دعوا در موارد زير منتفي نميگردد: الف - اگر دارنده حق اثبات كند كه خسارت بعلت يك تقلب يا خطاي فاحش منسوب براه آهن بوده است. ب - در صورتيكه اعتراض براي تجاوز مهلت تحويل در مدتي كه از شصت(60) روز تجاوز ننمايد بيكي از راه آهنهاي تعيين شده طبق بند 3 ماده 43 ارسال شود روز قبول كالا از طرف ذيحق جزء اين مدت محسوب نميگردد. ج - در مورد اعتراض براي فقدان قسمتي از كالا و يا براي آسيب ديدگي آن بشرح زير: اولاً اگر فقدان يا آسيب ديدگي قبل از دريافت كالا وسيله ذيحق طبق ماده 45 بثبوت رسيده باشد. ثانياً اگر تحقيق و اثباتيكه بموجب ماده 45 بايد انجام بگيرد بعلت اشتباه راه آهن صورت نگرفته باشد. د - در صورت ادعاي غرامت براي خسارتهائيكه وجود آنها بعد از قبول كالا از طرف ذيحق معلوم ميگردد با وجود و شرايط زير: اولاً بلا فاصله بعد از كشف خسارت و حداكثر در ظرف هفت (7) روز بعد از دريافت كالا از طرف دارنده حق تقاضاي تسجيل خسارت مطابق ماده 45 بعمل آمده باشد. اگر خاتمه اين مهلت مصادف با روز يكشنبه يا روز تعطيل رسمي باشد خاتمه مهلت به اولين روز اداري بعدي تمديد ميشود. ثانياً - ذيحق ثابت كند كه خسارت در فاصله قبول كالا براي حمل و تحويل آن عارض شده است. بند 3 - اگر كالا مطابق شرايط پيش بيني شده در بند 1 ماده 29 مجدداً ارسال شده باشد اقامه دعاوي مربوط بغرامت براي فقدان جزئي يا آسيب ديدگي كالا ناشي از يكي از قراردادهاي باربري قبلي منتفي ميشود همانطور اگر مربوط بيك قرارداد منحصر بفرد ميشود. ماده چهل و هفت - مرور زمان مربوط بدعوي قضائي: بند 1 - اقامه دعوي قضائي ناشي از قرارداد باربري بعد از يكسال مشمول مرور زمان ميگردد. معهذا مرور زمان دو ساله خواهد بود اگر موارد زير پيش آيد: الف - اقامه دعوا مربوط بواريز استرداد بهاي كالائي باشد كه وسيله راه آهن از گيرنده كالا دريافت شده است.
ب
اقامه دعوا مربوط بواريز تتمه حساب فروشي باشد كه وسيله راه آهن انجام شده است.
ج
اقامه دعوا بر اساس خسارتي باشد كه از تقلب و تدليس ناشي شده است. د - اقامه دعوا بر اساس موضوع قاچاق مبتني باشد. ھ - در مورد پيش بيني شده در بند 1 ماده 29 اقامه دعوا بر اساس يكي از قراردادهاي باربري قبل از ارسال مجدد محموله مبتني باشد. بند 2 - شروع مرور زمان: الف - براي دعاوي مربوط بغرامت براي فقدان جزئي و يا آسيب ديدگي و يا تأخير در تحويل محموله از روزيكه تحويل انجام شده است. ب - براي دعاوي مربوط بغرامت براي فقدان كلي محموله از روز سيام (30) پس از انقضاء مهلت تحويل. ج - براي دعاوي مربوط بپرداخت يا استرداد كرايه حمل و مخارج فرعي و اضافه كرايهها و يا براي دعاوي مربوط بتصحيح يا اجراي نادرست تعرفه يا اشتباه در محاسبه مرور زمان از تاريخهاي زير شروع ميشود. اولاً اگر پرداخت بعمل آمده باشد از روز پرداخت. ثانياً چنانچه بعمل نيامده باشد از روز قبول كالا براي حمل اگر پرداخت بعهده فرستنده باشد و از روزيكه گيرنده بارنامه را دريافت نموده است در صورتيكه پرداخت بعهده گيرنده باشد. ثالثاً اگر موضوع مربوط به پرداخت وجوه مندرج در صورت حساب باشد از روزيكه راه آهن صورت حساب را كه در بند 7 ماده 17 قيد شده است بفرستنده تسليم نمايد. در صورت عدم تسليم صورت حساب مهلت براي مطالبات راه آهن از روز سيام (30) بعد از انقضاء مهلت تحويل كالا شروع ميشود. د - براي اقامه دعوا از طرف راه آهن مربوط بپرداخت مبالغي كه توسط گيرنده بجاي فرستنده پرداخت شده و با بالعكس و راه آهن موظف است آنرا بذيحق مسترد دارد از روزيكه تقاضاي استرداد بعمل آمده است. ھ - براي دعاوي مربوط باسترداد بهاي كالا كه در ماده 19 پيش بيني شده است از روز سيام (30) پس از انقضاء مهلت تحويل. و - براي دعاوي مربوط بپرداخت تتمه حساب فروش از روز فروش. ز - براي دعاوي مربوط بپرداخت يك اضافه حقوق گمركي كه از طرف گمرك يا ساير مقامات اداري ادعا شده باشد از روز ادعاي گمرك يا مقامات مزبور. ح - در ساير موارد از روزيكه ادعا بايد اعمال شود. روزيكه بنام شروع مرور زمان تعيين گرديده جزء ايام مهلت محسوب نميشود. بند 3 - در مورد اعتراضاتيكه طبق ماده 41 براي راه آهن ارسال شده است مرور زمان معلق ميماند تا روزيكه راه آهن ادعا را كتباً رد نموده و اوراق پيوست آن را نيز مسترد دارد. در صورت قبول قسمتي از ادعا مرور زمان فقط براي قسمتي از ادعا كه مورد اختلاف باقي ميماند جاري خواهد بود. اثبات اينكه ادعا نامه اداري دريافت شده يا جواب آن ارسال و اوراق ضميمه مسترد گرديده است بعهده طرفي است كه بآن استناد ميكند. ادعا نامههاي اداري بعدي نيز كه در مورد همين موضوع باشد مرور زمان را معلق نميكند. بند 4 - دعواي مشمول مرور زمان مورد اقدام قرار نميگيرد حتي بعنوان دعواي متقابل يا اعتراض شخص ثالث. بند 5 - با رعايت مقررات فوق معلق ماندن و قطع شدن مرور زمان بموجب قوانين و مقررات كشوريكه دعوا در آنجا طرح شده تعيين ميگردد.
فصل سوم
واريز حساب ها - دعاوي راه آهنها عليه يكديگر ماده چهل و هشت - واريز حساب بين راه آهنها. بند 1 - هر راه آهني كه مخارج يا ساير مطالبات مربوط بقرارداد باربري را چه در مبداء و چه در مقصد دريافت كرده موظف است سهم راه آهنهاي ذينفع را از مخارج و مطالبات مزبور بپردازد. تشريفات اين پرداخت در موافقت هاي متبادله بين راه آهنها تعيين شده است. بند 2 - چنانچه راه آهن فرستنده كرايه حمل و ساير مخارجي را كه طبق بارنامه بعهده فرستنده كالا بوده است دريافت نكرده باشد با حفظ حقوق عليه فرستنده كالا مسئول پرداخت اين هزينهها خواهد بود. بند 3 - اگر راه آهن مقصد كالا را بدون دريافت مخارج و ساير مطالبات ناشي از قرارداد باربري تحويل داده باشد در قبال راه آهن هاي قبلي و سايرراه آهنهاي ذينفع مسئول است. بند 4 - در صورت عدم توانائي پرداخت يكي از راه آهنها كه بر حسب تقاضاي يكي از راه آهنهاي طلبكار مورد رسيدگي و تائيد دفتر مركزي حمل ونقل هاي بينالمللي با راه آهن قرار گرفته باشد مورد مطالبه از طرف كليه راهنهاي [راه آهنهاي] ديگر كه در حمل و نقل شركت كردهاند به نسبت سهم هر يك در كرايه حمل و نقل تقبل ميشود. حق اقامه دعوي عليه راهني [راه آهني] كه عدم قدرت پرداخت آن تاييد شده است محفوظ ميماند. ماده چهل و نه - اقامه دعوي در مورد غرامت براي فقدان كالا و يا آسيب ديدگي آن: بند 1 - راه آهني كه غرامتي را براي فقدان كلي و جزئي كالا و يا براي آسيب ديدگي آن بموجب اين مقاوله نامه پرداخت كرده است حق دارد عليه راه آهنهائيكه در حمل و نقل شركت كردهاند طبق ترتيبات زير اقامه دعوي نمايد: الف - راه آهني كه در اثر عمل او خسارت پيش آمده تنها مسئول خسارت است.
ب
اگر خسارت در اثر عمل چند راه آهن پيش آيد هر يك از آنها مسئول خسارتي ميباشند كه خود موجب آن شده و اگر تشخيص اين امر ممكن نباشد مسئوليت خسارت با توجه باصول مذكوره در حرف ج بين آنها تسهيم ميشود.
ج
اگر نتوان ثابت كرد كه خسارت در نتيجه عمل يك يا چند راه آهن پيش آمده است مقدار غرامت بين تمام راه آهنها كه در اين باربري شركت كردهاند بغير از آنهائيكه ثابت كنند خسارت در خطوط آنها پيش نيامده تسهيم ميشود. تسهيم مبلغ غرامت به نسبت تعداد كيلومترهاي مسافتي كه بر حسب آن تعرفهها اجرا شده است بعمل مي آيد. بند 2 - در صورت عدم قدرت يكي از راه آهنها سهم مربوط بآن كه پرداخت نشده بين راه آهنهائي ديگر كه در حمل و نقل شركت كردهاند به نسبت كيلومترهاي مسافتي كه بر حسب آن تعرفهها اجرا شده است تسهيم ميشود. ماده پنجاه - اقامه دعوا در مورد غرامت براي تأخير در مهلت تحويل: بند 1 - مقررات مندرج در ماده 49 در مورد پرداخت غرامت براي تأخير در مهلت تحويل قابل اجرا ميباشد. چنانچه تأخير در مهلت تحويل كالا در نتيجه نا منظميهاي حاصله در روي خطوط چندين راه آهن باشد مبلغ غرامت به نسبت مدت تأخيري كه روي هر يك از شبكههاي مربوطه انجام گرفته است تقسيم خواهد شد. بند 2 - مهلت تحويل تعيين شده در ماده 11 بين راه آهنهاي مختلف كه در حمل و نقل شركت كردهاند بشرح زير تقسيم ميشود. الف - بين دو راه آهن همسايه: اولاً مهلت ارسال بين دو راه آهن نصف ميشود. ثانياً مهلت حمل به نسبت تعداد كيلومترهاي فواصلي كه روي هر يك از دو راه آهن تعرفه اجرا ميشوند تقسيم ميگردد.
ب
بين سه راه آهن يا بيشتر: اولاً مهلت ارسال بين راه آهن مبداء و مقصد نصف ميشود. ثانياً يك سوم مهلت حمل بسهم مساوي بين تمام راه آهنهاي شركت كننده در حمل و نقل تقسيم ميشود. ثالثاً دو سوم مهلت حمل به نسبت تعداد كيلومترهاي مسافتي كه تعرفهها در هر يك از راه آهنها اجرا ميشود تقسيم ميگردد. بند 3 - مهلتهاي اضافي را كه يك راه آهن ميتواند از آن استفاده كند بآن راه آهن اعطا خواهد شد. بند 4 - مدت زماني كه بين تحويل كالا براه آهن تا آغاز مهلت ارسال صرف ميشود فقط مربوط براه آهن فرستنده است. بند 5 - تقسيمي كه در بالا مورد بحث قرار گرفت مورد عمل قرار نميگيرد مگر در صورتيكه مهلت تحويل كلي رعايت نشده باشد. ماده پنجاه و يك - رويه اقامه دعوا: بند 1 - راه آهني كه بر عليه آن بموجب مواد 49 و 50 اقامه دعوا ميشود بهيچوجه صلاحيت ندارد بصحت پرداختي كه از طرف اداره راه آهني كه اقامه دعوا كرده است اعتراض كند هر گاه مبلغ غرامت بوسيله مقام قضائي تعيين شده باشد كه رسيدگي بموضوع رسماً باو ابلاغ و از او خواسته شده است كه شخصاً در محاكمه مداخله نمايد قاضي محكمه پس از وقوف از موضوع دعوا طبق جريان كار مهلت هاي مربوط باحضار و شركت درمحاكمه را تعيين مينمايد. بند 2 - راه آهني كه ميخواهد اقامه دعوا كند بايد ادعاي خود را عليه تمام راه آهنهاي ذينفع كه با آنها حل اختلاف ننموده در يك ادعا نامه و با توجه باينكه ادعاي خود را عليه راه آهنهائيكه اقامه دعوا ننموده است از دست خواهد داد تنظيم نموده و در يك محكمه اقامه دعوا نمايد. بند 3 - قاضي بايد در يك حكم براي تمام دعاوي كه پيش او مطرح است رأي صادر كند. بند 4 - راه آهنهائيكه عليه آنها اقامه دعوا شده نميتوانند اقامه دعواي بعدي بنمايند. بند 5 - وارد نمودن دعاوي مربوط به تضمين در دعواي مربوط بتقاضاي اصلي غرامت مجاز نميباشد. ماده پنجاه و دو - صلاحيت براي دعاوي: بند 1 - قاضي اقامتگاه راه آهني كه عليه آن راه آهن اقامه دعوي ميشود در تمام دعاوي مطروحه منحصراً ذيصلاحيت است. بند 2 - وقتي كه دعوي عليه چند راه آهن بايد اقامه شود راه آهن خواهان حق دارد از بين قاضي هاي ذيصلاحيت بموجب بند 1 آن قاضي را انتخاب كند كه عرضحال خود را نزد او تسليم ميدارد. ماده پنجاه و سه - توافق در موضوع دعاوي: راه آهنها ميتوانند با توافق بين خود مقررات مربوط بدعاوي متقابل خود را كه در فصل سوم تعيين شده نقض كنند.
قسمت چهارم
مقررات مختلف ماده پنجاه و چهار - اجراي حقوق ملي: در صورت عدم وجود شروطي در اين مقاوله نامه در مقررات مخصوص مندرج در بند 4 ماده 60 در مقررات مكمل مندرج در بند 5 ماده 60 و تعرفههاي بينالمللي مقررات و قوانين و آئين نامههاي ملي مربوط به باربري در هر كشوري قابل اجرا ميباشد. ماده پنجاه و پنج - قواعد كلي آئين دادرسي: براي كليه اختلافاتيكه از حمل و نقل هاي تابع اين مقاوله نامه ناشي ميشود رويه قضائي كه بايد اعمال گردد همانست كه قاضي ذيصلاحيت آن رامورد عمل قرار ميدهد مگر اينكه مقررات مخالفي در مقاوله نامه وجود داشته باشد. ماده پنجاه و شش - اجراي احكام قضائي - ضبط و تضمين: بند 1 - موقعيكه احكام قضائي اعم از حضوري و يا غيابي توسط قاضي ذيصلاحيت و بموجب مقررات اين مقاوله نامه صادر و طبق قوانين استنادي اين قاضي لازم الاجرا گرديد در هر يك از كشورهاي عضو نيز پس از انجام تشريفات لازم و مقرر در هر كشوري لازم الاجرا خواهد بود. تجديد نظر درماهيت امر پذيرفته نيست اين رويه در مورد احكامي كه جنبه اجرائي موقت دارند اجرا نميشود و همچنين در مورد محكوميت هاي مربوط بمطالبه جبران خسارتهاي وارده كه با پرداخت هزينه مربوطه عليه خواهان بعلت رد درخواست او صادر ميگردد نيز اجرا نميشود. بند 2 - مطالباتيكه در اثر يك باربري بينالمللي بنفع يك راه آهن عهده راه آهن ديگر كه از همان كشور راه آهن اولي تبعيت نميكند ايجاد شود نميتواند مورد توقيف قرار گيرد مگر بموجب حكم صادر از قوه قضائيه كشور متبوعه راه آهني كه داراي مطالبات مورد توقيف است. بند 3 - وسايط نقليه راه آهن همچنين اشياء مختلف ديگري كه در حمل و نقل بكار ميروند و متعلق به راه آهن است مانند آوندها وسايل بارگيري روپوشها و غيره در سرزمين كشور ديگري غير از كشور متبوع راه آهن مالك مورد توقيف قرار نميگيرند آنهم با صدور حكم از طرف مقامات قضائي آن كشور. واگنهاي اختصاصي همچنين اشياء مختلف ديگر موجود در آن واگنها كه در باربري بكار ميروند و متعلق بمالك واگن است نميتوانند مورد توقيف قرار بگيرند مگر در كشور محل اقامت مالك آنهم با صدور حكم و رأي از طرف مقامات قضائي آن كشور. بند 4 - براي تأمين پرداخت هزينههاي محاكمات قضائي كه بر اساس قرارداد باربري بينالمللي اقامه ميشوند تضمين مطالبه نخواهد شد. ماده پنجاه و هفت - واحد پول - نرخ تسعير و يا قبول پول هاي خارجي: بند 1 - مبلغي كه بواحد فرانك در اين مقاوله نامه و ضمايم آن تعيين شده عبارت از فرانك طلا بوزن 10/31 گرم بعيار 900ر0 ميباشد. بند 2 - راه آهن موظف است نرخهاي تسعير مورد عمل خود را در مورد كرايه حمل و ساير مخارج و استرداد بهاي كالا كه بواحدهاي پول خارجي تعيين شدهاند به پول كشور خود دريافت ميدارد چاپ و منتشر نمايد (نرخ تسعير). بند 3 - همچنين راه آهني كه پول خارجي را براي پرداخت قبول ميكند بايد نرخهائي را كه با آنها پول خارجي را قبول ميكند چاپ و منتشر نمايد (نرخ قبول ارز). ماده پنجاه و هشت - دفتر مركزي حمل و نقلهاي بينالمللي با راه آهنها: بند 1 - براي تسهيل و تأمين اجراء اين مقاوله نامه يك دفتر مركزي حمل و نقلهاي بينالمللي وسيله راه آهنها تأسيس گرديده است كه مأمور اجراي امور زير ميباشد. الف - دريافت اطلاعات از تمام كشورهاي عضو مقاوله نامه و هر يك از راه آهنهاي ذينفع و اعلام آنها بكشورها و راه آهنهاي ديگر. ب - جمع آوري و تنظيم و چاپ و انتشار هر گونه اطلاعات كه براي سرويس حمل و نقلهاي بينالمللي مفيد باشد. ج - تسهيل روابط مالي لازم براي سرويس حمل و نقلهاي بينالمللي بين راه آهنهاي مختلف و واريز مطالبات معوقه و تأمين اطمينان لازم در اينمورد در روابط بين راه آهنها. د - اقدام براي رفع اختلافات مربوط به تفسير و اجراي اين مقاوله نامه بين كشورهاي عضو يا مؤسسات حمل و نقلي كه خطوط آنها در فهرست خطوط پيش بيني شده در ماده 59 ثبت است از طريق راهنمائي و كمكهاي فكري يا ميانجيگري يا هر طريق كه ممكن باشد بر حسب تقاضاي يكي از اين كشورهاي عضو يا يكي از مؤسسات حمل و نقل. ھ - اعلام نظر مشورتي در مورد اختلافات مربوط بتفسير و اجراي اين مقاوله نامه بر حسب تقاضاي طرفين اختلاف اعم از كشورها مؤسسات حمل ونقل يا مشتريهاي آنها. و - همكاري براي رفع اختلاف مربوط به تفسير يا اجراي مقاوله نامه از طريق داوري. ز - تنظيم تقاضاهاي مربوط باطلاعات اين مقاوله و در صورت لزوم پيشنهاد تشكيل جلسات كنفرانسها طبق ماده 69. بند 2 - آئين نامه خاصي كه ضميمه شماره 2 اين مقاوله نامه را تشكيل ميدهد مقر تركيب و سازمان اين دفتر و همچنين وسايل كار و شرايط و طرز عمل و نظارت آنرا تعيين مينمايد. ماده پنجاه و نه - فهرست خطوط تابع مقاوله نامه: بند 1 - دفتر مركزي كه در ماده 58 پيش بيني شده مأمور تهيه و تنظيم و مرتب نگاهداشتن و انتشار فهرست خطوط تابع اين مقاوله نامه مي باشد. بدينمنظور از كشورهاي عضو اطلاعات مربوط را براي درج در اين فهرست يا حذف خطوط يك راه آهن يا يك مؤسسه كه در ماده 2 ذكر شده است دريافت مي كند. بند 2 - ورود يك خط جديد در سرويس حمل و نقلهاي بينالمللي يك ماه بعد از تاريخ نامه دفتر مركزي بعنوان كشورهاي عضو مشعر بر اعلام ثبت آن خط در فهرست مربوطه عملي ميگردد. بند 3 - حذف يك خط از طرف دفتر مركزي موقعي اعلام ميگردد كه بدرخواست كشور عضويكه بنا به تقاضاي او اين خط در فهرست قيد گرديده است طي يادداشتي بدفتر مركزي اعلام نمايد كه آن خط بايد حذف شود. بند 4 - دريافت اعلاميه منتشره از طرف دفتر مركزي به هر راه آهني حق ميدهد فوراً كليه روابط حمل و نقل بينالمللي خود را با خط حذف شده قطع نمايد. مگر در مورد حمل و نقلهائيكه در جريان ميباشد و بايد خاتمه پذيرد. ماده شصت . مقررات خاص در مورد بعضي از باربريها - مقررات تكميلي: بند 1 - حمل واگنهاي خصوصي تابع مقررات ضميمه شماره 4 مي باشد. بند 2 - حمل حمل آوندها تابع مقررات ضميمه شماره 5 است. بند 3 - براي حمل بستههاي فوري راه آهنها مي توانند بعضي از مواد مخصوص تعرفههاي خودشانرا با مقررات خاص مندرج در ضميمه 6 وفق دهند. بند 4 - براي حمل و نقلهاي نامبرده زير. الف - حمل و نقل با اسناد حمل قابل مبادله.
ب
حمل و نقل بشرط عدم تحويل كالا جز در مقابل نسخه رونوشت بارنامه.
ج
حمل و نقل روزنامهها. د - حمل و نقل كالا بمقصد بازارهاي مكاره و نمايشگاهها. ھ - حمل و نقلهاي وسايل بارگيري و وسايل پوششي ضد سرما و گرما براي كالاهاي حمل شده دو يا چند كشور عضو بوسيله انعقاد قراردادهاي خاصي و يا راه آهنها بموجب مواد مخصوص تعرفههاي خود ميتوانند شرايطي را براي اينگونه حمل و نقلها مقرر دارند كه مغاير اين مقاوله نامه باشد.
ج
حمل و نقل با بارنامههائيكه فاقد سنديت براي محاسبه و پرداخت كرايه باشند. بند 5 - مقررات تكميلي كه بعضي از كشورهاي عضو يا بعضي از راه آهنها براي اجراي مقاوله نامه انتشار ميدهند بدفتر مركزي ارسال خواهد شد. اين مقررات تكميلي ميتوانند در راه آهنهائيكه الحاق خود را بآن اعلام داشتهاند بنحويكه در قوانين و آئين نامههاي هر كشوري پيش بيني شده است باجرا گذارده شود بدون آنكه اين مقاوله نامه را نقض نمايند و اجراي اين مقررات تكميلي كتباً باطلاع دفتر مركزي خواهد رسيد. ماده شصت و يك - حل و فصل اختلافات از طريق حكميت. بند 1 - هر گاه اختلافاتي كه در مورد تفسير اجراي قرارداد بين اعضاء بوجود ميآيد بين خود آنان حل و فصل نشود با توجه باينكه اين مقاوله نامهعنوان قانون بينالمللي و يا عنوان حقوق قراردادي مورد قبول همه را دارد و همچنين با توجه باينكه مقررات تكميلي آن كه توسط بعضي از كشورهايعضو مقاوله نامه تدوين شدهاند و نيز موافقتنامههاي خاصي كه در بند 4 ماده 60 پيش بيني شده است همان ارزش را دارند ميتوان بنا بر درخواست اعضاء اين اختلافاترا ارجاع به حكميت نمود. تركيب و رويه دادرسي محاكمي كه عهدهدار اين نوع حكميت ميباشند در ضميمه 7 اين مقاوله نامه درج شده است. بند 2 - معالوصف در مورد اختلاف بين كشورها مقررات مندرج در ضميمه 7 طرفين را وادار به مراعات آن نخواهد كرد و هر يك از كشورها رأساً ميتوانند درباره تركيب دادگاه حكميت و رويه دادرسي آن تصميم لازم اتخاذ كنند. بند 3 - بنا بر تقاضاي طرفين حكميت در موارد زير رسيدگي ميكنند: الف - بدون اينكه بحل اختلاف بموجب مقررات قانوني ديگر لطمهاي برسد: اولاً در مورد اختلافات بين كشورهاي عضو قرارداد. ثانياً در مورد اختلافات بين كشورهاي عضو و كشورهاي غير عضو. ثالثاً در مورد اختلافات بين كشورهاي غير عضو. بشرط آنكه در دو مورد اخيرالذكر قرارداد حاضر مانند يك قانون ملي يا بعنوان حقوق قراردادي قابل اجرا باشد.
ب
در مورد اختلافات بين مؤسسات باربري.
ج
در مورد اختلافات بين مؤسسات باربري و مشتريان. د - در مورد اختلافات بين مشتريان. بند 4 - اجراي رويه دادرسي حكميت در مورد تعليق و قطع مرور زمان دعاوي مربوط به طلب همان اثر دارد كه طرح دعوا در محاكم عادي. بند 5 - احكام صادره از دادگاههاي حكميت درباره مؤسسات باربري و مشتريان در هر كشور عضو قرارداد بعد از انجام تشريفات مقرره داخلي لازم الاجرا ميگردد.
قسمت پنجم
مقررات استثنائي ماده شصت و دو - نقضهاي موقتي. بند 1 - اگر وضع اقتصادي و مالي كشوري طوري باشد كه اجزاء مقررات فصل سوم از قسمت سوم مقاوله نامه مشكلات بزرگي براي آنها ايجاد كند هر كشوري با گنجانيدن مقرراتي در تعرفههاي خود و يا اعطاي اختيارات كلي يا خصوص بادارات راه آهن ميتوانند مقررات ماده 17 و 19 و 21مقاوله نامه را در مورد بعضي از حمل و نقلها بشرح زير نقض نمايند: الف - ارسال محمولات از اين كشور با پرداخت كرايه بعمل آيد. اولاً خواه تمامي كرايه مسير در فاصله مبداء تا مرز كشور پرداخت گردد. ثانياً خواه حداقل كرايه مسير داخلي كشور تا حدود مرز پرداخت گردد. ب - محمولاتيكه بمقصد اين كشور فرستاده ميشوند بايد در مبداء كرايه آنها پرداخت شود. اولاً خواه اين عمل حداقل تا مرزهاي آن كشور صورت گيرد بشرط اينكه كشور مبداء از محدوديت مذكور در شماره 1 بند الف فوق الذكر استفاده ننمايند. ثانياً خواه كرايه مسير حداكثر تا مرزهاي آن كشور دريافت گردد. ج - محمولات اعم از اينكه از اين كشور صادر و يا بمقصد آن وارد شوند نميتوانند از هيچگونه استرداد بهاي استفاده كنند و همچنين هيچگونه پيش پرداختي پذيرفته نميشود و يا اينكه استرداد بهاي كالا و پيش پرداختها در حدود معيني مورد قبول قرار گيرد. د - بفرستنده اجازه داده نميشود كه قرارداد باربري را نسبت بكشور مقصد در مورد پرداخت كرايه و استرداد بها تغيير دهد. بند 2 - تحت همان شرايط كشورها با اختيارات كلي و يا مخصوصي كه بادارات راه آهن ميدهند مي توانند مقررات مواد 17 و 19 و 21 و مقاوله نامه را نقض كنند و متقابلاً بشرح زير تصميم بگيرند. الف - مقررات پرداخت هزينهها بر حسب موافقت بين راه آهنهاي ذينفع بطور خاصي تدوين شود. اين مقررات نميتواند شامل ترتيبي باشد كه در ماده 17 پيش بيني نشده است.
ب
بعضي درخواستها براي اصلاح قرارداد باربري مورد قبول قرار نگيرد. بند 3 - تصميمات متخذه طبق بندهاي 1 و 2 بدفتر مركزي اطلاع داده ميشود. تصميمات مذكور در بند 1 حداقل پس از انقضاء يك مهلت هشت روزه از تاريخ اطلاع كتبي دفتر مركزي بساير كشورها بمورد اجرا در ميآيد. تصميمات مذكوره در بند 2 حداقل بعد از گذشتن يك مهلت دو روزه از تاريخ انتشار در كشورهاي ذينفع بموقع اجرا گذارده ميشود. بند 4 - محمولات بين راه مشمول تصميمات مذكوره نخواهد شد. ماده شصت و سه - مسئوليت در حمل و نقل راه آهن - دريا: بند 1 - در حمل و نقلهاي مختلط (راه آهن - دريا) كه از خطوط منظوره در بند 1 ماده 2 استفاده ميشود هر كشوري ميتواند ضمن تقاضاي اينكه اطلاعات مفيد در فهرست خطوط تابع قرارداد قيد شود اضافه نمايد كه علل معافيت مشروحه زير به معافيتهاي پيش بيني شده در ماده 27 منضم شود. مؤسسه حمل و نقل نميتواند از آن معافيتها بهره مند گردد مگر در صورتيكه ثابت كند فقدان و آسيب ديدگي و يا تأخير در مهلت تحويل در روي خط سير دريائي از موقع بارگيري كالا در روي كشتي تا تخليه آن از كشتي پيش آمد كرده است. علل معافيت از مسئوليت بشرح زير است: الف - اقدامات و مسامحه يا خطاي ناخدا. ملوان. راهنما يا مأمورين حمل و نقل كننده در كشتيراني.
ب
عدم قابليت كشتي براي دريا نوردي بشرط اينكه حمل و نقل كننده ثابت كند كه اين پيش آمد مربوط بعدم دقت لازم از طرف او نبوده است و مراقبتهاي لازم را براي آنكه كشتي جهت كشتيراني آماده باشد انجام داده است و كشتي را با وسايل لازم و سوخت و تدارك كافي مجهز نموده است. تمام قسمتهاي كشتي را براي بارگيري مالالتجاره آماده و در وضع مناسبي قرار داده است بطوري كه تمام قسمت هاي كشتي آماده براي قبول كالا جهت حمل و حفاظت آن بوده است.
ج
آتش سوزي بشرط اينكه حمل و نقل كننده ثابت كند كه آتش سوزي معلول عمل يا خطاي او يا ناخدا. ملوان و راهنماي كشتي و ساير مأمورين مربوطه صورت نگرفته است. د - مخاطرات و يا سوانح دريا و يا ساير آبهاي قابل كشتيراني. ھ - نجات يا كوشش براي نجات جان يا مال در دريا. و - بارگيري كالا روي صحنه كشتي بشرط اينكه با رضايت فرستنده كه در بارنامه قيد شده باشد كالا در روي صحنه كشتي و بدون واگن بارگيري شود. علل معافيت فوقالذكر بهيچوجه موجب نفي يا كاهش تعهدات كلي حمل و نقل كننده نبوده مخصوصاً تعهد او براي مراقبت لازم در اينكه كشتي را آماده كشتيراني نموده و يا وسايل لازم سوخت و تداركات كافي مجهز نمايد و همچنين تمام قسمتهاي كشتي را كه كالا در آن بارگيري ميشود آماده و مهيا سازد بطوريكه براي قبول حمل و نقل و محافظت كالا مناسب باشد. هنگاميكه حمل و نقل كننده از علل معافيت مذكور فوق استفاده ميكند چنانچه ذيحق ثابت كند تأخير در مهلت تحويل كالا و فقدان يا آسيب ديدگي آن معلول يك خطاي حمل و نقل كننده يا ناخدا و ملوان يا راهنما يا مأمورين مربوطه غير از آنچه كه در رديف الف ذكر شده بوده است در اين قبيل موارد حمل و نقل كننده مسئول شناخته ميشود. بند 2 - هر گاه يك مسير دريائي توسط چند مؤسسه مندرج در فهرست مذكوره در ماده 1 مورد استفاده قرار گيرد نحوه مسئوليت كه در اين مسير قابل اجراست بايد براي تمام مؤسسهها يكسان باشد. بعلاوه هنگاميكه اين مؤسسات بنا بر درخواست چندين كشور در فهرست ثبت شدهاند قبول نحوه اين مسئوليت بايد قبلاً بين دولتها مورد توافق قرارگيرد. بند 3 - تصميماتيكه بر طبق اين ماده اتخاذ ميشود باطلاع دفتر مركزي خواهد رسيد اين تصميمات حداقل پس از انقضاء يك مهلت سي روزه از تاريخ نامهايكه دفتر مركزي طي آن تصميمات را بدولتهاي ديگر اعلام ميكند بموقع اجرا گذارده ميشود. محمولاتيكه در بين راه هستند مشمول اين تصميمات نخواهند شد. ماده شصت و چهار - مسئوليت در مورد سوانح هستهاي (اتمي): راه آهن از مسئوليت ناشي از اين مقاوله مبري ميشود هر گاه خسارات وارده معلول يك سانحه هستهاي بوده و بموجب مقررات مخصوص جاري در يكي از دول عضو مقاوله نامه و ناظر بر مسئوليت در زمينه انرژي اتمي مؤسسه بهره برداري كننده از يك دستگاه هستهاي يا جانشين او مسئول اين خسارت باشد.
قسمت ششم
مقررات نهائي ماده شصت و پنج - امضاء. اين مقاوله نامه كه ضمائم آن قسمت مكمل آن ميباشد تا سيام آوريل 1970 براي امضاء كشورهائيكه قبلاً عضو بودهاند و كشورهائيكه از آنها براي شركت در كنفرانس عادي تجديد نظر دعوت شده باز ميباشد. ماده شصت و شش - تصويب مقاوله نامه و بمورد اجرا گذاردن آن: اين مقاوله نامه بتصويب خواهد رسيد و اسناد مربوط بتصويب آن هر چه زودتر نزد دولت سويس توديع ميگردد. وقتي مقاوله نامه توسط پانزده كشور بتصويب رسيد يا حداكثر يكسال بعد از امضاء آن دولت سويس با دولتهاي ذينفع جهت بررسي امكان اجراي مقاوله نامه تماس خواهد گرفت. ماده شصت و هفت - الحاق به مقاوله نامه: بند 1 - هر كشوريكه مقاوله نامه را امضاء ننموده باشد و بخواهد بآن به پيوندد تقاضاي خود را خطاب بدولت سويس ارسال ميدارد. اين دولت آنرا بضميمه يادداشت دفتر مركزي در خصوص موقعيت راه آهنهاي كشور متقاضي از لحاظ حمل و نقلهاي بينالمللي براي تمام كشورهاي عضو ارسال خواهد داشت. بند 2 - چنانچه در ظرف شش ماه از تاريخ اين اعلاميه حداقل دو كشور مخالفت خود را نسبت بتقاضاي ارسال شده بدولت سويس اطلاع ندهند تقاضا با حقوق كامل پذيرفته شده تلقي مي گردد و اعلاميه آن توسط دولت سويس بكشور متقاضي و كليه كشورهاي عضو مقاوله نامه فرستاده خواهد شد. در غير اينصورت دولت سويس بكليه كشورهاي عضو مقاوله نامه و همچنين بدولت متقاضي اعلام خواهد داشت كه بررسي تقاضاي عضويت آن بتأخير افتاده است. بند 3 - هر پذيرش بعد از يك ماه از تاريخ ارسال اعلاميه توسط دولت سويس رسميت پيدا ميكند. چنانچه در انقضاء اين مهلت هنوز مقاوله نامه بموقع اجرا گذارده نشده باشد از تاريخ اجراي مقاوله نامه رسميت خواهد يافت. ماده شصت و هشت - مدت تعهد دولتهاي عضو مقاوله نامه: بند 1 - مدت اين مقاوله نامه نامحدود است معالوصف هر كشور عضو مقاوله نامه تحت شرايط زير ميتواند از آن كناره گيري نمايد. مقاوله نامه براي هر كشور تا تاريخ 31 دسامبر پنجمين سال بعد از تاريخ اجراي مقاوله نامه معتبر است. هر كشوري كه بخواهد در پايان اين دوره ازعضويت كناره گيري كند بايد تصميم خود را حداقل يكسال قبل بدولت سويس اطلاع دهد تا دولت سويس آنرا بكليه كشورهاي عضو مقاوله نامه اطلاع دهد. چنانچه در ظرف مهلت قيد شده در بالا تصميم كشوري رسماً اعلام نگردد عضويت آن كشور با استفاده از كليه حقوق مربوطه براي يكدوره سه ساله تمديد خواهد شد و همچنين سه سال به سه سال دوره آن تجديد ميگردد و چنانچه كشور نامبرده حداقل يكسال قبل از 31 دسامبر آخرين سال هريك از دورههاي سه ساله از ابلاغ تصميم خود سر باز زند عضويت آن به نهج مذكور تمديد ميگردد. بند 2 - كشورهائيكه در خلال دوره پنجساله يا يكي از دورههاي سه ساله براي شركت در مقاوله نامه پذيرفته شوند تا آخر دوره مربوطه و همچنين تا پايان هر يك از دورههاي بعدي متعهد شناخته ميشوند تا موقعيكه حداقل يكسال قبل از انقضاء يكي از دورههاي مزبور انصراف خود را اعلام ندارند در تعهد باقي ميمانند. ماده شصت و نه - تجديد نظر در مقاوله نامه: بند 1 - نمايندگان كشورهاي عضو مقاوله نامه براي تجديد نظر در مقاوله نامه طبق دعوتنامه دولت سويس و حداكثر پنجسال بعد از اجراي آن اجتماع مينمايند. يك كنفرانس قبل از اين تاريخ بنا بر تقاضاي حداقل ثلث دول متعاهد تشكيل خواهد شد. با موافقت اكثريت دولتهاي متعاهد دولت سويس از دولتهاي غير متعاهد نيز دعوت بعمل خواهد آورد. با موافقت اكثريت دول متعاهد دفتر مركزي براي شركت در كنفرانس از نمايندگان زير دعوت بعمل خواهد آورد. الف - از سازمانهاي بينالمللي دولتي كه در امور حمل و نقل صلاحيت دارند.
ب
از سازمانهاي بينالمللي غير دولتي كه بامر حمل و نقل اشتغال دارند. شركت نمايندگان دولتهاي غير متعاهد و همچنين سازمانهاي بينالمللي غير دولتي در مذاكرات كنفرانس بوسيله آئين نامه مربوط بمذاكرات اين كنفرانسها ترتيب داده ميشود. با موافقت اكثريت دولتهاي كشورهاي متعاهد. دفتر مركزي ميتواند قبل از كنفرانسهاي تجديد نظر عادي و فوقالعاده كميسيونهائي را براي بررسي مقدماتي پيشنهادات مربوط به تجديد نظر دعوت نمايد مقررات ضميمه شماره 3 عيناً در مورد اين كميسيونها قابل اجراست. مقررات ماده 6 اين ضميمه مربوط است بكميسيون تجديد نظر و در مورد كميسيونهاي مقدماتي قابل اجراست. بند 2 - بموقع اجرا گذاردن مقاوله نامه جديدي كه كنفرانس تجديد نظر تهيه ميكند متضمن فسخ مقاوله نامه قبلي و ضمائم آنست حتي از لحاظ دولتهاي متعاهديكه مقاوله نامه جديد را تصويب ننمايند. بند 3 - در فاصله كنفرانسهاي تجديد نظر مواد 3 و 4 و بند 5 از ماده 5 و همچنين مواد 17 و 18 و 19 و 20 و 21 و 22 و 23 و 24 و 25 و همچنين مواد 6 و 7(باستثناي بند 1) و 8 (باستثناي بند 1) و 10 (باستثناي رديف 2 از بند 6) 11 و 12(باستثناي بند 4) 13 و 14 (باستثناي رديف 2 بند 2) 15(باستثناي رديف 1 بند 1) 30 و 35 و 36 و 41 و 48 و 49 و 50 و 53 و 60 (باستثناي بند 5) و ضمائم 6 و 7 را ميتوان بوسيله كميسيون تجديد نظر تغييرداد. سازمان و طرز كار اين كميسيون موضوع ضميمه شماره 3 اين مقاوله نامه ميباشد تصميمات كميسيون تجديد نظر بلا فاصله توسط دفتر مركزي بدولتهاي كشورهاي متعاهد اعلام گشته و قبول شده تلقي ميشود. چنانچه در مدت سه ماه از آغاز روز اعلام آنها اقلاً پنج دولت اعتراضات خود را طي يادداشتي اعلام ننمايند. اين تصميمات از اولين روز هشتمين ماه پس از ماهي كه در خلال آن دفتر مركزي تصميمات متخذه را باطلاع دولتهاي كشورهاي متعاهد اعلام ميدارد بموقع اجرا گذارده ميشود. دفتر مركزي هنگام ابلاغ تصميمات اين روز را معين ميكند. بند 4 - بمنظور تغيير دادن آئين نامههاي نامبرده زير كميسيونهائي از كارشناسان تشكيل ميشود كه سازمان و طرز كار آن موضوع اساسنامهايست كه ضميمه شماره 3 اين مقاوله نامه را تشكيل ميدهد. الف - آئين نامه بينالمللي مربوط بحمل و نقل كالاهاي خطرناك با راه آهن (ضميمه 1).
ب
آئين نامه بينالمللي مربوط بحمل و نقل واگنهاي اختصاصي (ضميمه شماره 4).
ج
آئين نامه بينالمللي مربوط بحمل و نقل آوندها (ضميمه شماره 5). تصميمات كميسيونهاي كارشناسان بلا فاصله توسط دفتر مركزي بدولتهاي كشورهاي متعاهد ابلاغ خواهد شد و قبول شده تلقي ميشود چنانچه در ظرف مدت چهار ماه كه مبداء آن روز ابلاغ است اقلاً پنج دولت مخالفت خود را اعلام ندارند. اين تصميمات از اولين روز هشتمين ماه بعد از ماهي كه در خلال آن دفتر مركزي آنها را باطلاع دولتهاي كشورهاي متعاهد رسانده است بموقع اجرا گذارده ميشود. دفتر مركزي هنگام ابلاغ تصميمات اين روز را تعيين ميكند. ماده هفتاد - متون مقاوله نامه - ترجمههاي رسمي: اين مقاوله نامه بر حسب معمول ديپلماسي بزبان فرانسه مورد توافق قرار گرفته است و بامضاء رسيده است به متن فرانسه يك متن بزبان آلماني و يك متن بزبان انگليسي و يك متن بزبان ايتاليائي و يك متن بزبان عربي كه اعتبار ترجمه رسمي را دارند ضميمه است در صورت اختلاف متن فرانسه معتبر است. با اعتقاد كامل نمايندگان تامالاختيار زيرين با ارائه اعتبار نامه خود كه كاملاً صحيح و قانوني ميباشد اين مقاوله نامه را امضاء نمودهاند. امضاء شده در برن هفتم فوريه يكهزار و نهصد و هفتاد در يك نسخه فقط كه در آرشيو كنفدراسيون سويس توديع شده كه از آن يك رونوشت رسمي بهر يك از اعضاء تسليم خواهد گرديد. مقاوله نامههاي فوق منضم بقانون مقاوله نامه بينالمللي حمل و نقل مسافر و توشه با راه آهن ميباشد. رئيس مجلس سنا - جعفر شريف امامي پروتكل الحاقي بكنوانسيونهاي بينالمللي مربوط بحمل و نقل كالا (CIM) و مسافر و توشه (CIV) با راهآهن كه در تاريخ هفتم فوريه 1970 در برن بامضاء رسيده است. نمايندگان تامالاختيار امضاءكننده در مورد مقررات زير توافق نمودند:
1
طبق قوانين بريتانياي كبير براي موظف نمودن مشتريان راهآهن به رعايت آن قسمت از مقررات كنوانسيونهاي مصوب 1970 كه مربوط است بهخطوط راهآهن دولتهائي كه كنوانسيونهاي فوق را امضاء ننموده يا بآنها ملحق نگشتهاند بدولت بريتانياي كبير اختيار داده ميشود كه برخلافمقررات اين كنوانسيونها در مورد حمل و نقلهاي از مبدأ انگلستان در بارنامههاي چاپي (CIM) بليطهاي بينالمللي و قبض توشه (CIV) تذكري بهاستناد اين پروتكل الحاقي قيد نمايد.
2
با توجه باينكه در بريتانياي كبير ضمن قوانين مربوط به حمل و نقل هيچگونه اجباري براي انتشار و يا اعمال يكنواخت تعرفه درباره كليهمشتريان وجود ندارد لذا موافقت ميشود كه:
الف
مقررات (CIM) در مورد لزوم انتشار و اعمال يكنواخت تعرفه نسبت بكليه مشتريان در بريتانياي كبير اجرا نگردد.
ب
كرايههاي حمل و نقل و هزينههاي فرعي كه راهآهن بريتانياي كبير در سرويس داخلي مجاز به اخذ آن ميباشد در خطوط بينالمللي تابع (CIM) خود نيز اجراء نمايد.
3
تا انعقاد و بمورد اجراء گذاردن يك ضميمه مخصوص بضميمه (CIM) براي مقررات استثنائي حمل و نقل مختلط راهآهن - دريا براي حملمواد خطرناك بين قاره اروپا و انگلستان مواد خطرناكي كه تحت رژيم (CIM) از مبدأ اين كشور يا بمقصد آن حمل ميشوند بايستي در عين حال واجدشرايط منظور در ضميمه I و شرايط حمل اين مواد در سرويسهاي راهآهن و دريائي كشور مزبور باشند. II
1
طبق قوانين ايرلند براي موظف نمودن مشتريان راهآهن برعايت آن قسمت از مقررات كنوانسيونهاي مصوب 1970 كه مربوط است بخطوط راهآهن دولتهائي كه كنوانسيونهاي فوق را امضاء ننموده يا بآنها ملحق نگشتهاند بدولت ايرلند اختيار داده ميشود كه در خصوص حمل و نقلهاي ازمبدأ ايرلند در بارنامههاي چاپي (CIM) بليطهاي بينالمللي و قبض توشه (CIV) تذكري باستناد اين پروتكل الحاقي قيد نمايد.
2
با توجه باينكه در ايرلند ضمن قوانين مربوط بحمل و نقل هيچگونه اجباري براي انتشار يا اعمال يكنواخت تعرفه درباره كليه مشتريان وجودندارد لذا موافقت ميشود كه: الف - مقررات CIM در ايرلند هنگامي قابل اجرا است كه متضمن الزامي جهت انتشار و اعمال يكنواخت تعرفهها نسبت بكليه مشتريان باشد.
ب
كرايههاي حمل و نقل و هزينههاي فرعي كه راهآهن ايرلند در سرويس داخلي مجاز به اخذ آن ميباشد در آن كشور نسبت بخطوط بينالملليتابع CIM نيز قابل اجرا ميباشد.
3
تا انعقاد و بمورد اجراء گذاردن يك ضميمه مخصوص بضميمه (CIM)Iبراي مقررات استثنائي حمل و نقل مختلط راهآهن - دريا براي حملمواد خطرناك بين قاره اروپا و ايرلند - مواد خطرناكي كه تحت رژيم (CIM) از مبدأ اين كشور يا بمقصد آن حمل ميشوند بايستي در عين حال واجدشرايط منظور در ضميمه I و شرايط حمل اين مواد در سرويسهاي راهآهني و دريائي ايرلند باشد. III مقررات كنوانسيونهاي CIM و CIV ناقض كنوانسيونهائي كه بعضي دولتها براي حمل و نقل بين خود منعقد نموده و عمل مينمايند نميباشند مانند كنوانسيونهاي مربوط بجامعه اروپائي ذغال و فولاد و جامعه اقتصادي اروپائي. IV اين پروتكل كه مكمل كنوانسيونهاي 1970 است تا 30 آوريل 1970 براي امضاء مفتوح خواهد ماند و بايستي بتصويب رسد. دولتهائي كه اينپروتكل را قبل از انقضاي مهلت فوق امضاء نكرده باشند و همچنين دولتهائي كه مايل بالحاق باين پروتكل باشند ميتوانند با توجه بمواد 67 -CIM و 62 - CIVرسماً تقاضاي الحاق نمايند. سند تصويب اين پروتكل يا تقاضاي الحاق بآن بايستي نزد دولت سوئيس توديع شود. بنا بمراتب فوق نمايندگان تامالاختيار مشروحه زير كه اختيارنامههاي آنها در كمال صحت و اعتبار بود اين پروتكل را امضاء نمودهاند. برن بتاريخ هفتم فوريه هزار و نهصد و هفتاد (1970). اصل پروتكل امضاء شده در بايگاني كنفدراسيون سويس توديع گرديده و از آن يك نسخه رسمي بهر يك از طرفهاي كنوانسيون داده خواهد شد. نمايندگان دولتهاي: الجزاير - ايران روماني - اطريش ايرلند - ممالك متحده پادشاهي بريتانياي كبير و ايرلند شمالي بلژيك - ايتاليا بلغارستان - لبنان دانمارك - ليختنشتاين سوئد - اسپانيا لوكزامبورگ - سويس فنلاند - مغرب سوريه - فرانسه نروژ - چكسلواكي يونان - هلند تونس - مجارستان لهستان - تركيه عراق - پرتغال يوگسلاوي پروتكلهاي فوق منضم بقانون پروتكل الحاقي بقراردادهاي بينالمللي حمل و نقل كالا و مسافر و توشه بوسيله راهآهن ميباشد. رئيس مجلس سنا - جعفر شريف امامي